چرا یک مسلمان باید ظهور را نزدیک بداند

ماه قرآن و فرا رسیدن شبهایی که محتمل است شب قدر باشند، بهانه ای است تا مروری داشته باشیم به یکی از آموزه های قرآن مکتوب و قرآن ناطق که هر دو، حقیقت شب قدر هستند: آموزه نزدیک دیدن ظهور انسان کامل، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه(۱)

نزدیک بودن ظهور در قرآن مکتوب

در قرآن مکتوب، آیاتی هستند که فرا رسیدن قیامت را نزدیک بیان کرده اند. این نزدیکی می تواند از نظر بالا بودن امکان فرارسیدن قیامت در هر لحظه باشد و می تواند از نظر فاصله زمانی باشد. همچون مرگ که به انسان نزدیک است و در هر لحظه می تواند فرار برسد. نکته اینجاست که این آیات در کلام حضرات معصومان(ع) و مفسران، به جز قیامت به واقعه ظهور نیز تاویل شده اند. اما این آیات چه اشاره به قیامت داشته باشند، چه اشاره به واقعه شریف ظهور و چه به هر دوی آنها، یک واقعیت مسلم است:
وقتی قیامت نزدیک باشد، به طریق اولی، واقعه ظهور هم نزدیک است.

و اما برخی از این آیات:

– و یقولون متی هو قل عسی ان یکون قریبا (سوره اسراء، آیه ۵۱)
ترجمه: و می گویند که (معاد) در چه هنگام خواهد بود؟ بگو امید است که نزدیک باشد.

– هل ینظرون الا الساعه ان تاتیهم بغته و هم لایشعرون (سوره زخرف، آیه ۶۶)
ترجمه: آیا اینان جز ساعت (رستخیز) را انتظار دارند که ناگهان سراغ آنها بیاید و آنان بی خبر باشند؟
این آیه به جز قیامت به واقعه شریف ظهور هم تاویل شده است. مثلا زراره بن اعین از امام محمد باقر(ع) در مورد این آیه سئوال کرده است و ایشان فرموده اند:
«آن ساعت، هنگام حضرت قائم است که به ناگاه به آنان می رسد.» (رجوع کنید به «سیمای حضرت مهدی در قرآن»، تالیف سیدهاشم حسینی بحرانی، ترجمه سیدمهدی حائری قزوینی، نشر آفاق، صفحه ۴۱۷)
مضمونی مشابه مضمون همین آیه در سوره محمد(ص) آیه ۱۸ هم هست که در حدیثی از امام صادق(ع) به واقعه ظهور تاویل شده است. (منبع پیش گفته، صفحه ۴۲۴)

– ازفه الآزفه (سوره نجم، آیه ۵۷)
ترجمه: نزدیک شدنی، نزدیک شد.

– اقتربت الساعه ونشق القمر (سوره قمر، آیه ۱)
ترجمه: ساعت، بسی نزدیک شد و ماه از میان شکافت.
از جمله مواردی که این آیه به جز قیامت به واقعه شریف ظهور تاویل شده است در ماجرای تشرف ابن مهزیار خدمت امام عصر(عج) است:
ابن مهزیار می گوید خدمت امام عرض کردم که: آیا ظهور نزدیک شده؟ فرمود: اقتربت الساعه و انشق القمر. یعنی وقت ظهور نزدیک است ان شاءالله. (کمال الدین، تالیف شیخ طوسی، باب «من شاهد القائم»، حدیث ۲۳).
البته این آیه در حدیثی که مفضل بن عمر از امام جعفر صادق(ع) نقل کرده نیز به واقعه ظهور تاویل شده است. (سیمای حضرت مهدی در قرآن، صفحه ۴۳۸)

– انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا (سوره معارج، آیات ۶ و ۷)
ترجمه: آنان آن روز را دیر می بینند و ما آن را نزدیک می بینیم.
از جمله مواردی که این دو آیه پیاپی، به جز قیامت به واقعه شریف ظهور تاویل شده اند، در دعای معروف عهد است که از امام صادق(ع) روایت شده است.

البته آیاتی همچون آیه ۷۷ سوره نحل یا آیه ۱۷ سوره شوری هم به این حقیقت اشاره دارند که برای جلوگیری از طولانی شدن بحث از بیان آنها در می گذریم.

نزدیک بودن واقعه ظهور در کلام قرآن ناطق

هرچند در نقل آیاتی از قرآن کریم که به نزدیکی قیامت (و به طریق اولی به نزدیکی ظهور) اشاره دارند به تبییناتی که برخی معصومان(ع) از آن آیات کرده بودند و آنها را به ظهور حضرت حجت(عج) تاویل کرده بودند اشاره کردیم، اما در ادامه، سه نمونه از گفتارهای معصومان را که به ظاهر مستقل از قرآن کریم هستند و در آنها به نزدیک بودن ظهور اشاره یا توصیه شده است، آورده ام:

– در دعای قنوتی که از امام محمد باقر(ع) نقل شده، چنین آمده است:
اللهم فان القلوب قد بلغت الحناجر والنفوس قد علت التراقی والاعمار قد نفدت بالانتظار. لا عن نقص استبصار و لا عن اتهام مقدار ولکن لما تعانی من رکوب معاصیک والخلاف علیک فی اوامرک و نواهیک و التلعب باولیائک و مظاهره اعدائک. اللهم فقرب ما قد قرب و اورد فی ما دنی و حقق ظنون الموقنین و بلغ المومنین تامیلهم من اقامه حقک و نصر دینک و اظهار حجتک و الانتقام من اعدائک

ترجمه: «بار الها! به راستی که دلها به گلوها رسید و جانها بر لب آمد و عمرها در انتظار پایان یافت. و این نه از کمی بصیرت و نه از جهت متهم ساختن تقدیر است بلکه به خاطر آنچه از گناهانی که واقع می شود و با تو در اوامر و نواهی ات مخالفت می گردد و به بازی گرفتن دوستانت و چیرگی دشمنانت است. پروردگارا! پس آنچه نزدیک شده نزدیکتر گردان و آنچه نزدیک رسیده برسان و آرزوهای باورداران را تحقق بخش و امید مومنان را به برپایی حقت و یاری دینت و آشکار نمودن حجتت و انتقام گرفتن از دشمنانت به ثمر برسان!» (از کتاب “مکیال المکارم”، تالیف آیت الله سیدمحمدتقی موسوی اصفهانی، به نقل از “مهج الدعوات” سیدعلی بن طاووس)
– در کتاب «غیبت نعمانی» از ابوالمرهف در روایت مسندی نقل شده است که می گوید امام صادق(ع) فرمود:
محاضیر هلاک شدند. پرسیدم: محاضیر چیست؟ فرمود: عجله کنندگانند و نزدیک شمارندگان نجات یافتند.

– نیز در همان کتاب (غیبت نعمانی) به طور مسند، از حضرت امام محمد باقر(ع) روایت آمده که فرمود:
«هلک اصحاب المحاضیر و نجی المقربون»؛ شتابزدگان هلاک شدند و نزدیک شمارندگان نجات یافتند… چون ظاهر آن است که مقربون به کسر راء باشد، یعنی مومنانی که منتظرند و ظهور آن حضرت را نزدیک می دانند و همواره انتظارش را می کشند. و موید این مطلب است آنچه در دعای عهد آمده، که از امام صادق(ع) روایت شده: آنان [مخالفان] آن را بعید می پندارند و ما فرج و ظهور را نزدیک می دانیم. (از «مکیال المکارم»، تالیف آیت الله سیدمحمدتقی موسوی اصفهانی، جلد دوم، صفحه ۲۰۲، انتشارات مسجد مقدس جمکران)

پی نوشت:
۱- «انسان کامل» بر خلاف برخی ادعاهای این روزها نه ریشه در آموزه های شیخیه که ریشه در آموزه های حکمایی همچون «محی الدین ابن عربی» دارد که صدها سال قبل از ظهور شیخیه می زیسته اند. اصطلاح «انسان کامل»، تبیینی حکمی، عقلی و عرفانی از امامت معصوم است که تبیین مناسبی برای گفتگو در مورد امامت و دعوت به امام در دنیای معاصر و در گستره جهانی است. عبارت انسان کامل بیشتر از یک صد بار در سخنان و آثار «امام خمینی»(ره) به کار رفته است و اشخاصی همچون شهید مطهری و حسن حسن زاده آملی، کتابهایی با عنوان «انسان کامل» دارند.

منتشر شده در سایت مستبین مورخ ۱ تیر ۱۳۹۵

اختصاصی آرمانشهر: حاشیه سازی سردار احمد متوسلیان در نماز جمعه پاوه

آنچه در ادامه می آید بخشی از سخنرانی سردار احمد متوسلیان در نماز جمعه پاوه در سال ۱۳۵۸ است.
این روزها فیلم “ایستاده در غبار” روی پرده است و تا جایی که خبر دارم فایل صوتی این سخنرانی برای اولین بار در این فیلم منتشر شده است و بنده هم این متن را از روی فیلم پیاده کرده ام.
در ایام جشنواره فیلم فجر، ایستاده در غبار را دیده بودم. چند شب پیش که دوباره فیلم را دیدم، وقتی فیلم به این سکانس نزدیک شد، ضبط صوت گوشی ام را روشن کردم و سخنرانی را ضبط کردم. از این رو فایل، کیفیت پخش شده در فیلم را ندارد.
از روزی که این سکانس از ایستاده در غبار را دیدم، گهگاه به این موضوع فکر می کنم که اگر یک مسئول یا مدیر یا رجل سیاسی در امروز جمهوری اسلامی بخواهد رویه ای را به کار ببرد که احمد متوسلیان در نماز جمعه پاوه به کار برد با او چه برخوردی می شود و آیا سرنوشت او مواجهه با انواع برچسبها و اتهامها و ساقط شدن از هستی نخواهد بود؟

توجه داشته باشیم این سخنان در زمان و مکانی در حضور مردم بیان شده است که سپاه و کشور، درگیر با تجزیه طلبی گروهکهای ضدانقلاب بوده است.

و اما متن قسمتی از سخنرانی احمد متوسلیان:

“توجه کنید برادرا!
مسائلی رو از اون جهت که سپاه باید پایگاه مردمی داشته باشه من به عنوان یک سپاهی اعزامی که باید روی این موضوع تکیه داشته باشم به شما ابلاغ می کنم.
آقای فرماندار گفتن که سپاه باید مردمی باشه.
بله. به این نحو سپاه مردمی میشه، که هر کسی رو که مردم گفتن، هر کی رو مردم تایید کردن داخل سپاه باشه.
خیلی از افراد سپاه هستن که الان مردم باهاشون مخالفن. نیستن؟
(تایید حضار)
توجه کنید آقا!
آقای فرماندار! دیروز جلسه کاری بود در کرمانشاه، من یه لیستی رو دیدم. نوشته بودن برای عملیات گرفتن بایندان، فقط یک قسمتش، ۱۳۸ جعبه ۱۰۰۰ تایی فشنگ ژ-۳ مصرف شده. کجا رفته؟
(با فریاد) ۱۳۸۰۰۰ هزار فشنگ مصرف شده! اونم برای ژ-۳٫
۵۸ جعبه فشنگ برنو مصرف شده، اونم برای گرفتن بایندان. دروغ می گید! مردم اینو شما باید بدونید…
مردم! شما باید بخواید که بودجه سپاه در عرض ماه برای شما پخش بشه.
چطور سپاه پایگاه مردمی پیدا می کنه؟ به این ترتیب که حتی همه حسابها برای مردم روشن بشه. که آقا یه قرون داده شد مثلا اینقدر گوشت خریدیم. هان؟
من از شما می پرسم چرا باید سپاه اینجا ماهی یک میلیون و خرده ای الی دو میلیون تومن خرج داشته باشه؟ کجا میره این پولا؟
ببینید برادرا! من در لباس سپاه، با کارت سپاه، با همه چیز سپاه دارم به شما می گم که شما باید از سپاه توضیح بخواید. باید (نامفهوم) شما بپرسه چرا.
اینکه شما نپرسیدید، شما ملت پاوه در این مورد احساس مسئولیت نکردید (نامفهوم)…
(همهمه حضار)
به هر ترتیب ما داریم از خدمت شما مرخص میشیم ولی شما موظف هستید بنا به وظیفه انسانی که به گردن شما است، حتی از سازمان پیشمرگان و از سپاه باید توضیح بخواین که این بودجه صرف چی شد. (تکبیر مردم)”

پی نوشت: متن بالا را قبل از انتشار در اینجا، چند روز پیش، در کانال تلگرامی آرمانشهر منتشر کردم و اگر آن را در جاهای دیگر خوانده اید، ریشه اش همان کانال تلگرامی است.

قمارسازان

افتخار می کنم که در اسفند ۹۱، سه ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری گذشته، در وبلاگم نوشتم حضور سعید جلیلی در انتخابات پیش رو، تبدیل آن انتخابات به رفراندوم هسته ای و به وجود آمدن فضا برای عقب نشینی های هسته ای یا آشکار شدن عقب نشینی های هسته ای در فضای پس از آن رفراندوم خواهد شد. به مخاطبان محدود ولی تاثیرگذاری که نوشته هایم را می خواندند توصیه کرده بودم جوزدگی را کنار بگذارند و بساط قمار روی مساله هسته ای را با ورود جلیلی به آن انتخابات درست نکنند. (نقل به مضمون. متن کامل آن یادداشت را که در تاریخ ۲۸ اسفند ۹۱ منتشر کردم در این آدرس اینترنتی:

نکته ای مغفول مانده در دعوت از جلیلی برای کاندیداتوری در انتخابات ۹۲


می توانید بخوانید)

حالا پس از این تجربه تلخ، همان جماعت با مطرح کردن سردار قاسم سلیمانی، دارند رفراندومی دیگر را رقم می زنند و بساط قمار سنگین دیگری را پهن می کنند. قمار روی مساله فلسطین، قمار روی مقاومت اسلامی، قمار روی سیاست حمایت جمهوری اسلامی از نهضتهای آزادیبخش.
آیا با وجود تجربه گذشته می توان رفراندوم سازی دوباره این دوستان را از روی ناآگاهی و غفلت و جوزدگی دانست؟ متاسفانه دیگر به سختی می توان اینگونه قضاوت کرد.

چرا مقایسه رفراندوم یارانه ای در ایران و سوئیس نابه جاست؟

در هفته گذشته، در مورد اعطای یارانه نقدی ماهانه به شهروندان سوئیس دراین کشور، همه پرسی صورت گرفت. مبلغی که مورد همه پرسی قرار گرفته بود، ۲۵۵۵ دلار آمریکا در ماه بود. مبلغی معادل ۹ میلیون تومان در ایران و تقریبا ۲۰۰ برابر یارانه نقدی فعلی در ایران.
جواب ۷۸ درصد از مردم سوئیس به این همه پرسی منفی بود. دولت سوئیس، از مخالفان شدید طرحی بود که مورد همه پرسی قرار گرفته بود و پیشاپیش به طور رسمی اعلام کرده بود در شرایط فعلی از اجرای آن ناتوان است، با این حال بر اساس قوانین سوئیس، موظف به اجرای این همه پرسی بود. چرا که بر اساس قوانین سوئیس، وقتی یکی از شهروندان سوئیس برای موضوعی تقاضای همه پرسی کند و بتواند برای تقاضای خود ۱۰۰ هزار امضا جمع کند، دولت، ملزم به اجرای همه پرسی است، کاری که “دانیل هائنی” یکی از شهروندان سوییس موفق به انجام آن شده بود.
اما در روزهای گذشته در رسانه های ایران، این همه پرسی با ثبت نام ۹۷ درصدی ایرانیها برای دریافت یارانه نقدی در سال ۱۳۹۳ مقایسه شده است. مقایسه ای که از جنبه های مختلفی، نا به جا است:

در حال حاضر سوییسی ها یارانه نقدی می گیرند

در سوئیس در حال حاضر، برای هر فرزند، ماهانه ٢٠٠ فرانک به عنوان کمک هزینه به خانواده ها پرداخت می شود که معادل ۶۲۶ هزار تومان در ماه است.
از سن ۱۶ تا ۲۵ سالگی نیز کمک هزینه تحصیلی به مبلغ ۲۵۰ فرانک سوئیس معادل ۷۸۲ هزار تومان در ماه به هر فرد اعطا می شود. این کمک هزینه ها به سرپرستهای خانواری اعطا می شود که شغل درآمدزا یا با درآمد پایین دارند. اما اتباعی که نتوانند هزینه های اساسی زندگی خود را تامین کنند (غذا، لباس،مسکن، بیمه درمانی و…) ماهانه ۹۶۰ فرانک سوئیس معادل ماهانه ۳ میلیون تومان دریافت می کنند که این رقم برای یک خانواده ۴ نفری، ۱۲ میلیون تومانمی شود. (در این مورد می توانید به سایت اینترنتی: http://www.migraweb.ch مراجعه کنید.)

پس، همه پرسی هفته گذشته در سوئیس، هرچه بود، برای حذف این گونه خدمات نبود.

تفاوت سطح در آمد مردم در ایران و سوئیس

بر اساس آخرین آمار اعلام شده توسط صندوق بین المللی پول، درآمد متوسط یک شهروند سوئیسی، ۱۱ برابر درآمد متوسط یک شهروند ایرانی است.
بر اساس آخرین آمار اعلامی بانک جهانی، تفاوت درآمد یک سوئیسی و ایرانی، ۱۷٫۸برابر است و بر اساس آخرین آمار سازمان ملل، این تفاوت ۱۲٫۳ برابر است. صندوق بین المللی پول، در آمد سرانه را در سوئیس ۷۹ هزار و ۳۳ دلار یعنی ماهانه ۶ هزار و ۵۸۶ دلار و بانک جهانی، ۸۰ هزار و ۳۹۱ دلار یعنی ماهانه ۶ هزار و ۶۹۹ دلار و سازمان ملل، ۸۵ هزار و ۷۹۴ دلار یعنی ماهانه ۷ هزار و ۱۴۹ دلار، اعلام کرده است. به عبارت دیگر، رقمی که در رفراندوم اخیر سوئیس برای پرداخت یارانه پیشنهاد شده بود، تقریبا بین یک دوم تا یک سوم در آمد فعلی ماهانه یک شهروند سوییسی است.

ممکن است به درستی گفته شود که این آمار، واقعیت را به طور دقیق نشان نمی دهند. میانگین و معدل هستند. ممکن است تعداد کمی از شهروندان سوئیسی در آمدهایی بسیار بیشتر از ماهانه ۶ الی ۷ هزار دلار داشته باشند اما تعداد زیادی از سوئیسی ها درآمدهای پایین تر از این مبلغ داشته باشند، اما وقتی مجموع درآمد همه مردم را به جمعیت سوییس تقسیم کرده اند چنین ارقامی به دست آمده اند.
برای حل این اشکال باید ضریب جینی را در دو کشور ایران و سوئیس مقایسه کنیم. ضریب جینی، عددی بین صفر و یک است که صرف نظر از میزان درآمد سرانه ملی، نشان می دهد شکاف درآمدی در یک کشور چقدر است. این عدد هرچه به صفر نزدیکتر باشد به معنی کمتر بودن فاصله طبقاتی در یک کشور است.
در حالیکه این رقم در ایران در حدود ۰٫۳۸ است ضریب جینی در سوییس در حدود ۰٫۳۰ است. برای فهم این اختلاف کافی است بدانیم ضریب جینی در سوئد به عنوان کشوری که کمترین شکاف طبقاتی را در جهان دارد در حدود ۰٫۲۵ است. بنابراین در سوئیس علاوه بر اینکه در آمد متوسط هر فرد بین ۱۱ تار ۱۷ برابر در آمد متوسط یک ایرانی است، در آمد فقرا و ثروتمندان نیز فاصله کمتری از هم دارد.

تفاوت نرخ بیکاری در ایران و سوئیس

شاید جالب باشد بدانیم بر اساس تحقیق صورت گرفته توسط سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی اروپا، سوئیس در رتبه نخست کشورهای جهان از نظر پایین بودن نرخ بیکاری و همچنین امنیت شغلی قرار دارد. بنابراین برای یک سوئیسی، بیکاری و ترس از دست دادن شغل و در نتیجه، بی درآمدی حاصل از آنها آنقدر که برای یک ایرانی موضوعیت دارد، مطرح نیست.

اساسا رفراندوم سوئیس فقط در مورد یارانه نبود

رفراندوم صورت گرفته در سوئیس، به جز مبلغ ۹ میلون تومان در ماه، قید دیگری هم داشته است که کمتر به آن اشاره می شود: حذف تمام خدمات اجتماعی دولت، در عوض اعطای ماهانه ۹ میلیون تومان. به عبارت دقیق تر، سوئیسی ها به”دریافت ماهانه ۹ میلیون تومان” نه نگفتند، بلکه به “دریافت ماهانه ۹ میلیون تومان در عوض محروم شدن از خدمات اجتماعی” نه گفتند که به بخشی از این خدمات در ابتدای مقاله اشاره شد.

نه گفتن سوئیسیها به برنامه ای غیرممکن

دولت سوئیس در روند برگزاری این همه پرسی مخالفت خود را با موضوع مورد همه پرسی قرار گرفته اعلام کرده بود و گفته بود در صورت رای دادن مردم به آن، توانایی اجرای آن را ندارد. مخالفان این طرح، اینگونه استدلال می کردند که اجرایی شدن این طرح تنها با افزایش شدید مالیاتها ممکن است.
بنابراین جای این سئوال هست که آیا اگر رقمی که در رفراندوم قید شده بود به جای ۹ میلیون تومان در ماه، فی المثل ۱ میلیون تومان یا ۲۵۰ هزار تومان یا ۱۰۰ هزار تومان بود و شرط حذف شدن خدمات اجتماعی هم با آن همراه نشده بود و تهدید افزایش شدید مالیاتها وجود نداشت آیا باز هم ۷۸ درصد از سوئیسی ها به آن نه می گفتند؟

منتشر شده در سایت اینترنتی مستبین

سخنرانی کمتر شنیده شده ای از دکتر احمدی نژاد در مورد ربوی بودن نظام بانکی کشور

مورخ ۸ مرداد ۱۳۸۸ در دیدار با استانداران

بانک را باید اصلاح کنیم. من پای آن ایستاده ام ولو با جنگ. نه جنگ با شمشیر و توپ و تفنگ. جنگ سیاسی. باید بانک را درست کنیم. ربا را رویش یک زرورقی کشیدیم داریم به ملت قالب می کنیم. خب این در شکمها می رود. آثارش را دارد.

پدر خودمان را هم در بیاوریم اقتصاد و تورم مان درست نمی شود مگر اینکه ربا را برداریم. ریشه تورم رباست. برخی خجالت می کشند از ادبیات اسلامی استفاده کنند. دائم می روند [سراغ] همین اقتصاد سرمایه داری، نشخوار شده و برگردانده های نظام سرمایه داری را می آورند به ما به عنوان ایده های علمی می خواهند قالب کنند. ما که فریبشان را نمی خوریم. حالا هزارتا فحش هم بدهند. بگویند اینها غیر علمی هستند. نه ما راحت می گوییم، آقا! این رباست.

کل نظام سرمایه داری به خاطر ابتناء بر ربا در حال متلاشی شدن است. ربا یعنی چه؟ یعنی یک پولی بدون هیچ کار و ارزش افزوده حقیقی ای رشد بکند. این ربا می شود. یعنی بدون کار و تلاش و تولید جدیدی یعنی دائم پول رویش بیاید بدون اینکه بیرون، هیچ اتفاقی با این پول بیفتد. یک پول را ده بار فروختند. همینی که به آن داراییهای کاغذی می گویند. یعنی این را ده بار فروختند نه ده دست چرخاندن. از همین که ۳۰۰ تومان است ۳۰۰۰ تومان پول تولید کردن. این رباست.

سیستم بانکی رباست. آقایان رویشان نمی شود. می گویند نظام، اسلامی شده، شورای نگهبان داریم دیگر ربا نگویید. حالا بیرون نگوییم رباست، درون خودمان که بفهمیم رباست [تا] آن را درست کنیم. وقتی هست چرا نگوییم؟ خب هست دیگر!

بابا رباست. باید درست کنیم. سی سال است داریم تلاش میکنیم جلوی تورم را بگیریم. چرا درست نمی شود؟ باید ریشه یابی کنیم. دائم گردن حرفهای دیگری می اندازیم. آخرش رباست. باید آن را درست کنیم. ربا جنگ با خداست یعنی در این فعالیتهای اجتماعی ظاهرا ما یک جا در قرآن داریم که یک فعالیت اجتماعی را تعبیر به جنگ با خدا می کند. درسته؟ یک جاست. معلوم است خیلی مسئله مهمی است. دست کم گرفتیم.

یک تار موی دختری بیرون می زند همه مان بسیج می شویم که پدرش را دربیاوریم فکر می کنیم مسئله اصلی انقلاب این است، نمی خواهم بگویم این چیز خوبی است، که تار مو بیرون می زند. آن هم به جای خودش اما اینقدر که همت می کنیم از بالا تا پایین آقایون انقلابیون، کسی اصلا راجع به اصلاحات اساسی و ساختاری غصه نمی خورد!

بعضیها دارند از همین سیستم بهره مند می شوند. این را باید درست کنیم. معلوم است که بخواهی ربا را براندازی با کسانی مقابل هستی که دارند با خدا می جنگند. یعنی با آدمهای معمولی، با بقال سر کوچه طرف نیستی. امروز هم آنقدر سیستم را پیچیده و تو در تو کردند که تشخیص آن خیلی سخت است. اینها را باید درست کنیم.

برگرفته از فیس بوک silver river

گزیده ای از سخنرانی کلیدی احمدی نژاد در سفر سانسور شده او به جیرفت

آرمانشهر: آنچه در ادامه می آید، جملات کلیدی سخنرانی مهم دکتر محمود احمدی نژاد در جمع پرشور مردم جیرفت در روز ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵ است. سخنرانی، سفر و استقبال پرجمعیتی که به طور کامل در رسانه هایی همچون خبرگزاریهای فارس و تسنیم و سایتهای اینترنتی رجانیوز و مشرق و سایر رسانه های اصولگرا و اصلاح طلب سانسور و بایکوت شد.
****

“امروز می خواهم به فضل الهی درباره آزادی سخن بگویم که فصل مشترک همه ارزشهای الهی است.
آزادی بالاترین هدیه الهی به انسان است.
اراده باید تا بی نهایت رشد کند و این نیازمند آزادی کامل و بدون قید است.
به یک تعبیر درست، همه عالم، برای آزادی کامل انسان از همه اسارت ها و قیدها خلق شده است.
انسان بدون آزادی بی معناست.
هیچ کس حق ندارد آزادی انسان را محدود کند.
بدون آزادی، سخن گفتن از ارزشهای الهی و انسانی بی معناست.
فلسفه خلقت عالم، آزادی حقیقی انسانهاست.
انسان ماموریتی جز آزاد کردن حقیقت انسانی خودش از اسارت ها ندارد و حد آزادی بی نهایت است.
اصولا توحید و عبودیت عین آزادی است و تحدید آزادی مانع عبودیت است.
هدایت و عبودیت و عدالت همه برای آزادی انسان هاست.
هیچ کس و هیچ نقطه ای حد آزادی و کمال انسان نیست.
انحصار آزادی برای عده ای خاص و محدود کردن عامه مردم بزرگترین ظلم به بشریت است.
تحت هیچ عنوانی نمی توان آزادی انسانها را محدود کرد.
اگر همه به طور کامل آزاد باشند راه بر ظلم و بی عدالتی و فساد بسته می شود.
جز شیطان و طاغوت کسی به دنبال محدود کردن آزادی انسانها نیست.
پیامبران، معلمان، کارگران و شهیدان، پیش قراولان آزادی انسانند.”

از همان ابتدا / برشهایی از یک کتاب

آرمانشهر: مطلبی که در ادامه می آید، گزیده هایی از کتاب “۲۱ ساعت با رئیس جمهور” نوشته “امیرحسین انبارداران” (از خبرنگاران کیهان) است که در سال ۱۳۸۴ توسط نشر مجنون منتشر شده است.

۲۳ خرداد ۱۳۸۴

“می خواهیم مصاحبه را شروع کنیم که آقای نجار پس از چند لحظه مکالمه با تلفن همراه رو به احمدی نژاد می گوید:
– آقای فلانی بود. می گوید قرار است امشب شما و آقایان لاریجانی و قالیباف و رضایی بروید خدمت آیت الله مکارم، تا بلکه نتیجه ای حاصل شود و اجماعی صورت گیرد.
دکتر حرف نجار را می شنود و چهره از هم می گشاید و می گوید:
– ما که فعلا در سفر هستیم، سلام برسانید، بگویید نیازی نیست، مردم انتخاب شان را کرده اند.” ( صفحه ۳۹ کتاب)

“صراحت کلام و صلابت بیان دکتر عالی است و این همانی است که انگار به مذاق مهدی محمدی خوش نمی آید. استنباط من این است که محمدی انتظار دارد احمدی نژاد طبق معیارها و میل کیهان حرف بزند و این اتفاق نیفتاده است. حس می کنم رنجش مهدی محمدی از این بابت است. اما من خوشحالم که دکتر بدون مصلحت طلبی، حتی کیهان را هم پشت سر می گذارد و این نشان می دهد که او با هیچ فرد و حزب و گروهی تعارف ندارد. اصولی دارد و اعتقاداتی، که قدم به قدم آنها را جلو خواهد برد.
مصاحبه در حال اتمام است. از دکتر می پرسم:
– پس آن تحول اساسی که قولش را داده بودید در روزهای پایانی منتهی به انتخابات حاصل شود چه شد؟ چهار روز دیگر انتخابات است.
دکتر با لبخند پاسخ می دهد:
– مگر دیروز (۲۲ خرداد ۸۴) در سالن افراسیابی نبودی؟… دیشب هم که در اصفهان مردم آن گونه اقبال نشان دادند… این تحول است دیگر… از امروز به بعدش را هم ببین!
در کلام دکتر ذره ای غرور دیده نمی شود. هرچه هست یک نوع اعتماد و اطمینان قلبی است. انگار او ته خط انتخابات را هم خوانده که این همه مطمئن حرف می زند.
می پرسم:
– اما مردم از کلام شما این برداشت را داشتند که احتمالا کاندیداهای اصولگرا به اجماع خواهند رسید.
دکتر پاسخ می دهد:
– این وظیفه مردم است که بروند دقیق بررسی کنند و کاندیدای خود را از میان جمع برگزینند!
سپس او درباره اصولگرایی توضیحاتی می دهد که از نوع نگاه مهدی محمدی احساس می کنم بیشترش مطابق میل او نیست و پکر می شود. به همین خاطر سئوال و جواب من و دکتر را تحمل نمی کند و نگاه که می کنم حتی ضبط را هم خاموش کرده است.” (صفحه های ۴۲ و ۴۳ کتاب)

“مهدی محمدی با عطش فراوان تقاضای آب می کند و در همان حین می گوید:
– به گمان من باید پول غذای مان را خودمان بدهیم!
و سپس رو به من ادامه می دهد:
– با توجه به حرف هایی که از دکتر و همراهانش شنیدید باز هم اصرار دارید همراهش باشید؟
جواب می دهم:
– آره، حتی به او رای هم می دهم.
او اندکی تامل می کند و می گوید:
– شاید حاج آقا [شریعتمداری] ناراحت بشود!
خیالش را راحت می کنم:
– اشکالی ندارد، درستش می کنم.
مهدی محمدی که حریفم نمی شود می گوید:
– پس نگو از کیهان هستی!” (صفحه های ۵۱ و ۵۲ کتاب)

قطعه موسیقی

این قطعه موسیقی رو تو کانال تلگرامی آرمانشهر گذاشته بودم که یکی از مخاطبان گرامی، درخواست کردن در وبلاگ هم منتشرش کنم چون در اونجا نتونستن دانلودش کنن:
http://armanha.tk/wp-content/uploads/2016/04/Bikalam.mp3

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

در معرفی این قطعه نوشته بودم:
این قطعه موسیقی بی کلام رو یه صبح نوروزی، به صورت اتفاقی از رادیو پیام شنیدم.  مدتها بود قطعه موسیقی ای که بار اول باشه بشنومش و بهم بچسبه، نشنیده بودم. خدا رو شکر تو آرشیو سایت رادیو پیام پیداش کردم.
احیانا اگه کسی اسم قطعه و سازندگانش رو می دونه بهم بگه.

کانالهای تلگرامی پیشنهادی (قسمت دوم)

۵- کانال ندایی از درون (احمد شریعت) به آدرس:
https://telegram.me/nedaie_az_daroun

۶- کانال کمال رستمعلی به آدرس:
https://telegram.me/rostamali

۷- کانال ضمیر خودآگاه به آدرس:
https://telegram.me/zamirekhodagah

۸- کانال بازخوانی به آدرس:
https://telegram.me/bazkhani96

۹- کانال نسیم بهاری به آدرس:
https://telegram.me/nasimbahari_telegram

۱۰- کانال تحلیلهای خرکی(طنز) به آدرس:
https://telegram.me/tahlilgarane_kharaki

۱۱- کانال بیناب (طیف) به آدرس:
https://telegram.me/binabnama

۱۲- کانال مهر، عدالت، آزادی
https://telegram.me/mehr_edalat_azadi

طبعا معرفی یک کانال هم به معنی تایید همه محتواش در گذشته، حال و آینده نیست. ان شاءالله ادامه دارد.

استناد به مطالب آرمانشهر در کتابی با موضوع مک فارلین

در این وبلاگ، به تناوب، مطالبی در مورد ماجرای مک فارلین منتشر شده است که بعضا اختصاصی بودند و در جای دیگری منتشر نشده بودند.
«حسن عباسی» چند ماه پیش، در پی دادگاه خود که به تبرئه اش انجامید، کتاب (یا جزوه مانندی) در مورد ماجرای مک فارلین در فضای مجازی منتشر کرد که بسیاری از استنادات آن، پستهای آرمانشهر و نقل کامل آنها بودند. گفته می شود این کتاب (با عنوان تماس) برای انتشار به صورت کاغذی، مجوز نگرفته است. در آن زمان، دامین آرمانشهر، معلق بود و نتوانستم به متن این کتاب لینک بدهم. حالا برای تکمیل سری مطالبی که در مورد ماجرای مک فارلین منتشر شده است، به کتاب لینک می دهم:

تماس (یک پروژه ناتمام)

برای مطالعه سایر مطالب آرمانشهر با موضوع مک فارلین (ایران کنترا)، برچسب «ماجرای مک فارلین» در پای همین پست را کلیک کنید.