ابهام زدایی از کلمه ای بحث برانگیز در تورات

مقدمه

«عصا (سلطنت) از یهودا و شریعت گذاری از میان پاهایش جدا نخواهد شد تا وقتی שילה بیاید که همه امتها از او اطاعت خواهند کرد.» (بخشی از وصیت حضرت یعقوب، مندرج در کتاب آفرینش، باب ۴۹، فراز ۱۰)

در این نوشته قصد داریم یک احتمال را در رمزگشایی از کلمه مبهم שילה در فراز فوق الذکر از تورات بیان کنیم.

***

در نسخه های عبری موجود از عهد عتیق، نام یکی از پسران یهودا (فرزند حضرت یعقوب) שלה معرفی شده است. این کلمه در ترجمه های فارسی به شکل «شلاه»، «شله» و البته به شکل غلط «شالح» معادل نویسی شده است (حرف عبری ה در کلمه שלה معادل حرف “ه” است نه “ح”).

با توجه به عبری-آرامی بودن زبان بنی اسرائیل در عصر پیامبرانشان، مشخص است که زبان اصلی و اولیه مجموعه کتابهاب عهد عتیق، نه یونانی که عبری و آرامی بوده است. اما بنا به هر دلیلی، قدیمی ترین نسخه موجود و مشهور به کامل از اسفار عهد عتیق، نه نسخه عبری آن که ترجمه یونانی این مجموعه کتاب (اسفار) است؛ نسخه ای که به نسخه هفتادگانی (هفتاد مترجم، سبعینه) مشهور است.
ترجمه هفتادگانی عهد عتیق، تقریبا ۱۳۰۰ – ۱۲۰۰ سال از قدیمی ترین نسخه های عبری موجود از همین اسفار، قدیمی تر است.
ترجمه یونانی مذکور، حدود سه قرن قبل از میلاد مسیح صورت گرفته است (۲۳۰۰ سال پیش) و قدیمی ترین نسخه های عبری ناقص و البته نسخه های (مشهور به) کامل عهد عتیق به ترتیب متعلق به حدود ۱۱۰۰ و ۱۰۰۰ سال پیش هستند (نسخه های کمبریج و لنینگراد). به عبارت دیگر، نسخه یونانی، قبل از اسلام تدوین شده است و نسخه عبری، متعلق به چند قرن بعد از اسلام است.

همچنانکه گفته شد، در نسخه عبری زبان عهد عتیق (نسخه بعد از اسلام)، نام فرزند یهودا، به شکل שלה ثبت شده است. جالب است بدانیم که جستجو در نسخه یونانی (نسخه قبل از اسلام) عهد عتیق نشان می دهد که این اسم در نسخه مذکور به شکل Σηλωμ ثبت شده است. یعنی اگر نامی را که در نسخه یونانی ثبت شده با حروف عربی/فارسی بنویسیم، این نام به شکل «شِلوم» یا «سِلوم» ثبت شده است، نه شلاه!
نباید تصور شود که این نام، فقط یکی دو بار در عهد عتیق آمده است تا چنین تفاوتی را تصادفی و ناشی از اشتباه و سهو در نسخه نویسی و کتابت به حساب بیاوریم.
این نام به عنوان نام پسر یهودا حداقل در:
– باب ۳۸ کتاب آفرینش
– باب ۴۶ کتاب آفرینش
– باب ۲۶ کتاب اعداد
– باب ۲ کتاب تواریخ ۱
– و باب ۴ کتاب تواریخ ۱

در مجموع حداقل ۸ بار تکرار شده است و در همه این موارد، Σηλωμ (شلوم) و نه شلوه یا شلاه ثبت شده است. تنها استثناء، باب ۲۶ کتاب اعداد است که البته در این یک مورد هم این اسم نه شلاه که شلون (Σηλων) ثبت شده است. چنین تغییری نیز البته می تواند موید “م” بودن حرف آخر این اسم باشد. چرا که در عهد عتیق و در زبان عبری، گاهی چنین تغییر و تبدیلهایی بین حروف “م” و “ن” صورت می گیرد (مثلا اسم گرشون / گرشوم). البته در تبدیلهای بین زبانی نیز تبدیل حرف ن به م و بالعکس متداول است (مثلا “عمرام” در زبان عبری و “عمران” در زبان عربی).

به جز نام پسر یهودا، در نسخه عبری عهد عتیق، مکررا از شهری مقدس با نام שלה یاد شده است. آن چنانکه می بینید، حروف الفبای نام این شهر، عینا همان حروف الفبای نام پسر یهودا در نسخه های عبری عهد عتیق است. نام این شهر تنها به دلیل تفاوت با نام پسر یهودا در اعراب گذاری، در نسخه های عبری، «شیلوه» تلفظ می شود. (باید توجه داشت که علامت گذاری و اعراب گذاری در خط عبری، امری متاخر است و در زمان ثبت اولیه اسفار عهد عتیق ابداع نشده بوده و رایج نبوده است.)
جالب اینجا است که جستجو در نسخه یونانی و قدیمی تر عهد عتیق، نشان می دهد که در این نسخه نیز نام این شهر همچون نام پسر یهودا غالبا با یک حرف “م” در انتها و به شکل «شلوم/Σηλωμ» (مثل کتاب اول سموئیل، بابهای ۲، ۳ و ۴، کتاب اول پادشاهان، باب ۲ و کتاب اشعیاء، باب ۸ ) و در برخی موارد «شلو / Σηλω» (مثلا کتاب یوشع، باب ۱۰ و کتاب داوران، باب ۲۱) ثبت شده است.

اما اینکه اسم دقیق پسر یهودا و نام آن شهر چیست، چه اهمیتی دارد؟

اینکه اسم دقیق پسر یهودا «شلاه» است یا «شلوم» یا اسم دقیق آن شهر «شیلوه» است یا «شلوم»، به خودی خود اهمینی ندارد. اما وقتی توجه پیدا کنیم که کلمه שלה (نام پسر یهودا و نام آن شهر مقدس در نسخه عبری عهد عتیق) شبیه ترین کلمه به کلمه مبهم و بحث برانگیز שילה در وصیت نقل شده از یعقوب در تورات است این موضوع اهمیت می یابد. با توجه به ثلاثی بودن ریشه اکثر کلمات در زبان عبری (مثل زبان عربی) و صدادار بودن حرف “י”در کلمه שילה می توان گفت که دو کلمه שילה و שלה از یک ریشه هستند.

همچنانکه در ابتدای این نوشته آمد در باب ۴۹ کتاب آفرینش، از زبان حضرت یعقوب چنین می خوانیم:

«عصا (سلطنت) از یهودا و شریعت گذاری از میان پاهایش جدا نخواهد شد تا وقتی شیلوه (שילה) بیاید که همه امتها از او اطاعت خواهند کرد.» (کتاب آفرینش، باب ۴۹، فراز ۱۰)

شباهت و همریشگی کلمات שילה و שלה از یکسو و «شلوم» نوشته شدن هر دو کلمه در نسخه یونانی و متقدم تورات از سوی دیگر وقتی اهمیت دو چندان می یابد که توجه کنیم، کلمه شلوم از ریشه سه حرفی “ش.ل.م” است که معادل ریشه “س.ل.م” در زبان عربی است. ریشه ای که کلمه های “سلام” و “اسلام” نیز از آن هستند. قرینه ای در تایید ادعای کسانی که کلمه مبهم “شیلوه” را در وصیت حضرت یعقوب، به حضرت محمد و اسلام تفسیر می کنند.

در پایان متذکر می شوم که اسم فرزند یهودا و نام آن شهر مقدس، در نسخه موجود از دوره ماقبل اسلام، شلوم بوده و در نسخه های بعد از اسلام است که آن را به شکل شله یا شلاه می بینیم نه بالعکس. این نکته نیز می تواند به نفع همان تفسیر گفته شده تلقی شود.

منابع:

۱- LXX (نسخه هفتادگانی عهد عتیق)
۲- BHS (نسخه لنینگراد عهد عتیق)

به کانال تلگرامی بشارتها بپیوندید:

t.me/besharatha

واقعیت تلخ این است که تا وقتی در کانال رسمی دکتر احمدی نژاد به کامیون دارها پرداخته نشده بود، کمتر ردی از اعتراض کامیون دارها در کانالهای تلگرامی ما دیده شد.
کما اینکه هنوز کمتر مطلبی در مورد معلمان بازداشتی نوشته و منتشر می شود. کما اینکه بسیاری از ما نمی توانیم به جز احمدی نژادیها، نام پنج نفر زندانی سیاسی را فهرست کنیم.
تصور می کنیم اولین و آخرین مظلومان عالم خودمان هستیم و به تبع این نگاه، یک باران که ببارد همه ترکها را هم می برد. بر فرض اگر فردا بقایی و محمدحسین حیدری و مشایی آزاد و اعاده حیثیت شوند، اوضاع را گل و بلبل می بینیم. کما اینکه مشکلی در انتصاب و به کارگیری آدمی مثل مرتضوی (نه مرتضوی کهریزک که مرتضوی قاضی مطبوعات و دادستان کهنه کار) نداشتیم و نداریم. و اینگونه است که کمتر کسی باورمان می کند و جدی مان می گیرد.

ای کاش به روزی برسیم که با هواداران رسانه ای احمدی نژاد هم همانگونه تا شود که با خود او تا می شود.
بعد از اینهمه نامه صریح و بی سابقه به رهبر نظام، دعوت او به مراسم سخنرانی رهبری، امری قابل تحسین بود. در عوض، بچه ها معمولا به دادسرای رسانه دعوت می شوند.

از دیشب به ذهنم می آید مدتی است چیزهایی هستند که ما نمی دانیم چیستند، ولی هرچه هستند نتیجه شان این است که خدا را شکر دیگر  نگران “جان” حمید بقایی نباشیم. البته وضع سلامت جسمی او حتما ناراحت کننده و ناگوار است و امیدوارم روند بازگشت او به وضع عادی راحتتر و زودتر طی شود.

به من اگر نوشتن اساسنامه یک حزب را می سپردند یکی از فصل های اصلی و لایتغیر اساسنامه را به این موضوع اختصاص می دادم:
لزوم برگزاری هفته ای حداقل یک جلسه دو ساعته، برای ایراد گیری علنی، صریح و رو در روی اعضای حزب از کمیته مرکزی و دبیر کل یا رهبر حزب در حالیکه آنهایی که مورد ایراد قرار می گیرند فقط شنونده باشد و جوابی ندهند (مگر اینکه ایراد در قالب سئوال بیان شود.)

بازخوانی ناگفته های احمدی نژاد در مورد مذاکره با آمریکا و برجام

محمود احمدی نژاد در فروردین ۱۳۹۶ (بیش از یک سال پیش) در ویدئوی شماره چهار از سلسله ویدئوهای «گزارش جمهور» خود به بیان بخشی از ناگفته هایش در مورد برجام و مذاکره با آمریکا پرداخت که این روزها پس از خارج شدن آمریکا از برجام خواندن آنها لطفی دیگر دارد. در ادامه گزیده ای از سخنان او را در آن ویدئو می خوانیم:

«اما در موضوع هسته ای ایران، بیگانگان بهانه ای دارند که طی این پانزده، شانزده سال روی همان بهانه دارند پافشاری می کنند؛ آن هم یک سری از فعالیتهایی است که در دوره ای که آقای روحانی مسئول مذاکرات هسته ای بودند اتفاق افتاده است. آنها مدعی هستند آن فعالیتها انحراف بوده و به سمت نظامی گری بوده است. تمام قطعنامه هایی که داده شده، چه در آژانس، چه در شورای امنیت، در موضوع هسته ای، مربوط به ادعاهایی است که در دوره آقای روحانی بوده است.»

«مشکل بنده این بود که حاضر نشدیم (در بحث هسته ای) هموطنان مان را به بیگانه بفروشیم؛ آنطور که بعدیهای ما این کار را کردند…
ما گفتیم حرف شما بیخود است. شما باید بیایید ادعاهایتان را اثبات کنید. و الا روی فعالیتهای دوره ما ادعایی وجود ندارد… اما یک ادعاهایی هست مربوط به قبل، ما حاضر نشدیم برویم بگوییم برای دولت قبل بوده، ما قبولشان نداریم، شما چه می خواهید، بیایید همان را برایتان امضا کنیم. همان چیزی که متاسفانه در دولت بعدی اتفاق افتاد. در نزد بیگانگان علیه دولت قبل صحبت شد… ما این را قبول نداریم. اینها ایرانی اند، غیرت ایرانی ام اجازه نداد که هموطنم را بفروشم به بیگانه تا خودمان را رها کنیم. بعدش هم به اسم ما تمام شد.»

برجام نشان داد آن تحریمها واقعا بی ارزش بودند

«تحریمها دو قسمتند:
یک دسته تحریمهای سازمان ملل و شورای امنیت هستند، همانها که من گفتم بی ارزشند. واقعا هم چیزی نبودند… همین الان می بینید در این برجام می گویند آن تحریمها لغو شده اند اما شما آثاری بیرون نمی بینید، یعنی هیچ گشایشی اتفاق نمی افتد، چون چیز مهمی نبوده اند. یک حالت ایذایی است.
اما دسته دومی هستند که از اوایل سال ۱۳۹۰ شروع شدند و آن هم تحریمهایی است که آمریکا و اتحادیه اروپا خارج از چارچوب سازمان ملل و شورای امنیت به طور غیرقانونی اعمال کردند و آن هم ستون فقراتش دو تا است: یکی تحریم بانک مرکزی است و دیگری تحریم خرید نفت. خوب بانک مرکزی تحریم شود، پولی نمی تواند جابه جا نمی شود و این کار را سخت می کند. نفت هم بخش قابل توجهی از درآمد از نفت است.»

ماجرای قبول نکردن حرف احمدی نژاد در سال ۱۳۹۰

«موقعی که این تحریمها (تحریم بانک مرکزی و تحریم خرید نفت) آمد، ما با همه مسئولان کشور صحبت کردیم؛ جلسه غیرعلنی مجلس رفتیم، رفتیم به خبرگان رهبری، رفتیم به شورای نگهبان، همه جا.
توضیح دادیم. گفتیم آقا این تحریمها زورگویی است، خارج از روال سازمان ملل است، اینها با قبلیها فرق می کند. اینجا کشور باید بسیج شود و جلوی اینها را بگیرد.
خوب حرف ما را قبول نکردند. چند تا حرف زدند:
یک عده گفتند اینها می خواهند جام زهر بدهند به رهبری، تحریمی در کار نیست.
یک عده دیگری گفتند اینها «سوءمدیریت» است، بیخود می گویند تحریم. خیلیها گفتند از جمله رئیس مجلس وقت … و نگذاشتند.»

چرا احمدی نژاد در سال ۹۱ با مذاکره مخالف بود؟

«من که از روز اول گفتم مذاکره یک امر عقلانی است. در دنیا روابط اصل است، مذاکره هم اصل است… ما در عراق مذاکره کردیم با آمریکاییها راجع به خروجشان از عراق… من که از روز اول در سازمان ملل گفتم مذاکره می کنیم ولی در شرایط عادلانه و احترام.
آن سال ۹۱ که آقای صالحی آمد گفت به من گفتند برو مذاکره، زمانی بود که بیگانگان تصور می کردند تحریمها تاثیر گذاشته و اعلام می کردند مسئولان جمهوری اسلامی زیر فشار تحریمها حاضر به مذاکره شده اند…
آن موقع من گفتم الان مذاکره کنیم یعنی باید امتیاز بدهیم. مذاکره حداقل باید در شرایط مساوی باشد. یا لااقل دشمن خیال نکند غلبه دارد. چند تا طرح اقتصادی است، شش ماه، هفت ماه اینها را اجرا می کنیم، بفهمند که تحریمها تاثیری نگذاشته، می شویم شرایط مساوی، بعد بیایید مذاکره کنید. عده ای اصرار داشتند نخیر همین الان بروید مذاکره کنید. من نوشتم آنجا، «الان» مذاکره کنید حتما باید امتیاز بدهید…
من نمی خواهم تعامل با دیگران را نفی کنم. گفتم ما دنبال تعامل بودیم. منتها خوب نگذاشتند دیگر (اشاره به مذاکرات و توافقات در سال ۱۳۸۹).
آن (رئیس مرکز پژوهشهای مجلس) گفت ما افتخار کردیم جلویش را گرفتیم (جلوی مذاکرات و توافقات سال ۱۳۸۹ را).
من نمی دانم به چی افتخار کرده است که نگذاشته است بدون دادن هیچ امتیازی ما هسته ای را حل کنیم بعد حالا برجام را اینگونه تایید کردند.
بعد هم دیدیم که در این شرایط مذاکره کردن فقط امتیاز دادن است.»

ماجرای توافق وین در دوره احمدی نژاد و به هم خوردن آن

«در توافق وین که در مذاکره بین ایران، آمریکا، فرانسه، روسیه و آژانس (دوره البرادعی) صورت گرفت ما هیچ تعهدی نمی دادیم، جز همکاری. مطلقا هیچ کدام از حقوقمان را کنار نمی گذاشتیم، حق غنی سازی تا هر قدر که بخواهیم داشتیم. البته در چهارچوب آژانس، آن چهارچوب تعهد کلی که از چهل سال پیش، قبل انقلاب پذیرفته بودیم…
توافق شد، اما متاسفانه در داخل موانع درست شد، همکاری نکردند. رئیس مجلس، بعضی کسان دیگر که رئیس بودند، الان در این دنیا نیستند شروع کردند به سر و صدا، ای وای خیانت، خیانت.
اخیرا هم که برجام امضا می شد رئیس پژوهشهای مجلس گفت ما جلویش را گرفتیم، نگذاشتیم آن انجام شود و بهش افتخار می کنیم. در حالیکه آن یک توافق بسیار مترقی بود و ما هیچ تعهدی نمی دادیم.»

گفتم خیانت می کنید

«یک دولت به تنهایی چه کار می تواند بکند وقتی مانع است؟ ما پنج تا طرح داشتیم برای حل مساله تحریمها، هیچ کدام را اجازه ندادند. به صراحت هم گفتند ما اجازه نمی دهیم. البته من هم با اجازه تان گفتم خیانت می کنید…
می گفتند سوءمدیریت است، قائل نبودند که تحریم است.
بعدا شد تحریم، تحریم، تحریم که به واسطه تحریم رفتند برجام را امضا کردند و تعهدات سنگین دادند.»

(محمود احمدی نژاد، ویدئوی گزارش جمهور ۴)

فایل تصویری کامل این ویدئو را در لینک زیر ببنید:

https://t.me/dr_ahmadinejad/2363

با دوستان صلابت

در دنیای پر از شایعه های درشت این روزها، صدور و انتشار وسیع تکذیبیه عکسبرداری مقامات زندان از این روزهای بقایی بسیار جالب بود. عکسبرداری از بقایی دروغی نبود که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت.
نهایت صلابت و اقتدار و مقاومت و عدم نرمش، پیام صدور این تکذیبیه بود برای کسانی که ممکن بود توهم زده باشند رخنه ای هر چند کوچک می تواند در این صلابت بیفتد.

آسایش دو گیتی، تفسیر این دو حرف است
با دوستان صلابت، با دشمنان مدارا

این روزها مشغول مطالعه کتابی مفصل در مورد زندگی استالین هستم. وسعت جنایات او در قیاس با جنایات دیکتاتورهای دو سه دهه اخیر هولناک است.
مثلا او و حلقه یارانش در سال ۱۹۳۷ برای هر شهر و ولایتی در شوروی، سهمیه ای برای زمامدارانش فرستاده اند که به این تعداد باید در ولایت شما آدم از خائنان اعدام شوند و به این تعداد تبعید شوند و نتیجه این بوده که ظرف چند ماه، بیش از یک میلیون نفر تیرباران شده اند!!
به این سئوال فکر می کنم اینکه در دهه های اخیر کشتارهایی با این آمار را دیگر نمی بینیم (نمونه دیگر کشتارهای خمرهای سرخ در کامبوج در حدود ۴۰ سال پیش است) محصول دل رحمتر شدن دیکتاتورها است یا نتیجه فراگیر شدن ابزارهای عکاسی، تصویربرداری، ارسال خبر و سریعتر شدن اطلاع رسانی و کنترل ناپذیر شدن ارسال خبر و…؟
ای کاش دلیلش، اولی باشد ولی همزمان بودن فراگیر شدن ابزار ارسال خبر و تصویر با کم شدن آمار جنایت جانیان، ذهن را آزار میدهد.

فراموشتان نمی کنیم

فهرست فعالان رسانه ای و محلی هوادار احمدی نژاد که در ماههای گذشته طعم بازداشت موقت یا محکومیت یا هر دو را چشیده اند.

۱- #محمد_غلباش
۲- #حسین_شاملو
۳- #سعید_علی_بیگی
۴- #امید_دلفانی
۵- علیرضا ب
۶- سجاد ی
۷- #پوریا_حسین_زاده
۸- #روح_الله_ندرلو
۹- #سیدعلی_سیدزاده
۱۰- #عبدالسلام_صالحی
۱۱- #محمد_حسین_حیدری
۱۲- #مهدی_مهرشریف
۱۳- #سعید_ابراهیمی
۱۴- #محمد_فاطمی_پور
۱۵- محمدرضا س
۱۶- ع ن
۱۷- #حمید_بقایی
۱۸- #حبیب_جزء_خراسانی
۱۹- #اسفندیار_رحیم_مشایی
۲۰- #عبدالرضا_داوری

پی نوشت: در صورتیکه نامی جا افتاده است یا فهرست بالا نیاز به اصلاح دارد به من اطلاع دهید.

ولی خدا هست

“من به ۴۰ نفر از علما نامه نوشتم، شرح دادم، فریاد تظلم آقای بقایی را به گوششان رساندم، کسانی که در منبرهایشان هزار بار، هزار بار گفتند اگر کسی بشنود یک مسلمانی فریاد تظلم بلند کرده و پاسخ ندهد، مسلمان نیست. این را از قول پیغمبر برای ما گفتند اما جوابی ندادند، بسیار خوب. گروه های سیاسی هم جوابی ندادند، ولی خدا هست، خدا هست…”

بخشی از ویدئوی ۲۴ اردیبهشت ۹۷ محمود احمدی نژاد که فایل کامل آن در این آدرس است:

https://t.me/dr_ahmadinejad/3851

سیمای یک مرد بدون عکس

همه ما کم و بیش عکسهایی از دوران بیمارستان رفتن زندانیان یا محصوران را در خاطر داریم. بیمارستان رفتن عیسی سحرخیز، اکبر گنجی، نرگس محمدی، مهدی خزعلی، رضا شهابی، اسماعیل عبدی، مهدی هاشمی، مهدی کروبی و… نمونه هایی از این دست هستند. اما از حدود یک ماه حضور حمید بقایی در بیمارستان که از دوران بستری شدن بیشتر اشخاص نامبرده طولانی تر بوده است، هیچ عکسی منتشر نشده است.
مشخص است که کنترل شدیدی برای ثبت نشدن و مخابره نشدن تصاویر این روزهای بقایی وجود دارد. البته این بی عکسی، خودش یک تصویر گویا است. طبعا اگر او این روزها، تصویری عادی و غیرهولناک داشت، چنین محدودیتی برای ثبت و انتشار عکسهای او اعمال نمی شد.

صالحی: بنده سفرهای آقای مشایی به عمان را تکذیب می کنم

 بخشی از مصاحبه اسفند ۱۳۹۴ علی اکبر صالحی با هفته نامه صدا که در پی برخی تبلیغات رذیلانه و ناجوانمردانه این روزها بازنشر می شود:

صدا: اشاره کردید که آقای احمدی نژاد از طرفداران رابطه خوب با عربستان بودند. آیا چنین گرایش و تمایلی را نسبت به مذاکره با آمریکا هم داشتند؟

صالحی: ببینید! جناب آقای دکتراحمدی نژاد از طرفداران گسترش رابطه با هر کشوری بودند که ما با آنها رابطه سیاسی داریم.

صدا: از جمله آمریکا؟

صالحی: خیر! کشورهایی که می توانستیم، با آنها رابطه سیاسی داشته باشیم. آمریکا و رژیم اشغالگر قدس دو مقوله جداگانه هستند. ما با رژیم صهیونیستی که نمی توانیم رابطه داشته باشیم چون اصلاً به دولتی به نام «اسرائیل» معترف نیستیم. ما آنها را به نام «رژیم صهیونیستی» می شناسیم، چیزی به نام «دولت اسرائیل» را شناسایی نکرده ایم. در مورد آمریکا هم، داستانی تاریخی وجود دارد که باید در مسیر خاص مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و حل بشود. در این مورد، هیچ کس جز مقام معظّم رهبری نمی تواند تصمیم بگیرد.

صدا: این را آقای احمدی نژاد هم می گفتند؟

صالحی: بله. این اعتقاد را داشتند.

صدا: ولی روایتی هست که ایشان دوبار یا سه بار آقای مشائی را فرستادند مسقط برای مذاکرات با آمریکا یا تهیه کردن مقدمات آن.

صالحی: بنده اینها را تکذیب می کنم.

صدا: یعنی ایشان برای مذاکره با آمریکا اشتیاقی نداشتند؟

صالحی: اصلاً، مگر می شود آقای مشائی با آمریکایی ها مذاکره محرمانه داشته باشد؟! به این شایعات توجّه نکنید.

صدا: با عمانی ها که زمینه را برای مذاکره فراهم کنند!

صالحی: اولین بار است این را می شنوم….

صدا: یعنی شما چیزی از سفر ایشان نشنیده اید؟!

صالحی: خیر، اگر آقای دکتراحمدی نژاد می خواست با آمریکا مذاکره کند، به وزیرش می گفت!

صدا: این مربوط به قبل از حضور شما در وزارتخانه است. ایشان به آقای متکی اعتماد نداشتند.

صالحی: ببینید! مذاکره با آمریکا فقط از اختیارات مقام معظّم رهبری است. هیچ کس در کشور نمی تواند اجازه مذاکره با آمریکا را بدهد. هیچ کس! هیچ نهادی! هیچ شخصی، جز مقام معظّم رهبری.

صدا: ولی اگر خاطرتان باشد، در آن مقطع زمانی آقای احمدی نژاد اقداماتی خارج از دستورکارها انجام دادند و تابوشکنی هایی داشتند.

صالحی: اینکه جناب آقای دکتراحمدی نژاد مذاکره مخفیانه ای با آمریکا داشته کاملاً تکذیب می شود.

صدا: تلاش برای مذاکره چطور؟

صالحی: در این مورد که مثلاً با عمانی ها صحبت شده باشد و به آنها گفته شده باشد که ما می خواهیم با آمریکایی ها صحبت کنیم، بنده چون اطلاعی ندارم، هیچ چیزی نمی توانم بگویم، ولی بعید می دانم، چون دراین مورد حتماً بایستی با حضرت آقا هماهنگی شده باشد. اگر ایشان چنین کرده اند، بحث جداگانه ای است که بنده اطلاعی ندارم. ثانیاً ما از سال ۹۰ با حضرت آقا صحبت کردیم تا راه مذاکره با آمریکا باز شود، ولی در موضوع هسته ای. ایشان تاکید کردند که فقط درمورد پروندۀ هسته ای.

صدا: نکته ای که من اشاره کردم مربوط به قبل از آن تاریخ است.

صالحی: قبل از آن، اصلاً بنده اطلاعی ندارم. اصلاً بعید می دانم. اینها بیشتر شایعه است.

صدا: فکر می کنید دیدگاه آقای احمدی نژاد در مورد مذاکره با آمریکا کلا چگونه بود؟

صالحی: ما هیچوقت در رابطه با مذاکره با آمریکا باهم حرف نزدیم. تنها زمانی که بنده مجوز را از حضرت آقا گرفتم، با ایشان صحبت کردم و گفتم: جناب آقای دکتر احمدی نژاد! درخصوص حلّ پرونده هسته ای حضرت آقا اجازه فرموده اند با آمریکا مذاکره کنیم، اما فقط در باب هسته ای و شما هم قرار شد که کمک کنید.

صدا: کمک کنند یا مطّلع باشند؟

صالحی: خیر، کمک کنند. ایشان گفتند که من موافق نیستم، ولی مانع هم نیستم. به شما هم نصیحت می کنم موضوع را دنبال نکنید. ایشان مشوق نبود، اما مانع هم نبود.