همین شیخ حسن آقای کلیدساز

فیلم جدید منتشر شده از جلسه انتخاب آیت الله خامنه ای به رهبری، بیش از آنکه اثبات کننده ضعفی در ایشان در سال ۱۳۶۸ باشد نشان دهنده وجود سه خصلت نیکوی “تواضع”، “فراری بودن از پست و مقام” و “توجه به قانون” در ایشان در آن زمان است.
اما آنچه به نظر می آید در این برهه از زمان، هدف انتشار این فیلم باشد، آماده سازی ناخودآگاه اذهان عمومی برای چنین چیزی است:
وقتی کسی که در سال ۱۳۶۸ نظرش این بوده که مناسب رهبری نیست و ولی فقیه شدنش “اشکال فنی” دارد، اما سه دهه در چنین سمتی قرار داشته، پس گزینه های دیگری که ولی فقیه شدنشان به نحو بارزی “اشکال فنی” دارد نیز می توانند مثل ایشان در این جایگاه قرار بگیرند. می فرمایید کدام گزینه ها؟
همین شیخ حسن آقای کلیدساز.
بعید نیست هدف این باشد که از جایگاه ولی فقیه به قدری قداست زدایی صورت بگیرد که نشستن گزینه هایی چون شیخ حسن نیز در این جایگاه، طبیعی به نظر بیاید.
****
لینک منبع اولیه انتشار فیلم در تلگرام:
https://t.me/AlaviShahed/174

مرگ استفاده ابزاری از امر مقدس

با اینکه در جریان اعتراضات اخیر، چندین امامزاده و حسینیه در نقاط مختلف کشور به آتش کشیده شده اند، برای نشان دادن خباثت برخی معترضان، بیشتر روی آتش کشیده شدن پرچم کشور مانور داده می شود. چنین امری چهل سال بعد از انقلاب اسلامی، نه نشانه پررنگ شدن رویکردهای ملی گرایانه که نشانه ته کشیدن نیروی استفاده از مقدسات دینی برای تحریک عواطف و بسیج مردمی است. روشن است که در چنین شرایطی استفاده از نمادهای ملی، برای تحریک عواطف نیز به سرعت نیروی خود را از دست خواهد داد. زمامداران کشوز هنوز نفهمیده اند مردم، استفاده ابزاری از هر امر مقدسی را متوجه می شوند و پس می زنند.

چرا آمدنیوز و ری استارت قوی ترین حافظان وضع موجود و خائن به مردم ایرانند؟

در مورد اعتراضات سیاسی و اقتصادی، نموداری افقی را در نظر بگیرید که یک سر آن سکوت و ملایمت و مدارا و سر دیگر آن نهایت خشونت و رادیکالیسم و تندروی است. روشن است که یک حرکت اصلاحی اعتراضی، اگر نزدیک به سر ملایم این نمودار باشد، مسئولان کشور را وادار به اصلاح اساسی امور نمی کند و با بی اعتنایی آنها مواجه خواهد شد. از سوی دیگر اگر شدت اعتراضات به انتهای رادیکال نمودار نزدیک شود، ضمن اینکه بهانه کافی برای جمع کردن اعتراضات را به مسئولان خواهد داد، همراهی بدنه مردم را نیز با خود نخواهد یافت و از این رو اعتراضات، ناکام و معطل خواهند ماند.
جایی در میانه این طیف است که به اصلاح امور می انجامد: جایی که هم مسئولان با شدت واقعی نارضایتی مردم مواجه می شوند و نیز همراهی فراگیر توده مردم با اعتراضات، به جای جمع کردن اعتراضات، مسئولان را به اصلاحات اساسی وادار خواهد کرد.
با توجه به این نمودار است که بر این نظرم سازمانها، حرکتها و رسانه هایی همچون گروهک منافقین، ری استارت و آمدنیوز برخلاف ادعا و ظاهرشان، قوی ترین حافظان وضع موجود ایران و بزرگترین خائنان به مردم ایران هستند و تا زمانی که مطرح هستند و شیر فلکه دعوت و اطلاع رسانی و جهت دهی اعتراضات دست آنها یا حامیانشان در صدای آمریکا و امثالهم است، بن بست و انسداد در اصلاحات سیاسی و اقتصادی برقرار است.
ایران امروز به جنبش و رسانه هایی مربوط به آن احتیاج دارد که اولا بدانند مشکلات کشور فقط اقتصادی نیستند و مشکلات اقتصادی، معلول عوامل سیاسی هستند،
ثانیا به حمایتهای امثال ترامپ و نتانیاهو و رجوی روی خوش نشان ندهند و اصلا با شعار علیه آنها همراه باشند و بدانند که مبارزه با انواع استکبار داخلی و بین المللی از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و تفکیک آنها از یکدیگر، راه به آزادی و عدالت نخواهد برد. (چیزی که در رسانه ای همچون آمدنیوز عکس آن دیده می شود)
ثالثا تا می توانند از حملات به اماکن و المانهای مقدسی مثل حسینیه ها، امامزاده ها، پرچم، تصاویر و اسامی شهدا جلوگیری کنند،
رابعا با هر حرکت خشنی همچون دعوت به شلوار از پا کشیدن و فراتر از آن (مثل تهدید به قتل و آتش زدن اماکن و…) برخورد کنند.
خامسا ضمن اینکه به تغییرات زیربنایی و اساسی (همچون رفراندوم و تغییر قانون اساسی که خواسته هایی غیرقانونی نیستند و در خود قانون اساسی فعلی به آنها مشروعیت داده شده) التفات دارند، به جای شعارهای گریزاننده مرگ و نفی، شعارهای ایجابی و شعارهای دعوت به استعفا و عزل و امثالهم در آن محوریت داشته باشند.

آقا وحید! ما هم بلدیم وَ..وَ..وَ…بگوییم

آقای وحید جلیلی، در برنامه تلویزیونی جهان آرا که در تاریخ ۱۱ دی ۱۳۹۶ از شبکه افق پخش شد، از نهادینه شدن “امر به معروف و نهی از منکر” در آستانه ۴۰ سالگی نظام جمهوری اسلامی خبر دادند. ایشان در تایید ادعایشان به فکتهایی همچون حضور سخنگوی قوه قضائیه در جمع پر اعتراض دانشجویان دانشگاه شریف یا جلسه انتقادی نمایندگان تشکلهای دانشجویی با رئیس قوه قضائیه اشاره کردند و برای اینکه هر کدام از این فکتها را مشتی نمونه خروار معرفی کنند در انتهای بیان هر کدامشان عبارت “وَ..وَ…وَ…” را به کار می بردند. اما در این سوی ماجرا، “وَ…وَ…وَ”های دیگری هم وجود دارد که ادعای جناب جلیلی را با چالش مواجه می کنند. در ادامه به برخی از آنها در قالب سئوال اشاره می کنم:
– آقا وحید! طلبه سیرجانی که خودتان پیشتاز معرفی او بودید، سرانجام کارش به کجا رسید و الان کجاست؟ نکند زمین خواریها برطرف شدند؟ وَ..وَ…وَ…
– آقا وحید! نمونه های امروزی رسانه های صریحی همچون صبح، شلمچه، جبهه و… که در عین اعتقاد به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، مطالبات عدالتخواهانه را بیان می کردند و در مورد مفاسد و تبعیضها افشاگری شفاف می کردند الان کدام رسانه ها هستند؟ تخمشان را ملخ خورد یا مفاسد و تبعیضها برطرف شده اند؟ وَ…وَ…وَ…
– آقا وحید! می خواهی نام حداقل ۴۰ نفر از جوانانی را که نماز جمعه هایشان ترک نمی شد، عضو فعال بسیج بودند و خیلیهایشان در خانواده هایی با پدر سپاهی یا ایثارگر بزرگ شده اند، برایت فهرست کنم که در ۵، ۶ سال گذشته به علت مطالبات عدالتخواهانه با احضار به دادسرا و محاکمه مواج شده اند و الان به سکوت و سرخوردگی رسیده اند؟ (البته به طور حتم این فهرست از ۴۰ نفر طویل تر است و این عدد را در حد شناخت خودم گفتم) وَ…وَ…وَ…
– آقا وحید! سرنوشت آیتم های صریح برنامه تلویزیونی ثریا که خیلی از دست اندرکارانش دوستان خودت بودند به کجا کشید؟ وَ…وَ…وَ…
– آقا وحید! چرا در امثال همین برنامه جهان آرا به کسانی که این سئوالات را مطرح کنند تریبون داده نمی شود؟ وَ…وَ…وَ…
– آقا وحید! انصافا همینها که گفتم نشانه نهادینه شدن امر به معروف و نهی از منکرند؟ یا نشانه پسرفت در نهادینه شدن امر به معروف و نهی از منکر؟ وَ…وَ…وَ…

منطق موشه دایان جمهوری اسلامی

اگر با احمدی نژاد برخورد بشه،
مشکلات قوه قضائیه حل میشه؛
یارانه های نقدی نه تنها حذف نمی شن بلکه چند برابر میشن؛
آمار بیکاری میاد پایین؛
بازار رونق می گیره؛
هم تورم مهار میشه هم قدرت خرید مردم میره بالا؛
حقوقهای معوقه کارگران پرداخت میشه و از این به بعد مرتب پرداخت میشه؛
مشکلات سپرده گذاران موسسات مالی ورشکسته حل میشن؛
مشکلات بازنشستگان حل میشه؛
با کارگران معترض برخورد نمیشه؛
نمایندگان اصناف می تونن بدون هیچ نگرانی، اعتراضات مدنی انجام بدن؛
مدیران کشور، حقوق نجومی نمی گیرن؛
اختلاس کننده های چندصد میلیاردی دیگه از کشور فرار نمی کنن و محاکمه می شن؛
تخلفات و اختلاسهایی مثل صندوق ذخیره فرهنگیان و کرسنت و… تکرار نمی شن و عواملش پست نمی گیرن؛
انتقادها، برچسب سیاهنمایی نمی خورن؛
مسئولانمون ساده زیست و پرکار و در برابر مردم متواضع میشن؛
با کولبرها و دستفروشان برخورد تندی صورت نمی گیره و براشون شغلهای بهتری فراهم میشه؛
هرکسی به خاطر ژن خوبش پست و رانت داره، ازش گرفته میشه؛
آلودگی هوا برطرف میشه؛
با زمین خوارها برخورد میشه؛
بودجه های صدها موسسه بی خاصیت مثل روزنامه “جمهوری اسلامی” قطع میشه و به زخم مردم محروم میخوره؛
دیگه هیچ کس یه دقیقه بیشتر از حدی که قانون تعیین کرده تو بازداشت موقت نمی مونه؛
نهادهای امنیتی رفتارهاشون رو اصلاح می کنن؛
صنعت هسته ای مون احیا میشه؛
مثل سابق می تونیم آزمایش موشکهای دوربرد انجام بدیم و به تولید موشکهای بالاتر از ۲۰۰۰ کیلومتر فکر کنیم؛
داروهای نایاب و گران، ارزون و راحت یاب میشن و…

فرصت سوزی

کانال تلگرامی که فراخوان لخت کردن و شلوار از پا کشیدن و امثال این توحشها را منتشر کند باید ریپورت شود. اگر بنا بود با قساوت، بنای درستی گذاشته شود، الان وضعممان این نبود که حالا با تجویز انواع دیگری از آن از فرانسه، قصد اصلاح بنا یا تجدید آن را دارند.

متاسفانه آشغالهایی مثل زم، هدایت کنندگان او و اراذلی که از او خط می گیرند برای مدتها، فرصت بزرگ اصلاح امور کشور را از بین بردند.

اعتراض مدنی؟ جان من؟!

امشب در جایی بودم که تلویزیون روشن بود و توفیق اجباری شد بخش خبری سیما را در مورد اعتراضات اخیر ببینم.
مصاحبه شوندگان می گفتند اگر کسی اعتراضی دارد به صورت مدنی مطرح کند و مانعی نیست.
دو سئوال برایم مطرح شد:
– آیا امثال رضا شهابی و اسماعیل عبدی و محمود بهشتی لنگرودی و میثم صفائیان و منصور نظری و… به صورت غیرمدنی اعتراض کرده بودند؟ جایی را آتش زده بودند؟
بست نشینی بقایی و جوانفکر در حرم حضرت عبدالعظیم چطور؟ جایی را داشتند خراب می کردند؟ پس چرا بزن بهادرها را برای به هم زدنش گسیل کردید؟
– سرنوشت ماهها اعتراض و دادخواهی لایت و مدنی مالباختگان موسسات مالی و بازنشستگان و… جز بی اعتنایی دیدن چه بوده است؟

چرا حس در بن بست بودن داریم؟

چرا حس در بن بست بودن داریم؟

۱- آیا در ایران امروز، نسبت به یک سال پیش، شاخصهای عدالت اجتماعی، آزادی، احساس کرامت، رفاه، رونق اقتصادی، سلامت محیط زیست، اخلاق و استقلال از بیگانه، به طور میانگین رشد کرده اند یا سقوط؟ نسبت به دو سال پیش چطور؟ نسبت به سه سال پیش؟ نسبت به چهار سال پیش؟ نسبت به پنج سال پیش…
اگر از رشد و سقوط میانگین این شاخصها نموداری تهیه شود، این نمودار صعودی است یا نزولی؟ به عبارت دیگر، این نمودار، چه آینده ای را به ما نشان می دهد؟

۲- من جوان ایرانی، چگونه می توانم برای صعودی شدن نمودار مذکور، تلاش جدی و موثر داشته باشم بدون اینکه به موانع سیاسی بربخورم؟

۳- برای برطرف کردن این موانع سیاسی، چگونه می توانم رفتار موثر (و نه بی خاصیت و شعاری و دکوری) داشته باشم بی آنکه برچسبهایی همچون “سر پل منافقین بودن”، “نئوفرقانی”، “التقاطی”، “کمونیست”، “لیبرال”، “وحدت شکن”، “منحرف”، “عدالتخواه منهای ولایت”، “فتنه گر جدید”، “منافق” و… را به من بچسبانند و با احضاریه مواجه بشوم و زندگی خودم و خانواده ام با آرامشی حداقلی بگذرد؟

آیا در سال ۵۷ انقلاب شد که مطالبه حقوق بدیهی، اینقدر پرهزینه باشد؟

پرسش اصلی

مهمتر از این سئوال که چه کسانی عامل یا چهره پشت پرده تحرکات دو سه روز اخیر در ایران هستند (طبقات فرودست؟ مردم؟ آمدنیوز؟ سپاه و بیت؟ دولت روحانی و حسام الدین آشنا؟ رئیسی و علم الهدی؟ احمدی نژاد؟ دلواپسان؟ اصولگرایان؟ اصلاح طلبان؟ آمریکا؟ انگلیس؟ عربستان؟ تجزیه طلبان و …) این پرسش است:

چگونه قابلیت ایجاد چنین حرکتی به وجود آمد؟

سئوال اول، در برابر پرسش اخیر، سئوال انحرافی و فرعی است و ارزش وقت گذاشتن ندارد.

چرا به صداقت یا عقل برخی دوستان حزب اللهی شک داریم

انسانی که هم حداقل عقل را داشته باشد و هم عافیت طلب نباشد، وقتی می تواند در منازعه دو طرف وارد شود اما وارد نمی شود که:
علم کافی به موضوع منازعه نداشته باشد؛
یا علم کافی داشته باشد اما هر دو طرف را به یک اندازه حق یا باطل بداند.
گاهی اوقات نیز چنین انسانی ممکن است در شَر بودن یک طرف دعوا شک داشته باشد اما در شر بودن طرف مقابل او شک نداشته باشد و به شرارت او مطمئن باشد. از این رو برای دفعِ طرفی که شر بودن او را مسجل می داند با طرفی که به شرارت او مطمئن نیست همراه می شود.
***
شرور دانستن احمدی نژاد، فی نفسه و در یک زمینه خالی، از سوی برخی اشخاص چندان حیرت آور نیست. اما در این سالها وقتی می بینیم برخی حزب اللهی ها در دعوای بین احمدی نژاد و طرف دیگر، به جای بی طرفی و سکوت یا همراهی با احمدی نژاد، احمدی نژاد را محکوم می کنند حق داریم نتیجه بگیریم که:
– یا طرف مقابلِ احمدی نژاد را از او بهتر می دانند؛
– یا در شر بودن طرف مقابل احمدی نژاد شک دارند(!) ولی به شرارت احمدی نژاد مطمئنند.
همچنانکه گفتم، شرور دانستن احمدی نژاد از سوی برخی اشخاص، فی نفسه و در یک صحنه بدون منازعه آنچنان حیرت آور نیست ولی اینکه در برخی منازعات (که به صورت مصداقی به آنها اشاره نمی کنم)، او را از طرف مقابلش شرورتر بدانیم یا در شر بودن طرف مقابلش شک داشته باشیم، قطعا نوبر است و همینجا است که ما حق داریم به صداقت یا عقل آن دسته از حزب اللهی ها که چنین قضاوتی دارند شک کنیم.
البته یک توجیه دیگر نیز ممکن است از سوی این دسته از دوستان حزب اللهی ارائه شود و آن این است که بله در فلان دعوا، در شر بودن طرف مقابلِ احمدی نژاد شکی نیست یا اینکه بله، طرف مقابل، از احمدی نژاد شرورتر است، اما الان احمدی نژاد دارد خلاف مصلحت کشور، جنجال سازی می کند و گرچه حق با اوست اما بنا به مصلحت باید ساکت باشد.
البته که وقتی ۳۷ است در «موقعیت حساس کنونی» قرار داریم و قرار هم نیست هیچگاه از آن خارج شویم و نتایج کوتاه آمدنها و سکوتهای مصلحت آمیز را در رئیس جمهور شدن فردی مثل روحانی و تحمیل “خسارت محض برجام” دیده ایم، روشن است که عمل به این مصلحت اندیشی ها، تا کجا می تواند کشور را در دره انحطاط فرو ببرد. علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد.