شیطان زدگانِ شیطان شناس

افیون زدگان و نشئه گان غرب شناسی و فلسفه و ادبیات و نقد فیلم، استعاره فاوست و مفیستوفلس را خوب می شناسند و قرقره می کنند. فاوست، در ادبیات کهن آلمان، شخصیتی است که روح خود را به مفیستوفلس (شیطان یا نماینده شیطان) فروخته است تا قدرت کسب کند. (مشهورترین بازنویسی این افسانه آلمانی را گوته انجام داده است)
چرا می گویم افیون زدگان و نشئه گان غرب شناسی و فلسفه و ادبیات و نقد فیلم؟ چون از قضا خود فلسفه، خود غرب شناسی، خود جامعه شناسی، خود ادبیات، خود عشق کتاب بودن، خود شعرسرایی و عشق شعر را داشتن، خود نقد فیلم، خود حکمت و عرفان، خود سیر و سلوک و معنویت و اخلاق و عبادت و… می توانند مفیستوفلس ها و شیاطینی باشند که آدم روح خود را به آنها بفروشد و روحش در تسخیر آنها قرار بگیرد و مهمترین نشانه این مسخر شدن آن است که انواع و اقسام پلشتی و ظلم و تبعیض را در اطرافت ببینی اما دلمشغولیهایی که نام بردم، افیون وار و مخدروار، تو را کاملا به خودشان مشغول کرده باشند. و وای به حالت که به صورت مضاعف، روحت را در اختیار این شیاطین گذاشته باشی، اصلا پلشتی و ظلم و تبعیض به چشمت نمی آیند. هرچیزی که آدمی را از حمایت از مظلوم منصرف کند، شیطانی است که انسان روح خود را به او فروخته است. حالا بیا و به زبانهای مختلف، شیطان زدگی تمدن غرب را قرقره کن و حکایت فاوست و مفیستوفلس را استعاره ای از وضع این تمدن بدان.

دردشان چیز دیگری است

رفته اند سراغ اکبر خوش کوشک برای زدن احمدی نژاد و مشایی.
مقلدان خلخالی و صانعی و موسوی تبریزی، بعید نیست دیر یا زود با قاضی مرتضوی هم علیه احمدی نژاد به ائتلاف برسند. گفته بودم دردشان چیز دیگری است.

همیشه بهانه ای برای سکوت وجود دارد

بقایی، آدم سالمی نیست؛
شهابی، کمونیسته؛
۴ عدالتخواه شیرازی، عدالتخواه منهای ولایتند؛
عبدالرضا داوری، منحرفه؛
این تهمتها هم به من نمی چسبه که فقط برای دوستان خودم به قوه قضائیه معترض میشم.

فاحشه انگشت نمایی که بلند خندیدن زنان در جمع مردان را زشت می داند

از عجایب روزگار این است که موتلفان دیروز و امروز خلخالی و صانعی و موسوی تبریزی و رازینی و دری نجف آبادی و ری شهری و پورمحمدی… و در کل سیستم قضایی ده سال اول انقلاب که مرتضوی باید پیش آنها بوق بزند، برای اینکه از احمدی نژاد و یارانش حمایت بکنند یا حمایت نکنند، سوزنشان روی مرتضوی گیر کرده است. از سوراخ ته سوزن رد می شوند ولی از در دروازه رد نمی شوند. معلوم است که ذره ای صداقت ندارند و دردشان این چیزها نیست.
حکایتشان، حکایت فاحشه انگشت نمایی است که به بلند خندیدن زنان دیگر در جمع مردان گیر بدهد.

غول داعش؛ قبل و بعد از خارج شدن از چراغ جادو

تا زمانی که یک غول خطرناک، از چراغ جادو خارج نشده، برای جلوگیری از خارج شدن او یکجور تدبیر لازم است ولی وقتی این نوع تدبیر انجام نشد و غول از چراغ خارج شد، طبعا تدابیرِ دیگر و البته و متاسفانه، تدابیرِ بسیار پرهزینه تری برای مهار آن غول، لازم است.
عقب مانده هایِ بصیرت پاش و خودعمارپنداری که به نظرشان آمده، پیام تبریک احمدی نژاد در مورد نابودی حکومت داعش، با مواضع قبلی او در مورد سوریه در تناقض است، ضریب هوشی شان، کشش فهم این نکته بدیهی را ندارد.

تبریک

خبر نابودی کامل حاکمیت داعش بر عراق و سوریه، خبر بسیار شیرینی است. ممکن است این گروه در قالب یک گروه تروریستی و زیرزمینی به فعالیت خود ادامه دهد، با این حال شکست این تشکیلات در قالب یک حکومت اشغالگر، خبر بسیار مبارکی است.
بعضی بدبینان خواهند گفت باید دید آینده سوریه و عراق چه می شود اما از گزینه های موجود، هر کس و هر مرامی جایگزین این جانیان شود، به خباثت اینان نخواهد بود و همینکه دست این جانیان به صورت رسمی کوتاه شده است، خوشحال کننده است. به خاطر تلخی احتمالی در راه، از بروز خوشحالی امروزمان جلوگیری نمی کنیم.
دم همه کسانی که در این پیروزی نقش داشتند، از نیروهای مردمی و دولتی عراق و سوریه و لبنان تا نیروهای سپاه قدس ایران گرم و یاد شهدای این پیروزی گرامی.

جا مانده از یک فرصت طلایی دیگر

جسارتا آقای دکتر سعید زیباکلام، یک امتیاز منفی دیگر گرفتند. هزار تا سخنرانی در یزد و فلان دانشگاه و بهمان دانشکده، اثر یک ساعت حضور ایشان در بست نشینی یا امضای بیانیه حمایت از آن را نداشت. فرصت بزرگی که از دستش دادند.
بفرمایید به سخنرانیهایتان ادامه بدهید! اما اگر از این آب در هاون کوبیدنها سر برجام به نتیجه ای رسیدید از این سخرانیها هم نتیجه خواهید گرفت. عدالت با نایس بازی و چرتکه انداختن و دغدغه پرستیژ داشتن و شهوت گفتمانی جلوه کردن، حاصل نمی شود.
ما البته و ان شاءالله هنوز، پایه و همراه شما در صحنه های هزینه دار خواهیم بود و تنهایتان نخواهیم گذاشت.

چرا وصله شخص پرستی و شخص ستیزی به ما نمی چسبد؟

اینجور برایتان بگویم که اگر الان امثال آقایان آیت الله مصباح یزدی و دکتر سعید جلیلی در حرم حضرت عبدالعظیم، علیه قیچی خاندان لاریجانی بست نشسته بودند و امثال علی نادری، میدان دار این بست نشینی بودند، به طور حتم ما در این تحصن شرکت می کردیم (کاری که این دوستان عکسش را انجام نمی دهند) اما چیزی که باعث شده ما از این دوستان قطع امید کنیم این است که این دوستان، کلا این کاره نیستند و هیچگاه این کاره نخواهند بود. اینان به طور مداوم “در موقعیت حساس کنونی” قرار دارند و الی الابد، دهان بندهایی مثل “لزوم حفظ وحدت و آرامش” و “پرهیز از حاشیه سازی” را از دهانهایشان برنخواهند داشت و لاجرم هر بلایی سر انقلاب و کشور بیاید نهایتا در حد غرغرهای زیر لحافی و نایس و بی اثر، معترض خواهند بود.

@armanha_tk

درد-۲

‏جدا برام سئواله که “لبیک یا حسین” گفتنت تو چه صحنه هایی تا حالا خودش رو نشون داده؟ جاهاییکه هیچ هزینه و خطری برات نداشتن و به اندازه ای که بهت حداقل آرامش رو بده، مشوق و همراه داشتی؟