قطعه موسیقی

این قطعه موسیقی رو تو کانال تلگرامی آرمانشهر گذاشته بودم که یکی از مخاطبان گرامی، درخواست کردن در وبلاگ هم منتشرش کنم چون در اونجا نتونستن دانلودش کنن:
http://armanha.tk/wp-content/uploads/2016/04/Bikalam.mp3

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

در معرفی این قطعه نوشته بودم:
این قطعه موسیقی بی کلام رو یه صبح نوروزی، به صورت اتفاقی از رادیو پیام شنیدم.  مدتها بود قطعه موسیقی ای که بار اول باشه بشنومش و بهم بچسبه، نشنیده بودم. خدا رو شکر تو آرشیو سایت رادیو پیام پیداش کردم.
احیانا اگه کسی اسم قطعه و سازندگانش رو می دونه بهم بگه.

به مناسبت بازگشایی مدارس

هر سال اوایل مهرماه، یاد سکانسی از فیلم موزیکال «دیوار» (The Wall/ محصول سال ۱۹۸۲ میلادی) می افتم. در این سکانس، دو ترانه پیاپی از آلبوم «دیوار» (محصول ۱۹۷۹ میلادی)، اثر مشهور گروه «پینک فلوید» با تصاویرِ فیلم همراه شده اند. ترانه های «شادترین روزهای زندگی ما» (The happiest days of our lives) و «آجری دیگر از دیوار / قسمت دوم»  (Another brick in the wall / Part two)

در ادامه، هم می توانید این سکانس از فیلم را به مدت ۵ دقیقه و ۵۰ ثانیه، پلی کنید و تماشا کنید و هم می توانید آن را با حجم ۲۴ مگابایت دانلود کنید. بعد از آن هم ترجمه ای از ترانه دوم را (به نقل از کتاب «دیوار» ابراهیم نبوی با تغییری جزئی) آورده ام. البته از درج ترجمه ترانه اول هم به دلایلی خودداری کرده ام.

لینک دانلود (روی لینک، رایت کلیک کنید و بعد آن را در سیستم خود ذخیره کنید.)

ترجمه ترانه Another brick in the wall / Part two:

آجری دیگر از دیوار (قسمت دوم)

ما به آموزش و پرورش نیاز نداریم
ما به کنترل فکر نیاز نداریم
کنایه زدن سر کلاس، موقوف!
معلم ها! شرتان را از سر بچه ها بکنید
آهای! معلم ها! دست از سر بچه ها بردارید
همه اینها آجر دیگری است در دیوار
و شما، آجر دیگری هستید در دیوار

لینک مرتبط: در مورد فیلم دیوار از آرشیو همین وبلاگ
لینک روزانه: نقدینگی و تورم، موضوع جلسه ۲ مهر حلقه مطالعاتی توحید و عدالت

اختصاصی آرمانشهر: فایل صوتی دیگری از سخنرانی ضدامنیتی رفسنجانی با کیفیتی بهتر

 قضیه «هاله نور» را یادتان می آید؟ احمدی نژاد در جلسه ای کاملا خصوصی، آن هم در گفتگو با مخاطبی خاص، یعنی عالمی دینی، مساله و ادعایی را نه از قول خودش بلکه از قول شخصی دیگر در مورد سخنرانی اش در اجلاس سازمان ملل مطرح کرده بود. فیلم این جلسه خصوصی را منتشر کردند و تا ماهها و سالها روی آن جنجال به پا کردند و حیثیت رئیس جمهور کشور را به مضحکه گرفتند. بارها و به انحا مختلف، مساله هاله نور، تیتر یک روزنامه ها و سایتها شد، در مناظرات انتخاباتی به چالشی اصلی مبدل شد، فصل ویژه ای از فیلم معروف «نود سیاسی» به آن اختصاص یافت، بر مبنای آن کاریکاتورها، مطالب طنز و شعارهای متعددی تولید شدند و کار به جایی کشیده شده است که الان در سایت «ویکی پدیا»، مدخلی با عنوان «هاله نور احمدی نژاد» وجود دارد و این در حالی است که این مساله هیچ ربطی به امنیت ملی و امنیت جهانی نداشت.
اما رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در روز شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۲ در جمع بیش از هزار نفر از مردم استان مازندران، نه در جلسه ای خصوصی، به صراحت از بمباران شیمیایی مردم سوریه توسط حکومت سوریه سخن گفت. ادعایی که می تواند پشتوانه محکمی برای حمله آمریکا و متحدانش به سوریه باشد و در خود غرب هم خیلیها به این صراحت آن را مطرح نکرده اند و در مورد آن با اطمینان سخن نمی گویند. جنابِ تشخیص دهنده مصلحت نظام، این سخنان را زمانی مطرح کرد که هنوز ۲۴ ساعت از تکذیب ایراد چنین سخنانی توسط او در حسینیه جماران نمی گذشت. پس از انتشار خبر جدید، باز هم دفتر ایشان به تکذیب روی آورد و جالب اینجاست که سخنگوی وزارت خارجه هم این سخنان را تکذیب کرد! پس از این تکذیبها، فایل صوتی این سخنرانی منتشر شد و جالب اینجا است که اصالت این فایل صوتی هم توسط حضرات تکذیب شد. انگار نه انگار که این سخنان در جلسه ای عمومی ایراد شده است و صدها نفر از مردم، شنونده آن بوده اند و می توانند در مورد آن شهادت بدهند و در دوره ای زندگی می کنیم که هر کسی با گوشی تلفن همراهش می تواند ضبط کننده سخنرانیهایی باشد که می شنود و بالطبع این سخنرانی را هم دهها نفر از مردم سوادکوه شمالی ضبط کرده اند. خوب شد که معنای «دولت راستگویان» و مخالفت با دروغ را هم فهمیدیم!
فایل صوتی که تا الان از این سخنرانی منتشر شده است، در فرازی که به سوریه اختصاص دارد، با صدای زمینه قابل توجهی همراه است که راه را برای تکذیبِ دوستداران صداقت(!) باز کرده است. فایلی که در ادامه آمده است توسط فردی دیگر ضبط شده است و کیفیت بهتری دارد. برای اینکه بهانه از دست بهانه جویان برای خدشه در اصالت آن گرفته شود، قدری از قبل و بعد از فراز مربوط به سوریه هم در فایل صوتی هست.

فایل صوتی را بشنوید:

 فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید. (بر روی لینک، رایت کلیک کنید و بعد آن را ذخیره کنید.)

راستی از فایلهای صوتی مکالمات تلفنی حیرت آور «مهدی هاشمی» با «نیک آهنگ کوثر» (که طرف دوم مکالمه هم صحت آنها را تایید کرد) چه خبر؟ چرا کسی در مورد آن فایلها صحبت نمی کند؟ از «عباس یزدان پناه» که گفته می شد منتشر کننده آن فایلها است چه خبر؟ چرا خبرِ مهم مفقود شدن و به قتل رسیدن یزدان پناه، آنطور که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته است؟ چرا این سکوتها برای کسی عجیب و جای سئوال نیست؟

لینکهای مرتبط:

هاشمی گفت صدای من جعلی است و من دولت سوریه را درباره سلاح شیمیایی متهم نکردم
حاج آقا و باز هم داستان کی بود کی بود من نبودم! (مطلبی از سایتی که برای اولین بار خبر و فایل صوتی سخنرانی رفسنجانی در مورد بمباران شیمیایی مردم سوریه را منتشر کرد)
اوباما در نشست خبری در سوئد: ایران به استفاده سوریه از سلاح شیمیایی اعتراف کرده است!!

 

فایل صوتی جلسات اول و دوم حلقه مطالعاتی «توحید و عدالت»

حلول ماه مبارک رمضان را تبریک می گویم. این روزها موضوع خاصی برای نوشتن به ذهنم نمی آید. از این رو مناسب دیدم، پست جدیدم را به فایلهای صوتی جلسات اول و دوم حلقه مطالعاتی «توحید و عدالت» اختصاص بدهم که در دوره جدید آن، درسگفتارهای دکتر «عبدالرضا داوری» با محوریت کتاب «نظریه های اقتصاد سیاسی» ارائه می شود.
برای آنها که در فضای پس از انتخابات، می خواهند شنونده تحلیل در مورد انتخابات و مباحث روز باشند، شنیدن فایل صوتی جلسه اول را توصیه می کنم که حاوی نکات جالب توجهی در این موضوعات است. گرچه هر دو جلسه، حاوی نکاتی جالب توجه است که به نظر می رسد باید انگیزه ای برای نگارش چند مقاله و تحقیق از سوی دوستان باشند تا برکات این جلسات هم بیشتر باشد.
متاسفانه فایل صوتی اصلی جلسه اول به دلایلی از بین رفته است و آنچه می شنوید فایلی است که توسط یکی از حاضران در جلسه ضبط شده است. از این رو، سئوالات حاضران در جلسه اول، تقریبا نامفهوم است که از این بابت عذر می خواهم. البته این نامفهوم بودن به کلیت فایل، لطمه نزده است. ضمن اینکه از پاسخهای جناب داوری هم کم و بیش می توان متوجه شد که چه سئوالی پرسیده شده است. ضمنا فایل صوتی این دو جلسه و همینطور جلسات بعدی و نیز دوره قبلی این جلسات (که در پاییز و زمستان ۱۳۹۱) برگزار شد را در سایت pishraft.org می توانید بشنوید و از آنجا ذخیره کنید.

فایل صوتی جلسه اول:

دانلود فایل صوتی جلسه اول (روی لینک رایت کلیک کنید و بعد فایل را ذخیره کنید.)

فایل صوتی جلسه دوم:

دانلود فایل صوتی جلسه دوم (روی لینک رایت کلیک کنید و بعد فایل را ذخیره کنید.)

 

مرد تنها

امروز، عزیزی مرا به یاد سکانس آخر فیلم «رضا موتوری» (ساخته کیمیایی) انداخت و ترانه «مرد تنها» با صدای فرهاد مهراد که روی این سکانس شنیده می شود؛ اینکه چقدر حال و هوای این سکانس و ترانه با حال و هوای این روزهای قهرمان زندگی مان شباهت دارد.

من به آینده امیدوارم، احمدی نژاد را هم به هیچ وجه خسته و غمگین نمی دانم. ولی تشیعِ من به من به ما یاد داده است که نوحه خوان و مرثیه خوان و روضه خوانِ مردان بزرگ و مظلوم باشم. مناسب دیدم که صدای ترانه و متن فرازهایی از آن را روی وبلاگ بگذارم.


اگر نمی توانید پلی کنید، ترانه را از اینجا دانلود کنید. (رایت کلیک کنید و بعد از آن فایل را ذخیره کنید.)

با صدای بی صدا
مثِ یه کوه بلند
مث یه خواب کوتاه
یه مرد بود یه مرد

با دست های فقیر
با چشم های محروم
با پاهای خسته
یه مرد بود یه مرد


سایه اش هم نمی‌ موند
هرگز پشت سرش
غمگین بود و خسته
تنهای تنها

لینکهای مرتبط:
احمدی نژاد، ۸ خرداد ۱۳۹۲: من همیشه تنها بوده ام
احمدی نژاد، ۱۶ اردیبشهت ۱۳۹۲، در گفتگو با مادر «ابوالفضل پورعرب»: دوره ما خیلی وقته تموم شده
متن کامل ترانه و درباره آن
کلیپ صوتی خداحافظ احمدی نژاد

فایل صوتی سخنرانی مهندس مشایی در جمع مسئولان راهیان نور، فروردین ۱۳۹۱

انسانی را که مورد ارادت شدید رئیس جمهوریِ خدوم کشور است، سالها در صدها رسانه، تریبون، منبر و بولتن، لجن مال کردند، صدایِ تقریبا تمام رسانه های مدافع او را بریدند و دست آخر هم فرصت اعاده حیثیت، لااقل تا این لحظه به او ندادند. به مصداق حمایت از مظلوم، سعی می کنم در حد خودم، برخی سخنرانیهای او را از این به بعد منتشر کنم. بچه های احمدی نژادی، احتمالا بعضی از آنها را شنیده اند. به امید اینکه معدودی مخاطب غیر احمدی نژادی، آنها را گوش بدهند، آنها را در وبلاگ منتشر می کنم.
این سخنرانیِ مهندس مشایی را دوست دارم. پس از همین سخنرانی شروع می کنم. سخنرانی، در خوزستان ایراد شده است و تاریخ آن فروردین ۱۳۹۱ است. در جمع مسئولان فعال در برنامه «راهیان نور»:

در صورتیکه نمی توانید پلی کنید، برای دانلود فایل صوتی، «اینجا» را کلیک کنید. (روی عبارت «اینجا»، رایت کلیک کنید و بعد گزینه ذخیره را انتخاب کنید.)

دانلود: قطعه زیبایی از ساز دودوک

حدود هفت هشت سال پیش، توجهم به ساز «دودوک»، جلب شده بود. در آن زمان، اینقدر دل و دماغ داشتم که بخواهم نواختن یک ساز را یاد بگیرم، اما هرچه جستجو کردم، جایی را پیدا نکردم که نواختن دودوک را آموزش بدهند و در نتیجه به جمع آوری برخی آلبومها و قطعاتی که با این ساز اجرا شده اند اکتفا کردم. اطلاعاتی هم که در این پستِ کوتاه در مورد «دودوک» می نویسم با اتکا به حافظه ام و چیزهایی است که از آن زمان به یادم مانده است:

دودوک، سازی بادی و زبانه (قمیش) دار است که با سرزمین ارمنستان شناخته می شود. این ساز با اندکی تفاوت در مناطق آذری زبان با نام «بالابان» و در مناطق کردنشین با نام «نرمه نای» شناخته می شود. صدای این ساز، حزین است و نواختن آن به همراه سازهای کوبه ای همچون دهل، جلوه ای مضاعف دارد. مشهورترین نوازنده معاصر دودوک، «ژیوان گاسپاریانِ» ارمنی است که در ساخت موسیقی برخی فیلمهای هالیوودی از دودوک نوازی او استفاده شده است. گاسپاریان به همراه «حسین علیزاده» کنسرتی مشترک در ایران هم اجرا کرده است که آلبوم آن با نام «به تماشای آبهای سفید» منتشر شده است. از قطعه های معروف و زیبای این آلبوم که گاسپاریان در آن با زبان ارمنی آواز هم می خواند، قطعه «ساری گلین» است. از دیگر نوازندگان مشهور این ساز، «صمد علیحانِ» آذربایجانی است که آلبوم و قطعه «سرزمین آتش» او بسیار زیبا و مشهور است و بارها از صدا و سیما پخش شده است. در ایران این ساز، با «پیمان یزدانیان» و موسیقیهایی که او برای برخی فیلمها ساخته است شناخته می شود.

مشهورترین فیلمهایی که از این ساز در موسیقی آنها استفاده شده است تا جاییکه یادم می آید «آخرین وسوسه مسیح»، «گلادیاتور» و «مصائب مسیح» است. از قطعات دودوکی این فیلمها در ساختن کلیپهای متعددی استفاده شده است و در بسیاری از برنامه های تلویزیونی هم آنها را شنیده اید.

در آرشیوم از قطعات دودوک، قطعه ای هست که نام و نوازنده اش را نمی شناسم. هرچند مطمئنم آن را در جایی شنیده ام ولی یادم نمی آید کجا. از صدای گفتاری که در برخی فرازهای قطعه شنیده می شود، مشخص است که موسیقی یک فیلم است. فیلمی که البته آن را یا ندیده ام یا به خاطر نمی آورم.

این قطعه را به چند دلیل برای قرار دادن در وبلاگ انتخاب کرده ام:

۱- زیبایی آن
۲- به دلیل ناشناس بودنش، احتمالا کمتر آن را شنیده باشید. (البته ممکن است فقط برای بنده ناشناس باشد و این ناشناس بودن را به دیگران تعمیم داده باشم.)
۳- اگر کسی از شنوندگان، مشخصات قطعه یا فیلم مربوط به آن را می شناخت، از راهنمایی اش استفاده کنم.

در ادامه می توانید این قطعه را در دو کیفیت بالا و پایین، بشنوید یا دانلود کنید:

شنیدن با کیفیت بالا:

دانلود با کیفیت بالا (۱۰٫۷ مگابایت)

شنیدن با کیفیت پایین:

دانلود با کیفیت پایین (۱٫۳ مگابایت)

مباحثی که می تواند الهام بخش کلی پست وبلاگی باشد

امروز ششمین جلسه از سلسله نشستهای تبیین گفتمان عدالت و پیشرفت برگزار شد. از آنجا که به نظرم مباحث جلسه امروز (سخنرانی آقای عبدالرضا داوری)، حاوی آمار و اطلاعات مغفول مانده و تحلیلهای مهمی بود که جا دارد مورد توجه دوستان احمدی نژادی قرار بگیرد، فایل صوتی این جلسه را در صفحه اصلی وبلاگ قرار می دهم. فایلهای صوتی جلسات گذشته را هم در این سایت یا  این صفحه می توانید بشنوید.
به نظرم بچه های دست به قلم احمدی نژادی، با گوش دادن به فایلهای صوتی این جلسات، می توانند کلی ایده و سوژه برای نوشتن مقاله و پستهای وبلاگی پیدا کنند، انگیزه ای برای تحقیقاتِ جدید پیدا کنند، از مشغول شدن به مباحث حاشیه ای و فرعی فاصله بگیرند و برای مباحثی که پیش می آید خودشان را مجهز کنند. و اما فایل صوتی جلسه ششم:

لینک دانلود

 

خوشحالم که عوام هستم و فریبت را خورده ام

هر وقت به این فایل صوتی گوش می دهم بی اختیار گریه ام میگیرد. الان هم نزدیک نیم ساعت است که پشت سر هم به این فایل سه دقیقه ای گوش می دهم و گریه می کنم. دلهامون خیلی پره این روزها… چون این سخنان در محرم (سال گذشته، ۷ آذر ۱۳۹۰) ایراد شده اند و اشاره به مصائب امام حسین(ع) و تنهایی شان هم در آن محوریت دارد، مناسب دیدم که آن را در وبلاگ بگذارم. قربانِ دستهای بی نمک گوینده اش هم بشوم الهی:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

اگر نمی توانید فایل را بشنوید، آن را از اینجا دانلود کنید.

پی نوشت: دوست و برادر عزیزم «محمد جواد»، زودتر از من یاد این فایل افتاده بود. متن پیاده شده این فایل را که البته لطف شنیدنش را ندارد، می توانید در وبلاگ ایشان بخوانید. {تکمیلی، ۲۷ آبان: جالب شد. یکی دیگر از دوستان و برادران، جناب «علی نورایی» هم، اول محرمی و قبل از بنده، متن و فایل صوتی این سخنرانی را در وبلاگش گذاشته بود که من وقتی این پست را می گذاشتم از پست ایشان بی خبر بودم. الحمدلله که بین دوستان احمدی نژادی وب، چنین همدلی ای وجود دارد. تکمیلی ۲: مورخ ۲۷ آبان: و این هم کامنت دقایقی پیشِ نویسنده محترم وبلاگ «ما همه عمار تو ایم خامنه ای»: «چقدر جالب! من هم متنش رو پیاده کردم و توی پست جدیدم گذاشتم! و آمدم اینجا و دیدم که نسل سومی و شما هم همین کار رو کردید.
“بهشت در سختی ها پیچیده شده است.” امیرالمؤمنین علی(ع)»}

تکمیلی، مورخ ۲۷ آبان ۱۳۹۱: در جواب سئوالِ دوستانی که در مورد زمان و مکان این سخنرانی احمدی نژاد پرسیده بودند، بزرگواری زحمت کشیدند و به سئوال جواب دادند که از ایشان تشکر می کنم. تاریخ سخنرانی، ۷ آذر ۱۳۹۰ و محل آن، همایش مدیران بازرسی دستگاه‌های اجرایی بوده است.
متن کامل این سخنرانی در سایت ریاست جمهوری:
http://www.president.ir/fa/33103
فایل صوتی کامل این سخنرانی در سایت ریاست جمهوری:
http://www.president.ir/player.php?url=/media/main/96630.mp3

صدای روی وبلاگ از اواخر تیرماه تا پایان آبان ۱۳۹۱

دعای سمات با صدای «اباذر حلواجی»، مداح عراقی که با صوت و لحنی دلنشین خوانده شده است و امیدوارم شنیدنش را از دست ندهید:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

اگر نمی توانید بشنوید، فایل را از اینجا دانلود کنید.

 

برای آنها که رئیس جمهور را کیسه بوکس فرض کرده اند + هفت مطلب تکمیلی

فایل صوتی شنیدنی از حضرت آیت الله خامنه ای و نظر امام خمینی(ره) در مورد نقش نظارتی رئیس جمهوری بر سایر قوا

توضیح لازم:

مطلب زیر را قبل از انتشار نامه جدید آیت الله «صادق لاریجانی» نوشته بودم، اما در انتشار آن تردید داشتم. با مطالعه نامه جدید ایشان، تردید بنده از بین رفت. خوشبختانه، محتوای نامه جدید ایشان، نه تنها تغییری در محتوای مطلب بنده ایجاب نمی کند بلکه مناسبت آن را بیشتر می کند. البته پس از خواندن نامه جدید آقای لاریجانی، در حد دو سه سطر، به مطلب اضافه کردم.

توصیف وضعیت:

آبان ۱۳۵۹ است. ایران در وضعیت جنگی است. صدها کیلومتر از مرزهای غربی کشور، بیش از یک ماه است که در معرض هجوم سهمگین نیروهای بعثی عراق به پشتیبانی شرق و غرب هستند و شهرهای بزرگ کشور در معرض بمبارانهای هوایی دشمنند. علاوه بر این، نیروهای نظامی کشور، درگیرِ جنگ داخلی و برخورد با تجزیه طلبان «کومله» و «حزب دموکرات کردستان» در مناطق کردنشین هستند و از این رو کشور بیشتر از هر زمانی، احتیاج به آرامش و رو نکردن اختلافات و دعواهای سیاسی دارد.

دورانی است که نماز جمعه تهران، به عنوان تریبون رسمی نظام جمهوری اسلامی تلقی می شود و از این رو خواندن خطبه عربی برای مخاطبان جهان اسلام نیز در آن امری معمول است. هر هفته جمعه ها، نه تنها دانشگاه تهران، که خیابانهای اطراف آن مملو از جمعیت می شود.

امام خمینی(ره) مسئولان کشور را به آرامش و صبوری در برابر یکدیگر امر کرده اند. در سرمقاله روزنامه «انقلاب اسلامی» به مدیر مسئولی «ابوالحسن بنی صدر»، بدون ذکر نام، دقت کنید! بدون ذکر نام از لزوم محاکمه آیت الله خامنه ای که در آن زمان نه رئیس جمهوری کشور که نماینده امام در شورای عالی دفاع و امام جمعه تهران هستند سخن رفته است. واکنش به حقِ آیت الله خامنه ای را به این مقاله که به طور حتم با سبک و سنگین کردن و ملاحظه تمام شرایطی بوده است که گفتم، در اولین نماز جمعه بعد از آن بشنوید:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

(در صورتی که نمی توانید پلی کنید، فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید. ضمنا اصرار دارم خواندن متن این بیانات، جای شنیدن آن را نگیرد چون از حس آن به شدت کاسته می شود، اگر نگوییم به صفر می رسد. از این رو متن پیاده شده سخنرانی را در اینجا نیاوردم. با این حال اگر هر کدام از خوانندگان به دلیلی نتوانستند فایل صوتی را گوش دهند، می توانند متن آن را در اینجا بخوانند.)

به امروز می آییم. حالا داشته باشید یکی از صدها نمونه لینک و مطلب و خبر مشابه با آن ماجرا را که اگر همه شان را بخواهم نقل کنم، مثنوی صد من کاغذ می شود و توانایی و وقتش را هم ندارم:

سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی (ارگان غیررسمی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام)، ۸ مهر ۱۳۹۱: «رئیس جمهور باید محاکمه شود!»

آیا احتیاج به توضیح بیشتری هست؟

***

و اما آنها که بعد از نامه اخیر «رئیس» جمهوری اسلامی ایران به رییس قوه قضائیه، او را به شکستن دستور رهبر عزیز انقلاب در مورد وحدت بین سران قوا و علنی نکردن اختلافات متهم می کنند چه برداشتی از مفهومِ وحدت و منویات رهبری دارند؟

اولا نوشتن این نامه، انجام وظیفه عادی و قانونی و شرعی رئیس جمهور است و انجام وظیفه نمی تواند به اختلاف و دعوا تعبیر شود. بالاخره منِ رای دهنده به احمدی نژاد و تاریخ باید بتوانیم قضاوت درستی راجع به احمدی نژاد داشته باشیم که این وظیفه اش را انجام می داده است یا خیر؟ حضرت امام خمینی(ره) در زمانی که تازه قانون اساسی، اختیارات کمتری هم برای رئیس جمهور، نسبت به قانون اساسی فعلی قائل بود، خطاب به شهید رجایی در حکم تنفیذ ریاست جمهوری ایشان، با این عبارت بر نقش نظارتی رئیس جمهوری بر سایر قوا، صحه گذاشته اند: «امیدوارم آقای رجایی … در نظارت بر قوای ثلاثه، طرف حق را در نظر گیرند.» (صحیفه امام، جلد ۱۵، ۱۱ مرداد ۱۳۶۰)

{تکمیلی، مورخ ۴ آبان ۱۳۹۱: ممکن است گفته شود این نظر امام خمینی، بر مبنای قانون اساسی سال ۱۳۵۸ و قبل از بازنگری و تغییرات در قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ است. در جواب این شبهه باید گفت آن عباراتی در اصل ۱۱۳ و اصل ۱۲۱ که باعث شده اند احمدی نژاد بر اساس آنها، حق نظارت خود را بر سایر قوا قائل باشد، هیچ تغییری نسبت به سال ۵۸ نکرده اند. عبارت «مسئولیت اجرای قانون اساسی» در اصل ۱۱۳ و عبارت «سوگند یاد می کنم … پاسدار قانون اساسی کشور باشم و … از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است، حمایت کنم.» در اصل ۱۲۱، هم در قانون ۱۳۵۸ هست و هم در قانون ۱۳۶۸، پس تغییری در این زمینه ایجاد نشده است که بخواهیم نظر امام را برای امروز منسوخ بدانیم.

تکمیلی، مورخ ۶ آبان ۱۳۹۱: نکته دیگر اینکه دکتر احمدی نژاد در نامه اش به جناب لاریجانی، برای حق بازدیدش از زندانها به دو اصل از قانون اساسی، یعنی اصل ۱۱۳ و اصل ۱۲۱ استناد کرده است که از این دو، اتفاقا اصل ۱۲۱ بیشتر با موضوع حق بازدید رئیس جمهوری از زندانها تناسب دارد. اما در جوابیه جناب لاریجانی به ایشان، صرفا به اصل ۱۱۳ پرداخته شده و در مورد اصل ۱۲۱ سکوت شده است.}

حضرت آیت الله خامنه ای هم در تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۷۶، پس از تشکیل «هیئت پیگیری و نظارت بر اجرای قانون اساسی» توسط «سید محمد خاتمی»، رئیس جمهوی وقت، در دیدار با اعضای این هیئت، با اشاره به نظر کاملا مثبتشان در مورد تشکیل آن تصریح کردند: «با توجه به وظایف مصوبه ریاست جمهوری در قانون اساسی، انجام این مسئولیت خطیر (نظارت بر اجرای قانون اساسی) از هیچ شخصیتی جز مقام ریاست جمهوری بر نمی آید.» (منبع)

متن اخطاریه قانون اساسی احمدی نژاد، لااقل این فایده را داشت که به تاریخ سیاسی کشور نشان داد احمدی نژادی که با شعار آرمانگرایی و عدالتخواهی شروع کرد، تو زرد و مسامحه کار تمام نکرد و فی المثل از ابتدای دوره ریاستِ رئیس فعلی قوه قضائیه، وظیفه اش را در قبال ایشان انجام می داده است. مسئولیت در قبال تاریخ هم مهم است چون آیندگانی هستند که بخواهند بر اساس درس گرفتن از گذشتگان، برای خودشان خط مشی تعریف کنند. آرمانگرایی که ایستاده بمیرد، بیشتر به درد آرمانگرایانِ آینده تاریخ می خورد تا آرمانگرایی که افتاده به ورطه ذلت و مصلحت اندیشی و مسامحه کاری جلوه کند.

ثانیا نامه آقای لاریجانی، فقط در ظاهر «خیلی محرمانه» بوده است وگرنه، دقت در مفاد بیانات دادستان کل کشور، جناب «محسنی اژه ای» در روز قبل از نامه احمدی نژاد (که به لحاظ تعیین تکلیف کردنِ زیر دستِ رئیس یک قوه، برای رئیس جمهور کشور و تحقیرآمیز بودن چنین برخوردی، بازتاب گسترده ای هم داشت) از یک سو و جواب رئیس جمهوری به نامه آقای صادق لاریجانی از سویی دیگر، نشان می دهد که بیانات علنی جناب دادستان، عینا رونوشتی از نامه «خیلی محرمانه» رئیسشان بوده است. امتحانش ساده است؛ به جای عبارتهای «آیت الله صادق لاریجانی» و «رئیس قوه قضائیه» در نامه احمدی نژاد، بگذارید «حجت الاسلام محسنی اژه ای» و «دادستان کل کشور» و ببینید آیا لازم هست ذره ای تغییر در متن نامه داده شود یا خیر. پس تیر اول را در این ماجرا، قوه قضائیه انداخته است و این ژست حق به جانب که ما نامه «خیلی محرمانه» دادیم و رئیس جمهوری، نامردی کرد و علنی جوابمان را داد، ژست ناچسبی است.

ثالثا آیا وقتی رهبر حکیم انقلاب از لزوم وحدت می گویند، منظورشان این نیست که شرایط و لوازم و مبانی وحدت باید فراهم باشد؟ آیا وقتی ایشان از لزوم وحدت و آرامش سخن می گویند، منظورشان این است که به یک طرف باید مدام ظلم بشود و او اصلا دم بر نیاورد یا منظورشان این است که اساسا نباید به کسی ظلم شود؟ آیا وحدت به این معنی است که حیثیتِ رئیس جمهوری کشور در صدها تریبون از مجلس شورای اسلامی و نماز جمعه ها و دوره های بصیرت افزاییِ فلان نهاد بگیر تا صدا و سیما و روزنامه ها و سایتها لکه دار شود، برنامه ها و طرحهای او در مجلس، هفت سال پیاپی با مشکل مواجه شوند، سئوالهای پیاپی نمایندگان مجلس از وزرایش، امانشان را بریده باشد، به روزنامه تحت مدیریتش (ایران) از سوی نهادی حکومتی، حمله فیزیکی شود، سایتها و وبلاگهای حامی اش، مدام فیلتر شوند، برخی یارانش انفرادیهای بدون محاکمه بکشند، برایشان پرونده سازی شود، کاندیداهای طرفدارش در انتخابات مجلس رد صلاحیت شوند و… و… و… و او جیکش در نیاید؟ آیا این به معنی وحدت است؟

چرا بعضیها چشمشان را به صدها «هایِ» بلند بسته اند و تا یک «هوی» در جواب آن همه «های» گفته می شود، گوینده اش را وحدت شکن خطاب می کنند؟ اساسا وحدتی که از کتک خوردن مدام یک طرف و سکوت مداوم همو حاصل شده باشد، جز تصنع و دکور و نمایش و ماندن استخوان لای زخم چه وصف دیگری می تواند داشته باشد؟ و آیا می توان به پایدار بودن این وحدت و بحران زا نبودنش امیدوار بود و برایش ارزشی قائل بود؟

به طور حتم، آن وحدت و آرامشی، وحدت و آرامش است و مورد نظر رهبری است که از همدلی، ظلم نکردن، قدرشناسی، رسیدن حق به حقدار و عدالت برخاسته باشد؛ وحدت ریشه ای، نه وحدت دکوری. آیا مایی که به حکمت و عدالت رهبری ایمان داریم، می توانیم ادعا کنیم وقتی ایشان از لزوم وحدت و آرامش سخن می گویند، منظورشان این نیست که شرایط و زمینه های آن باید فراهم شود؟ آیا مخاطب دعوت به وحدت ایشان، آنها هستند که به شیوه های مختلف و بارها می گویند «های» یا آنکه گهگاه در جوابشان «هوی» می گوید؟ اگر ریختن آت و آشغالها و خاکروبه های منزل، زیر تختخوابها، نشانه نظافت یک منزل باشد، چنین وحدتی هم وحدت است. اگر بستن و قفل کردنِ در اتاقی که در آن یکی از اهالی خانه را دارند با دهان بسته و بدون سر و صدا می کُشند، جلوی مهمانها نشان دهنده آرامش آن خانه است، چنین آرامشی هم آرامش است. گیرم که توانستیم خودمان و دیگران را گول بزنیم ولی آیا واقعا خدا و امام زمان و نایبش، به ادامه این وضع به اسم حفظ وحدت و آرامش، راضی هستند؟

آخر چرا عملکرد برخی مدعیان ولایتمداری باید کار را به جایی برساند که سایت سعودی و وهابی العربیه، همین چند هفته پیش، بتواند در مقاله ای توهین آمیز به رهبری و رئیس جمهوری، اینطور تحلیل بزند که احمدی نژاد دارد به پای منافع سیاست بازانه جمهوری اسلامی، ذبح اسلامی می شود؟

و دست آخر اینکه، دوستان! برادران! عزیزان! انصافتان کجا رفته؟ به والله احمدی نژاد هم انسان است! از فولاد ساخته نشده است. مگر چهره تکیده و چشمان خسته و بی خوابش را ندیده اید؟ (گرچه از دور و از روی عکس و فیلم هم می توان تا حدی متوجهش شد ولی من همان یکی دو باری که او را از نزدیک دیده ام، بدجور جا خورده ام. خیلی از شما که بارها او را از نزدیک دیده اید و می بینید.) قبلا هم گفته ام و ناچارم باز تکرار کنم؛ به قول عزیزی، آنچه را برخی با احمدی نژاد کردند و می کنند، روا نیست که در حق یک حیوان بارکش انجام داد. شما خوش نشینان و همیشه متوقعان و طلبکارانی که بیانیه های آن چنانی صادر می کنید و در سایتهایتان می زنید واقعا چه تصوری از ظرفیت و قدرت صبر و تحملِ یک انسان دارید؟ در این یکی دو سال، اگر سنگ و کلوخ و زخمی به او نزده اید، کی برای دفاع و حمایت از او، تمام قد و با سوز و گداز به میدان آمدید که حالا هم از او توقع سکوت دارید؟ به والله اشتباه گرفته اید! احمدی نژاد انسان است و رئیس جمهور هم «رئیس» جمهوری اسلامی است، اما انگار او را با کیسه بوکس اشتباه گرفته اید. عجبا که کارد به استخوان طرف رسیده است و از او توقع سکوت دارید.

توصیه می کنم، یکبار دیگر و بلکه بارها و بارها، فایل صوتی بالا را گوش دهید و شرایطی را که این سخنان در آن ایراد شده اند در ذهنتان مرور کنید، تا قضاوت دیگری درباره برخی مواضع امروز رئیس جمهوری داشته باشید.

مطالب و لینکهای تکمیلی و مرتبط:

۱- احمدی نژاد در نشست حامیان: به مقام معظم رهبری گفتم به خاطر گل روی شما همه این حرفها را تحمل می کنیم

۲- خلاصه نامه جدید آیت الله لاریجانی به رئیس جمهوری: در دوره ریاست من به قوه قضائیه، هیئتهای خارجی هم از زندانهای ایران بازدید کرده اند ولی فعلا بازدید شما را که رئیس جمهور کشور هستید به صلاح نمی دانم.

۳- وبلاگ احمدی نژادی «ضمیر خودآگاه» هم یک روز پس از نوشتن مطلبی مفصل در ضرورت بازدید رئیس جمهوری از اوین فیلتر شد. منتظریم ببینیم با سایت «عماریون» که دیروز چنین مطلب هتاکانه و تهدید آمیزی را علیه رئیس جمهوری منتشر کرده است و البته در آن، آیت الله لاریجانی، «سروری برای مومنین» وصف شده اند، چه برخوردی می شود.

۴- وبلاگ احمدی نژادی «دوستدار امام خمینی و انقلاب اسلامی» هم فیلتر شد. آخرین مطلب این وبلاگ هم به موضوع بازدید احمدی نژاد از اوین پرداخته بود.

۵- مورخ ۴ آبان ۱۳۹۱: وبلاگ «یاران احمدی نژاد» (آدم زمینی) هم مسدود شد.

۶- یکی از دوستان یادآوری کردند که روز ۶ آبان، سالروز تولد احمدی نژاد عزیز و مظلوم است و پیشنهاد کردند بچه های احمدی نژادی در وبلاگهایشان هر کدام از زاویه دید خودشان، مطلبی به این مناسبت بگذارند. به نظرم پیشنهاد خوبی است و به نوبه خودم ان شاءالله این مناسبت را گرامی خواهم داشت. باقی دوستان را هم به استقبال از پیشنهاد این دوست دعوت می کنم.

۷- مورخ ۵ آبان ۱۳۹۱: وبلاگ احمدی نژادی «دولت محمود» هم فیلتر شد. سایت هتاک «عماریون» همچنان به کار خود ادامه می دهد. واقعا اگر مشکل این وبلاگهای فیلتر شده، توهین به مسئولان است، چرا سایتهایی که توهین هایی شدیدتر به مقامی بالاتر از مسئولان مورد نظر می کنند، فیلتر نمی شوند؟ ضمنا از آنجا که سعیم پایبندی به آیه بالای وبلاگ است، توصیه ام به دوستانی همچون مدیر این وبلاگ، این است که از به کار بردن تشبیهاتی همچون «شریح قاضی» و … در مورد مسئولان قانونی کشور، خودداری کنند که هم رعایت اخلاق و تقوا و قانون شده باشد، هم بهانه دست فیلتر کنندگان نداده باشند و هم جایی برای دفاع از خودشان بگذارند. به هر حال باید یک فرقی بین ما و منصور ارضی ها باشد دیگر.

فیلمی پر احساس و منتشر نشده از مرحوم ابوالفضل سپهر

تقدیم به دوستانِ ناراحت و ناامید آرمانخواهم

نمی دانم «ابوالفضل سپهر» را چقدر می شناختید و می شناسید. برای همین ممکن است وقتی فیلم زیر را می بینید به اندازه من با آن صفا نکنید. ما بچه های اواخر دهه ۱۳۵۰ و اوایل دهه ۱۳۶۰، وقتی او نوجوان بود، او را که در آن زمان «بهزاد سپهر» بود گهگاه در برخی آیتمهای تلویزیونی به عنوان بازیگر می دیدیم. مثلا یادم می آید جمعه ها، برنامه ای جُنگ مانند برای بچه ها پخش می شد به اسم «هزار برگ، هزار رنگ» که در یکی از آیتم های آن به نام «برگی از تاریخ»، مرحوم «منوچهر نوذری»، نقش یک مورخ را بازی می کرد و برخی حوادث تاریخی را روایت می کرد. اگر اشتباه نکنم در بخشهای مختلف این برنامه (یا برنامه ای مشابه آن) سپهر هم بازی می کرد. یا سریالی بود به نام «آخرین روز تابستان من» که در آن سپهر، نقش اول را داشت و به عنوان یک شاگرد مکانیک از خانواده ای فقیر، تعطیلات تابستانی اش را می گذراند.

نوجوانی سپهر که گذشت دیگر از او خبری نبود. به اسم هم البته نمی شناختیمش. تا اینکه بعد از چند سال در اواخر دهه ۱۳۷۰، در حوزه دفاع مقدس، شاعری ظهور کرد که اشعارش را که برای بزرگترها بود، در قالبهای کودکانه مثل «اتل متل» می سرود. اشعاری که وقتی از زبان خودش شنیده می شد تاثیری شگرف بر مخاطب می گذاشت. (این اشعار در مجموعه ای به نام «کتاب آبی» منتشر شده اند.) بعضی از ما وقتی عکس یا فیلمهای شعرخوانی اش را می دیدیم، می گفتیم چقدر چهره اش آشنا است و آن وقت جواب می شنیدیم که این همان پسری است که در فلان فیلم یا سریال بازی می کرد و حالا بزرگ شده است و…

سعادت داشتم و در آبان ماههای سالهای ۱۳۸۰، ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ و هر سال چند شب متوالی، در مراسمی که در یزد برای بزرگداشت شهدا برگزار می شد، شنونده شعرخوانی هایش باشم. یادم نمی رود خیمه چند هزار نفره ای که هر سال برای برگزاری این مراسم آماده می شد، در حین شعرخوانی های سپهر، یک سر، گریه و هق هق می شد. از چهره و شعر و لحن سپهر، درد می بارید.

یادم می آید سپهر، در آن موقع کارمند بود و هر بار برای یکی دو شب به یزد می آمد ولی با اصرار دوستان، بزرگواری می کرد و می ماند و برای هر چهار پنج شبِ برنامه، شعرخوانی داشت.

قسمت نبود که عمر سپهر طولانی باشد. شهریور سال ۱۳۸۳، در حالیکه ۳۱ سال بیشتر نداشت در کمال ناباوری خبر درگذشتش در اثر عوارض ناشی از بیماری قند را شنیدیم. جالب اینجا است او که در سالهای پایانی عمرش، به عشق حضرت ابوالفضل(ع)، اسم کوچک خود را از «بهزاد» به «ابوالفضل» تغییر داده بود، در شب میلاد حضرت «ابوالفضل» هم در گذشت.

اما قطعه فیلمی که در ادامه می بینید، بعد از فوت او منتشر شد. اولین بار و هر بار که این فیلم را دیدم، این سئوالها که او در چه حال و هوایی و برای ارائه در کجا این فیلم را ساخته و چرا در دوره حیاتش این فیلم پخش نشده است، اثرگذاری آن را برایم بیشتر کرده است. برایم عجیب است که در این سالها، چرا این فیلم در اینترنت هم منتشر نشده است. (البته به جز نسخه ای ناقص و بی کیفیت که به تازگی منتشر شده است.)

این فیلم چهار و نیم دقیقه ای را روی سایت آپارات آپلود کردم و در اینجا هم می گذارم. به خصوص به این مناسبت که حال و هوای وبلاگ قدری تغییر کند و چرا تغییر کند؟ چرا که اثراتِ قوی و فوری و روحیه بخشِ تمسک و توسل به ارواح شهدا را بارها تجربه کرده ام. برای اینکه روحیه یاس و ناامیدی را می بینم که این روزها برخی دوستانم دچارش شده اند. دوستان! ما شهدا را داریم، چرا نا امیدی؟ و اما فیلم:

آنها که سرعت اینترنتشان پایین است و نمی توانند به صورت آنلاین فیلم را به خوبی ببینند می توانند آن را از اینجا دانلود کنند. (البته اگر حوصله کنید، بعد از یکبار پلی شدن کامل فیلم، دفعات بعدی به روانی و بدون مکث نمایش داده می شوند.)
برای دیدن ویدئو در سایت آپارات هم این صفحه را ببینید:
روایت مرحوم ابوالفضل سپهر از قفس نشینان

لینک مرتبط از همین وبلاگ:
سپهر