ایرانیان با این تصویرسازیها و شعارها و آرمانها بود که انقلاب کردند

“آن عامى که به عالم خرده می‌‏گیرد و می‌‏گوید این کار شما خلاف به نظر می‌‏رسد، اگر در پاسخ انتقادش شنید که «برو، عالم را با جاهل بحثى نیست»، یک وظیفه بیشتر ندارد؛ به نظر من وظیفه‏ اش این است که دیگر به دیده عالم به آن فرد ننگرد، چون او جاهلى است اصطلاح ‏دان، نه عالمى ره‌‏شناس.
آن فرد مادون که از زبان مافوقش در برابر هر انتقاد می‌‏شنود که «من رئیس تو هستم، پس انضباط ادارى و تشکیلاتى یا حزبى کجا رفته؟» باید به او به دیده مافوق ننگرد. این طاغوتى است که بر مسند کبریایى تکیه زده و شایسته اطاعت و فرمانبرى نیست.
جامعه اسلامى جامعه هوشیارها و زبان‏دارهاست. جامعه اسلامى جامعه مردم فضول است؛ نه از آن فضولهایى بیجا و نه زبان‌‏دار، به این معنا که بره نیست. جامعه بره‌‏ها نیست؛ جامعه آدمهاست. آدمی‌ که انتقاد می‌‏کند و در کار همه دقت می‌‏کند. اما به خاطر چى؟ به خاطر پاسدارى از محترمترین چیزها: حق و عدل. حق و عدل از همه کس محترمتر است؛ پاسدارى از آیین حق و آیین عدل، فضیلت و عدالت و حق‌‏پرستى و خداپرستى، نورانیت و روشنى، مبارزه با ظلمت و حمایت از نور…
انسانها فرمان مى‏ برند اما از فرمانده‏ اى که براى دیگران حق انتقاد نسبت به خود را محفوظ مى‏ داند. فرمان مى‏ برند، ولى با حفظ حق انتقاد، با حفظ حق رسیدگى و پرسش…”

(از کتاب «بایدها و نبایدها؛ امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن»، متن سلسله جلسات تفسیر قرآن شهید سیدمحمد بهشتی در سالهای پیش از انقلاب، نشر بقعه، سال ۱۳۷۹، صفحه های ۶۸ و ۶۹)

شخصیت سانسور شده

وجهی از شخصیت یک مرد را که رسانه های مدعی انقلابیگری، همیشه آن را سانسور کرده اند در این نوشته از او ببینید:

«ایران بزرگ و افتخار آفرین در همه ادوار تاریخ، دوستدار بشریت بوده است و به ویژه پس از انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) خود را موظف به حمایت از مظلومان جهان دانسته و از این رو با قاطعیت و از روی ایمان و صمیم قلب در کنار برادران و خواهران اوگاندایی خود ایستاده و خواهد ایستاد و این سیاست تغییر ناپذیر ایران است»
اسفندیار رحیم مشایی/ ۴ اردیبهشت ۱۳۸۹

ogandaبرگرفته از کانال تلگرامی نگاهی نو به احمدی نژاد:
https://telegram.me/negahi_no_be_ahmadinejad/3599

پی نوشت آرمانشهر: به یاد می آورم در فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۲ در سه سخنرانی اسفندیار رحیم مشایی حضور داشتم. از جمله مضامینی که او در هر سه سخنرانی تکرار کرد، چنین مضمونی بود:

«دعوای اصلی در ایران، دعوا بین کسانی است که انقلاب اسلامی را در سال ۱۳۵۷ تمام شده می دانند و آن را محصور به جغرافیای ایران می دانند با کسانی چون ما که انقلاب اسلامی را تمام شده نمی دانیم و آن را هم محدود به ایران نمی دانیم.»

چنین تصویری از اسفندیار رحیم مشایی، تصویری است که بسیاری از رسانه های مورد رجوع حزب اللهی ها در ایران، آن را مطلقا سانسور کرده بودند.

قمارسازان

افتخار می کنم که در اسفند ۹۱، سه ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری گذشته، در وبلاگم نوشتم حضور سعید جلیلی در انتخابات پیش رو، تبدیل آن انتخابات به رفراندوم هسته ای و به وجود آمدن فضا برای عقب نشینی های هسته ای یا آشکار شدن عقب نشینی های هسته ای در فضای پس از آن رفراندوم خواهد شد. به مخاطبان محدود ولی تاثیرگذاری که نوشته هایم را می خواندند توصیه کرده بودم جوزدگی را کنار بگذارند و بساط قمار روی مساله هسته ای را با ورود جلیلی به آن انتخابات درست نکنند. (نقل به مضمون. متن کامل آن یادداشت را که در تاریخ ۲۸ اسفند ۹۱ منتشر کردم در این آدرس اینترنتی:

نکته ای مغفول مانده در دعوت از جلیلی برای کاندیداتوری در انتخابات ۹۲


می توانید بخوانید)

حالا پس از این تجربه تلخ، همان جماعت با مطرح کردن سردار قاسم سلیمانی، دارند رفراندومی دیگر را رقم می زنند و بساط قمار سنگین دیگری را پهن می کنند. قمار روی مساله فلسطین، قمار روی مقاومت اسلامی، قمار روی سیاست حمایت جمهوری اسلامی از نهضتهای آزادیبخش.
آیا با وجود تجربه گذشته می توان رفراندوم سازی دوباره این دوستان را از روی ناآگاهی و غفلت و جوزدگی دانست؟ متاسفانه دیگر به سختی می توان اینگونه قضاوت کرد.

نامه ای به متحصنین علیه برجام

خواهران گرامی
برادران ارجمند
حاضر در تحصن غیرت
سلام علیکم
قلب های ما و شما کنار هم هست، رنج شما رنج ما و غیرت و تعصب تان به انقلاب و آرمان شهدا، همان شور آفرین زمزمه ی این سال های ماست. می ماند حرفی و نکته ای بین ما و شما که روزی جایی شاید با شما گفتم و گفتید.
اما اینک؛ در چند متری تان در ساختمان مجلس، نماینده ای هست که در روزگاری نزدیک برای یک ساعت جلو و عقب شدن ساعت در کشور رگ غیرتش چنان جنبید که مجلس و سایتش را به خروش آورد. دقیقاً برای عقب و جلو رفتن ساعت.
کنارتان در مجلس، نماینده ای هست که روزی روزگاری با احساس مسوولیتی عجیب نامه ای محرمانه را منتشر و خدمت گذاری مومن و انقلابی را به گونه ای دیگر گونه و وارونه معرفی کرد.
برادر متحصن
خواهر مومنه و انقلابی
کسانی بودند در این کشور که استان به استان، شهر به شهر، رفتند تا انحراف و ضد انقلاب بودن دولتی را اثبات کنند. با عزمی عجیب. رگ های متورم.صورت های بر افروخته.
دوستان عزیزم در شب های زیبای بهارستان
کنارتان، در دو قدمی تان، کسانی هستند که همه فکر و ذکرشان این است که اثبات کنند که چه کسی هنوز اصولگرا هست، چه کسی نیست و…
ای من به فدای غیرت و حمیت و شرف تان
خواهشی از شما دارم؛
از این ها که اشاره کردم بخواهید چند دقیقه میان شما بیایند و نه با همان شور و تعصبی که شهر به شهر در پی اثبات و اعلام انحراف بودند، بلکه خیلی آرام و خیلی کوتاه، اما روشن و شفاف بگویند که نظرشان در خصوص برجام چیست.
نماینده ای را که نیم ساعت عقب جلو شدن ساعت کار در ماه رمضان به شور و به غیرتش می آورد بخواهید چند دقیقه ای هم در جمع شما حماسه آفرینی کند.
آدم های زیادی هستند که طی سال های گذشته برای مسایلی به مراتب کوچک تر از این رگ های غیرت شان جنبید، جای شان این شب ها در تحصن غیرت خالی ست.
و عاقبت برای پرهیزگاران است.
برادرتان ؛کمال رستمعلی

دوره چهارم حلقه مطالعاتی توحید و عدالت در دانشگاه ایرانیان برگزار می شود

حلقه مطالعاتی “توحید و عدالت” که اولین دوره فعالیت خود را در سال ۱۳۹۱ آغاز کرده بود از روز شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴ چهارمین دوره فعالیت خود را با درسگفتارهای “مهدی کلهر” در محل دانشگاه ایرانیان آغاز می کند.
تفاوت این دوره با سه دوره قبلی، نیاز به ثبت نام قبلی توسط متقاضیان حضور در این دوره است. برای اطلاع بیشتر در مورد این دوره و ثبت نام در آن به پایگاه اطلاع رسانی این حلقه مطالعاتی با آدرس pishraft.org مراجعه کنید.

کاش بعضی دوستان روزی دو سه بار این دست مطالب را بخوانند

امام خمینی(ره): اگر من پایم را کج گذاشتم، باید هجوم کنید، نهی کنید که چرا؟

امام خمینی:

«هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده بدهد.»
(صحیفه امام، جلد ۵، صفحه ۴۰۹)

«ما امیدواریم که ایران اولین کشوری باشد که به چنین حکومتی دست می‌یابد. حکومتی که کوچکترین فرد ایرانی بتواند آزادانه و بدون وجود کمترین خطر به بالاترین مقام حکومتی انتقاد کند و از او در مورد اعمالش توضیح بخواهد.»
(صحیفه امام، جلد ۵ – صفحه ۴۴۹)

«این مسئله مهم است. و آقایان توجه کنند همه و همه ملت موظفند که نظارت کنند بر این امور. نظارت کنند اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم، ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتی، خودت را حفظ کن. مسئله، مسئله مهم است. همه ملت موظفند به اینکه نظارت داشته باشند در همه کارهایی که الآن مربوط به اسلام است… اگر دیدند یک معمم بر خلاف موازین اسلام، خدای نخواسته، می‌خواهد عمل بکند، همه موظفند که جلویش را بگیرند که امروز غیر روزهای دیگر است… همه باید مراعات این مسائل را بکنند. توجه داشته باشند که نبادا من یک وقت یک کلمه برخلاف مقررات اسلام بگویم. اعتراض کنند، بنویسند، بگویند… در صدر اسلام هست که عمر وقتی که گفت – در منبر بود – که اگر من یک کاری کردم شماها چه بکنید. یک عربی شمشیرش را کشید گفت ما با این، با این شمشیر راستش می‌کنیم. باید اینطور باشد. باید مسلمان اینطور باشد که اگر – هر که می‌خواهد باشد، خلیفه مسلمین و عرض بکنم هر که می‌خواهد باشد – اگر دید پایش را کنار گذاشت، شمشیرش را بکشد که پایت را راست بگذار.»
(صحیفه امام، جلد ۸، صفحه های ۵ و ۶)

«الآن مکلّفیم ما، مسئولیم همه‌مان، همه‌مان مسئولیم، نه مسئول برای کار خودمان؛ مسئول کارهای دیگران هم هستیم «کُلُّکم راعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسؤُولٌ عَن رَعِیَّتِه‌» همه باید نسبت به همه رعایت بکنند. همه باید نسبت به دیگران. مسئولیت من هم گردن شماست؛ شما هم گردن من است. اگر من پایم را کج گذاشتم، شما مسئولید اگر نگویید چرا پایت را کج گذاشتی؟ باید هجوم کنید، نهی کنید که چرا؟»
(صحیفه امام، جلد ۸، صفحه ۴۸۷)

پی نوشت: ویرم گرفته بود جمله اول (هر فردی از افراد ملت…) را بدون نام گوینده و منبعش در اینجا بگذارم و افاضات یک سری از دوستان را به تماشا بنشینم اما دیدم به دردسرش نمی ارزد. تا بیاییم بگوییم این جمله از امام خمینی است ممکن است خیلی قضاوتها در مورد بنده صورت گرفته باشد.

جلوی تداعی ذهن را نمی شود گرفت

تیتر یک روزنامه دولت جمهوری اسلامی ایران، مورخ ۱۲ شهریور ۱۳۹۲:
«دعوت ایران از ۶ غول نفتی»

روزنامه ایران در صدر این شش شرکت از شرکت نفتی «شل» نامبرده است که در مورد ماهیت صهیونیستی و استعماری آن و نقش پررنگش در غارت نفت ایران، بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به اندازه کافی و بارها، به خصوص در زمانی که وزیر فعلی نفت، در سال ۱۳۷۸ پای این شرکت را به ایران پس از انقلاب اسلامی باز کرد صحبت شده است.

ایران در ادمه این خبر، نوشته است:
«وزارت نفت … به دنبال اصلاح قراردادهای نفتی است تا بتواند شرایط سرمایه گذاری این عده از کمپانی‌های خارجی را در پروژه‌های نفتی ایرانی جذاب‌تر کند به‌ همین منظور به دنبال اصلاح قراردادهای بیع متقابل است.»

این روزنامه در ادامه نوشته است:
«تغییر ساختار قراردادهای بیع متقابل درحالی رقم خواهد خورد که مجله اقتصادی اکونومیست در تحلیلی از سیاست وزیر نفت ایران برای توسعه صنعت نفت با جذب سرمایه‌های خارجی در گزارشی، می‌نویسد: اکنون ایران مانند مکزیک می‌‌خواهد تولید نفت را از انحصار شرکت ملی نفت این کشور خارج سازد و سرمایه‌گذاری بخش خصوصی را با هدف افزایش تولید در این بخش بالا ببرد.»

یک هفته پیش، بیژن نامدار زنگنه، وزیر جدید نفت، در برنامه نگاه یک شبکه اول سیما گفت: «برای توسعه نفت امتیازاتی خواهیم داد(!!) که این امتیازات در خزر بیشتر است …» (لینک)

شنیده های موثق بنده حکایت از این دارد که در جریان رای اعتماد به وزرای پیشنهادی رئیس جمهوری جدید در مجلس شورای اسلامی، از میان وزرایی که خطر رای نیاوردن آنها وجود داشته است، بیشتر از همه روی رای آوردن جناب زنگنه تاکید شده و اصرار و چانه زنی صورت گرفته است.

از شباهت آنچه در ۸ سال گذشته و به خصوص دو سه سال گذشته، در فضای سیاسی ایران گذشت و به حضور نیافتن کاندیدای مورد نظر احمدی نژاد در انتخابات ۱۳۹۲ و در نتیجه ادامه نیافتن دولت او منجر شد، با آنچه در دوران نخست وزیری «محمد مصدق» گذشته بود، برخی سخن گفته اند. برخی هم از چنین مقایسه هایی خوششان نیامده است. اما وقتی شباهتها زیاد است، با تداعی ذهن چه می شود کرد؟

امروز وقتی تیتر اول روزنامه ایران را دیدم، ناخواسته یاد حضور کنسرسیوم نفتی کمپانیهای غربی در ایران، بلافاصله بعد از سقوط دولت مصدق و بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ افتادم و با خودم گفتم: خداحافظ اقتصاد مقاومتی! خداحافظ اقتصاد بدون نفت!

به روشنفکران بی شرف وطنم و به حزب اللهی های گاگول و به ساکتان و همراهانِ پروژه ابتر ماندن دولت احمدی نژاد، تبریک می گویم بابت آنچه روی داده است و روی می دهد! البته بعید می دانم خیلیهایشان متوجه شده باشند چه شده است و اصلا این مسائل برایشان اهمیت چندانی داشته باشد.

لینکهای مرتبط و روزانه:

فایل صوتی سخنرانی دکتر احمدی نژاد در مراسم انعقاد قرارداد پارس جنوبی با پیمانکار ایرانی
شبکه بدامن دوره احمدی نژاد که بود؟
آدرس جدید محل برگزاری جلسات حلقه مطالعاتی توحید و عدالت

دانلود ترجمه فارسی کتاب اقتصادنا نوشته شهید صدر 
(قابل توجه دوستانی که دنبال این کتاب نایاب در بازار نشر ایران بودند.)
پست قبلی وبلاگم که به خاطر آپ کردن سریع وبلاگ، دیده نشد
چه کسی مسئول این حال و روزهای سوریه است؟

رئیس جمهور مطلوب

آیت الله خامنه ای، اول فروردین ۱۳۹۲، قبل از انتخابات ریاست جمهوری:
«این را همه بدانند که آنچه ما برای رئیس‌جمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی که امروز وجود دارد، منهای ضعفهائی که وجود دارد…آن چیزهائی که امروز برای دولت و برای رئیس‌جمهور نقاط قوّت محسوب میشود، اینها باید در رئیس‌جمهور بعدی وجود داشته‌ باشد، اینها را باید در خود تأمین کند؛ آن چیزهائی که امروز نقاط ضعف شناخته میشود ــ که ممکن است شما بگوئید، من بگویم، دیگری بگوید ــ این نقاط ضعف را باید از خود دور کند…»

آیت الله خامنه ای، ۶ شهریور ۱۳۹۲، بعد از انتخابات ریاست جمهوری:
«آقاى روحانى یکى از نقاط قوّت این مجموعه‌ کارى است. ایشان فرد باسابقه‌ در انقلاب، باسابقه‌ در مبارزات انقلابى، با مواضع خوب و درست در طول سى و چند سال گذشته، خودشان را در معرض دید و قضاوت گذاشتند و بحمدالله امروز هم به‌عنوان رئیس جمهور مطلوب و مورد اعتمادى در رأس دستگاه اجرایى قرار دارند.»

 

لزوم فعالیت و پشتوانه اقتصادی برای تامین فعالیتهای آرمانی

کارخانه ایرفو که در سال ۱۳۴۲ تاسیس شده بود یک کارخانه ریخته گری چدن و فولاد بود که تقریبا تمام مبارزان مذهبی آن زمان سهامدار آن بودند، از جمله شهید بهشتی، شهید رجایی، شهید باهنر، مرحوم مهندس بازرگان، مرحوم یدالله سحابی، مرحوم عالی نسب و آقایان هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی.
(از کتاب «اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی»، به کوشش بهمن احمدی امویی، انتشارات روزگار نو، صفحه ۱۷)
در این مورد حرفهایی هست که ان شاءالله به مرور خواهم گفت.

محل اصلی درگیری همینجا بود و باید همینجا باشد

۱- «دو چیز، سنگ زیربنای انحرافات در جامعه های سرمایه داری است: یکی از آنها خیلی علنی است (روابط غلط و غیرعادلانه و هدایت نشده در جهت قیمت گذاری صحیح)، اما دیگری خیلی مارمولکی و آب زیرکاهی است که «ربا»ست، «ربا» با دستگاههای مجهز. ربایی که برای گردش کارش، صدها مغز را به خدمت می گیرد و صدها مغز الکترونیک را به کمک او می فرستد. ربایی که امروز درباره آن صحبت می کنیم گرداننده سیاست دنیاست. سر نخ سیاست امروز در دنیا در دست رباخواران بزرگ است. حتی کارتل های بزرگ اقتصادی هم، خشت بالایی هستند و سنگ زیربنا، رباخوارهای کارتلی هستند.» (شهید مظلوم آیت الله بهشتی، «بانکداری، ربا و قوانین مالی اسلام»، نشر بقعه، صفحه ۶۳)

۲- یکی از دوستان می گفت هرگونه تلاش برای یافتن اسامی سهامداران عمده بانکهای خصوصی در ایران امروز، بی نتیجه است. به نظر بنده یکی از بزرگترین تلاشها و جهادها در ایران امروز، یافتنِ اسامی همین حضرات است.

۳- البته بانکداری دولتی هم ربوی است و مفاسد و آثار سوء خود را دارد. با این حال، طبق نص صریحِ اصل ۴۴ قانون اساسی، بانکداری، جزو بخش دولتی اقتصاد ایران است. بعد از انقلاب هم تمام بانکهای خصوصی، تعطیل شدند. اما در سال ۱۳۸۰، پس از اینکه شورای نگهبان، تاسیس بانک خصوصی را مخالف قانون اساسی اعلام کرده بود، با نظر مجمع تشخیص مصلحت نظام، اولین بانک خصوصی در ایرانِ پس از انقلاب اسلامی تاسیس شد که مقدمه ای بر تاسیس حدود ۲۰ بانک از این نوع شد.

لینکهای مرتبط از آرشیو همین وبلاگ:

سخنان منتشر نشده احمدی نژاد علیه اساس نظام صهیونی و ربوی بانکداری
واقعا ربا مهمتر نیست؟