مطرودان بعدی کشتی نظام

مطرودان آینده کشتی نظام، تیپهایی هستند که با عناوینی همچون “جبهه پایداری” و “حزب اللهی” از آنها یاد می کنم. تیپهایی که پنج شش سال است بر سر شاخه نشسته اند و بن می برند.
سرنوشت محتوم اینان:
– یا طرد و انزوا در صورت اصرار بر هویت خود است.
– یا استحاله و دست کشیدن از آرمانهای خود و تغییر ماهیت و محافظه کاری و حل شدن در مناسبت سیاست بازانه و ساخت و پاخت با آنهایی که اساسا در تمایز با آنان هویت یافته بودند.

دسته ای از این جوانان و میان سالان نیز البته هویت خود را حفظ می کنند و در ظاهر طرد نیز نمی شوند، چون به ادامه حیات غم انگیزشان در گردوبازی خانه هایی همچون شبکه افق، بنیاد خاتم الاوصیاء، منا، عروج، اشراق، جبهه فکری و… قانع هستند.
کشتی نظام به مسیر خود می رود و این جوانان در این گردوبازی خانه ها، انرژی شان تخلیه می شود و با آرمانگرایی کنترل شده و بی خطر و اثر خود دلخوشند.
————————
تفنگت را به سمت من گرفتی، غافل از اینکه اعدامی بعدی خودت هستی برادر…

تحریف در معنای کلمه اسلام

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّهً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ»
(سوره بقره، آیه ۲۰۸)

کلمه «اسلام» کلمه ای چند وجهی یا حداقل دو وجهی است. «تسلیم خدا بودن» تنها یک وجه آن است و وجه دیگر آن، صلح خواهی و رحمت و سلام و سلامت خواهی است.
با این حال اگر نگویم در «همه» ترجمه ها و تفسیرها، فقط وجه اول این کلمه راه یافته است در «بیشتر» آنها فقط وجه اول راه یافته است.
آیه ای که در بالا آمده است، نمونه ای است که بیشتر از بسیاری آیات دیگر، این وجه از کلمه «اسلام» را نشان می دهد.
اگر ابهامی در معنای دقیق «سِلم» در زبان عربی داریم، متونی همچون زیارت عاشورا، به خوبی چنین ابهامی را برطرف می کنند:
«انی “سِلم” لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم»
این جمله و البته متونی دیگر، سلم را در برابر حرب (جنگ) بیان می کند و روشن می کند که معنای سلم، صلح و دوستی است. با این حال نگاهی به ترجمه ها و تفاسیر موجود از قرآن نشان می دهد که حتی در مورد این آیه نیز بیشتر مترجمان و مفسران، سلم را «تسلیم بودن در برابر خدا» بیان کرده اند و تمایل داشته اند وجه دیگر این کلمه را نادیده بگیرند.
می توان تصور کرد اگر به یک مسلمان، از کودکی گفته شده بود تو مسلمانی و مسلمان بودن یعنی «تسلیم امر خدا و صلح طلب بودن»، روحیات و اخلاق و نوع مسلمانی او چه تفاوتی می کرد با وقتی که به او از کودکی گفته می شود مسلمان بودن یعنی «تسلیم امر خدا بودن.»
سوای اثر تربیتی چنین ترجمه ها و تفاسیری، مشکل بعدی، تصویری است که از اسلام در در چشم و دل غیرمسلمانان شکل می گیرد. تصویری که با اصلی ترین متنی که مورد رجوع مسلمانان است همخوانی ندارد و از عوامل این ناهمخوانی، ترجمه ها و تفاسیر هستند.

حزب اللهی هایِ لاس زن

انسان به لاس زدن نیاز دارد. اما لاس زدن، وقتی تمام یا بیشتر وقت ما را بگیرد، یعنی اینکه آن بیرون، شهر در امن و امان است یا اینکه ما به آن بیرون کاری نداریم.
نسل جدیدی از جوانان حزب اللهی به وجود آمده اند که زندگی شان شده است لاس زدن. لاس زدن با کتابها، با فیلمها، با قطعات موسیقی، در مورد کتابها، در مورد فیلمها، در مورد آهنگها. خود بنده هم شاید زمانی جزو این نسل بودم. بنیان این لاس زدن بر این است که  شهر در امن و امان است. اوضاع آنقدر نگران کننده نیست. داروغه های عادلی هستند که هوای آن بیرون را دارند. اصلا مگر وقتی آن بیرون اوضاع فلاکت بار باشد، دل و دماغی برای لاسیدن تمام وقت باقی می ماند؟
“حزب اللهیِ لاس زن” هم البته برای خودش پارادوکسی است ولی خوب پارادوکسی است که وجود دارد.
البته لاس هم که نزنیم، تمام فکرمان هم مشغول “آن بیرون” باشد، اوضاع چندان تفاوتی نمی کند. واقعیت این است که ما فعلا نمی توانیم منشا هیچ اثری برای اصلاح و تغییر بیرون باشیم. عمل اجتماعی و سیاسی مان هم مثل همیشه، اوضاع را خرابتر می کند. صرفا خواستم بگویم، دیدن لاسیدنهایی که بنیانشان بر آرامش خاطری مطلقا کاذب است، حالم را به هم می زند. از کافه نشین جماعت، فراری ام. حزب اللهی باشد یا نباشد، فرقی نمی کند.

چرا یک مسلمان باید ظهور را نزدیک بداند

ماه قرآن و فرا رسیدن شبهایی که محتمل است شب قدر باشند، بهانه ای است تا مروری داشته باشیم به یکی از آموزه های قرآن مکتوب و قرآن ناطق که هر دو، حقیقت شب قدر هستند: آموزه نزدیک دیدن ظهور انسان کامل، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه(۱)

نزدیک بودن ظهور در قرآن مکتوب

در قرآن مکتوب، آیاتی هستند که فرا رسیدن قیامت را نزدیک بیان کرده اند. این نزدیکی می تواند از نظر بالا بودن امکان فرارسیدن قیامت در هر لحظه باشد و می تواند از نظر فاصله زمانی باشد. همچون مرگ که به انسان نزدیک است و در هر لحظه می تواند فرار برسد. نکته اینجاست که این آیات در کلام حضرات معصومان(ع) و مفسران، به جز قیامت به واقعه ظهور نیز تاویل شده اند. اما این آیات چه اشاره به قیامت داشته باشند، چه اشاره به واقعه شریف ظهور و چه به هر دوی آنها، یک واقعیت مسلم است:
وقتی قیامت نزدیک باشد، به طریق اولی، واقعه ظهور هم نزدیک است.

و اما برخی از این آیات:

– و یقولون متی هو قل عسی ان یکون قریبا (سوره اسراء، آیه ۵۱)
ترجمه: و می گویند که (معاد) در چه هنگام خواهد بود؟ بگو امید است که نزدیک باشد.

– هل ینظرون الا الساعه ان تاتیهم بغته و هم لایشعرون (سوره زخرف، آیه ۶۶)
ترجمه: آیا اینان جز ساعت (رستخیز) را انتظار دارند که ناگهان سراغ آنها بیاید و آنان بی خبر باشند؟
این آیه به جز قیامت به واقعه شریف ظهور هم تاویل شده است. مثلا زراره بن اعین از امام محمد باقر(ع) در مورد این آیه سئوال کرده است و ایشان فرموده اند:
«آن ساعت، هنگام حضرت قائم است که به ناگاه به آنان می رسد.» (رجوع کنید به «سیمای حضرت مهدی در قرآن»، تالیف سیدهاشم حسینی بحرانی، ترجمه سیدمهدی حائری قزوینی، نشر آفاق، صفحه ۴۱۷)
مضمونی مشابه مضمون همین آیه در سوره محمد(ص) آیه ۱۸ هم هست که در حدیثی از امام صادق(ع) به واقعه ظهور تاویل شده است. (منبع پیش گفته، صفحه ۴۲۴)

– ازفه الآزفه (سوره نجم، آیه ۵۷)
ترجمه: نزدیک شدنی، نزدیک شد.

– اقتربت الساعه ونشق القمر (سوره قمر، آیه ۱)
ترجمه: ساعت، بسی نزدیک شد و ماه از میان شکافت.
از جمله مواردی که این آیه به جز قیامت به واقعه شریف ظهور تاویل شده است در ماجرای تشرف ابن مهزیار خدمت امام عصر(عج) است:
ابن مهزیار می گوید خدمت امام عرض کردم که: آیا ظهور نزدیک شده؟ فرمود: اقتربت الساعه و انشق القمر. یعنی وقت ظهور نزدیک است ان شاءالله. (کمال الدین، تالیف شیخ طوسی، باب «من شاهد القائم»، حدیث ۲۳).
البته این آیه در حدیثی که مفضل بن عمر از امام جعفر صادق(ع) نقل کرده نیز به واقعه ظهور تاویل شده است. (سیمای حضرت مهدی در قرآن، صفحه ۴۳۸)

– انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا (سوره معارج، آیات ۶ و ۷)
ترجمه: آنان آن روز را دیر می بینند و ما آن را نزدیک می بینیم.
از جمله مواردی که این دو آیه پیاپی، به جز قیامت به واقعه شریف ظهور تاویل شده اند، در دعای معروف عهد است که از امام صادق(ع) روایت شده است.

البته آیاتی همچون آیه ۷۷ سوره نحل یا آیه ۱۷ سوره شوری هم به این حقیقت اشاره دارند که برای جلوگیری از طولانی شدن بحث از بیان آنها در می گذریم.

نزدیک بودن واقعه ظهور در کلام قرآن ناطق

هرچند در نقل آیاتی از قرآن کریم که به نزدیکی قیامت (و به طریق اولی به نزدیکی ظهور) اشاره دارند به تبییناتی که برخی معصومان(ع) از آن آیات کرده بودند و آنها را به ظهور حضرت حجت(عج) تاویل کرده بودند اشاره کردیم، اما در ادامه، سه نمونه از گفتارهای معصومان را که به ظاهر مستقل از قرآن کریم هستند و در آنها به نزدیک بودن ظهور اشاره یا توصیه شده است، آورده ام:

– در دعای قنوتی که از امام محمد باقر(ع) نقل شده، چنین آمده است:
اللهم فان القلوب قد بلغت الحناجر والنفوس قد علت التراقی والاعمار قد نفدت بالانتظار. لا عن نقص استبصار و لا عن اتهام مقدار ولکن لما تعانی من رکوب معاصیک والخلاف علیک فی اوامرک و نواهیک و التلعب باولیائک و مظاهره اعدائک. اللهم فقرب ما قد قرب و اورد فی ما دنی و حقق ظنون الموقنین و بلغ المومنین تامیلهم من اقامه حقک و نصر دینک و اظهار حجتک و الانتقام من اعدائک

ترجمه: «بار الها! به راستی که دلها به گلوها رسید و جانها بر لب آمد و عمرها در انتظار پایان یافت. و این نه از کمی بصیرت و نه از جهت متهم ساختن تقدیر است بلکه به خاطر آنچه از گناهانی که واقع می شود و با تو در اوامر و نواهی ات مخالفت می گردد و به بازی گرفتن دوستانت و چیرگی دشمنانت است. پروردگارا! پس آنچه نزدیک شده نزدیکتر گردان و آنچه نزدیک رسیده برسان و آرزوهای باورداران را تحقق بخش و امید مومنان را به برپایی حقت و یاری دینت و آشکار نمودن حجتت و انتقام گرفتن از دشمنانت به ثمر برسان!» (از کتاب “مکیال المکارم”، تالیف آیت الله سیدمحمدتقی موسوی اصفهانی، به نقل از “مهج الدعوات” سیدعلی بن طاووس)
– در کتاب «غیبت نعمانی» از ابوالمرهف در روایت مسندی نقل شده است که می گوید امام صادق(ع) فرمود:
محاضیر هلاک شدند. پرسیدم: محاضیر چیست؟ فرمود: عجله کنندگانند و نزدیک شمارندگان نجات یافتند.

– نیز در همان کتاب (غیبت نعمانی) به طور مسند، از حضرت امام محمد باقر(ع) روایت آمده که فرمود:
«هلک اصحاب المحاضیر و نجی المقربون»؛ شتابزدگان هلاک شدند و نزدیک شمارندگان نجات یافتند… چون ظاهر آن است که مقربون به کسر راء باشد، یعنی مومنانی که منتظرند و ظهور آن حضرت را نزدیک می دانند و همواره انتظارش را می کشند. و موید این مطلب است آنچه در دعای عهد آمده، که از امام صادق(ع) روایت شده: آنان [مخالفان] آن را بعید می پندارند و ما فرج و ظهور را نزدیک می دانیم. (از «مکیال المکارم»، تالیف آیت الله سیدمحمدتقی موسوی اصفهانی، جلد دوم، صفحه ۲۰۲، انتشارات مسجد مقدس جمکران)

پی نوشت:
۱- «انسان کامل» بر خلاف برخی ادعاهای این روزها نه ریشه در آموزه های شیخیه که ریشه در آموزه های حکمایی همچون «محی الدین ابن عربی» دارد که صدها سال قبل از ظهور شیخیه می زیسته اند. اصطلاح «انسان کامل»، تبیینی حکمی، عقلی و عرفانی از امامت معصوم است که تبیین مناسبی برای گفتگو در مورد امامت و دعوت به امام در دنیای معاصر و در گستره جهانی است. عبارت انسان کامل بیشتر از یک صد بار در سخنان و آثار «امام خمینی»(ره) به کار رفته است و اشخاصی همچون شهید مطهری و حسن حسن زاده آملی، کتابهایی با عنوان «انسان کامل» دارند.

منتشر شده در سایت مستبین مورخ ۱ تیر ۱۳۹۵

برچسبهایی برای آکبند ماندن ذهن

یکی از رویه هایی که در کشور ما شایع شده است، برچسب زنی ها، مجموعه بندی ها و خط کشی های متعدد است؛ نسلی با این روش تربیت شده اند. به همین خاطر است که در حین یک گفتگو زیاد پیش می آید که افراد سریعا فرد مقابل خود رو با انواع و اقسام برچسب ها طرد می کنند بدون اینکه دقیقا معنای آن برچسبی که زده اند را بدانند.
مثلا کافی است عبارتی از یک متفکر اروپایی بیاوری، اگر آن عبارت باب طبع طرف مقابل نباشد، سریع تو  را غرب پرست معرفی کنند و انواع و اقسام سوابق منفی و توضیحاتی که در مورد آن متفکر به خوردش داده اند را حواله شما می کند.
اما اگر دست بر قضا آن عبارت را بپسندد، سریعا در پی یافتن یک مورد در تاریخ اسلام یا احادیث می گردد تا حرف او را موجه کند. مثلا به احادیث “انظر الی ما قال و لاتنظر الی من قال” یا “خذالحکمه ولو من المنافق” و از این قبیل تمسک می جوید و…
اساسا این نسل به سختی قادر است به تفکر در باب یک عبارت بپردازد.
تمام اینها را گفتم تا بگویم می خواستم عبارتی را در مورد «فرد انقلابی» از زبان سارتر بنویسم، اما چون دیدم سریعا خودم و جمله با برچسب الحاد مچاله شده و دور انداخته می شویم، از نقل آن صرف نظر کردم.

 

جنسیت و دو گونه احمدی نژادی بودن

به بهانه روز زن

در یک تقسیم بندی کلی، احمدی نژادیها به دو دسته تفسیم می شوند:
– احمدی نژادی هایی که در آرزوی ریاست جمهوری دوباره او در سال ۱۳۹۶ هستند.
– احمدی نژادیهایی که در صورت باقی بودن شرایط و مناسبات فعلی و گذشته کشور، با ریاست جمهوری دوباره او به شدت مخالفند.
در یک پژوهش آماری وقتی جوابهای پاسخ دهندگان از نظر جنسیتی تفکیک شود و نتایج این تفکیک، حتی مثلا پنج درصد هم با یکدیگر تفاوت داشته باشد به این معنی است که جنسیت پاسخ دهندگان در دیدگاه آنها موثر است.
خیلی دوست داشتم در مورد رابطه جنسیت احمدی نژادیها و دسته بندی اشاره شده در اول یادداشت، پژوهشی آماری صورت بگیرد. به صورت شهودی و تجربی و نه با آمارگیری دقیق، بر این نظرم که در دسته دوم احمدی نژادی ها، نسبت زنها به مردها، نسبت بیشتری است تا دسته اول. به عبارت دیگر، در میان علاقه مندان به «شخص احمدی نژاد»، زنان بیشتری حضور دارند تا در میان علاقه مندان به «پرزیدنت احمدی نژاد».
اینکه چرا اینگونه است تا جایی که به ذهن بنده (و البته دوستی که در این مورد با من هم نظر است و در این مورد گفتگویی با هم داشتیم) می رسد به این دلیل است که زنها به دلایل روانی، فرهنگی و اجتماعی:
– اولا نسبت به مردها میل کمتری به قدرت و سلطه اجتماعی به طور فی نفسه دارند.
– ثانیا به خصوص در ایران، امید و طمع کمتری به رسیدن به سطوح میانی و کلان مدیریتی و گرفتن پست و مقام دارند. زنها نسبت به مردها، شانس و امید بسیار کمتری برای به عهده گرفتن مسئولیت ستادهای انتخاباتی، فرمانداری، استانداری، مدیرکلی در یک استانداری و بالاتر و پایین تر از آنها و استفاده از منافع این مناصب دارند.
نتیجه اینکه:
اثرگذاری تفاوت جنسیت احمدی نژادیها در میل بازگشت احمدی نژاد به قدرت، موید آن نظر است که مدعی است بین میل بازگشت احمدی نژاد در یک احمدی نژادی و طمع خودآگاه یا ناخودآگاه به گرفتن پست و مقام یا نزدیک شدن به قدرت، رابطه مستقیم وجود دارد. به دو دلیل گفته شده، احتمال بیشتری وجود دارد که زنها در قضاوت و تحلیل خود در مورد بازگشت احمدی نژاد، دندان طمع به گرفتن پست و مقام خرد و کلان را کنده باشند. از این رو می توان قضاوت آنها را واقع بینانه تر و دلسوزانه تر نیز دانست. «چون غرض آمد هنر پوشیده شد، صد حجاب از دل به سوی دیده شد.» گاهی غرض و طمع، باعث می شود انسان واقعیات مسلم را هم نادیده بگیرد.
در پایان این یادداشت لازم است نکات زیر را تذکر دهم:
– لطفا به تفاوت چند در صد که در ابتدای این یادداشت به آن اشاره کردم دقت داشته باشید.
– این یادداشت طبعا مدعی نیست که «همه» مخالفان بازگشت احمدی نژاد زنها هستند یا همه طرفدارن بازگشت احمدی نژاد مرد هستند یا روحیه مردانه دارند.
– این یادداشت مدعی نیست که «همه» طرفداران بازگشت احمدی نژاد طمع و حب قدرت و پست و مقام دارند.
– این یادداشت مدعی نیست که «همه» مخالفان بازگشت احمدی نژاد، به قدرت و پست و مقام بی علاقه اند و دنیا طلب نیستند.

به مناسبت بازگشایی مدارس

هر سال اوایل مهرماه، یاد سکانسی از فیلم موزیکال «دیوار» (The Wall/ محصول سال ۱۹۸۲ میلادی) می افتم. در این سکانس، دو ترانه پیاپی از آلبوم «دیوار» (محصول ۱۹۷۹ میلادی)، اثر مشهور گروه «پینک فلوید» با تصاویرِ فیلم همراه شده اند. ترانه های «شادترین روزهای زندگی ما» (The happiest days of our lives) و «آجری دیگر از دیوار / قسمت دوم»  (Another brick in the wall / Part two)

در ادامه، هم می توانید این سکانس از فیلم را به مدت ۵ دقیقه و ۵۰ ثانیه، پلی کنید و تماشا کنید و هم می توانید آن را با حجم ۲۴ مگابایت دانلود کنید. بعد از آن هم ترجمه ای از ترانه دوم را (به نقل از کتاب «دیوار» ابراهیم نبوی با تغییری جزئی) آورده ام. البته از درج ترجمه ترانه اول هم به دلایلی خودداری کرده ام.

لینک دانلود (روی لینک، رایت کلیک کنید و بعد آن را در سیستم خود ذخیره کنید.)

ترجمه ترانه Another brick in the wall / Part two:

آجری دیگر از دیوار (قسمت دوم)

ما به آموزش و پرورش نیاز نداریم
ما به کنترل فکر نیاز نداریم
کنایه زدن سر کلاس، موقوف!
معلم ها! شرتان را از سر بچه ها بکنید
آهای! معلم ها! دست از سر بچه ها بردارید
همه اینها آجر دیگری است در دیوار
و شما، آجر دیگری هستید در دیوار

لینک مرتبط: در مورد فیلم دیوار از آرشیو همین وبلاگ
لینک روزانه: نقدینگی و تورم، موضوع جلسه ۲ مهر حلقه مطالعاتی توحید و عدالت

جلوی تداعی ذهن را نمی شود گرفت

تیتر یک روزنامه دولت جمهوری اسلامی ایران، مورخ ۱۲ شهریور ۱۳۹۲:
«دعوت ایران از ۶ غول نفتی»

روزنامه ایران در صدر این شش شرکت از شرکت نفتی «شل» نامبرده است که در مورد ماهیت صهیونیستی و استعماری آن و نقش پررنگش در غارت نفت ایران، بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به اندازه کافی و بارها، به خصوص در زمانی که وزیر فعلی نفت، در سال ۱۳۷۸ پای این شرکت را به ایران پس از انقلاب اسلامی باز کرد صحبت شده است.

ایران در ادمه این خبر، نوشته است:
«وزارت نفت … به دنبال اصلاح قراردادهای نفتی است تا بتواند شرایط سرمایه گذاری این عده از کمپانی‌های خارجی را در پروژه‌های نفتی ایرانی جذاب‌تر کند به‌ همین منظور به دنبال اصلاح قراردادهای بیع متقابل است.»

این روزنامه در ادامه نوشته است:
«تغییر ساختار قراردادهای بیع متقابل درحالی رقم خواهد خورد که مجله اقتصادی اکونومیست در تحلیلی از سیاست وزیر نفت ایران برای توسعه صنعت نفت با جذب سرمایه‌های خارجی در گزارشی، می‌نویسد: اکنون ایران مانند مکزیک می‌‌خواهد تولید نفت را از انحصار شرکت ملی نفت این کشور خارج سازد و سرمایه‌گذاری بخش خصوصی را با هدف افزایش تولید در این بخش بالا ببرد.»

یک هفته پیش، بیژن نامدار زنگنه، وزیر جدید نفت، در برنامه نگاه یک شبکه اول سیما گفت: «برای توسعه نفت امتیازاتی خواهیم داد(!!) که این امتیازات در خزر بیشتر است …» (لینک)

شنیده های موثق بنده حکایت از این دارد که در جریان رای اعتماد به وزرای پیشنهادی رئیس جمهوری جدید در مجلس شورای اسلامی، از میان وزرایی که خطر رای نیاوردن آنها وجود داشته است، بیشتر از همه روی رای آوردن جناب زنگنه تاکید شده و اصرار و چانه زنی صورت گرفته است.

از شباهت آنچه در ۸ سال گذشته و به خصوص دو سه سال گذشته، در فضای سیاسی ایران گذشت و به حضور نیافتن کاندیدای مورد نظر احمدی نژاد در انتخابات ۱۳۹۲ و در نتیجه ادامه نیافتن دولت او منجر شد، با آنچه در دوران نخست وزیری «محمد مصدق» گذشته بود، برخی سخن گفته اند. برخی هم از چنین مقایسه هایی خوششان نیامده است. اما وقتی شباهتها زیاد است، با تداعی ذهن چه می شود کرد؟

امروز وقتی تیتر اول روزنامه ایران را دیدم، ناخواسته یاد حضور کنسرسیوم نفتی کمپانیهای غربی در ایران، بلافاصله بعد از سقوط دولت مصدق و بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ افتادم و با خودم گفتم: خداحافظ اقتصاد مقاومتی! خداحافظ اقتصاد بدون نفت!

به روشنفکران بی شرف وطنم و به حزب اللهی های گاگول و به ساکتان و همراهانِ پروژه ابتر ماندن دولت احمدی نژاد، تبریک می گویم بابت آنچه روی داده است و روی می دهد! البته بعید می دانم خیلیهایشان متوجه شده باشند چه شده است و اصلا این مسائل برایشان اهمیت چندانی داشته باشد.

لینکهای مرتبط و روزانه:

فایل صوتی سخنرانی دکتر احمدی نژاد در مراسم انعقاد قرارداد پارس جنوبی با پیمانکار ایرانی
شبکه بدامن دوره احمدی نژاد که بود؟
آدرس جدید محل برگزاری جلسات حلقه مطالعاتی توحید و عدالت

دانلود ترجمه فارسی کتاب اقتصادنا نوشته شهید صدر 
(قابل توجه دوستانی که دنبال این کتاب نایاب در بازار نشر ایران بودند.)
پست قبلی وبلاگم که به خاطر آپ کردن سریع وبلاگ، دیده نشد
چه کسی مسئول این حال و روزهای سوریه است؟

فایل صوتی سخنرانی مهندس مشایی در جمع مسئولان راهیان نور، فروردین ۱۳۹۱

انسانی را که مورد ارادت شدید رئیس جمهوریِ خدوم کشور است، سالها در صدها رسانه، تریبون، منبر و بولتن، لجن مال کردند، صدایِ تقریبا تمام رسانه های مدافع او را بریدند و دست آخر هم فرصت اعاده حیثیت، لااقل تا این لحظه به او ندادند. به مصداق حمایت از مظلوم، سعی می کنم در حد خودم، برخی سخنرانیهای او را از این به بعد منتشر کنم. بچه های احمدی نژادی، احتمالا بعضی از آنها را شنیده اند. به امید اینکه معدودی مخاطب غیر احمدی نژادی، آنها را گوش بدهند، آنها را در وبلاگ منتشر می کنم.
این سخنرانیِ مهندس مشایی را دوست دارم. پس از همین سخنرانی شروع می کنم. سخنرانی، در خوزستان ایراد شده است و تاریخ آن فروردین ۱۳۹۱ است. در جمع مسئولان فعال در برنامه «راهیان نور»:

در صورتیکه نمی توانید پلی کنید، برای دانلود فایل صوتی، «اینجا» را کلیک کنید. (روی عبارت «اینجا»، رایت کلیک کنید و بعد گزینه ذخیره را انتخاب کنید.)

رئیس جمهور وقت ایران در سال ۱۳۶۷: مطمئن نیستم ظرفیت زبان عربی به قدر ظرفیت زبان فارسی باشد

اجمالی از جملاتی را که در ادامه نقل کرده ام تا به حال یکی دو بار شنیده بودم ولی نمی دانستم گوینده محترم آنها، دقیقا در چه زمانی و در کجا آنها را بیان کرده اند و در چه منبعی می توان عین آنها را یافت. برایم عجیب بود که با جستجوی اینترنتی هم متن این سخنرانی یا نشانه ای از آن را پیدا نمی کردم. اما روزنامه «شهروند» به مدیرمسئولی «عبدالرضا داوری» در شماره مورخ ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ خود، این جملات را به همراه آدرس منبع آنها بازنشر کرده است: مجله «نشر دانش» (از مجلات «مرکز نشر دانشگاهی»)، شماره ۴۶، مورخ خرداد و تیر ۱۳۶۷

پس از رجوع به نسخه پی.دی.اف و عکسیِ شماره مذکور از مجله «نشر دانش» در سایت www.noormags.com، مناسب دیدم این جملات را در اینجا نیز باز نشر کنم تا در فضای مجازی قابل یافتن باشند. البته نقل قولی که در ادامه آورده ام از نقل قول شهروند کامل تر است:

«زبان فارسی، زبان انقلاب است. زبان اسلام راستین است و زبان اسلامی است که می تواند ملتها را بیدار کند. قرآن و احادیث و متون اسلامی مایه حیات هر مسلمانی است، در این هیچ شکی نیست. همانطور که می دانید ما در قانون اساسی خود، آموزش زبان عربی را لازم و واجب دانسته ایم. ارادت ما و علاقه ما به زبان عربی چیزی نیست که برای کسی روشن نباشد و احتیاج به اثبات داشته باشد. اما من می خواهم بگویم آن زبانی که امروز می تواند مفاهیم اسلام انقلابی را به دنیا منتقل کند زبان فارسی است. زبان انقلابی و زبان اسلام انقلابی، زبان فارسی است. زبان فارسی ذاتا یک زبان کارساز است…
البته زبان عربی هم یقینا زبان پرظرفیتی است لیکن بنده مطمئن نیستم ظرفیت زبان عربی به قدر ظرفیت زبان فارسی باشد و در مواردی شک دارم که برخی از مفاهیمی که در زبان فارسی است در زبان عربی جا بگیرد. یعنی من نمی دانم که آیا حقیقتا می شود بعضی اشعار حافظ را در قالب عربی آورد، یا در اشعار عربی شعری پیدا کرد که دارای این همه ظرافت و معنویت باشد؟…
یک زبان کامل و به این خوبی در اختیار ماست و بهترین مفاهیم و دقیق ترین آنها را می توان در این زبان گنجاند. ما باید قدر این زبان را بسیار بدانیم، چیز فوق العاده ای است، یک نعمت الهی است در اختیار ما. همانطور که کشور ما از لحاظ موقعیت جغرافیایی یکی از استثناهای دنیا است. همچنانکه از لحاظ اقلیمی نیز کشور ما چیزهای ممتاز زیادی دارد، یکی از خصوصیات ما داشتن این زبان است و ما چه می دانیم، شاید یکی از عوامل افتخارات بزرگ این ملت همین زبان باشد. نمی توان از این نکته غافل ماند. می دانیم که در دنیای اسلام، ایرانیها به عنوان یک قوم، بیشتر از تمام اقوام دیگر مسلمان برای اسلام کار کردند و در گسترش فرهنگ اسلامی تلاش کردند. اینکه چیز واضحی است. شکی نیست که در حدیث، تفسیر و حتی در لغت عربی، بهترین آثار را ایرانیها و فارسی زبانان نوشته اند. در فلسفه و عرفان که غوغاست و غیر ایرانی، انگشت شمار و معدود است، اکثرا همه ایرانی اند. این خصوصیاتی که ما در قوم ایرانی و ملت خودمان مشاهده می کنیم شاید یک مقداری از زبان این ملت ناشی شده باشد، از ظرفیت زبانی که در اختیار داشته نشأت گرفته باشد.»

(حضرت آیت الله خامنه ای در مراسم افتتاحیه سمینار زبان فارسی در سازمان صدا و سیما، بهار ۱۳۶۷ / مجله نشر دانش، مورخ خرداد و تیر ۱۳۶۷، صفحات ۵ تا ۸ )