مصلحت

ابن عباس به علی ابیطالب میگوید: یاعلی! معاویه ایالتی‏ زرخیز مانند شام را در اختیار دارد، چه مانعی دارد که به خاطر “مصلحت‏” فعلا موضوع مساوات و برابری را مسکوت بگذاری؟!‏

جواب حضرت علی علیه السلام: شما از من می‏خواهید که پیروزی را به قیمت تبعیض و ستمگری به دست‏ آورم؟ از من می‏خواهید که عدالت را به پای سیاست و سیادت، قربانی کنم؟ خیر، سوگند به ذات خدا که تا دنیا دنیا است چنین کاری نخواهم کرد و به گرد چنین کاری نخواهم گشت. من و تبعیض؟! من و پایمال کردن‏ عدالت؟! اگر همه این اموال عمومی که در اختیار من است مال شخص خود و محصول دسترنج خودم بود و می‏خواستم میان مردم تقسیم کنم هرگز تبعیض روا نمی‏داشتم تا چه رسد که مال، مال خدا است و من امانت‏دار خدایم. (نهج البلاغه، خطبۀ ۱۲۶)

#توجیه_زشت_کرداری_با_مصلحت

برچسب تفرقه افکنی

“از ایجاد اختلاف و آشوب در میان این امت بپرهیز…
تو که مردم را به خوبى آزمایش کرده اى، بنابراین درباره خودت و دین و امت محمد صلی الله علیه و آله بیندیش و از فتنه ها اجتناب کن و به گفتار سبک عقل ها و مردم جاهلى که فتنه و آشوب را دوست مى دارند گوش مدار.”

(از نامه معاویه ابن ابی سفیان به امام حسین علیه السلام، بحارالانوار، جلد ۱۴، صفحه ۲۱۲)

#برچسب_تفرقه_افکنی

منطق ماله کشان سقیفه: “مصلحت” اقتضا کرد علی که برتر بود خلیفه نشود

ابن ابی الحدید که از اهل سنت است و شرحی به نهج البلاغه نوشته است در مقدمه این شرح در مورد ماجرای سقیفه می نویسد:

“و قدم المفضول علی الفاضل لمصلحه اقتضاها التکلیف”

منظور او از مفضول، ابوبکر و از فاضل، علی ابن ابی طالب (ع) است. او بر این نظر است با اینکه علی از ابوبکر برتر بود، مصلحت اقتضا کرد که ابوبکر حاکم شود.

#توجیه_زشت_کرداری_با_مصلحت

تفرقه افکنی، برچسبی همیشگی برای از سر راه برداشتن آمران به معروف و ناهیان از منکر

یزید در نامه به عبدالله بن عباس (پسرعموی علی علیه السلام):
“اشخاصی از شرق به سوی حسین آمده و به او وعده خلافت و حکومت داده اند، اگر حسین قبول کرد با او قطع ارتباط کن و به سوی او برو و او را از تفرقه در امت محمد باز دار.”

(حافظ بن کثیر / البدایه و النهایه)

#برچسب_تفرقه_افکنی

در حاشیه مباحث اخیر پیرامون پاشویی زن و شوهر/ جهت اطلاع

حضرت محمد(ص) فرمود:
«هنگامى که عروس‏ را به خانه خود ‌آوردى‏، کفش او را از پایش بیرون بیاور تا بنشیند و پاى او را با آب بشوى و آن آب را از در خانه ات تا دورترین نقطه خانه ات بریز. زیرا اگر چنین کنى خداوند هفتاد هزار نوع تنگدستى را از خانه ات ببرد و هفتاد هزار نوع برکت را به آن وارد کند و هفتاد هزار رحمت بر تو نازل کند که از صدقه سر عروس هستند، تا جاییکه برکت او به تمام زوایای خانه ات برسد.» (حضرت محمد صلی الله علیه و آله / به نقل از وسائل الشیعه، جلد ۲۰، باب ۱۴۷)

متن عربی حدیث:
«إذا دخلت العروس بیتک فاخلع خفیها حین تجلس واغسل رجلیها و صب الماء من باب دارک إلى أقصى دارک، فانک إذا فعلت ذلک أخرج الله من دارک سبعین ألف لون من الفقر  و أدخل فیها سبعین ألف لون من البرکه و انزل علیک سبعین ألف رحمه ترفرف على رأس العروس حتى تنال برکتها کل زاویه فی بیتک»

مرگ استفاده ابزاری از امر مقدس

با اینکه در جریان اعتراضات اخیر، چندین امامزاده و حسینیه در نقاط مختلف کشور به آتش کشیده شده اند، برای نشان دادن خباثت برخی معترضان، بیشتر روی آتش کشیده شدن پرچم کشور مانور داده می شود. چنین امری چهل سال بعد از انقلاب اسلامی، نه نشانه پررنگ شدن رویکردهای ملی گرایانه که نشانه ته کشیدن نیروی استفاده از مقدسات دینی برای تحریک عواطف و بسیج مردمی است. روشن است که در چنین شرایطی استفاده از نمادهای ملی، برای تحریک عواطف نیز به سرعت نیروی خود را از دست خواهد داد. زمامداران کشوز هنوز نفهمیده اند مردم، استفاده ابزاری از هر امر مقدسی را متوجه می شوند و پس می زنند.

جهاد بزرگ علیه مخدری به نام قاعده لطف

سالها است بر این نظرم که دخیل کردن قاعده لطف در نظریه سیاسی شیعه و نگاه خضری و اشعری داشتن به جایگاه ولی فقیه، از عوامل مهم (اگر نگویم مهم ترین عامل) تخدیر حزب الله و انحراف انقلاب اسلامی بوده است و یکی از بزرگترین جهادها، مبارزه با این مخدر بزرگ است که قائلان به آن را “خضریه” یا “نئو اشعریه” می نامم.
نه تنها استاد طاهرزاده، که در آینده ای نزدیک، دیگرانی که مایل نیستم اسمشان را بیاورم و متاثر از این مخدر هستند، عدالتخواهان را تنها خواهند گذاشت.

در زمان مشروطه، مجهتد طراز اول جهان تشیع، آخوند خراسانی است. تسری دهندگان “قاعده لطف” در نظریه های سیاسیِ دینی و از جمله نظریه ولایت فقیه، که یک ماجرای فتوای شیخ مفید را علم کرده اند، خوب است مروری بر عملکرد آخوند خراسانی در مشروطه داشته باشند.
قاعده لطف مورد ادعای این دوستان، چگونه به یاری آخوند خراسانی آمد وقتی شخصیتی مثل شیخ فضل الله نوری، مصرانه بر این اعتقاد بود که آخوند خراسانی در مورد مشروطه، فریب خورده اطرافیانش و آنهایی که به او تلگراف می زنند بوده است؟ چرا امام زمان، ایشان را قبل از اینکه کار از کار بگذرد از فریب خوردگی نجات نداد؟
البته از این مثالها فراوان است.

شیطان زدگانِ شیطان شناس

افیون زدگان و نشئه گان غرب شناسی و فلسفه و ادبیات و نقد فیلم، استعاره فاوست و مفیستوفلس را خوب می شناسند و قرقره می کنند. فاوست، در ادبیات کهن آلمان، شخصیتی است که روح خود را به مفیستوفلس (شیطان یا نماینده شیطان) فروخته است تا قدرت کسب کند. (مشهورترین بازنویسی این افسانه آلمانی را گوته انجام داده است)
چرا می گویم افیون زدگان و نشئه گان غرب شناسی و فلسفه و ادبیات و نقد فیلم؟ چون از قضا خود فلسفه، خود غرب شناسی، خود جامعه شناسی، خود ادبیات، خود عشق کتاب بودن، خود شعرسرایی و عشق شعر را داشتن، خود نقد فیلم، خود حکمت و عرفان، خود سیر و سلوک و معنویت و اخلاق و عبادت و… می توانند مفیستوفلس ها و شیاطینی باشند که آدم روح خود را به آنها بفروشد و روحش در تسخیر آنها قرار بگیرد و مهمترین نشانه این مسخر شدن آن است که انواع و اقسام پلشتی و ظلم و تبعیض را در اطرافت ببینی اما دلمشغولیهایی که نام بردم، افیون وار و مخدروار، تو را کاملا به خودشان مشغول کرده باشند. و وای به حالت که به صورت مضاعف، روحت را در اختیار این شیاطین گذاشته باشی، اصلا پلشتی و ظلم و تبعیض به چشمت نمی آیند. هرچیزی که آدمی را از حمایت از مظلوم منصرف کند، شیطانی است که انسان روح خود را به او فروخته است. حالا بیا و به زبانهای مختلف، شیطان زدگی تمدن غرب را قرقره کن و حکایت فاوست و مفیستوفلس را استعاره ای از وضع این تمدن بدان.

درد-۲

‏جدا برام سئواله که “لبیک یا حسین” گفتنت تو چه صحنه هایی تا حالا خودش رو نشون داده؟ جاهاییکه هیچ هزینه و خطری برات نداشتن و به اندازه ای که بهت حداقل آرامش رو بده، مشوق و همراه داشتی؟

درد

‏رفته زیارت اربعین، “لبیک یا حسین” گفته، اینم داره می بینه که با روشهای ملاحظه کارانه فعلی، روز به روز کشور بیشتر به قهقرا رفته و چه کسانی قدرتشون بیشتر شده، ولی تو صحنه ای که میدونه حق با کیه و چه کسی مظلومه، برای حمایت از مظلوم، ملاحظه کرسی تدریسش، میز مدیریتش، آینده شغلش، وجهه اش، دعوت شدن به شب شعرها و همایشها… رو داره.

هشدار

سیستم، بچه مسلمونهایی که قدری کتابخون باشن، هنرشناس باشن، تو نوشته ها و حرفاشون، انواع “ایسم” ها و اصطلاحهای فرنگی رو به کار ببرن و منتقد آمریکا و غرب و سرمایه داری غرب باشن و در داخل، آماج حمله شون بخشهای انتخابی نظام، روشنفکران و صاحبان برچسبهایی مثل لیبرال باشه رو خیلی خیلی می پسنده و ازشون لذت می بره و به انحاء مختلف بهشون پر و بال می ده. بنابراین اینجور دوستان، باید خیلی مراقب باشند که روح و آزادگی و قلم و حریت و استقلال خودشون رو به چنین پسندی نفروشند.
این مملکت، در چند دهه گذشته، بیشتر از روشنفکران و بیشتر از غرب، از فریبکارهای دو روی انقلابی نمای متشرع ضربه خورده است.

زیبای شناخته شده و زیباتر ناشناخته

مزامیر یا زبور داود، متنی است حاوی ۱۵۰ دعا و نیایش که بیشتر آنها منسوب به داود نبی هستند. صحیفه سجادیه نیز مجموعه ۵۴ دعا و نیایش از امام سجاد است.
تعداد ادعیه این دو کتاب، متفاوتند اما چون طول دعاهای صحیفه به طور متوسط طولانی تر از طول دعاهای مزامیر است، این دو متن، حجم تقریبا یکسانی دارند.
شاید به دلیل اینکه هر دو متن، دعا و نیایش و مناجات و راز و نیاز و تسبیح هستند و هر کدام از زبان یک نفر هستند، صحیفه سجادیه به “زبور آل محمد” مشهور شده است.
متن موجود از مزامیر (جمع زمر به معنی تسبیح و سرود در زبان عبری)، متنی مورد قبول یهودیان و تمام فرق مسیحی است.
جالب اینجاست که یک یهودی و مسیحی مذهبی، بسیاری از مزامیر موجود در مجموعه مزامیر داود را در طول سال، در مراسم و آیینهای مذهبی می خواند و می شنود، اما ادعیه صحیفه سجادیه برای تقریبا تمام شیعیان و مسلمانان کاملا ناشناخته اند.
به عنوان کسی که هر دو متن را خوانده ام و تلاش کرده ام از تعصبات مذهبی دور باشم، قضاوتم این است که در مجموع، ادعیه صحیفه سجادیه با فاصله بسیار زیادی، از مزامیر، دلنشین تر و عمیق تر هستند. (با اطمینان می گویم بیشتر کسانی که هر دو متن را بخوانند، همین قضاوت را خواهد داشت.)
به نظر بنده با توجه به علاقه یهودیان و مسیحیان به مزامیر، ادعیه صحیفه سجادیه، متنی است که به شدت قابلیت ترجمه و ارائه به مخاطب یهودی و مسیحی و حتی بودایی را دارد.

@armanha_tk