شخصیت سانسور شده

وجهی از شخصیت یک مرد را که رسانه های مدعی انقلابیگری، همیشه آن را سانسور کرده اند در این نوشته از او ببینید:

«ایران بزرگ و افتخار آفرین در همه ادوار تاریخ، دوستدار بشریت بوده است و به ویژه پس از انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) خود را موظف به حمایت از مظلومان جهان دانسته و از این رو با قاطعیت و از روی ایمان و صمیم قلب در کنار برادران و خواهران اوگاندایی خود ایستاده و خواهد ایستاد و این سیاست تغییر ناپذیر ایران است»
اسفندیار رحیم مشایی/ ۴ اردیبهشت ۱۳۸۹

ogandaبرگرفته از کانال تلگرامی نگاهی نو به احمدی نژاد:
https://telegram.me/negahi_no_be_ahmadinejad/3599

پی نوشت آرمانشهر: به یاد می آورم در فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۲ در سه سخنرانی اسفندیار رحیم مشایی حضور داشتم. از جمله مضامینی که او در هر سه سخنرانی تکرار کرد، چنین مضمونی بود:

«دعوای اصلی در ایران، دعوا بین کسانی است که انقلاب اسلامی را در سال ۱۳۵۷ تمام شده می دانند و آن را محصور به جغرافیای ایران می دانند با کسانی چون ما که انقلاب اسلامی را تمام شده نمی دانیم و آن را هم محدود به ایران نمی دانیم.»

چنین تصویری از اسفندیار رحیم مشایی، تصویری است که بسیاری از رسانه های مورد رجوع حزب اللهی ها در ایران، آن را مطلقا سانسور کرده بودند.

صرفا جهت اطلاع: رئیس دفتر بازرسی روحانی و صرافی + سند

بازنشر مطلبی از فیس بوک:

آیا می‌دانستید «حسین فریدون»، برادر رئیس جمهور [و رئیس دفتر بازرسی رئیس جمهور]، عضو هیئت مدیره یک شرکت صرافی است؟!

این شرکت صرافی چند ماه قبل از شروع بحران ارزی سال ۹۱، با نام «شرکت تضامنی صدقی و شرکا»، با هدف “خرید و فروش نقدی ارز غیرالکترونیکی و مسکوکات طلا و نقره” و با سرمایه اولیه ۲ میلیارد ریال در روزنامه رسمی به ثبت رسیده است.

سایر اعضای هیئت مدیره این شرکت صرافی نیز شخصیت‌های قابل توجهی هستند.

رئیس هیئت مدیره این شرکت صرافی «مانی مهاجان» است که جستجویی ساده در اینترنت نشان می‌دهد وی به عنوان کادر علمی در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام که «حسن روحانی» تا سال گذشته ریاست آن‌را برعهده داشت، مشغول به فعالیت بوده است.

«علی صدقی» مدیرعامل شرکت صرافی مذکور نیز سابقه مدیرعاملی بانک ملی را در کارنامه کاری خود دارد و اخیراً نیز زمزمه‌هایی درباره انتصاب وی به سمت مدیرعاملی بانک رفاه کارگران به گوش می‌رسید.

***
مطلب بالا را که صرفا جهت اطلاع نقل کردم ولی از مطلب بالا که بگذریم، مدتی پیش یک بابایی جوری از خروج هنگفت ارز از کشور توسط یک صرافی در زمان احمدی نژاد حرف زد که انگار پشت گوشهای ما مخملی است و اصلا نمی دانیم صرافیهای کشور من حیث المجموع تحت نفوذ و هم پیمان کدام جریان سیاسی کشور بوده اند و هستند.

حاشیه نگاری و گزارش تصویری از سخنرانی احمدی نژاد در شهرری

شامگاه ۱۹ بهمن ۱۳۹۳، دکتر محمود احمدی نژاد، اولین سخنرانی عمومی خود [در تهران] پس از پایان ریاست جمهوری اش را که با اعلام قبلی صورت گرفته بود در مسجد جامع المهدی شهرری انجام داد. این سخنرانی بعد از نماز جماعت مغرب و عشاء صورت گرفت.

زمانی که به مسجد رسیدم، مابین دو نماز مغرب و عشاء بود و چون داخل مسجد از جمعیت پر شده بود نتوانستم وارد مسجد شوم. بعد از تمام شدن نماز جماعت و با پر شدن فاصله بین صفهای نماز، قسمتی از جمعیتی که بیرون مسجد منتظر بودند توانستند وارد مسجد شوند، اما ازدحام جمعیت به حدی بود که عطای ورود به مسجد را به لقایش بخشیدم و در کنار تعداد زیاد دیگری که از ورود به مسجد محروم مانده بودند و از طریق بلندگوهایی که بیرون مسجد نصب شده بود سخنرانی دکتر احمدی نژاد را گوش دادم. گفته می شد تعداد زیادی از شنوندگان سخنرانی در داخل مسجد، به دلیل پر شدن مسجد و کم آمدن فضا، روی پا ایستاده اند.

این استقبال از سخنرانی دکتر احمدی نژاد در حالی صورت گرفت که با توجه به رسانه های کمی که در اختیار طرفداران دکتر احمدی نژاد است (تنها سه چهار سایت اینترنتی)، تبلیغات ضعیفی در مورد این سخنرانی صورت گرفته بود. ضمن اینکه شنیده های موثق حاکی از این بود که بیشتر بنرهای تبلیغاتی این سخنرانی در منطقه شهرری، توسط کارکنان یک سازمان، برچیده شده بود تا تعداد کمتری از مردم منطقه از صورت گرفتن آن مطلع شوند.

دکتر احمدی نژاد در ابتدای سخنرانی اش گفت بنای من به صحبت نکردن و سکوت است اما نتوانستم دعوت امام جمعه محترم و هیئت امنای مسجد را به خصوص با توجه به اینکه برای ایام مبارک دهه فجر صورت گرفته است و محل آن هم در شهرری است رد کنم. از این رو در مورد انقلاب صحبت می کنم. در ادامه، دکتر احمدی نژاد گفت انقلاب ما برای این صورت نگرفت که یک سری آدم با یک ظاهر از قدرت کنار بروند و یک سری دیگر با ظاهری دیگر، به قدرت برسند، بلکه انقلاب به خاطر یک سری آرمانها و ارزشها بود. احمدی نژاد در ادامه به تبیین این آرمانها پرداخت که در سایتهایی مثل «دولت بهار» و «میدان ۷۲» می توانید مشروح آن را بخوانید.

پس از پایان سخنرانی، دکتر احمدی نژاد از در پشتی مسجد و در میان ازدحام جمعیت خارج شد. در آن ازدحام یکی از حضار دسته گلی تقدیم احمدی نژاد کرد. ماشین حامل احمدی نژاد که همچون سفرهای استانی در میان مردم قرار گرفته بود تا دهها متر بعد از خروج از صحن مسجد، توسط حاضرانی که فریاد می زدند «شعار هرچی مرده، احمدی برمی گرده»، مشایعت شد. در ادامه چند عکسی را که از مراسم امشب گرفته ام به همراه توضیحات مربوط به آنها می بینید و می خوانید.

***

جمعیت حاضر در بیرون مسجد که در انتظار تمام شدن نماز جماعت و باز شدن فضا برای ورود به مسجد ایستاده اند:

در حال تماشای لحظه ورود احمدی نژاد به مسجد:

بخشی از جمعیت حاضر در بیرون مسجد در زمان سخنرانی دکتر احمدی نژاد:

بخشی از جمعیت حاضر در بیرون مسجد در زمان سخنرانی دکتر احمدی نژاد:

بخشی از جمعیت حاضر در بیرون مسجد در زمان سخنرانی دکتر احمدی نژاد:

جمعیت حاضر در برابر در پشتی مسجد در زمان خروج احمدی نژاد از مسجد:

دکتر احمدی نژاد در میان هوادارانی که منتظر خروج او از مسجد بودند:

رسوایی جدید برای سبزها

اگر خاطرتان باشد در سال ۱۳۸۸، سبزها شایعه حضور نیروهای حزب الله لبنان را برای مهار اغتشاشات خیابانی به طور گسترده منتشر کردند. استناد این شایعه هم به تصاویری از فردی بود که که نام او را «حسین منیف اشمر» و لبنانی معرفی می کردند.
دو سه روز پیش، صاحب این تصاویر در درگیری با نیروهای داعش و در دفاع از حرم امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) به شهادت رسیده است و حالا مشخص شده است که او جوانی کرمانشاهی است و نام واقعی او «مهدی (بیژن) نوروزی بهاری» بوده است.

لینک مرتبط:
چرا تلویزیون ملکه انگلیس از انتشار خبر شهادت «مهدی نوروزی» می ترسد؟! (رجا نیوز)

این عکس، حس عجیب و خاصی را به من داد. مناسب دیدم در اینجا بازنشرش کنم. ببخشید اگر باعث ناراحتی تان می شود. عکسی از یکی از دختران مدافع کوبانی که در حال مقاومت برابر داعش…

در مورد خطر قتل عام بزرگ در منطقه کردنشین کوبانی در سوریه

بازنشر یادداشت یکی از دوستان در فیس بوک

ننگ و نفرین ابدی نصیب کوران و کران باد!
بوار و خذلان نصیبتان باد!

در صورت تصرف کوبانی توسط گروه افراطی و [به اصطلاح] اسلام گرای داعش با یک فاجعه انسانی در این منطقه روبرو خواهیم شد. فعالان کرد می گویند مرد، زن و سالمندان کوبانی در حالی اسلحه به دست گرفته‌اند و به دفاع از خود مشغولند که می دانند در صورت تصرف منطقه توسط نیروهای داعش تمامی آنها قتل‌عام خواهند شد. حمله اسرائیل به غزه و کشتار مردم غیرنظامی و کودکان غزه، اخبار مربوط به کوبانی را تحت‌الشعاع خود قرارداده است. زمان به سرعت می گذرد و داعش بر شدت حملاتش به سمت کوبانی افزوده‌ است. با نارنجک و افرادِ سالمندِ تازه مسلح شده نمی توان مدت زیادی در مقابل سلاحهای سنگین داعش مقاومت کرد. آینده کوبانی و مردمش روشن نیست. جامعه جهانی نیز هنوز واکنش مناسبی به شرایط خطرناک و بحرانی ساکنان منطقه کوبانی نشان نداده ‌است.

لینک مرتبط: بیانیه نماینده سنندج در اعتراض به سکوت رسانه ها در برابر قتل عام کردهای سوریه

ما را ببخش درخت + عکسهای منتشر نشده…

ما را ببخش درخت!
زیبایی ات چشمهایمان را نواخت
و در خنکای سایه ات استراحت کردیم
از ما اما تنها
ته سیگارهایی نصیب تو شد
که در تنه ات خاموششان کردیم
و پای تو رهایشان کردیم


شنیده ام هر روز
از پلی که در کنارش کاشته شده ام عبور می کنی
تا قد می کشم
مسیر هر روزه ات را تغییر نده.

توضیح عکسها: دیدم ماه رمضان است و فضای بین دوستان هم فضای خوبی نیست، به امید تغییر فضا، این عکسها را در کنار دلنوشته هایم منتشر کردم. عکسها را در تاریخ ۳ اردیبهشت ۹۳ در «دفتر محمودیه» گرفته ام. سه چهار روز قبل از این عکسها، عکس دیگری از نماز پشت میز مهندس مشایی که یکی دیگر از دوستان گرفته بود منتشر کرده بودم. در آن زمان به نظرم آمد انتشار این عکسها، بلافاصله پس از عکس قبلی، قدری قضیه را لوث می کند…
آن روز، دکتر که وارد نمازخانه شد گفت: ما هم شدیم مثل آقای مشایی. پزشکم گفته است از امروز، به مدت یک هفته نمازم را پشت میز بخوانم.
روی سقف این نمازخانه کوچک چوبی، دریچه ای باز بود. وسط نماز، ناگهان باد و رگبار بارانی گرفت که نتیجه اش ریختن شکوفه های بهاری و قطرات باران روی سر دو مرد بهاری بود که آثار آن را روی میز می بینید. صحنه بسیار زیبایی بود.
گفتم دفتر محمودیه. بله، دفتر محمودیه. از نظر جغرافیایی، محل دفتر دکتر در محله محمودیه است و نمی دانم چرا به دفتر ولنجک مشهور شده است. این نامِ درست، با نام کوچک دکتر هم تطابق دارد و از این نظر کاربردش را جالبتر می کند.
عکس پایین هم مهندس مشایی را در حال خواندن نماز نافله ظهر، پیش از اینکه دیگران برای اقامه نماز جماعت بیایند نشان می دهد:

لینکهای مرتبط:

احمدی نژاد به علت درد زانو نتوانست در مسابقه نمادین فوتبال حاضر شود
برای نماز نشسته دکتر احمدی نژاد در روز آخر ریاست جمهوری اش

عکس دکتر احمدی نژاد با عصا

عکس جدیدی از مهندس مشایی

عکسی که دیروز (۳۰ فروردین ۱۳۹۳) یکی از دوستان فیس بوکی (علی رادمان) از نماز خواندن مهندس مشایی در دفتر محله محمودیه گرفته است (البته دکتر عزیز هم در عکس هستند). همچنانکه در عکس مشخص است، ایشان نمازش را پشت میز می خوانده است.


مطلب تکمیلی: امروز (۳۱ فروردین ۹۳) و تا ساعت ۲۴، بزرگترین جهاد این است که اولا اگر به عنوان سرپرست خانواده، برای دریافت یارانه نقدی ثبت نام نکرده اید ثبت نام کنید، ثانیا به هرکس که می رسید از او در مورد اینکه ثبت نام کرده است یا نه سئوال کنید و اگر ثبت نام نکرده، به او یادآوری کنید که امروز آخرین مهلت است و تشویقش کنید که ثبت نام کند. اگر هم طرف سرپرست خانواده نیست از او بخواهید همین یادآوری و تشویق را در مورد سرپرست خانواده اش انجام دهد.

عکس منتشر نشده ای از مهندس مشایی + بازنشر دو شعر

عکس منتشر نشده ای از مهندس اسفندیار رحیم مشایی و پسرش رضا. منبع: صفحه فیس بوک رضا رحیم مشایی. بر اساس توضیح رضا، عکس روی دیوار هم عکس کودکی مهندس است.

 این هم باز نشر دو شعر از کمال رستمعلی در مورد مهندس از آرشیو وبلاگ:

زیبای زنبور به شهد وحی!
زیبای بازار زرکوبان!
شکوفه به دامن بریز و بگریز
و سایه هامان را به عصر بلند تابستان برسان
زخم را مرهم بگذار به عسل
تا تاولِ پا به بازار برقصد*
تا بچرخد،
آسمان به شوق ما
زنبور به شهد ما
تهمت به پیشانی پر شکوفه!

(اردیبهشت ۱۳۹۲)

——–
«نگاهها به قله» رد صلاحیت شد
پس به ناچار به دره ها سرازیر شدیم

(تیر ۱۳۹۲)

——————
* با اجازه از شاعر گرامی، بازار زرکوبان و رقص در بازار، اشاره ای است به سماع مشهور و در ملأ عامِ مولوی با صلاح الدین زرکوب در بازار زرکوبانِ قونیه که برخی سماع طولانی این دو را معرفی صلاح الدین به عنوان جانشین مولوی می دانند. (حامد)