اعتراف و سند جالب توجهی در مورد انتخابات سال ۱۳۸۴

کانال تلگرامی صدکلمه که نزدیک به گردانندگان سایت خامنه ای دات آی آر و دفتر رهبری نیز هست این مقاله را که انتشار اولیه آن نیز در سایت فارس بوده است، به صورت پین شده منتشر کرده است:

https://t.me/Sad_kalame/4811

خلاصه مقاله:
خلاف ادعای آقای کروبی، در سال ۸۴ در محافل سیاسی پیچیده بود که نظر آقای سید مجتبی خامنه ای در انتخابات امسال به قالیباف است (نه احمدی نژاد).

چرا منظور سردار سلیمانی، احمدی نژاد نیست؟ / یک پیشنهاد به سردار

کلیپی در صفحه اینستاگرامی سردار قاسم سلیمانی منتشر شده است که ایشان در آن می گوید:

“من متاسفم بعضیهایی که نام پیروی از خط امام یا پیروی از امام بر خود می گذارند به جای نامه سرگشاده نوشتن به استکبار و صهیونیسم و دشمن، نامه سرگشاده به ولی ایستاده در خط مقدم در مقابل دشمن می نویسند.”

از طرفداران و منتقدان احمدی نژاد، کسانی بر این نظرند که منظور از این جملات، دکتر احمدی نژاد است. برداشت بسیار عجیبی است!!
چگونه مخاطب این جملات سردار سلیمانی، دکتر احمدی نژاد است در حالیکه احمدی نژاد تنها مسئول عالیرتبه جمهوری اسلامی است که به سه رئیس جمهور آمریکا (بوش، اوباما و ترامپ) نامه سرگشاده نوشته است؟

آخرین نامه سرگشاده دکتر احمدی نژاد به اوباما، همین سال گذشته و نه خیلی وقت پیش در روز ۱۷ مرداد ۹۵ نوشته و منتشر شد:

https://t.me/dr_ahmadinejad/1335

نامه سرگشاده دکتر احمدی نژاد به ترامپ نیز ۸ اسفند ۱۳۹۵ نوشته و منتشر شده است:

https://t.me/dr_ahmadinejad/2129

از اینها گذشته، در همین ماههای گذشته حداقل این نوشته ها از دکتر احمدی نژاد منتشر شده اند، آن هم در فضایی که هیج یک از دیگر مسئولان جمهوری اسلامی در این موضوعات چیزی ننوشته اند:

– بیانیه دکتر احمدی نژاد در اعتراض به انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس مورخ ۱۸ آذر ۱۳۹۶:

https://t.me/dr_ahmadinejad/3137

– پیام حمایت دکتر احمدی نژاد خطاب به سپاه پاسداران در برابر اتهامات ترامپ به سپاه مورخ ۲۳ مهر ۱۳۹۶:
https://t.me/dr_ahmadinejad/2941

– پیام دکتر احمدی نژاد به ملت ایران در پی اظهارات ترامپ ۲۲ مهر ۱۳۹۶:

https://t.me/dr_ahmadinejad/2940
– یادداشت دکتر احمدی نژاد در پی سخنرانی ترامپ در سازمان ملل، مورخ ۳۰ شهریور ۱۳۹۶:

https://t.me/dr_ahmadinejad/2815

– رشته توییت دکتر احمدی نژاد در مورد جنگ افروزی ترامپ ۳۰ تیر ۱۳۹۶:

https://t.me/dr_ahmadinejad/2680

و اما پیشنهاد من به سردار سلیمانی: از آنجا که برای ایشان، نوشتن نامه سرگشاده به سران استکبار و موضعگیری در برابر آنها مهم و ارزشمند است، بخش رسانه ای سپاه پاسداران را بازخواست کنند که چرا در دو سال گذشته تمام نوشته ها و نامه های دکتر احمدی نژاد خطاب به سران استکبار یا در اعتراض به استکبار را که بین تمام مسئولان جمهوری اسلامی، امری منحصر به فرد نیز بوده و هست، بایکوت و سانسور کرده اند.

فهرست فعالان رسانه ای و محلی هوادار احمدی نژاد که در ماههای گذشته بازداشت شده اند

۱- #عبدالرضا_داوری (در حال گذراندن دوره محکومیت)
۲- #محمد_غلباش (در بازداشت موقت)
۳- #حسین_شاملو (در بازداشت موقت)
۴- #امید_دلفانی (در بازداشت موقت)
۵- #سجاد_یوسفی_سوره (در بازداشت موقت)
۶- #پوریا_حسین_زاده (در بازداشت موقت)
۷- #سعید_علی_بیگی (در بازداشت موقت)
۸- #روح_الله_ندرلو (در بازداشت موقت)
۹- #سیدعلی_سیدزاده (در بازداشت موقت)

۱۰- #عبدالسلام_صالحی (آزاد شده به قید وثیقه و در حال محاکمه)
۱۱- #محمد_حسین_حیدری (آزاد شده به قید وثیقه و در حال محاکمه)
۱۲- #مهدی_مهرشریف (آزاد شده به قید وثیقه و در حال محاکمه)
۱۳- #سعید_ابراهیمی (آزاد شده به قید وثیقه و در حال محاکمه)
۱۴- #محمد_فاطمی_پور (آزاد شده به قید وثیقه و در حال محاکمه)

پی نوشت: در صورتیکه نامی جا افتاده است یا فهرست بالا نیاز به اصلاح دارد به من اطلاع دهید.

احمدی نژاد و عملکرد انتخاباتی شورای نگهبان

تاکنون در ایران ۱۲ انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده است.
اولین انتخابات در زمانی برگزار شد که هنوز شورای نگهبان قانون اساسی تشکیل نشده بود. می ماند ۱۱ دوره بعدی:
۵ دوره اولی را که با نظارت شورای نگهبان برگزار شدند به دلیل تفاوت جنس آنها از بررسی ام کنار می گذارم.
اما از سال ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۹۲، نزدیک به دو دهه و در چهار دوره متوالی، انتخابات ریاست جمهوری، هویت متفاوتی نسبت به قبل پیدا کرد. در این دوره ها ضمن اینکه کاندیداهای ثبت نامی تنوع قابل اعتنایی داشتند، انتخابات در شرایطی برگزار می شد که اگر رد صلاحیتی وجود داشت، رد صلاحیت شدگان از کسانی بودند که لااقل در زمان ثبت نام برای کاندیداتوری به نظر می آمد حتی اگر تایید صلاحیت شوند احتمال بسیار ناچیز و در حد صفری برای پیروزی در انتخابات دارند.
آیا در نقض این ادعا، شخص یا اشخاصی را در این دوره ها می توانید نام ببرید که در زمان ثبت نام برای کاندیداتوری، احتمال قابل توجهی برای پیروزی شان متصور بوده اما رد صلاحیت شده باشند و هیچ گزینه ای هم که مورد حمایت آنها قرار بگیرد در میان تایید صلاحیت شدگان نباشد؟
در سال ۱۳۹۲ اما با رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی و اسفندیار رحیم مشایی شرایط دو دهه گذشته تغییر کرد. با این حال اگر هاشمی رفسنجانی رد صلاحیت شد، اشبه الناس به او و نماینده و گزینه مورد نظر او، یعنی حسن روحانی تایید صلاحیت شد. ضمن اینکه شاید کسانی قائل به این باشند که رحیم مشایی اگر هم از فیلتر شورای نگهبان می گذشت، “هیچ” احتمالی برای پیروزی اش وجود نداشت. (که البته نگارنده به این گزاره قائل نیست، اما در حال حاضر ترجیح می دهم به این موضوع نپردازم.)
انصاف باید داد که در انتخابات ۹۶ با ادامه و تشدید روندی که در انتخابات ۹۲ آغاز شد، با نوع متفاوتی از انتخابات در ۲۲ سال گذشته مواجه بوده ایم: کاندیدایی که “احتمال” قابل توجهی برای اقبال مردمی و پیروزی داشت (احمدی نژاد) رد صلاحیت شد و نماینده و گزینه مورد نظر او (بقایی) نیز رد صلاحیت شد.
کسانی که می گویند چرا احمدی نژاد در نامه جدیدش به رهبری، به “مهندسی” انتخابات اشاره کرده، در حالیکه خودش در انتخاباتی با نظارت شورای نگهبان به ریاست جمهوری رسیده است آیا به این تفاوت توجه دارند؟ آیا این دوستان می توانند از سال ۱۳۷۶ تاکنون به جز احمدی نژاد شخصیتی را نام ببرند که در زمان کاندیداتوری، شانس قابل توجهی برای پیروزی داشته اما هم خودش و هم گزینه مورد نظرش ردصلاحیت شده باشند؟ اگر می توانند چنین شخصی را نام ببرند می توانند احمدی نژاد را محکوم کنند که چرا وقتی نوبت به رد صلاحیت خودش رسید از “مهندسی” انتخابات سخن گفت.

پی نوشت: البته که لازم و بهتر بود احمدی نژاد در زمان ریاست جمهوری اش نیز کارنامه شورای نگهبان را مورد توجه قرار میداد و نقدش به این کارنامه را بیان می کرد. اما اینکه چنین رفتاری بهتر یا لازم بود به معنی این نیست که انتخابات سال ۹۶ شبیه انتخابات دوره های قبلی بوده است. خیر، انتخابات ۹۶ و تا حد قابل توجهی انتخابات ۹۲، از حیثی که گفته شد انتخاباتی بالکل متفاوت در دو سه دهه گذشته ایران بوده است.

تکمیلی: دوستانی اشاره کرده اند که آیا احتمال پیروزی نهضت آزادی در انتخابات های گذشته، “صفر” بوده است؟
خیر. اما لابد گزینه های رد شده از فیلتر شورای نگهبان در تمام انتخاباتهای بعد از سال ۷۶ تفاوتی با دوره های قبلی داشته اند که نهضت آزادی به هر حال در هر کدام از این دوره ها، یک کاندیدای حداقلی معرفی کرده است. اگر اینطور نبود، نهضت آزادی همچون سالهای ۷۲، ۶۸، ۶۴ و… از هیچ کاندیدایی حمایت نمی کرد.
تاکید می کنم در یادداشت بالا، به روال دو سه دهه گذشته پرداخته ام نه دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰٫ همچنین اشاره کردم در دوره جدید، به جز سال ۹۶ و تا حدی ۹۲، اگر کاندیدایی با احتمال اقبال مردمی رد صلاحیت شده، به هر حال کاندیدایی که مورد حمایت او قرار بگیرد وجود داشته است. (نمونه اش رد صلاحیت عزت الله سحابی و تایید صلاحیت خاتمی در سال ۷۶ و رد صلاحیت رفسنجانی و تایید صلاحیت روحانی در سال ۹۲ است.)
رد صلاحیت احمدی نژاد در سال ۹۶ تنها با رد صلاحیت مهدی بازرگان در سال ۱۳۶۴ قابل مقایسه است که امری مربوط به ۳۲ سال گذشته است، نه دو سه دهه گذشته.

یک تناقض

از نظر روانی، امکان ندارد کسی که با کودتا و تقلب رئیس جمهور شده، “توهم” محبوبیت پیدا کند و از این بابت اعتماد به نفس داشته باشد.
بنابراین آنها که همزمان معتقد به کودتا بودن انتخابات ۸۸ و توهم زدن احمدی نژاد هستند (که هر دو اتهامی غیر تازه است) باید از یکی از این دو گزاره صرفنظر کنند.

@armanha_tk

اختلافی قدیمی که برخی تلاش می کنند آن را جدید جا بزنند

علی لاریجانی در گفتگو با جمعی از اصحاب رسانه، بهمن ۹۴:

“علت انصراف [عزل؟] من از دبیری شورای عالی امنیت ملی [در مهر ۱۳۸۶] وجود یک اختلاف مدیریتی با رئیس‌جمهوری وقت [احمدی نژاد] بود. البته این موضوع و دخالت‌ها منحصر به موضوع هسته‌ای نبود، بلکه مسائل مختلف دیگر را نیز در بر می‌گرفت.” (خانه ملت، ۲۹ بهمن ۹۴)

@armanha_tk

آیا دغدغه های احمدی نژاد در مورد آزادی، حقوق مردم و قوه قضائیه تازگی دارد و بی سابقه است؟

گزیده ای از سخنرانی جالب و کمتر شنیده شده احمدی نژاد در تاریخ ۶ تیر ۱۳۹۱ در همایش هفته قوه قضائیه و در حضور رئیس این قوه
***
به راستی اهداف انقلاب اسلامی سال ۵۷ کدام است؟
میدانید که اصولا انسان به طور فطری به دنبال کمال و خدایی شدن است.
تحقق این خواست فطری در برپایی عدالت، آزادی و احیای کرامت انسانی است…
روشن است که ملت بزرگ و تاریخساز ایران… تحقق همه آمال و آرزوهای خود یعنی عدالت، آزادی و برخورداری از کرامت انسانی و پیشرفت و تعالی را در اسلام ناب محمدی(ص) جستجو کرد و به آن ایمان آورد.
اسلامی که امام متقینش به خاطر شدت عدالتش در محراب به شهادت میرسد و حاضر نیست دانه ای را به ظلم از دهان موری بگیرد.
اسلامی که رهبرانش با وجود اینکه اندیشه های آنان حق مطلق بود لکن آن را به نزدیکترین افراد خانواده خود نیز تحمیل نکردند…
اسلامی که امام مبینش در برابر تضییع حق و ظلم به یک دختر یهودی تحت ذمه حکومت میفرماید اگر مردی از غصه شنیدن این خبر بمیرد قابل ملامت نیست.
اسلامی که ضامن آبرو و احترام و کرامت آحاد مردم و آزادی آنهاست…
اسلامی که با مجرم زندانی و قاتل امام خود نیز به احترام رفتار میکند و از غذای امام به او میخوراند و اجازه ظلم و بیعدالتی به او را نمیدهد.
اسلامی که امام معصومش حتی یک عبارت تبعیض آلود را از قاضی نمی پذیرد و دادگاه را ترک میکند.
اسلامی که دائما مردم را، حقوق اساسی آنها را، اصالت اراده آنها را و کرامت آنان را مورد تاکید قرار میدهد..

این مناسبتها (شهادت شهید بهشتی) برای این است که ما همواره مسئولیت خطیر انقلابی خود را یادآوری و وضعیت خود را با آن اهداف و ارزشها ارزیابی نمائیم.
هرگز نباید خود را با شرق و غرب و یا کشورهای همسایه و دور و نزدیک مقایسه نمائیم و البته در صورت ضرورت باید با برجستگیها و نقاط اصلی قوت و نه با نقاط ضعف آنها مقایسه نمائیم.
باید خود را با اصل انقلاب مقایسه نمائیم…
انقلاب برای انقلاب و یا حکومت برای حکومت و یا جابجایی در قدرت و چهره ها نیست که این در نقطه مقابل حقیقت انقلاب است.
اصل حکومت برای برپایی عدالت و احقاق حقوق و آزادیهای مردم و صیانت از کرامت ملت و ترویج پاکی و یگانه پرستی است.
بی تردید رضایت مردم و مقبولیت نظام معادل مشروعیت آن و به همان اهمیت است.
حکومت اگر به اجرای عدالت و احقاق حق نینجامد، به گفته مولای عدالت خواهان، از عطسه بز بی ارزش تر است.
مبادا ارزشهای انقلاب و حقوق مردم در پس کوچه های گرایشات و ادبیات قدرت و ثروت به لقلقه زبانها و تعارفات سیاسی تبدیل شود و یا فرهنگ حقیقی اسلام و انقلاب اسلامی در جامعه و در حکومت مهجور شود…
زمانی بود که با مشاهده تبعیض و بیعدالتی و یا نقض حقوق مردم، چهره ها برافروخته و فریادها بلند میشد.
مبادا این حقایق و ارزشها در پیچ و خم توجیهات بی پایه و حتی تحت عنوان حفظ نظام در حاشیه قرار بگیرد چرا که حفظ نظام مکتبی به حفظ و زنده نگهداشتن و پایبندی به همین ارزشهاست. صیانت از حقوق و آزادیهای مشروع مردم و اجرای عدالت بهترین حافظ کشور و نظام است. اساسا نظام بدون اجرای عدالت و صیانت از حقوق مردم، نظام نیست.
همه باید بین خود و خدا، خود را با این حقایق بسنجیم…
باید خود را به گونه ای ارزیابی نمائیم که خداوند میبیند و قضاوت نهایی با اوست و خدا را نمیشود فریب داد و یا به نحوی و با ملاحظاتی ساکت کرد. خداوند با هیچ کس خویشاوندی ندارد و تضمین های او صرفا در رعایت موازین و اصول و حرکت در مسیر درست است.
اما مطلب دوم درباره برخی از حقوق ملت و مسئولیتهای حکومت در قانون اساسی است که شهید مظلوم بهشتی با مدیریت الهی خود و با کمک یاران الهی خود به عنوان سند افتخار و میراث ماندگار انقلاب به ثبت رسانید.
واقعا هر بار اینها را مرور میکنیم میبینیم ما چه سرمایه عظیمی در اختیار داریم.

[در اصل ۲ قانون اساسی] کرامت و ارزش انسان و آزادی انسانها هم عرض وحی الهی، معاد، عدل، امامت و رهبری [است]. در کجا کرامت انسان به این حد از ارزش ثبت شده است؟…
اصل ۹: در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.
بعید میدانم در قانون اساسی کشوری بدین صورت از آزادیهای مشروع مردم صیانت شده باشد.
اجازه بدهید یک مقدار من صورت مذاکرات را استخراج کردم. مرحوم شهید بهشتی متن اصل را که می خوانند و از اصولی است که خیلی وقت گرفت و بعضی از آقایان یادشان هست. من دیدم حضرت آیت الله یزدی هم اسمشان اینجا موجود است. ایشان وارد مذاکره شدند و بحث کردند و از اصولی است که بعد از کمیسیونها و با چند بار رفت و برگشت در صحن عمومی حداقل دو ساعت وقت گرفت و تذکر میدهند و میگویند که آقا دو ساعت بس است دیگر و تمامش کنید.
اینجا بحث میشود که آقا استقلال را چگونه تشخیص بدهیم، مرز استقلال، مرز آزادی اینها با هم هستند با هم نیستند یک مقوله است یا دو مقوله است اینجا مرحوم شهید بهشتی توضیح بسیار زیبایی میدهند:
“نایب رییس متشکرم عنایت بفرمایید آن چیزی که در همان پیشنویس به عنوان همان اصل ششم آمده بود همان اندیشه زیربنای اصل فعلی بود این است که حفظ واقعی استقلال کشور از طریق حفظ عدالت و آزادی در کشور است وقتی در یک جامعه و کشوری عدل و آزادی درست پاسداری نشود خود به خود راه برای نفوذ بیگانگان هموار میشود و بالعکس آنچه میتواند به آزادی یک ملت معنا بدهد استقلال آن ملت است استقلال، آزادی میآورد آزادی استقلال میآورد لازم و ملزوم یکدیگرند.
میگویند در جامعه ای که دیکتاتوری باشد وابستگی هم خواهد آمد جامعه ای که آزادی باشد استقلال خواهد آمد. جامعه ای که استقلال و عدم وابستگی به بیگانه باشد آزادی خواهد آمد.”

پی نوشت: با تشکر از کانال سخنرانیهای دکتر احمدی نژاد به آدرس:

@drahmadinejads

کار نیکان را قیاس از خود مگیر

زمانی، حدود اواخر دهه ۱۳۷۰ و اوایل دهه ۱۳۸۰، ماهنامه ای منتشر می شد به نام امامت. یکی از مطالبی که در این ماهنامه با آب و تاب و به صورت سلسله وار و به عنوان افشاگری و انتشار اختصاصی اسناد فوق سری رسیده به این نشریه، منتشر می شد، عنوانی با این مضمون داشت:
“مشروح مذاکرات محرمانه Y، X و Z در مورد وضعیت ایران”.
در این سلسله مطالب، سه حرف ایکس، وای و زد، نماد و اسم مستعار سه افسر اطلاعاتی از سه کشور آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی بودند.
خوب اگر این اسناد واقعی بودند، اسنادی بسیار حیرت آور، روشنگر و تحول آفرین در مورد وابستگی برخی جریانها و شخصیتهای سیاسی و فرهنگی ایران به بیگانه در آن زمان بودند که حیف بود در یک ماهنامه محبوس بمانند.
جوان بودم و پر حوصله و اهل جستجو و البته کمی ساده و خام. موبایل و اینترنت هم اصلا باب نبود. تلفنی، مدیر مسئول نشریه و صاحب امتیاز امامت را پیدا کردم و مشتاقانه از او خواستم که بگوید این اسناد را با این تفصیل و اهمیت از کجا پیدا کرده و چقدر سندیت دارند و چرا در جاهای دیگر ارائه شان نمی کنید و جای کلی کار دارند و چرا دیگران این اسناد به چشمشان نمی آید و روی آنها مانور نمی دهند و اگر مستندند رویشان کار کنیم و…
اگر اشتباه یادم نمانده باشد در آن اولین گفتگو، ایشان گفت این اسناد از طریق دوستان مسلمان آلمانی به ما رسیده است و اطلاعات بیشتری نداد.
بعدها در یکی از مساجد شهرک شهید محلاتی تهران (که آن زمان خانه یکی از اقوام نزدیکمان در آنجا بود و از قضا با جناب مدیر مسئول هم محلی بودند) جناب مدیر مسئول را حضوری دیدم و خودم را به او معرفی کردم که من همان جوانی هستم که فلان وقت از یزد با شما تماس تلفنی گرفتم و در مورد منبع متن مذاکرات ایکس، ایگرگ و زد سؤال پرسیدم. سؤالاتم را دوباره از او پرسیدم و خلاصه جناب مدیر مسئول، دوباره ما را پیچاندند. این قضیه به تناوب چند بار دیگر هم ادامه پیدا کرد و جناب مدیر مسئول که دیگر با ما خودمانی تر و آشناتر شده بود آخرین بار بالاخره آب پاکی را روی دستمان ریخت و گفت آن سلسله مطالب، منبعی ندارند، ساختگی و تخیلی بودند، اما با الهام از واقعیتهای موجود نوشته شده بودند!!
بعدها دولت احمدی نژاد روی کار آمد و جناب مدیر مسئول، به سمتهایی رسید که اگر دولت احمدی نژاد نبود او و امثال او هیچگاه از صد متری آنها هم عبور نمی کردند. البته که در آن دوره به یادآوردن آن داستان بافی زشت و حیرت آور و جا زدنش به عنوان واقعیت و پست گرفتن چنین شخصی در دولت احمدی نژاد برایم آزاردهنده بود. شکر خدا که هرچه گذشت چنین آدمهایی از احمدی نژاد فاصله گرفتند (گرچه آثار عملکردشان در خراب کردن وجهه احمدی نژاد هنوز باقی است.)
اما این روزها که نوشته های خالی از انصاف همین شخص را در مورد احمدی نژاد می خوانم و می بینم که او چگونه در مورد احمدی نژاد دچار توهم توطئه است و او را به نقش بازی کردن و ادا و بازی و بی صداقتی و تلاش برای رسیدن به هدف با هر وسیله ای متهم می کند، به این فکر می کنم که قیاس به نفس، چه بلاها که سر آدم نمی آورد.

متن کامل سخنرانی دکتر احمدی نژاد در مقابل در بسته شده دادگاه تجدید نظر بقایی

♦️ متن کامل سخنرانی دکتر احمدی نژاد در مقابل ساختمان محل برگزاری دادگاه تجدید نظر حمید بقایی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یده

🔹 عزیزان انقلاب شد که عدالت باشد، انقلاب شد که حق مردم تادیه شود، انقلاب شد که یک عده صاحب اختیارات مطلق و ملت حقیر و ذلیل نباشد. انقلاب شد که یک عده از زور سیری در حال انفجار نباشند و اکثریت ملت به مسائل اولیه زندگی محتاج نباشند.

🔸 انقلاب شد که مردم بتوانند آزادانه حرف بزنند و آزادانه از حق خودشان دفاع کنند و نظام حکومتی، دستگاه های گوناگون مدافع حق مردم باشند. امروز متاسفانه یکی از مهمترین مجموعه هایی که باید حافظ حقوق ملت باشد، در مقابل ملت است، کوچکترین انتقاد، کوچکترین اعتراض با شدیدترین رفتار مواجه می شود. یک جوانی که به تنگ آمده است، یک مردی که در مقابل خانواده بخاطر فقر شرمنده است به محض اینکه صدایش درمی آید، دستگیر می شود و می برند در زندانها و افراد را بدون ملاحظه دستگیر می کنند، جنازه را تحویل می دهند و بعد هم می گویند معتاد بوده است، خودکشی کرده است…

🔹 بدون اینکه یک مرجع مستقل، مورد قبول، اعتماد و اطمینان مردم حرف آنها را تایید کند، یکطرفه می زنند و می روند. معلوم است که ملت نمی تواند باور کند. باید کسانی باشند که مورد اعتماد مردم و مورد قبول مردم باشند. خب می خواهیم از این رفتار شکایت کنیم، به کجا باید شکایت کنیم؟! جایی نیست، رهبری هم که می گویند مسئولیت عملکرد دستگاه قضایی و بقیه دستگاه ها به عهده ایشان نیست. کسی که در دستگاه دولتی و حکومتی مورد ظلم واقع می شود چه کار باید بکند؟! به کجا باید مراجعه کند؟! به خودشان؟! اگر خودشان مورد اعتماد بودند که مشکلی پیش نمی آمد! چه راهی در برابر ملت باقی می ماند؟! ملت به کجا باید شکایت کند از دست کسانی به مردم ظلم می کنند؟! این یک سوال اساسی است.

🔸 اما عزیزان به شما عرض کنم به لطف خدا و به فضل الهی این شرایط به زودی به نفع ملت اصلاح خواهد شد. کجای دنیا ظلم پایدار بوده که اینجا بخواهد پایدار باشد؟! دادگاه غیرعلنی برای خودشان! آقا قانون است! می گویند قانون را قبول نداریم. می گوییم این منطق انسانی است، می گویند آن را هم قبول نداریم! بسیار خب! فعلا دست شماست. اما به لطف خدا به همت ملت، به زودی شرایط کشور به نفع ملت به نفع آرمانهای انقلاب به طور اساسی تغییر خواهد کرد. ان شاء الله

🔹 از همه تشکر می کنم. ان شاء الله موفق باشید. گفته بودند دادگاه علنی است، ما آمدیم در دادگاه علنی شرکت کنیم، می گویند ممنوع است، در آنجا چه می گذرد خدا می داند. صلوات بر محمد و آل محمد

از پایگاه اطلاع رسانی دکتر احمدی نژاد

گزیده سخنرانی صریح دکتر احمدی نژاد در مجتمع مسکن مهر رشت، ۲۰ بهمن ۹۶

اصلاً از ابتدا هدف، فقط تغییر در ظواهر نبود. مگر کسی حاضر است فقط برای تغییر در ظواهر، جان و مال و آبروی خود را بدهد، به زندان برود، شکنجه شود و به شهادت برسد؟

انقلاب برای این نبود که عده‌ای بروند و عده ای با شکل و شمایل دیگری جایگزین شوند، اما روابط و ساختارها و رفتارها همان باشد یا خدای ناکرده بدتر از آن باشد.

انقلاب حتی برای تغییر در ادبیات نبود که مثلاً عده ای بدون بسم‌الله و یا نام بردن از پیامبر(ص) و ائمه(ع) سخن می گفتند، حالا عده‌ای بیایند و سرتاپا سخن خود را به نام و کلمات بزرگان مزین کنند اما مناسبات و رفتارها و اصل مدیریت کشور، همان یا خدای ناکرده بدتر از آن باشد.

روشن است که انقلاب، محصول یک تحول عظیم در روحیات و باورهای ملت ایران بوده است.
****
مطالبه آزادی، عدالت، کرامت، امنیت، رفاه و برادری یک خواست فطری و متعلق به همه بشریت است.
****
رمز شکوفایی حقیقت انسان و نیل به مقام خلیفه‌اللهی در آزادی و کرامت انسان و برپایی عدالت نهفته است.

اصل پرستش و توحید نیز در سایه آزادی، انتخاب آزاد، کرامت انسان و عدالت محقق می شود. هر عمل صالح و ارزشمند هم اگر تحمیلی و از روی اجبار و اکراه و یا از روی ریا و تزویر باشد، خود عامل نابودی حقیقت وجودی انسان است.
همه انبیاء آمده اند تا انسانها را از قیدهای مختلف آزاد کنند… این حرکت در تاریخ حیات بشر ادامه داشته و انبیاء و صالحان آن را هدایت کرده اند.

انقلاب ما یک جهش عظیم در این راستا بوده و هست. اصلاً هر حرکتی اگر در این راستا و بر این مبنا باشد ارزش دارد و ماندگار خواهد بود، والّا فاقد ارزش و چه بسا ضد ارزش است.
***
بیایید امتحان کنید. از هر کس در ایران و در جهان سه سوال بپرسید. خواهید دید که چه اتفاقی در حال رخ دادن است.

اول بپرسید که آیا از وضع موجود جهان و خودشان راضی هستند.

پاسخ چه خواهد بود؟ روشن است که قریب به اتفاق مردم خواهند گفت که؛ نه.

دوم بپرسید از چه چیز ناراضی هستید؟ چه خواهند گفت؟

… بدون تردید قریب به اتفاق مردم خواهند گفت که چرا عدالت نیست؟ می گویند که؛ چرا آزادی نیست؟ چرا صداقت نیست؟ چرا پاکی نیست؟ چرا تبعیض هست؟ چرا چپاول و غارت هست؟ چرا فقر و فاصله طبقاتی هست؟ چرا احترام و کرامت انسانها رعایت نمی‌شود؟ چرا زورگویی و تحمیل هست؟ چرا ریا و تزویر هست؟ به صراحت می گویند که چرا عده ای باید بتوانند خودشان را برتر بپندارند و توده های مردم را تحقیر کنند؟

… مگر اینها سوالات و اعتراضات و علل نارضایتی ملت ما در انقلاب ۵۷ نبود؟ مگر اینها سوالات و علل نارضایتی ملت ما در همین امروز نیست؟

… اکثریت قاطع ملت ها و توده های مردم، سوالاتشان و علت عدم رضایتشان ظلم و ستم همین اقلیت است.

سوم از همه بپرسید که چه می خواهند و خواسته آنها چیست؟

…. معلوم است که اکثریت قاطع، خواهان آزادی، کرامت، عدالت، پاکی، صداقت، رفاه و صلح برای همگان هستند. دوست دارند در آرامش و امنیت در کنار دیگران زندگی کنند. محبت و برادری را برپا کنند و به دنبال کمال خود باشند.

آیا اینها جز همان مطالبات ملت ما در انقلاب ۵۷ بود؟ آیا اینها جز همان مطالبات امروز ملت ماست؟
باید با فریاد و با صدای بلند اعلام کنیم که امروز این مطالبات بسیار پررنگ‌تر و عمیق‌تر توسط ملت ما دنبال می شود. پس انقلاب زنده است. ادامه دارد و به فضل الهی به تمام اهداف خود خواهد رسید.

کسانی که از فرصت های ایجاد شده توسط انقلاب سوء‌استفاده می‌کنند باید بروند و خواهند رفت. به خدا بدتر از آنان در زمین پیدا نمی‌شود…
****
برخی می خواهند انقلاب، اسلام، جمهوری اسلامی ایران و ملت را فدای چند روز قدرت طلبی و دنیا طلبی خود کنند. خوب معلوم است که اینها باید بروند…
کسانی که مناصب حکومتی برآمده از فداکاری ملت و انقلاب را، فرصتی برای ثروت اندوزی، برتری‌جویی و زورگویی به ملت تلقی کرده‌اند، اینها باید بروند.

معلوم است که اگر مقاماتی که به ترتیبی بر مسند نشسته‌اند، به دنبال دنیا باشند، آنان هستند که از انقلاب فاصله گرفته اند.

دو راه بیشتر ندارند، یا به ملت بپیوندند و در خط انقلاب و ملت حرکت کنند یا اینکه سیل انقلاب آنان را با خود خواهد برد…

کسانی که از مسیر ملت و انقلاب جدا شده اند در هر لباس و پست و مقامی هستند باید بروند، و خواهند رفت. انشاءالله

انقلاب آمد تا ثروت ملت در اختیار ملت قرار گیرد و از انحصار عده‌ای خاص بیرون بیاید.

انقلاب آمد تا فقر، تبعیض، فساد، خودخواهی، خودبرتربینی،  چپاول ثروت ملت و ریا و تزویر از بین برود.

…. چه طور می شود ملتی دارای ثروت های عظیم باشد و در همان حال از مشکلات بزرگ و فقر و تبعیض و نابسامانی رنج ببرد؟ معلوم است که اینها، محصول مقامات و مدیرانی است که از انقلاب و آرمانهای انقلاب و خط ملت فاصله گرفته اند.

این وضع محصول مدیریت غیر مردمی و غیر انقلابی و دنیاپرست است.

انقلاب آمد تا هیچ‌کس حق نداشته باشد وقتی در مسندی قرار گرفت، خودش را حق مطلق و بقیه ملت را باطل تلقی کند.

انقلاب آمد تا مردم بتوانند آزادانه حرف بزنند، اعتراض کنند و حق خود را مطالبه نمایند. انقلاب آمد تا اگر جوانی یا فردی به نابسامانی ها اعتراض کرد، دیگر سزایش دستگیری و زندان نباشد.

انقلاب آمد تا مدیران و حاکمان، نوکر مردم و در خدمت مردم و تابع خواست و نظر مردم باشند. نه اینکه خود را برتر از مردم و حاکم و ارباب آنان و مردم را رعیت خودشان بپندارند.

انقلاب نیامد تا عده ای از سیری در حال انفجار باشند و در همان حال عده ای به خاطر فقر سرافکنده گشته و یا مجبور به فروش کلیه خود شوند.

ملت انقلاب نکرد تا عده ای سر کار بیایند و به جای حمایت از مردم، رفع مشکلات، پیشرفت کشور و انجام خواست آنان، دائماً در زندگی‌شان دخالت کنند. مردم را از همه عرصه ها کنار بزنند و به اصطلاح خودشان مواظب باشند تا آن‌ها منحرف نشوند.

بلکه ملت انقلاب کرد که مدیران و حاکمان مراقب خودشان باشند تا از خط ملت و انقلاب و پاکی و خدمتگزاری خارج نشوند…

ملت به دنبال آقا بالاسری جدید نبود. به دنبال ارزش های الهی، توحید، آزادی، عدالت و کرامت بود….

امروز مردم خواهان اصلاح و تغییر اساسی در امور کشورند و این حق آنان است و همه باید خود را با خواست ملت تطبیق بدهند.

وضع کشور باید به نفع خواست مردم و در جهت اهداف اصلی انقلاب اصلاح شود…
کسانی که در مقابل اصلاح وضع کشور مقاومت و کارشکنی می‌کنند بدترین نوع ضد انقلابند.

ضد انقلاب واقعی کسانی هستند که با عملکرد غلط، با سوء‌استفاده‌های خود و با نادیده گرفتن نقش و حق مردم، باعث نارضایتی عمومی مردم می شوند.

کسانی که در راس قدرتند نباید خود را عین حق و دیگر مردم و به خصوص کسانی را که به ناکارآمدی و بی تدبیری آنان اعتراض دارند ضد انقلاب بنامند.

… رضایت عمومی یک اصل و نماد رضایت خداوند است. مردم با هر فردی و در هر منصبی مخالف باشند آن فرد فاقد مشروعیت است و باید کنار برود.

مردم با هر اقدامی مخالف باشند آن اقدام فاقد مشروعیت است و نباید انجام گیرد.

ثروت عمومی باید از انحصار عده ای خاص و نهادهای حکومتی خارج شده و در اختیار مردم قرار گیرد.

نباید هر روز دامنه اختیارات دولت، نهادهای حکومتی، مدیران و حاکمان و بُرد دخالت آنان در زندگی مردم توسعه پیدا کند و در مقابل اختیار و آزادی مردم هر روز کاهش یابد.

نباید هر انتقاد و اعتراض و حق‌خواهی مردم به عنوان عمل ضد انقلابی مورد هجوم و برخورد و سرکوب قرار گیرد.

در واقع ضد انقلاب اصلی، همین کسانی اند که در حکومت حضور دارند اما در نقطه مقابل مردم قرار دارند.

انقلاب آمد تا خاندان‌ها، خاندان‌بازی‌ها، قدرت‌طلبی‌ها، نفسانیت و خودپرستی‌ها از بین برود.

امروز اکثریت قاطع ملت حتی بیش از سال ۵۷ خواهان ارزش ها و آرمانهای انقلاب هستند…

مگر می شود کسی ایرانی باشد و با ظلم و تبعیض و فساد و فقر موافق باشد یا اینکه با آزادی، عدالت و رفاه مردم مخالف باشد؟ این ممکن نیست.
*
متاسفانه بد عمل کردن ها و خودخواهی های عده ای، کام ملت را تلخ کرده، فقر و تبعیض و ناراحتی های فراوانی را به توده های مردم تحمیل کرده و زندگانی را برای جمع کثیری از مردم دشوار و برای عده زیادی ناممکن کرده است.

این رفتارها، عواطف و احساسات پاک ملت را  خدشه دار کرده و امید ملت را نسبت به اصلاح وضع و تحقق مطالبات خود از طریق سازوکارهای موجود به یأس تبدیل کرده است.
*
به فضل الهی و با اتحاد و همدلی و عنایت آن عزیز (امام زمان) از این مرحله عبور خواهیم کرد. به دست ملت اصلاحات اساسی انجام خواهد شد و آرمانهای بلند انقلاب در مسیر تحقق قرار خواهد گرفت.
خواست ملت باید اجرا شود. هر کس در مقابل خواست ملت بایستد خواهد رفت و چه سرنوشت بدی در انتظار چنین کسانی قرار دارد.

کسانی که در برابر اصلاح وضع کشور و تامین منافع مردم و انقلاب، مقاومت و کارشکنی می کنند، در واقع فرصت رایگان به بیگانگان جهت دخالت در امور کشور می‌دهند و این کاری ضد انقلابی است.

آینده روشن، از آن ملت ایران و همه ملت ها خواهد بود. ما همه با هم متحدیم و باید متحد باقی بمانیم. رمز پیروزی ملت در اتحاد است.
***
بر این باورم که به زودی با کنار رفتن افراد فاقد صلاحیت مدیریت بر جامعه و کشور و گشوده شدن راه برای نیروهای جوان، مومن، پاک، با کفایت، تازه نفس، توانا و دانا، متعهد و متخصص بار دیگر، جامعه آرمان خواه ایران، راه خود را برای نیل به اهداف بلند الهی-انسانی طی خواهد کرد.

نمود دیگری از بی اعتبار شدن رسانه ها و سیاسیون کشور

از نکات جالب حضور و سخنرانی امروز (۲۰ بهمن ۹۶) احمدی نژاد در رشت این بود که این سخنرانی در یکی از شهرکهای مسکن مهر رشت صورت گرفت.
اگر القائات مخالفان مسکن مهر درست بود و اگر بمباران تبلیغاتی مداوم و سنگین این چند ساله علیه مسکن مهر، روی ساکنان این خانه ها ذره ای اثر گذاشته بود، اولا و احتمالا احمدی نژادیها محله دیگری را در رشت برای نشان دادن محبوبیت احمدی نژاد انتخاب میکرند، ثانیا مردم ساکن مسکن مهر، به جای استقبال پرشور و پر محبت از او (که فی المثل باعث شد محل سخنرانی به جای مسجد شهرک که پر شده بود به بیرون آن منتقل شود)، خشمالود و با تخم مرغ و گوجه و مهر از او استقبال می کردند اما در عمل عکس آن رخ داد.

یادتان باشد نامردی کردید و تنهایمان گذاشتید

وقتی خبر جدیدی از بازداشت یکی از دوستان دیده و نادیده ام می شنوم بسیار بسیار بیشتر از اینکه از بازداشت کنندگان ناراحت بشوم از دسته ای از دوستان ساکت و راضی و محافظه کارم ناراحت می شوم که زمانی در مورد آنها کاملا جور دیگری فکر می کردم. بالشخصه اگر همینجور بمانند حلالشان نخواهم کرد. نامردی کردید. تنهایمان گذاشتید. خیلی نامردید.

شهاب، مهدی، احمد، آیت، محمدحسین و دهها و صدها نفر امثال شما دوستان که سکوت یا رضایت عجیبتان چنین وضعی را رقم زده است.

پی نوشت: امروز دو نفر دیگر از دوستان را با هجوم به منزلشان گرفتند. حجت الاسلام سعید ابراهیمی و حجت الاسلام محمد فاطمی پور. رفقای مظلوم و بی آزاری که زمینه اصلی فعالیتشان در گذشته و حال، تحقیق در فلسفه و طاهرزاده خوانی و رضا داوری اردکانی خوانی و بیژن عبدالکریمی خوانی و … بود.

#عبدالرضا_داوری
#محمد_غلباش
#حسین_شاملو
#امید_دلفانی
#عبدالسلام_صالحی
#سجاد_یوسفی_سوره
#پوریا_حسین_زاده
#سعید_علی_بیگی
#سعید_ابراهیمی
#محمد_فاطمی_پور