صالحی: بنده سفرهای آقای مشایی به عمان را تکذیب می کنم

 بخشی از مصاحبه اسفند ۱۳۹۴ علی اکبر صالحی با هفته نامه صدا که در پی برخی تبلیغات رذیلانه و ناجوانمردانه این روزها بازنشر می شود:

صدا: اشاره کردید که آقای احمدی نژاد از طرفداران رابطه خوب با عربستان بودند. آیا چنین گرایش و تمایلی را نسبت به مذاکره با آمریکا هم داشتند؟

صالحی: ببینید! جناب آقای دکتراحمدی نژاد از طرفداران گسترش رابطه با هر کشوری بودند که ما با آنها رابطه سیاسی داریم.

صدا: از جمله آمریکا؟

صالحی: خیر! کشورهایی که می توانستیم، با آنها رابطه سیاسی داشته باشیم. آمریکا و رژیم اشغالگر قدس دو مقوله جداگانه هستند. ما با رژیم صهیونیستی که نمی توانیم رابطه داشته باشیم چون اصلاً به دولتی به نام «اسرائیل» معترف نیستیم. ما آنها را به نام «رژیم صهیونیستی» می شناسیم، چیزی به نام «دولت اسرائیل» را شناسایی نکرده ایم. در مورد آمریکا هم، داستانی تاریخی وجود دارد که باید در مسیر خاص مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و حل بشود. در این مورد، هیچ کس جز مقام معظّم رهبری نمی تواند تصمیم بگیرد.

صدا: این را آقای احمدی نژاد هم می گفتند؟

صالحی: بله. این اعتقاد را داشتند.

صدا: ولی روایتی هست که ایشان دوبار یا سه بار آقای مشائی را فرستادند مسقط برای مذاکرات با آمریکا یا تهیه کردن مقدمات آن.

صالحی: بنده اینها را تکذیب می کنم.

صدا: یعنی ایشان برای مذاکره با آمریکا اشتیاقی نداشتند؟

صالحی: اصلاً، مگر می شود آقای مشائی با آمریکایی ها مذاکره محرمانه داشته باشد؟! به این شایعات توجّه نکنید.

صدا: با عمانی ها که زمینه را برای مذاکره فراهم کنند!

صالحی: اولین بار است این را می شنوم….

صدا: یعنی شما چیزی از سفر ایشان نشنیده اید؟!

صالحی: خیر، اگر آقای دکتراحمدی نژاد می خواست با آمریکا مذاکره کند، به وزیرش می گفت!

صدا: این مربوط به قبل از حضور شما در وزارتخانه است. ایشان به آقای متکی اعتماد نداشتند.

صالحی: ببینید! مذاکره با آمریکا فقط از اختیارات مقام معظّم رهبری است. هیچ کس در کشور نمی تواند اجازه مذاکره با آمریکا را بدهد. هیچ کس! هیچ نهادی! هیچ شخصی، جز مقام معظّم رهبری.

صدا: ولی اگر خاطرتان باشد، در آن مقطع زمانی آقای احمدی نژاد اقداماتی خارج از دستورکارها انجام دادند و تابوشکنی هایی داشتند.

صالحی: اینکه جناب آقای دکتراحمدی نژاد مذاکره مخفیانه ای با آمریکا داشته کاملاً تکذیب می شود.

صدا: تلاش برای مذاکره چطور؟

صالحی: در این مورد که مثلاً با عمانی ها صحبت شده باشد و به آنها گفته شده باشد که ما می خواهیم با آمریکایی ها صحبت کنیم، بنده چون اطلاعی ندارم، هیچ چیزی نمی توانم بگویم، ولی بعید می دانم، چون دراین مورد حتماً بایستی با حضرت آقا هماهنگی شده باشد. اگر ایشان چنین کرده اند، بحث جداگانه ای است که بنده اطلاعی ندارم. ثانیاً ما از سال ۹۰ با حضرت آقا صحبت کردیم تا راه مذاکره با آمریکا باز شود، ولی در موضوع هسته ای. ایشان تاکید کردند که فقط درمورد پروندۀ هسته ای.

صدا: نکته ای که من اشاره کردم مربوط به قبل از آن تاریخ است.

صالحی: قبل از آن، اصلاً بنده اطلاعی ندارم. اصلاً بعید می دانم. اینها بیشتر شایعه است.

صدا: فکر می کنید دیدگاه آقای احمدی نژاد در مورد مذاکره با آمریکا کلا چگونه بود؟

صالحی: ما هیچوقت در رابطه با مذاکره با آمریکا باهم حرف نزدیم. تنها زمانی که بنده مجوز را از حضرت آقا گرفتم، با ایشان صحبت کردم و گفتم: جناب آقای دکتر احمدی نژاد! درخصوص حلّ پرونده هسته ای حضرت آقا اجازه فرموده اند با آمریکا مذاکره کنیم، اما فقط در باب هسته ای و شما هم قرار شد که کمک کنید.

صدا: کمک کنند یا مطّلع باشند؟

صالحی: خیر، کمک کنند. ایشان گفتند که من موافق نیستم، ولی مانع هم نیستم. به شما هم نصیحت می کنم موضوع را دنبال نکنید. ایشان مشوق نبود، اما مانع هم نبود.

فرار به جلوی نئوشیخیها و نئوبابیهای کپی کار

عجبا! در زمانه ای که با خطر تبدیل شدن ولایت فقیه به بابیت و شیخیگری جدید مواجه هستیم و جهاد بزرگ، حفظ ولایت فقیه از این دگردیسی خطرناک است، دست اندرکاران و پادوهای همین دگردیسی، با فرار به جلو، دیگران را به بابیت متهم می کنند!
جالب است که اینان در شهرداری مشهد در مورد فردوسی، ایده های همان کسانی را که به بابیت متهمشان می کنند، عینا کپ زدند و با کپی کاری شان سالها پز هم دادند و به روی مبارکشان هم نیاوردند.

از هرجایش که می گیرند از جای دیگر بیرون می زند

پریوش سطوتی، جاسوس کد دار ام آی سیکس بوده است؟!! گیرم قبول.

پسر پریوش سطوتی، جاسوس کد دار ام آی سیکس بوده است؟!! گیرم قبول.

طبق مطالبی که دوستانتان از سال ۹۰ تا امروز منتشر کرده اند، اینگونه ارتباطات سران جریان انحرافی، فقط به این دو مورد محدود نبوده و نیست؟!! گیرم قبول.

بفرمایید برای چه سپاه قدس، علی رغم اطلاع از اینگونه مراودات سران جریان انحرافی با جاسوسان بیگانه، محرمانه ترین عملیاتش را به عهده یکی از همان منحرفان مرتبط با بیگانه گذاشته و مبالغ کلانی ارز را از بیت المال، بدون دریافت رسید به او سپرده است؟!!

جریان انحرافی

چرا کسی با روند انحرافی تبدیل ولی فقیه به رکن رابع مقابله نمی کند؟

عموم فقهای شیعه، شیخیه را فرقه ای انحرافی می دانند. یکی از انحرافات شاخه ای از شیخیه، اعتقاد به “رکن رابع” است.
کمی تامل در مشخصات رکن رابع از نظر این دسته از شیخیه، نشان می دهد خوانش افراطی و غلوآمیز از نظریه ولایت فقیه که توسط اشخاصی همچون شیخ کاظم صدیقی، علیرضا پناهیان، اصغر طاهرزاده و امثالهم ترویج و تئوریزه می شود و یکی از مولفه های آن نیز نظریه “کشف ولی فقیه” و نه نصب و انتخاب اوست (نظریه کشفی که خود آیت الله خامنه ای با آن مخالف است)، شباهت زیادی به این عقیده انحرافی شیخیه دارد.

آنها که مارپیچ سکوت را شکستند

همچنانکه در پست قبلی اشاره شد حداقل ۱۸۰ نفر از ۶۰۰ فعال دانشجویی و حوزوی که نامه روز گذشته آنها به شورای نگهبان در حمایت از جریان احمدی نژاد منتشر شد، از مسئولان سابق بسیج دانشجویی یا از اعضای فعال آن بوده اند. از این ۱۸۰ نفر حداقل ۹۲ نفر از مسئولان، معاونان و اعضای شوراهای سابق بسیجهای دانشجویی و طلبگی بوده اند. فهرست اسامی این ۹۲ نفر به همراه سمتهای آنها در ادامه آمده است:

۱- محمدجواد خضرایی،  مسئول بسیج اسبق دانشگاه خواجه نصیر
۲- محمد مهدی میرزایی پور، دبیر سابق شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه‌های تهران
۳- حمید ابدی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۴- آرش عباسی، جانشین سابق بسیج دانشجویی و مسئول قرارگاه بیداری اسلامی و مسئول بسیج طلبگی
۵- محمد یلماز،  مسئول بسیج اسبق دانشگاه امیرکبیر
۶- سید محمد جواد زمانیان، معاونت سیاسی سابق بسیج دانشکده فنی دانشگاه تهران
۷- امین اکرمی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه مازندران
۸- محمد کوچک، مسئول اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه فسا
۹- سید امیر رضوی، مسئول سابق سیاسی بسیج دانشجویی شهید عباسپور
۱۰- علی اللهیاری، مسئول اسبق سیاسی بسیج دانشجویی امیرکبیر
۱۱- سید علیرضا شبیری، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۱۲- محمدرضا افشار ،  مسئول اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه شهید عباسپور
۱۳- .  دکتر سید علیرضا هاشمی گلپایگانی، مسؤول اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر
۱۴- جمال هادیان، جانشین سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر
۱۵- حسن قربانی، جانشین اسبق مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت ایران
۱۶- احمد شربتیان،  مسول سابق سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف
۱۷- پروین تیموری، مسئول خواهران سابق بسیج دانشجویی
۱۸- محدثه کارگر، مسئول اسبق بسیج خواهران دانشگاه شیراز
۱۹- مجید طیبی، مسئول سابق رسانه بسیج دانشگاه امیر کبیر
۲۰- محمد حسن پور، جانشین اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف
۲۱- حمیدرضا دریکوند، جانشین بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر
۲۲- رضا پیامی،  معاون فرهنگی اسبق بسیج دانشکده فنی تهران
۲۳- محمد مهدی آقاجانی، مسئول اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه ساری
۲۴- محمدپورامین،جانشین اسبق حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد شهرقدس
۲۵- احمد کرمی نژاد، عضو شورای مرکزی بسیج دانشجویی دانشگاه‌های خلیج فارس بوشهر و باقرالعلوم(ع) قم
۲۶- محمدجواد ورکش،  مسئول سیاسی اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر
۲۷- امیرحسین گلزاری، جانشین اسبق بسیج دانشگاه خواجه نصیر
۲۸- علی نورایی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد
۲۹- عباس دانش طلب، معاون سیاسی اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت
۳۰- محمد بهمن آبادی، مسئول اسبق بسیج پردیس فنی دانشگاه تهران
۳۱- احمد قدسی، عضو اسبق شورای مرکزی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی
۳۲- امیرپویان صبوحی، مسئول اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه شیخ بهایی اصفهان
۳۳- جواد رضایی پور، مسئول سیاسی سابق بسیج و عضو سابق شورای مرکزی بسیج امیر کبیر
۳۴- امیر حمزه مهدیان،  مسئول اسبق سیاسی بسیج دانشجویی خواجه نصیر
۳۵- حامد اسمعیلی، مسئول سیاسی اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه امیر کبیر
۳۶- حمیدرضا شادابکیا، معاون علمی سابق بسیج امیرکبیر
۳۷- بنت الهدی یزدان بخش، معاونت سابق خواهران حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه اصفهان
۳۸- اشکان شاه محمدی، مسئول سابق مطالعات راهبردی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۳۹- بنت الهدی منوچهری، مسئول سابق بسیج خواهران دانشگاه پیام نور مشهد
۴۰- رضا یوسف وند،  مسئول سابق بسیج اساتید دانشگاه پیام نور استان کهگیلویه و بویر احمد
۴۱- .  سیدرضی کریمی آکندی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشکده کشاورزی دانشگاه های باهنر و تربیت مدرس
۴۲- داوود درستکار، مسئول سابق مطالعات راهبردی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۴۳- حمید جلالی،  مسئول فرهنگی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف
۴۴- سپهر آذرشب،  معاونت سیاسی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۴۵- سید اسدالله محمدی،  مسئول اسبق بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز
۴۶- سلمان همایونی،  معاونت سابق امور دفاتر بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۴۷- سهیل شمس، معاونت روابط عمومی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۴۸- حبیبه تک دهقان، مسئول سابق سیاسی بسیج دانشجویی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
۴۹- حمید برزگر، معاونت فرهنگی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۵۰- امیر مهدی‌زاده، مسئول اسبق بسیج دانشکده نفت دانشگاه صنعتی امیر کبیر
۵۱- علی صانعی،  عضو شورای مرکزی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیر کبیر
۵۲- سعید رضایی، معاونت سابق طرح و برنامه بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۵۳- محمدرضا وهابیان تهرانی، مسئول بسیج دانشجویی دانشکده مهندسی پلیمر
۵۴- محسن کاشانی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۵۵- محسن رضوی، مسئول سابق فرهنگی و هنری بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۵۶- محمد امین سرخی، مسئول مرکز مطالعات اقتصادی بسیج  دانشگاه شریف
۵۷- اسماعیل طالبی، عضو سابق شورای حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۵۸- علیرضا صادقی، معاون سیاسی اسبق بسیج دانشکده فنی دانشگاه تهران
۵۹- مرتضی ناصری نژاد، مسئول اسبق بسیج دانشکده های معدن، صنایع و نقشه برداری دانشگاه تهران
۶۰- محمدحسن ملک ثابت، عضو اسبق شورای مرکزی بسیج دانشجویی دانشگاه شریف
۶۱- فاطمه زین الدینى، عضو  سابق شوراى مرکزى بسیج دانشجویى دانشگاه امیرکبیر
۶۲- فرشاد قلایی، عضو سابق شورای مرکزی بسیج امیر کبیر
۶۳- مجتبی یاسبلاغی، معاونت سابق پشتیباتی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۶۴- محمد صالح سلطانی، عضو شورای مرکزی و مسئول واحد فرهنگی بسیج دانشگاه شریف
۶۵- محمد کاظم داوودی، مسئول سابق بررسی و تحلیل سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۶۶- محمدهادی طاهری، معاون علمی اسبق بسیج علم و صنعت
۶۷-  مهدی امینی،  مسئول سابق بسیج دانشکده کامپیوتر دانشگاه صنعتی امیرکبیر
۶۸- .  مهدی تشکری، مسئول سابق کانون فوق برنامه بسیج دانشجویی دانشگاه صنهتی اصفهان
۶۹- .  ولی علی زاده، مسول اسبق بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
۷۰- علیرضاجلالی، دبیرسیاسی سابق بسیج دانشجویی ثارالله
۷۱- زینب طلاییان، مسئول سابق بسیج خواهران دانشکده داروسازی تهران
۷۲- دانیال تونی، مسئول سابق نیروی انسانی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۷۳- امین یوسفیان، عضو شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی
۷۴- عسگری نجفی اندارگلی، عضو شورای پایگاه بسیج حوزه علمیه
۷۵- مصطفی پورخسروانی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
۷۶- حمید رضا قائد، مسئول بررسی و تحلیل بسیج دانشجویی دانشگاه زابل
۷۷- حسن ایزانلو، سردبیر نشریه بسیج دانشگاه حکیم سبزواری
۷۹- عبدالرضانوری راد، مسئول سابق حوزه بسیج دانشجویی پیام نور دولت آباد
۸۰- هاجر اخشیک، عضو سابق شورای بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی
۸۱- مسعود الطافی، سردبیر نشریه بسیج دانشجویی شهید عباسپور (دانشگاه شهید بهشتی)
۸۲- مهدیه عبا باف، مسئول سیاسی بسیج دانشگاه عالی شهید مطهری
۸۳- هادی شریفی، عضو سابق شورای حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۸۴- رامین تقی زاده، معاون سیاسی سابق بسیج دانشکده تغذیه شهید بهشتی تهران
۸۵- محمد محسن نداف، مدیر مسوول نشریه میدان انقلاب بسیج دانشجویی دانشگاه شریف
۸۶- محمدرضا زمانی، عضو سابق شورای سیاسی بسیج دانشکده فنی دانشگاه تهران
۸۷- امیر محمد صدری، عضو سابق شورای مرکزی بسیج دانشگاه صنعتی امیرکبیر
۸۸- امین جعفر نودهی، مسئول سابق کانون فرآن و عترت بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۸۹- زینب زمانیان، مسئول سابق سیاسى بسیج دانشجویى دانشگاه شریعتى
۹۰- سید صادق دیباجیان، معاون سابق پایگاه بسیج شهدای خمینی شهر
۹۱- سید عباس موحد، مسئول سابق حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه علوم بهزیستی تهران
۹۲- علی احمدی، مسئول سابق کانون فرهنگی هنری بسیج دانشگاه صنعتی اصفهان

نامه مهم ۱۸۰ مسئول و عضو فعال سابق بسیج دانشجویی و حوزوی به شورای نگهبان

یکی از نکات جالب توجه در مورد نامه حدود ۶۰۰ نفر فعال دانشجویی و حوزوی به شورای نگهبان (در مورد روند تایید صلاحیتها در انتخابات پیش رو)  این است که حداقل حدود ۱۸۰ نفر از امضا کنندگان نامه، مسئولان و اعضای فعال سابق بسیج های دانشجویی هستند. متن کامل این نامه به نقل از کانال تلگرامی رویش https://telegram.me/rouyesh/5:

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم

اعضای محترم شورای نگهبان
سلام علیکم

🔴  ما دانشجویان و طلابِ آرزومندِ تحققِ آرمان‌های انقلاب اسلامی، به عنوانِ قطره‌ای از اقیانوسِ ملتِ مومن و انقلابی ایران، در حالی علاقمندیم این نهادِ قانونیِ کشور را با نام اولیه‌اش یعنی «شورای نگهبان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران» مورد خطاب قرار دهیم که فضای سیاسیِ امروزِ کشور به گونه‌ای شکل یافته است که گویی با حذفِ پس‌وندِ «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران» از نام این نهاد، رسالتِ مورد انتظار از آن نیز تغییر یافته و فراموش گردیده که این نهاد و دیگر ساختارهای تعبیه شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی، جملگی ابزارهایی بوده‌اند جهتِ تحققِ آرمان‌هایی که ملت ایران در جریانِ انقلاب بزرگ خود در سال ۵۷ خواهان آن بوده و در مقدمه‌ی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ذکر گردیده‌اند: حق و عدل، آزادی و استقلال، حاکمیت مردم بر سرنوشتِ خویش، مبارزه با ظالمین و مستکبرین، حمایت بی دریغ از مستضعفین، و… آن هم با تأکید بر این چارچوب مهمِ مندرج در مقدمه‌ی قانون اساسی که: «با توجه به ماهیت این نهضتِ بزرگ، قانون اساسی تضمین‌گر نفیِ هرگونه استبداد فکری و اجتماعی و انحصار اقتصادی است و در خطِ گسستن از سیستم استبدادی، و سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان تلاش می‌کند (و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم)».

🔴  در شرایطی که در همه‌ی حکومت‌ها به طور طبیعی، دولت و حاکمیت بین صاحبان ثروت و قدرت و رسانه (به عبارت آشناتر به فرهنگِ مردم انقلابی ما: زر و زور و تزویر) دست به دست می شود، و از حاکمیت اراده‌های مردمی مستقل و مومن به آرمان‌های ملت و خواهانِ پیگیریِ منافعِ عمومِ مردم در برابر منافعِ صاحبانِ قدرت و ثروت جلوگیری می‌گردد، و عملاً انتخابات ها به «نمایش» مردم‌سالاری و بازیِ جابجاییِ قدرت و ثروت بین اشراف چپ و راست، یا جمهوری‌خواه و دموکرات یا… (به تعبیر قرآن کریم «دوله بین الأغنیاء منکم») تبدیل گردیده است، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران خواهان به هم زدن این نظم باطل سیاسی-اقتصادی شده و ساختارهایی را برای جلوگیری از پیش آمدن این وضعیت پیش‌بینی نموده که مکانیسم حقوقی تأیید و رد صلاحیت نامزدها توسط شورای نگهبان را می‌توان در رأس آن‌ها دانست. مکانیسمی که کارکرد اصلی آن را باید حمایت از خواست و اراده‌ی عمومِ مردمی دانست که از ابزارهای ناشی از قدرت و ثروت محروم‌اند و اگر چنین اهرم‌هایی وجود نداشته باشد، تسلطِ اشراف ناصالحِ جامعه بر مقدراتِ آن‌ها تسهیل خواهد شد.

🔴  در حالی که فلسفه‌ی وجودی تأیید و رد صلاحیت نامزدها توسط شورای نگهبان بر اساس آرمان‌های قانون اساسی دارای چنین جایگاه مردمی و مترقی و پیشرویی است و می‌تواند به عنوان یکی از مزایای مهمِ نظامِ حکومتیِ ما در جهان تلقی گردد، متأسفانه به مرورِ زمان عمده‌ی تفسیرها و تلقی‌ها از این جایگاه به سمتی رفته است که تأیید و رد صلاحیتِ کاندیداها به عنوانِ ابزاری جهتِ چیدمانِ صحنه‌ی انتخابات طبقِ منافع و مصالحِ جریاناتِ سیاسیِ حاکم دیده شود؛ به گونه‌ای که کارکرد این نهاد در جهتِ عکسِ فلسفه‌ی وجودیِ خود قرار گیرد و حذف اراده‌ی مزاحمِ (!) مردم پیش از انتخابات صورت گرفته و خیالِ قدرتمندانی که منافع‌شان به منافعِ ملت ترجیح داده شده راحت گردد که کسی نمی‌تواند در این نظم اخلالی صورت دهد. به تعبیرِ دیگر، برای حذفِ اراده‌ی ملت و شکل دادن نظامِ دوحزبی در ایران که در کشورهای دیگر با حاکمیت سرمایه‌داری و رسانه‌های وابسته به آن شکل گرفته، از مکانیسم ردّ صلاحیت‌ها به عنوان یارِ کمکی استفاده گردد.

🔴  مشاهده‌ی اِعمال برخی معیارهای دوگانه و باورناپذیر برای مردم در احراز صلاحیت‌ها در انتخابات‌های اخیر، نگرانی دلسوزان از موفقیتِ تلاش‌های این ذی‌نفوذان، و از بین رفتنِ این نقطه تمایزِ مهمِ جمهوری اسلامی نسبت به دیگر حکومت‌ها را جدی‌تر کرده است.

🔴 نامه‌ی روزِ دوشنبه‌ی آقای دکتر احمد توکلی (نماینده‌ی سابق مجلس شورای اسلامی) به شورای نگهبان تنها نمونه‌ای علنی‌شده از تلاشِ همه‌جانبه و هماهنگ دو جریانِ اصولگرا و اصلاح‌طلب برای ممانعت از حضورِ جریانِ دکتر احمدی‌نژاد در عرصه‌ی انتخابات و تلاش قلدرمآبانه‌شان برای حذف رقیب، آن هم نه با روشِ اقناعی و در مبارزاتِ انتخاباتی و تمکینِ نهایی به نتیجه‌ی تصمیم‌گیریِ عمومِ مردم در صندوقِ رأی، بلکه قبل از رقابت و عرضه شدن نگاه‌هایِ مختلف به مردم، و با اعمالِ قدرت و سوء استفاده از نهادِ شورای نگهبان است.

🔴 اهمیت این موضوع وقتی بیشتر می شود که توجه کنیم که این حجم از نگرانی و تلاش از سوی اشراف سیاسی چپ و راست برای حذف آقای احمدی نژاد و نماینده‌ی ایشان توسط شورای نگهبان، در حالی است که تقریباً کلیه‌ی رسانه‌های عمومی کشور از جناح‌های مختلف و با بودجه‌های میلیاردی در چند سال اخیر کمرِ همت به تخریب دکتر احمدی‌نژاد و دولت نهم و دهم و خط فکری ایشان بسته، و بدون وجود هرگونه معارضی از زدنِ هیچ اتهامی به ایشان فروگذار نکرده‌اند، و قاعدتاً ایشان باید آن قدر بین مردم منفور شده باشد که شکستِ سنگینی در انتخابات در انتظارش باشد؛ اما این تلاطم‌ها و تلاش‌های سنگین خبر از این می‌دهد که تحلیل و پیش‌بینی این فرد شاخص جریان اصولگرا و دیگر اشرافِ سیاسیِ کشور نیز همین است که در صورتِ حضورِ آقای احمدی نژاد یا نماینده‌ی ایشان در انتخابات، اراده‌ی ملت بر انتخابِ این خط فکری و اجرایی تعلق خواهد گرفت، و باید قبل از مرحله‌ی صندوقِ رأی جلوی آن را گرفت.

🔴 جمهوری اسلامی ایران مفتخر است که آرای مردم را حق‌الناس می‌داند و رأیِ مردم -هر چه که باشد- را به مصلحت‌اندیشی های اشراف و اصحاب قدرت و ثروت ترجیح می‌دهد، و این ادعا را در انتخابات سال ۸۸ با متحمل شدن هزینه‌های سنگین برای حراست از اراده‌ی ملت به اثبات رسانده است؛ و البته حق‌الناس بودن رأی و نظر مردم برای تعیین سرنوشت خویش، فقط مربوط و محدود به بعد از رأی‌گیری و شمارش آرا نیست، و اساساً تفاوتی بینِ حذف اراده‌ی مردم قبل و بعد از رأی‌گیری وجود ندارد. انتظار توده‌های مردم از شورای محترم نگهبان این است که همان طور که در شمارش آرا پاسدار حق‌الناس بوده و زیرِ بارِ فشارها برای تقلب در شمارش آرای نامزدها نمی‌رود، در مراحلِ قبل و به خصوص احرازِ صلاحیت‌ها (که در تعیینِ نتیجه‌ی نهایی انتخابات چه بسا بسیار مهم‌تر و تعیین‌کننده‌تر است) نیز تسلیم فشارها و جوّ حاکم نشده و زیرِ بارِ تقلب در احراز صلاحیت‌ها نرود و حق‌الناس را ضایع نکند، و اراده‌ی بخشِ عمده‌ای از مردمِ مومن و فهیم و انقلابی و به واقع اصول‌گرا و حقیقتاً اصلاح‌طلب ایران که خواهان سپردن مقدراتِ خود به فردی غیر از نامزدهای دو حزبِ حاکم هستند را از صحنه‌ی سیاسیِ کشور حذف ننماید.

🔴 حتی اگر از این موضوع که شورای نگهبان در احرازِ صلاحیت‌ها طبق وظیفه‌ی ذاتی مجریِ اصل ۱۱۵ قانون اساسی است، و نه تشخیص‌دهنده‌ی این‌که مصلحتِ کشور در چینشِ کدام ترکیبِ نهایی برای صحنه‌ی انتخابات است نیز صرفِ نظر کنیم، امروز برای مصلحت نظام و کشور هم که شده باید منصفانه به مرّ قانون، آن هم نه با معیارهای دوگانه و غیرقابل قبول برای مردم عمل کرد، و صلاحیتِ مجریان قانون نزد ملت را احراز نمود.
با آرزوی توفیق روزافزون در پیگیری رضایت خدا و حراست از حقوق و اراده‌ی بندگانِ آن ناظرِ قادرِ متعال،

🔹 جمعی از دانشگاهیان و حوزویان و دغدغه‌مندانِ آرزومندِ تحققِ آرمان‌های انقلاب اسلامی
۳۰ فروردین ۱۳۹۶
ربّنا فاکتبنا مع الشاهدین

یک سئوال احتمالا مهم: دنبال چه هستید؟

به نظرم یکی از مشکلات اساسی در مدیریت کشور در ایران این است که از سه سئوال:
– برای چه اهدافی باید مدیریت کرد؟
– چگونه باید مدیریت کرد؟
و
– چه کسی باید مدیریت کند؟
به جای آنکه سئوال اول، مهمترین سئوال باشد، سئوال سوم مهمترین یا تنها سئوال مهم است. شخصیتها و گروههای سیاسی و هوادارانشان بیش آنکه حواسشان به این باشد که اساسا به چه علت دنبال قدرت هستند، صرفا برایشان مهم است که چه کسانی در قدرت باشند یا نباشند.
شاید اگر خیلی از سیاست ورزان (البته آنهایی که به قصد و هدف کاسبی سیاست ورز نیستند)، لحظه ای درنگ می کردند و به این سئوال پاسخ میدادند که با فعالیت سیاسی، دنبال چه چیزی هستند و بر فرض که مثلا رییس جمهور شدند، بعدش چه، وضعیت بهتری میداشتیم.
بالشخصه اگر طرفدار احمدی نژاد هستم به این دلیل است که برایم روشن است از فعالیت سیاسی، دنبال چه اهداف و آرمانهایی هستم و البته معتقدم در ایران امروز اگر کسی واقعا بخواهد برای رسیدن به آن اهداف تلاش کند، کم و بیش به جز روش و مسیری که احمدی نژاد رفت و میرود، مسیر دیگری ندارد مگر اینکه نخواهد به آن اهداف برسد و به محافظه کاری تن در دهد. و البته چنین کسی، هر که باشد، سرنوشتی مشابه احمدی نژاد در انتظار اوست.
ما شخص پرست نیستیم، ما آرمانگراییم و برای رسیدن به آرمانها، روش مشروعی به جز روشی که احمدی نژاد رفت نیافته ایم. اگر روش دیگری سراغ دارید بگویید.
۳۰ سال به درستی در گوش ما نسل انقلاب خواندند که دشمنی آمریکا و استکبار با جمهوری اسلامی به خاطر ماهیت دو طرف است و این دشمنی صرفا با تغییر ماهیت یکی از دو طرف پایان می یابد.
آیا در داخل کشور نیز اینگونه نیست؟ می شود کسی دنبال عدالت و آزادی و احقاق حق مردم و اصلاح امور باشد، اما آهسته برود و آهسته بیاید و با اشخاص و ساختارها و رویه های فاسد و غلط و تصلب یافته، تقابل پیدا نکند و این تقابل، تنش آفرین و حاشیه ساز نشود؟
گیرم که علی علیه السلام را هم حاکم کردید، از حاکم کردن او دنبال چه چیزی هستید؟ و آیا او بدون تنش میتواند به آنها برسد؟ سعی کنید برای این سئوالها جواب داشته باشید.

آدرس کانال تلگرامی آرمانشهر:
https://telegram.me/armanha_tk

لزوم خلوت با یک سئوال

در اقوام ما شخصی هست که ما بیشتر از اینکه او را به نامش بشناسیم، با لقب “ایراد من چیه” می شناسیمش.
ماجرا از این قرار است که سالها پیش، او چند باری به خواستگاری دختری رفته بود و خانواده دختر، او را رد کرده بودند. دفعه آخر، او صرفا به این دلیل به خانه دختر می رود که از پدر و مادر او بپرسد: “ایراد من چیه؟”
خانواده دختر در جواب این سئوال او می مانند و در نتیجه وصلت سر می گیرد و الان سی سال از زندگی مشترک آنها میگذرد.
کاری با بزرگترهای جریان اصولگرایی و عماران و انحراف یابان ندارم چون برایم اظهر من الشمس است که آنها دنبال بهانه اند. اما جوانانی آرمانگرا در این میان هستند که صادقانه در میدان سیاست هستند و اگر حاضر شوند یکبار در خلوت خود با این سئوال مواجه شوند که “واقعا ایراد مشایی و بقایی چیست که احمدی نژاد نباید با آنها همراه شود” بالکل رویه و مسیر خود را در قبال احمدی نژاد تغییر خواهند داد.
واقعا ایراد و اشکال مشایی و بقایی چیست؟ در کدام دادگاهی، اتهاماتی که به آنها زده شده به اثبات رسیده است؟
با ایرانگرایی و تکریم کوروش آنها مشکل دارید؟ انصافا توضیحاتشان در این مورد قانع کننده نبوده؟ نکند گوشهایتان را تا الان گرفته اید که توضیحاتشان را نشنوید تا مبادا سحر شوید؟
کدام ایراد در آنها بوده که یا جواب قانع کننده به آن داده نشده (مثل بحث مدیریت انبیاء) یا از اساس بی پایه نبوده است (مثل ارتباط با عباس غفاری و علی یعقوبی) یا بعد از مدتی حقانیت این دو در آن اثبات نشده است (مثل بحث بیداری اسلامی) یا اگر جزو این سه دسته ایراد نبوده است بزرگتر از آن ایراد، در بزرگان خود شما وجود ندارد؟
واقعا برایم سئوال است که ایراد مشایی و بقایی چیست.
تا الان جز اینکه با قیافه و تیپ آنها حال نمی کنید، دلیل دیگری به ذهنم نرسیده که واقعا اگر دلیلتان چنین چیزی باشد باید شرمزده آرمانگرایی تان باشید و اجازه بدهید که شما را از این بابت به اشرافیت در آرمانگرایی و عدالتخواهی متهم کنم.
بینی و بین الله بیایید یکبار با سئوال “ایراد این دو نفر چیست؟” خلوت کنید.

آدرس کانال تلگرامی آرمانشهر:
https://telegram.me/armanha_tk

آلزایمر خودساخته دوم خردادیها

در برخی واکنشهایی که دوم خردادیها (نمی گویم اصلاح طلبان، چون روز به روز قلابی بودن اصلاح طلبی این جماعت آشکارتر می شود) به نامه اسفندیار رحیم مشایی بروز داده اند، فراموشکاری عجیبی دیده می شود که به لحاظ عجیب بودن، فقط با عمدی بودن این فراموشکاری قابل توجیه است.
به عنوان یک نمونه، جواد امام، مدیر عامل بنیاد باران در مقاله ای که امروز در جواب این نامه در روزنامه اعتماد منتشر شده است نوشته است:
«چقدر خوب بود …شاهدی از پایبندی خود و همفکرانشان در مخالفت با رد صلاحیت‌های کذایی در آن هشت سال نکبت‌‌بار ارائه می‌کردند تا معلوم شود مردم در مورد ایشان (مشایی) در اشتباه بوده‌اند.»
آیا واقعا آقای امام، فراموش کرده است که خود اسفندیار رحیم مشایی، یکی از قربانیان رد صلاحیتهای آن هشت سال است (انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲)؟
آیا یار خاتمی، از رد صلاحیت گسترده چهره های اصلی حامی احمدی نژاد در انتخابات مجلس سال ۱۳۹۰ بی خبر است؟
آیا ایشان خبر ندارد که چهره های درجه یک حامی احمدی نژاد در انتخابات شوراهای سال ۹۲ در تهران رد صلاحیت شدند؟
آیا ایشان یادش رفته که سمبه احمدی نژاد و مشایی در اینگونه موارد به قدری کم زور بود که مشایی در سال ۱۳۸۸ از معاونت اولی ریاست جمهوری برکنار شد؟
چه می پرسم؟
وقتی می توان در کمال وقاحت، به نام اصلاح طلبی، دری نجف آبادی، ریشهری، فلاحیان، رازینی و امثالهم را در لیستهای انتخاباتی تهران و سایر استانها برای مجلس خبرگان گنجاند، چرا نشود قربانی را به جای قربانی کننده جا زد؟

آدرس کانال تلگرامی آرمانشهر:
https://telegram.me/armanha_tk

شخصیت سانسور شده

وجهی از شخصیت یک مرد را که رسانه های مدعی انقلابیگری، همیشه آن را سانسور کرده اند در این نوشته از او ببینید:

«ایران بزرگ و افتخار آفرین در همه ادوار تاریخ، دوستدار بشریت بوده است و به ویژه پس از انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) خود را موظف به حمایت از مظلومان جهان دانسته و از این رو با قاطعیت و از روی ایمان و صمیم قلب در کنار برادران و خواهران اوگاندایی خود ایستاده و خواهد ایستاد و این سیاست تغییر ناپذیر ایران است»
اسفندیار رحیم مشایی/ ۴ اردیبهشت ۱۳۸۹

ogandaبرگرفته از کانال تلگرامی نگاهی نو به احمدی نژاد:
https://telegram.me/negahi_no_be_ahmadinejad/3599

پی نوشت آرمانشهر: به یاد می آورم در فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۲ در سه سخنرانی اسفندیار رحیم مشایی حضور داشتم. از جمله مضامینی که او در هر سه سخنرانی تکرار کرد، چنین مضمونی بود:

«دعوای اصلی در ایران، دعوا بین کسانی است که انقلاب اسلامی را در سال ۱۳۵۷ تمام شده می دانند و آن را محصور به جغرافیای ایران می دانند با کسانی چون ما که انقلاب اسلامی را تمام شده نمی دانیم و آن را هم محدود به ایران نمی دانیم.»

چنین تصویری از اسفندیار رحیم مشایی، تصویری است که بسیاری از رسانه های مورد رجوع حزب اللهی ها در ایران، آن را مطلقا سانسور کرده بودند.

چرا مقایسه رفراندوم یارانه ای در ایران و سوئیس نابه جاست؟

در هفته گذشته، در مورد اعطای یارانه نقدی ماهانه به شهروندان سوئیس دراین کشور، همه پرسی صورت گرفت. مبلغی که مورد همه پرسی قرار گرفته بود، ۲۵۵۵ دلار آمریکا در ماه بود. مبلغی معادل ۹ میلیون تومان در ایران و تقریبا ۲۰۰ برابر یارانه نقدی فعلی در ایران.
جواب ۷۸ درصد از مردم سوئیس به این همه پرسی منفی بود. دولت سوئیس، از مخالفان شدید طرحی بود که مورد همه پرسی قرار گرفته بود و پیشاپیش به طور رسمی اعلام کرده بود در شرایط فعلی از اجرای آن ناتوان است، با این حال بر اساس قوانین سوئیس، موظف به اجرای این همه پرسی بود. چرا که بر اساس قوانین سوئیس، وقتی یکی از شهروندان سوئیس برای موضوعی تقاضای همه پرسی کند و بتواند برای تقاضای خود ۱۰۰ هزار امضا جمع کند، دولت، ملزم به اجرای همه پرسی است، کاری که “دانیل هائنی” یکی از شهروندان سوییس موفق به انجام آن شده بود.
اما در روزهای گذشته در رسانه های ایران، این همه پرسی با ثبت نام ۹۷ درصدی ایرانیها برای دریافت یارانه نقدی در سال ۱۳۹۳ مقایسه شده است. مقایسه ای که از جنبه های مختلفی، نا به جا است:

در حال حاضر سوییسی ها یارانه نقدی می گیرند

در سوئیس در حال حاضر، برای هر فرزند، ماهانه ٢٠٠ فرانک به عنوان کمک هزینه به خانواده ها پرداخت می شود که معادل ۶۲۶ هزار تومان در ماه است.
از سن ۱۶ تا ۲۵ سالگی نیز کمک هزینه تحصیلی به مبلغ ۲۵۰ فرانک سوئیس معادل ۷۸۲ هزار تومان در ماه به هر فرد اعطا می شود. این کمک هزینه ها به سرپرستهای خانواری اعطا می شود که شغل درآمدزا یا با درآمد پایین دارند. اما اتباعی که نتوانند هزینه های اساسی زندگی خود را تامین کنند (غذا، لباس،مسکن، بیمه درمانی و…) ماهانه ۹۶۰ فرانک سوئیس معادل ماهانه ۳ میلیون تومان دریافت می کنند که این رقم برای یک خانواده ۴ نفری، ۱۲ میلیون تومانمی شود. (در این مورد می توانید به سایت اینترنتی: http://www.migraweb.ch مراجعه کنید.)

پس، همه پرسی هفته گذشته در سوئیس، هرچه بود، برای حذف این گونه خدمات نبود.

تفاوت سطح در آمد مردم در ایران و سوئیس

بر اساس آخرین آمار اعلام شده توسط صندوق بین المللی پول، درآمد متوسط یک شهروند سوئیسی، ۱۱ برابر درآمد متوسط یک شهروند ایرانی است.
بر اساس آخرین آمار اعلامی بانک جهانی، تفاوت درآمد یک سوئیسی و ایرانی، ۱۷٫۸برابر است و بر اساس آخرین آمار سازمان ملل، این تفاوت ۱۲٫۳ برابر است. صندوق بین المللی پول، در آمد سرانه را در سوئیس ۷۹ هزار و ۳۳ دلار یعنی ماهانه ۶ هزار و ۵۸۶ دلار و بانک جهانی، ۸۰ هزار و ۳۹۱ دلار یعنی ماهانه ۶ هزار و ۶۹۹ دلار و سازمان ملل، ۸۵ هزار و ۷۹۴ دلار یعنی ماهانه ۷ هزار و ۱۴۹ دلار، اعلام کرده است. به عبارت دیگر، رقمی که در رفراندوم اخیر سوئیس برای پرداخت یارانه پیشنهاد شده بود، تقریبا بین یک دوم تا یک سوم در آمد فعلی ماهانه یک شهروند سوییسی است.

ممکن است به درستی گفته شود که این آمار، واقعیت را به طور دقیق نشان نمی دهند. میانگین و معدل هستند. ممکن است تعداد کمی از شهروندان سوئیسی در آمدهایی بسیار بیشتر از ماهانه ۶ الی ۷ هزار دلار داشته باشند اما تعداد زیادی از سوئیسی ها درآمدهای پایین تر از این مبلغ داشته باشند، اما وقتی مجموع درآمد همه مردم را به جمعیت سوییس تقسیم کرده اند چنین ارقامی به دست آمده اند.
برای حل این اشکال باید ضریب جینی را در دو کشور ایران و سوئیس مقایسه کنیم. ضریب جینی، عددی بین صفر و یک است که صرف نظر از میزان درآمد سرانه ملی، نشان می دهد شکاف درآمدی در یک کشور چقدر است. این عدد هرچه به صفر نزدیکتر باشد به معنی کمتر بودن فاصله طبقاتی در یک کشور است.
در حالیکه این رقم در ایران در حدود ۰٫۳۸ است ضریب جینی در سوییس در حدود ۰٫۳۰ است. برای فهم این اختلاف کافی است بدانیم ضریب جینی در سوئد به عنوان کشوری که کمترین شکاف طبقاتی را در جهان دارد در حدود ۰٫۲۵ است. بنابراین در سوئیس علاوه بر اینکه در آمد متوسط هر فرد بین ۱۱ تار ۱۷ برابر در آمد متوسط یک ایرانی است، در آمد فقرا و ثروتمندان نیز فاصله کمتری از هم دارد.

تفاوت نرخ بیکاری در ایران و سوئیس

شاید جالب باشد بدانیم بر اساس تحقیق صورت گرفته توسط سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی اروپا، سوئیس در رتبه نخست کشورهای جهان از نظر پایین بودن نرخ بیکاری و همچنین امنیت شغلی قرار دارد. بنابراین برای یک سوئیسی، بیکاری و ترس از دست دادن شغل و در نتیجه، بی درآمدی حاصل از آنها آنقدر که برای یک ایرانی موضوعیت دارد، مطرح نیست.

اساسا رفراندوم سوئیس فقط در مورد یارانه نبود

رفراندوم صورت گرفته در سوئیس، به جز مبلغ ۹ میلون تومان در ماه، قید دیگری هم داشته است که کمتر به آن اشاره می شود: حذف تمام خدمات اجتماعی دولت، در عوض اعطای ماهانه ۹ میلیون تومان. به عبارت دقیق تر، سوئیسی ها به”دریافت ماهانه ۹ میلیون تومان” نه نگفتند، بلکه به “دریافت ماهانه ۹ میلیون تومان در عوض محروم شدن از خدمات اجتماعی” نه گفتند که به بخشی از این خدمات در ابتدای مقاله اشاره شد.

نه گفتن سوئیسیها به برنامه ای غیرممکن

دولت سوئیس در روند برگزاری این همه پرسی مخالفت خود را با موضوع مورد همه پرسی قرار گرفته اعلام کرده بود و گفته بود در صورت رای دادن مردم به آن، توانایی اجرای آن را ندارد. مخالفان این طرح، اینگونه استدلال می کردند که اجرایی شدن این طرح تنها با افزایش شدید مالیاتها ممکن است.
بنابراین جای این سئوال هست که آیا اگر رقمی که در رفراندوم قید شده بود به جای ۹ میلیون تومان در ماه، فی المثل ۱ میلیون تومان یا ۲۵۰ هزار تومان یا ۱۰۰ هزار تومان بود و شرط حذف شدن خدمات اجتماعی هم با آن همراه نشده بود و تهدید افزایش شدید مالیاتها وجود نداشت آیا باز هم ۷۸ درصد از سوئیسی ها به آن نه می گفتند؟

منتشر شده در سایت اینترنتی مستبین

سخنرانی کمتر شنیده شده ای از دکتر احمدی نژاد در مورد ربوی بودن نظام بانکی کشور

مورخ ۸ مرداد ۱۳۸۸ در دیدار با استانداران

بانک را باید اصلاح کنیم. من پای آن ایستاده ام ولو با جنگ. نه جنگ با شمشیر و توپ و تفنگ. جنگ سیاسی. باید بانک را درست کنیم. ربا را رویش یک زرورقی کشیدیم داریم به ملت قالب می کنیم. خب این در شکمها می رود. آثارش را دارد.

پدر خودمان را هم در بیاوریم اقتصاد و تورم مان درست نمی شود مگر اینکه ربا را برداریم. ریشه تورم رباست. برخی خجالت می کشند از ادبیات اسلامی استفاده کنند. دائم می روند [سراغ] همین اقتصاد سرمایه داری، نشخوار شده و برگردانده های نظام سرمایه داری را می آورند به ما به عنوان ایده های علمی می خواهند قالب کنند. ما که فریبشان را نمی خوریم. حالا هزارتا فحش هم بدهند. بگویند اینها غیر علمی هستند. نه ما راحت می گوییم، آقا! این رباست.

کل نظام سرمایه داری به خاطر ابتناء بر ربا در حال متلاشی شدن است. ربا یعنی چه؟ یعنی یک پولی بدون هیچ کار و ارزش افزوده حقیقی ای رشد بکند. این ربا می شود. یعنی بدون کار و تلاش و تولید جدیدی یعنی دائم پول رویش بیاید بدون اینکه بیرون، هیچ اتفاقی با این پول بیفتد. یک پول را ده بار فروختند. همینی که به آن داراییهای کاغذی می گویند. یعنی این را ده بار فروختند نه ده دست چرخاندن. از همین که ۳۰۰ تومان است ۳۰۰۰ تومان پول تولید کردن. این رباست.

سیستم بانکی رباست. آقایان رویشان نمی شود. می گویند نظام، اسلامی شده، شورای نگهبان داریم دیگر ربا نگویید. حالا بیرون نگوییم رباست، درون خودمان که بفهمیم رباست [تا] آن را درست کنیم. وقتی هست چرا نگوییم؟ خب هست دیگر!

بابا رباست. باید درست کنیم. سی سال است داریم تلاش میکنیم جلوی تورم را بگیریم. چرا درست نمی شود؟ باید ریشه یابی کنیم. دائم گردن حرفهای دیگری می اندازیم. آخرش رباست. باید آن را درست کنیم. ربا جنگ با خداست یعنی در این فعالیتهای اجتماعی ظاهرا ما یک جا در قرآن داریم که یک فعالیت اجتماعی را تعبیر به جنگ با خدا می کند. درسته؟ یک جاست. معلوم است خیلی مسئله مهمی است. دست کم گرفتیم.

یک تار موی دختری بیرون می زند همه مان بسیج می شویم که پدرش را دربیاوریم فکر می کنیم مسئله اصلی انقلاب این است، نمی خواهم بگویم این چیز خوبی است، که تار مو بیرون می زند. آن هم به جای خودش اما اینقدر که همت می کنیم از بالا تا پایین آقایون انقلابیون، کسی اصلا راجع به اصلاحات اساسی و ساختاری غصه نمی خورد!

بعضیها دارند از همین سیستم بهره مند می شوند. این را باید درست کنیم. معلوم است که بخواهی ربا را براندازی با کسانی مقابل هستی که دارند با خدا می جنگند. یعنی با آدمهای معمولی، با بقال سر کوچه طرف نیستی. امروز هم آنقدر سیستم را پیچیده و تو در تو کردند که تشخیص آن خیلی سخت است. اینها را باید درست کنیم.

برگرفته از فیس بوک silver river