نامه ای به متحصنین علیه برجام

خواهران گرامی
برادران ارجمند
حاضر در تحصن غیرت
سلام علیکم
قلب های ما و شما کنار هم هست، رنج شما رنج ما و غیرت و تعصب تان به انقلاب و آرمان شهدا، همان شور آفرین زمزمه ی این سال های ماست. می ماند حرفی و نکته ای بین ما و شما که روزی جایی شاید با شما گفتم و گفتید.
اما اینک؛ در چند متری تان در ساختمان مجلس، نماینده ای هست که در روزگاری نزدیک برای یک ساعت جلو و عقب شدن ساعت در کشور رگ غیرتش چنان جنبید که مجلس و سایتش را به خروش آورد. دقیقاً برای عقب و جلو رفتن ساعت.
کنارتان در مجلس، نماینده ای هست که روزی روزگاری با احساس مسوولیتی عجیب نامه ای محرمانه را منتشر و خدمت گذاری مومن و انقلابی را به گونه ای دیگر گونه و وارونه معرفی کرد.
برادر متحصن
خواهر مومنه و انقلابی
کسانی بودند در این کشور که استان به استان، شهر به شهر، رفتند تا انحراف و ضد انقلاب بودن دولتی را اثبات کنند. با عزمی عجیب. رگ های متورم.صورت های بر افروخته.
دوستان عزیزم در شب های زیبای بهارستان
کنارتان، در دو قدمی تان، کسانی هستند که همه فکر و ذکرشان این است که اثبات کنند که چه کسی هنوز اصولگرا هست، چه کسی نیست و…
ای من به فدای غیرت و حمیت و شرف تان
خواهشی از شما دارم؛
از این ها که اشاره کردم بخواهید چند دقیقه میان شما بیایند و نه با همان شور و تعصبی که شهر به شهر در پی اثبات و اعلام انحراف بودند، بلکه خیلی آرام و خیلی کوتاه، اما روشن و شفاف بگویند که نظرشان در خصوص برجام چیست.
نماینده ای را که نیم ساعت عقب جلو شدن ساعت کار در ماه رمضان به شور و به غیرتش می آورد بخواهید چند دقیقه ای هم در جمع شما حماسه آفرینی کند.
آدم های زیادی هستند که طی سال های گذشته برای مسایلی به مراتب کوچک تر از این رگ های غیرت شان جنبید، جای شان این شب ها در تحصن غیرت خالی ست.
و عاقبت برای پرهیزگاران است.
برادرتان ؛کمال رستمعلی

دوره چهارم حلقه مطالعاتی توحید و عدالت در دانشگاه ایرانیان برگزار می شود

حلقه مطالعاتی “توحید و عدالت” که اولین دوره فعالیت خود را در سال ۱۳۹۱ آغاز کرده بود از روز شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴ چهارمین دوره فعالیت خود را با درسگفتارهای “مهدی کلهر” در محل دانشگاه ایرانیان آغاز می کند.
تفاوت این دوره با سه دوره قبلی، نیاز به ثبت نام قبلی توسط متقاضیان حضور در این دوره است. برای اطلاع بیشتر در مورد این دوره و ثبت نام در آن به پایگاه اطلاع رسانی این حلقه مطالعاتی با آدرس pishraft.org مراجعه کنید.

نامه سرگشاده به ابوالقاسم طالبی

جناب آقای ابوالقاسم طالبی
هنرمند محترم و ارجمند
سلام علیکم
نامه ی جناب عالی به رییس جمهور محترم را که بیان گر نگرانی عمیق تان از حذف عنوان فجر از جشنواره بین المللی فیلم بود را خواندم.
بی پرده بگویم این نگرانی تان، فقط لبخندی تلخ بر لب نشاند، چرا که حذف عنوان فجر و هر اقدامی شبیه به این را که موجب تشویش خاطرتان شده را اولا محصول عملکرد خودتان و هم فکران محترم تان می دانم؛ هم فکرانی که هنوز پنجه کشیدن به چهره ی آقای احمدی نژاد را از اوجب واجبات می دانند و به امثال جناب عالی توصیه می کنند، حتا در نامه به آقای روحانی، حمله به احمدی نژاد را فراموش نکنید.
و ثانیا این حذف را تنها بخش و جزیی کوچک از یک اتفاق بزرگ تر، نه تنها در ساحت فرهنگ و هنر که در همه ی عرصه های اجتماعی، سیاسی ، اقتصادی و… می دانم.
برادر عزیز جناب طالبی!
شوربختانه آن چه در حال رخ دادن هست و آن چه در آینده رخ خواهد داد بسیارعمیق تر و ویران کننده تر از آن چیزی ست که بتوانید تصور کنید. اما شما عادت کرده اید یا وقایع را دیر بفهمید یا بد!
روزی که دوستان تان از دیوار بی مانع سفارت استعمار پیر بالا می رفتند، دقیقا مثل امروز شما، فکر می کردند که رییس جمهور آن روز کشورمان لج باز هست که این فتح مشکوک را تایید نمی کند و هوشمندانه پشت پرده ی تسخیر سفارت را می بیند و می فهمد.
برادر هنرمندم!
پیش از آن که جناب عالی در فیلم قلاده های طلا به برخی از پشت پرده های آن واقعه تلخ اشاره کنید، باز این آقای احمدی نژاد بود که با شجاعت و فهمی درست از آن واقعه، برای درک صحیح خود هزینه داد.
دوست عزیزم!
عادت کرده اید که یا دیر بفهمید یا بد.
دیر فهمیده اید که دولت مردان امروز در حال حذف عنوان فجر و هر چیزی شبیه به این هستند و بد فهمیده اید که همه ی ماجرا همین هست که نیست. که حذف اسم ها و آدم ها فقط جزیی کوچک از یک تصمیم و برنامه بزرگ و عمیق است.
هنرمند ارجمند!
فرمودید آقای احمدی نژاد در سه سال آخر دوره ی دوم، لج باز بودند. تقریبا همه ی دوستان وهم فکران شما به این لج بازی اشاره داشتند، اما هر کدام تان یک بازه زمانی را فرمودید. یکی گفت کلا چهار سال دوم، یکی گفت دو سال آخر، یکی اشاره داشت یک سال آخر. محبت فرمایید به آن ارجمند محترم یا افراد محترمی که به شما تاکید دارند حتما با ربط و بی ربط از لج بازی آقای احمدی نژاد هم چیزی بگویید، بفرمایید لطفا مدت زمان آن را هم معلوم کرده، تا خانواده ای از نگرانی در بیایند. دقیقا ایشان در چه مدت لج باز بودند؟!
برادر طالبی!
واقعیت آن است که نه دغدغه امروزتان کمترین اهمیتی در نظر ما که همه ی این روزها را پیش بینی کرده بودیم دارد، و نه لج باز خواندن مردی که همیشه به موقع و درست فهمید.
هنرمند گرامی!
فجر فقط یک واژه نیست. فجر یک فرهنگ و یک معرفت است. معرفتی که به تو می آموزاند که منصف باشی، که قدر نعمت را بدانی که به موقع و درست تشخیص بدهی.
برادرتان؛ کمال رستمعلی

داوری در نامه سرگشاده به ری شهری اشهد خود را خواند

در پی انتشار کتاب خاطرات جدید حجه الاسلام ری شهری و بیان خاطراتی در این کتاب که محل بحث و اختلاف نظر قرار گرفت، دکتر عبدالرضا داوری نامه سرگشاده ای به حجت الاسلام ری شهری نوشت که در ادامه آن را به نقل از هماپرس می خوانید:

………………………………………

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط و لا یجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی واتقوا الله ان الله خبیر بماتعملون

حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای محمدی ری شهری

تولیت محترم آستان مقدس حضرت عبدالعظیم‫ حسنی‫(ع‫)

سلام علیکم

اخیرا مطالبی گزینش شده از کتاب جدید خاطرات جنابعالی در فضای رسانه ای کشور منتشر شده که حاوی انتساب جملاتی به امام خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در موضوع الحاق  سازمان حج و زیارت به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری توسط دولت نهم در اردیبهشت ٨٨ است که البته از طریق انتشار این جملات ، تلاش شده تا جناب آقای دکتر احمدی نژاد، به مخالفت با فرامین و منویات رهبری معظم انقلاب و ضدیت با ولایت فقیه متهم شوند!

از آنجا که این اقدام در قالب کتاب خاطرات اخیرالانتشار جنابعالی صورت گرفته، نکاتی تکمیلی راعرض مینمایم که درج آنها در کتاب مزبور حتما موجب تنویر افکار عمومی و قضاوتی صحیح در باب خاطرات و کارنامه جنابعالی خواهد شد:

اولا  سخنان منتسب به رهبر انقلاب، مادامی که از طریق دفتر معظم له منتشر نشده یا به تایید نرسیده، فاقد اعتبار بوده و حتی میتواند مصداق نشر اکاذیب تلقی شود لذا در بخش خاطرات مربوط به الحاق سازمان حج و زیارت به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری حتما تاییدیه سخنانی که به رهبر معظم انقلاب منتسب نموده اید را  اخذ و اعلام نمایید. اهمیت این موضوع از آنجاست که عبارات منتسب به امام خامنه ای در این بخش از کتاب خاطراتتان که مخالفت و مقاومت جناب دکتر احمدی نژاد ، رئیس جمهور سابق در برابر ولی فقیه را القاء میکنند، با سیاق سخنان و مواضع آشکار امام خامنه ای همخوانی ندارد.

بعنوان نمونه ، رهبر معظم انقلاب در آبان ٨٩، طی جلسه ای با اعضاء جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، نکاتی را بیان فرموده اند که کاملا با مطالبی که جنابعالی به معظم له در اردیبهشت ٨٨ منتسب نموده اید مغایر است. رهبر معظم انقلاب در این جلسه فرموده اند: «بنده از همه دولت‌ها حمایت کرده‌ام ولی این دولت با دولت‌های گذشته تفاوت دارد و فرق اساسی در این است که تلاش نمی‌کند حاکمیت دوگانه درست کند…در شرایط کنونی اختلاف ‌نظر هست و من هم برخی مسائل  را قبول ندارم اما الان اگر رهبری چیزی بگوید، رئیس‌جمهور می‌پذیرد و به آن عمل می‌کند»

منبع:

http://aftabnews.ir/vdcft0dyxw6dy1a.igiw.html

ثانیا برای آنکه موضوع مورد نظر جنابعالی در باب الحاق سازمان حج و زیارت به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، به شکل جهت دار یا تحریف شده روایت نشود، مقتضی است به لحاظ حفظ امانت، موضع دولت نهم در قبال نظر رهبر معظم انقلاب  که همان زمان از طریق جناب آقای دکتر غلامحسین الهام، سخنگوی دولت وقت اعلام شده بود را به ضمیمه کتاب خاطرات تان اضافه نمایید.جناب آقای دکتر الهام در تاریخ ١٣ اردیبهشت ٨٨ در ارتباط با موضوع الحاق سازمان حج و زیارت به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری طی مصاحبه با واحد مرکزی خبر اظهار داشت:‫«اجرای مصوبه شورای عالی اداری در خصوص الحاق سازمان حج و زیارت به سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی منوط به این بوده است که مقام معظم رهبری موافق با این الحاق باشند و پس از اطلاع از اینکه نظر مبارک ایشان این است که این الحاق درست نیست، اجرایی شدن این مصوبه ملغی شد و اصلا اجرایی نیز نشده است. تامین نظر رهبر معظم انقلاب مبنای کار دولت و اسباب خیر و صلاح کشور است. نظرات ایشان موجب توفیق الهی برای دولت است و همواره چراغ روشن راه دولت بوده و خواهد بود.  تصمیم شورای عالی اداری هم پس از دریافت این نظر ، ملغی شدن این مصوبه بوده است. بر همین اساس این مصوبه اجرایی نیز نشد و رسما هم شورای عالی اداری لغو آن را اعلام میکند. در عین حال اعلام نظر شورای عالی اداری درخصوص ملغی شدن الحاق سازمان حج و زیارت به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری فقط برای این است که به صورت رسمی در اسناد ثبت شود اما از زمان مطلع شدن از نظر رهبر معظم انقلاب در واقع این مصوبه ملغی شده بود و اصلا اجرایی نشد و در واقع از الان هم این اعلام می شود که مصوبه ملغی است.  اصلا مگر دولت می تواند از نظر مبنای فکری اش و از نظر اعتقادات مبنایی هیات دولت، موضوعی را که مخالف نظر مقام معظم رهبری باشد اجرایی کند؟ اساسا دولت موضوعی که خلاف نظرات ایشان باشد را مشروع نمی داند. چیزی که موافق نظر ایشان نباشد از اصل ملغی است و این مصوبه نیز از ابتدا مبتنی و منوط بر نظر ایشان بوده است و چون موافقت ایشان حاصل نشده است، این مصوبه ملغی است.‫»

منبع:

http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8802131318

ثالثا برای غنی ترشدن کتاب خاطراتتان لازم است برخی  فرازهای کارنامه مدیریتی تان در امور حج و زیارت مانند سه مورد زیر را یادآوری نموده تا به متن خاطرات تان افزوده شود:

مورد اول-شورای حج: بر اساس گزارش مرکز پژوهش های مجلس ، در دورانی که جنابعالی هدایت  شورای حج را بر عهده داشته اید هیچ یک از یازده نفر عضو حقوقی این شورا به جلسات دعوت نشده و این جلسات صرفا به صورت محفلی با حضور جنابعالی،آقای احمد مسجدجامعی‫(معاون وقت وزارت ارشاد‫) ، آقای محمد شریعتمداری ‫(معاون اجرایی دولت یازدهم‫) و آقای  محمدحسین رضایی‫(رئیس وقت سازمان حج و زیارت‫) بوده است. نکته جالب آنکه آقای محمد شریعتمداری به لحاظ قانونی و حقوقی نیز عضو شورای حج نبوده، لذا تمام تصمیمات اخذ شده در چنین شورایی فاقد وجاهت قانونی بوده است.

مورد دوم-شرکت عصرپرواز : بر اساس گزارش مرکز پژوهش های مجلس ، عملیات حج عمره در سال ١٣٧٩ به شرکتی به نام عصرپرواز که سابقه سفرهای زیارتی نداشته و پروانه فعالیت آن نیز از سوی سازمان گردشگری وقت لغو شده بود و در عین حال موسسین آن سوابق فعالیتهای امنیتی داشته اند ، واکذار  میشود تا ١۴۵ هزار زائر ایرانی را طی قراردادی با شرکت عربستانی ‫«حافل‫» به ارزش  ٣٢ میلیون دلار در همان سال به حج عمره اعزام نماید. در این رابطه شرکت عصرپرواز علاوه بر ارائه خدمات نامطلوب به زائران ایرانی و اسکان و تغذیه نامناسب و بی کیفیت ، بخش قابل توجهی از درآمدهای ارزی خود را به منظور فرار از مالیات به ایران منتقل نمی کند. نکته قابل تامل آنکه اولا قرارداد شرکت عصرپرواز با شرکت عربستانی ‫«حافل‫» تحت نظارت آقای رضا سلطانی شیرازی، پدر رئیس دفتر جنابعالی و مشاور رئیس وقت سازمان حج و زیارت، منعقد و اجرا شده ثانیا یک جستجوی اینترنتی ساده نشان میدهد  مدیران وقت شرکت عصرپرواز  که قرارداد مذکور را امضا کرده اند، یعنی آقایان محمدهادی ذوالانواری‫ با کد ملی ۲۲۹۶۶۳۲۳۴۳  و سیدمحمود یاسینی با کد ملی ‫۳۲۵۱۴۳۵۸۴۱ امروز هم از مدیران ارشد شرکت مهندسی خدمات ری سامان از شرکتهای بزرگ سرمایه گذاری وابسته به بخش اقتصادی تولیت آستان حضرت عبدالعظیم‫(ع‫) هستند و تحت نظارت جنابعالی فعالیت میکنند. اسناد این موضوع طی ٣٢  برگه در اختیار اینجانب قرار داشته که علاوه بر ارسال به دفتر  مقام معظم رهبری، آماده ارائه به جنابعالی برای انتشار در کتاب خاطراتتان است.

مورد سوم-همکاری با آقای یاسر هاشمی رفسنجانی: از سال ١٣٨٠ به بعد ، بر اساس تصمیمات شورای حج،  تمامی عملیات حج عمره  به دو شرکت ارس و وادی نور واکذار میشود. نکته قابل تامل آنکه بر اساس اسناد موجود، آقای یاسر هاشمی رفسنجانی یکی از ۴ سهامدار اصلی در هر دو شرکت  بوده و آقای سعید اوحدی ، رئیس فعلی سازمان حج و زیارت در دولت یازدهم نیز یکی دیکر از سهامداران و مدیران ارشد این دو شرکت بوده است.در اینجا به عملکرد و گزارشهای  خلاف واقع شرکت ارس در باب عملیات عمره به مسئولان کشور -که البته اسناد آن در اختیارم قرار دارد- وارد نمیشوم و فقط به این نکته بسنده می کنم که تصدی گری انحصاری دو شرکت فوق الذکر در عملیات عمره ، سالیانه بالغ بر ۶٠ میلیون دلار گردش مالی آنها را تامین می کرده است.

جناب آقای ری شهری!

اسنادی از این دست که می توانند در بررسی دقیق تر کارنامه مدیریتی و تدقیق خاطرات جنابعالی مورد استفاده قرار گیرند از جمله موضوع سپرده های های بانکی حج، انحصارات ایجاد شده در امر زیارت عتبات و… در اختیار اینجانب بوده و عنداللزوم آنها را در اختیار جنابعالی، مراجع ذیربط و محققان تاریخ معاصر قرار خواهم داد.

امیدوارم در این ماه مبارک رمضان، همه کردار و گفتارمان در جهت رضایت الهی و خدمت خالصانه و بی منت به مردم قرار داشته باشد.

توفیقات همه خادمان صدیق انقلاب اسلامی را از درگاه احدیت متعال مسئلت دارم.

اشهد ان لا اله الا الله

اشهد ان محمد رسول الله

و اشهد ان علی ولی الله

عبدالرضا داوری

تهران- ٨ تیر ٩۴

اعتراف مهم یکی از یاران رفسنجانی در مورد ثبت نام مرادش در انتخابات ۱۳۹۲

رضا سلیمانی، مدیرکل روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام، در پاسخ به نامه سرگشاده عبدالرضا داوری به رفسنجانی، خطاب به داوری نامه ای نوشته است که به نظر بنده مهمترین قسمت آن جمله زیر است:

«تمام رشته‌های شما و قیل و قال‌های سیاسی شما (احمدی نژادیها) را یک حرکت در حدّ ثبت‌نام ایشان (هاشمی رفسنجانی) در وزارت کشور بر هم زد.» (منبع)

در دو سال گذشته، در موارد گوناگونی، برخی احمدی نژادیها این تحلیل را بیان کرده بودند که ثبت نام رفسنجانی در انتخابات سال ۱۳۹۲، فقط به این خاطر بود که او خطر اصلی را صرفا اسفندیار رحیم مشایی می دید و از این طریق، هزینه رد صلاحیت مشایی را ، به عنوان کسی که محمود احمدی نژاد صراحتا او را به عنوان بدیل خود معرفی کرده بود، برای جمهوری اسلامی پایین بیاورد؛ به خصوص با توجه به محبوبیت جهانی احمدی نژاد. این تحلیل بعضا با ابراز شگفتی و تمسخر دیگران مواجه می شد. وقتی همین تحلیل را از زبان یکی از یاران رفسنجانی می شنویم، دیگر جایی برای تحقیر یا تمسخر، باقی نمی ماند. اساسا آن ادعا، دیگر تحلیل نیست، بلکه خبر است.

در این مورد، مطالعه یادداشتی را که در روز ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ با عنوان «پیام همزمانی یک ثبت نام: رفسنجانی فقط مشایی را خطرناک می داند» نوشته بودم مناسب می دانم.

حضور احمدی نژادی ها در دکه های مطبوعاتی

ویژه نامه سالگرد سوم تیرِ نشریه «مستضعفین» به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی دکتر معین ضابطی و سردبیری محمد دشتی و محمدامین خلیل زاده، از دیروز، سوم تیر در دکه های مطبوعاتی سراسر کشور توزیع شده است. در غیبت مطلق احمدی نژادیها در فضای رسانه های مکتوب، اقدام دوستانی که با کمترین امکانات و با زحمت و دردسر فراوان این ویژه نامه را تهیه کرده اند، قابل تقدیر است. امیدوارم این حرکت مطبوعاتی با قوت بیشتر، ادامه پیدا کند.

رنجنامه هدی و هانیه دختران محمدرضا رحیمی

شوربختی ما از زمانی آغاز شد که پدرمان آخرین تجربه مدیریتی‌ خود را آغاز کرد
***
بسم الله الرحمن الرحیم

«الذین إذا أصابَتهم مُصیبهٌ قالوا إنا لله و إنا إلیه راجعون»
از خداوند منان می‌خواهیم که ما را مشمول کلام خود گردانَد و توان و صبرمان دهد تا در مقابل مصائب سخت و سنگینی که پیش رویمان قرار گرفته است، شکیبایی پیشه سازیم.
مردم شریف کردستان، هم استانی‌های عزیز و همشهریان گرامی!
ای کاش پیش از این مجالی فراهم می‌شد تا از عمق جان با شما سخن می‌گفتیم و این گفتگو به چنین روزی نمی‌افتاد که بغض گلویمان را فشرده و اشکِ دیده‌هایمان، خونابه رخسار شده است.
در آغاز درود می‌فرستیم بر غیرتِ مردانتان و عطوفت و مهرِ زنان و دخترانتان که در سخت‌ترین روزهای عمر در سالیان اخیر نوازشگر روح آزرده و آسیب دیده مان بودید. و مهربانی‌های شما، دیروز و امروز تسلی‌بخش دلهای غم دیده مان گشته است. مهر شما افزون باد که تنهایمان نگذاشتید و شانه های آسیب دیده و رنجور ما را با کوه قامت خود پشتیبانی کردید.
اینک که در سوگ مادر مظلوم و رنج دیده مان که کوه صبر و استقامت بود و عمرش را در غیاب پدر، به پای ما و برای بزرگ شدن ما سپری نمود، نشسته ایم، خوب است استحضار داشته باشید سخن ما از مهرِ مادری، سخن امسال و سال قبل نیست؛ زیرا از زمانی که چشم باز کرده‌ایم در حسرت یک دلِ سیر دیدار پدر بوده‌ایم و اگر نبود عاطفه بی گلایه او، طاقتمان طاق می‌شد و دل به طوفان ناسپاسی می‌سپردیم.
از زمانی که چشم باز کرده‌ایم، چشم‌هایمان بر در می‌خشکید تا شاید یک شب قبل از خواب، پدر از کارِ شبانه‌روزی در استانداری کردستان به خانه بیاید! دوران کودکی و نوجوانی نیز به همین صورت گذشت و ما در عمرمان فرزند استاندار و نماینده مجلس، ریاست دیوان و معاون اول رئیس جمهور و مقامات مختلف کشوری و پست های کلیدی اجرایی، تقنینی و قضایی را تجربه کردیم اما خدایمان گواه است که آقازادگی را به معنی مرسوم و رایج و البته منفور امروزی، نه می‌شناسیم و نه برای آن تربیت شده‌ایم. وضع زندگی دیروز و امروز ما به گواه اسنادی که پدرم در ابتداء و انتهای خدمتش تقدیم مقامات قضایی کرده، گواه این ادعاست. تا به امروز زندگی ما چیزی جز حقوق کارمندیِ پدر و معلمیِ مادر نبوده است. نه سهمی در بورس داریم، نه سهامی در کارخانه‌ای و نه سفرهای غرب و شرق عالم را به چشم دیده‌ایم. الا سفر عمره‌ای که در دوره دانشجویی، خداوند بهره مان کرد هرچند آن هم مقدر نگردید. در نهایت ماحصل این ۳۴ سال خدمت، منجر به کسب نشان درجه یک خدمت شد و پدر نیز به بهای ۳۴ سال خدمت صادقانه، جز عناوینی اداری و البته امید به قبول خدمت از سوی خداوند، اندوخته‌ای ندارد. البته گله‌ای هم نداریم و خدا را شاکریم.
هم‌استانی های عزیز! می‌دانید پدر ما امروز دوران محکومیتش را بخاطر اخذ یک میلیارد و دویست میلیون تومان یا اندکی بیشتر یا کمتر، از فردی و مصرف تمامِ آن در جریان انتخابات مجلس شورای اسلامی سپری می‌کند. روالی که متاسفانه در همه ادوار مجلس شورای اسلامی متداول بوده است. اما بدانید که زندگی ما به گواه موجود، حتی ریالی آلوده به حرام نیست. گرچه این سخنِ ما ممکن است با تصورات شما و اخباری که شنیده‌اید، متفاوت باشد. اما دیگر مهم نیست که رسانه های داخل و خارج درباره ما و پدرمان چه قضاوتی می‌کنند، زیرا آموزه‌ای دینی و تربیتی به ما آموخته است که برخی داوری‌ها را به نزد داور اندازیم که او احکم الحاکمین است.
شوربختی ما از زمانی آغاز شد که پدرم آخرین تجربه ی مدیریتی‌ خود را آغاز کرد و هر روز از سایت‌ها و تریبون‌های مختلف، خبری و اتهامی بیان می‌شد. اتهاماتی دروغ و ساختگی که علیرغم همه تلاش‌های دروغ سازان هیچگاه به اثبات نرسید. دامنه ی اخبارِ منتشر شده، آنچنان وسیع شد که مادربزرگمان که بیش از هرکس پدرم را می‌شناخت، نتوانست آنها را تحمل کند و پس از دو بار سکته و مدتی افتادن در بستر بیماری به رحمت خدا رفت! پس از آن مادر صبور و مظلوممان که سالهای پرفراز و نشیب در کنار پدرم بود، با شنیدن اولین اخبارِ کذب، دچار بیماری شدید قلبی شد و دو بار تحت عمل جراحی باز قلب قرار گرفت و وضعیت جسمانی‌اش به حال غیر قابل وصفی رسید. اما به لطف خداوند پس از ۲۲ ماه بستری شدن در بیمارستان، وضعیت سلامتی نسبی را بدست آورده بود و در منزل، خود را برای جشن عقد یکی از دخترانش مهیا می‌نمود تا آنکه در روزهای سرد زمستان که هم‌زمان بود با رأی محکومیت پدرم، وقتی که بی تابی‌ها و دلهره‌های ما را با چشمان خود می‌دید و نای سخن گفتن نداشت و ما هم سعی می‌کردیم مادرمان خبر ناگوارِ محکومیتِ پدر را نشنود، ولی با تبلیغات وسیع صدا و سیما (بر خلاف فتوای صریح مقام معظم رهبری) و نیز چند برابر اعلام کردنِ جزئیاتِ حکم، و پس از مشاهده ی زیرنویس تلویزیون و مناظره‌های رنگارنگِ آن، متوجه عمق فاجعه شد و دچار حالت بحرانیِ قلب، همراه با سکته مغزی شد و مادرمان راهیِ بخشِ مراقبت‌های ویژه بیمارستان قلب شد و سپس پدرمان هم به زندان اوین منتقل شد و ما بین بیمارستان و اوین در حیرت و سرگردانی ماندیم و از آن زمستان سرد و غمگین، مادر عزیزمان دیگر چشمانش را به رویمان باز نکرد و در (۲۴ خرداد) بود که گوش و هوش نیز به دنیای دیگر داد. و اینک ما مانده‌ایم و غم از دست دادن او و بار اتهامات ناروا !
و پایان سخن آنکه بدانید: پدرمان گرچه در عالم سیاست و خدمت‌گزاری، سری پر شور و شخصیتی جسور دارد اما در عالم حلال و حرام، حساس و خدا ترس است. و البته ما چه می‌توانیم بکنیم جز آنکه بر مصائب رفته و مانده صبر کنیم و دست به دعا برداریم تا خداوند، خود داوری کند و پرده از چهره حقیقت بردارد و مظلومیت پدر و مادرمان به اثبات برسد. بار دیگر مهربانی‌هایتان را قدر دانسته و ارج می‌نهیم و برای سلامت و سربلندی شما دعا می‌کنیم.
هدی رحیمی – هانیه رحیمی

منبع: دولت بهار

موج اعلام مرزبندی جریان بهار با جبهه یکتا

در خبرها آمده است که روز دوشنبه ۲۵ خرداد، جبهه ای موسوم به «یاران کارآمدی و تحول ایران اسلامی» (یکتا) با محوریت برخی وزرای احمدی نژاد در دولتهای نهم و دهم اعلام موجودیت می کند.

در مورد اعلام موجودیت این جبهه، نکات زیر لازم به تذکر است:

۱- هر دسته و گروهی که به قانون اساسی جمهوری اسلامی پایبند است و بر اساس قوانین، می تواند تشکیل حزب و تشکل سیاسی بدهد، در انجام چنین کاری محترم است. از جمله افرادی که نام آنها در فهرست هیئت موسس حزب یکتا آمده است.

۲- جبهه یکتا، به دلیل نام اعضای هیئت موسس آن، قابلیت فراوانی دارد که به دکتر احمدی نژاد الصاق شود و نماینده احمدی نژادی ها وانموده شود. از سوی دیگر، برخی اعضای شاخص و نه همه اعضای هیئت موسس این جبهه در موضع گیریهای سالهای اخیر خود و در نوبتهای مختلفی از دکتر احمدی نژاد اعلام برائت کرده اند و خوراکهای تبلیغاتی لذیذی در اختیار رسانه های مخالف احمدی نژاد و جریان بهار قرار داده اند.

۳- دکتر احمدی نژاد در یکی دو سال گذشته از طرق مختلفی اعلام کرده است که تا اطلاع ثانوی، قصد فعالیت منسجم سیاسیِ معطوف به قدرت و از جمله حضور تشکیلاتی در انتخابات مجلس را ندارد.

۴- با توجه به وضعیت پیش گفته به نظر می آید رسانه های مخالف احمدی نژاد تمایل فراوانی خواهند داشت که جبهه یکتا را نمونه ای بارز از حضور «احمدی نژادیها» و نماینده تام و تمام «جریان بهار» در صحنه سیاسی کشور و از جمله انتخابات پیش روی مجلس جا بزنند. به دلایلی همچون:

– درست کردن یک «دیگری» کاذب و ضعیف برای خود در فعالیتهای سیاسی و انتخاباتی
– جا زدن شکست انتخاباتی جبهه ای که به ناحق از سوی این رسانه ها، نماینده احمدی نژادیها معرفی می شود، به عنوان شکست انتخاباتی احمدی نژاد و جریان بهار.

۵- در صورت پیروزی جبهه یکتا در عرصه سیاسی کشور نیز، اگر این جبهه با توجه به مطالب مطرح شده در بند ۲ و ۳ خود را نماینده جریان احمدی نژاد جا بزند و از طریق محبوبیت دکتر احمدی نژاد به پیروزیهایی برسد، این پیروزی، پیروزی مشروعی نخواهد.

۶- با توجه به تمام موارد یاد شده، امید است که هیئت موسس جبهه یکتا پایبندی خود را به اخلاق سیاسی نشان دهد و به صورت قاطع، در روز اعلام موجودیت خود و در تمام دوران فعالیت خود در آینده، اعلام کند که ارتباط تشکیلاتی با دکتر احمدی نژاد و اینهمانی با جریان بهار ندارد. هرچند قابل پیش بینی است که در صورت اعلام مرزبندی این تشکل با دکتر احمدی نژاد هم، جریان رسانه ای مخالف احمدی نژاد به تلاش خود برای الصاق این جبهه به احمدی نژاد ادامه دهد.

۷- چه جبهه یکتا پایبندی خود را به اخلاق سیاسی در موردی که گفته شد نشان دهد و چه نشان ندهد، محض محکم کاری لازم است که احمدی نژادیها، یا لااقل احمدی نژادیهایی که با مفاد این یادداشت موافق هستند، مرزبندی ضمن حفظ احترام خود را با این جبهه به صورت علنی اعلام کنند. تجربه فعالیتهای بنده در فضای مجازی نشان داده است که وبلاگها و همچنین صفحه های ما در شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک و گوگل پلاس و … دیده می شوند. هنوز دیده می شوند و اثرگذارند.

۸- نگارنده برای بسیاری از اعضای جبهه یکتا از جمله دکتر فریدون عباسی، جانباز هسته ای، شجاع، با انصاف و با درایت کشورمان، احترام فراوانی قائل است و امیدوار است عضویت اشخاصی همچون ایشان در هیئت موسس این حزب، با لحاظ کردن نکاتی باشد که در این یادداشت به آن اشاره شد. در غیر این صورت در آینده دریغ خواهد خورد که ای کاش امثال ایشان در تاسیس این حزب مشارکت نداشتند.

۹- از دوستانی که احتمالا در اعلام مرزبندی با این جبهه با نگارنده موافق هستند و احیانا در آن شرکت خواهند کرد، تقاضا می کنم رعایت تقوا و اخلاق را در اعلام مرزبندی خود داشته باشند.

حکایت اعطای جایزه بصیرت به مستند «کدام انحراف» در شهریور ۹۳

در جشنواره فیلم مقاومت که به تازگی برگزار شد، طیفی از دوستان حزب اللهی و دلواپس و عمار به مستند «کدام انحراف؟» (منتشر شده در بهار ۱۳۹۲) جایزه بصیرت اعطا کردند. کاش حوصله ای بود و در این مورد به تفصیل می نوشتم. اما در این میان نمی توانم از بازنشر تعبیر کوتاه یکی از دوستان در مورد اعطای جایزه به این مستند، آن هم بعد از بیش از یک سال از روی کار آمدن دولت روحانی و رخ دادن وقایعی که در این مدت دیده ایم، خودداری کنم:

«یکی پاش پیچ خورد، افتاد زمین، برای این که کم نیاره تا خونه سینه خیز رفت؛ قصه دادن جایزه به مستند کدام انحراف هم همینه.»

 

خاطره جالب عبدالرضا داوری از دوره بازداشتش

دکتر عبدالرضا داوری که به تازگی با اعطای وثیقه یکصد میلیون تومانی از بازداشت یازده روزه آزاد شده است در فیس بوک، خاطره جالبی نوشته است که مناسب دیدم بازنشرش کنم. فقط چون ممکن است بعضیها به سال ۹۲ اش توجه نکنند، محض محکم کاری اشاره می کنم که یادگاری مورد اشاره، مربوط به بازداشت موقت احمد سعیدی در سال گذشته بوده است نه حبس فعلی اش وگرنه احمد در حبس فعلی، در بند ۲۰۹ نیست.
عبدالرضا داوری چنین نوشته است:
«در بند ۲۰۹ هنگامی که به حمام رفتم بر در فلزی حمام این عبارت را دیدم: “وبلاگ نویس – احمد سعیدی ۹۲/۳/۶” این دستخط در غربت بند ۲۰۹ را مانند دوست آشنایی یافتم و دقایقی به آن خیره ماندم…»

پی نوشت: امروز (ساعاتی دیگر)، روز دادگاه دوست و برادر عزیزم «محمد رحمانی»، مدیر مسئول سایت مسدود شده «نکات پرس» است. لطفا برایش دعا کنید. ان شاءالله که دادگاهش ختم به خیر شود.

لینک مرتبط و روزانه: برگزاری چهارمین جلسه حلقه مطالعاتی توحید و عدالت، یکشنبه ۱۸ خرداد

 

عکس جدیدی از مهندس مشایی

عکسی که دیروز (۳۰ فروردین ۱۳۹۳) یکی از دوستان فیس بوکی (علی رادمان) از نماز خواندن مهندس مشایی در دفتر محله محمودیه گرفته است (البته دکتر عزیز هم در عکس هستند). همچنانکه در عکس مشخص است، ایشان نمازش را پشت میز می خوانده است.


مطلب تکمیلی: امروز (۳۱ فروردین ۹۳) و تا ساعت ۲۴، بزرگترین جهاد این است که اولا اگر به عنوان سرپرست خانواده، برای دریافت یارانه نقدی ثبت نام نکرده اید ثبت نام کنید، ثانیا به هرکس که می رسید از او در مورد اینکه ثبت نام کرده است یا نه سئوال کنید و اگر ثبت نام نکرده، به او یادآوری کنید که امروز آخرین مهلت است و تشویقش کنید که ثبت نام کند. اگر هم طرف سرپرست خانواده نیست از او بخواهید همین یادآوری و تشویق را در مورد سرپرست خانواده اش انجام دهد.

سایه هامان را به عصر بلند تابستان برسان

تقدیم به مهندس مشایی

زیبای زنبور به شهد وحی!
زیبای بازار زرکوبان!
شکوفه به دامن بریز و بگریز
و سایه هامان را به عصر بلند تابستان برسان
زخم را مرهم بگذار به عسل
تا تاولِ پا به بازار برقصد*
تا بچرخد،
آسمان به شوق ما
زنبور به شهد ما
تهمت به پیشانی پر شکوفه!

(اردیبهشت ۱۳۹۲)

——–
«نگاهها به قله» رد صلاحیت شد
پس به ناچار به دره ها سرازیر شدیم

(تیر ۱۳۹۲)

——–
* با اجازه از شاعر گرامی، بازار زرکوبان و رقص در بازار، اشاره ای است به سماع مشهور و در ملأ عامِ مولوی با صلاح الدین زرکوب در بازار زرکوبانِ قونیه که برخی سماع طولانی این دو را معرفی صلاح الدین به عنوان جانشین مولوی می دانند. (حامد)