سرلشکر

در این زمستانِ بی برف
از نگاه تو، یک لشکر آدم برفی ساخته ام.
آفتاب تابستان هم نمی تواند لشکر آدم برفی هایم را شکست دهد.

قیصرِ عشق

چقدر خوشبختند شاعرها که تلاطم احساسات و معانی در دلشان حبس نمی شود و می توانند آنها را بیرون بریزند! پارسال همین وقتها، چند روزی بود که حس و تصاویری کاملا شبیه شعر زیر (تاکید می کنم «کاملا شبیه») در سرم موج می زد و خوب چون شاعر نیستم خیلی آزار می دیدم که نمی توانم آنها را بیرون بریزم. این سه خط، دست و پازدنِ ناشیانه ای بود برای رهایی از این آزار که البته مثل همیشه بی فایده بود.
تنهایی رفته بودم کتابفروشی نشر ثالث. نمی دانم چرا تا آن روز، هنوز «دستور زبان عشق» قیصر امین پور را نخریده بودم. در قسمت کتابهای شعر، چشمم خورد به «دستور زبان عشق». به قصد خرید، کتاب را از قفسه برداشتم. در جا شعری را که پشتِ جلدِ کتاب چاپ شده بود، خواندم. باورکردنی نبود. به شدت شوکه و ذوق زده شدم. این هم، آن شعرِ قیصر:

سفر ایستگاه

قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود

و من چقدر ساده ام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
به نرده های ایستگاهِ رفته
تکیه داده ام!

۲۵ میلیون نفر بازیچه

«شیوخ»، «عقلای قوم»، «ریش سفیدان»، «میانه روها»، «معتدل ها»، «نخبه گان»، «کوفت»، «زهرمار».
۲۵ میلیون نفر اصلا به میدان آمدند که اینها دیگر میدان دار نباشند. ما با رای خود اعلام کردیم نمی خواهیم فراعنه، مصلحت ما را تشخیص دهند. ما قانع و راضی بودیم که رای ما، مرحله اول فرآیندی طولانی مدت و آرام برای کوتاه کردن دست فراعنه و قارونها از سرنوشت مردم باشد و خیال هم می کردیم قرار است اینگونه باشد. حالا دوباره روز از نو روزی از نو؟ به همین راحتی احساسات ما را بازیچه می کنید که دلتان به رای ۴۰ میلیونی مردم به اصل نظام خوش باشد و دیگر هیچ؟
اگر قرار باشد خواست مردم اینگونه نادیده گرفته شود، رای آنها فقط تزئینی و محض دلخوش بودن به این باشد که ۸۵ درصد مردم در انتخابات شرکت می کنند، ‌دیگر در هیچ انتخاباتی شرکت نخواهم کرد. به نوبه خودم ۴ سال صبر خواهم کرد و اگر بر خلاف رای مردم،‌ در آن زمان هنوز فراعنه سرنوشت ما را تعیین کنند در هیچ انتخاباتی شرکت نخواهم کرد. اعصاب و وقت و احساسات ما که بازیچه نیست.

دنیای گوسفند

هنوز هم به بهانه سرکوب القاعده؟ آن هم القاعده و شیعیان یمن؟
یعنی دنیا اینقدر گوسفند شده است؟ عجب دنیای احمق و مزخرفی که یک دولت پُر اِهن و تُلُپ، مثل آمریکا می تواند به همین راحتی، اتهام همکاری شیعیان یمن و القاعده را مطرح کند، بر اساس این ادعای سوپر مضحک و پارادوکسیکال دست به حمله نظامی بزند و کسی هم صدایش در نیاید! عجب دنیای مزخرفی!

توی دلم

همسرم: پسرم این برای باباست. از بابا اجازه گرفتی که برش داشتی؟
احمدرضا (پسرم): آره اجازه گرفتم، توی دلم.