آرمان فلسطینی سران عرب

پریروز: آزادی تمام فلسطین

دیروز: آزادی کرانه باختری و نوار غزه و تشکیل دولت فلسطینی در این مناطق (یعنی ۲۲ درصد خاک فلسطین) به پایتختی تمام بیت المقدس

امروز: آزادی کرانه باختری و نوار غزه و تشکیل دولت فلسطینی در این مناطق به پایتختی بیت المقدس شرقی

فردا: ؟

———-
بیت المقدس غربی که از سال ۱۹۶۷ در قبضه یهودیان است. محض اطلاع، در پی سیاستهای شهرک سازی صهیونیستها در بیت المقدس شرقی و اخراج تدریجی فلسطینیها از این منطقه و مصادره خانه هایشان، در حال حاضر، برخلاف تصور رایج، اکثر جمعیت بیت المقدس شرقی را هم نه مسلمانان، بلکه یهودیان تشکیل می دهند. خداحافظ بیت المقدس! خداحافظ مسجدالاقصی! ما مسلمانان فقط بلدیم شعار بدهیم.

سال گند و مزخرف و سیاه ۱۳۸۸

اینقدر لجم می گیره از این وبلاگای حزب اللهی که قیافه گرفته اند و سال ۱۳۸۸ را سالی بسیار خوب و نقطه عطفی درخشان در تاریخ انقلاب اسلامی و از این مزخرفات ارزیابی کرده اند که نگو. فکر کرده اند اِند بصیرت و تیزبینی و دوربینی و کلان نگری و باطن نگری و این مزخرفات هستند. اصلا هم سال خوبی نبود. بره گم شه!

پرونده یهودشناخت در ویژه نامه روزنامه ایران

روزنامه ایران، دو جلد ویژه نامه نوروزی منتشر کرده است. نام جلد اول این مجموعه رمز عبور است که به بازخوانی تاریخ ۳۰ ساله انقلاب اسلامی پرداخته است.

در قسمت مربوط به سال ۱۳۵۹ این ویژه نامه، صفحه های ۴۴ و ۴۵، پرونده ای که در تاریخ ۸ آبان ۱۳۸۸در این وبلاگ، در مورد شهید آیت منتشر شده بود، با اندکی تلخیص بازنشر شده است. در آن پرونده (که البته هنوز باز است و در صورت دریافت اطلاعات بیشتر تکمیل می شود) برای اولین بار، ادعای شهید آیت در مورد فراماسونر بودن میرحسین موسوی و نیز وجود ابهاماتی در ترور شهید آیت، با صراحت منتشر شده بود. آن پرونده شامل این قسمتها بود:

۱٫مقدمه
۲٫شهید آیت، میرحسین موسوی و فراماسونری
۳٫ابهامها در ترور آیت در مصاحبه با فرزند شهید
۴٫شهید آیت و مظفر بقایی

البته مسئولان ویژه نامه رمز عبور، به اشتباه، در عوض نام بنده، نام واسطه ای را که مطلب را به آنها رسانده است در بالای مطلب درج کرده اند. به دلیل اطمینانی که به حسن نیت این دوستان دارم، این اشتباه را قابل اغماض می دانم. به هر حال خوشحالم مطلبی که تهیه کرده بودم در بهترین جایی که می توانست منتشر شود، منتشر شد.

پایان افسانه سبورجیان!

نام خانوادگی سابق دکتر احمدی نژاد، صباغیان بوده است، نه سبورجیان. برای خواندن توضیحات بیشتر، اینجا را کلیک کنید. من مانده ام که در این بین، روزنامه گاردین، چقدر نامردی کرده و با قیافه حق به جانب و فیگور انصاف و حرفه ای گری، ما را بازی داده است.

رابطه قانون پذیری و سخنوری

با نگاهی به روانکاوی لاکان

تازگیها فکر می کنم هرچه شخص، تعداد گزاره هایی که در دل و ذهنش به درستی آنها یقین دارد بیشتر باشد، سخنور تواناتری است. روان تر صحبت می کند. طولانی تر صحبت می کند. بدون لکنت صحبت می کند. منسجم و استوار صحبت می کند. از طرف دیگر هرچه شخص، شکاک تر باشد و گزاره هایی که در زندگی اش به درستی آنها یقین دارد کمتر باشد، زبانش به سمت لکنت و از هم گسیختگی سیر می کند. پریشان سخن می گوید. بریده، بریده و کوتاه، کوتاه صحبت می کند. سکوت را ترجیح می دهد.

نکته دیگر در مورد این دو سوی طیف از اشخاص، این است که اشخاصِ یقینی، قانون پذیرتر و منظم ترند و در سوی دیگر، افرادِ شکاک، میل به آنارشی دارند و نظم پذیر نیستند. قانونی که می گویم می تواند شرعیات یا قوانین اجتماعی، یا هر دوی اینها باشد.

امروز داشتم به همین قضیه فکر می کردم که به نظرم رسید یکی از ادعاهای روانکاوانه ژک لاکان برایم مفهوم و روشن شد. لاکان، روانکاو معاصر فرانسوی، زبان پیچیده ای دارد. لااقل آن مطالبی که در ایران درباره او نوشته یا ترجمه شده اند، زبان غامضی دارند. چند سطری که در ادامه می نویسم با این فرض نوشته شده است که خواننده آن، تا حدی با اندیشه های لاکان آشنایی دارد.

لاکان به سه امر خیالی، نمادین و واقعی در روان انسان قائل است. در اینجا حرف من مربوط به امر نمادین است. امر نمادین از نظر لاکان، ساحت زبان و ساحت قانون پذیری و به قول او، «قانون پدر» است. لاکان، ورودِ انسان به ساحت امر نمادین را در حدود دو سالگی می داند. حرف و ادعای لاکان این است که کودک در این سن، با پذیرشِ «قانون پدر»، پا به دنیای زبان می گذارد. یعنی، زبان آموزی پس از پذیرش قانون پدر و مناسبات قدرت برای کودک میسر می شود. برای من، این ادعا بسیار غیرقابل فهم بود و بی ربط به نظر می رسید. آخر چه ربطی وجود دارد بین اینکه تو سیادت پدر را بپذیری و اینکه بتوانی به حرف بیایی؟

حالا به جملاتی که در ابتدا نوشتم برمی گردیم. انسانِ یقینی، انسانِ قانون پذیر است. به بیان دیگر، انسانِ قانون پذیر، انسانی است که یقینیاتش بیشتر است. و نکته اینجاست که درست همین انسان است که بهتر سخنوری می کند. می بینید که باز هم به رابطه بین قانون پذیری و سخن ورزی رسیده ایم. شاید بتوان گفت لاکان از یک سمت و ما از سمتی دیگر، به یک جا رسیده ایم.

***
پی نوشت۱: از خود لاکان اگر اشتباه نکنم تا به حال کتابی به فارسی ترجمه نشده است. درباره او اما چند کتاب منتشر شده است. تا جایی که به یاد دارم، اینها را درباره لاکان خوانده ام:
۱- مبانی روانکاوی فروید – لکان، کرامت موللی، نشر نی
۲- لاکان: بررسی شخصیت، اندیشه و آثار، داریان لیدر و جودی گرووز، ترجمه محمدرضا پرهیزگار، موسسه فرهنگی پژوهشی چاپ و نشر نظر
۳- مفاهیم کلیدی در مطالعات سینمایی، سوزان هیووارد، ترجمه فتاح محمدی
۴- مقدمه ای بر نظریه فیلم، رابرت استم، ترجمه به کوشش احسان نوروزی، سوره مهر

دو منبع اخیر به طور خاص در مورد روانکاوی لاکان نیستند اما به ویژه در اولی، توضیحات نسبتا مبسوطی در مورد روانکاوی لاکان وجود دارد.

۵- لاکان – هیچکاک، اسلاوی ژیژک، ترجمه مازیار اسلامی
۶- پاریس – تهران (سینمای عباس کیارستمی)، مازیار اسلامی ، مراد فرهادپور

دو منبع اخیر را جسته گریخته و ناکامل خوانده ام و البته دومی هم به طور خاص در مورد لاکان نیست اما اشاراتی به روانکاوی او را شامل می شود.

پی نوشت۲: هرچند نظریه ها و اندیشه های لاکان و فروید را در بعضی موارد بسیار جالب و قابل استفاده می دانم اما آنها را وحی منزل نمی دانم و اتفاقا در برخی موارد آنها را به شکل بسیار آشکاری، ذوقی، ذهنی و حتی مسخره یافته ام و مانده ام که آنها را با چه اعتماد به نفسی مطرح کرده اند و علاقه مندانشان چه نگاه خطاپوشی داشته اند که آنها را پذیرفته اند.

نظر امام در مورد بیانیه ۸ مارس همسر نخست وزیر امام

شاید بیانیه واضع نظریه روشنفکرانه «فرزند آذربایجان، داماد لرستان» را به مناسبت روز ۸ مارس خوانده باشید. فعلا کاری به این نداریم که چطور روز زن، برای این خانمِ مسلمانِ انقلابیِ خطِ امامی، نه  روز ۲۰ جمادی الثانی (روز تولد حضرت فاطمه زهرا) که روز ۸ مارس است. کاری هم به این نداریم که ایشان همان خانمی است که نمایشِ کپیِ سیاه و سفید عکس ۳ در ۴ محجبه اش، آن هم در نمایی دور و باز، در مناظره تلویزیونی، توهین به ناموس مهندس موسوی جار زده شد. کاری به این نداریم که اصلا مساله ناموس محسوب شدن زنها، به هیچ وجه با آن فیگورهای فمنیستی خانم رهنورد در فیلم انتخاباتی موسوی و این بیانیه سوپر فمنیستی شان جور در نمی آید. در اینجا فقط، نظر امام خمینی را در مورد بیانیه ۸ مارسِ همسر خط امامی نخست وزیر امام می خوانیم:

«هرکس به تساوی حقوق زن در ارث و طلاق و مثل اینها که جزء احکام ضروری اسلام است معتقد باشد و لغو نماید، اسلام تکلیفش را تعیین کرده است.»

امام خمینی، صحیفه امام، ج۱، صفحه ۱۴۸

پی نوشت: با عرض معذرت از جناب سیدحسن خمینی به خاطر غیر رحمانی و غیرروشنفکرانه بودن جمله نقل شده از امام!

بابای طه دختره!

احمدرضا، روزی سه چهار ساعت مهدکودک می رود. یکی از پسربچه هایی که به همان مهدکودک می آید، اسمش طه است. مادرِ طه، هر وقت دنبال پسرش می آید، دخترِ ۹، ۱۰ ساله اش هم با او هست. احمدرضا چند وقت پیش ضمن صحبت کردن از طه می گفت:
– بابای طه، دختره!
***
توضیح: برای احمدرضا در عالم کودکی اش اینطور جا افتاده است که یا مادر بچه ها به دنبال آنها می آیند و آنها را از مهدکودک به خانه می برند یا پدر بچه ها. همچنین برای او اینطور جا افتاده است که نفر دومی که در کنار مادر قرار می گیرد، پدر است. یعنی زوج «مادر و پدر» برای او تعریف شده تر از زوج «مادر و دختر» است. بنابراین، آن دخترِ ۹، ۱۰ ساله ای که مادرِ طه را همراهی می کند، از نظر احمدرضا، پدرِ طه است.

برای مسافر آرمانشهر

سلام

اول، عید میلاد رسول رحمت، حضرت محمد، صلوات الله علیه و آله، را به شما تبریک می گویم.

از وقتی در کامنتهای شما، شوق آشنایی با برخی موضوعاتی را که مورد علاقه ام هستند و تا حدی با آنها آشنایی دارم، دیدم در این فکر بودم که چند کتاب (و فیلم) را به شما معرفی کنم. امروز که متوجه شدم جدی هستید، خودتان دست به کار شده اید و دو تا از کتابهای شهید آوینی را خوانده اید، بر خودم لازم دیدم که فکرم را عملی کنم. ایمیل شما را ندارم، پس تنها راه معرفی این کتابها (و فیلمها)، همین وبلاگ است. البته این کتابها و فیلمها به نظر من آنقدر مهم و عزیز هستند که مطالعه و دیدن آنها را به دیگر خوانندگان وبلاگ هم توصیه کنم. بعضی از آنها را شاید تا به حال به بیشتر از ده نفر هدیه داده باشم.

فقط قبل از فهرست کردن نام کتابها به دو نکته اشاره می کنم:

۱-بعضی از این کتابها را من هفت هشت ده سال پیش و بلکه در زمانی دورتر خوانده ام و «شاید» در آن شرایط سنی و زمانی اثری بر من داشته اند که اگر حالا دوباره آنها را بخوانم چنین اثری نداشته باشند. البته این نکته را در حد «شاید» می گویم و بعید می دانم که با مطالعه دوباره، نظرم چندان تفاوتی با قبل داشته باشد.

۲- بیشتر این کتابها را می توانید از کتابفروشی نشر معارف (خیابان انقلاب اسلامی، زیر پل کالج) و کتابفروشی انتشارات روایت فتح (خیابان شهید قرنی، بالاتر از میدان فردوسی، سمت راست) خریداری کنید. و اما کتابها:

الف) در مورد شهید آوینی:

اندیشه های شهید آوینی به خصوص در زمان طرح آنها، بسیار خلاف معمول بوده اند. شاید هضم و پذیرش اندیشه های آوینی، حتی برای بسیاری از مذهبی ها و حزب اللهی های دوآتشه که آشنایی با فضای فکری او ندارند در مواجهه اول مشکل باشد. من اگر بخواهم کسی را با آوینی آشنا کنم ترجیح می دهم اول مطالعه سه چهار تا کتاب و ویژه نامه و فیلم را که درباره زندگی و اندیشه آوینی تولید شده اند توصیه کنم. فردی که با فضای فکری آوینی آشنایی نداشته است، بعد از مطالعه این کتابها و ویژه نامه ها، با نگاه همدلانه تری کتابهای او را خواهد خواند و بهتر می تواند درک کند که او چه می گوید.

۱- همسفر خورشید: این کتاب به کوشش علی تاجدینی و توسط نشر قبله به مناسبت اولین سالگرد شهادت آوینی منتشر شده است. من این کتاب را در سال ۱۳۷۳ خواندم و راستش را بخواهید تا حد زیادی با همین کتاب، شیفته آوینی شدم. اگر اشتباه نکنم تا به حال چند نوبت چاپ شده است.

۲- فیلم مستند «مرتضی و ما»: این فیلم را کیومرث پوراحمد اگر اشتباه نکنم در همان سال شهادت سید مرتضی آوینی (۱۳۷۲) ساخته است. خوشبختانه موسسه روایت فتح در قالب سی دی آن را منتشر کرده است و در بازار موجود است. فیلم دیدنی ای است. (البته این فیلم را هم حول و حوش سال ۱۳۷۳ دیده ام و به تازگی آن را ندیده ام.)

۳- تا به حال چند ویژه نامه در قالب مجله و روزنامه در مورد آوینی منتشر شده که در مراسم های سالگرد ایشان توزیع می شده اند که بعید می دانم بتوانید آنها را پیدا کنید. (مگر اینکه خودم به نحوی آنها را به شما برسانم). اما ماهنامه سوره (ماهنامه ای که شهید آوینی، موسس و سردبیر آن بود) در دوره جدید انتشارش و مخصوصا در شماره های ۱ تا ۳۰ این دوره (یعنی دوره سردبیری وحید جلیلی) به تناوب، مقالات و مصاحبه های خواندنی و خوبی در مورد آوینی منتشر کرده است که می توانید با کمی حوصله در این آدرس اینترنتی آنها را پیدا کنید:

 http://www.iricap.com/magissuelist.asp?magid=4

(داخل پرانتز: به طور کلی مطالعه ماهنامه سوره به سردبیری وحید جلیلی – یعنی شماره های ۱ تا ۳۰-  و ماهنامه «راه» را که ادامه سوره جلیلی است و در حال حاضر منتشر می شود توصیه می کنم.)

۴- «سینما و افق های آینده؛ جست و جویی در آرا و افکار سیدمرتضی آوینی»: این کتاب کم حجم را حسین معززی نیا نوشته و همین امسال (۱۳۸۸) توسط مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، منتشر شده است. هرچند این نقد را به معززی نیا دارم که سعی می کند دوز روشنفکری آوینی را بیشتر از آنچه در واقع بوده است نشان دهد، اما این کتاب برای ورود به اندیشه های سینمایی آوینی و مطالعه سه جلد کتاب «آینه جادو»ی او، کتاب بدی نیست.

۵- «مرتضی آیینه زندگی ام بود». این کتاب را نشر کمان در قطع پالتویی (کمی بزرگتر از قطع جیبی)  منتشر کرده است و حجم زیادی ندارد. معرفی شهید آوینی از زبان همسر ایشان است. کتاب بدی نیست.

به نظر من بهتر است بعد از خواندن و دیدن موارد فوق، شروع به مطالعه نوشته ها و کتابهای آوینی کنید. مطاله چهار مورد اول و به خصوص، ‌سه مورد اول، ضرورت بیشتری دارد.

ب) در مورد شهدا و جنگ:

انتشارات روایت فتح، مجموعه کتابهایی منتشر کرده است با عنوان «نیمه پنهان ماه». کتابها در قطع پالتویی و تقریبا کم برگ هستند. یعنی تقریبا می شود در یک نشست آنها را خواند. این کتابها، معرفی برخی از سرداران شهید از زبان همسران آنها هستند. چند جلد از این کتابها واقعا خواندنی هستند و به نظر من هرکس آنها را نخوانده باشد، نیمی از عمرش در فنا است. کتابهای:

۱- شهید چمران
۲- شهید همت
۳- شهید حمید باکری

(از این سری، کتابهای شهید دقایقی، مهدی باکری، عبادیان و ناصر کاظمی هم خوب هستند.)

۴- همین ناشر، کتابهایی در مورد شهدایی که جانباز شیمیایی بوده اند منتشر کرده است به نام «اینک شوکران». این کتابها هم مثل مجموعه نیمه پنهان، معرفی شهدا از زبان همسران آنها هستند و قطع پالتویی دارند. جلد اول این مجموعه که در مورد شهید «منوچهر مُدِق» است، کتابی است فوق العاده دلنشین. پس از مطالعه این کتاب تا هفته ها حالت روحی خوش و عجیبی داشتم. خودتان را به هیچ وجه از مطالعه آن محروم نکنید.

۵- حماسه یاسین: این کتاب،‌ خاطرات سیدمحمد انجوی نژاد یکی از رزمندگان گردان یاسین از عملیات کربلای ۴ است. خواندنی است. ای کاش می شد کسی پیدا شود و بتواند بدون اینکه کتاب را خراب کند، آن را به فیلم تبدیل کند.

۶- «نه آبی، نه خاکی»، نوشته علی موذنی، انتشارات سوره مهر: این کتاب هرچند رمان است، اما به نظرم در بازسازی واقعیت یکی از عملیات های جنگ و روحیات رزمندگان بسیار موفق بوده است. کتاب دلنشینی است. سالها پیش این کتاب را در حرم امام رضا خواندم و یادم هست که حال خوبی از خواندن آن داشتم.

۷- «دا»، انتشارات سوره مهر: این کتاب، خاطرات «سیده زهرا حسینی» از روزهای مقاومت ۳۵ روزه خرمشهر و روزها و سالهای پس از آن است. کتابِ مفصلی است که در نگاه اول ممکن است به نظر بیاید خواندنش خیلی حوصله می خواهد، اما به جهت آشنایی با حال و هوای عجیب جوانان آرمانگرای اواخر دهه ۱۳۵۰ و دهه ۱۳۶۰ و حضور دختران و زنان در مقاومت خرمشهر بسیار جالب است. احتمالا می دانید که این کتاب در نیمه سال ۱۳۸۷ منتشر شده و از آن زمان تا به حال به چاپ صدم رسیده است که رکوردی بی سابقه است. البته تیراژ یک کتاب، ملاک قطعی خوبی یا بدی آن نیست اما حتما ملاک جذابیت و خوش خوان بودن آن است.

۸- دفتر آبی: این کتاب مجموعه اشعار مرحوم ابوالفضل سپهر، شاعر جوان دفاع مقدس است. شعرهای سپهر برای بزرگسالان سروده شده اند، اما در قالب اشعار کودکان (مثل اتل متل و…) هستند، بنابراین بسیار تاثیرگذارند. من این سعادت را داشتم که بیشتر اشعار او را در مجالس شعرخوانی اش از زبان خودش بشنوم. شعرهایش را از عمق جان می خواند و لاجرم بر دل می نشستند. تقریبا تمام شنوندگان، شدیدا به گریه می افتادند. شنیدن این اشعار از زبان خود سپهر و در حضور خود او لطفی دارد که شاید دیدن و شنیدن سی دی شعرخوانی او آن لطف را نداشته باشد. همینطور دیدن و شنیدن شعرخوانی او از روی سی دی لطفی دارد که در خواندن شعرهایش از روی کتاب و مجله وجود ندارد. بنابراین اگر می توانید در کنار کتاب او، سی دی های شعرخوانی اش را هم حتما پیدا کنید و ببینید.

۹- مستند «سردار خیبر»: این مستند چند قسمتی حدود ۱۲، ۱۳ سال پیش در مورد شهید محمدابراهیم همت تهیه شده و کاری از گروه روایت فتح است. تا چند سال پیش که در جریان بودم، سی دی این مجموعه در بازارموجود بود و به احتمال زیاد هنوز هم موجود باشد. (در این مستند، همسر شهید همت محوریت زیادی دارد. من موضعگیریهای سیاسی اخیر همسر شهید همت را اصلا نمی پسندم ولی این موضعگیریهای جدید، ربطی به عالی بودن این فیلم و کمکی که به شناخت شهید همت می کند ندارد.)

شک نداشته باشید همه کتابها و فیلمهایی که معرفی کردم ارزش مطالعه و وقت گذاشتن دارند. اگر احتمالا ظرف چند روز آینده موارد دیگری به یادم آمدند، نام آنها را همینجا اضافه می کنم. ضمنا هرکدام از کتابها و فیلمها را که پیدا نکردید و یا تمایل نداشتید که آنها را بخرید، شاید بشود به نحوی آنها را به شما رساند، بدون اینکه هویت شما که می خواهید مخفی بماند، برای من معلوم شود. ان شاءالله اگر کمک دیگری هم از دست من بربیاید دریغ نخواهم کرد. امیدوارم مسافر آرمانشهر باشیم و بمانیم.