الحمدلله با مصوبه مجلس از آمریکا جلو زدیم

لزوم تجمعی دیگر در برابر مجلس

شاید می شد تا مدتی پیش، مصوبه شگفت انگیز مجلس در خرداد ماه گذشته در مورد دانشگاه آزاد را یک مصوبه استثنایی به حساب آورد، اما مصوبه مجلس در مورد پذیرش دانشجوی پولی در دانشگاههای دولتی و از آن بدتر و فاجعه تر، مصوبه اخیر مجلس در مورد انتخاب رئیس بانک مرکزی، نشان داد که مجلس خودش اصرار دارد نماینده سرمایه و نه مردم قلمداد شود.

روز ۲۳ آبان، مجلسیان بدون سر و صدا و در کمال خونسردی، طرحی را به تصویب رسانده اند که در صورت اجرایی شدن آن، جمهوری اسلامی ایران از نظر سرمایه سالاری، از نظام ایالات متحده آمریکا هم جلوتر می افتد!

آنهایی که قدری در «اقتصاد سیاسی» مطالعه داشته اند حتما خوانده اند که «فدرال رزرو» آمریکا، که همان بانک مرکزی آمریکا باشد، کانون نفوذ اقتصادی سرمایه داران این کشور است و سرمایه داران آمریکایی از طریق این سازمان، سلطه اقتصادی خود را تحکیم می کنند. اما جالب اینجا است که بدانیم رئیس فدرال رزرو آمریکا را به طور مستقیم نه سرمایه سالاران و بخش خصوصی این کشور که رئیس جمهور آمریکا تعیین می کند. مجلس شورای اسلامی اما در روز سیاه ۲۳ آبان، طرحی را به تصویب رسانده است که بر اساس آن، اولا رئیس جمهوری اسلامی ایران، دیگر عضو مجمع عمومی بانک مرکزی نیست، ثانیا اختیار عزل و نصب رئیس بانک مرکزی کشور از دست رئیس جمهوری خارج می شود و می افتد به دست رئیس مجمع عمومی بانک که بر اساس مصوبه جدید، متاثر از سرمایه داران بزرگ کشور خواهد بود.

جالب اینجاست که طرفداران این مصوبه، ذوق زدگی خود از تصویب این طرح را با این دلیل توجیه می کنند که این مصوبه به استقلال بانک مرکزی می انجامد. از این حضرات باید پرسید از کی تا به حال استقلال بانک مرکزی ارزش شده است که به خاطر مستقل شدن این بانک باید خوشحال باشیم؟ چه کسی گفته است که این بانک باید مستقل باشد؟ مگر اصل ۴۴ قانون اساسی، صراحتا «بانکداری» را جزو بخش دولتی اقتصاد کشور تعیین نکرده است؟ بفرمایید قانون اساسی کشک است و خیال ما را راحت کنید دیگر!

خدا کند آن جوانانی که برای مصوبه ننگین مجلس در مورد دانشگاه آزاد به موقع در صحنه حضور پیدا کردند و الحمدلله اعتراضاتشان به ثمر نشست، از اعتراض سریع به این مصوبه که خطراتش به مراتب می تواند از مصوبه مجلس در مورد دانشگاه آزاد بیشتر باشد غافل نشوند و امیدوارم شورای محترم نگهبان، همانگونه که مصوبه مجلس در مورد دانشجویان پولی را خلاف قانون اساسی اعلام کرد، این مصوبه را هم که آشکارا بر خلاف اصل ۴۴ قانون اساسی است بر خلاف قانون اساسی اعلام کند.

رقص والس با بشیر

انیمیشن ۸۰ دقیقه ای «والتز با بشیر» (Waltz with Bashir)، قابلیت پخش از تلویزیون جمهوری اسلامی را دارد و نمی دانم بعد از دو سال، چرا هنوز پخش نشده است. البته می توان حدسهایی زد. شاید چون تولید کننده آن اسرائیلی است و سیمای جمهوری اسلامی نمی خواهد و نمی تواند از یک شرکت اسرائیلی خرید کند. امیدوارم دلیلش همین باشد، نه ندانم کاری شایع در صداوسیما.

«والتز با بشیر»، روایتی است از کشتار در اردوگاه فلسطینی «صبرا و شتیلا» در غرب بیروت در شهریور ۱۳۶۱، توسط فالانژهای مسیحیِ هم پیمان اسرائیل. کشتاری که در زمان اشغال بیروت توسط رژیم صهیونیستی صورت گرفت و طی آن حدود ۳۰۰۰ فلسطینیِ غیر نظامیِ زن و مرد، از کودک تا کهنسال به قتل رسیدند. کشتاری که با مجوز و چراغ سبز نیروهای اسرائیلی که اردوگاه را در محاصره داشتند صورت گرفت. این انیمیشن، کاری از «آری فولمن» است که آن را بر اساس مشاهدات و خاطرات خودش ساخته است. او در زمان این کشتار، سرباز رژیم صهیونیستی بوده و در بیروت حضور داشته است.

تا امشب که فیلم را ندیده بودم، اسم آن برایم عجیب بود: «والتز با بشیر». برایم جای سئوال بود که چرا اسمش را نگذاشته اند «والتز و بشیر». با دیدن فیلم، کاشف به عمل آمد که منظور از والتز، همان کلمه ای است که در متون فارسی آن را «والس» می نویسند و والس هم که نوعی رقص است. بنابراین ترجمه گویای نام فیلم به زبان فارسی می شود: «رقص والس با بشیر». در دقیقه ۵۷ فیلم، شاهد تیراندازی جنون آمیز سربازی اسرائیلی هستیم در حالی که مشغول رقص والس است و پوسترها و بیلبورد بزرگی از چهره «بشیر جُمَیل» در صحنه تیراندازی او وجود دارد. بشیر جمیل، فرمانده فالانژها بود. او هم پیمان صهیونیستها بود و به برکت اشغال لبنان و پایتخت آن توسط اسرائیلی ها، به ریاست جمهوری لبنان رسید. اما ریاست جمهوری او دیری نپایید و در یک بمب گذاری کشته شد. فالانژها، چند روز بعد، کشتار صبرا و شتیلا را به بهانه انتقام قتل بشیر جمیل صورت دادند. نام فیلم می تواند کنایه ای به همپیمانی اسرائیلی ها با بشیر نیز باشد.

زیرنویس فارسی نسخه ای که بنده دیدم، اشتباه فاحشی داشت که لازم است در اینجا به آن اشاره کنم: هر جا نام «فالانژها» آمده بود، مترجمان به اشتباه و به دلیلی نامعلوم، «اسپانیایی ها» ترجمه کرده بودند. بیچاره اسپانیایی ها!

در مورد کشتار صبرا و شتیلا، اگر اعصاب دارید، گزارش «رابرت فیسک» را در کتاب «به من دروغ نگو»، حتما بخوانید. چندماه پیش، جایتان خالی، نیمه شبی از خواب پریدم و دیگر خوابم نبرد. این کتاب، دم دستم بود و از روی وقت گذرانی شروع کردم به خواندن فصلی از آن که نامش «تروریستها» است. یعنی همین فصلی که رابرت فیسک آن را نوشته است. نصفه شبی مضطرب شده بودم و حیرت کرده بودم که چگونه چنین جنایتهایی در زمین صورت گرفته است و این سیاره هنوز پابرجاست، متلاشی نمی شود و چقدر پوست کلفت است. «به من دروغ نگو»، به کوشش «جان پیلجر» تالیف شده و نشر «اختران» ترجمه قسمتهایی از آن را به فارسی منتشر کرده است.