۱۵ سال گذشت

حدود ۱۵ سال از افشاگریهای مفصل و مستند هفته نامه صبح در مورد بند و بستها و تخلفات مالی غرضی، وزیر مخابرات رفسنجانی و حدود ۱۲ سال از افشاگریهای همین نشریه در مورد تخلفات و فساد مالی گسترده وزیر نیروی رفسنجانی و وزیر نفت خاتمی می گذرد و هنوز هیچ پرونده ای نه برای غرضی و نه برای زنگنه و معاونانشان تشکیل نشده است. یعنی باور کنم آنها که دارند با فساد مالی اطرافیان احمدی نژاد برخورد می کنند، نیتشان خیر است؟

من در درجه اول، یک ۲۷ خردادی ام، نه سوم تیری

(به بهانه سوم تیر)

دو جور سوم تیری داریم:

۱- سوم تیریهایی که روز سوم تیر ۱۳۸۴ دفعه اولشان بود به احمدی نژاد رای می دادند.
۲- سوم تیریهایی که روز سوم تیر ۱۳۸۴ دفعه دومشان بود به احمدی نژاد رای می دادند. (توجه: انتخابات سال ۱۳۸۴ در دو مرحله برگزار شد.)

همدلی و اتحاد و برادری به شرطها و شروطها خوب است. ولی بچه هایی که جزو دسته دوم هستند، باید حواسشان بیشتر به سردمداران دسته اول باشد. این روزها انگار حواسشان نیست.

قانون نانوشته

تقدیم به یک برادر عیسی صفت

اندکی بعد پدرم(۱) در گذشت. درست در دل ظهر، زمانی که در آن سر روستا صندوقی را تحویل می داد به زمین افتاد؛ در کنار جاده قلبش از کار بازمانده بود.
سه ماه تمام بی اختیار زار می زدم. مسلما بر فردِ از دست رفته، بر پدری که دلش از چوبی که می تراشید نرم تر بود اشک می ریختم، ولی به خصوص گریه ام از آن رو بود که به او نگفته بودم دوستش دارم.
روزی که اشک هایم را پاک می کردم، آدمی دیگر شده بودم. نمی توانستم با کسی مواجه شوم و به او نگویم که دوستش دارم. نخستین کسی که این اعلام به او صورت گرفت دوستم موشه بود که کبود شد:
چرا چنین چیزهای احمقانه ای می گویی؟
حرف احمقانه ای نمی زنم. به تو می گویم دوستت دارم.
آه عیسی، حماقت نکن.
«ابله، خرف، احمق»، هر شب با انبانی از اهانت های تازه به خانه باز می گشتم.
مادرم کوشید برایم توضیح دهد که قانونی نانوشته وجود دارد که انسان را به خاموشی در باب احساس هایش ناگزیر می کند.
کدام قانون؟
آزرم.
ولی … مادر، برای این که به دیگران بگوییم دوستشان داریم وقتی باقی نیست که بخواهیم تلف کنیم. ممکن است همه بمیرند، مگر چنین نیست؟
زمانی که چنین می گفتم، مادرم خاموش، اشک می ریخت. دست نوازش به موهایم می کشید تا به فکرهایم آرامش ببخشد.
عیسای کوچک من، نباید بیش از حد مهر ورزید. در غیر این صورت رنج بسیار خواهی برد.(۲)

پی نوشتهای آرمانشهر:

۱- در کتابی که این سطور از آن نقل شده، از فردی به نام یوسف نجار به عنوان پدر حضرت عیسی مسیح(ع) یاد شده است. با کمی اغماض می توان این امر را پذیرفت، چرا که در برخی روایات اسلامی هم آمده است که حضرت مریم(س) بعد از ولادت عیسی، با یوسف نامی که نجار بوده است ازدواج می کند.
۲- اریک امانوئل اشمیت، «انجیل های من»، ترجمه قاسم صنعوی، نشر قطره، صفحه های ۲۱ و ۲۲

غزلی دیگر از حسین منزوی

من نمی خواهم بپندارم، تو خوابی بوده ای
در گمان آسمانم، آفتابی بوده ای

تا که با طعم زلالت کام ذهنم تازه است
چون به خود گویم: تو رویای سرابی بوده ای؟

تا نگارین است از تصویرهایت خاطرم،
چون کنم باور که تو نقش بر آبی بوده ای؟

مثل غصه، عینی و ملموس و جان داری، تو کی،
قصه ای موهوم و بی جان از کتابی بوده ای؟

***

دیگران هم بوده اند، ای دوست! در دیوان من
زان میان تنها تو اما، شعر نابی بوده ای

مثل لبخندی گریزان، پیش روی دوربین
لحظه ای بر چهره اشکم، نقابی بوده ای

جرعه ای جانانه، با کیفیت خم خانه ای
مایه یک عمر مستی را، شرابی بوده ای

چون که می سنجم تو را با آنچه در من بوده است
خانه ای آباد در شهر خرابی بوده ای

در دل این کوه – این کوهی که نامش زندگی است –
ناله هایم را، طنینی، بازتابی، بوده ای

از تمام آنچه با معیار من سنجیدنی است
عشق من! تنها، تو دلخواه انتخابی بوده ای

تا که رمز عشق را از هر کسی پرسیده ام،
هم تو در خورد سئوال من، جوابی بوده ای

——–
پی نوشت: شعر شناس نیستم و شعرهایی که در وبلاگ می گذارم شعرهایی است که صرفا از آنها خوشم آمده است. از این به بعد احتمالا بیشتر از قبل شعرهایی را که می پسندم در وبلاگ بگذارم. در صورت تمایل، شعرهای قبلی را در این صفحه می توانید بخوانید.

«پایان نامه»، حداقل یک سر و گردن بالاتر از «جرم»

فیلم «پایان نامه» به کارگردانی «حامد کلاهداری» را تا دیروز ندیده بودم اما از هو کردنها و صدای بزغاله در آوردنهای اصحاب مطبوعات و سینما در زمان اکران فیلم در سالن برج میلاد در جشنواره فجر زیاد شنیده بودم. پیشاپیش حدس می زدم که این هو کردنها نه به خاطر ضعف سینمایی فیلم که به خاطر مضمون فیلم بوده است وگرنه فیلمِ شایسته هو کردن در جشنواره فجر کم نداشتیم. حدس می زدم که هیتلرِ درونِ حضراتِ خودشیفته مدعی مدارا و آزادی بوده است که قدری خودش را نشان داده است. این حدسم دیروز با تماشای فیلم به یقین تبدیل شد. نمی گویم پایان نامه فیلم درجه یک و بدون عیب و ایرادی است، اما به عنوان یک دانشجوی سینما با قاطعیت می گویم این فیلم حداقل (توجه کنید حداقل) یک سر و گردن از فیلم «جرم» به کارگردانی «مسعود کیمیایی» بالاتر است. فیلم افتضاحی که جایزه بهترین فیلم را از داوران جشنواره فجر دریافت کرد! (فکرش را بکن! به فیلم نازنینی همچون «یه حبد قند» میرکریمی حتی یک جایزه هم ندادند و افتضاح جرم را کردند بهترین فیلم!)
اگر جرم را دیده اید، جفا است که پایان نامه را نبینید. اگر در هو کردنهای حضرات مطبوعاتی، ذره ای ملاحظات تکنیکی و ساختاری و سینمایی مد نظر بود، بین دو فیلم جرم و پایان نامه به طور حتم، جرم بیشتر شایسته هو کردن بود. به خصوص که کلاهداری کارگردانی جوان و در آغاز راه است و کیمیایی کارگردانی با تجربه و پرسابقه. پس تحت تاثیر جوسازی حضرات مطبوعاتی قرار نگیرید و بدون پیشداوری القا شده توسط آنها به تماشای فیلم بروید. اگر جرم سرگرمتان کرده است، به طور حتم پایان نامه فیلمی خوش ساخت تر و گیراتر است. پس تماشای آن را از دست ندهید.
ضمنا پادشاه لخت است!

زمستان رفت و …

این آدرس فعلا فیلتر نشده سایت «ظهور بسیار نزدیک است» است که توسط «علی اصغر سیجانی»، کارگردان و مجری مستند «ظهور بسیار نزدیک است» اداره می شود:

http://www.u313u.ir/

سیجانی چند روز پیش، پس از ۴۰ روز بازداشت از زندان آزاد شد. اینطور که از جوابهای او به کامنتهای  مطالب جدید سایتش بر می آید، پس از ۴۰ روز بازداشت و بازجویی، از او رفع اتهام شده است. به بیان دیگر روشن شده است که او:

– با مشایی و اعوان و انصار او هیچ ارتباطی نداشته است.

– بودجه و نیروی کلانی به صورت توطئه آمیز، متمرکز و با برنامه ریزی، خرج تولید و توزیع مستند نشده است.

– ارتباطی بین او و خارج از کشور و جریانهای صهیونیستی، ضداسلامی، انجمن حجتیه و سرویسهای جاسوسی خارجی وجود نداشته است.

این وسط می ماند خیل پرشمار نوشته ها، تحلیل ها و سخنرانیهایی که توسط چهره های شاخص و موجه و با لحنی کاملا قاطع و حق به جانب، از نقش جریان به اصطلاح انحرافی، در تولید یا توزیع این مستند سخن می گفتند. خدا می داند این حضرات چگونه می توانند پاسخگوی اثرات مخرب تحلیلهای بدون سند و مدرکشان باشند و خدا می داند غبار فتنه جدید که بخوابد، شکمی بودن چه مقدار دیگر از حکم صادر کردنها و تحلیل های قاطع این حضرات مشخص خواهد شد.

و این وسط می ماند گله من از دوستان جو زده ای که حاضر نشدند در مورد ارتباطات تولید کنندگان این مستند، ذره ای پیش داوری را کنار بگذارند و با اخ و پیف و بدبینی از کنار مطالبی که در این مورد نوشتم گذشتند.

مطالب مرتبط از همین وبلاگ:

باور کنید جو زده ایم

کمی متفاوت، در مورد مستند ظهور بسیار نزدیک است

 

سایت کذاب آینده نیوز

در حال حاضر، تیتر یک سایت آینده نیوز، مطلبی است کاملا دروغ: شوکه شدن جریان انحرافی از قلابی از کاردرآمدن پیشگویی رمال‌ها

این سایت در ذیل تیتر مذکور، از شماره امروز روزنامه «هفت صبح» (۱۶ خرداد)، مطلبی را نقل کرده است که مطلقا در این روزنامه وجود ندارد:

«دعاهای خیر مردم، خطر بزرگی از سر ایران و انقلاب گذشت. یک منبع آگاه در گفتگو با «هفت صبح» ضمن تشکر از دعای مردم در شب جمعه گذشته، از مومنین در خواست کرد دعاهای خود را برای تاریخ های ذیل نیز فراموش نکنند:
– پنج شنبه ۲۶ خرداد
– جمعه ۱۰ تیر
– شب یکشنبه ۲۶ تیر
– جمعه ۴ آذر
– شنبه ۱۹ آذر

وی افزود، از ۲۰ آذر، تاریخ های جدیدی اعلام خواهد شد.»

از آنجا که مدتی است موقع خواندن و شنیدن اخبار، فقط به چشم و گوش خودم اعتماد دارم نه گوینده خبر، بعد از خواندن خبر فوق، رفتم در سایت «هفت صبح» عضو شدم و نسخه امروز روزنامه را دانلود کردم. اثری از متنی که آینده نیوز از روزنامه نقل کرده وجود ندارد. شما هم می توانید با خریدن این روزنامه یا دانلود شماره امروزش،‌ به داستان سرایی کثیف آینده نیوز واقف شوید. کاش حوصله ای بود تا می توانستم بیشتر از خبرهایی که این روزها شنیده ام و بعد ساختگی بودنشان برایم مسجل شده بنویسم. 

لینک مرتبط: روزنامه مشایی (هفت صبح)، انتساب آدرس بدلی هفت صبح را به خودش تکذیب کرد

مطالب مرتبط از همین وبلاگ:
باور کنید جو زده ایم
وقتی خود خبر داد می زند که ساختگی است
یعنی می خواهید بگویید این مملکت در برابر خیل سامریان یک موسی هم ندارد؟
چند خط در مورد پستهای اخیر وبلاگ
از عکس عبدالمالک ریگی تا عکس عباس غفاری

طواف برای ادواردو

وای چه داداش گلی دارم من!
دیروز شبکه ۳ داشت مستند «ادواردو آنیلی» را نشان می داد، یکی دو تا اس ام اس در مورد ادواردو رد و بدل کردیم. تو یکیش برام نوشت: «تو مکه برای ادواردو هم یک طواف کردم.» (فروردین گذشته سفر عمره رفته بود.)

دو سه هفته دیگه عروسیشه. براش آرزوی خوشبختی می کنم.

ـــــــ
لینکهای مرتبط: ۱۲ – ۳ (سه عکس از حضور ادواردو در صف اول نماز جمعه تهران، فروردین ۱۳۶۱)

شرط لازم

برای اینکه بتوانی کلیت حرکت سیاسی خمینی را درست درک کنی و بتوانی به آن احترام بگذاری یا در حقانیت راه او تردید نکنی و در ایمان به او متزلزل نشوی، لازم است حداقل یکی از کتب عرفانی – اخلاقی او را خوانده باشی. کتابهایی که عمدتا در جوانی و میان سالی اش آنها را نوشته است. هر چند وقت یکبار به یکی از اینجور کتابهایش رجوع کن!