صدای روی وبلاگ در آذر ماه ۱۳۹۰

صدایی که در آذرماه جاری روی وبلاگ می شنوید، بخشی از گفتار متنِ مستند «روایت فتح»، به قلم و با صدای «شهید سید مرتضی آوینی» است.
برای شنیدن، پلی کنید:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

احتمالاً فقط کاربرانی که از نسخه جدید «ادوبی فلش» استفاده می کنند می توانند آن را بشنوند. اگر صدایی نشنیدید، می توانید آن را دانلود کنید.

عضو جبهه پایداری: ما منحرفیم!

۴ آذر گذشته، در همایشِ جبهه پایداری در زنجان، علی اصغر زارعی چنین گفته است: «کسی که ایران را در برابر اسلام مطرح می کند، جریان انحرافی است.»
به نظر شما چه کسانی مصداق این انحرافِ بیان شده در سخن عضو جبهه پایداری هستند؟

 کسانی که هرکس را که از ایرانِ باستان دم می زند، تکفیر می کنند، به فراماسونها تشبیه می کنند، ناسیونالیست می خوانند و باستان گرا معرفی می کنند و با این عملکردشان، مهر تایید می زنند بر این ادعای اسلام ستیزان، که اسلامگرایان از هرچه بوی ایرانیت بدهد متنفرند یا آنها که می گویند پذیرش اسلام توسط ایرانیان، بر اثر روح حقیقت جویی و عدالتخواهی مردم ایران در دوران باستان بوده است و مثلا در اقدامی نمادین، چفیه به گردن سرباز هخامنشی می اندازند؟ و با اینگونه اقدامات سعی می کنند تکیه بر ایران باستان، یعنی بزرگترین حربه جریان اسلام ستیزی در ایران (با قاطعیت تکرار می کنم بزرگترین حربه) را از دست این جریان در بیاورند؟ به نظر شما کدام یک از این دو دارند ایران را در برابر اسلام قرار می دهند؟
به شکسته نفسی و تواضع موجود در این جمله جناب زارعی، در اعتراف به انحراف باید تبریک گفت!

رئیس جمهور اسرائیل: بودن با احمدی نژاد باید به یک ننگ تبدیل شود

شیمون پرز، در گفتگو با شبکه تلویزیونی فاکس نیوز، نیویورک، ۲ مهر ۱۳۸۹:
«ما باید وضعیتی به وجود بیاوریم که در آن، بودن با احمدی نژاد به یک ننگ تبدیل شود. او یک دیکتاتور است. او یک قاتل است. او یک تروریست است… او تقریبا به عنوان یک قهرمان فرهنگی پذیرفته شده است. چنین وضعیتی مایه شرمساری است. ما باید ارزشهایمان را تقویت کنیم. باید اهمیت شرمسار بودن را احیا کنیم.»
(منبع: http://video.foxnews.com/v/4349448/israeli-president-on-hannity)
رئیس رژیم صهیونیستی وقتی این جملات را به زبان می آورد، خوابش را هم نمی دید که خیلی زود، کسانی در ایران به خواسته اش جامه عمل بپوشانند و وضعیتی به وجود بیاورند که در سایه آن، صدای آمریکا (VOA) بتواند مدعی شود: «احمدی نژاد امسال (سال ۱۳۹۰) به عنوان خودش در سازمان ملل حضور دارد، نه به عنوان نماینده جمهوری اسلامی!»
تبریک می گویم به همه کسانی که شرایطی به وجود آورده اند که بودن در کنار احمدی نژاد برابر شود با تحمل برچسب انحراف.
تبریک می گویم به آنها که در خطبه های نماز جمعه شان، کوچکترین اشاره ای به نطق انقلابی احمدی نژاد در اجلاسِ ۱۳۹۰ سازمان ملل نکردند و با این کارشان به ادعای صدای آمریکا مهر تایید زدند.
تبریک می گویم به آنها که هر جدا شده ای از دولت احمدی نژاد را مخالف جریان انحرافی معرفی می کنند و کم و بیش هر عضوِ جدیدِ دولتِ احمدی نژاد را گزینه جریان انحرافی می خوانند و به زبان دیگر، بودن با احمدی نژاد را «انحراف» و منکر معرفی می کنند.
تبریک می گویم به آنها که حمایت از احمدی نژاد را آنقدر ننگ و زشت می دانند که تحمل وجود حتی یک سایتِ حامی احمدی نژاد را در اینترنت ندارند و اگر زورشان برسد تنها روزنامه دولت (ایران) را هم تعطیل خواهند کرد.
تبریک می گویم به همه رسانه های مدعی ولایتی که دفاعیه های جانانه و هر چند وقت یک بار احمدی نژاد از نظریه «ولایت فقیه» را بازتاب نمی دهند تا انگاره «ضد ولایت فقیه بودن احمدی نژاد» در اذهان جا بیفتد.
تبریک می گویم به همه آنها که شرایطی را به وجود آورده اند که در سایه آن، هر کاندیدایی و هر لیستی در انتخابات پیش روی مجلس، اگر بخواهد از نام و عکس احمدی نژاد در تبلیغاتش استفاده کند، پیشاپیش می داند که به انحراف متهم خواهد شد.
برادرم تازه از سفر زیارتی عتبات عالیات برگشته است. می گفت روحانی کاروانشان معتقد بوده است، دشمن اصلی و خطرناکِ ایران و جمهوری اسلامی، نه آمریکا است، نه اسرائیل، نه انگلیس، نه عربستان سعودی، نه ضدانقلاب خارجی. بلکه در حال حاضر، خطرناکترین دشمن، احمدی نژاد و مشایی هستند!
خدایا حالم دارد از این جماعت به هم می خورد!

لینک مرتبط: باریکلا به بصیرت رئیس جمهور اسرائیل (شیمون پرز: احمدی نژاد فکر می کند یک پیامبر است)
افزونه: تو را به خدا سعه صدر حضرات را داشته باشید! زده اند این پست وبلاگ را فیلتر کرده اند:
استمداد کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه از کاربران اینترنت
باز خدا را شکر و گلی به گوشه جمالشان که نزده اند کل وبلاگ را فیلتر کنند!

باریکلا به بصیرت رئیس جمهور اسرائیل!

شیمون پرز، رئیس رژیم صهیونیستی، نیویورک، ۲ مهر ۱۳۸۷ در گفتگو با رادیو اسرائیل:
«احمدی نژاد فکر می کند یک پیامبر مطلق است. او مایه ننگ اسلام و ادیان است. صدای او از بهشت نمی آید، بلکه از جهنم می آید.»

بدنه اتوبوس اسرائیلیآقای «…»، ۷ مهر ۱۳۹۰: «محمدعلی باب از ابتدا ادعای نبوت نکرد… زمزمه‌های گوشه و کنار، نشان دهنده ظهور محمدعلی باب دیگری است.»
باریکلا به بصیرت جناب «شیمون پرز» صهیونیست که در تشخیص ماهیت احمدی نژاد، حداقل دو سه سال از خیلی از دوستان جلوتر بوده است.
منبع اظهارات پرز: +
لینک مرتبط از همین وبلاگ:
رئیس جمهور اسرائیل: باید بودن با احمدی نژاد به یک ننگ تبدیل شود

کامنت من در وبلاگ حسن روزی طلب

آقای روزی طلب سلام
خوب شد این مطلب را نوشتید.
مدتها است از بچه هایی مثل شما که با آمدن جوانفکر، روزنامه ایران را ترک کردند می خواهم بپرسم چه ایراد اساسی در جوانفکر دیده بودید که کار کردن با او برایتان غیرقابل تحمل بود؟ اینکه به او می گویید «کوتوله» به چه دلیلی است؟ می دانم وقتتان ارزشمند است، ولی لطفا کلی جواب ندهید. خیلی لطف می کنید اگر با استناد و کد به من جواب بدهید. می خواهم بدانم اشکال این بابا چیست که غیرقابل همکاریش می کند؟
ضمنا دقیقا نمی دانم شما با رجانیوز همکاری می کنید یا نه. ولی دیر یا زود، همین اتفاقی که دیروز در روزنامه ایران افتاد، سر امثال شما و دوستان رجانیوزی تان هم خواهد آمد. مگر اینکه از آرمانهایتان دست بردارید. شماها بازی خوردید. با حمله به دولت در چند ماه گذشته، بهترین حالِ تبلیغاتی را به حضرات دادید، ولی به وقتش همین حضرات، مثل تفاله، با شما رفتار خواهند کرد.
الان می بینیم که سایت فارس و مشرق که من و شما می دانیم به کجا وابسته هستند (همان نهادی که در سال ۱۳۸۴ چاپخانه اش در خیابان شریعتی، بالاتر از حسینیه ارشاد در اختیار ستاد قالیباف بود)، شده اند مبلغ جبهه متحد اصولگرایان. جبهه ای از همانها که سال ۱۳۸۴، یا پشت رفسنجانی بودند (آقای مهدوی کنی، روحانیت مبارز و تا حدی موتلفه) یا پشت لاریجانی و قالیباف و محسن رضایی. هرچه بودند احمدی نژادی ۱۳۸۴ نبودند. ۲۷ خردادی، که وارسته از چپ و راست و احزاب و گروهها و سیاست بازان باشد، نبودند. وقتی فارس و مشرق (به عنوان بازوهای رسانه ای آن نهاد)، پشتِ جبهه اصولگرایان (راستهایی با عنوان جدید) هستند، شما بچه حزب اللهی ها و عدالتخواهان اگر به آنها نپیوندید و بخواهید به آرمانهای ۲۷ خردادی و سوم تیری ۱۳۸۴ تان پایبند بمانید یا می شوید جریان انحرافی یا می شوید عامل تفرقه و بی بصیرت. کما اینکه همین الآن هم برخی چهره های «جبهه پایداری» با آن همه سواری که به ائتلاف و جبهه متحد علیه احمدی نژاد داده اند، گهگاهی به همکاری با جریان انحرافی متهمند.
یادتان باشد کی گفتم. امثال شما دوستان با یک دو راهی تاریخی مواجهید: شما یا به جبهه متحد می پیوندید که به معنی خداحافظی و پشت کردنتان به آرمانهای عدالتخواهانه ۱۳۸۴ است یا به آرمانهایتان پایبند می مانید (چه با احمدی نژاد و مشایی، چه بدون آنها) که متهم می شوید به انحراف و در این صورت باید آماده برخوردهایی از آن جنس که دیروز در روزنامه ایران اتفاق افتاد باشید. شاید اگر چند ماه پیش هم، چنین چشم اندازی را در برابر خود تشخیص می دادید متوجه می شدید که ادامه همکاری با «جوانفکرِ کوتوله»، هزار بار می ارزد به همکاری با امثال باهنر و سیاست بازانی از این نوع. متاسفانه هنوز هم امید ندارم که متوجه شده باشید بر سر این دو راهی ایستاده اید و راه دیگری ندارید.
منتظر جواب شما در مورد جوانفکر هم هستم.
لینک مرتبط از آرشیو وبلاگ:
آیت الله مهدوی کنی و انتخابات ۱۳۸۴

شقایق های آتش گرفته / عکس

«ای شقایق های آتش گرفته!
دل خونین ما شقایقی است که داغ شهادت شما را بر خود دارد.
آیا آن روز نیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید؟…»
شهید سیدمرتضی آوینی
توضیح عکس:
جاده اهواز – خرمشهر، اردوگاه شهید رضا محرمی / تابستان ۱۳۶۳
دانش آموزان همدانی که برای خواندن سرود به اردوگاه آمده اند. سالها بعد این گروه به رزمندگان پیوستند. قاسم محمدی، نفر سوم نشسته از راست و حسین سپهر، فرد آخر، از شهدای این جمعند.
عکاس: شهید محمود روحانیان بقا
منبع: «حماسه الوند»، انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس، صفحه ۱۶۸

از «احمد رضایی» تا «حسین درخشان» + یادداشت تکمیلی

خدا از سر تقصیرات مرحوم «احمد رضایی» (فرزند محسن رضایی) بگذرد و او را در جوار رحمت خودش قرار دهد. بعد از فوت احمد رضایی، همه اش به این فکر می کنم که او بعد از خوراک تبلیغاتی بزرگی که برای آمریکا فراهم کرد و بعد از توهینهایی که در رادیو آمریکا به سران جمهوری اسلامی کرد و بعد از اینکه مدتی طولانی در خانه «هژبر یزدانی»، سرمایه دارِ فراریِ بهاییِ یهودی الاصلِ دوره پهلوی اقامت داشت، وقتی به ایران بازگشت، نه تنها محاکمه نشد، بلکه در جای حساسی همچون دفترِ دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام مشغول به کار شد. اما «حسین درخشان»، بعد از توبه اش و بعد از مقالات افشاگرانه و آتشینی که علیه برخی چهره های شاخص ضدانقلاب نوشت و آنها را به شدت عصبانی کرد، وقتی به ایران بازگشت، به بیست سال زندان محکوم شد.
ورژن جدید سایت «دولت ما»، با عنوان «دولت شما» به عنوان تنها سایت احمدی نژادی در اینترنت هم در کمتر از ۴۸ ساعت فیلتر شد، اما «برادر بزرگ»(۱) نمی کند برای حفظ ظاهر هم که شده است و برای اینکه دهان پر روییهایی چون من بسته شود، سایت فارسی وزارت خارجه رژیم صهیونیستی را فیلتر کند.
خدایا از اینهمه رفتار دوگانه به تو پناه می بریم.
یادداشت تکمیلی، مورخ ۲۹ آبان ۱۳۹۰:
الحمدلله، سایت وزارتِ خارجه رژیمِ نامشروع صهیونیستی بالاخره، پس از تاخیری طولانی، فیلتر شده است.
در مورد پیام تسلیتِ آقا (مورخ ۲۸ آبانِ ۱۳۹۰) ، خطاب به «محسن رضایی» هم لازم است اشاره کنم همچنان که پیام تسلیتِ مقام معظم رهبری در مورد در گذشت افرادی همچون مرحوم مهندس بازرگان یا مرحوم آیت الله منتظری، به معنی قداست تراشی برای آنها یا ممنوع شدن بحث و انتقاد در مورد کارنامه زندگی آنها نبود، پیام اخیرِ ایشان هم همینگونه است. بگذریم که تازه پیامهای آقا به مناسبت در گذشتِ بازرگان و منتظری، حاوی تجلیل و تمجید و ذکر سوابق مثبت زندگی آنها بود، اما پیام کوتاه آقا در مورد «احمد رضایی»، صرفا جنبه تسلیت به والدین آن مرحوم را دارد و خالی از هرگونه تمجید در مورد خودِ آن مرحوم است.
—————
۱- اشاره به «Big Brother»، شخصیتی در رمان «۱۹۸۴»، نوشته «جورج اورول»

با چنین جوانمردانی رو به روییم

مقایسه کنید!
تک عکسِ انتخابیِ سایت قالیبافی «دی نیوز» از میان مجموعه عکس های ایرنا از سفر استانی رئیس جمهور:
http://daynews.ir/news/11437

اصل تصاویر در سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی:
http://www.irna.ir/Display.aspx?NID=030654295
(با تشکر از دوست عزیزی که بنده را به این شاهکار اطلاع رسانی توجه داد.)

افزونه: عدم انتشارِ متنی مستند و موثق از سخنرانی مهم دکتر احمدی نژاد در جمع حامیانش در روز ۱۲ آبان ۱۳۹۰، موجب شده است که موج تکذیبیه ها در مورد گزارش های اجمالی و شنیداریِ منتشر شده از این جلسه، خوراک تبلیغاتی خوبی به همین سنخ از جوانمردان بدهد. با چند نفر از دوستانی که در این جلسه بودند صحبت می کردم. می گفتند رئیس جمهوری، در سخنانش چند جا به گفتگوهایش با رهبری اشاره کرده بود اما در گزارش هایی که از جلسه منتشر شده است در چند موضع به جای عبارت «رهبری»، عبارت «محسنی اژه ای» گذاشته شده که بر همین اساس، محسنی اژه ای حق داشته است سخنان منسوب به رئیس جمهوری را تکذیب کند. همچنین در برخی گزارش ها در جاهایی که اساسا دکتر احمدی نژاد از شخصی اسم نیاورده بود، بر اساس برداشتهای شخصی گزارشگر، اسم «احمد توکلی» را گذاشته بودند که باز هم توکلی حق دارد که سخنان منسوب به رئیس جمهوری را در مورد خودش تکذیب کند. ای کاش دست اندرکاران جلسه، به خاطر حفظ شان رئیس جمهوری هم که شده، متن پیاده شده و مستند این سخنرانی را منتشر می کردند.

حاج داود! بیشتر دقت کن! + مطلب تکمیلی

«داود احمدی نژاد درباره ارتباط جریان انحرافی با نهادهای خارجی گفت: سرکرده این جریان در سال ۷۶ به انگلستان سفر و با جک استراو، وزیر امور خارجه وقت این کشور دیدار کرد.» (نسیم آنلاین)
حاجی جان! حالا درست است که به خاطر عزل شدن از سمتی که داشته اید از دست اخوی محترم و دوستانش خیلی ناراحتید ولی وقتی می خواهید ناراحتی تان را از این عزل شدن در سخنرانی های مکررتان تخلیه کنید، سعی کنید جوری خالی کنید که تابلو نباشد از روی کینه ورزی سخن می گویید. جوری که خیلی تابلو نباشد عزل شدن، حق تان بوده است. چون بی اطلاعی در این حد، اصلا شایسته کسی که رئیس دفتر بازرسی رئیس جمهوری بوده است نیست. محض اطلاعتان، جک استراو، اساسا در سال ۱۳۷۶، وزیر خارجه انگلستان نبوده است. شروع تکیه زدن جک استراو به صندلی وزارت خارجه انگلستان، تازه چهار سال بعد از تاریخی که شما اشاره کرده اید، یعنی در خرداد ۱۳۸۰ بوده است. این هم زندگینامه استراو که نشان می دهد از ژوئن ۲۰۰۱ تا می ۲۰۰۶ وزیر خارجه انگلیس بوده است:  Jack Straw

افزونه: آدرس فیلتر نشده دولت ما
مطلب جدید از همین وبلاگ: پرچم عربستان نوش جانتان

مطلب تکمیلی: آدرس جدید سایت «دولت ما» هم، در عرض ۴۸ ساعت فیلتر شد. این در حالی است که سایت فارسی وزارت امور خارجه اسرائیل، فیلتر نیست. آیا می توان باور کرد آنها که تنها سایتِ حامی رئیس جمهور کشور را در عرض ۴۸ ساعت فیلتر می کنند، بعد از این همه وقت، متوجه سایت وزارت خارجه جدی ترین رژیم متخاصم با جمهوری اسلامی نشده باشند؟ کار این جماعت به کجا کشیده است که خطر خار چشم صهیونیستها از خطر خود صهیونیستها هم برایشان بیشتر شده است؟

پرچم عربستان نوش جانتان

بازی تیم ملی ایران و بحرین در ورزشگاه منامه (پایتخت بحرین). پرچم عربستان سعودی، سُر و مُر و گنده و در کمال آرامش، به نرده جلوی جایگاه تماشاگران، در رو به روی دوربین نصب شده است. پلیس بحرین هم در خونسردی کامل و تو گویی در نقش محافظ پرچم، کنار آن ایستاده است.
چند ماه پیش، اما در تهران، وقتی چند تا بچه حزب اللهی پاپتی، در ورزشگاه آزادی، در اعتراض به اشغال بحرین توسط دلت سعودی، پرچمهای بحرین را در دو بازی پرسپولیس و استقلال با تیمهای عربستانی بالا بردند، سهمشان چه بود؟ باتوم و بازداشت نیروی انتظامی، فحش و مشت و لگدِ لیدرهای استقلال و پرسپولیس و شعارهای مستهجن و ناموسی برخی تماشاگران ایرانی. تمام بهانه و ترس حضرات هم این بود که با بالا گرفتن پرچم یک کشور ثالث، فیفا ما را از بازیها محروم خواهد کرد! عزت شیعه و حرمت مظلوم را به ترس از جریمه خیالی فیفا فروختند و رسم میهمان نوازی از بچه هایی را که خیلی هاشان اولین بار بود به استادیوم می آمدند به بهترین شکل به جا آوردند. حالا این حضرات، برای پرچم به اهتزاز در آمده سعودی در ورزشگاه منامه چه جوابی دارند؟ کجاست آن جریمه و محرومیت فیفا که از ترس آن جلوی چشم وهابیها و دوربین العربیه ، بچه حزب اللهی ها را خونین کردید و به فحش کشیدید؟ کجا رفت آن حرفهای صد من یک غازتان که فوتبال جای سیاست نیست؟
جگرم دارد حال می آید وقتی پرچم افراشته عربستان را در ورزشگاه منامه می بینم. دمشان گرم! حق ما ترسوها و ذلیل ها و نامردها همین است. آقای نیروی انتظامی! مدیریت باشگاههای استقلال و پرسپولیس! لیدرهای عقلِ کلِ پرسپولیس و استقلال! تماشاگران با ادب و جوانمرد فوتبال! خوردید؟…
لینک مرتبط از همین وبلاگ: مارادونا از شما حزب اللهی تر است

حق با خاتمی بود

امروز، عتابهای رئیس قوه قضائیه خطاب به رئیس جمهور کشور را که تیتر یک روزنامه ها شده بود می دیدم و آن را کنار تهمتها، حمله ها و لجن پراکنی هایی که ماهها است در صدها تریبون، علیه رئیس جمهور صورت می گیرد قرار می دادم، حمله هایی که کوچکترین عکس العمل و حساسیتی را در قاضی القضات کشور برنیانگیخته است، به خودم می گفتم حق با «سیدمحمد خاتمی» بود. رئیس جمهور، در عمل، یک تدارکاتچی بیشتر نیست. و ای کاش اصلا حق با خاتمی بود. شان رئیس جمهور، حتی در حد یک تدارکاتچی هم نیست. امید است با زمزمه ای که برای تغییر قانون اساسی افتاده است، ظاهر و باطنِ شأن رئیس جمهور، یکی شود. برای قانون اساسی یک کشور خوب نیست که چیزی در حد ورق پاره ای بی مصرف باشد.

سیاسی کارها و ناصر پورپیرار

آی که کارد بزنی خونم در نمی آید. از بچه مسلمانها، هیچ کس به اندازه من تو نخ «ناصر پورپیرار» (نویسنده سلسله کتابهای با مجوز و بدون مجوز «تاملی در بنیان تاریخ ایران») نبود و هیچکس از بچه مسلمانها نمی تواند ادعا کند با نوشته ها و آثار او بیشتر از من آشنایی دارد. البته حالا چند سالی است که از صرافت پیگیری نوشته های او افتاده ام.
سالهای سال تا برای یک سری از افراد، اسمی از پورپیرار می آوردم و می گفتم در نوشته های او (که البته خزعبلات هم در نوشته هایش کم نیست) ایده های زیادی هست که باید آنها را جدی گرفت و به آنها پرداخت، اخ و پیف می کردند و می گفتند پورپیرار، به دنبال نابود کردن هویت ملی است، جاسوس بلوک شرق بوده است، آدم ناسالمی است، دستش با پان ترکها و پان عربها در یک کاسه است، بی سواد است، عددی نیست، نباید جدی اش گرفت و…
حالا می بینم همان تیپ از افراد که با شنیدن نام پورپیرار ترش می کردند، از روی دشمنی با مشایی و جریان به اصطلاح انحرافی، دارند ایده های پورپیرار را بدون اسم آوردن از او، در سایتهایشان کپی و منتشر می کنند و شنیده ام که عده ای از همین تیپ افراد، چند ماه پیش، مقالات و کتابهای پورپیرار را زیر بغل زده اند و دوره افتاده اند در بیت برخی از بزرگان و ایده های پورپیرار در مورد ایران قبل از اسلام را به عنوان برگی برنده علیه جریان انحرافی و اکسیری نجات بخش، به این عزیزان عرضه کرده اند. آخ که کارد بزنی خونم در نمی آید.
پی نوشت: راستی پیش بینی ام در مورد فیلتر شدن ابصارنیوز در نوشته طنزگون قبلی، چقدر زود تحقق پیدا کرد! بعضیها بدجوری شرم را قورت داده اند و یک لیوان آب هم رویش سر کشیده اند!