فهرست انتخاباتی آرمانشهر (فهرست ۳۰ نفره و نهایی)

تذکر: این یادداشت، از روز ۱۰ اسفند تا روز ۱۲ اسفند، در حال ویرایش و تغییر بود.
تذکر مهم و دیر هنگام، مورخ ۱۲ اسفند:
متاسفانه با خرابی بی موقع خط تلفن منزل، ارتباطم با وبلاگ از دیشب (شامگاه ۱۱ اسفند) تا الان (۱۱ صبح ۱۲ اسفند) که از منزل یکی از آشنایان به اینترنت دسترسی پیدا کرده ام قطع شد. به همین خاطر، به دلیل تاخیر زیاد در نهایی شدن لیست، از معدود دوستانی که منتظر نهایی شدن آن بودند و همینطور از دوستانی که در این مدت کامنت گذاشته بودند یا سئوالی پرسیده بودند معذرت می خواهم. اما تذکر مهم:
آقای «محمدرضا تقوی فرد»، مدیر مسئول روزنامه بامداد، اهل سینما، هم دانشکده ای بنده، اهل شرکت در نماز جمعه هایی که به امامت رهبری برگزار می شود و یک انحرافی اصیل(!) بعد از ثبت نام در انتخابات در حوزه تهران، تصمیم گرفتند که کاندیداتوری خودشان را به حوزه «رباط کریم» منتقل کنند و شنیده ها حاکی از این است که شانس اول این حوزه برای راهیابی به مجلس بوده اند. متاسفانه در آخرین لحظات، در کمال جوانمردی(!)، ایشان را به حوزه تهران برگشت داده اند و با این اتفاق، ایشان از قرارگرفتن در لیست منحرفین تهران بازماندند. تقوی فرد جزو افرادی است که حتما به او رای خواهم داد. امیدوارم دوستان احمدی نژادی هم ایشان را به فهرستهای خود اضافه کنند و در این مورد اطلاع رسانی کنند. هرچند خیلی دیر شده است!
در کامنتدانی و در پاسخهایی که به سئوالات بعضی دوستان داده ام می توانید بعضی ملاکهایی را که در تهیه لیست زیر مد نظر داشته ام بخوانید و احتمالا با برخی اسامی که نا آشناتر هستند آشنا شوید.
ضمنا از آنجا که آیت الله خامنه ای در لحظه رای دادن توصیه کردند که تهرانی ها لیست ۳۰ نفره شان را کامل کنند، لیست را به ۳۰ نفر رساندم.
مقابل هر اسم، داخل پرانتز، نام گروههایی که از هر کاندیدا حمایت کرده اند آمده است. به ترتیب الفبا:

۱- مرتضی آقا تهرانی (جبهه توحید و عدالت / جبهه پایداری)، کد: ۱۲۱۸
۲- فاطمه آلیا (جبهه توحید و عدالت / جبهه پایداری)، کد: ۱۲۴۵
۳- علیرضا اکبری ، کد ۱۵۷۴
۴- محمدمهدی باباپور گل افشانی (جبهه پایداری)، کد: ۱۷۵۲
۵- محمد بهمنی (جبهه توحید و عدالت)، کد: ۱۸۷۵
۶- عبدالله پورمظاهری (جبهه توحید و عدالت)، کد: ۲۱۴۸
۷- سید محمدرضا تقوی فرد، کد: ۲۱۸۲
۸- اصغر جمالی فرد (جبهه توحید و عدالت)، کد: ۲۴۸۲
۹- فرهاد جوانمردی (جبهه پایداری)، کد: ۲۵۱۴
۱۰- احسان جهاندیده ثابت (جبهه توحید و عدالت)، کد: ۲۴۸۵
۱۱- غلامعلی حداد عادل (جبهه توحید و عدالت / جبهه پایداری / جبهه متحد اصولگرایان)
۱۲- روح الله حسینیان (جبهه پایداری)، کد: ۲۷۲۴
۱۳- حوریه خدایی (جبهه توحید و عدالت)، ‌کد: ۲۷۸۴
۱۴- محمد جمال خلیلیان اشکذری (جبهه توحید و عدالت / جبهه پایداری)، کد: ۲۸۴۱
۱۵- محمد سلیمانی (جبهه پایداری)، کد: ۴۷۴۱
۱۶- طیبه صفایی (جبهه توحید و عدالت)، کد: ۵۱۷۴
۱۷- مرتضی غرقی (جبهه توحید و عدالت)، کد: ۵۴۲۸
۱۸- محمد اسماعیل کفایتی (جبهه توحید و عدالت / جبهه پایداری)، کد: ۷۱۸۵
۱۹- مهدی کوچک زاده (جبهه توحید و عدالت / جبهه پایداری)، کد: ۷۲۴۵
۲۰- جواد محمدی (جبهه پایداری)، کد: ۷۵۱۲
۲۱- حسین مظفر (جبهه توحید و عدالت / جبهه متحد اصولگرایان)، کد: ۷۸۲۷
۲۲- بتول نامجو (جبهه توحید و عدالت / جبهه پایداری)، کد: ۸۲۷۵
۲۳- سید مهدی هاشمی (جبهه پایداری)، کد: ۸۴۵۸

هفت نفر تکمیلی، در پی توصیه رهبری مبنی بر رای دادن به ۳۰ نفر:
۲۴- نوید کاوین (جبهه توحید و عدالت) کد: ۷۱۴۸
۲۵- جمیله فدوی (جبهه توحید و عدالت)، کد: ۵۷۱۴
۲۶- سعید اصغری علائی (جبهه توحید و عدالت)، کد: ۱۵۲۱
۲۷- علیرضا عبدالغفاری (جبهه توحید و عدالت)، کد: ۵۲۷۴
۲۸- محمدمهدی تسخیری (جبهه توحید و عدالت)، کد: ۲۱۷۴
۲۹-مهرداد بذرپاش (جبهه متحد اصولگرایان)، کد: ۱۸۵۲
۳۰- نصرت الله اکوانیان (جبهه توحید و عدالت)، کد: ۱۵۴۸

تذکری به دوستان احمدی نژادی: دوستانی که اصرار دارند به طور دربست به لیست «جبهه توحید و عدالت» رای بدهند توجه داشته باشند که از این لیست، «ایراندخت فیاض» در لیست «صدای ملت» (لیست منتقدان دولت به رهبری علی مطهری) قرار دارد. «بهنام ملکی» هم در برخی لیستهای درجه دو اصلاح طلبان حضور دارد. ضمنا «نعمت الله حکیم» هم جزو مخالفان جدی و شدید «جریان انحرافی» است. در مورد «مرتضی چیت سازیان» و «فرزاد سلیمانی» هم اگر و اماهایی دارم که بماند.

لینک روزانه:

زاکانی، آن زمان که آیت الله مهدوی کنی را نماد اسلام آمریکایی می دانست
خاخام اعظم اسرائیل:‌ خداوند احمدی نژاد را به جهنم می اندازد

سخنان منتشر نشده احمدی نژاد علیه اساسِ نظامِ صهیونی – ربوی بانکداری

در زمانه ای که از «وال استریت»، کانون بانکداری جهانی، شعارهایی همچون «بانکها را اشغال کنید» و «نظام بانکداری باید حذف شود»، به گوش می رسد، در تهران، رئیس جمهوری ایران، در روز ۲۵ بهمن ۱۳۹۰، در تالار وزارت کشور و در همایش سراسری مشاوران جوان ریاست جمهوری، سخنانی را علیهِ اساسِ نظام بانکداری، ماهیت صهیونیستی و الیگارشیک آن و ماهیت ربویِ غیرقابل اجتناب آن به زبان راند که هر چند کوتاه بود اما به لحاظ بنیادی بودنش و اهمیت ناشی از آن، آنطور که شایسته بود بازتاب نیافت.

سخنان دکتر احمدی نژاد را شاید بتوان واکنشی در برابر بازیِ کثیفِ دو سر بردِ بانکها در چند ماه اخیر، در بازار طلا که بالاخره و به تلخی، افزایش سود بانکی را به دولت تحمیل کرد، به حساب آورد. اما احمدی نژاد با این سخنانِ بنیانی نشان داد که اسیرِ مسائل روزمره هم نیست و افقی بسیار فراتر را در نظر دارد. هر چند موانع برای رسیدن به این افق، فراوان هستند.
خوشبختانه وبلاگ «گامی به سوی بصیرت»، دو روز پیش، فایل صوتی این سخنرانی را منتشر کرد. در ادامه، فراز مربوط به نظام بانکداری را از سخنرانی رئیس جمهوری پیاده و ویرایش کرده ام که می توان گفت به این شکل، برای اولین بار منتشر می شوند:

«شما همه اهلش هستید، هم می توانید مراجعه کنید، مطالعه کنید، هم خیلی هایتان می دانید. سیستم بانکداری که الان وجود دارد از کجا آمده است؟
بعد از عروج حضرت عیسی علیه السلام، کلیسا و روحانیت مسیحیت درست شد. اینها بساطی است که تا الان تا حدودی ادامه دارد. از همان موقع، بازار پول و سکه، دست یک عده که من بهشان می گویم صهیونیست بود. اینها رباخواری می کردند. همیشه با کلیسا دعوا داشتند. کلیسا هیچ گاه اقدامات اینها را تایید نکرد. می گفت شما رباخوارید. اینها هی می رفتند چانه می زدند، شکل کارشان را عوض می کردند، روابط کارشان را عوض می کردند، می بردند از کلیسا تاییدیه بگیرند، اما کلیسا تاییدیه نمی داد. با همه ویژگی های همان کلیسا. کلیسا می گفت این ربا است. بر خلاف آیین مسیح است. بر خلاف حکم خدا است.
اینهایی که پول دستشان است یک سلسله اند؛ خانواده در خانواده، فرزند در فرزند، نسل در نسل. در دنیا در اقلیت هستند ولی شناخته شده اند. حدود پانصد سال پیش، اینها آمدند یک کلک سوار کردند. آمدند بانک را تعریف کردند. پول کاغذی را به عنوان رسیدِ سپرده تعریف کردند، یک جلوه ای دادند و رفتند مدتی طولانی با کلیسا مذاکره کردند. اینهایی که می گویم همه اش مستند است. بالاخره، مجوز مبانی و عملکردِ سیستم بانکی امروزی دنیا را از کلیسا گرفتند. بعد، این خانواده بزرگ، در خانه خودشان به عنوان یک پیروزی عظیم تاریخی جشن گرفتند. گفتند کلاهی سر کلیسا گذاشتیم که تا هزار سال دیگر متوجه نخواهد شد.
سلام و درود خدا بر بزرگان ما! بر «سید جمال»! ۱۲۰ سال پیش فهمید. آن بانک اول، بانک غربی می خواست به ایران بیاید، سید جمال نامه نوشت به «میرزای بزرگ»، آن عالم عظیمی که جنبش تنباکو را با یک خط در این کشور برپا کرد و کمر استعمار پیر را شکست. نوشت آقا، حواست باشد، دارند یک چیزی به ایران می آورند که دیگر کشور را و ایران را نابود خواهد کرد. عبارات جالبی به کار می برَد. می گوید: «البانک! و ما ادریک ما البانک!» نمی دانی چیست!
این چیزی که در دنیا هست یک بانکی است که عمیقا ربوی است. خوب بعد از انقلاب ما گفتیم اسلامی اش کنیم. یک قانون نوشته شد به نام «عملیات بانکی بدون ربا». الان وقتش است، بچه هایی که مشاور جوان هستند، در سیستم بانکی، بیایند بنشینند، عالمان را دعوت کنند، بگویند آقا بیایید این بازه ۲۵، ۲۶ سال را یک ارزیابی کنیم، ببینیم آیا بانکداری بدون ربا عملیاتی شد، یا آن سیستم بانکی، خودش را بر این تعاریف و بر این خواسته ها تحمیل کرد؟ یکی از عوامل اصلی بی عدالتی و توزیع نابرابر ثروت عمومی، سیستم بانکی است… »

پی نوشت ۱: اهالی مطالعه و کتاب، برای آشنایی با مستندات رئیس جمهور در مورد ماهیت صهیونی، الیگارشیک و ربوی نظام بانکداری می توانند به مجموعه ۵ جلدی «زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران»، نوشته عبدالله شهبازی و کتاب «توسعه و مبانی تمدن غرب»، نوشته شهید «سیدمرتضی آوینی» مراجعه کنند.
پی نوشت ۲: در صورت شرکت در انتخابات فعلا تصمیم دارم به این افراد رای دهم: «مرتضی آقا تهرانی»، «مهدی کوچک زاده»، «مسعود میرکاظمی»،  «محمد سلیمانی» و «بتول نامجو». در مورد رای دادن به این افراد هم هنوز به قطعیت نرسیده ام و ممکن است به آنها رای بدهم: «غلامعلی حداد عادل»، «سیدمهدی هاشمی»، «مهرداد بذرپاش»، «فاطمه آلیا» و «زهره طبیب زاده». در سطحی پایین تر از نظر احتمال، به این دو نفر نیز رای خواهم داد: «حسین استاد آقا» و «علیرضا مرندی». در کمال خودتحویل گیری، ان شاءالله به زودی لیستم را منتشر خواهم کرد! اگر دوستان در این مورد، پیشنهاد، راهنمایی، انتقاد و یا اطلاعی دارند ممنون می شوم کمک کنند.
یادداشت تکمیلی، مورخ ۹ اسفند: نشست خبری احمدی نژادیها، «جبهه توحید و عدالت»، برای ارائه لیست انتخاباتی در تهران، امروز ۹ اسفند با سخنرانی حجت الاسلام «شریف زاده» برگزار می شود. ساعت ۹ تا ۱۲ صبح، یوسف آباد، خیابان شهید جهان آرا، بین خیابان ۵۳ و ۵۵، تالار لوکس.
پیوندهای روزانه و مرتبط:
افشاگری وزیر سابق دولت احمدی نژاد از لجبازیِ حیرت آور مجلس در برابر دولت، به قیمت آجر کردن نان مردم و ایجاد بحران بنزین در کشور
کلیپ وبلاگ «طنز سیاسی» بر روی ترانه «بابام رو تو ندیدی»، تقدیم به فرزندان شهدای نهضت علمی کشور (خدا قوت فرهاد کاظمی عزیز)
آقای بی ریا واقعا ربا مهمتر نیست؟ (از آرشیو همین وبلاگ)
آمریکن فری پرس: روچیلدها به دنبال کنترل بانک مرکزی ایران
دشمن ترین با اهل ایمان
زاکانی،‌ آن زمان که آیت الله مهدوی کنی را نماد اسلام آمریکایی می دانست!

بی هیچ رغبتی در انتخابات شرکت می کنم و جاهای خالی لیستم را با نام «محمود احمدی نژاد» پر می کنم

در شرایطی که این همه کاندیدای اصلاح طلب را تایید صلاحیت کردید (و چه خوب که تایید کردید)، انصاف نبود که کاندیداهای طرفدار احیاگر گفتمان و آبروی انقلاب اسلامی را اینگونه رد صلاحیت کنید. به خدا قسم روا نبود و نیست که به یک قاطرِ بارکشِ خسته هم چنین جفایی بکنید که با محمود احمدی نژاد در چند ماه گذشته کردید. چشمان همیشه خسته و بی خواب او، شرم زده تان نمی کند؟ نور چشمی تان، دکتر باقری لنکرانی، تا به حال برایتان تعریف نکرده است ماجرای سرم وصل کردنهایش به رئیس سابقش را وقتهایی که از شدت خستگی از حال می رفته است؟
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آنکه یوسف به زر ناسره بفروخته بود
یوسف فروشی کردید و چوبش را دیر یا زود خواهید خورد.
من با چه دلِ خوشی باید در انتخابات پیش رو شرکت کنم؟ به چه کسانی باید رای بدهم وقتی هر جور حساب می کنم برای لیست ۳۰ نفره ای که در تهران می توانم به آنها رای بدهم، به زور ۵، ۶ نفر را سراغ دارم؟ در انتخابات شرکت کنم که حالش را چه کسانی ببرند و جایگاه چه کسانی در موقعیتهایشان تحکیم شود و استمرار یابد؟ کینه ای هایی که چشم دیدن منتخبِ مستضعفان و محرومان را نداشتند و ندارند؟ تا به کی باید مصلحت اندیشی، رکن رکین کشورداری در جمهوری اسلامی باشد و من با رای دادنم این رویه را تایید کنم؟ در انتخابات شرکت کنم تا مثل ببوها و هالوهای تو سری خور، به رویه یک سال گذشته در له کردن رئیس جمهوری مظلوم و منتخبم، مهر تایید بزنم؟ جواب این تردیدها را چه کسی می دهد؟
خدا را شکر، هنوز خیلی باید توی سر من و امثال من بزنید تا از ما ضد انقلاب بسازید. ما تو سری خورتر و ببوتر از آنی هستیم که می پندارید. در انتخابات پیش رو شرکت می کنم، اما نه با رغبت و دل خوش که خار در چشم و استخوان در گلو. در انتخابات شرکت می کنم و جاهای خالی لیستم را با نام «محمود احمدی نژاد»، پر می کنم که راه دیگری برای رساندن صدای اعتراضم سراغ ندارم. در انتخابات شرکت می کنم، صرفا به این خاطر که بودِ جمهوری اسلامی را از نبودِ جمهوری اسلامی برای ایران و اسلام و مستضفعان جهان بسیار بهتر می بینم و تحریم انتخابات را در مجموع، نه اقدامی در جهت اصلاح و تقویت جمهوری اسلامی که اقدامی تضعیف کننده می بینم. ای کاش اینگونه نبود تا با خیال راحت در این انتخابات مزخرف شرکت نمی کردم!
پی نوشت:‌ آن سیستم نظارتی که از فیلتر آن کسی مثل «قدرت الله علیخانی» (به خاطر اصلاح طلب بودنش نمی گویم)، عبور کند و کسی مثل «بهمن شریف زاده»، عبور نکند، به شکل اساسی معیوب است.
لینک های مرتبط یا روزانه:
پاداش سکوت، از خاتون تا هابیل (قابل توجه بچه های بامرام و خوش انصاف رجانیوز!)
رئیس جمهوری: بنا دارم راجع به قانون اساسی با مردم صحبت مفصلی داشته باشم
آیا ستاد فیلترینگ، شاخه ای از شهرداری تهران است؟ (راستی کجایید منحرفین؟)
آمریکن فری پرس: روچیلدها به دنبال کنترل بانک مرکزی ایران
حتی شهید مطهری هم قابل نقد است چه برسد به آیت الله مصباح یزدی (آهستان)
رای به رقیب دشمن!
صدا و سیما کدام «جایی» است؟
رای ندادن (حسام الدین مطهری)
وقتی زاکانی، آیت الله مهدوی کنی را نماد اسلام آمریکایی می دانست
مطلب جدید وبلاگ: سخنان منتشر نشده احمدی نژاد، علیهِ اساسِ نظام صهیونی – ربوی بانکداری
لیست انتخاباتی آرمانشهر

«پنجره» ای رو به فاضلاب

هر وقت هفته نامه «پنجره» متعلق به «علیرضا زاکانی» را دست گرفته ام، پشیمان شده ام. امروز بعد از مدتها در حال تورق این نشریه بودم که در آن با گزارشی با عنوان «برچسبها نچسبید!» مواجه شدم که به اصطلاح گزارشی بود از همایش مشاوران جوان که روز ۲۵ بهمن ۱۳۹۰ در تالار وزارت کشور برگزار شد. به عنوان کسی که در این جلسه پر جمعیت و شلوغ شرکت داشتم از مطالب سراسر کذب و مطلقا دروغی که در این گزارش، منتشر شده بود، حیرت کردم. حالا اگر این جلسه، یک جلسه خصوصی و با میهمانانی محدود بود، می شد قدری داستان سرایی گردانندگان این نشریه را توجیه کرد. اما داستان پردازی در مورد جلسه ای که این همه شاهد داشته است، با هیچ منطقی جور در نمی آید جز گوسفند پنداری مخاطبان نشریه.
اعتماد به نفس گردانندگان این نشریه در دروغپردازی، برایم واقعا حیرت آور بود. از دوستان دیگری که در این جلسه حضور داشتند درخواست می کنم این گزارش را بخوانند تا متوجه شوند با چه کذابها و دروغپردازانی روبه رو هستیم. جالب اینجا است که جناب زاکانی و اربابان و نوچه هایش توقع دارند وقتی این دروغهای آشکارشان را می بینیم، سایر ادعاهای بدون سندشان را به صرف لحن مطمئن گوینده اش، باور کنیم. بدا به حال نخبگانی که در چند ماه گذشته با اعتماد به بولتنهای آبکی تهیه شده توسط امثال زاکانی، از احمدی نژاد جدا شدند!
حسابش را بکنید این جماعت وقتی در مورد یک مراسم علنی، می توانند اینگونه داستان پردازی کنند، در مورد برنامه های غیرعلنی دولت، چه قدر می توانند بی تقوایی کنند! خدا به داد قیامتشان برسد.
لینکهای مرتبط:
«مزوران! این بار هم برچسبهایتان نمی چسبد!» (از وبلاگ خط خطی)
چرا دیگر به کیهان و مشرق نیوز، اعتماد نمی کنم؟ (از آرشیو همین وبلاگ)
زاکانی: پیشنهاد ۳۷۰ میلیونی جریان انحراف به یک مدیر برای کاندیداتوری مجلس
لینکهای روزانه:
جریان انحرافی از دید یک انحرافی!
خدا را شکر، چه برکتی کرد پست «بابام رو تو ندیدی؟». کامنتهای پای این لینک خستگی را از تنم در کردند
داغ ننگ! (اندر حکایت عالمانی که حاضر شدند با بهزاد نبوی بنشینند ولی دیدار با مشایی را رد کردند)

احمدی نژاد، بدون واسطه تیتر، لید و بولتن + یک فایل صوتی

به دوستانِ فعالم در حوزه سیاست، فرهنگ و مسائل اجتماعی، برادرانه و شدیدا توصیه می کنم برای قضاوت در مورد نظرات دکتر احمدی نژاد، فقط به تیترها، لیدها، سوتیرها، خلاصه ها، گزارشهای مختصر تلویزیونی و احیانا گلچینهای بولتنی که از سخنان او منتشر می شود اکتفا نکنند و لااقل هرچند وقت یکبار، یک سخنرانی او را به طور کامل گوش کنند و یا متنهایی را که به صورت مشروح از آنها منتشر می شود بخوانند.
این روزها و این ماهها، احمدی نژادِ با واسطه تیتر و لید، احمدی نژادِ بسیار متفاوتی است با احمدی نژادی که بدون واسطه تیتر و لید شنیده و خوانده می شود. اولین تجربه من از این دست، وقتی بود که سال گذشته، رئیس جمهوری به استان سیستان و بلوچستان سفر کرده بود. روزی بود که به دلیلی در خانه مانده بودم و سرِ کار نرفته بودم. تلویزیون روشن بود و سخنرانی رئیس جمهوری در زاهدان را به صورت زنده پخش می کرد. بعد از مدتها، شنونده یک سخنرانیِ احمدی نژاد به صورت کامل بودم. تفاوت احمدی نژادی که به صورت زنده و کامل، شنونده سخنرانی اش بودم با احمدی نژادی که رسانه ها در آن روزها تصویر می کردند حیرت آور بود. احمدی نژادِ انقلابی و اسلامخواهی که در آن سخنرانی می دیدم کجا و احمدی نژادِ اومانیست و باستان پرستی که ایرانیت را در برابر اسلامیت قرار داده است و می خواهد اسلام را به نفع ایرانیت حذف کند کجا؟ از آن زمان به بعد، تصمیم گرفتم هرچند وقت یکبار، واسطه تیتر و لید را کنار بزنم و احمدی نژاد را بدون این واسطه ها بخوانم و بشنوم و البته هر دفعه کم و بیش همان تجربه برایم تکرار شد.
انصافا احمدی نژاد، بدون واسطه تیتر و لید از لحاظ گفتمانی، همان احمدی نژاد ۱۳۸۴ است و اگر هم تفاوتی وجود دارد، این تفاوت ناشی از پختگی، تجربه، دنیادیدگی، تعمق در برخی مسائل و معضلات کشور به واسطه این تجربه ها و پررنگ تر شدن مواضع مردمدارانه در او به واسطه سر و کار داشتنِ بیشتر با مردم و مشکلات آنها است. احمدی نژاد، جلو رفته است، اما خیلی از ما در همان سال ۱۳۸۴ در جا زده ایم و به خاطر این در جا زدن، او را متهم می کنیم به عدول از آرمانهای سوم تیر ۱۳۸۴٫
***
در انتها، یک فایل صوتی جالب و کوتاه را از سخنرانی رئیس جمهوری در جمع مردم استان «چهار محال و بختیاری» در آبان ماه ۱۳۹۰، تقدیم می کنم. معتقدم بسیاری از تکفیرها و منحرف خواندنهای این روزها، ناشی از نفهمیدن همین اولویت بندی است که در شعرِ خوانده شده توسط رئیس جمهوری می شنویم. اولویت بندی ای که فقیه بزرگی همچون «شیخ بهایی» آن را فهمیده بود و با وجود مبنای دینی اش، متاسفانه خیلی های دیگر آن را نفهمیده اند.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.


در صورتی که برنامه مخصوص پلی کردن این فایلِ صوتی را ندارید یا به هر دلیلی آن را نمی شنوید، فایل صوتی را می توانید از اینجا دانلود کنید. (رایت کلیک کنید و گزینه Save Target As را انتخاب کنید.)
***
لینک روزانه: در مورد انتخابات ریاست جمهوری!

لذت زندگی در میان فرشتگان خدا

چه کسی گفته است که اینجا حتما باید سیاسی و از مسائل روز بنویسم؟ امشب به سرم زده است از خوانندگان مذهبی وبلاگم بخواهم این بار که باران یا برف می بارد، باران یا برف را با توجه به این جمله از امام سجاد(ع) حس کنند و لذتی جدید را تجربه کنند:
«بار خدایا!… درود فرست بر فرشتگانی که برف و تگرگ را بدرقه می کنند و آنان که با دانه های باران، هنگامی که فرومی چکد، فرود می آیند.»  (صحیفه سجادیه، نیایش سوم، ترجمه علی موسوی گرمارودی)
حتی بسیاری از ما مذهبیها، از جمله خودم، عموما از توجه به اینکه جهان از منظر دین ما، پر است از «ملائکه الله»، غافلیم. در حالیکه توجه به این حقیقت، به هر واقعیتی در زندگیمان، رنگی دیگر می بخشد. دنیایی مملو از فرشتگان خدا، دنیایی زیباتر و قابل تحمل تر است. دنیایی زنده است. در این دنیا، گناه کردن، افسرده بودن و ناامیدی، سخت تر است.
خواندنِ اذان و اقامه قبل از هر نماز واجب، از مستحبات نماز است. حالا تصور کنید نمازگزاری که به این مستحب عمل می کند این واقعیت را هم در نظر باشد که:
«امام صادق(ع) فرمود: هرگاه اذان و اقامه گفتی، دو صف از فرشتگان پشت سر تو نماز می خوانند و هرگاه که اقامه گفتی، یک صف از فرشتگان پشت سر تو نماز می گزارند.» (سیداحمد فهری زنجانی، «پرواز در ملکوت»، شرح و تفسیر آداب الصلوه امام خمینی، صفحه ۴۲۵)
به طور حتم توجه چنین نمازگزاری به این واقعیت که در حال خواندن نمازش، دو صف از ملائکه، پشت سر او و با او مشغول نمازند، لذت و حال و هوای دیگری به نمازش خواهد بخشید.
در دنیایی زندگی می کنیم مملو از فرشتگان خدا. خدا کند با توجه به این واقعیت، زندگی مان رنگ و جلای بهتری بگیرد و از چشیدن طعم زندگی در میان ملائک خدا محروم نمانیم.
«در تمام طبقات آسمان، جای پوستینی نیست مگر آنکه فرشته ای بر آن به سجده رفته، یا به بندگی خدا در کار و تلاش است.» (امام علی علیه السلام، نهج البلاغه، خطبه ۹۱، ترجمه علی شیروانی)

سرودهای انقلاب و دریغهایشان

به همراه فایلِ صوتیِ ترانه انقلابیِ زیبا و کمتر شنیده شده «گذشت آن زمانی که آن سان گذشت»

مدتی است در حال و هوای نوشتن از موضوعات روز نیستم. فعلا ترجیح می دهم خوانندگان وبلاگ را در برخی اموری که از آنها لذت می برم شریک کنم.
بچه که بودیم، در ایام دهه فجر، بعضا و خیلی به ندرت، ترانه «گذشت آن زمانی که آن سان گذشت» از تلویزیون پخش می شد. این ترانه را دیگر نشنیدم تا اینکه چند سال پیش، در تیتراژ پایانی یک سریالِ ویژه دهه فجر که نامش یادم نیست، این سرود پخش شد. ترانه ملایم و زیبایی است و این روزها با گوش دادن به آن، خیلی صفا می کنم! متاسفانه قسمتی از اول ترانه، ضبط نشده است. برای شنیدن آن، پلی کنید:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.


اگر نمی توانید ترانه را بشنوید آن را از اینجا دانلود کنید.
محتوای سرودها و ترانه هایی که برای انقلاب اسلامی، ساخته شده اند می توانند دستمایه یک تحقیقِ درست و درمان، برای شناخت انقلاب و فضای حاکم بر سالهای اواخر دهه ۱۳۵۰ قرار بگیرند. تا جایی که بنده اجمالا توجه کرده ام این آواها، عموما دو ویژگی مشترک دارند:
اول اینکه، در آنها به همراه احساسات وطن دوستانه، به نحو جالب توجهی، نگاهی جهانی و فراملی وجود دارد. مثلا در همین ترانه می شنویم که: «فصلِ فضل بشر در رسید».
دوم اینکه، خوش بینی و امید خارق العاده ای در آنها دیده می شود. امیدی که لابد نیروی محرکِ هر انقلابی است که بدون جانبازی و جان دادن و فداکاری به ثمر نمی نشسته است. مثلا در این ترانه می شنویم که: «شد از بیداری انقلاب، کاخ سرمایه داری خراب»!
همیشه، با شنیدنِ مضامین امیدوارانه این آواها، دچار حسِ شدیدی از حسرت و دریغ می شوم. حسی که خودآزارانه دوستش دارم! حسرت و دریغ از اینکه امروز بعد از سالها، می بینیم آنطور که باید و شاید، آن امیدها به نتیجه نرسیدند. البته از انصاف هم نباید گذشت که الان چون خود ما در دوران پس از انقلاب زندگی می کنیم، از نعمتهایی که این انقلاب به ما داده است غافلیم. گویا این طبیعتِ ما آدمیان است که قدر نعمتی را که با آن زندگی می کنیم ندانیم، درکش نکنیم و حواسمان به خوبیهای آن نباشد و زمانی که آن نعمت را از دست می دهیم تازه به قدر و ارزش آن واقف می شویم. دیگر اینکه، شاید ما در نتیجه دادنِ آن امیدها، قدری عجولیم و باید دهه ها و بلکه قرنها بگذرد تا بشود در مورد دوره ای که در آن زندگی می کنیم قضاوت کرد و سنجید که آن امیدها تا چه حد واقعی بوده اند و به نتیجه رسیده اند. دیگر اینکه اساسا شاید آن امیدها، مبتنی بر نگاهی زیاد از حد خوش بینانه به تواناییها و مقدوراتِ انسان، جامعه و انقلاب بوده اند.
در مورد برخی از سرودها و ترانه های انقلاب، دریغی دیگر هم به سراغم می آید. دریغ از اینکه خیلی از افراد که ما الان فکرش را هم نمی کنیم در مقطعِ پیروزی انقلاب به انقلاب اسلامی پیوستند، اما انقلاب و مناسبتر است بگویم «انقلابیون» به آنها نپیوستند. متاسفانه درد همیشگی انقلاب اسلامی، این بوده است که شعارِ «جاذبه حداکثری و دافعه حداقلی»، مرامِ عموم ما طرفدارانش نبوده است.
به گفته دوستی، خواننده ترانه «گذشت آن زمانی که آن سان گذشت»، یکی از خوانندگان و آهنگسازانِ مهاجرت کرده به آمریکا است که چون ایشان اطمینانی در این گفته خود نداشت از بیان نام این خواننده در می گذرم و اگر از دوستان، کسی نام خواننده ترانه را می داند، ممنون می شوم که نام او را بگوید. (افزونه، مورخ ۲۲ بهمن ۱۳۹۰: دو نفر از دوستان مطلع، کامنت گذاشته اند که خواننده این ترانه، همانطور که حدس زده می شد، «فرامرز اصلانی» است.) اما این واقعیت، غیرقابل کتمان است که در سالهای اول انقلاب، خیلی از خوانندگانی را که مبتذل خوان هم نبودند و با انقلاب هم همراه شدند و برای انقلاب، سرود و ترانه هم خواندند، فراری دادیم یا طرد کردیم. مثالِ دم دستی اش، مرحوم «فرهاد مهراد» است که تا سالهای سال پس از انقلاب، به او مجوز فعالیت در زمینه موسیقی داده نشد و مثلا شاید کمتر شنیده باشیم که خواننده سرودِ «الله الله، تو پناهی بر ضعیفان یا الله»، «هاتف»، خواننده به اصطلاح لوس آنجلسی است. چند سال پیش، در جستجویی اینترنتی به فهرستی باورنکردنی از سرودها و ترانه های انقلابی برخوردم که خوانندگانِ آنها کسانی بودند که جملگی به آن طرف آبها کوچ کرده اند. (متاسفانه آن فهرست را الان ندارم.) 
بنده، طرفدار ابتذال و بی بند و باری نیستم، به این امر هم واقف هستم که خیلیها که از انقلاب جدا شدند، خودشان مشکل داشتند و قرار هم نبوده و نیست که انقلاب در برابر هر توقع و مرامی انعطاف نشان دهد و کوتاه بیاید ولی انصاف باید داد که متاسفانه ما هم کلا و چندان، اهلِ سعه صدر و جذب نبوده ایم و هرکدام از ما هم که خواسته است در این راه قدم بگذارد، او را تکفیر و طرد کرده ایم. نمی خواهم به صحرای کربلا بزنم، ولی به عنوان یک نمونه جدید، کافی است به بلایی که سر همسر مرحوم دکتر فاطمی آورده شد و به اراجیف و خزعبلاتی که متوهمانِ همه دشمن پندار، در مورد او بافتند فکر کنیم. بگذرم.

متن ترانه

دست در دستم بنه این زمان
تا روشن تر شود روزمان
ای هموطن دوره رنج و حرمان گذشت
دولت پوچ دیوان گذشت
گذشت آن زمانی که آن سان گذشت
گذشت آن زمانی که آن سان گذشت
شد از بیداری انقلاب
کاخ سرمایه داری خراب
فصل فضل بشر در رسید
صبح آزادگی بردمید
ای هموطن دوره رنج و حرمان گذشت
دولت پوچ دیوان گذشت
گذشت آن زمانی که آن سان گذشت
گذشت آن زمانی که آن سان گذشت
دوست می دارم تو را هموطن
دوست می دارم تو را ای چو من
دست در دستم بنه این زمان
تا روشن تر شود روزمان
ای هموطن دوره رنج و حرمان گذشت
دولت پوچ دیوان گذشت
گذشت آن زمانی که آن سان گذشت
گذشت آن زمانی که آن سان گذشت

لینک مرتبط:
فرهاد مهراد، سیدمرتضی آوینی و امام خمینی (از آرشیو همین وبلاگ)
 
لینکهای روزانه:
وقتی خانم جاوید، وبلاگ آرمانشهر را شرمنده می کنند!
مرثیه ای برای «هابیل»
افکارسنجی صدا و سیما
بیخود نبود که مارادونا را دوست داشتم!

ترانه کودکانه و خاطره انگیز «بابام رو تو ندیدی؟» + فایل صوتی

برای بچه های اواخر دهه ۱۳۵۰ و اوایل دهه ۱۳۶۰
و تقدیم به کوچولوهای عزیز،‌ «آرمیتا رضایی نژاد»، «علی احمدی روشن» و «محمدحسین قشقایی»

متولدین قبل از سالهای ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ خوب به یاد دارند که اگر اشتباه نکنم از زمستان سال ۱۳۶۶ (و شاید قبل تر از آن) تا ماهها بعد،‌ ترانه کودکانه «بابام رو تو ندیدی»، بارها در برنامه های کودکِ تلویزیون پخش می شد. می گویم زمستان ۱۳۶۶، چون خوب به خاطر دارم که این ترانه در ایام موشک باران تهران که منجر به چند ماه تعطیلی مدارس در تهران شد،‌ از تلویزیون پخش می شد. در آن زمان،‌ کلاس دوم دبستان را می گذراندم.
در چند سال گذشته که صدا و سیما به بازپخش صداها و تصاویر آرشیوی و فراموش شده دهه ۱۳۶۰ روی آورده است،‌ منتظر بودم که این ترانه خاطره انگیز از تلویزیون پخش شود اما چنین اتفاقی نیفتاد. در اینترنت هم خیلی دنبال فایل صوتی این ترانه بودم که به جز متن آن چیزی نیافتم. بعد از مدتها، انگار کسی همت کرده و این ترانه را روی اینترنت گذاشته است. (افزونه: یکی از خوانندگان وبلاگ، کامنت گذاشته اند که ترانه «بابام رو تو ندیدی؟»، بالاخره چند شب پیش، در برنامه تلویزیونی «بچه های دیروز»، پخش شده است که با این حساب، منشا راه پیدا کردن این ترانه به فضای نت هم مشخص شد.) دوست و برادر عزیزم،‌ «نشانه» که از جستجوی من خبر داشت،‌ لطف کرده و لینکِ دانلود ترانه را برای من ارسال کرده است: اینجا را ببینید.
فرمت ترانه در لینک بالا،‌ wma است که مناسب پخش در وبلاگ و برخی گوشیهای موبایل نیست. فرمت ترانه را به mp3 تغییر دادم که‌ می توانید از اینجا آن را دانلود کنید:
«بابام رو تو ندیدی؟»
برای شنیدن ترانه، پلی کنید:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.


(احتمالا فقط کاربرانی که ور‍‍ژن جدید برنامه «ادوبی فلش» را نصب کرده اند می توانند فایل را پلی کنند.)

 متن ترانه

در لابه لای متن ترانه، عکسهایی از کوچولوهای بازمانده از شهدای نهضت علمی کشور را گذاشته ام. قبل از آوردنِ متنِ ترانه لازم است به این روضه اشاره کنم که وقتی دارید ترانه را گوش می دهید و به عکس «آرمیتا رضایی نژاد» می رسید توجه داشته باشید این دختر بچه، صحنه شهادت پدرش را دیده است. سربازان شیطان، شهید رضایی نژاد را جلوی چشم دختر و همسرش و با خالی کردن هفت گلوله در بدن او به شهادت رسانده اند.

– گنجشک ناز و زیبا
که می پری اون بالا

بال و پرت به رنگ خاک
دلت مهربون و پاک

به من بگو وقتی که پر کشیدی
بابام رو تو ندیدی

– دیدمش از اینجا رفت
اون بالا بالاها رفت

پیش ستاره ها رفت
یواش و بی صدا رفت

«آرمیتا رضایی نژاد» در کنار پدرش، شهید «داریوش رضایی نژاد»

– ستاره آی ستاره
پولک ابر پاره

خاموشی یا می تابی؟
بیداری یا که خوابی؟

به من بگو وقتی که خواب نبودی
بابام رو تو ندیدی

– دیدمش از اینجا رفت
اون بالا بالاها رفت

از اون طرف از اون راه
رفته به خونه ماه

«علی احمدی روشن» در کنار پدرش، شهید «مصطفی احمدی روشن»

– ماه سفید تنها
که هستی پشت ابرا

نقره نشون کهکشون
چراغ سقف آسمون

به من بگو وقتی که نور پاشیدی
بابام رو تو ندیدی

– همین جا پیش من بود
نموند و رفت زود زود

اون بالا بالاها رفت
بابات پیش خدا رفت

«محمدحسین قشقایی» پسر شهید «رضا قشقایی» در کنار پدر شهید احمدی روشن

– خدا که مهربونه
پیش بابام می مونه

گریه نمی کنم من
که شاد نباشه دشمن

موسیقی روی وبلاگ در بهمن ماه ۱۳۹۰

موسیقی روی وبلاگ در بهمن ماه ۱۳۹۰ (به جز ایام دهه فجر)، قطعه بدون کلامی است به نام «وقتی دلم تنگ می شود» (When i miss). متاسفانه نام سازنده قطعه را نمی دانم و اگر کسی احتمالا نام او را می شناسد ممنون می شوم که به اطلاع بنده برساند. ضمنا از مدیر وبلاگ صابرین بابت ارسال قطعه و در اختیار گذاشتن نام آن تشکر می کنم.
برای شنیدن، پلی کنید:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

احتمالاً فقط کاربرانی که از نسخه جدید «ادوبی فلش» استفاده می کنند می توانند قطعه را بشنوند. اگر صدایی نشنیدید، می توانید آن را از اینجا دانلود کنید.

لینکهای روزانه:
تحرک دیپلماسی یا انحراف دیپلماسی؟ (در مورد موضع دولت احمدی نژاد در قبال بحران سوریه)
رسانه های وابسته به سپاه تا چه اندازه ولایی هستند؟

لینکهای مرتبط:
ترانه مصری «یا المیدان» خطاب به میدان التحریر
سینه زنی شیعیان بحرین به عشق آیت الله خامنه ای
در مورد صدای روی وبلاگ در دی ماه ۱۳۹۰ (سرود انادیکم)
صدای روی وبلاگ در آذر ۱۳۹۰ (شهید آوینی)
موسیقی روی وبلاگ در آبان ۱۳۹۰ (قطعه گل دریایی)
در مورد موسیقی روی وبلاگ در شهریور و مهر ۱۳۹۰ و سازنده آن (قطعه پائولا)
ترانه «آخرین نامه»