برای مظلومیت علی اصغر سیجانی و محمود احمدی نژاد

«اللهم اِنّی اَعتذِر الیک مِن مظلوم ظُلِم بحضرتی فلم اَنصره»
«بار خدایا! من از درگاه تو پوزش می خواهم اگر در حضور من بر ستمدیده ای ستم رفته است و من به یاری او نشتافته ام.» (امام سجاد علیه السلام، صحیفه سجادیه، نیایش سی و هشتم، ترجمه علی موسوی گرمارودی)
***
«علی اصغر سیجانی»، کارگردان مستند «ظهور بسیار نزدیک است» است که سال گذشته با دستاویز قرارگرفتن این مستند، هجمه شدیدی به طور همزمان علیه او و دوستانش و  علیه احمدی نژاد و یارانش صورت گرفت.
متاسفانه در وضعیتی که اعتماد زیاد از حد به یک دسته از رسانه ها وجود داشته باشد و پرستش برخی اشخاص، غوغا کند، مخاطب چنین رسانه ها و اشخاصی، خود را از تفکر در ادعاهای آنها معاف می بیند و حاضر نیست تحلیل و اگر و امایی در ادعاهای آنها داشته باشد. در وضعیت «معافیت از تفکر و تعقل»، اگر نگوییم هیچ کس، کمتر کسی بود که سال گذشته این سئوال بدیهی به ذهنش برسد و از مدعیان سئوال کند که دو ادعای متناقض زیر را چگونه با یکدیگر جمع می کنند:
۱- جریان انحرافی، اعتقادی به واسطه ای به عنوان «ولی فقیه» بین امام غایب و ماموم ندارد و در برابر آیت الله خامنه ای قرار گرفته است و معتقد به رابطه بی واسطه با امام مهدی(عج) است و …
۲- جریان انحرافی، هزینه تولید و توزیع مستندی (مستند ظهور) را داده است که در آن به صورت احتمالی، آیت الله خامنه ای به عنوان «سید خراسانی» معرفی و تکریم شده است و از آن مهمتر، «محمود احمدی نژاد» هم به عنوان سردار مطیع سید خراسانی (شعیب بن صالح) معرفی شده است.
اینگونه بود که با روانه شدن سیل اتهامات متناقض، هم به آنچه «جریان انحرافی» نامیده می شود ظلم شد، هم به تولید کنندگان مستند ظهور.
***
علی اصغر سیجانی اما به تازگی مستندی ساخته است به نام «لحظه دیدار» که در اینترنت قابل دسترسی است. چند روز پیش، خبر رسید که سیجانی توسط ماموران امنیتی بازداشت شده است. از آنجا که این بازداشت، پس از تولید و تکثیر  مستند لحظه دیدار صورت گرفته است، می توان حدس زد که علت بازداشت دوباره او (سیجانی، سال گذشته هم چهل روز به خاطر مستند ظهور، بازداشت شد که پس از این مدت بازجویی و به دست نیامدن هیچ سند و مدرکی از ارتباط او با جریان انحرافی یا سرویس های خارجی، آزاد شد.) تولید و تکثیر این مستند بوده است. بنده این چند خط را با فرض اینکه سیجانی به خاطر مستند لحظه دیدار بازداشت شده است، می نویسم و اگر بازداشت او اتهام مخفی و محرمانه ای دارد که ما از آن بی خبریم، حق اظهار نظر در مورد این بازداشت را برای خودم قائل نیستم.
***
مسئولان محترم پرونده سیجانی را دعوت می کنم که تاملی در فیلمها و متون زیر داشته باشند و مقایسه ای بین محتوا، گفتمان و روح حاکم بر آنها با مستند لحظه دیدار داشته باشند:
۱- مستند Arrivals که توسط «هاشم عبدالله»، مسلمان مصری تولید شده است و لوح فشرده آن با زیرنویس فارسی توسط موسساتی همچون «موسسه فرهنگی موعود» به مدیریت «اسماعیل شفیعی سروستانی» در شمارگان بالا تکثیر شده است. این مستند در سخنرانی های «علی اکبر رائفی پور»، که سخنران مورد علاقه بسیج های دانشجویی، نهادها و تشکلهای انقلابی و پادگانهای سپاه و ارتش است، بارها تبلیغ شده است و بخشهایی از آن هم بارها در ضمن این سخنرانی ها پخش شده است.
۲- شماره های مختلف ماهنامه موعود و مطالبی که در این ماهنامه در مورد آخرالزمان و شرایط آخرالزمانی جهان کنونی منتشر شده است.
۳- مستند «پایان دوران» که در سال ۱۳۸۶ از سیمای جمهوری اسلامی پخش می شد و اگر اشتباه نکنم، تهیه کننده آن دکتر «مجید شاه حسینی» بود.
۴- کتاب معروف و پرفروش «نشانه های پایان»، نوشته «علی فاطیمان»
البته از این دست موارد باز هم می توان نام برد ولی فعلا به همین چند مورد اکتفا می کنم.
از مسئولان محترم پرونده سیجانی سئوال می کنم که بینی و بین الله و وجدانا و انصافا، چه تفاوت اساسی بین روح و گفتمان حاکم بر مستند جدید سیجانی و نمونه های فوق الذکر وجود دارد که در تعطیلات نوروز، علی اصغر سیجانی باید در بازداشت باشد و افرادی همچون شفیعی سروستانی، رائفی پور، شاه حسینی و فاطمیان، پس از سالها فعالیت در این عرصه همچنان آزاد باشند؟
آخر چرا این شبهه را در اذهان منحرف ما به وجود می آورید که انحراف در بیان مسائل مهدوی و آخرالزمانی، صرفا بهانه است و سیجانی دارد چوب علاقه زیادش به احمدی نژاد را می خورد و تاوان استفاده از سخنرانی های احمدی نژاد در مستندش را پس می دهد؟
***
مطالب مرتبط از همین وبلاگ:
زمستان رفت و …
باور کنید جو زده ایم!
کمی متفاوت در مورد مستند «ظهور بسیار نزدیک است»
لینک روزانه:
نمونه ای از آنها که سخنرانی ۱ فروردین ۱۳۹۱ و ۱۲ تیر ۱۳۹۰ رهبری را نشنیده گرفتند
نقد خواندنی احمد سعیدی بر یادداشت جدید حسن روزی طلب
حقوق ۱۴ میلیونی(!) مهدی هاشمی فراری قطع شد (تاییدی بر ساخت و پاخت مورد ادعای دکتر کچویان با رفسنجانی، در قضیه دانشگاه آزاد!)

گمشده

گفتار درونی مینا: انگشتر از دست ناخدا افتاد و گم شد. ملوان از ناخدا پرسید: «وقتی آدم می دونه جای چیزی کجاست، آیا آن چیز گم شده؟!» ناخدا با بدخلقی گفت:
«… نه…» ملوان لبخندی زد و گفت: «… پس ناراحت نباشید. انگشتر شما گم نشده، انگشتر توی دریاست!»
(از فیلمنامه «فرزند خاک»، نوشته «محمدعلی باشه آهنگر» و «محمدرضا گوهری»، انتشارات سوره مهر، صفحه ۶)

عکاس: جمال صالحی، اسکن شده از کتاب هنر مقاومت، جلد اول

عکاس: جمال صالحی، اسکن شده از کتاب هنر مقاومت، جلد اول

 لینکهای روز:
همنوایی با امام عصر(عج)
واکنش جالب تاجیک ها به حضور احمدی نژاد در جشن جهانی نوروز
بیانیه شدیداللحن فعالین مهدویت در اعتراض به دستگیری علی اصغر سیجانی
وقتی مخالفان احداث مونو ریل، اتوبان دو طبقه می سازند!
آیت الله خامنه ای: تیپ اسفندیار شاهنامه، تیپ حزب اللهی های امروز خودمان است

تمجید مفصل رهبری از کارنامه دولت و مسئولان در سال ۱۳۹۰ و بازتاب کمرنگ آن در رسانه های خبری

آرمانشهر: سخنرانی بعد از ظهرِ اول فروردینِ آیت الله خامنه ای در صحن حرم امام رضا(ع)، اگر مهم ترین سخنرانی ایشان در هر سال نباشد، یکی از چند سخنرانی مهم ایشان در هر سال است. متاسفانه در  گزارشهایی که خبرگزاریها، سایتهای اینترنتی و حتی سایت «خامنه ای دات آی آر» از سخنرانی اول فروردین ۱۳۹۱ مقام معظم رهبری منتشر کرده اند، به جهت اختصار و لحن گزارشی آنها، حق مطلب در مورد برخی  فرازهای سخنرانی، ادا نشده است. به همین خاطر، با دریافتِ فایل صوتی این سخنرانی، فرازهایی را که به نظر می آید در این گزارشها کم و بیش مورد اجحاف قرار گرفته اند پیاده کرده ام که در ادامه می توانید آنها را بخوانید. (افزونه، مورخ ۵ فروردین ۱۳۹۱: خوشبختانه متن کامل این سخنرانی در سایت خامنه ای دات آی آر، در دسترس قرار گرفته است. اینجا را ببینید.)
به نظر بنده، عمده سخنرانی رهبری عزیز، بدون اینکه تصریح چندانی بر عنوان «دولت» در آن صورت بگیرد، تمجید از کارنامه مثبت دولت در سال ۱۳۹۰ بود و در «زیرمتن» آن نیز، بی اعتنایی دوباره ایشان به بحث «جریان انحرافی» دیده می شود. متاسفانه، می توان پیش بینی کرد آنها که باید شنوای کنه این سخنرانی باشند، همچون سخنرانی ۱۲ تیر ۱۳۹۰ رهبری در جمع فرماندهان سپاه پاسداران، خود را در مورد محتوای آن به نشنیدن خواهند زد.
واقعا آن مدعیان ولایتمداری که مساله اصلی و اولشان در سال ۱۳۹۰، انحراف دولت احمدی نژاد و مبارزه با این انحراف بود کجا و تصویری که از سال ۱۳۹۰ در بیانات زیر ارائه شده است کجا؟ سیاهنماییِ کارنامه دولت و بحرانی نمایی وضعیت اقتصادی کشور توسط بعضی از این حضرات کجا و کارنامه ای که در بیانات ولی فقیه، مورد تمجید قرار گرفته است کجا؟
*******
آیت الله خامنه ای، اول فروردین ۱۳۹۱، مشهدالرضا، در جمع زائران امام رضا(ع):

«…سال ۹۰، اوج فعالیتهای آنها (دشمنان) بود و من می خواهم بر روی این نکته تکیه کنم، علی رغم آنها، به کوری چشم آنها، ملت ایران در سال ۹۰، با حرکات خود، با پیشرفت خود، با تصمیم گیریهای خود، به همه دنیا، از جمله به دشمنان، باز هم به طور مکرر فهماند که «ما می توانیم.» (آرمانشهر: لازم به اشاره است که جمله «ما می توانیم»که رهبری عزیز، در ابتدای سخنرانی شان چند بار به آن اشاره کردند و من فقط یکبار آن را در اینجا نقل کرده ام، شعار انتخاباتی معروف دکتر احمدی نژاد نیز بود.)
از نقاط ضعف، بی اطلاع نیستیم، نقاط ضعف هم داریم، اما نقاط قوت در جمع بندی نهایی، بسیار بیشتر است از نقاط ضعف.
سال ۹۰ را سال «جهاد اقتصادی» اعلام کردیم، لذا من از مسائل اقتصادی آغاز می کنم.
تحرک اقتصادی مسئولین کشور با همراهی مثال زدنی و تحسین برانگیز مردم در طول سال ۹۰، قابل ذکر است. از جمله آنچه که می توان در این زمینه مطرح کرد همین مساله هدفمندی یارانه ها است. همه کارشناسان اقتصادی، چه در دولتهای قبلی و چه در دولت کنونی، متفق القولند که هدفمندی یارانه ها برای کشور یک نیاز و یک ضرورت است. همه این را اعتراف کرده اند. با وجود اینکه این معنا، مورد اتفاق همه بوده است، این اقدام لازم به خاطر دشواریهایش، به خاطر پیچیدگیهایش بر زمین مانده بود. دولت و مجلس، همت کردند در سال ۹۰، در شرایط تحریم، در شرایطی که دشواری و پیچیدگی این کار بیشتر از همیشه است، اقدام کردند، مراحل مهمی را از این کار پیش بردند. کار تمام نشده است، اما آنچه مسئولان کشور تاکنون اقدام کرده اند، چه در دولت، چه در مجلس شورای اسلامی و پشتیبانی و همدلی و همراهی ملت، آنها را قرین موفقیت کرد، بسیار مهم و قابل توجه است…
یکی از هدفهای این قانون، عبارت است از توزیع عادلانه یارانه هایی که نظام و دولت به مردم می دهد. من قبلا در صحبتی شرح دادم که یارانه ها همیشه به صورت نامتعادل و غیرعادلانه در بین قشرهای مختلف مردم تقسیم می شده است. طبیعتِ کار یارانه عمومی همین است. با هدفمندی یارانه ها، در واقع یک تعادلی، یک اجرای عدالتی، در تقسیم و توزیع یارانه ها وجود پیدا کرده است و من خبرهای موثقی از سراسر کشور دارم که حاکی از آن است که این کار در بهبود زندگی طبقات ضعیف، نقش موثر داشته است. … مهمترین هدف و مقصد از این قانون هم همین است…
یک هدف دیگر، مدیریت مصرف حاملهای انرژی است… آمارهایی که منتشر شده است و آمارهای مورد قبول است به ما نشان می دهد که تا همین امروز اگر قانون هدفمندی یارانه ها اجرا نمی شد، مصرف بنزین در کشور، تقریبا دو برابر مصرفی بود که امروز انجام می گیرد. وقتی که تولید داخلی بنزین به قدر مصرف نیست، ما مجبوریم چه کار کنیم؟ باید بنزین را وارد کنیم. یعنی دست ملت ایران زیر کارد بدخواهان و دشمنان باشد! با این کار، صرفه جویی شد. امروز مصرف بنزین در کشور تقریبا به قدر تولید داخلی است، احتیاج به واردات بنزین نداریم. این برای کشور یک امتیاز بزرگ است. این کار در سال ۹۰ انجام شد….
من به خاطر کلیدی بودن مساله پیشرفت علم و فناوری نسبت به این مساله حساسم. از راههای مختلف، کانالهای مختلف، گزارشهای متفاوتی را تقریبا به طور مستمر دریافت می کنم و می توانم به شما قاطعانه عرض کنم سطح پیشرفتهای کشور، بسیار بیشتر از آن چیزی است که تاکنون به اطلاع مردم رسیده است…
(در اینجا آیت الله خامنه ای چند مورد از این پیشرفتها را شرح می دهند و سپس می گویند:)
اینها همه مربوط به سال ۹۰ است. اینها بخشی از دستاوردهای سال «جهاد اقتصادی» است. پیشرفت علمی است، پیشرفت فناوری است، نشان دهنده اقتدار علمی کشور است اما دارای تاثیر مستقیم اقتصادی برای کشور است. جهاد اقتصادی یعنی این!
من در پایان سال ۹۰، در همین هفته گذشته، بازدیدی داشتم از پژوهشگاه صنعت نفت. چیزهایی انسان در آنجا مشاهده می کند که نظایر آن را در بعضی از بازدیدهای دیگر در پژوهشگاههای گوناگون علمی کشور انسان می بیند، به این نتیجه می رسد که اینها استثناء نیست، قاعده است. این پدیده های مهم که یک روزی بود که ملت ما در خواب هم نمی دید این پیشرفتها را، اینها تحقق پیدا کرده است، به شکل قاعده در آمده است. من چند تا از این خصوصیات و پدیده هایی را که در آنجا مشاهده کردم اینها را به شما عرض می کنم…
یک خصوصیت، ارتباط صنعت با دانشگاه است که این از آروزهای دیرینه بنده است. همیشه سفارش می کردم مسئولان گوناگون بخشهای مرتبطِ دولتهای گذشته را که سعی کنید بین صنعت و بین دانشگاه ارتباط برقرار کنید. خوشبختانه این ارتباط را دیدم که برقرار شده است. البته باید عمومیت پیدا کند…
این، بخش اقتصادی در سال ۹۰! سالی که از اول آن سال تا آخر، عربده دشمنان و بدخواهان ملت ایران بلند بود. گاهی تهدید کردند، گاهی فشار سیاسی آوردند، گاهی تحریم کردند. عوامل دولت آمریکا، امروز در سراسر دنیا دارند تلاش می کنند برای اینکه بتوانند تحریم ها را عملی کنند، به خیال اینکه به ملت ایران ضربه بزنند، بین ملت ایران و نظام اسلامی جدایی ایجاد کنند…
در زمینه خدمات اقتصادی، دهها هزار خانه، مسکن ساخته شد در اختیار مردم قرار گرفت. این آمارها، آمارهای بزرگی است، آمارهای مهمی است. مسکن روستایی ساخته شد. جاده ها ساخته شد. بزرگراهها و آزادراهها ساخته شد. اینها طلیعه دهه پیشرفت و عدالت است… ما سه سال از این دهه را گذرانده ایم. در مقابل با این دشمن، در مقابل با این بدخواهان عنود و خبیث، این ملت فعال و پرنشاط توانسته است این پیشرفتها را به وجود بیاورد.
… ما امروز احتیاج داریم به اتحاد و یکپارچگی. بهانه های اختلاف، زیاد است. گاهی سلیقه دو نفر با هم یکسان نیست در یک قضیه ای، نباید بهانه اختلاف بشود. گاهی یک گرایشی در کسی هست، در دیگری نیست، نباید مایه اختلاف بشود. آرا، نظرات، همه محترمند. اختلاف در درون، منازعه در درون، مایه فشل می شود… دو جور هستند مخالفین. یک مخالفی است که دنبال حق است، او هم دنبال جمهوری اسلامی است، او هم دنبال انقلاب است، او هم دنبال دین و خدا است، منتها راه را اشتباه کرده است. با این نباید دشمنی کرد. این فرق دارد با کسی که در جهت غیر نظام اسلامی، با هدف معاندانه علیه نظام اسلامی حرکت می کند. دلها را به هم نرم کنید. برخوردها را نسبت به یکدیگر مهربانانه تر کنید. این رسانه های الکترونیکی و اینترنتی متاسفانه موجب شده است که افراد بی محابا علیه یکدیگر حرف بزنند، بد بگویند، باید این هم یک جوری تدبیر بشود از طرف مسئولین کشور.»
————
پی نوشت: سه چهار روزی ان اشاءالله در سفر خواهم بود و به جهت محدودیت در دسترسی به اینترنت،  احتمالا تا برگشت از سفر، نتوانم کامنتهای دوستان را برای نمایش تایید کنم.
لینک مرتبط:
سانسور شدید سخنان امام خامنه ای توسط اقتدارگرایان

افزونه، مورخ ۶ فروردین ۱۳۹۱: گویا سیستم کامنت گیری وبلاگ، جند روزی است که دچار اختلال شده است. ضمن عذرخواهی از دوستان، ان شاءالله در اولین فرصت، برای رفع این اختلال، اقدام خواهم کرد.

امسال هم شاعر نشدم

تو مثل … می مانی
وقتی دیدمت انگار … 
لبخندت همچون … بود
مهربانی ات شبیه … است و چشمهایت، … را به خاطرم می آورند
در حسرت دیدارت همچون … هستم
دوری ات، … است
آنقدر دلتنگت هستم که انگار …
بعد از رفتنت به …  می مانم
نه! از تشبیه و استعاره کاری ساخته نیست. هرچه فکر می کنم تو فقط مثل خودت هستی، حال من هم فقط شبیه حال خودم است. 

فیلمهایی که در سال ۱۳۹۰ دیدم

در اینجا نام فیلمهایی را که در سال ۱۳۹۰ دیدم به همراه نام کارگردان آنها، تاریخ تماشای فیلم و امتیازم به آنها را گذاشته ام. نمره ها از ۲۰ هستند.

نکته ۱: به فیلمهایی نمره بالاتر از ۱۵ داده ام که رغبت داشته باشم اگر فرصتی بود، آنها را دوباره تماشا کنم.

نکته۲: چون دو سه نفر از خوانندگان وبلاگ پرسیده اند چرا اینقدر فیلم می بینم، مگر بی کارم و … لازم است اشاره کنم که بنده دانشجوی سینما هستم و فیلم دیدن، اقتضای تحصیل و کار در عرصه فیلم و سینما است. بعضی از اساتید ما در دانشکده، می گفتند دانشجوی سینما باید حتما و حداقل روزی یک فیلم ببیند. یکی از اساتید که می گفت روزی باید ۴ تا فیلم ببینید!! با این توضیحات، روشن است که من تازه خیلی هم کم فیلم می بینم.
***

۱- منشی همه کاره او / هوارد هاکس / ۱ فروردین ۱۳۹۰ / نمره: ۱۷
(از هاکس، «ریو براوو»، «داشتن و نداشتن» و «خواب بزرگ» را دیده بودم.)

۲- Crossing Over / وین کریمر / ۳ فروردین ۱۳۸۹ / نمره: ۱۳
یادداشت: در مورد مهاجرت، مهاجران و اقلیتها در آمریکا. داستان موازی یک زن جوان مکزیکی، دختری استرالیایی، پسری یهودی، خانواده ای ایرانی، خانواده ای بنگلادشی و خانواده ای کره ای. فیلمی در مایه های «تصادف» پل هگیس. در ضمن داستان خانواده ایرانی، اشاره ای هم به شاه، امام خمینی و وضعیت بدی که رژیم اسلامی در ایران درست کرده است می شود. دختر نوجوان و محجبه خانواده مسلمان بنگلادشی به خاطر عقاید معمولی سیاسی خود، از آمریکا اخراج می شود به طوری که احساس کردم اگر با همین وبلاگ ، یک آمریکایی بودم، سرنوشتم زندان بود!۳- مستند «پسر دونده» (Marathon Boy) / جِما آتوال / ۵ فروردین ۱۳۹۰/ نمره: ۱۷
یادداشت: این فیلم را از شبکه چهار سیما دیدم.

۴- انیمیشن «کارالاین» / هنری سلیک / ۶ فروردین ۱۳۹۰/ نمره: ۱۵

۵- زندگی دیگران (۲۰۰۶) / فلورین هنکل ون دونرسمارک / ۱۵ فروردین ۱۳۹۰ / نمره: ۱۶
یادداشت: اولین فیلم بلند کارگردان است.

۶- تنها دو بار زندگی می کنیم / بهنام بهزادی / ۱۶ فروردین ۱۳۹۰ / نمره: ۱۶
یادداشت: فیلم اول بهزادی

۷- شب یلدا / کیومرث پوراحمد/ ۱۷ فروردین ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از پوراحمد تا جایی که یادم می آید «بی بی چلچله»، «آلبوم تمبر»، «شرم»، «صبح روز بعد»، «به خاطر هانیه»، «خواهران غریب» و «اتوبوس شب» و سریالهای «قصه های مجید» و « سر نخ» را دیده ام.)

۸- قاره هفتم / میشل هانکه / ۱۸ فروردین ۱۳۹۰/ نمره: ۱۴
(از هانکه تا جایی که یادم می آید، «بازی های بامزه»، «معلم پیانو»، «پنهان» و «روبان سفید» را دیده ام.)
یادداشت: نمایش دیگری از مالیخولیا، سادیسم و مازوخیسم، همچون کم و بیش دیگر فیلمهای هانکه. البته باید تا حدود دقیقه ۷۰ فیلم صبر کرد. «بازی های بامزه» را که دیدم، گفتم این بشر با وحی شیطان این فیلم را ساخته است. با دیدن قاره هفتم،  این نظر در من تقویت شد که هانکه در ارتباط با شیطان، موجودی محشر است! (دارم تمجید می کنم ها! حرفم با بدفهمی مواجه نشود.)

۹- از کنار هم می گذریم (۱۳۷۹) / ایرج کریمی / ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ / نمره: ۱۲
یادداشت: اولین فیلم بلند کریمی

۱۰- مستند «مارادونا» / اِمیر کاستاریکا / ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ / نمره: ۱۶
(از کاستاریکا، «رویای آریزونا»، «زیر زمین» و «گربه سیاه، گربه سفید» را دیده بودم.)

۱۱- ویدئوی بنی / میشل هانکه / ۲۰ فروردین ۱۳۹۰ / نمره: ۱۳
(از هانکه تا جایی که یادم می آید، «بازی های بامزه»، «قاره هفتم»، «معلم پیانو»، «پنهان» و «روبان سفید» را دیده ام.)
یادداشت: نمایش دیگری از مالیخولیا و سادیسم.

۱۲- مکس / سامان مقدم / ۲۳ فروردین ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از مقدم، «پارتی» و «کافه ستاره» را دیده بودم.)

۱۳- مشق شب (مستند) / عباس کیارستمی / ۲۴ فروردین ۱۳۹۰/ نمره: ۱۲
(از کیارستمی، «کلوزآپ»، «خانه دوست کجاست»، «زندگی و دیگر هیچ»، «زیر درختان زیتون»، «طعم گیلاس»، «باد ما را خواهد برد»، «ده» و «شیرین» را دیده بودم)

۱۴- پابرهنه در بهشت / بهرام توکلی / ۲۸ فروردین ۱۳۹۰ / نمره: ۱۳
(از توکلی، «پرسه در مه» را دیده بودم.)

۱۵- فریدا (۲۰۰۲) / جولی تایمور / ۳۰ فروردین ۱۳۹۰/ نمره: ۱۳
یادداشت: در مورد «فریدا کالو» (۱۹۰۷ – ۱۹۵۴)، نقاشِ زن مکزیکی

۱۶- بانوی انتقام / چان ووک پارک (کره جنوبی) / ۱۴ اردیبهشت۱۳۹۰ / نمره: ۱۵
(از پارک، «پیر پسر» را دیده بودم.)
یادداشت: بانوی انتقام، سومین فیلم از سه گانه «انتقام» پارک است. اولین آن، «همدلی با آقای انتقام» و دومین آن، «پیر پسر» است.

۱۷- Shoot ‘Em Up / میشل دیویس / ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ / نمره: ۱۲
یادداشت: یک فیلم اکشن که برخی اداهای قهرمانش و صحنه های زد و خوردش از حیث باحال بودن(!) خنده دار بود. با بازی کلیو اوئن و مونیکا بلوچی.

۱۸- Dreamgirls / بیل کاندون / ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۰ / نمره: ۱۲
یادداشت: فیلمی موزیکال در مورد یک گروه موسیقی متشکل از دختران سیاهپوست. با بازی ادی مورفی.

۱۹- مکالمه (۱۹۷۵) / فرانسیس فورد کاپولا / ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ / نمره: ۱۵
(از کاپولا تا جایی که یادم می آید، «پدرخوانده ۱ و ۲» و «اینک آخرالزمان» را دیده بودم.)

۲۰- جرم / مسعود کیمیایی / ۱۱ خرداد ۱۳۹۰ / نمره: -۹-
(از کیمیایی تا جایی که یادم می آید، «قیصر»، «سرب»، «ضیافت»، «سلطان»، «اعتراض» و «محاکمه در خیابان» را دیده بودم.)

۲۱- مرهم / علیرضا داودنژاد / ۱۷ خرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۳
(از داودنژاد تا جایی که یادم می آید، «خانه عنکبوت»، «نیاز»، «بچه های بد » و «ملاقات با طوطی» را دیده بودم.)

۲۲- پایان نامه / حامد کلاهداری / ۲۱ خرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۲

۲۳- آدم / عبدالرضا کاهانی / ۲۷ خرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۱
(از کاهانی، «بیست» و «هیچ» را دیده بودم.)

۲۴- ای ایران / ناصر تقوایی / ۲۷ خرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از تقوایی، تا جایی که یادم می آید، «ناخدا خورشید» و «کاغذ بی خط» را دیده بودم.)

۲۵- قصه پریا / فریدون جیرانی / ۲۸ خرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۲
(از جیرانی، تا جایی که یادم می آید، «قرمز»، «آب و آتش»، «شام آخر» و «پارک وی» را دیده بودم.)

۲۶- مرگ یزدگرد / بهرام بیضایی / ۴ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۳
(از بیضایی تا جایی که یادم می آید، «عمو سیبیلو» (فیلم کوتاه)، «باشو غریبه کوچک»، «مسافران»، «سگ کشی» و «وقتی همه خوابیم» را دیده بودم.)
یادداشت: تئاتری فیلمبرداری شده. از لحاظ دیالوگ، بازیها، میزانسن و …. جالب اینجاست که خود فیلم هم ادعای دیگری ندارد. در پایان تیتراژ فیلم این متن آمده است:
«این فیلم اولین اجرای صحنه ای مرگ یزدگرد است که از یکم مهرماه ۱۳۵۸ در تالار چهارسوی تئاتر شهر با همین بازیگران (جز سرباز) و کارگردانی بهرام بیضایی بر صحنه رفت.»
با بازی سوسن تسلیمی، مهدی هاشمی، امین تارخ، علیرضا خمسه و…
تحولی که از حدود دقیقه هفتاد به بعد در داستان این فیلم (یا به عبارتی تئاتر) ۱۱۰ دقیقه ای روی می دهد، جالب است و آن را داری ارزش دیدن می کند.
از نظر مضمون، فیلم با کمی اغماض می تواند برای آنها که نمی خواهند خستگی مردم از نظام سیاسی، اجتماعی و مذهبی ایران در پایان عصر ساسانی و طلوع اسلام را بپذیرند، قابل سفارش به دیدن است. با این حال، دقایق پایانی فیلم، القاگر این است که عصر سیاه ساسانی و زرتشتی گری به علت پوسیدگی و فسادش می رود ولی آنچه جایگزین آن می شود، نه عصری بهتر که عصری سیاهتر است. زمان تولید و اجرای این نمایش و  فیلم (سال ۱۳۵۸) یعنی سالی که در آن نظام پادشاهی در ایران از بین رفته است و حکومتی اسلامی جایگزین آن شده است، می تواند فیلم و تئاتر را دارای بار کنایی بکند.
به جز یکی دو دقیقه از فیلم، تمام فیلم در لوکیشن محدود آسیاب، محل قتل یزدگرد می گذرد.

۲۷- ترافیک (۱۹۷۱) / ژاک تاتی / ۷ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۳
یادداشت: کمدی. خود تاتی هم در فیلم بازی می کرد. (پیرمرد طراح خودرو)
فیلم را در جلسه تحلیل فیلم «مجید اسلامی» در موسسه منظومه خرد دیدم.

۲۸- فراتر از قیمت (Hors de prix) / پیر سالوادوری / ۸ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۲
یادداشت: با بازی آودری تاتو.

۲۹- شهر خدا / فرناندو میره لس / ۹ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از میره لس تا جایی که یادم می آید، «کوری» را دیده بودم.)
یادداشت: محصول برزیل. یادآور فیلمهایی همچون شهر پست، عشق سگی، خط عبور، لئونرا و ماریای پر برکت.

۳۰- نابخشوده / کلینت ایستوود / ۱۰ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از ایستوود تا جایی که یادم می آید، «پلهای مدیسون کانتی»، «عزیز میلیون دلاری»، «رودخانه مرموز»، «گرن تورینو و «Changeling» را دیده بودم.)

۳۱- قوی سیاه / دارن آرنوفسکی / ۱۰ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۲
(از آرنوفسکی، «عدد پی»، «مرثیه ای برای یک رویا» و «کشتی گیر» را دیده بودم.)

۳۲- هانا / جو رایت / ۱۰ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۲
(از رایت، «تاوان» را دیده بودم.)

۳۳- BIUTIFUL / آلخاندرو گونزالس ایتاریتو / ۱۰ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۳
(از ایناریتو، عشق سگی، ۲۱ گرم و بابل را دیده بودم.)

۳۴- آدل بلانسک / لوک بسون / ۱۳ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۱
(از بسون تا جایی که یادم می آید، «لئون حرفه ای» و «نیکیتا» را دیده بودم.)
یادداشت: کمدی

۳۵- ورود آقایان ممنوع / رامبد جوان / ۱۳ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۲

۳۶- آخرت / کلینت ایستوود / ۱۵ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از ایستوود تا جایی که یادم می آید، «نابخشوده»، «پلهای مدیسون کانتی»، «عزیز میلیون دلاری»، «رودخانه مرموز»، «گرن تورینو و «Changeling» را دیده بودم.)

۳۷- شهامت واقعی / برادران کوئن / ۱۷ تیر ۱۳۹۰/ نمره: ۱۵
(از برادران کوئن، «یک مرد جدی»، «بخوان و بسوزان»، «جایی برای پیرمردها نیست»، «قاتلان پیرزن» «ای برادر کجایی؟»، «مردی که آنجا نبود»، «لباوسکی بزرگ»، «فارگو»، «بارتون فینک» و «بزرگ کردن آریزونا» را دیده بودم.)
یادداشت: غیر کوئنی ترین فیلمی که از برادران کوئن دیدم. از نظر بار طنز فیلم و نرمال بودن شخصیتها.

۳۸- پیشنهاد بی شرمانه / آدریان لین / ۱۷ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۳
(از لین، تا جایی که یادم می آید، «نردبان جیکوب»، «لولیتا» و «بی وفا» را دیده بودم.)

۳۹- علی: ترس روح را می خورد / راینر ورنر فاسبیندر/ ۱۸ تیر ۱۳۹۰ / نمره:۱۲

۴۰- ماموریت غیرممکن / برایان دی پالما / ۱۸ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از دی پالما تا جایی که یادم می آید، «صورت زخمی»، «راه کارلیتو»، «کوکب سیاه» و «غیرقابل انتشار» را دیده بودم.)

۴۱- سخنرانی پادشاه / تام هوپر / ۱۸ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
یادداشت: در مورد جورج ششم، پادشاه سابق بریتانیا و پدر ملکه فعلی، الیزابت دوم.

۴۲- بهشت و زمین / الیور استون / ۱۸ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از استون تا جایی که یادم می آید، «جوخه»، «متولد چهارم جولای»، «JFK»، «قاتلین بالفطره»، «U Turn»، مستند «فرمانده» و مستند «جنوب مرز» را دیده بودم.)
یادداشت: سومین فیلم استون درباره ویتنام. موسیقی فیلم از کیتارو.

۴۳- چیزهای زیبای کثیف / استیون فریرز / ۱۹ تیر ۱۳۹۰/ نمره: ۱۵

۴۴- دروازه نهم / رومن پولانسکی / ۲۰ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از پولانسکی، «بچه رزماری»، «محله چینی ها»، «تس»، «ماه تلخ»، «پیانیست»، «The Ghost Writer» و فیلمهای کوتاه «قتل»، «دو مرد و یک کمد» و «لامپ» را دیده بودم.)

۴۵- غرور و تعصب / جو رایت / ۲۶ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از رایت، «تاوان» و «هانا» را دیده بودم.)

۴۶- شب در زمین / جیم جارموش / ۲۶ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از جارموش، «مغلوب قانون»، «مرد مرده»، «قهوه و سیگار»، «روح سگ: راه و رسم سامورایی» و  «گلهای پژمرده» را دیده بودم.)
یادداشت: فیلمی در پنج اپیزود که هر اپیزود در یک تاکسیِ شب رو، در شهرهای لوس آنجلس، نیویورک، پاریس، رم و هلسینکی می گذرد. بازیهای فیلم اغراق شده و از مایه های کمیک برخوردارند.

۴۷- سالی دیگر / مایک لی / ۲۷ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۶

۴۸- سیزده ۵۹ / سامان سالور / ۲۷ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۲
(از سالور، «چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» را دیده بودم.)

۴۹- رازها و دروغها / مایک لی / ۲۹ تیر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از لی، «سالی دیگر» را دیده بودم.)
یادداشت: نکته بسیار بارز در دو فیلمی که از لی دیده ام، بازیهای قوی بازیگران هر دو فیلم بوده است.

۵۰- اینجا بدون من / بهرام توکلی / ۱ مرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۳
(از توکلی، «پابرهنه در بهشت» و «پرسه در مه» را دیده بودم.)

۵۱-  Inland Empire (امپراطوری درون) / دیوید لینچ / ۲ مرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از لینچ «مرد فیل نما»، «مخمل آبی»، «Twin Peaks»، «بزرگراه گمشده» و «بلوار مالهالند» را دیده بودم.)

۵۲- شاهین مالت / جان هیوستون / ۲ مرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴

۵۳- مگس / دیوید کراننبرگ / ۴ مرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۰
(یادداشت: از کراننبرگ تا جایی که یادم می آید، «تصادف»، «تاریخچه ای از یک خشونت» و «وعده های شرقی» را دیده بودم.)

۵۴- زیبای مزاحم / ژک ریوت / ۷ مرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۲

۵۶- اگه می تونی منو بگیر / استیون اسپیلبرگ / ۸ مرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۶
(از اسپیلبرگ تا جایی که یادم می آید، «دوئل»، «آرواره های کوسه»، «مهاجم صندوقچه گمشده»، «ای تی موجود فرازمینی»، «ایندیانا جونز و معبد مرگ»، «ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی»، «فهرست شیندلر»، «نجات سرباز رایان»، «هوش مصنوعی»، «گزارش اقلیت»، «ترمینال» و «مونیخ» را دیده بودم.)

۵۷- مسافران / بهرام بیضایی / ۸ مرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۳
یادداشت: فیلم را پس از سالها برای بار دوم دیدم.
(از بیضایی، تا جایی که یادم می آید، «عمو سیبیلو» (فیلم کوتاه)، «مرگ یزدگرد»، «باشو غریبه کوچک»، «سگ کشی» و «وقتی همه خوابیم» را دیده بودم.)

۵۸- قیصر / مسعود کیمیایی / ۹ مرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۲
یادداشت: این فیلم را چند سال پیش هم دیده بودم. تیتراژ فیلم از عباس کیارستمی.

۵۹- گوزنها / مسعود کیمیایی / ۱۰ مرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۶
(از کیمیایی تا جایی که یادم می آید، «قیصر»، «سرب»، «ضیافت»، «سلطان»، «اعتراض»، «محاکمه در خیابان» و «جرم» را دیده بودم.)

۶۰- آقا یوسف / علی رفیعی / ۱۰ مرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۳

۶۱- آپارتمان / بیلی وایلدر / ۱۲ مرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۶

۶۲- غرامت مضاعف / بیلی وایلدر / ۱۳ مرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از وایلدر، «سان ست بلوار»، «بعضی ها داغشو دوست دارند»،  «ایرما خوشکله» و «آپارتمان» را دیده بودم.)

۶۳ – Playing by Heart / ویلارد کرول / ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ / نمره: -۹-
یادداشت: چند داستان موازی از روابط زن و مرد. در اواخر فیلم مشخص می شود زوج مسن فیلم، پدر و مادر سه دختر و زن دیگری هستند که داستان آنها را در طول فیلم می بینیم. با بازی شون کانری و آنجلینا حولی.

۶۴- آلیس در سرزمین عجایب / تیم برتون / ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از برتون از برتون تا جایی که یادم می آید، یک انیمیشن کوتاه که نامش را یادم نیست، «ادوارد دست قیچی»، «ماهی بزرگ»، «عروس مرده»، «اسلیپی هالو» و «سوئینی تاد» را دیده بودم.)
یادداشت: نوعی نگاه مثبت به جادوی سیاه در برخی فیلمهای برتون دیده می شود. مثلا در اسلیپی هالو، کاترینا (کریستینا ریچی)، دختری که به جانی دپ علاقه مند است و شخصیت مثبتی دارد، از جادوی سیاه استفاده می کند. در «آلیس …»، آدمهای مثبت فیلم هم برای پیشبرد کارهایشان از معجونهایی حاوی «انگشت مردار» استفاده می کنند یا خون می خورند و…
اگر بخواهیم با یک نگاه حسن عباسی وار به فیلم نگاه کنیم، فیلم را می شود به بازنمایی جنگ بلوک کمونیسم و بلوک سرمایه داری تعبیر کرد. رنگ نماد آدم بدها در فیلم، سرخ (رنگ کمونیستها) و رنگ آدم خوبها، سفید (رنگ مخالفان کمونیستها) بود.

۶۵- شرق بهشت / الیا کازان / ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از کازان تا جایی که یادم می آید، «اتوبوسی به نام هوس» و «در بارانداز» را دیده بودم.)
یادداشت: اقتباسی از رمانی از جان اشتاین بک. با بازی جیمز دین. در برخی سکانسها (سکانسهای گفتگوی تنش آمیز بین جیمز دین و پدرش) دوربین زوایای نامتعارفی داشت.

۶۶- الیور توئیست / رومن پولانسکی / ۲۶ مرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از پولانسکی، «بچه رزماری»، «محله چینی ها»، «تس»، «ماه تلخ»، «دروازه نهم»، «پیانیست»، «The Ghost Writer» و فیلمهای کوتاه «قتل»، «دو مرد و یک کمد» و «لامپ» را دیده بودم.)

۶۷- تعطیلات رمی / بیلی وایلدر / ۲۷ مرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۶
(از وایلدر، «سان ست بلوار»، «غرامت مضاعف»، «بعضی ها داغشو دوست دارند»، «ایرما خوشکله» و «آپارتمان» را دیده بودم.)
یادداشت: با بازی آدری هپبورن.

۶۸- آتشپاره / هوارد هاکس / ۲۷ مرداد ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از هاکس، «ریو براوو»، «داشتن و نداشتن»،  «خواب بزرگ» و «منشی همه کاره» او را دیده بودم.)
یادداشت: با بازی گری کوپر.

۶۹- بزرگ کردن بیبی / هوارد هاکس / ۶ شهریور ۱۳۹۰ / نمره: ۱۵
(از هاکس، «آتشپاره»، «ریو براوو»، «داشتن و نداشتن»، «خواب بزرگ» و «منشی همه کاره» او را دیده بودم.)
یادداشت: «بیبی» در این فیلم، نام یک پلنگ اهلی است. با بازی کاترین هپبورن.

۷۰- شبانه روز / امید بنکدار، کیوان علیمحمدی / ۷ شهریور ۱۳۹۰ / نمره: -۸-
یادداشت: یکی از داستانهایی که در فیلم به صورت موازی روایت می شود، فرازهایی است از زندگی حسین سیاوش کسرایی (شاعر و نقاش) که حامد بهداد نقش او را بازی می کند. کارگردانان این فیلم، مستندی هم در مورد سیاوش کسرایی ساخته اند.

۷۱- مردی که به لیبرتی والانس شلیک کرد / جان فورد / ۷ شهریور ۱۳۹۰ / نمره: ۱۵
(از چند فیلمی که احتمالا از فورد دیده ام – چون بازیگر محبوبش جان وین است و از وین چند فیلم به خاطر دارم- تنها نام «خوشه های خشم» را به یاد دارم. البته در خوشه های خشم، وین بازی نمی کرد.)

۷۲- مردی که زیاد می دانست / آلفرد هیچکاک / ۱۰ شهریور ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از هیچکاک، تا جایی که یادم می آید، «سرگیجه»، «مارنی»، «پرندگان»، «شمال از شمال غربی»، «روانی»، «بدنام»، «ربکا»، «سایه یک شک» و  چند قسمت از مجموعه «آلفرد هیچکاک تقدیم می کند» و  را دیده بودم.)

۷۳- سعادت آباد / مازیار میری / ۲۰ مهر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از میری، «به آهستگی»، «پاداش سکوت» و «کتاب قانون» را دیده بودم.)

۷۵- عجیب تر از بهشت / جیم جارموش / ۳۰ مهر ۱۳۹۰ / نمره: ۱۶
(از جارموش، «مغلوب قانون»، «مرد مرده»، «قهوه و سیگار»، «روح سگ: راه و رسم سامورایی»، «گلهای پژمرده» و «شب در زمین» را دیده بودم.)
یادداشت: دوستی برادرانه ای که در این فیلم تصویر شده بود، لطف داشت. صحنه ای که سه نفر بازیگر اصلی فیلم، کنار دریاچه یخ زده ایستاده بودند، حس بسیار خوبی داشت.

۷۶- چهارشنبه های لعنتی / مهناز حق شعار / ۳ آبان ۱۳۹۰ / نمره:
یادداشت: تا جایی که خبر دارم، کارگردان واقعی فیلم، «حماسه پارسا»، بازیگرِ نقش اول فیلم است که در تیتراژ، نام او به عنوان دستیار کارگردان آمده است. «مهناز حق شعار» که مادر حماسه پارسا است، تهیه کننده فیلم است.

۷۷- جین ایر / کری جوجی فوکوناگا / ۵ آبان ۱۳۹۰ / نمره: ۱۵
یادداشت: اگر اشتباه نکنم، اولین فیلم بلند کارگردان است که از این نظر شایسته تحسین است.

۷۸- توهم بزرگ / ژان رنوار / ۱۴ آبان ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
یادداشت: تصویری که از آلمانیها در جنگ جهانی اول در فیلم ارائه شده بود، جالب توجه بود.

۷۹-  قاعده بازی / ژان رنوار / ۱۷ آبان ۱۳۹۰ / نمره: ۱۵
یادداشت: همزمانی تماشای این فیلم با مطالعه کتاب«عشق سیال» جالب بود. فیلم تا حدی مصداقی بود برای برخی مباحث مطرح شده در این کتاب.

۸۰- دیک تریسی / وارن بیتی / ۱۹ آبان ۱۳۹۰ / نمره: ۱۵
یادداشت: محصول ۱۹۹۰٫ با بازی «ال پاچینو» و «مدونا». طراحی صحنه و لباس و گریم فیلم، بسیار چشم نواز و عالی بود. نوع طراحی صحنه و طنز و غلو موجود در بازیها، می تواند ریشه ای برای طراحی صحنه و بازیهایی باشد که بعدها در فیلمهایی همچون «سین سیتی» می بینیم. طراحی صحنه فانتزی فیلم، شباهتی هم به طراحی صحنه برخی فیلمهای تیم برتون (به خصوص ادوارد دست قیچی) داشت.
وارن بیتی، کارگردان فیلم، نقش اول فیلم (دیک تریسی) را هم بازی می کرد. بیتی همان بازیگری است که نقش «بانی» را در فیلم «بانی و کلاید» بازی می کند.

۸۱- سال گذشته در مارینباد / آلن رنه / ۲۱ آبان ۱۳۹۰/ نمره:

۸۲- پنجره عقبی / آلفرد هیچکاک / ۲۳ آبان ۱۳۹۰ / نمره: ۱۵
(از هیچکاک، تا جایی که یادم می آید، «سرگیجه»، «مارنی»، «پرندگان»، «شمال از شمال غربی»، «روانی»، «بدنام»، «ربکا»، «سایه یک شک»، «مردی که زیاد می دانست» و چند قسمت از مجموعه «آلفرد هیچکاک تقدیم می کند»  را دیده بودم.)

۸۳- داستان استریت / دیوید لینچ / ۲۴ آبان ۱۳۹۰ / نمره: ۱۶
یادداشت: یک فیلم غیر لینچی از دیوید لینچ. با بازی «سیسی اسپیسکِ» پیر شده. (دختر جوان فیلم Badlands به کارگردانی ترنس مالیک)

۸۴- جویندگان / جان فورد / ۲۶ آبان ۱۳۹۰ / نمره: ۱۳
(از فورد تا جایی که یادم می آید «خوشه های خشم» و «مردی که به لیبرتی والانس شلیک کرد» را دیده ام. البته احتمالا چند فیلم دیگر از او را دیده ام – به خاطر چند فیلم دیگری که با بازی جان وین دیده ام چنین تصوری دارم- که نامشان را فراموش کرده ام.)

۸۵- کِرِیمِر علیه کریمر / رابرت بنتون / ۲۷ آبان ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(یادداشت: بنتون، نویسنده فیلمنامه فیلم بانی و کلاید است. با بازی داستین هافمن و مریل استریپ)

۸۶- وکیل مدافع شیطان / تایلور هاکفورد / ۲۹ آبان ۱۳۹۰ / نمره: ۱۶
یادداشت: محصول ۱۹۹۷٫ با بازی ال پاچینو و کیانو ریوز.
در فیلم از زبان مادر قهرمان فیلم، کوین (کیانو ریوز)، نیویورک شهر شیطان معرفی می شود. شیطان (ال پاچینو) می گوید اولین و آخرین اومانیست عالم خودش هست. قرن ۲۰ را شیطانی ترین قرن تاریخ بیان می کند و به این امید است که در قرن ۲۱ حکومت خویش بر جهان را کامل کند.
یکی از متهمانی که کوین دفاع از آنها را به عهده می گیرد، یهودی سیاهپوستی است که در زیر زمین خانه اش، بز قربانی می کند و خون آنها را جمع می کند که کوین در دادگاه با بیان اینکه این کار یک عمل مذهبی است او را از اتهام انجام اعمال غیربهداشتی تبرئه می کند. یکی دیگر از متهمانی که کوین از آنها دفاع می کند مالک یک شرکت بزرگ ساختمان سازی است که متهم به قتل سه نفر است و در فیلم اشاره ای به مختون بودن او می شود که می تواند به صورت غیرمستقیم، یهودی بودن او تعبیر شود.
پرداخت شیطان در این فیلم شباهت زیادی به چهره شیطان در رمان «مرشد و مارگاریتا» داشت. شیطانی در نظر اول انسانی، جذاب و معمولی.
۸۷- ۳۳ رور / جمال شورجه / ۲ دی ۱۳۹۰ / نمره: ۱۳
(از شورجه، تا جایی که یادم می آید، «روزنه»، «عملیات کرکوک»، «لبه تیغ»، «عبور از خط سرخ»، «خلبان» و «وعده دیدار» را دیده بودم.)
۸۸- انیمیشن «سرود کریسمس» / روبرت زمیکس / بهمن ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از زمیکس، تا جایی که یادم می آید، «Contact»، «Cast Away» و «فارست گامپ» را دیده بودم.)
۸۹- قلاده های طلا / ابوالقاسم طالبی / ۲۸ بهمن ۱۳۹۰ / نمره: ۱۴
(از طالبی، «نغمه» را دیده بودم.)
یادداشت: شاید اگر قبل از دیدن فیلم، تعریف زیاد آن را نشنیده بودم، نمره بالاتری به آن می دادم. معمولا وقتی تعریف یک فیلم را زیاد می شنوم وقتی آن را می بینم، توقعی که از آن تعریفها در من ایجاد شده، برآورده نمی شود و به احتمال زیاد، اگر همان فیلم را بدون تعریف قبلی می دیدم بیشتر از آن لذت می بردم و دیدنش برایم خوشایندتر می بود.
۹۰- چیزهایی هست که نمی دانی / فردین صاحب الزمانی / ۱۴ اسفند ۱۳۹۰ / نمره: ۱۲

لینک مرتبط: فیلمهایی که در سال ۱۳۸۹ دیدم

کتابهایی که در سال ۱۳۹۰ خواندم

در اینجا کتابهایی را که در سال ۱۳۹۰ خواندم یا کتابهایی را که مطالعه آنها در سال ۱۳۹۰ تمام شد ( کتابهایی که از قبل به صورت نیمه کاره برای سال ۱۳۹۰ باقی مانده بودند) فهرست کرده ام. کتابهایی که به صورتی گذرا یا به عنوان مرجع به آنها رجوع کردم، در این فهرست نیامده اند (مثلا دیوان هایی که از آنها شعری می خوانم یا کتابهایی که به اقتضای شغلم، روزانه صفحات یا فصل یا فصولی از آنها را می خوانم.) پس در این فهرست، صرفا کتابهایی آمده اند که تمام آنها را خوانده باشم.

***
۱- خرده جنایت های زناشوهری (نمایشنامه) / اریک امانوئل اشمیت / ترجمه شهلا حائری / نشر قطره
یادداشت: بعد از داستان کوتاه «موضوع موقت»، نوشته «جومپا لاهیری»، دومین داستانی است که آرزو کردم ای کاش می توانستم اقتباسی سینمایی از آن داشته باشم! البته پایان نمایشنامه با سلیقه ام جور در نیامد. ضمنا نمونه ای از داستانهایی است که در آنها اهمیت خاطره، خوب نشان داده می شود. موضوعی که برایم همیشه جذاب بوده است. مثل فیلمهای «درخشش ابدی…» یا «ممنتو».

۲- بهار ۶۳ (رمان کوتاه) / مجتبا پورمحسن / نشر چشمه
یادداشت: برای مردهای خیانتکار یا از نظر عرف و جامعه خیانتکار، می تواند کتاب محبوبی باشد. داستان خیانت مردی جوان، ساکن رشت، به همسرش و همزمان، خیانت او به معشوقه اش. مردی که به خاطر معشوقه اش از همسرش جدا می شود و ضمن رابطه با همان معشوقه با دختر دیگری دوست می شود. داستان از زبان خود مرد است، به نحوی که خواننده با او همذات پنداری می کند.

یک سئوال: نق نقوهایی که از سانسور و ممیزی می نالند، دیگر چه محتوایی می خواهند به خورد مخاطب بدهند که وزارت ارشاد به آنها مجوز نمی دهد؟ چه مرزهای دیگری وجود دارد که حضرات می خواهند از آن بگذرند و ارشاد اجازه نمی دهد؟

۳- شب های روشن (رمان کوتاه) / فیودور داستایفسکی / ترجمه سروش حبیبی / نشر ماهی
یادداشت: می توان گفت داستایوسکی، تقریبا همه داستانها و رمانهایش خواندنی و شاهکار است. معروف و غیرمعروف ندارد. کوتاه و بلند ندارد. «شب های روشن»، خیلی خیلی به من چسبید.

۴- شب ممکن (رمان کوتاه) / محمدحسن شهسواری / نشر چشمه
یادداشت: بعضی داستانهای منتشر شده توسط نشر چشمه را که می خوانم (و از این دست هم بینشان کم نیست) از فاصله زیادی که سبک زندگی شخصیتهای داستان با سبک زندگی امثال خودم دارند وحشت می کنم. چنین سبک زندگیهایی در این مملکت وجود دارد و چنین فاصله ای مرا به وحشت می اندازد.

بازیهای فرمی نویسنده جالب بود. شاید این بازیها با این شدت تازگی داشته باشند ولی نمی توان آنها را نوآوری دانست. نمونه های خفیف تری از این بازیها در رمانها و داستانهایی دیگر، سابقه دارند. نمونه دم دستی اش، رمان «من او»ی «رضا امیرخانی» است که سالها پیش نوشته شده و در آن، زاویه دید در طول رمان به طور مداوم عوض می شود.

ایضا فضای حاکم بر داستان، فضای مخ زنی، دختر بازی، قاپ زدن دوست دختر دیگران، قاپ زدن دوست پسر دیگران، رخت خواب رفتن با دوست دختر (به صورت تلویحی)، مشروبخواری، رابطه زن شوهردار با مردانی جز همسرش و … بود. شک ندارم فضای ممیزی حاکم بر ادبیات داستانی از نظر کیفی بسیار بازتر از ۶، ۷ سال پیش است و اگر حضرات از ممیزی می نالند نه به خاطر سختگیرتر شدن ارشاد، که به خاطر میل روزافزونشان به گذر از مرزهای اخلاقی جدیدتر است. بنابراین همان سئوال تکراری: نق نقوهایی که از سانسور و ممیزی می نالند، دیگر چه محتوایی می خواهند به خورد مخاطب بدهند که وزارت ارشاد به آنها مجوز نمی دهد؟ چه مرزهای دیگری وجود دارد که حضرات می خواهند از آن بگذرند و ارشاد اجازه نمی دهد؟

۵- بلقیس و عاشقانه های دیگر (مجموعه شعر) / نِزار قبانی / ترجمه موسی بیدج / نشر ثالث
یادداشت: به طور حتم هر مجموعه شعری را که از قبانی منتشر شده است یا منتشر شود خواهم خرید و خواهم خواند. در ابتدای کتاب، مصاحبه مفصلی با قبانی چاپ شده است در مورد شعرهای خودش و شعر معاصر عرب و… در فرازی از مصاحبه، قبانی تجلیل عجیبی از مقاومت در جنوب لبنان کرده است. چقدر جای قبانی خالی بود وقتی دو سال بعد از فوتش، جنوب لبنان آزاد شد و چقدر جایش در زمان جنگ ۳۳ روزه خالی بود. اگر بود اشعار نابی در رثای سیدحسن نصرالله و حزب الله لبنان می سرود.

شعر «برای گرم شدن جز عشق تو وسیله ای نیست»، بیشتر از سایر شعرهای مجموعه، زبان حالم بود.

۶- دوست بازیافته (رمان کوتاه) / فرد اولمن / ترجمه مهدی سحابی / نشر ماهی
یادداشت:در مورد دوستی صمیمانه دو نوجوان آلمانی که یکی از آنها یهودی است و با قدرت گرفتن هیتلر در سال ۱۹۳۲، دوستی آنها دستخوش حوادثی می شود… داستان از زبان شخصیت یهودی داستان روایت می شود. گویا نویسنده داستان، نقاش معروفی است. کتاب، مقدمه ای از آرتور کوستلر نیز داشت.

۷- پاریس – تهران، سینمای عباس کیارستمی / دیالوگ مازیار اسلامی – مراد فرهادپور / فرهنگ صبا
یادداشت: شروع مطالعه این کتاب مدتها پیش بود و نیمه کاره رهایش کرده بودم.
دیالوگ اسلامی و فرهادپور، از معنایی که در نظر اول از واژه «دیالوگ» به ذهن مخاطب می رسد کمی دور بود. یعنی هیچ یک از دو نفر، دیگری را به چالش نمی کشید یا حرف او را نقد نمی کرد، بلکه  این دو، صرفا در تایید حرف یکدیگر، سخن می رانند. اشکال کتاب هم در این بود که معلوم نبود این دو در چه جایگاه و موضعی قرار دارند. زمانی چپ بودند و زمانی لیبرال و راست. در جایی شیفته مدرنیته بودند و در جایی منتقد مدرنیته. در جایی منتقد «ایدئولوژی» بودند و در جایی خودشان را می شد به ایدئولوژی زدگی متهم کرد. ظاهرا فقط برایشان مهم بود که کیارستمی را بکوبند و اینکه از چه جایگاهی باشد، مهم نبود.
ضمنا فرازهایی از دیالوگ این دو به فهم اجمالی روانکاوی لکان کمک می کرد.

۸- نوای اسرار آمیز (نمایشنامه) / اریک امانوئل اشمیت / ترجمه شهلا حائری / نشر قطره
یادداشت: خیلی خوب بود. باید هر چه از اشمیت منتشر شده و نخوانده ام را سر فرصت بخوانم.
یکی از ایده های اصلی و جذاب روانکاوی لکان که البته به نظرم حرف تازه ای نیست ولی مهم است و معلوم نیست لکان و شارحانش چرا اینقدر برای بیان آن زبان پیچیده ای به کار می برند این است که «انسان در رابطه با جنس مخالف در جستجوی چیزی است که وجود ندارد». نتیجه اینکه مرگ عشق در وصال و دوام آن در فراق است. نمایشنامه نوای اسرار آمیز را می توان صورت هنری همین ایده قلمداد کرد.

۹- و دستهایت بوی نور می دهند (مجموعه شعر) / مصطفی مستور / نشر مرکز
یادداشت: اولین مجموعه شعری است که از مستور داستان نویس منتشر می شود. رگه هایی از مضامین شعرها را در داستانهای کوتاه او می توان دید. مثلا بین شعرهای «بعد از ظهر» و «همه معشوقه های من» با داستان کوتاه «چند روایت معتبر درباره برزخ» می توان ارتباط برقرار کرد.

۱۰- در بندر آبی چشمانت (مجموعه شعر) / نزار قبانی / ترجمه احمد پوری / نشر چشمه

۱۱- عشق لرزه (نمایشنامه) / اریک امانوئل اشمیت / ترجمه شهلا حائری / نشر قطره
یادداشت: داستان نمایشنامه تا حدی شبیه داستان فیلم «خانم های جنگل بولونی» برسون بود.

۱۲- فردریک یا تئاتر بولوار / اریک امانوئل اشمیت / ترجمه شهلا حائری / نشر قطره
یادداشت: الهام گرفته از زندگی «فردریک لومتر»، بازیگر مشهور تئاتر فرانسوی در قرن ۱۹

۱۳- شهربانو (داستان بلند) / محمدحسن شهسواری / نشر چشمه
یادداشت: از کار قبلی نویسنده ضعیفتر بود.

۱۴- میهمان سرای دو دنیا (نمایشنامه) / اریک امانوئل اشمیت / ترجمه شهلا حائری / نشر قطره

۱۵- گزیده اشعار موسی بیدج / نشر تکا

۱۶- چایگان شیطان، جن و جادوگر در عالم / اصغر طاهر زاده / انتشارات لب المیزان

۱۷ – پدران و پسران (رمان) / ایوان تورگنیف / ترجمه مهری آهی / انتشارات ناهید

۱۸ – فیلسوفان یهودی و یک مساله بزرگ / غلامحسین ابراهیمی دینانی / انتشارات هرمس
یادداشت: مطالعه این کتاب را مدتی پیش شروع کرده بودم و نیمه کاره مانده بود.

۱۹- گلهای میخک و دو نمایشنامه دیگر / ریموند کارور و تس گالاگر / ترجمه اسدالله امرایی / نشر افراز
یادداشت: به همراه مقدمه ای خواندنی از یکی از اساتید و دوستان خانوادگی کارور. کلا هر وقت در مورد شخصیت و زندگی شخصی کارور چیزی خوانده ام به دلم نشسته است و با او هم ذات پنداری کرده ام!

۲۱- دور از کارخانه (نمایشنامه) / ژان پل ونزل / فهیمه رحیم نیا / نشر قطره
یادداشت: در کتاب نمایشنامه دیگری به نام دو چهره یک کارفرما نوشته لویی ولدز بود که آن را نخواندم.

۲۲- جزوه ۴۸ از سلسله جزوات علی یعقوبی / علی یعقوبی
توضیح: متن پیاده شده سخنرانی دنباله داری از علی یعقوبی در سال ۱۳۸۱. این جزوه را به قصد شناخت و سر در آوردن از چیزی که “جریان انحرافی” نامیده می شود خواندم. علی یعقوبی را یکی از رهبران معنوی به اصطلاح جریان انحرافی قلمداد می کنند.

۲۳ – جزوه ۴۹ از سلسله جزوات علی یعقوبی / علی یعقوبی
توضیح: متن پیاده شده سخنرانی دنباله داری از علی یعقوبی در سال ۱۳۸۱. این جزوه را به قصد شناخت و سر در آوردن از چیزی که “جریان انحرافی” نامیده می شود خواندم. علی یعقوبی را یکی از رهبران معنوی به اصطلاح جریان انحرافی قلمداد می کنند.

۲۴- حکمت صامت / اکبر جباری / ناشر: مولف
یادداشت: معرفی امام خمینی به عنوان یک عارف و حکیم اُنسی

۲۵- نمایشنامه مرغ دریایی / آنتون چخوف / ترجمه سروژ استپانیان / انتشارات توس
یادداشت: مندرج در جلد دوم از مجموعه نمایشنامه های چخوف (جلد هفتم مجموعه آثار)

۲۶- مردی که گورش گم شد (مجموعه داستان کوتاه) / حافظ خیاوی / نشر چشمه
یادداشت: مجموعه هفت داستان کوتاه که همگی به جز داستان آخر از زبان اول شخص روایت می شوند. به نظر می آید همه داستانها مربوط به بچه های یک محل هستند. چون در داستانها اسامی مشترکی دیده می شود. مثلا در دو سه داستان نام نانوای محله، میرزا امین است یا نام روحانی محله، ملا ابراهیم است. شخصیت اول چند تا از داستانها می تواند به طور مشترک، یک نفر باشد چون نام یکی از خواهران او در تمام این داستانها، رعنا است یا اینکه تک پسر است و … به طور کلی فضای حاکم بر داستانها فضایی سیاه و کثیف است. داستانها جامعه ای مذهبی را به تصویر می کشند که پر از بددهنی، خشونت، نامهربانی، تجاوز جنسی، لواط، زناکاری و… است.

۲۷- نمایشنامه دایی وانیا / آنتون چخوف / ترجمه سروژ استپانیان / انتشارات توس
یادداشت: مندرج در جلد دوم مجموعه نمایشنامه های چخوف (جلد هفتم مجموعه آثار)

۲۸- نمایشنامه سه خواهر / آنتون چخوف / ترجمه سروژ استپانیان / انتشارات توس
یادداشت: مندرج در جلد دوم مجموعه نمایشنامه های چخوف (جلد هفتم مجموعه آثار)

۲۹- نما به نما / استیون دی کاتز / ترجمه محمد گذرآبادی / انتشارات بنیاد سینمایی فارابی
یادداشت: مطالعه این کتاب را از سال ۱۳۸۴ در دوره آموزشی کانون سینماگران جوان شروع کرده بودم و در سالهای گذشته به صورگ گذرا فصلهای جدیدی از آن را می خواندم. در بهار ۱۳۹۰ چند فصل آخر کتاب را خواندم و مطالعه کتاب به پایان رسید.

۳۰- نمایشنامه باغ آلبالو / آنتون چخوف / ترجمه سروژ استپانیان / انتشارات توس
یادداشت: مندرج در جلد دوم مجموعه نمایشنامه های چخوف (جلد هفتم مجموعه آثار). نمایشنامه تک نفره و کوتاه “در مضار توتون” را هم به همراه همین نمایشنامه خواندم.

۳۱- طراحی صحنه در فیلم / ترنس سینت جان مارنر / ترجمه مهدی رحیمیان / انتشارات سروش
یادداشت: مشکل کتاب، به روز نبودن آن بود. چاپ اول کتاب سال ۱۳۶۷ بوده است.

۳۲- دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد (داستان بلند) / شهرام رحیمیان / انتشارات نیلوفر
یادداشت: کتاب را به سفارش یکی از دوستان خواندم. این دوست می گفت اصغر فرهادی در مصاحبه ای گفته است یکی از آرزوهایش تبدیل این داستان به فیلم است.
داستان، مونولوگی از زبان “محسن نون”، معاون فرضی دکتر مصدق است که هم نسبت فامیلی با مصدق دارد و هم برای مصدق در ردیف دکتر فاطمی بوده است. او پس از کودتای ۲۸ مرداد بازداشت و مجبور به انجام مصاحبه ای علیه مصدق می شود. او تنها پس از آنکه تصور می کند همسرش را شکنجه و تهدید به تجاوز می کنند حاضر می شود این مصاحبه رادیویی را انجام دهد و بعد از آن در اثر انجام این مصاحبه، دچار احساس خیانت شدید به مصدق و پریشانی روان می شود…

۳۳- انجیل های من (داستان) / اریک امانوئل اشمیت / ترجمه قاسم صنعوی / نشر ثالث
یادداشت: با مقدمه ای از نویسنده. کتاب از دو بخش تشکیل شده. (به اصطلاح دو انجیل): اولی، «شب باغ زیتون» که شرح حال عیسی از زبان خودش است که در شب دستگیری اش صورت می گیرد. در این داستان به نوعی یهودا اسخریوطی تطهیر شده و مهم ترین حواری مسیح جلوه داده می شود. مشابه تصویری که در فیلم «آخرین وسوسه مسیح» از یهودا می بینیم.
دومی، «انجیل به روایت پیلاطس» است که از زبان پیلاطس است. شرح مجازات مسیح و پیگیری صدق و کذب شایعه رستاخیز مسیح پس از تدفینش و ظهور او بر برخی افراد توسط پیلاطس.

۳۴- قدرت پنهان در آمریکا / مایکل کالینز پایپر / ترجمه علیرضا عبادتی / انتشارات روایت فتح
یادداشت: ترجمه ای از کتاب «اورشلیم جدید» پاپیر. او کتاب دیگری به اسم قضاوت نهایی در مورد ترور کندی نوشته است که گویا به فارسی هم ترجمه شده.

۳۵- کودتای ۲۸ مرداد / عبدالله شهبازی / انتشارات روایت فتح
یادداشت: مجموعه مقاله. در یکی از مقاله ها شهبازی به فوبیای مظفر بقایی در تاریخ نگاری معاصر ایران اشاره کرده بود. فوبیایی که خودش بعد از انتخابات ۱۳۸۸ دچارش شد و نتیجه انتخابات را محصول برنامه ریزی باند مظفر بقایی دانست!!

۳۶- باغ وحش شیشه ای (نمایشنامه) / تنسی ویلیامز / ترجمه منوچهر خاکسار هرسینی / انتشارات افراز
یادداشت: به همراه زندگی نامه ویلیامز و نقدی بر نمایشنامه. ویلیامز همجنس گرا بوده است.

۳۷- نجواهای شبانه (داستان بلند) / ناتالیا گینزبورگ / ترجمه فریده لاشایی / نشر دیگر
یادداشت: با مقدمه ای خواندنی از آلیس فلون وایدر در مورد ناتالیا گینزبورگ

۳۸- شهر و خانه (داستان بلند) / ناتالیا گینزبورگ / ترجمه محسن ابراهیم / نشر هرمس
یادداشت: بسیار افسرده کننده. برای آنها که مثل خودم از افسرده شدن، لذتی مازوخیستی می برند، قابل توصیه است.

۳۹- مرشد و مارگریتا (رمان) / میخائیل بولگاکف / ترجمه عباس میلانی / فرهنگ نشر نو
یادداشت: از تصوری که از کتاب داشتم، پایین تر بود. می توان گفت کتابی شیطان گرایانه بود.

۴۰- پنجاه و سه ترانه عاشقانه (مجموعه شعر) / شمس لنگرودی / موسسه انتشاراتی آهنگ دیگر

۴۱- درباره عشق / گروه نویسندگان / ترجمه آرش نراقی / نشر نی
یادداشت: مجموعه ۶ مقاله از ۶ استاد و محقق ساکن آمریکا درباره عشق رومانتیک یا اروتیک میان انسانها با مقدمه ای قابل توجه از آرش نراقی.

۴۲- فضیلت های ناچیز / ناتالیا گینزبورگ / ترجمه محسن ابراهیم / انتشارات هرمس
یادداشت: عالی بود. با اینکه در شناسنامه کتاب، موضوع کتاب، «داستانهای ایتالیایی» معرفی شده است، مطالب مندرج در کتاب داستان نیستند. کتاب مجموعه ای است از ۱۱ مقاله و یادداشت خواندنی از گینزبورگ در موضوعات مختلف. متن کامل مقاله «سکوت» که مترجم «نجواهای شبانه» قسمتی از آن را در مقدمه کتاب آورده بود، در این کتاب آمده بود.

۴۳- خیابان سن مارتَن (مجموعه شعر) / روبر دسنوس / ترجمه سهراب کریمی / موسسه انتشاراتی روزنامه ایران
یادداشت: با مقدمه ای ۲۱ صفحه ای از مترجم در مورد زندگی و شعر دسنوس. متن فرانسوی شعرها نیز در کتاب آمده است.

۴۴- مولفه های فرهنگ مقاومت در لبنان / مسعود اسداللهی / پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات

۴۵- جهالت (رمان) / میلان کوندرا / ترجمه آرش حجازی / انتشارات کاروان
یادداشت: عالی بود. به خصوص فرازی از داستان که حالت مقاله پیدا کرده بود برای مطلب نوشتن در مورد دلتنگی و نوستالژی خوب بود.

۴۶- من مجردم، خانوم (مجموعه داستان کوتاه) / مرتضی کربلایی لو / انتشارات ققنوس
یادداشت: تقریبا تمام داستانهایش خوب بود.

۴۷- اسامه بن لادن / پیتر ال برگن / ترجمه عباسقلی غفاری فرد / انتشارات اطلاعات
یادداشت: تاریخ شفاهی زندگی بن لادن. تصویری که از بن لادن در این کتاب می بینیم تصویر بسیار متفاوتی است از تصویر رسانه ای شکل گرفته در اذهان عمومی.

۴۸- عشق سیال / زیگمونت باومن / ترجمه عرفان ثابتی / انتشارات ققنوس
یادداشت: باومن، جامعه شناس است. کتابش هم در مورد وضعیت سیال جامعه پست مدرن و عشق در چنین وضعیتی است.

۴۹- درباره عکاسی / سوزان سونتاگ / ترجمه مجید اخگر / نشر نظر

۵۰- هرگز از من مپرس / ناتالیا گینزبورگ / ترجمه آنتونیا شرکا / انتشارات منظومه خرد
یادداشت: مجموعه مقاله

۵۱-چنین گذشت بر من (داستان بلند) / ناتالیا گینزبورگ / ترجمه حسین افشار / نشر دیگر

۵۲- تونل (رمان) / ارنستو ساباتو / ترجمه مصطفی مفیدی / انتشارات نیلوفر

۵۳- حق السکوت (مجموعه شعر) / محمدمهدی سیار / انتشارات فصل پنجم

۵۴- یک روز قشنگ بارانی (مجموعه داستان کوتاه) / اریک امانوئل اشمیت / نشر قطره
یادداشت: بهترین داستان از ۵ داستان این مجموعه، داستان «اُدت معمولی» بود و بعد از آن داستان «تقلبی».

۵۵- به جهنم (مجموعه شعر) / غلامرضا طریقی / انتشارات فصل پنجم
یادداشت: قالب اشعار، غزل بود و عموما آنها، مایه طنز هم داشتند. بعضی از اشعار مضامین بسیار تند سیاسی داشتند.

۵۶- همواره عشق (صد شعر عاشقانه) / به کوشش علی رضا بدیع / انتشارات سپیده باوران
یادداشت: گلچینی متشکل از صد شعر عاشقانه از شاعران معاصر ایرانی و فارس زبان. قبلا قرار بود شعرهای این مجموعه، به انتخاب «علی محمد مودب» باشد که گویا چنین نشده است.

۵۷- عاشق (داستان بلند / رمان کوتاه؟) / مارگریت دوراس / ترجمه قاسم روبین / انتشارات نیلوفر
یادداشت: خوب است از دوراس باز هم بخوانم.

۵۸- نهج البلاغه / ترجمه علی شیروانی / دفتر نشر معارف
یادداشت: به لحاظ روانی، ترجمه خوبی بود.

۵۹- پرواز در ملکوت / سید احمد فهری زنجانی / نشر فیض کاشانی
یادداشت: شرح و تفسیر «آداب الصلوه» امام خمینی. کتابی دو جلدی است که هر دو جلد در یک مجلد با هم منتشر شده است.

۶۰- یک سرنوشت سه حرفی (مجموعه غزلیات) / نجمه زارع / نشر شانی
یادداشت: مجموعه تمام اشعار مرحوم «نجمه زارع». شاعر این غزلها در سال ۱۳۸۴، در سن ۲۳ سالگی در گذشته است. در اثر اشتباه پزشکی! گویا تزریق زیاد از حد داروی بیهوشی در بیمارستان. زارع، متولد کازرون و ساکن قم بوده است. آن طور که شنیده ام دختر پرمطالعه و باسوادی هم بوده است. محمد کاظم کاظمی، نقد خوبی بر یکی از غزلهای او دارد. (غزل «خبر به دورترین نقطه جهان برسد» که غزلی عالی است.)

۶۱- کارگردان آماده می شود / مرل ای شرایبمن / ترجمه محمد صدیقیان / نشر ساقی
یادداشت: بخشهایی از کتاب را که احساس کردم حرف جدیدی برایم ندارند و به دردم نمی خورند نخواندم.

۶۲- صحیفه سجادیه / ترجمه علی موسوی گرمارودی / نشر هرمس

صدای روی وبلاگ در اسفند ۱۳۹۰

صدای روی وبلاگ در اسفند ماه ۱۳۹۰، بخشی از موسیقی فیلم به یاد ماندنی «سفر به چزابه»، به کارگردانی مرحوم «رسول ملاقلی پور» بود که با صداهایی از جبهه های دفاع مقدس میکس شده است.
برای شنیدن، پلی کنید:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

موسیقی این فیلم، اثری است از «پیروز ارجمند»
احتمالاً فقط کاربرانی که از نسخه جدید برنامه «ادوبی فلش» استفاده می کنند می توانند قطعه را بشنوند. اگر صدایی نشنیدید، می توانید آن را از اینجا دانلود کنید.

آه

چه اسفندها … آه!
چه اسفندها دود کردیم!
برای تو ای روز اردیبهشتی
که گفتند این روزها می رسی
از همین راه

قیصر امین پور
(آینه های ناگهان، صفحه ۶۸)

اثری از «ادهم ضرغام»، اسکن شده از کتاب «هنر مقاومت»، جلد1، نشر ساقی، صفحه 66

اثری از «ادهم ضرغام»، اسکن شده از کتاب «هنر مقاومت»، جلد۱، نشر ساقی، صفحه ۶۶

کار عجیب

«نوشتن زندگی نامه یک نفر، کار خیلی عجیبی است چون فهرستی است از تاریخ و وقایع و دستاوردها. در دنیای واقع،‌ مهم ترین چیز زندگی یک فرد در دالان های مخفی قلبش رخ می دهد و نمی توان از آن فهرست تهیه کرد.»
ایزابل آلنده

(«گفتگو با یازده نویسنده زن»، انتخاب و ترجمه «مهرشید متولی»، انتشارات نیلوفر، صفحه ۳۳)

لینک  روزانه:
نامه پدر شهید صارمی به جوانفکر
اندکی از ناگفته های معجزه جهاد اقتصادی