آغاز تابستان

با اینکه قطعات موسیقی فیلم «مرثیه ای بر یک رویا» (Requiem for a dream) به کارگردانی «دارن آرنوفسکی»، بسیار شنیده شده و بارها و بارها در برنامه های مختلف صداوسیما مورد استفاده قرار گرفته اند، این آلبوم لااقل برای بنده هنوز شنیدنی است. این آلبوم اثری از «کلینت منسل» (Clint Mansell)، آهنگساز انگلیسی است. قطعه ای که در صورت پلی کردن می شنوید، آهنگ «آغاز تابستان» (Summer Overture) از آلبوم «مرثیه ای بر یک رویا» است. حس القایی موسیقی، حس اضطراب و تشویش است و اگر صرفا موسیقیهای آرامش بخش یا رومانتیک و غم انگیز را می پسندید، مورد پسندتان نخواهد بود:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

اگر موفق به پلی کردن نشدید، می توانید آهنگ را از اینجا دانلود کنید.

یک بام و دو هوا در تفسیر قانون اساسی

از اختیارات سپاه پاسداران تا اختیارات رئیس جمهوری

بنده نوکر کلیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم هستم و در برابر آمریکا و عوامل داخلی و خارجی اش، مدافع این تشکیلات انقلابی ام. سالهای سال هم افتخار داشته ام که عضو فعال بسیج باشم. لازم بود اینها را بگویم چون امثال بنده متهم هستیم به عضویت در «جریان انحرافی» و بیان کردن نکته ای که می خواهم بگویم، هرچند که متضمن هیچ انتقادی هم به سپاه نیست و فقط بیان یک دوگانگی در تفسیر قانون اساسی است می تواند اتهاماتی نظیر «آمریکایی بودن» یا «ضدیت با سپاه» را برای نویسنده در پی داشته باشد.
***
سالهای سال است که فعالیتهای اقتصادی، عمرانی، اطلاعاتی، بانکی، فرهنگی و سیاسی سپاه پاسداران که در نگاه اول و در ظاهر، تشکیلاتی نظامی است با تمسک به اصل ۱۵۰ قانون اساسی و تفسیری حداکثری از آن توجیه می شود:
«سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پابرجا می‌ماند…» (اصل ۱۵۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی)
بر اساس این تفسیر، «انقلاب و دستاوردهای آن»، حوزه های مختلفی همچون فرهنگ، سیاست و اقتصاد را شامل می شود و از این رو محدود کردن سپاه در حوزه نظامی و جنگ سخت، خلاف اختیارات و وظایفی است که قانون اساسی برای این تشکیلات قائل شده است. قبول، می پذیریم. بارها هم از همین استدلال در برابر آنها که هدفشان نه انتقاد دلسوزانه از سپاه، بلکه کوبیدن کلیت آن بوده است استفاده کرده ایم.
اما می خواهم بدانم این نگاه و تفسیرِ حداکثری و وسیع از عبارت «نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن» که باعث شده است بر اساس آن، این همه زیر مجموعه و تشکیلات عمرانی و اقتصادی و بانکی و فرهنگی و امنیتیِ عریض و طویل در سپاه ایجاد شود، چرا وقتی به اصل ۱۱۳ قانون اساسی و حوزه اختیارات رئیس جمهوری می رسد، ادامه پیدا نمی کند؟ اصلی که بر اساس آن:
«پس از مقام رهبری رییس جمهور عالیترین مقام رسمی کشور است و مسوولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه را جز در اموری که مستقیما به رهبری مربوط می‌شود، بر عهده دارد.» (اصل ۱۱۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی)
خلاصه اینکه چرا در مورد عبارت «نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن»، با تفسیر حداکثری و وسیع روبه رو هستیم، اما درست همان دوستانی که چنین تفسیری انجام می دهند یا به این تفسیر راضی هستند و به آن اعتراضی ندارند، به عبارت «مسئولیت اجرای قانون اساسی» در مورد رئیس جمهوری که می رسند، تفسیرشان حداقلی و مضیق می شود و وجود تنها یک هیئت همچون «هیئت نظارت بر اجرای قانون اساسی» را که می تواند لازمه «مسئولیت اجرای قانون اساسی» باشد تحمل نمی کنند؟ واقعا اگر ملاک و معیار، قانون اساسی است، برای این یک بام و دو هوا چه توجیهی وجود دارد؟

لینکهای مرتبط:
رهبر انقلاب در دیدار با اعضاى هیئت نظارت براجراى قانون اساسى (سال ۱۳۷۶): با توجه به وظایف مصوبه ریاست جمهورى در قانون اساسى، انجام این مسئولیت خطیر از هیچ شخصیتى جز مقام ریاست جمهورى بر نمى آید
نماینده ولی فقیه در سپاه: ورود سپاه به عرصه اقتصادی و بانکداری، امری قابل توجیه است
بیانیه ستاد کل نیروهای مسلح به مناسبت روز پاسدار: سپاه پاسداران برای حفظ انقلاب تمامی اقدامات لازم را انجام می‌دهد

سخنان قابل توجه رئیس جمهوری در مراسم افتتاح سامانه ملی‌قوانین و مقررات جمهوری اسلامی


«مصطفی! یک رنگی و صداقت، قانون عشقه»

اثری از شهید مصطفی چمران

اثری از شهید مصطفی چمران

اردیبشهت ماه تقریبا خط آرام شد. عراق می زد؛ اما نه به شدت قبل. موقعی که خط آرام بود، ما فرصت بیشتری برای عشق و حال و دور هم جمع شدن و گپ زدن پیدا می کردیم. یک روز گفتند که احمد آقا خمینی زنگ زده به دکتر و گفته امام دلش برایت تنگ شده و می خواهد شما را ببیند. همان روز دکتر با هلی کوپتر خدمت امام می رود. وقتی دکتر برگشت، ریختیم دورش و از حال امام جویا شدیم.
دکتر برایمان گفت:
– وقتی رسیدم خدمت امام، ایشان چند ثانیه به صورت من خیره شد و گفت: «مصطفی، تو هنرمندی؛ هنرمند باید یک رنگ باشه. گران ترین قالی رو ببین؛ چون چند رنگه، باید زیر پا باشد. اما آسمان رو ببین که از همه بالاتره. چرا؟ چون یک رنگ است. یک رنگی و صداقت، قانون عشقه.»

(«کوچه نقاش ها»، خاطرات «ابوالفضل کاظمی»، به کوشش «راحله صبوری»، انتشارات سوره مهر، صفحه ۱۷۴)

لینکهای مرتبط از آرشیو وبلاگ:
مرثیه شهید چمران برای گوسفند قربانی
ما ندیده شما رو خریدیم

فایل صوتی کمتر شنیده شده از شهید آوینی

فایل صوتی که در ادامه می شنوید، ۱۲ دقیقه از نریشن مستند روایت فتح به قلم و با صدای شهید سیدمرتضی آوینی است. از آن فایلهای صوتی است که خیلی دوستش دارم. ویژگی آن، روتوش نشدن و خام بودن صدا است. به همین خاطر مثلا می توانیم متوجه شویم که شهید آوینی در بعضی فرازهای خواندن نوشته اش، گریه اش می گرفته است. موسیقی زیبایی هم به صدای شهید اضافه شده که حال آن را بیشتر کرده است. با اینکه مدت فایل ۱۲ دقیقه است، حجم کمی دارد و راحت می توانید دانلودش کنید.

برای شنیدن، پلی کنید:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

اگر نمی توانید پلی کنید، فایل را از اینجا دانلود کنید:

لینک دانلود

اثری از «مصطفی گودرزی»،‌ اسکن شده از کتاب «هنر مقاومت»، صفحه 78

اثری از «مصطفی گودرزی»،‌ اسکن شده از کتاب «هنر مقاومت»، صفحه ۷۸

نتایج دومین نظرسنجی وبلاگ آرمانشهر

مخالفت نزدیک به ۶۹ درصد از خوانندگان وبلاگ، با ریاست علی لاریجانی بر مجلس به خاطر نسبت برادری اش با ریاست محترم قوه قضائیه

چون در ایام انتخاب هیئت رئیسه و رئیس جدید مجلس شورای اسلامی بودیم و احتمال انتخاب مجدد علی لاریجانی، برادر رئیس قوه قضائیه به ریاست قوه مقننه وجود داشت، یک نظرسنجی در مورد برادر بودن روسای دو قوه انجام دادم که تا امروز روی وبلاگ بود. در این نظرسنجی که از روز ۶ خرداد شروع شده بود جمعا ۲۸۳ نظر اخذ شد. نتایج نظرسنجی به این قرار است:

گزینه «ریاست دو برادر بر دو قوه از قوای سه گانه مایه وهن جمهوری اسلامی است»، ۱۹ رای و به عبارت دیگر، ۶٫۷ درصد رای آورده است.
گزینه «ریاست دو برادر بر دو قوه از قوای سه گانه موجب تضعیف قوه سوم است»، ۳۱ رای و به عبارت دیگر، ۱۰٫۹ درصد رای آورده است.
گزینه «ریاست دو برادر بر دو قوه از قوای سه گانه مایه وهن جمهوری اسلامی و موجب تضعیف قوه سوم است»، ۱۴۵ رای و به عبارت دیگر، ۵۱٫۲ درصد رای آورده است.
گزینه «ریاست دو برادر بر دو قوه از قوای سه گانه اساسا بلااشکال است»، ۷۵ رای و به عبارت دیگر ۲۶٫۵ درصد رای آورده است.
گزینه «ریاست دو برادر بر دو قوه از قوای سه گانه بخاطر خصایص برادرها بلااشکال است»، ۱۳ رای و به عبارت دیگر، ۴٫۵ درصد رای آورده است.

بر این اساس، به طور خلاصه و در مجموع ۶۸٫۹ درصد از خوانندگان وبلاگ (۱۹۵ نفر) با انتخاب علی لاریجانی به ریاست مجلس، حداقل از این لحاظ که برادر ایشان رئیس قوه قضائیه است، مخالف بوده اند و ۲۱٫۱ درصد از خوانندگان وبلاگ (۸۸ نفر) با ریاست ایشان بر مجلس از این حیث که برادر ایشان رئیس قوه قضائیه است مخالفتی نداشته اند.

از آنجا که نمونه آماری ما، خوانندگان وبلاگ آرمانشهر بوده است و نه بخشی از عموم مردم، نتایج این نظرسنجی نشان می دهد که چه فاصله ای بین نظر خوانندگان وبلاگ با نظر نمایندگان مجلس در انتخاب رئیس وجود دارد. امیدواریم چنین اختلاف نظری، بین مردم و نمایندگانشان وجود نداشته باشد.

لینک مرتبط: نتایج نظرسنجی از خوانندگان وبلاگ در مورد انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲

امام خمینی، مرحوم لطیفی نسب، دکتر احمدی نژاد و افشاگریهای رضا گلپور (ویرایش دوم)

وقتی رضا گلپور، به کاهدان می زند!

۱- هم سن و سالان من، از کودکی خود تاکنون، بارها و بارها این ماجرا را که برای تکریم جایگاه امام خمینی(ره) نقل می شود، از تریبونهای گوناگون وابسته به جمهوری اسلامی و به زبانهای مختلف شنیده اند و خوانده اند:
«در بعد از ظهر ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ که امام خمینی تصمیم گرفته بودند فرمان شکستن حکومت نظامی را صادر کنند، وقتی با مخالفت شدید بزرگانی همچون مرحوم آیت الله طالقانی مواجه می شوند که صدور این فرمان را موجبِ راه افتادن جوی خون و سرکوب انقلاب می دانسته اند، در جواب می گویند اگر این فرمان از جای دیگری، آمده باشد چه می گویید که این جواب امام، نظر مخالفانِ فرمان را تغییر می دهد و فرمان هم صادر می شود و آنچه مخالفان تصور می کردند نمی شود و انقلاب به پیروزی می رسد و…»
لازم به توضیح نیست که ناقلان این ماجرا از بیان آن، ارتباط امام خمینی با امام عصر(عج) را در نظر داشته اند و دارند.
فعلا این ماجرا را داشته باشید، به آن برمی گردیم.

۲- بخشی از به اصطلاح افشاگریهای مدتی پیش «رضا گلپور» در مورد «اسفندیار رحیم مشایی» و «دکتر محمود احمدی نژاد»، که سایت عماریون در تاریخ ۲ خرداد ۱۳۹۱ دوباره آنها را منتشر کرده است:

«اوج نمود انحرافات عقیدتی «اسفندیار» [رحیم مشایی]، ناشی از ایمان او به ادّعاهای احمقانه «قدرت الله لطیفی نسب» (از اعضای تولیت مسجد جمکران) و پسرش «مرتضی» می باشد.
نامبرده از بزرگان مرتبط انجمن حجّتیّه و مدّعی ارتباط با امام زمان و دارای مأموریت از جانب امام زمان!!! برای انجام برخی امور بوده و از طریق «کاظم کیاپاشا»؛ «اسفندیار» و چه بسا از طریق «اسفندیار»، «احمدی نژاد» به این مأموریت ها باور داشته و اکنون نیز دارند…
در سال ۱۳۷۵ همین آقای مدّعی، یعنی «قدرت الله لطیفی»، (تولیت مسجد جمکران) با خودروی «کاظم کیاپاشا» (که حالت جانشین او را داشته) از جمکران تا منزل «اسفندیار» (در منطقه فرمانیه تهران) آمد و بیش از دو ساعتی میهمان او بود تا به آنها بشارت هایی از آینده بدهد!!!
«کیاپاشا»، مشاور رسمی «اسفندیار» در شهرداری تهران و مشاور رسمی اش در جایگاه رئیس سازمان ایرانگردی و جهانگردی و نیز مسئول امور ایثارگران این سازمان بوده است.
«اسفندیار» و همراهانش برای استقبال از «لطیفی»، در ابتدای کوچه منتظر بوده و پس از پیاده شدن نامبرده به حالت سجده خم شد تا پای او را ببوسد!!!
تا قبل از آن تاریخ، دیدارها در دفتر «لطیفی» در جمکران بود و آمدن حضرتش!!! به منزل اسفندیار، نشان از عنایت ویژه آقا! به «اسفندیار» و «احمدی نژاد» بوده است!!!
حدود نیم ساعت اوّل صحبتهای «لطیفی» با گریه های شدید و حالتهای غشگونه  «اسفندیار» و همسرش و برادرزاده اش «آرش کوشا» همراه بوده است!!! …
پس از فوت «قدرت الله لطیفی»، «احمدی نژاد» و «مشایی» با تعطیل نمودن تمام کارهای خود در مراسم تشییع جنازه او در حسینیه بیت الرّقیّه در خیابان پنجم نیروی هوایی، ۲۹ مرداد ۱۳۸۶ شرکت کردند و سنگ تمام گذاشتند.»

خلاصه اینکه از نظر جناب گلپور و آنها که حاضر نیستند به هیچ وجه، با انتشار اتهام افکنی ها و افشاگریهای او برخورد کنند، مدعی دروغینی به نام «قدرت الله لطیفی نسب» بوده که خود را پیام آور حضرت مهدی(عج) معرفی می کرده است و با مشایی در ارتباط بوده و مشایی هم به پیامهای او ایمان داشته است.

حضور دکتر احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی در مراسم تشییع مرحوم لطیفی نسب
حضور دکتر احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی در مراسم تشییع مرحوم لطیفی نسب

۳- از مطالبی که گلپور در مورد ارتباط دکتر احمدی نژاد و مشایی با مرحوم لطیفی نسب منتشر کرده است، حداقل این مطلب که احمدی نژاد و مشایی در مراسم تشییع مرحوم لطیفی نسب حضور داشته اند، قابل تایید است. به طوریکه مثلا در سایت جام جم آنلاین، مورخ ۲۹ مرداد ۱۳۸۶ و روزنامه کیهان، مورخ ۳۰ مرداد ۱۳۸۶، خبر این حضور آمده است. و اما «قدرت الله لطیفی نسب» که گلپور، ادعاهایش را «احمقانه» خوانده و او را «مدعی» معرفی کرده است کیست؟

۳- با جستجوی مختصری در اینترنت مشخص می شود که این به زعم جناب گلپور، مدعی دروغین، کسی است که:

– آیت الله «لطف الله صافی گلپایگانی» از مراجع تقلید، بر پیکر او نماز خوانده است. (اینجا را ببینید)

نماز آیت الله صافی بر پیکر مرحوم لطیفی نسب
نماز آیت الله صافی بر پیکر مرحوم لطیفی نسب

– بر اساس گزارش سایت فارس در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۸۶، «نمایندگان بیوت مراجع عظام تقلید، نمایندگان مردم قم در مجلس شورای اسلامی و مدیر حوزه علمیه قم» در مراسم تشییع او در شهر قم شرکت کرده اند. (اینجا را ببینید.)

– مقام معظم رهبری، رئیس دفترشان را به نمایندگی از خودشان، به مجلس ترحیم ایشان فرستاده اند. (متاسفانه در جریان مستند کردن یادداشت، صفحه ای را که در آن این خبر را خوانده بودم پیدا نکردم. اگر کسی از دوستان، منبعی پیدا کرد ممنون می شوم در اختیار بنده بگذارد.)
– بزرگانی همچون حجت الاسلام جاودان او را «آدم خوب»، معرفی کرده اند (پاسخ به سئوال ۷۱۸ در این صفحه را ببینید)
و از همه مهمتر اینکه:

۴- به گواهی مکتوبِ آیت الله «ابوالقاسم خزعلی» (عضو فقهای شورای نگهبانِ قانون اساسی از اولین دوره آن تا مرداد سال ۱۳۷۸، با حکم امام خمینی(ره) و پس از ایشان با حکم آیت الله خامنه ای، عضو مجلس خبرگان رهبری از اولین دوره تاکنون، عضو مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی، حافظ قرآن، حافظ نهج البلاغه و پدر شهید «حسین خزعلی» از شهدای انقلاب اسلامی)، «قدرت الله لطیفی نسب» کسی است که دو بار و از جمله در جریان واقعه ای که در ابتدای یادداشت آوردم، پیام امام عصر(عج) را به امام خمینی(ره) منتقل کرده است و امام خمینی هم او را به عنوان پیام رسان حضرت مهدی(عج)، قبول داشته است. در کتابِ «خاطرات آیت الله سیدعلی اکبر قرشی» (نماینده مردم استان آذربابجان غربی در مجلس خبرگان قانون اساسی و نماینده این استان در مجلس خبرگان رهبری از ابتدای انقلاب تاکنون) که «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» آن را منتشر کرده است، در این مورد چنین می خوانیم:

«سال‌ها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، یک روز در ارومیه شنیدم که آیت‌الله خزعلی در یک سخنرانی عمومی مطلبی قریب به این مضمون گفته است:
«امام زمان (عج) در جریان پیروزی انقلاب دوبار به رهبر انقلاب، امام خمینی پیام پیروزی داده است و هدایت فرموده است و این دو پیام به وسیله‌ شخصی بزرگوار و معنوی به نام «لطیفی» که ساکن تهران است و من او را می‌شناسم، به امام خمینی ابلاغ گردیده است».
این مسئله برای من خیلی عجیب آمد و سعی کردم به حقیقت آن پی ببرم. تا اینکه چند ماه بعد در مجلس خبرگان، آیت‌الله خزعلی را دیدم و در آن مورد از ایشان سؤال کردم. آقای خزعلی مسئله را کاملاً تأیید کرد. گفتم: «پس اگر من این موضوع را کتبی برای شما بنویسم، جواب مکتوب می‌نویسید؟».
گفت: «بله، مانعی ندارد، شما بنویسید، من هر دو قضیه را در جواب شما می‌نویسم.»
من نوشتم:
«بسم الله الرحمن الرحیم.
حضرت آیت‌الله خزعلی دامت برکاته.
سلام علیکم و رحمه‌الله. راجع به اینکه آقای لطیفی دو دفعه مژده‌ی پیروزی را از طرف امام زمان (عج) به حضرت امام آورد، توضیح فرمایید».
ایشان با خط خود در جواب نوشت:
«بسم الله الرحمن الرحیم.
۱- پیام به پاریس که فرمودند: «شاه می‌رود، نگران نباشید». امام راحل سؤال می‌کند: «با خونریزی یا بی‌خونریزی؟» می‌گوید: «امام علیه السلام فرمود:«بی‌خونریزی».
۲- روز بیست و دوّم بهمن، پیام مبنی بر اینکه «در خانه نمانید، بیرون بریزید وگرنه کشته خواهید شد».
به وسیله‌ همین پیام، امام خمینی(ره) اعلام فرمود به حکومت نظامی اهمیت ندهید و بریزید بیرون. در نتیجه مردم تهران، بیرون ریختند، حتی خانواده‌های خود را آوردند و در خیابان‌ها نشستند، دیگر در تهران به هیچ وجه امکان آمدن تانک و امثال اینها نبود؛ بنابراین آن توطئه‌ خطرناکی که در نظر بود تا صدها تانک را وارد تهران کنند و با خونریزی انقلاب را از بین ببرند و محل اقامت امام را بمباران نمایند، منتفی شد.
این موضوع را آقای خزعلی هم شفاهی شهادت داد و هم به‌صورت کتبی نوشت و تأیید کرد.» (صفحه های ۱۳۳ تا ۱۳۵٫ همچنین بنگرید به سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مطلب «عنایت امام زمان(عج) به امام خمینی در پیروزی انقلاب»، مورخ ۲۱ بهمن ۱۳۸۹)

ناشر خاطرات آیت الله قرشی، یعنی «مرکز اسناد انقلاب اسلامی»، در پاورقی در مورد «آقای لطیفی» مذکور در متن، چنین توضیح داده است:
«اشاره به شادروان «حاج قدرت الله لطیفی نسب» است که از مردان معنوی، پاک نهاد و مومن روزگار ما و از اعضای هیئت امنای مسجد مقدس جمکران بود، آن بزرگوار بنا به شواهد عینی از منتظران واقعی حضرت مهدی(عج) به شمار می رفت و نصیبی از تشرف و دیدار مولایش داشت. مرحوم لطیفی نسب در روز یکشنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۸۶ (پنجم شعبان ۱۴۲۸) در گذشت، پیکر ایشان در روز ۲۹ مرداد در تهران با حضور مردم متدین و شخص رئیس جمهور – دکتر محمود احمدی نژاد – تشییع و در روز ۳۰ مرداد پس از تشییع شکوهمند در قم در مسجد جمکران به خاک سپرده شد.»

دستخط آیت الله خزعلی در مورد عنایت امام زمان(عج) به امام خمینی(ره) از طریق مرحوم لطیفی نسب
دستخط آیت الله خزعلی در مورد عنایت امام زمان(عج) به امام خمینی(ره) به واسطه مرحوم لطیفی نسب

لازم به اشاره است که دستخط آیت الله خزعلی در این مورد که در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۲ در جریان اجلاس مجلس خبرگان و بر روی کاغذ آرم دار این مجلس نوشته شده است، در حال حاضر بر دیوار قبله مسجد اعظم ارومیه، که آیت الله قرشی، امام جماعت آن است نصب و قابل رویت است که در این مورد می توانید این صفحه را ببینید.

۵- از آنچه تاکنون گفته شد ناگزیر به یکی از سه نتیجه زیر می توان رسید که در هر صورت به ضرر امثال «رضا گلپور» و جریان حامی او و به سود رئیس جمهوری و  طرفدارانش است:

یا «مرحوم لطیفی نسب» آنگونه کسی بوده است که گلپور می گوید. در این صورت باید به این سئوال جواب داده شود که این چه رویه ای است که وقتی ما می خواهیم امام خمینی(ره) یا هر شخص مورد نظر خود را تکریم کنیم، سالهای سال و در تریبونهای رسمی و در کتابهایی که نهادهای رسمی نظام منتشر می کنند، امثال مرحوم لطیفی نسب را جزو اولیاء الهی، صاحب کرامت و مرتبط با امام عصر(عج) معرفی می کنیم و یا در برابر چنین معرفیهایی ساکت می مانیم و وقتی قرار است احمدی نژاد و یارانش تخریب شوند، همین فرد را «مدعی» و ادعاهایش را «احمقانه» می نامیم؟ (البته معلوم نیست با توجه به اینکه، گلپور و حامیانش خود را پیرو ولی فقیه معرفی می کنند و شهرت اصلی مرحوم لطیفی نسب هم، شهرت او به عنوان احیا کننده مسجد جمکران است و آیت الله خامنه ای هم با حضور مکررشان در این مسجد، اعتبار این مسجد را تایید کرده اند، امثال گلپور، چگونه می خواهند سر و ته قضیه توهین به مرحوم لطیفی نسب را هم بیاورند.)

نماز آیت الله خامنه ای در مسجد جمکران
نماز آیت الله خامنه ای در مسجد جمکران

یا کرامتهایی که به مرحوم لطیفی نسب نسبت داده می شود و همچنین ادعای گلپور مبنی بر رابطه احمدی نژاد و مشایی با ایشان صحت دارد که در این صورت، رضا گلپور، ناخواسته، ماجراهایی را افشا کرده است که باعث بالا رفتن شانِ احمدی نژاد و مشایی در ذهن مخاطب معتقد و اهل تحقیق می شود.

یا کرامتهایی که به مرحوم لطیفی نسبت داده می شود صحت دارد و رضا گلپور در مورد کم و کیف ارتباط مشایی با ایشان، قصه پردازی کرده است که در این صورت مجبور می شود پس از پی بردن به گافی که داده و خدمتی که با ساختن این قصه به احمدی نژاد و مشایی کرده است، افشاگریهایش را پس بگیرد و تکذیب کند، که در این صورت، اعتبار مابقی افشاگریهایش هم بالکل از بین می رود. انتشار احتمالی هرگونه تکذیبیه از سوی بازماندگان مرحوم لطیفی نسب هم در مورد ماجرایی که گلپور نقل کرده است، به ضرر گلپور و اعتبار نوشته های او است و نه احمدی نژاد و مشایی. چون این ماجرا از طریق گلپور منتشر شده است.

و در این میان، سئوالی که باقی می ماند این است که با وجود فیلترینگ مکرر وبلاگهای احمدی نژادی، سایتهای اتهام پراکنی همچون عماریون، چگونه دارند به فعالیت خود ادامه می دهند؟ و این هشدار هم می تواند قابل شنیدن باشد که با ادامه روند فعلی، دیر نیست فرا رسیدن زمانی که کسانی از بغض امثال احمدی نژاد، امام زمان(عج) را هم انکار کنند.

لینک مرتبط: سری از اسرار، حاج آقا لطیفی نسب و ظهور پدیده احمدی نژاد