آقای رئیس جمهور! با فعال کردن «شورای فضای مجازی» به داد ما برسید!

به جای مقدمه: بعد از بازداشت «احمد شریعت»، وبلاگنویس احمدی نژادی و فیلتر شدن وبلاگهای احمدی نژادی «محمود صارمی»، «نورالانوار»، «آرمانشهر»، «محب الاولیاء»، «رئیس جمهور ایرانیان» و «جانباز از اصفهان» در چند روز گذشته، امروز وبلاگهای احمدی نژادی «حافظه سیاسی» و  «باریک بین» هم فیلتر شدند.

***
«… به این مناسبت شورای عالی فضای مجازی کشور با اختیارات کافی به ریاستِ رئیس جمهور تشکیل می گردد و لازم است به کلیه‌ی مصوبات آن ترتیب آثار قانونی داده شود.
این شورا وظیفه دارد مرکزی به نام مرکز ملّی فضای مجازی کشور ایجاد نماید تا اشراف کامل و به روز نسبت به فضای مجازی در سطح داخلی و جهانی و تصمیم‌گیری نسبت به نحوه مواجهه فعال و خردمندانه کشور با این موضوع از حیث سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و محتوایی در چارچوب مصوّبات شورای عالی و نظارت بر اجرای دقیق تصمیمات در همه سطوح تحقق یابد…
در پایان انتظار دارم، ضمن تسریع در تشکیل مرکز ملّی فضای مجازی، رئیس و اعضای محترم شورا تلاش بایسته را در جهت دستیابی این مرکز به اهداف تعیین شده به کار برند. کلیه دستگاههای کشور موظف به همکاری همه جانبه با این مرکز می‌باشند.»

این جملات، بخشی از حکمی است که رهبر انقلاب، در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۹۰، در بحبوحه فیلترینگ سایتها و وبلاگهای احمدی نژادی و احضار و محاکمه مدیران آنها و یکه تازیِ بدون عقوبتِ سایتهای هتاک به رئیس جمهوری، خطاب به دکتر احمدی نژاد صادر کرده اند. بر اساس مفاد این حکم:

اولا رئیس جمهوری، رئیسِ شورای عالی مجازی است
ثانیا این شورا، دارای اختیارات کافی است
ثالثا باید به کلیه مصوبات این شورا، ترتیب آثار قانونی داده شود
رابعا کلیه دستگاههای کشور، موظف به همکاری همه جانبه با این مرکز هستند.

نمی دانم چرا آنطور که باید و شاید، به آثار مبارکی که تشکیل این شورا و مرکز مربوط به آن و فعال شدن این مرکز می تواند داشته باشد، پرداخته نشده است. به خصوص، دوستانی که چوبِ برخوردهای هردمبیلی، ملوک الطوایفی و سلیقه ای با وبلاگها و وبلاگنویسان و سایتها را خورده اند، جا داشت که بیشتر روی تشکیل و فعالیت این شورا و مرکز تاکید می کردند.

در شرایطی که منِ وبلاگنویس، وقتی وبلاگم فیلتر می شود دقیقا نمی دانم کدام نهاد، پشت فیلترِ وبلاگم است: دادستانی یا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا اطلاعات سپاه پاسداران یا وزارت اطلاعات یا حفاظت اطلاعات قوه قضائیه یا …

در شرایطی که اساسا نمی دانم به خاطر کدام مطلب یا مطالب، کل محتوای ده ساله وبلاگم فیلتر شده است تا با حذف آن از وبلاگ، وبلاگم آزاد شود،

در شرایطی که وقتی می خواهم برای پیگیری فیلتر شدن وبلاگم، به فلان نهادِ احتمالا مربوطه مراجعه کنم، از سوی دوستانِ تجربه دار، تحذیر می شوم که مراجعه ات به فلان جا، نه تنها باعث رفع فیلتر نمی شود که برایت دردسر و پرونده درست می کند (آخر، همه که احمد توکلی نیستند!)

در شرایطی که وبلاگهای کم بیننده حامی رئیس جمهور، زیر ذره بین نظارتند و سایه فیلتر و بازداشت بر سر مدیرانشان حس می شود

و در شرایطی که هیج برخوردی با سایتهای هتاک به رئیس جمهوری نمی شود،

واقعا چه برگ برنده ای بهتر از فعال شدنِ «شورای فضای مجازی» و تشکیل «مرکز ملی فضای مجازی کشور» و یک کاسه و ضابطه مند شدن تمام امور مربوط به فیلترینگ و تعقیبِ مدیران سایتها و وبلاگهای متخلف، در ذیل این مرکز و به تبع آن، سلب اختیار از دستگاههای موازی، می تواند به داد ما برسد؟

ای کاش کسی پیام ما را به آقای احمدی نژاد برساند که: «آقای رئیس جمهوری! از این ظرفیت بزرگ استفاده کنید و با فعال کردن شورای فضای مجازی، به داد ما برسید. زمان دارد می گذرد.»پی نوشت۱: با توجه به اینکه در چند مورد، بزرگان آزاد اندیش و مریدانشان، وبلاگهای عدالتخواه و وبلاگهای احمدی نژادی را قارچ خطاب کرده اند، گل روی این حضرات، از این به بعد و تا اطلاع ثانوی، نام وبلاگ بنده، «قارچی به نام آرمانشهر» است. پیشنهاد می کنم با توجه به موج فیلترینگ وبلاگهای جریان عدالتخواه، دوستان دیگر هم اگر عنوان وبلاگشان اجازه می دهد، از این شیوه تغییر نام استفاده کنند.پی نوشت۲: حیف که دهانهایمان را بسته اند. وگرنه خیلی دوست داشتم در مورد دادگاه فساد ۳۰۰۰ میلیاردی و سرانجام آن هم، تحلیل خودم را بنویسم. فقط خدا را شکر که مردم، باهوشند.

چقدر ساده دل و خوش بین بودیم (ویرایش دوم) + مطلب تکمیلی

متاسفانه ما خیلی ساده دل و خوش بین بودیم. هم نسبت به دادستانی و هم نسبت به آنها که «احمد شریعت» به صورت افتخاری در سازمان عریض و طویل تحت مدیریتشان کار می کرد و به تازگی از او برای کار در سرویس سیاسی روزنامه شان دعوت کرده بودند و توقع می رفت فراتر از حمایت خبری که خودش جای تقدیر دارد، از امکاناتشان هم برای آزادی احمد، استفاده بکنند.

متاسفانه دادستانی با تخفیف و تبدیل قرار تامین صد میلیون تومانی احمد شریعت موافقت نکرده است و او دهمین روز بازداشت خودش را در قسمت امنیتی بند ۳۵۰ اوین می گذراند. یعنی قسمتی که امثال تروریستهای القاعده در آن نگهداری می شوند و امکانِ ملاقات و تماس تلفنی هم برای بازداشت شدگانش وجود ندارد.

دوستانی که برای کمک به تامین هزینه اجاره وثیقه، اعلام آمادگی کرده بودند، منتظر تماس این جانب باشند. اگر دوستان دیگری هم حاضر به کمک هستند، با گذاشتن شماره تماس، اعلام آمادگی کنند تا سهمی که دوستان قبلی می خواهند پرداخت کنند سر شکن و سبک تر شود.

 

(توضیح عکس: دفتر شبکه ایران، واقع در موسسه ایران، ۲۸ تیر ۱۳۹۱، مصاحبه با سخنگوی وزارت امور خارجه، احمد شریعت، نفر سمت راست عکس)

ضمنا اتهامات احمد، «تبلیغ علیه جمهوری اسلامی» و «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» است.
در اینجا بدون هیچ توضیحی، ماده ۱۳۴ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری را در مورد قرار تامین می آورم:

«تأمین باید با اهمیت جرم و شدت مجازات و دلایل و اسباب اتهام و احتمال فرار متهم و از بین رفتن آثار جرم و سابقه متهم و وضعیت مزاج و سن و شخصیت او متناسب باشد»

لینک مرتبط: مجموعه عکسهای مصاحبه با سخنگوی وزارت خارجه در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۹۱ در شبکه ایران که احمد شریعت در آن جزو مصاحبه کنندگان بود

مطلب تکمیلی، ‌مورخ ۱۰ مرداد: بعد از فیلتر شدن وبلاگهای احمدی نژادی «محمود صارمی»، «نورالانوار»، «آرمانشهر»، «محب الاولیاء»، «رئیس جمهور ایرانیان» و «جانباز از اصفهان»، امروز وبلاگهای احمدی نژاد حافظه سیاسی و  باریک بین هم فیلتر شد. سایتهای پر بیننده هتاک به رئیس جمهوری و یارانش، کماکان دارند به کار خود ادامه می دهند.

تبرئه شدم + ۲ مطلب تکمیلی

اردیبهشت ماه گذشته، با شکایت «دادستان عمومی و انقلاب تهران» (مدعی العموم)، به خاطر پستی که مهر ماه سال گذشته در وبلاگ گذاشته بودم، به اتهام «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» و اتهامی که نمی خواهم در اینجا از آن اسم بیاورم، به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شدم. پس از گذراندنِ مراحل بازپرسی در اردیبهشت و خرداد گذشته، خوشبختانه در خصوص اتهام «اسمش را نیار»(!)، تبرئه شدم اما در خصوص اتهام «نشر اکاذیب»، پرونده ام به دادگاه ارجاع شد. چهارشنبه هفته گذشته، ۴ مرداد، دادگاهم برگزار شد و به صورت شفاهی و مکتوب از خودم دفاع کردم. الحمدلله لحظاتی پیش، پس از مراجعه به سایت http://adliran.ir متوجه شدم که از اتهام «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» نیز تبرئه شده ام.

در این مدت، محبت و لطف تعدادی از بزرگواران به طرق مختلف، متوجه بنده بود. در اینجا بدون ذکر نام، از بزرگوارانی که:

– بانی ختم قرآن برای ختم به خیر شدن پرونده ام شدند و آنهایی که از پیشنهادِ ایشان استقبال کردند و در ختم قرآن مشارکت کردند،
– دعا کردند،
– دوستی که کفالت بنده را به عهده گرفت،
– در وبلاگهایشان در این مورد پست گذاشتند،
– از آنها مشورت حقوقی گرفتم،
– و پیگیر بودند و قوت قلب می دادند،

تشکر می کنم و برای همگی شان آرزوی سلامت و موفقیت و عاقبت به خیری می کنم.

در مورد وضعیت بازداشت «احمد شریعت» هم به خواست خدا، خبرهای خوبی در راه است که امیدوارم با دعای خیر دوستان هرچه زودتر به فعلیت برسند.

مطلب تکمیلی، مورخ ۹ مرداد: در سایتها و وبلاگهای برخی از دوستان دیدم که اتهام احمد را «توهین به آیت الله مصباح یزدی» بیان کرده اند. درست است که در جلسه اول بازپرسی، گویا بازپرس محترم پرونده، بیشتر از همه مطالب، روی مطلبی که احمد در مورد منطق سیاسی آیت الله مصباح نوشته بود دست گذاشته است، اما عنوان اتهامات احمد که دیروز ۸ مرداد، در مورد آنها بازپرسی و تفهیم اتهام شد، توهین به آیت الله مصباح نیست. به نظرم لازم است دوستان، مطالب خود را که بر این مبنا نوشته اند، اصلاح کنند. اتهاماتی که بر اساس برخی پستهای وبلاگ احمد متوجهش شده است، عبارت است از دو اتهامِ «تبلیغ بر علیه جمهوری اسلامی» و «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی».

ضمنا از سایت ضد انقلابی «دیگربان» که با انتشار گزارشهای تحریف شده و توهمی، به عنوان لبه دوم قیچی، برای برخورد با وبلاگهای جریان عدالتخواه احمدی نژادی عمل می کند می خواهم که دهانش را ببندد. هر چند امثال «دیگربان»، خدا را بنده نیستند چه رسد به اینکه بخواهند به حرف همچون منی، از گرا دادن و زمینه سازی برای برخورد قضایی و امنیتی با بچه حزب اللهی های نت، دست بردارند.

مطلب تکمیلی ۲:
در بین مطالبی که برخی دوستان گرامی در واکنش به فیلتر آرمانشهر نوشتند و مرا مدیون خود کردند، از خیر لینک دادن به این مطلب، به خاطر احترام فوق العاده ای که برای نویسنده بزرگوار، متواضع و عزیزش قائلم، نمی توانم بگذرم:

در دفاع از وبلاگ آرمانشهر

توضیح یک نکته در مورد پرونده احمد شریعت + یک خبر + یک تشکر + یک ابراز تاسف

امروز، شرایط تامین وثیقه با کمک دوستانِ وبلاگنویس فراهم بود. منتها به خاطر برخی تماس ها و رایزنی ها، امیدِ تبدیل قرار «احمد شریعت» و در نتیجه آزادی اش، ظرف چند روز آینده به وجود آمده است. از آنجا که ارائه وثیقه صد میلیونی، به معنی افتادن روند پرونده در مسیر اتهاماتی است که وثیقه ای به این مبلغ برای آن معین شده است، با مشورت دوستان، از ارائه وثیقه خودداری
کرده ایم تا ببینیم ظرف یکی دو روز آینده چه اتفاقی خواهد افتاد. اگر آزادی احمد ظرف یکی دو روز آینده، خدای نکرده، امیدی واهی بود، ان شاءالله وثیقه را در اولین فرصت ارائه خواهیم کرد.
ضمنا پس از فیلتر وبلاگهای محمود صارمی، نورالانوار و آدرس قبلی وبلاگ این جانب، امروز دو وبلاگ فعال احمدی نژادی دیگر، «محب الاولیاء» و «رئیس جمهور ایرانیان» نیز فیلتر شدند. سایتهای پربیننده تر و هتاک به رئیس جمهوری، همچون عماریون و شفاف و فردا نیوز و عصر ایران، کماکان دارند به فعالیتشان ادامهمی دهند!
از همه دوستانی که به فیلتر شدن آرمانشهر در وبلاگهایشان واکنش نشان دادند و یکی دو موردی که نام وبلاگهایشان را به «آرمانشهر» تغییر دادند تشکر می کنم. از لیست کردن این دوستان در ادامه این یادداشت خودداری می کنم تا شائبه خودنمایی و خودشیفتگی پیش نیاید.
برای آن دوستانی که تا سال پیش، پستهای وبلاگ آرمانشهر (و نیز وبلاگ یهودشناخت که در آرمانشهر ادغام شده بود) در موارد متعدد، در ستون اصلی سایت هاشان منتشر می شد و از کنار فیلتر شدن آرمانشهر به راحتی گذشتند نیز به خاطر قبیله گرایی شان ابراز تاسف می کنم.

پی نوشت:
۱- آدرس جدید وبلاگ نورالانوار
۲- آدرس جدید وبلاگ مجب الاولیاء

آیت الله خامنه ای: انبیا می آیند تا انسان کامل بسازند، انسان به قدر قدرت خدا نامحدود است


آرمانشهر:
به تازگی، «موسسه ایمان جهادی»، کتابی منتشر کرده است به نام «ولایت و حکومت» که عبارت است از بیانات رهبر عزیز انقلاب درباره ولایت و حکومت که به صورت موضوعی فصل بندی شده اند. بخشی از این کتاب که محتوای آن برای اولین بار منتشر شده است، برگرفته از سخنرانی های پیوسته ای است که آیت الله خامنه ای در ماه مبارک رمضان سال  ۱۳۵۳ شمسی، در مسجد امام حسن(ع) شهر مشهد، تحت عنوان «طرح کلی اندیشه های اسلامی در قرآن» ایراد کرده اند. در ادامه بدون هیچ توضیحی، فرازهایی از یکی از همین سخنرانی ها را که در تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۵۳ ایراد شده است، می خوانیم:

***

«هدف اولی پیغمبر، هدف اصلی پیغمبر یک چیز است، در نیمه راه آن هدف، هدف های دیگری هم برای پیغمبر مطرح می شود که در میان هدف های دیگر، یکی از همه مهم تر و برای پیغمبر جاذبه دارتر است. اما هدف اصلی و اولی پیغمبران الهی، عموما در چند کلمه قابل خلاصه کردن است؛ پیغمبران به این جهان می آیند تا انسان را به سر منزل تعالی و تکامل مقدرش برسانند. انسان به عنوان یک موجود که دارای استعدادها، دارای قوه ها و انرژی های فراوان است، می تواند چیزی بالاتر، برتر، عزیزتر و شریف تر از آنچه هست بشود…

یک دنیا استعداد در انسان نهفته است، انسان را می شود به یک معدن بسیار قوی و عمیق و سرشار تشبیه کرد که وقتی این معدن را استخراج کنید، در آن بسیاری از چیزها می بینید، تا استخراج نکردید، یک موجودی است، یک زمینی است، خشک و بی حاصل و بدون هیچ جلوه زیبای زندگی.

… این انسانی که شما می بینی، این موجود نتراشیده، نخراشیده ای که در بازار، در خیابان می بینی، این بچه کوچکی که حرف نمی تواند بزند، یک ذره لطافت، جز برای پدر و مادرش، برای کسی دیگر ندارد، همینی که شما نگاه می کنید، این یک معدن غنی و سرشار است؛ در آن مایه ها از لطف هست، در آن جلوه ها از زیبایی هست و اینها استعدادهای انسان است؛ همانی که به زبان شاعرانه قدیمی گفتند:

طیران مرغ دیدی، تو ز پای بند شهوت
به در آی تا ببینی طیران آدمیت(۱)

همانی که باز به زبان های گوناگون شعری و غیرشعری و عارفانه و دیگرها، برای ما، از قدیم گفتند و درست است و صحیح است. گفتند که جلوه های انسانی، انسان را از فرشته و ملک بالاتر می برد، انسان را سرچشمه فیاضی از خوبی ها، زیبایی ها، استعدادهای به ظهور رسیده و نیروهای جالب و جاذب می کند؛ یعنی می کند انسان کامل، انسان درست، انسان تکامل یافته و متعالی. هدف واقعی انبیا این است که انسان ها را این جوری بکند، همانی که در تعبیرات قرآنی، به نام تزکیه و تعلیم از آن نام برده شده است. انسان ها را از صفات بد پاک کنند، از هوسرانی ها دور کنند، از نمودارهای زندگی ددمنشانه حیوانی آنها را نجات بدهند.

… معجزه بزرگ نبوت ها عبارت است از ساختن انسان های خوب و مُتِحَلی(۲) به فضایل؛ این بزرگ ترین معجزه نبوت هاست، شوخی نیست…

درست است که تشکیل نظام صحیح، یک نظام مرفه، یک نظام آزاد و آباد، چیز بسیار جالبی است، اما می خواهم بدانم، حالا یک نظام آبادِ آزادِ مرفهِ همراه با برابری و عدالت اجتماعی و نبودن طبقه تشکیل شد، انسان ها در آن جامعه نوی عالیِ جالب، مشغول زندگی شدند، که چه؟ بعدش؟ مکتب های مادی، برای انسان، انسانیت، بعد از دوران رسیدن به جامعه ایده آل، چه هدفی در نظر گرفته اند؟ هدف انسانیت چیست؟ انسان ها فداکاری بکنند، از خودگذشتگی بکنند، تلاش بکنند، مجاهدت بکنند که خانه آبادی از این جهان درست کنند، حالا خانه آباد درست کردیم، بعدش چه؟ در این خانه آباد می خواهیم چه کار کنیم؟ خُب، زحمت می کشیم این مسجد را درست می کنیم، بعد که مسجد تمام شد، هدفی باید داشته باشیم، هدف این است که مردم بیایند اینجا، مثلا نماز بخوانند یا سخنرانی بشنوند یا غیر ذلک. معنی ندارد که ما بگوییم می خواهیم مسجد بسازیم، های، هوی، سر، صدا، مسجد را ساختیم، بالا بردیم، تمام شده، حالا می خواهیم چه کار کنیم؟ هیچی، بعدش هیچ هدفی نداریم، این مسخره است، این پا شکستن در نیمه راه است، مکتب های مادی پایشان در نیمه راه شکسته است، همه. مکتب های مادی می گویند دنیا را آباد کنید، فقر را براندازید، جهل را براندازید، جامعه عالی درست کنید، جامعه انسانی درست کنید، جامعه ای که در
آن ظلم نباشد، طبقات نباشد، استثمار نباشد، تبعیض نباشد، خیلی خب، درست کردیم، حالا انسان می خواهد در این جامعه چه کار کند؟ جواب ندارند. در این جامعه، انسانیت می خواهد به کجا برسد؟ پاسخی ندارند. می خواهد بخورد و بخوابد؟ می خواهد راحت زندگی بکند، همین؟ انسان برای فقط زندگیِ راحت، یعنی راحت به دست آوردن و راحت خوردن و راحت پس دادن، برای همین بایستی مجاهدت کند و هدفش همین باشد؟ اینجا است که کُمیت مکاتب مادی لنگ است.(۳)

مکاتب الهی می گویند نه، هدف بعد از این است. هدف عالی، پیراسته شدن انسان است، هدف عالی انسان شدن بنی آدم است. بنی آدم غیر انسان است. بنی آدم همین موجودی است که روی دو تا پا راه می رود، با همین داعیه، این بنی آدم است. اما انسان شدن یعنی همه این فضایل و سرچشمه های استعداد در وجود او به جریان بیفتد. می گویی بعدش چه؟ می گوییم بَعد ندارد، انسان نامحدود است، به قدر قدرت خدا نامحدود است، بَعد ندارد. «انا لله و انا الیه راجعون» وقتی
انسان در روند تکامل افتاد، دیگر آخِر ندارد؛ این است ایده خداپرستان و فکر موحدین عالم و ادیان عالم. همین طور پیشرفت است، دائما پیشرفت است، دائما اوج است، دائما تکامل و تعالی است، آخر و نهایت ندارد و انبیا برای این می آیند.

انبیا می آیند تا انسان ها را از بدی ها، از پستی ها، از جهالت ها، از رذیلت های اخلاقی، از پوشیده ماندن استعدادهای درونی خلاص کنند، نجات بدهند، آنها را انسانِ کامل و متعالی بسازند؛ این هدف اولی انبیا است. لذا در قرآن آمده است: «لقد منّ الله علی المؤمنین»(۴) خدا منت نهاد بر
مؤمنان، «اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم» که برانگیخت در میان آنان پیامبری از خودشان، «یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم» آیات خدا را بر آنان بخواند و تزکیه کند آنان را، پاک، پیراسته، «و یعلمهم» و بیاموزد به آنان. پیراستن، آراستن، از رذیلت ها پاک کردن، به فضیلت ها انسان را آرایش دادن، این هدف انبیا است. لذا می بینید که پیغمبر ما می فرماید: «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» مبعوث شدم تا مکارم اخلاق را، اخلاق زیبا را، اخلاق خوب را تمام کنم…

انبیا می گویند برای ساختن انسان، باید محیطِ مناسب، محیط سالم، محیطی که بتواند او را در خود بپروراند، تربیت کرد و بس… انبیا می گویند: اگر بخواهیم ما یکی یکی آدم ها را درست کنیم، شب می شود و عمر می گذرد. جامعه لازم است، نظامی لازم است…

خلاصه مطلب این است: انبیا دو هدف دارند، دو هدف مهم؛ یکی هدف اساسی، ساختن انسان، پیراستن انسان از بدی ها، آراستن انسان به نیکی ها و فضیلت ها و خوبی ها؛ خلاصه انسان را
انسان کردن؛ این هدف بالا است. اما هدف دیگری که انبیا دارند، که در نیمه راه این هدف قرار دارد، این است؛ تشکیل جامعه توحیدی، تشکیل نظام الهی، تشکیل حکومت خدا، تشکیل تشکیلاتی که با قوانین و مقررات الهی اداره بشود، این هدف همه انبیا است. اگر کسی خیال کند که انبیای بزرگ الهی این هدف را نداشتند، بایستی در قرآن، در حدیث، در تاریخ مطالعه کند.

… پس پیغمبر آمده برای چه؟ برای تشکیل نظام و محیط عادلانه. آمده تا دنیای عادلانه درست کند، آمده تا جامعه و نظام عادلانه به وجود بیاورد. و البته در نظام عادلانه است که انسان ها فرصت پیدا می کنند به تکامل و تعالی برسند.» (ولایت و حکومت، موسسه ایمان جهادی، صفحه های ۳۰ تا ۴۰)

——-
پی نوشتها:
۱- سعدی
۲- (ح ل ی) زینت یافته، آراسته شونده
۳- کمیت لنگ بودن کنایه از ناقص و ناتوان بودن
۴- سوره مبارکه آل عمران / آیه ۱۶۴

***

مطلب تکمیلی:
با اعلام آمادگی خوانندگان وبلاگ، هزینه لازم (حدود ۴ الی ۵ میلیون) برای اجاره وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی جهت آزادی «احمد شریعت» فراهم شده است. از دوستان اگر کسی راهی برای اجاره وثیقه به این قیمت از فردی مطمئن (که بعد از دریافت هزینه اجاره، نرود سندش را از دادسرا پس بگیرد) دارد خواهشمندم اطلاع بدهد.
ضمنا پست مربوط به بازداشت «احمد شریعت» و موج وبلاگی برخاسته از آن، متوقف نشده است و هنوز به روز می شود. گرچه در آدرس قبلی و فیلتر شده وبلاگ است.

برچسب‌ها: آیت الله خامنه ای

آرمانشهر هم فیلتر شد (ویرایش سوم)

خوب، آرمانشهر هم فیلتر شد. آن هم درست در روزی که به اتهام «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» در همین وبلاگ، در دادگاه محاکمه شدم. از دادگاه بیرون آمدم که با تماسهای دوستان، خبر فیلتر وبلاگ را شنیدم. حالا دیگر وبلاگم فیلتر است و نگران نیستم که پدرم و به تبعش مادرم، از قضیه محاکمه ام با خبر و نگران می شوند. خوشبختانه پدرم که وبلاگم را می خواند، فیلترشکن ندارد و اهل این بازیها نیست.
آرمانشهر در آستانه ده سالگی است. ده سال پیش، خوابش را هم نمی دیدم زمانی برسد که با وبلاگنویسهایی مثل ما این گونه تا کنند. دادسرا، بازپرسی، قرار کفالت، قرار وثیقه، دادگاه، مجازات، فیلترینگهای مکرر و فله ای. تهمت زدنهای کیلوییِ سایتهای مدعی اصولگرایی و ولایتمداری که اینها از مشایی پول و امکانات می گیرند و …
من و ما که کم و بیش، همان آدمهای ده سال پیشیم. مبانی مان همان مبانی ده سال پیش است. طرفدار اجرای عدالت و رفع فقر و فساد و تبعیضیم. استقلال کشور برایمان ارزش است. ولایت فقیه برایمان اصل است. صهیونیسم و آمریکا و اسرائیل و سیستم سرمایه داری را دشمن بشریت می دانیم. خواستار گسترش ارزشهای اخلاقی و دینی و الهی در جامعه هستیم. ما که فرقی نکرده ایم. پس چرا ده سال پیش، با آسایش وبلاگ می نوشتیم و الان برای انتشار هر پستی، باید نگرانِ فیلتر و محاکمه باشیم؟ از خودم می پرسم نکند تاوان سکوتها و رضاهای بی جایمان را پس می دهیم.
سعی می کنم تا وقتی که برایم مقدور است ان شاءالله به نوشتن در آرمانشهر، ادامه بدهم. اینگونه برخوردها فقط انگیزه امثال ما را برای ادامه دادن به راهمان بیشتر می کند. چون به ما القا می کند که موثریم. احساس موثر بودن، احساس خوشایندی است. احساسی است که به ما انگیزه می دهد. آدرس جدید وبلاگ را هم به زودی به اطلاع دوستان خواهم رساند.
راستی وبلاگ محمود صارمی که برای آزادی «احمد شریعت‌» لوگو طراحی کرده بود و نام وبلاگش را به «احمد شریعت» تغیر داده بود و وبلاگ نورالانوار هم فیلتر شده اند.
پی نوشت۱: با اعلام آمادگی خوانندگان وبلاگ، هزینه لازم (حدود ۴ الی ۵ میلیون) برای اجاره وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی فراهم شده است. از دوستان اگر کسی راهی برای اجاره وثیقه به این قیمت از فردی مطمئن (که بعد از دریافت هزینه اجاره، نرود سندش را از دادسرا پس بگیرد) دارد خواهشمندم اطلاع بدهد.
پی نوشت ۲: پست قبلی وبلاگ که مربوط به بازداشت «احمد شریعت» و موج وبلاگی برخاسته از آن است، متوقف نشده و هنوز به روز می شود.

احمد شریعت، وبلاگنویس احمدی نژادی بازداشت شد + هشت مطلب تکمیلی

این مطلب به مرور، تکمیل و لینکهای مرتبط با آن هم اضافه می شود. به خصوص توجه خوانندگان وبلاگ را به پیشنهادی که در مطلب تکمیلی هفتم ارائه شده، جلب می کنم. اگر وبلاگنویسی، مطلبی در اعتراض به بازداشت «احمد شریعت» نوشته و به مطلبش لینک داده نشده است، لطفا اطلاع دهد.
***
همزمان با اولین روز ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و رافت، ظهر امروز «احمد شریعت»، وبلاگنویس احمدی نژادی پس از احضار به دادسرای فرهنگ و رسانه بازداشت شد. وی که مدیر و نویسنده وبلاگ «ندایی از درون» است، بر اساس شکایت مدعی العموم از برخی مطالب وبلاگش، در شعبه نهم بازپرسی این دادسرا حضور یافته بود.

احمد شریعت، آبان 1390، جشنواره مطبوعات، غرفه سایت بعدا فیلتر شده «دولت ما»، عکس از شبکه ایران

احمد شریعت، آبان ۱۳۹۰، جشنواره مطبوعات، غرفه سایت بعدا فیلتر شده «دولت ما»، عکس از شبکه ایران

مطلب تکمیلی ۱: پس از بازپرسی و در آخر وقت اداری، از «احمد شریعت» خواسته شده است که برای آزادی اش، سندی بگذارد تا آزادی اش به قید وثیقه باشد! و از آنجا که ایشان پیش بینی این وضعیت را نمی کرده است و محض اطمینان، صرفا فردی دارای فیش حقوقی را به عنوان کفیل، همراه خود داشته است و در آخر وقتِ اداری هم فرصت برای فراهم کردن سند نبوده، در بازداشت مانده است. امید است اگر رویه تغییر نکند و ماجرای جدیدی در روندِ پرونده احمد پیش نیاید، ایشان فردا با ارائه سند آزاد شود.

مطلب تکمیلی۲، مورخ ۱ مرداد ۱۳۹۱: مبلغ وثیقه ای که برای آزادی شریعت تعیین شده است، یکصد میلیون تومان است!! متاسفانه امروز تا پایان وقت اداری، تلاشها برای فراهم کردن سندی به این قیمت به جایی نرسیده است. (تا جایی که بنده پیگیر بودم، دوستان یا از نظر مالی در حدی نبودند که سندی به این قیمت داشته باشند یا در دسترس داشته باشند یا سندهای در دسترسشان در گروی بانک بود یا از آنجا که خودشان پرونده داشتند، سندهای در دسترسشان، به وثیقه گذاشته شده بود! جریان احمدی نژاد را باش!) گو اینکه یکی دو نفر از دوستان برای فردا قولهایی داده اند. با این حال از دوستان اگر کسی کمکی از دستش برمی آید خبر بدهد. برای ما خیلی زشت است که کاری از دستمان برای فراهم کردن وثیقه بربیاید ولی برادر و دوستمان، گیرم که برخی از ما اختلاف سلیقه هایی هم با او داشته باشیم، به خاطر نداشتن وثیقه، ماه رمضانش را در حبس بگذراند.

مطلب تکمیلی ۳، مورخ ۱ مرداد: راستی محل بازداشت احمد شریعت که از دیروز ۳۱ مرداد ۱۳۹۱ به آنجا منتقل شده است، زندان اوین است.

مطلب تکمیلی ۴، مورخ ۲ مرداد ۱۳۹۱: امروز هم گذشت و احمد به خاطر وثیقه سنگین و نامتعارفی که برای آزادی اش تعیین شده است، سومین افطار ماه رمضانش را نیز در زندان می گذراند.
آقای محمود صارمی، بچه حزب اللهی خلاق و همیشه در صحنه (که از استادیوم آزادی برای مظلومان بحرین بگیر تا حرم امام خمینی و برای حمایت از رئیس جمهوری، با بنرهای ویژه اش حضور داشته است) برای آزادی «احمد شریعت» چند لوگو طراحی کرده است که دوستان می توانند با برداشتن کد یکی از آنها و گذاشتنش در قالب وبلاگشان، اعتراضشان به بازداشت احمد را نشان بدهند. لوگوها و کد آنها را در اینجا ببینید: احمد را آزاد کنید!
ایشان همچنین نام وبلاگش را به «احمد شریعت» تغییر داده است که این حرکت نیز راه جالبی برای اعتراض به بازداشت احمد است.
برادر دیگرمان، «دانیال رجبی» نیز در حمایت از احمد شریعت لوگویی طراحی کرده اند که می توانید آن را از اینجا دریافت کنید.

مطلب تکمیلی پنجم، مورخ ۳ مرداد ۱۳۹۱: وبلاگهایی که در سایتهای بلاگفا، میهن بلاگ، پرشین بلاگ و … هستند، امکان دیدن «آی پی» فرد کامنت گذار را به مدیر وبلاگ نمی دهند. اما در وبلاگهایی که آدرس مستقل دارند،  «آی پی» کامنت گذار، برای مدیر وبلاگ مشخص است. از این رو، فرد بیماری که از سیاق کامنتش می توانم حدس بزنم چه کسی است و قبلا با هویت واقعی اش در وبلاگ بنده کامنت گذاشته است و اگر بخواهد نامش را تغییر بدهد چون «آی پی» اش ثبت شده، دستش رو می شود، به شیوه معهودش نه در وبلاگ خودم یا وبلاگهایی که آدرس مستقل دارند که در وبلاگهای دوستانی که امکان ردیابی «آی پی» را ندارند، با اسم «حسین» چنین کامنتی گذاشته است:
«یک مقام آگاه به نقل از دادستان تهران (عباس جعفری دولت آبادی) شایعه بازداشت و بازپرسی از فردی به نام احمد شریعت را تکذیب کرد.
روز شنبه ۳۱ تیر ماه حامد ف (عضو منفعل باند آل حبیب) با درج پستی در وبلاگ آرمانشهر خبری جعلی بازداشت احمد شریعت در شعبه نهم بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه را منتشر کرد و مدعی شده است که در آخر وقت اداری او را بازداشت نموده و تنها با قرار وثیقه صد میلیونی آزاد خواهد شد.
ایجاد فضای توهم رسانه ای و دروغ های با جزییات فراوان از شگردهای باند آل حبیب می باشد که بعد از اخراج از حلقه مشاوران جوان رئیس جمهور، خود را به طرق گوناگون به داخل نهادهای رسمی و حامیان مردمی دولت وارد کرده و تقدس خاصی را برای حلقه ی خود می سازند.
اشخاص سابقه دار این بار پا را از گلیم خود فراتر نهاده اند و تحت عنوان آزادی!!! احمد شریعت هجمه ی شدیدی را علیه مدیرکل سیاسی – امنیتی نهاد ریاست جمهوری و رئیس دفتر رئیس جمهور آغاز نموده اند (وبلاگ حامی دولت اسلامی)»
بدینوسیله محتوای این کامنت (که برای شکاکان، با مراجعه به شعبه نهم بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه، واقع در میدان ۱۵ خرداد تهران هم قابل ارزیابی است)، به خصوص ارتباط خودم با جناب آل حبیب را تکذیب می کنم. همچنین در سحرگاه ماه مبارک رمضان، از خداوند متعال، شفای عاجل از بیماری روانی را برای این کامنت گذار، مسئلت می کنم. ضمنا از آنجا که فکر می کنم هر حرف مزخرفی ارزش جواب دادن ندارد، قصد انتشار این تکذیبیه را نداشتم، منتها به حرمت درخواست دو نفر از دوستان، این تکذیبیه را نوشتم.

مطلب تکمیلی ششم، مورخ ۳ مرداد ۱۳۹۱: گزارشی از برادر عزیزمان آقای رضا واعظی راد که این روزها خیلی پیگیر وضعیت احمد و خلاصی اش بوده است.

مطلب تکمیلی هفتم، مورخ ۳ مرداد ۱۳۹۱: برخی از دوستان در کامنتدونی وبلاگ از امکان اجاره سند ۱۰۰ میلیون تومانی، با قیمت ۴ میلیون تومان و در ازای اعطای چک و سفته تضمینی به ارزش سند، به مالک آن، سخن گفته اند. از طرف دیگر، یک نفر از دوستان به صورت خصوصی و یک نفر دیگر به صورت عمومی، هر کدام برای پرداخت یک میلیون تومان (جمعا دو میلیون تومان)، اعلام آمادگی کرده اند. بنده در این خصوص ان شاءالله با اهل فن، مشورت خواهم کرد. تا آن موقع اگر دوستانی هستند که حاضرند در این امر مشارکت داشته باشند، در کامنتدونی وبلاگ یا از طریق ایمیل، اطلاع بدهند تا اگر این پیشنهاد بدون مشکل بود، ان شاءالله در اولین فرصت، چهار میلیون تومان فراهم و برای آزادی احمد، حداقل در ابتدای هفته آینده اقدام بشود. (متاسفانه و گویا، ساعت اداری روز چهارشنبه که تمام شود، برای آزادی احمد تا شنبه، کاری نمی شود انجام داد. مگر اینکه بازپرس پرونده، قبل از پایان این وقت، قرار وثیقه را لغو کند.)

مطلب تکمیلی هشتم، مورخ ۴ مرداد ۱۳۹۱: با اعلام کمک خوانندگان وبلاگ، هزینه لازم (حدود ۴ الی ۵ میلیون) برای اجاره وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آماده است. از دوستان اگر کسی راهی برای اجاره وثیقه به این قیمت از فردی مطمئن (که بعد از دریافت هزینه اجاره، نرود سندش را از دادسرا پس بگیرد) دارد خواهشمندم اطلاع بدهد.

لینکهای مرتبط (بنا به دلایلی از گذاشتن دو سه تا از لینکهای مرتبط معذورم):
اللهم فک کل اسیر / برای بازداشت احمد شریعت
ما همه احمد شریعت هستیم
انصاف
تقدیم به مدیر وبلاگ «ندایی از درون»
باز نشر این پست در شبکه ایران
جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
یکی از متقین
اللهم انا نشکوا الیک
برای احمد شریعت که همچون پاره ای از پولاد است
وقتی بیان حقیقت دردسر می شود...
احمد شریعت از حامیان دولت خدمتگذار بازداشت شد
احمد شریعت وثیقه ۱۰۰ میلیونی ندارد پس در اوین می ماند
متن فرمان ۸ ماده ای امام خمینی – به بهانه بازداشت احمد شریعت
آهای احمد شریعت لطفا خفه شو!
احمد شریعت را آزاد کنید!
هزینه های آرمان خواهی
برای احمد شریعت
برای احمد عزیزمان / اللهم فک کل اسیر
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم / موجیم که آسودگی ما عدم ماست
احمد شریعت … مبارکت باد اسارتت
چند خبر خواندنی
به بهانه قربانی کردن تفکر عدالت خواه و آزاد اندیش
احمد شریعت آزاده ای از تبار میثم تمار
احمد را آزاد کنید!
دل من اهل بازی های سیاسی نیست ولی بدجوری برای این جوون ناراحته …
همه چی آرومه من چقدر خوشبختم!
آرمانخواهی خفه نمی شود
بیانیه جبهه جوانان سوم تیر آذربایجان
تقدیم به احمد شریعت
برای نویسنده بی کس ندایی از درون
احمد جان، قبول باشد
جایی که حمایت از رئیس جمهور در آن جرم است

می خواهند شریعت ما را عوض کنند
لوگوی حمایت از احمد شریعت
معنای واقعی آزادی بیان
در آزادی فتنه گران، وبلاگنویس احمدی نژادی بازداشت شد
خدا با ماست از چیزی نمی ترسیم
تقدیم به غیرت مرده خودم و همسنگرانم
احمد در بند
بازداشت کنید ما را؛ ما بیدارتر می شویم
آیا بازداشتهای قوه قضائیه قانونی است؟
اسارتت مبارک داداش احمد
اولین خون
قبیله گرایی عرضشی(!) ها در برابر نداهای درون وجدان های بیدار
چرا احمد شریعت را گرفتند؟
دردنامه
احمد را هُل ندهید (قدری متفاوت از سایر لینکها)
چرا؟؟؟؟
برای برادر عزیزم احمد
احمد شریعت ما نفوذی نداریم پس بمان!!!
ان مع العسر یسرا
احمد شریعت دستگیر شد
وقتی ندای درون فریاد شد
واکنش عبدالرضا داوری به بازداشت احمد شریعت
لطفا به ما فرصت دهید!
سنگ ها را بسته اند؟
من حرف دارم
آقای شریعت قلبها و قلمهای ما با شما است
که این جنگل نمی میرد تبر دار!
اطلاعیه برای بازپس گیری بنزهای اهدایی گوش قرمز
چشم و گوش حامیان دولت، «احمد شریعت» بازداشت شد
خودی های ناخودی!
حکایت غریب عدالتخواهان + یک گلایه
ندایی که از درون برمی خیزد خاموش شدنی نیست
برای احمد شریعت
احمد و محمود را قدر بدانیم
ماجرای بازداشت آقای شریعت
بغض های فروخورده
جشن تولد

پی نوشت:
۱- ثبت نام در موج وبلاگی مدفعان گفتمان دکتر احمدی نژاد. به خصوص دوستانی که تمایل دارند در جلسات بعدی وبلاگنویسان حامی دکتر احمدی نژاد شرکت کنند و به هر دلیلی برای جلسه اول که در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۹۱ برگزار شد برای آنها دعوتنامه ارسال نشده بود در این سایت ثبت نام کنند.

۲- آغاز به کار شبکه خبری تحلیلی انسان کامل
۳- اینها هم عالمی دارند ها: دم خروس جریان انحرافی در بازداشت احمد شریعت

کروبی و یارانش پیشگامان بصیرتند، به دستبوسشان بروید و از آنها حلالیت بگیرید!

از قائم مقام حزب اعتماد ملی در تیر ۱۳۸۷ تا مسئول نمایندگی ولی فقیه سپاه تهران در تیر ۱۳۹۱

مطلب زیر ممکن است قدری طولانی باشد ولی مطالعه اش برای اینکه متوجه شویم در چه وضع تاسفباری قرار داریم، مناسب است:

تیرماه ۱۳۸۷

«نماینده‌ای از شورای اسلا‌می، نقل می‌کرد روزی در ملا‌قات رئیس‌جمهور با مقام معظم رهبری ایشان نسبت به اظهاراتش و وعده ظهور حضرت در دو سال دیگر مورد اعتراض شدید رهبری واقع شد و در جواب گفت: “کسانی که با ایشان در تماس هستند، گفته‌اند” و پس از خروج از دفتر رهبری، اظهار کرده است: “ایشان تصور می‌کند من رئیس‌جمهور او هستم، من رئیس‌جمهور امام زمان(عج) می‌باشم!!

بین خواص شایع است که گاهی سر سفره خوراک، یک بشقاب و قاشق و چنگال را در جای خالی کنار گذاشته و اظهار می‌کنند این برای آقا امام زمان است.

شخصی نقل کرده است، روزی یکی از نزدیکان رئیس‌جمهور من را دعوت به شرکت در نماز جماعت آقا کرد و من به تصور اینکه امام جماعت، مقام رهبری است با او به محلی رفتیم. وقت نماز مشاهده کردم صف نماز تشکیل شد در حالی که امام جماعت حضور ندارد و فقط سجاده‌ای پهن است، وقتی سوال کردم که رهبری کی تشریف می‌آورند؟ گفتند: هیس! امام جماعت، حضرت ولی عصر(عج) است.» (روزنامه اعتماد ملی، ۱۱ تیر . ۱۳۸۷٫ منبع: + )

اینها فرازهایی از مقاله «رسول منتجب نیا»، قائم مقام حزب «اعتماد ملی» به ریاست «مهدی کروبی» است که چهار سال پیش در روزنامه این حزب منتشر شد. پاره ای از واکنشها به این مقاله از این قرار است:

– «سید ابوالفضل پورحسینی»، مدیر روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران، در همان روزِ انتشار مقاله: «دستور جلب و تحقیقات از مدیرمسئول روزنامه اعتماد ملی به دنبال شکایات متعدد به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و افترا برای پاسخ‌گویی به اتهاماتش و اعلام جرم اخیر مدعی‌العموم درخصوص چاپ مطلبی اهانت‌آمیز در شماره‌ ‌‌۶۸۲ مورخ ‌‌۱۱/ ‌‌۴/ ‌‌۸۷ توسط منتجب‌نیا، صادر شده است.» (منبع: +)

(لازم به اشاره است پس از برگزاری چند جلسه دادگاه برای «محمدجواد حق شناس»، مدیرمسئول اعتماد ملی، بر اساس اطلاعیه «روابط عمومی و ارتباطات دادگستری کل استان تهران» در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۹۱، هیئت منصفه دادگاه مطبوعات، او را در چند اتهام، از جمله به خاطر انتشار مقاله مذکور در روزنامه تحت مدیریتش، مجرم شناخته است. منبع: +)

– «حسین شریعتمداری»، مدیرمسئول روزنامه کیهان، فردای انتشار مقاله منتجب نیا (۱۲ تیر ۱۳۸۷) در یادداشتی با عنوان «چرا چشم خود را بسته اید؟!»:

«ظاهراً آقای منتجب نیا درک و شعور مردم را دستکم گرفته و تصور می کنند هر شایعه موهنی زمینه پذیرش دارد. آخر چه کسی باور می کند که رئیس جمهور یک سجاده خالی پهن می کند و آن را سجاده حضرت امام زمان علیه السلام دانسته و به آن اقتدا می کند؟!»
شریعتمداری در انتهای مقاله اش چنین نوشته است:
«واقعیت تلخ آن که مدتهاست شماری از افراطیون مدعی اصلاحات و برخی از عوامل شناخته شده ضدانقلاب … از روزنامه ایشان (آقای کروبی) برای ترویج افکار مخالفان نظام بهره می گیرند… و در این حال و هوا یادداشت موهن و فاقد کمترین دلیل و منطق آقای منتجب نیا، تامل برانگیز است.» (منبع: +)

– کیهان در همین روز، گزارشی با عنوانِ «واکنش های شدید به مطلب منتشر شده منتجب نیا در اعتمادملی دروغ بافی علیه رئیس جمهور توهین به ملت است» کار کرده است که برخی از فرازهای آن از این قرار است:
«حسین شریعتمداری روز سه شنبه در گفت وگو با ایرنا با اشاره به مطالب کذب مطرح شده علیه رئیس جمهور توسط رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتمادملی گفت: این افراد با علم به اینکه می دانند دروغ می گویند این اقدامات را انجام می دهند.
وی تصریح کرد: این دروغ بافی ها و دروغ پراکنی ها علیه رئیس جمهور تازگی ندارد و از مدت ها قبل یک چنین شایعاتی علیه ایشان ساخته شده بود و بعد هم در حد گسترده ای به آن دامن زده شد.
شریعتمداری اضافه کرد: در گسترش این دروغ پراکنی ها بین برخی از جریانات داخلی و جریانات ضدانقلاب خارج از کشور نوعی هماهنگی حساب شده ای وجود دارد و بعید به نظر می آید این اقدامات تصادفی و اتفاقی باشد.
وی خاطر نشان کرد: این قبیل صحبت ها را می توان پیشاپیش از طریق رادیو و تلویزیون های بیگانگان شنید و دید.
مدیرمسئول روزنامه کیهان تصریح کرد: بارها حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری اشاره کردند که کسانی مورد هجوم تبلیغاتی از سوی دشمنان قرار می گیرند که در کارهایشان موفقیت های بزرگی بدست آورده باشند بنابراین باید این نوع برخوردها را نشانه موفقیت و پیشرفت در کار دولت به خصوص در کار رئیس جمهور دانست…
همچنین محمدنبی حبیبی دبیرکل حزب موتلفه اسلامی گفت: ادعاهای منتجب نیا درباره دکتراحمدی نژاد برای خود او هم ثابت نشده است.
به گزارش باشگاه خبرنگاران محمدنبی حبیبی با اشاره به اینکه منتجب نیا فرض کرده که این شایعات به اثبات رسیده و در ضررهای احتمالی آن تفکرات اقدام به قلم فرسایی کرده است. گفت: شخصیت های روحانی مانند منتجب نیا برای جلوگیری از توسعه شایعات اثبات نشده بایستی به عنوان یکی روحانی دیگران را نصحیت کنند نه اینکه خودشان هم به توسعه این شایعات بپردازند.
حبیبی تاکید کرد: اگر طرح سوالاتی این چنینی توسط این گونه شخصیت ها درباره دولت، نتیجه اش توسعه شایعات سوء باشد، ضررهای اخلاقی برای جامعه دارد.
در همین ارتباط، لطف الله فروزنده قائم مقام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی با بیان اینکه گروههای دوم خردادی پروژه تخریب اصولگرایان و دولت را در دستور کار خود قرار داده اند، تاکید کرد: ادامه این خط تخریب، به خودشان ضرر خواهد زد.
وی در گفت وگو با ایرنا افزود: این جریان برای موفقیت در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده پروژه تخریب اصولگرایان را در دستور کار دارند تا بتوانند از این مسیر به موفقیت برسند.
فروزنده تاکید کرد: این اقدام دوم خردادی ها به دلیل آن است که آنها نمی توانند به وحدت برسند و مردم نیز به آنها اعتمادی ندارند.
قائم مقام جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی افزود: به همین خاطر این گروهها تخریب اصولگرایان از جمله دولت و در راس آن رئیس جمهور را هدف قرار داده اند و به برنامه ها و طرح های دولت حمله می کنند.
مجتبی شاکری دبیر سیاسی جمعیت ایثارگران هم اینگونه اظهارنظرها علیه دولت را سیاه انگاری دانست و تصریح کرد: البته این اظهارنظرها در بین مردم طرفدار ندارد زیرا متن جامعه شاهد دستاوردها و تلاش های دولت نهم در بعد سیاست داخلی و خارجی است که می توان نمونه بارز آن را در زمینه داخلی در سفرهای استانی هیئت دولت دانست.
وی با تاکید بر اینکه باید از نقد منصفانه استقبال کرد، افزود: بهتر است آقایان بدانند که با سیاه نمایی چیزی حل نمی شود، چطور دولت خاتمی که با رای مردم برگزیده شده بود، همواره مورد قبول آنها است اما دولت احمدی نژاد هم که با همین آرای مردم بر سر کار آمده است و مسئولیت را برعهده گرفته مورد قبول واقع نمی شود.» (منبع: +)

– کیهان همچنین در خبر ویژه همین روز خود ذیل تیتر «منتجب نیا و اوج «نجابت»؟!» چنین نوشته است:
«رسول منتجب نیا که ظاهراً رسالت خود را تماماً هتاکی به رئیس جمهور مردمی ایران اسلامی تعریف کرده، روز گذشته با انتشار یادداشتی سرشار از دروغ و تهمت و افترا در روزنامه اعتماد ملی، دروغ پردازی های ماه های اخیر سایت ها و رسانه های ضد انقلاب علیه دکتر احمدی نژاد را مبنای توهین های خود به رئیس جمهور قرار داد…
البته از روزنامه ای که در میان اعضای تحریریه اش، معتقدین به آزادی همجنس گرایی فعالیت ویژه دارند، بیش از این انتظار نمی رود که تحلیل های بی بنیان و اساس خود را بر شایعات دروغ ضد انقلاب بنا نماید و به خورد افکار عمومی بدهد.» (منبع: +)

چهار سال بعد، تیرماه ۱۳۹۱:

حجت الاسلام «عبدالعلی گواهی»، مسئول نمایندگی ولی فقیه سپاه حضرت محمدرسول الله (ص) تهران بزرگ در گردهمایی عقیدتی رزمندگان سپاه تهران،  مورخ ۲۵ تیر ۱۳۹۱:

«پس از رو شدن نقشه های وابستگان جریان انجمن حجتیه که مدعی بودند باید ظلم وستم و فساد در جهان بیشتر شود و ما باید این زمینه را فراهم نماییم گروهی نیز در زمان فعلی پا را از این فراتر گذاشتند و گفتند دوران ظهور صغری فرا رسیده و ما دیگر نیاز به واسطه نداریم و باید ولایت فقیه محو شود.
 متأسفانه بعضی از افراد این جریان در بدنه دولت نفوذ پیدا کردند و گاهی در مجالس رسمی صندلی خالی برای نشستن امام زمان(عج) در کنار خود قرار می دادند و یا در نماز جماعت در صف جلو جایی برای حضور آقا در نظر می گرفتند و باز از این فراتر رفتند و فیلمی با عنوان “به سوی ظهور” ساختند و خود را یاران واقعی امام زمان(عج) معرفی کردند و آن را در بین مردم پخش کردند که باز چیزی به جز رسوایی عایدشان نشد و لذا اکنون در انزوای کامل به سر می برند و در حقیقت سرنوشت کسانی که بخواهند با ولایت دشمنی نمایند همین است.» (منبع: +)

جالب اینجا است که این سخنان، بدون هیچ نقد و اعتراضی در سایت «فارس نیوز» منتشر شده است که خود، چهار سال پیش، خبرهای اعتراض به مقاله منتجب نیا را پوشش می داد. با وجود مسئولیت دو چندان گوینده این سخنان، به دلیلِ انتسابش به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ولایت فقیه و اثرگذار بودن جمعی که مخاطب سخنان او بوده اند، دیگر نه از مدعی العموم خبری هست، نه از حسین شریعتمداری و روزنامه کیهانش، نه از رجانیوز که مطالبی در اعتراض به چنین اتهاماتی را پوشش دهد و نه از سایر احزاب و تشکلهای اصولگرا.

نتیجه گیری با خودتان! تیتری که بنده انتخاب کرده ام، تنها یکی از نتایج ممکنی است که می توان  به آن رسید.

لینکهای مرتبط:
۱- مقاله دکتر احمدی نژاد در وبلاگش، مورخ ۲۲ خرداد ۱۳۸۷: «برای من جالب و در عین حال مایه تأسف بود که چگونه یادآوری همین عقاید واضح شیعی و دیدگاه صریح امام با ‏وسعتی عجیب و تحریف هایی ناجوانمردانه از چپ و راست مورد حمله قرار گرفت! نوشتند که احمدی نژاد در هیئت ‏دولت موقع نهار، یک ظرف غذا هم برای حضرت روی میز می چیند!…»

۲- همین مطلب در روزنامه ایران

ابهام زدایی در مورد جلسه وبلاگنویسان حامی احمدی نژاد

این مطلب را به خصوص به خاطر ابهاماتی که کامنت گذاری یک سری از دوستان در وبلاگهای احمدی نژادی پیش آورده است، در اینجا می نویسم.
***
قطار انقلاب به ریل اصلی خودش بازگشت. این تعبیری است که رهبر عزیز انقلاب در مورد دولت احمدی نژاد به کار بردند. خیلی از ما که حامی کلیت این دولت بودیم، تا ابتدای سال ۱۳۹۰ تصور می کردیم باقی ماندن این قطار در ریل، امری تضمین شده است و ما در این مورد وظیفه چندانی نداریم. همین که به زندگی روزمره مان مشغول باشیم و در هر انتخاباتی که از این به بعد پیش می آید رایمان را بدهیم و حالا گیرم دو سه هفته ای قبل از هر انتخابات، کاندیدای مورد نظرمان را به صورت فردی تبلیغ بکنیم کافی است. اما حوادثی که از ابتدای سال ۱۳۹۰ پیش آمد، خیال آسوده ما را پریشان کرد. بسیاری از ما به فکر افتادند که باید کاری کرد. در سایه تهمت پراکنی و بی تقوایی آنها که اصولگرا می دانستیم شان، افتادن دولت بعدی به دست افراد مورد نظر غرب و استکبار از یکسو و افراد قدرت طلب یا افراد خوش نیت و پاکی که به راحتی توسط کانونهای قدرت و ثروت مدیریت می شوند و از خود، اراده و تصمیم مستقلی برای خدمت به مردم و پیروی از رهبریِ عدالتخواه ندارند، از سویی دیگر، چشم اندازی قابل تصور است.

دوست داشتیم در حد توان و وسع محدودمان، برای جلوگیری از شکل گرفتن این چشم انداز، کاری کنیم و اگر شکل گرفتن این چشم انداز، غیرقابل اجتناب است، حداقل جریان عدالتخواه در آن مضمحل نشود و امثال ما، یکدیگر را گم نکنند. تصور می کردیم کسانی هستند مثل ما که دلشان سوخته است و احساس خطر می کنند و امکانات بیشتری هم در اختیار دارند و از این رو به زودی از ما دعوت خواهند کرد تا منسجم شویم و همفکری کنیم، تا بشود با هماهنگ شدنمان، هرچند به شکل محدود، جریان سازی کرد، از استعدادهایمان برای ایجاد هفته نامه یا ماهنامه ای مکتوب، ایجاد یک یا چند سایتِ درست و درمان و تولید کلیپ و فیلم مستند و … استفاده کرد. اما زهی خیال باطل!

بیش از یک سال گذشت و خبری نشد. ترسیدیم یک سال دیگر هم بگذرد و دنیا را آب ببرد، این دوستان را هم خواب ببرد. از این رو، تصمیم گرفتیم خودمان دست به کار شویم. خودمان که می گویم منظور، معدودی از دوستانی است که تا جشنواره مطبوعاتِ سال گذشته، یکدیگر را به صورت مجازی می شناختند، اما در این جشنواره، با قرارِ ملاقات گذاشتن در غرفه سایت «دولت ما» (که در آن زمان فعالترین سایت حامی احمدی نژاد بود و مدتی بعد فیلتر شد) همدیگر را در عالم واقعی نیز شناختند.

القصه، نتیجه این شد که تصمیم گرفتیم دور هم جمع شویم. پس از ارسال دعوت نامه اینترنتی برای دوستان احمدی نژادی که در اینترنت فعال هستند، دیروز، ۲۳ تیر ۱۳۹۱، حدود ۳۵ نفر از دوستان احمدی نژادی در جلسه ای روحیه بخش دور هم جمع شدیم. روحیه بخش که می گویم به این خاطر است که بزرگوارانی فقط برای شرکت در این جلسه از تبریز، سبزوار، اصفهان، سمنان و قم به تهران آمده بودند. جلسه ای که در دعوتنامه اش از مدعوین خواسته شده بود ۵ هزار تومان هزینه هم برای ناهار و پذیرایی مختصرِ ضمن جلسه، پرداخت کنند! برخی حاضران در جلسه که وبلاگنویس بودند و بنده اسم وبلاگهایشان در خاطرم مانده است به ترتیبِ الفبا این بزرگواران بودند (اگر کسی از قلم افتاده، ممنون می شوم که بگوید):

امت حزب الله (محمد رحمانی)
تفکر ایمانی (حجت اسلام محمد فاطمی پور)
جنگ نرم
حامیان نیوز
دوستدار انقلاب اسلامی و امام خمینی
دولت مهر
فرزند آزادی (رضا واعظی راد)
صدای سکوت
گامی به سوی بصیرت
ماه نو
مشارق (محمد نوروزی، میلاد خوشکار)
ندایی از درون (احمد شریعت)
نورالانوار (عارف پیغامی)
نوکر مردم
نیمه خالی لیوان (سعید علی بیگی)
ولایت ماه
همسازی (مجید)

یاران احمدی نژاد (آدم زمینی)

در ابتدای جلسه تا جمع شدن دوستان، بخشهایی از فیلم مستند مرهم به کارگردانی «محمد فرقانی» که در مورد هدفمندی یارانه ها و اثرات اعطای یارانه نقدی به اقشار محروم ساخته شده است پخش شد. بعد از آن، جلسه با تلاوت قرآن به صورت رسمی آغاز شد. برنامه اول، سخنرانی حجت الاسلام فاطمی پور از اصفهان بود. ایشان در مورد تفاوت تقسیم بندی آحاد جامعه اسلامی بر اساس کلیدواژه های ولایت پذیر و ولایت ناپذیر با تقسیم بندی بر اساس کلیدواژه های ایمان و نفاق صحبت کردند و معتقد بودند تقسیم بندی به شکل اول، موجب می شود فعالیت مخرب منافقان و فرصت طلبانی که ماسکِ ولایت پذیری به چهره زده اند، مخفی بماند. بعد از آن، دوستانی که از قبل برای بیان نقطه نظراتشان اعلام آمادگی کرده بودند، به بیان نظراتشان پرداختند. وجه مشترک سخنان بیشتر دوستان، بی تقوایی رسانه های اصولگرایان و مخالفان دولت از یک سو و کم کاری، کوتاهی و فرصت سوزی تیم رسانه ای دولت در عرصه دفاع از گفتمان عدالتخواهی و دفاع از رئیس جمهوری و به هدر دادن امکانات و به هرز رفتن استعدادها در نتیجه این کم کاری بود. بعد از اقامه نمازِ جماعت و ناهار، جلسه در مورد لزوم انتخاب یک نام برای گروهی که دور هم جمع شده بودیم، انتخاب نام، شیوه و زمان اطلاع رسانی در مورد آن و برنامه های آینده گروه، ادامه یافت.

متاسفانه پاره ای بی دقتیها در زمان بندی ارسال دعوتنامه و تنظیم متن آن و همینطور کامنت گذاری یک سری از دوستان که به خاطرِ همین بی دقتیها، به اصل برگزاری این جلسه مشکوک شده بودند، موجب شده بود از حضور یک سری از دوستانِ محتاط، محروم شویم. امیدوارم نوشتن این یادداشت و انتشار گزارشهای سایر حاضران در جلسه، این تشکیکها و ابهام ها را رفع کند و در جلسه بعدی، از حضور دوستانی که جایشان خالی بود بهره ببریم.

لینکهای مرتبط (به تدریج اضافه می شود):
گزارشی از جلسه وبلاگنویسان مدافع احمدی نژاد (حجت الاسلام فاطمی پور)
گزارش وبلاگ صدای سکوت از جلسه
یک یا علی دیگر    
خبر آمد، خبری در راه است    
جلسه ای برای همدلی و مهرورزی
جلسه وبلاگ نویسان حامی احمدی نژاد
جهان در انتظار عدالت، عدالت در انتظار مهدی
شعله های امید
جلسه ای پرشور برای همدلی بیشتر
دلهره های دلهای پاک + یک گلایه

می دانم مرا از قبیله خودت نمی دانی

قبیله گرایی یعنی اینکه «حسین درخشان» به بیست سال حبس محکوم شده باشد و سه سال و نیم از دوران حبسش هم گذشته باشد و تو تا الان صدایت در نیامده باشد،
یعنی اینکه حجت الاسلام «عباس امیری فر» به اتهامی واهی، ۴۲ روز را در انفرادی گذرانده باشد و از تو در آن زمان صدایی بلند نشده باشد،
یعنی اینکه جوانی آرمانگرا، مثل «محمد حسین نوبختی» (گیرم که خامیهایی هم کرده باشد)، با وجود داشتن بچه خردسال، این روزها در حال گذراندن سومین ماه بازداشت موقتش(!!) بدون هیچ محاکمه ای باشد و تو به روی خودت نیاوری،
یعنی اینکه سایتها و وبلاگهای احمدی نژادی (دولت ما، دولت شما، ابصارنیوز، رهاپرس، کیان پرس و …) راه به راه فیلتر شوند و عین خیالت نباشد، ای بسا خوشحال هم شده باشی،
اما…
اما برای یک هفته بازداشت «محمد سعید ذاکری» (دبیر سیاسی هفته نامه ۹ دی)، زمین و زمان را به هم بدوزی،
برای محکوم شدن «امیرحسین ثابتی» به ۹۱ روز حبسی که قابل تبدیل به جزای نقدی است و تازه زمان اجرای حکمش هم دو سال به عقب افتاده است به رئیس قوه قضائیه نامه بنویسی
و برای رفع فیلتر سایت «الفِ» احمد توکلی، بیانیه بدهی.
اسم خودت را هم گذاشته ای مسلمان و اصولگرا و آرمانگرا، ولی به راحتی «و لا یجرمنکم شنئان قوم ان لا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی» (سوره مائده، آیه هشتم) را نشنیده می گیری.
دوست عزیزم! برایت متاسفم و اینقدر می دانم که دیر یا زود، چوب قبیله گرایی ات را خواهی خورد و می دانم چون مرا در قبیله خودت نمی بینی، این حرفها هم ذره ای تو را به خودت نمی آورد. برای تسکین دل خودم خواستم زِر زِری کرده باشم.

***

پی نوشت: از دوستان احمدی نژادی هم شدیدا گلایه مندم. سر و صدایی را که بچه های «جبهه پایداری» سرِ بازداشت چند روزه «محمدسعید ذاکری» راه انداختند، مقایسه کنیم با عکس العملی که ما در قبال بازداشتِ «محمد حسین نوبختی» (فعال رسانه ای احمدی نژادی که بر حسب شنیده هایم زندگی اش وقف این راه بود و حتی ماشین شخصی اش را برای اینگونه فعالیتها فروخته بود و بدون محاکمه، حدود ۸۰ روز است در حبس است) نشان دادیم. من حسین را مستقیما نمی شناسم و به جنس برخی فعالیتهای مطبوعاتی که منسوب به او بود هم انتقاد داشتم و دارم، اما می دانم اگر کسانی حق داشتند به خاطر ذاکری، آنگونه واکنش نشان دهند و اعتراض کنند، ما به مراتب محق تر بوده ایم به اعتراض و انتقاد برای حسین نوبختی. ولی افسوس که تاکنون صدایی از هیچ کدام ما در نیامده است. در این فضای تاسفبار قبیله گرایانه، اگر ما، خودمان هوای خودمان را نداشته باشیم، چه توقعی هست از دیگران؟

مطلب تکمیلی، مورخ ۲۶ تیر ۱۳۹۱: محمدحسین نوبختی، جوان حزب اللهی حامی رئیس جمهوی، پس از ۹۹ روز بازداشت آزاد شد

آلزایمر

از آلزایمر می ترسم
و آلزایمر یعنی فراموشی خوبی و مهربانی تو،
حتی اگر جدول مندلیف را با تمام حزئیاتش و تمام لغتنامه دهخدا و تمام ۱۱۰ جلد بحارالانوار و سایر ماثورات پُر برگ عالم را حفظ باشم.