تکرار استقبالِ سال دانشگاه کلمبیا + عکس

استقبال از احمدی نژاد

دکتر احمدی نژاد ساعتی پیش در فرودگاه مهرآباد مورد استقبال جمع پرشوری از جوانان و مردم تهران و برخی شهرستانهای ایران قرار گرفت. آنها که تجربه استقبال سالهای گذشته را داشتند این استقبال را از نظر جمعیت، همتای استقبالی دانستند که در سال سخنرانی رییس جمهور در دانشگاه کلمبیا صورت گرفت.
استقبال کنندگان با سر دادن شعارهای «مبشر بهاران، خوش آمدی به ایران»، «احمدی ساده زیست، ریشه کن صهیونیست»، «چپ، راست، کارگزار، علیه خدمتگزار» و «احمدی دلاور، پیرو خط رهبر» در انتظار حضور رییس جمهور در میان خود بودند.
وقتی خودروی رییس جمهور از پاویون خارج شد و در میان حلقه استقبال کنندگان قرار گرفت، جمعیت، شعارهای «مبشر بهاران، خوش آمدی به ایران» و «احمدی زنده باد، مشایی پاینده باد» سر دادند.
در دستان استقبال کنندگان علاوه بر پرچم ایران، پوسترهایی از تصاویر مقام معظم رهبری و ریاست جمهوری دیده می شد.
مضمون برخی از بنرها، پوسترها و شعارهایی که در دست استقبال کنندگان بوداز این قرار بود:

استقبال از احمدی نژاد

– رهبر عزیز انقلاب: «انصافا آقای احمدی نژاد بود که نام امام زمان را در محافل بین المللی احیا کرد»
– خدا قوت خادم بی حزب و گروه
– لبیک یا محمد(ص)
– خادم جمهور مظلوم، خدا قوت
– حسن ختام ۸ حماسه: او می آید…
– سردار بزرگ اسلام خوش آمدی
– خاکی ترین رییس جمهور دنیا به خاک وطن خوش آمدی
– خوش آمدی خار چشم استکبار
– احمدی نژاد نماد گفتمان جهانی حزب الله
– مبشر مهدی خوش آمدی
– احمدی نژاد، برند آزادگی
– هستیم بر آن عهد که بستیم
– تازه اول عشق است
گفتنی است در این مراسم جوانانی از شهرستانهای قم، کاشان، اصفهان و … حضور داشتند.

استقبال از احمدی نژاد

عکسهای این پست را برادرم محمدسعید گرفته بود. برای دیدن بقیه عکسها این صفحه را ببینید.

تاریخ بازگشت رئیس جمهور، جمعه ۷ مهر + یادداشت تکمیلی

جهت اطلاع علاقه مندان به شرکت در مراسم استقبال از رئیس جمهوری، تاریخ بازگشت ایشان به تهران تا اطلاع ثانوی جمعه ۷ مهرماه است. ساعت و تاریخ دقیق، ان شاءالله به زودی اعلام می شود. امیدوارم دوستان اطلاع رسانی کنند.
منبع: سفیر عدالت

 

یادداشت تکمیلی: ساعت ورود رئیس جمهور به کشور، سه و نیم بعد از ظهر جمعه. مکان: فرودگاه مهرآباد، پاویون دولت.

بخشهایی از سخنرانی مهم و منتشر نشده رهبری در پاییز ۱۳۸۹ که دیگر می شود به آن استناد کرد

رهبر عزیز انقلاب در پاییز ۱۳۸۹ سفری به قم داشتند که بیشتر از یک هفته طول کشید. بر طبق خبرهای منتشر شده، ایشان در طول این سفر، دو دیدار با اعضای «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» داشتند. تاکنون از سخنرانی هایی که ایشان در این دو دیدار داشتند، متنی به صورت رسمی در سایت اینترنتی «دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای» منتشر نشده است، اما به صورت غیر رسمی، متنهایی از سخنرانی ایشان در دیدار دوم با اعضای جامعه مدرسین، در یکی دو نشریه دانشجوییِ کم تیراژ و به تبع آن در برخی سایتهای اینترنتی منتشر شد. با اینکه در طی نزدیک به دو سال گذشته، دفتر رهبری این متنها را تکذیب نکرده است، اما می شد این سکوت را به کم تیراژ بودن و به چشم نیامدن آن نشریات هم نسبت داد.

اما دو هفته است که بخشهای کوتاهی از سخنان ایشان در این دیدار، در ویژه نامه (ویژه نامه دولت معیار) روزنامه رسمی دولت، یعنی روزنامه ایران و در تیراژی انبوه منتشر شده است. با توجه به اینکه با گذشت دو هفته از انتشار این بیانات در ویژه نامه «دولت معیار»، دفتر رهبری، انتساب آنها را به ایشان تکذیب نکرده است، از این به بعد دیگر می شود آنها را مستند و منسوب به رهبری حساب کرد.

پیش از نقل این جملات از ویژه نامه روزنامه ایران، ذکر چند نکته را در مورد آنها لازم می دانم:

۱- قائلان به انحرافِ دولت دهم و مدعیانِ ضدیتِ احمدی نژاد با ولی فقیه، دو ماجرا را به عنوان قوی ترین شاهد بر ادعاهای خود مطرح می کنند:

اول، ماجرای معاون اولی مهندس مشایی در تابستان ۱۳۸۸٫
دوم، ماجرای استعفای حجت الاسلام مصلحی، وزیر اطلاعات در بهار ۱۳۹۰٫

با توجه به اینکه دیدار رهبری با اعضای جامعه مدرسین بعد از ماجرای اول بوده است و با این حال ایشان در این سخنرانی، چنانکه خواهد آمد، اساسا فرق این دولت را با دولتهای قبلی، خودداری از ایجاد حاکمیت دوگانه بیان می کنند، به نظر می رسد که معیارهای رهبری در مورد عیار ولایتمداری یک شخص یا جریان یا دولت، با ملاکهای بسیاری از مدعیان ولایتمداری که ولایتمداریِ ریاکارانه، سیاست بازانه و منافقانه را به ولایتمداری به سبک احمدی نژاد ترجیح می دهند بسیار متفاوت است.

۲- سخنرانی معروف آیت الله مصباح یزدی، در مورد شکل گرفتن فراماسونری جدید و «بزرگترین خطر از صدر اسلام تاکنون» در روز ۲۴ فروردین ۱۳۹۰ ایراد شده است. ۲۴ فروردین ۱۳۹۰، قبل از ماجرای استعفای مصلحی و بعد از سخنرانی رهبری در جمع اعضای جامعه مدرسین است. به عبارت دیگر، در فاصله سخنرانی رهبری تا این سخنرانی آیت الله مصباح یزدی، ماجرای عمده و خاصی روی نداده است که بخواهیم اختلاف نظر فاحشِ آیت الله مصباح یزدی با نظر رهبری را به آن مربوط کنیم. اگر این سخنرانیِ آیت الله مصباح یزدی، بعد از قضیه استعفای وزیر اطلاعات و ماجراهای مربوط به آن بود، می شد این اختلاف نظر را با توجه به تغییر شرایط، توجیه کرد، ولی اینطور نیست.

۳- خوانندگان را توجه می دهم به این نکته که در طول دو سال گذشته، چه کسانی با وجود ادعای ولایتمداری، دولت را مثلا در مساله حجاب، بر خلاف نظرات رهبری در این سخنرانی، چنان که خواهد آمد، کوبیده اند و به انواع و اقسام اتهامات آلوده اند. کسانی که به طور حتم، مثل من و شما از بیانات رهبری در این سخنرانی بی خبر نبوده اند و با این حساب می شود گفت با کمال پررویی، شرم را خورده اند و حیا را قی کرده اند.

۴- برخی از دوستانِ تحلیل گر معتقدند، از حجم حمایتهای کلامی رهبری از دولت دهم، نه بعد از قضیه وزیر اطلاعات و ماجرای به اصطلاح خانه نشینی رئیس جمهور، که بعد از همین سفر رهبری به قم کاسته شده است. این ادعا اگر بیراه نباشد که به نظر می آید چندان هم بیراه نیست، خیلی از حرفها و دردها را در خود نهفته دارد.

۵- از آنجا که متنهای کامل تری که از این سخنرانی رهبری منتشر شده اند، هنوز می توانند با شبهه غیرقابل استناد بودن مواجه باشند، بنده در اینجا، فقط قسمتهای کوتاهی را که در روز ۲۰ شهریور، در ضمیمه رایگان روزنامه ایران (ویژه نامه دولت معیار) منتشر شده اند، باز نشر می کنم و امیدوارم هرچه زودتر، منبعی رسمی، همت کند و متن کامل این سخنرانی را منتشر کند. و اما فرازهای کوتاهی از بیانات منتشر نشده رهبری در دیدار با اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در آبان ۱۳۸۹:

«بنده از همه دولتها حمایت کرده ام ولی این دولت با دولت های گذشته تفاوت دارد و فرق اساسی در این است که تلاش نمی کنند حاکمیت دوگانه درست کنند. امروز وقتی رئیس جمهور و یا مسئول ارشدی از دولت به خارج از کشور می رود، من نگرانی ندارم اما قبلا نگران بودم که مسئولان در خارج از کشور می خواهند چه بگویند؟

… مسئولان امروز همه حجاب فقهی را قبول دارند ولی اختلاف سلیقه در تاکتیک هاست. فرضا دختری که حجاب کاملی ندارد اما شب قدر یا در مجلس دعای کمیل شرکت و به درگاه خداوند تضرع می کند یا در راهپیمایی ۲۲ بهمن تصویر امام را می گیرد، نمی توان گفت که بی دین است بلکه نمی داند حجاب اسلامی چیست که باید او را توجیه کرد. باید در باب حجاب کتاب نوشت و از طرق مختلف مانند فیلم های تلویزیونی حجاب را تبیین و افراد ناآگاه را ارشاد کرد.»

پی نوشت: مدتی پیش، سئوالی را از همفکران آقای صفارهرندی پرسیدم که به نظر خودم در فهم رفتار فرهنگی و سیاسی رئیس جمهوری و دولت بسیار مهم است، اما جواب درخوری نگرفتم. از این رو به این سئوال در اینجا دوباره لینک می دهم و تا زمانی که جواب درخوری نگیرم، ان شاءالله هر از چندگاهی به آن لینک خواهم داد:
آقای صفارهرندی و همفکرانشان لطفا به این سئوال پاسخ دهند

لینک روزانه: وبلاگ ویژه استقبال مردمی از رئیس جمهوری در بازگشت از سفر نیویورک

از بازداشت فائزه هاشمی ذوق زده نشویم

من ریاضی ام خیلی خوب نیست ولی اینقدر می فهمم که از نظر قوانین احتمالات، احتمال اینکه در یک بازه زمانی بیشتر از سه سال، بازداشت فائزه هاشمی و بازگشت برادرش مهدی هاشمی به ایران به صورتِ تصادفی همزمان شوند، نزدیک به صفر است. به خصوص که وقوع این احتمالِ نزدیک به صفر، با سفر طولانی مدت احمدی نژاد به خارج از کشور نیز همزمان شده است. هنوز تحلیل قطعی در مورد این همزمانی ندارم ولی به نظر می آید قضیه، فراتر از وقایعی باشد که در ظاهر دیده می شود. از این رو به دوستان سوم تیری و عدالتخواه و حزب اللهی و احمدی نژادی ام توصیه می کنم بهتر است به جای ذوق زدگی، قدری تامل کنیم آنچه فراتر از وقایعِ جلوی صحنه است، چیست و برایش آماده باشیم و یا مواظب باشیم که بازی نخوریم.

لینک روزانه: وبلاگ ویژه استقبال از رئیس جمهوری در بازگشت از سفر نیویورک

آمادگی برای استقبال از احمدی نژاد در فرودگاه

لزوم قدردانی از هشت سال دیپلماسی انقلابی

در راهپیمایی روز قدس امسال، وقتی به سخنرانی احمدی نژاد گوش می دادم با خودم می گفتم این سخنرانی، آخرین سخنرانی او لااقل به عنوان رئیس جمهوری اسلامی در چنین روزی است.
در سال جاری، حضور رئیس جمهوری در خیلی از مراسماتی که در آنها شرکت می کنیم یا شاهد آنها هستیم، آخرین حضور خواهد بود؛ مثل شرکت در اجلاس سالانه سازمان ملل، مثل سخنرانی ۲۲ بهمن، سخنرانی در حرم امام خمینی و … با برخی دوستان هم که صحبت می کردم، چنین دقتی نسبت به این مراسمات داشتند و نگاهشان به آنها، نگاه وداع با یک قهرمان بود. البته ان شاءالله مرام او که همان مرام امام خمینی و انقلاب اسلامی است در سالهای آینده، توسط شخصی همچون او و بلکه انقلابی تر از او، ادامه یابد.
سفر احمدی نژاد به نیویورک در پیش است. سفر امسال ایشان به نیویورک، لااقل به دو دلیل، اهمیت بیشتری نسبت به هفت سفر قبلی دارد:
اول اینکه همانطور که گفته شد آخرین سفری است که دکتر احمدی نژاد در مقام رئیس جمهوری اسلامی ایران در جلسه مجمع عمومی سازمان ملل حضور می یابد و سخنرانی می کند و این سفر به نوعی مهر ختام و جمع بندی هفت سفر گذشته ایشان است.
و دیگر اینکه امسال احمدی نژاد، علاوه بر ریاست جمهوری اسلامی به عنوان رئیس دوره ای کشورهای جنبش عدم تعهد، یعنی به عنوان نماینده بیش از نیمی از جمعیت جهان در این اجلاس حضور دارد.
با اینکه برخی رسانه ها در برخی اذهان اینطور جا انداخته اند که دیپلماسی دولت احمدی نژاد نسبت به قبل، غیرانقلابی تر شده است، اتفاقا برخی تحرکات از سوی نمایندگان دنیای چپاول و استکبار و رسانه هایشان حاکی از کم صبری و بی صبری آنها در برابر آخرین سفر احمدی نژاد به نیویورک است. کما اینکه اگر ملاک را برای انقلابی بودن یک نطق در سازمان ملل، خارج شدن هیئهای نمایندگی کشورهای استعماری از جلسه، در حین این نطق بگیریم، سال گذشته و در بحبوحه متهم شدن احمدی نژاد به سازشکاری، شاهد انقلابی ترین نطق او در سازمان ملل بودیم. بگذریم که سفر سال گذشته رئیس جمهوری در خطبه های وقت نماز جمعه، لااقل نماز جمعه پایتخت، کوچکترین بازتاب و تقدیری هم در پی نداشت.
رهبر انقلاب هم در آخرین دیداری که با رئیس جمهوری و هیئت دولت در روز ۲ شهریور ۱۳۹۱ داشتند در بیان نقاط قوت دولت فعلی چنین گفتند:
«در زمینه‌‌ى ارتقاء جایگاه کشور در عرصه‌‌ى سیاست خارجى و مسائل بین‌‌المللى هم همین جور است. امروز در عرصه‌‌ى سیاست خارجى، ثقل و وزنه‌‌ى کشور با چند سال قبل تفاوت دارد؛ ما در مسائل، تأثیرگذاریم؛ اینها مهم است. در حوادثى هم که پیش آمده، ما تأثیرگذار بوده‌‌ایم – که آن، داستان جداگانه‌‌اى دارد – به نظر ما آن هم خیلى مهم است…
حالا البته بعضى‌‌ها در روزنامه، در سایت، در تریبونهاى گوناگون مطالبى منتشر میکنند؛ اینکه چرا ما در دنیا دشمن‌‌تراشى کردیم که اینقدر با ما دشمنى کنند! به نظر من اینها حرفبافى است. آنچه که گفته میشود، متکى به یک تحلیل درست نیست. نه، دشمنى‌‌ها خیلى طبیعى است. وقتى که امام بزرگوار بود، دشمنى‌‌ها زیاد بود؛ براى خاطر مواضع قاطع امام. هرچه مواضع ما ضعیف‌‌تر شود و عقب‌‌نشینى کنیم، آنها طبعاً چهره‌‌شان بظاهر متبسم‌‌تر میشود. البته جلو مى‌‌آیند. یعنى چهره را متبسم میکنند، براى اینکه بتوانند جلو بیایند، مناطق را تصرف کنند و ما را از پیشرفت هدفهامان باز بدارند. هرچه ما در حرکت خودمان جدى‌‌تر و مصمم‌‌تر باشیم، آنها ناراحت میشوند و چهره‌‌شان عبوس میشود.»
به طور حتم یکی از عوامل سنگین شدن ثقل کشور در عرصه سیاست خارجی، استفاده بهینه احمدی نژاد از فرصت سفر به نیویورک در سالهای گذشته بوده است.
از این رو حق این است که پس از بازگشت رئیس جمهوری از سفر آخر، تقدیر و استقبال لازم (نه فقط برای همین سفر، بلکه برای تمام هشت سفر قبلی) از ایشان صورت بگیرد که بارزترین شکل آن، حضور در فرودگاه در زمان بازگشت ایشان از سفر نیویورک است. با توجه به اینکه شروع این سفر، اگر اشتباه نکنم روز اول مهر خواهد بود و معمولا این سفر حدود پنج شش روز طول می کشد، کمتر از ده روز برای تدارک و تبلیغ استقبال از رئیس جمهور، فرصت باقی است که فرصت کمی نیست. امیدوارم دوستان احمدی نژادی در فرصت باقی مانده از طریق فضای نشریات و وبلاگها و سایتهایشان، از طریق پیامک و از طریق تبلیغات شفاهی، برای حضور در مراسم استقبال، تبلیغ کنند و خودشان هم همت کنند و در استقبال از رئیس جمهوری حضور داشته باشند.

یادداشت تکمیلی: یکی از دوستان کامنتگذار هم به این نکته توجه داده اند که با توجه به استقرار دولت در پایتخت، تهرانیها در هفت سال گذشته تجربه استقبال از رئیس جمهوری را در سفرهای استانی نداشته اند و استقبال از ایشان در بازگشت از سفر نیویورک می تواند تا حدی جبران کننده این وضعیت در ۷ سال گذشته باشد. یکی از دوستان هم تعبیر دیدار وداع را در مورد این استقبال به کار برده اند.

لینکهای مرتبط:
وبلاگ ویژه اطلاع رسانی و هماهنگی درباره استقبال مردمی از رئیس جمهور در بازگشت از سفر نیویورک
مروری بر حماسه های تاریخی در نیویورک

پی نوشت۱: برخی دوستانی که بخشهایی از فیلم توهین کننده به ساحت حضرت محمد صلی الله علیه و آله را دیده اند، معترفند که فاجعه توهینهایی که در این فیلم صورت گرفته، بسیار بسیار بیشتر از حد تصورشان بوده است و قبل از دیدن فیلم به هیچ وجه پیش بینی نمی کردند که حجم و شدت جسارت، تا این حد باشد. بگذریم که کوچکترین جسارتی به ساحت ایشان، فاجعه است و همینکه ما آماده بوده ایم حد کمتری از جسارت را در این فیلم ببینیم شاید از سرد شدن ما در دفاع از مقدساتمان حکایت کند. به هیچ وجه نباید زنده بودن اعتراضات به این فیلم، فروکش کند یا دست کم گرفته شود و مساله ای دست دوم تلقی شود. ان شاءالله در قالب یک پست به این مساله خواهم پرداخت.

پی نوشت۲: متاسفانه آدرس جدید وبلاگ «ندایی از درون» هم بدون هیچ گونه توضیح و اخطار قبلی، فیلتر شده است. وبلاگ خوب «نسل خمینی» هم به دلیلی که برای بنده مشخص نیست، حذف شده است. امیدوارم اگر حذف این وبلاگ دلیل قضایی نداشته و از سوی نویسندگان خودآن بوده است، این دوستان از تصمیمشان منصرف شوند و دوباره به فضای مجازی بازگردند. {افزونه، مورخ ۳۰ شهریور: گویا این وبلاگ با در نظر گرفتن پاره ای مصلحتها توسط خود مدیر وبلاگ حذف شده است. البته باید بابت شرایطی که ایشان را به چنین تصمیمی رسانده است متاسف بود.}

پی نوشت۳، مورخ ۳۰ شهریور ۱۳۹۱: متاسفانه، وبلاگ خوب «از جنس حقیقت» هم از بلاگفا حذف شده است. با توجه به حذف شدن وبلاگ «نسل خمینی»، بعید می دانم بشود حذف شدن این وبلاگ را هم به مدیر خود وبلاگ ربط داد. از این رو می شود گفت با موج جدیدی از حذف و فیلترینگ وبلاگهای احمدی نژادی مواجه هستیم. {افزونه: گویا این وبلاگ هم همچون وبلاگ نسل خمینی، بنا به برخی ملاحظات، توسط مدیر وبلاگ حذف شده است. باز هم باید متاسف بود که شرایطی برای این دوستان به وجود می آید که مجبور می شوند وبلاگهایشان را حذف کنند.}

نامه ای عجیب و کمتر دیده شده به قلم شهید آوینی

«نامه ای به یک دوست قدیمی»

باز هم دوست عزیزم «آیت»، از گنجینه جستجوهایش، هدیه ای بسیار با ارزش برای دوستانش ارسال کرده است و این هدیه، نامه ای است حیرت آور، جالب و کمتر دیده و خوانده شده از شهید «سیدمرتضی آوینی». این نامه برای بنده از این رو عجیب و جالب است که اولا به خواننده اش متذکر می شود دوستی و برادری تا چه مرزها و حال و هواهایی می تواند پیش برود و ثانیا زوایای پنهان و ناگفته ای از زندگی و مرامِ عارفانه شهید آوینی را افشا می کند. البته، شاعرانگی و جنبه ادبی متن نامه هم آن را بسیار جالب و متفاوت کرده است. این نامه را از آنجایی «کمتر دیده و خوانده شده» می گویم که اولا در هیچ کدام از کتابهایی که از ایشان منتشر شده، یافت نمی شود، ثانیا با سرچ اینترنتی هم نمی توان آن را پیدا کرد؛ لااقل با سرچ معمولی اینترنتی.

این مطلب، اولین بار در سال ۱۳۶۸ با نام مستعارِ «طه عطابخش» در شماره پنجم و ششم ماهنامه سوره که به سردبیری خود «سیدمرتضی آوینی» منتشر می شده، چاپ شده است و بعدتر در سال ۱۳۷۲ و پس از شهادت ایشان، با نام خود ایشان در مجله «ادبیات داستانی» به چاپ رسیده است. بعدها در سال ۱۳۸۰ هم بار دیگر، مجله ادبیات داستانی اقدام به چاپ مجدد آن نموده است.

دوست داشتم متن این نامه را در اینجا تایپ کنم و متن تایپ شده اش را به برادران و دوستان عزیزم «سید احمد عبودتیان» و «سعید اوضح» تقدیم کنم که همیشه مدیونشان بوده ام و دوستی و برادریمان با هم، همیشه یک طرفه بوده است، منتها فرصت تایپ آن برایم فراهم نشد. از این رو به قرار دادن آن در وبلاگ به همان صورتی که برایم ارسال شده است (فایل PDF) اکتفا می کنم. این نسخه، همانی است که در زمان شهید آوینی در مجله سوره منتشر شده است. برای دریافت نامه به صورت PDF، روی عبارت زیر کلیک کنید:
نامه ای به یک دوست قدیمیتکمیلی مورخ ۱۲ آبان ۱۳۹۱: خوشبختانه وبلاگ «آفتاب ۱۱۰»، متن تایپ شده این نامه را به همراه طرحهایی که در مجله سوره زینت بخش آن بوده، منتشر کرده است که برای مطالعه آن می توانید اینجا را کلیک کنید.

کفن هایتان را به گنجه ها برگردانید قبیله گرایان! سال گذشته کجا بودید؟ (ویرایش دوم)+ مطلب تکمیلی

۱- ما شیعیان امیرالمومنین علی(ع) هستیم. و چه شیرین است شنیدنِ توصیف خطبه ای از امیرالمومنین، از زبانِ فرزند و میراثدار او، حضرت سیدعلی خامنه ای:

«من یک جمله ای از امیرالمومنین علیه الصلاه و السلام برایتان بخوانم؛ این خطبه دویست و شانزده نهج البلاغه شریف که درباره حق متقابل حاکم و رعیت است، از جمله خطبه های فوق العاده عجیب است. می فرماید: «فلا تکلمونی بما تکلم به الجبابره» با من با لحنی که با جباران عالم حرف می زنند، حرف نزنید. «ولا تتحفظوا منی بما یتحفظ به عند اهل البادره و لا تخالطونی بالمصانعه و لا تظنوا بی استقالا فی حق قیل لی و لا التماس اعظام لنفسی»، خیال نکنید که اگر یک حرف حقی به من گفته بشود، بر گوش من و بر دل من سنگین خواهد شد و گمان نکنید که من انتظار دارم که مرا اعظام و تجلیل بکنید و بزرگ بشمارید، «فانه من استثقل الحق ان یقال له او العدل ان یعرض علیه کان العمل بهما اثل علیه» آن کسی که شنیدن حرف حق برایش سنگین است، عمل کردن حق برایش سنگین تر است. آن کسی که عرضه شدن عدل بر او مشکل و غیرقابل تحمل است، عمل کردن عدل برای او مشکل تر و غیرقابل تحمل تر است. «فلا تکفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل» مبادا ای مردم، از رساندن پیام مشورت آمیزتان به علی، یا سخن حقتان به امیرالمومنین کوتاهی کنید، حرف حقتان را به حاکمتان بزنید. آنچه را که به نظرتان توام با عدالت می آید به حاکمتان بگویید. بعد از چند جمله، فلسفه اسلامی و فکری این حرف را هم بیان می کند. «فانما انا و انتم عبید مملوکون لرب لا رب غیره» من و شما همه مان بنده و مملوک خدایی هستیم که هیچ خدایی غیر از او نیست. از چه چیزی ملاحضه می کنید؟ از چه چیز امیرالمومنین رودربایستی دارید؟ حرفتان را به او بزنید، مطلبتان را به او بگویید؛ این حکومت اسلامی است، این روحیه حاکم در اسلام است.» («حکومت و ولایت»، موسسه ایمان جهادی، صفحه ۱۰۳)

این است موضع امام اول شیعیان و جانشین او در زمانه ما. با این حال دردآور است که در مملکت شیعه، با شیعه تر از امام علی(ع) و امام خامنه ای هایی مواجهیم که انتقاد به ولی فقیه را که هیچ، انتقاد به یک عالمِ مورد تایید ولی فقیه را هم هیچگاه برنتابیده اند و در طول یک سال و نیم گذشته، هر جا انتقادی به آیت الله مصباح یزدی شده است، به آن برچسب تخریبگری و توهین و ضدیت با ولایت زده اند.

۲- مطلبی که سایت «انسان کامل» دو سه روز پیش در مورد آیت الله مصباح یزدی منتشر کرده بود، مصداق توهین و تخریب بود و از لحاظ ادبیات و تحلیل، هر دو مردود و محکوم بود. از لحاظ ادبیات از این رو محکوم بود که از الفاظِ توهین آمیز استفاده کرده بود و از لحاظ تحلیل از این رو محکوم بود که از شیوه رایجِ روزنامه کیهان و پیروانش، یعنی «نیت خوانی» و «گمانه زنی» و … استفاده کرده و بر همین مبنا حکم قطعی صادر کرده بود.

۳- تا جایی که بنده خبر دارم و کم هم خبر ندارم، درست است که گردانندگانِ «انسان کامل» به احمدی نژاد و مشایی، علاقه دارند ولی اطمینان دارم هیچ گونه ارتباط رسمی و غیررسمی و دستوری، بین گردانندگان این سایت و مشایی وجود ندارد. این سایت با هزینه اندک و شخصی چند جوان راه اندازی شده است. بنده، طراح این سایت را هم با واسطه می شناسم و می دانم بچه هایی که این سایت را می گردانند لااقل تا مدتی پیش، هنوز به او بدهکار بودند. شاید همین الان هم بدهکار باشند. ضمن اینکه بارها و بارها و از همان ابتدای شروع به کار این سایت از بعضی دوستانی که اتفاقا به انحرافی بودن هم متهم هستند و اتفاقا بعضی هاشان با مشایی هم بی ارتباط نیستند، زمزمه ها و اقوال و پیامکهایی در مورد نارضایتی شان از فضای حاکم بر این سایت شنیده ام و خوانده ام. بنابراین یکی کردن این سایت با مشایی یا جریان طرفدار او یا دولت، هیچ وجهه ای ندارد.

بستن مطالب این سایت به مشایی یا تمام طرفداران مشایی و احمدی نژاد و بحران و جنجال آفرینی بر اساس آن، یادآور جنجالی است که چند سال پیش، اصلاح طلبانِ ضد احمدی نژاد، بر سر توهین یک سایت گمنام به سیدحسن خمینی راه انداختند و آن را خوراک هجمه سنگین به احمدی نژاد کردند و کار را به جایی رساندند که فوتِ آیت الله توسلی را نیز، نتیجه دق کردن ایشان به خاطر مطلب آن سایت جا زدند.

۴- به طور قطع، تاثیر گذاریِ سایت گمنام و کم بازدیدکننده ای همچون سایتِ «انسان کامل» در قیاس با اثرگذاریِ شخصِ پرنفوذی همچون آیت الله «مصباح یزدی»، هیچ است. پس خطای اولی به طور حتم، اثر زیان بار کمتری دارد تا خطای دومی. اگر به اولی، اعتراضی وارد است، به دومی باید صدها برابر معترض بود.

۵- «زن باز»، «مفسد»، «تحت مدیریت ابلیس»، «آشغال»، «بابیت جدید»، «بزرگترین خطر برای اسلام از صدر اسلام تاکنون»، «ملعون»، «فراماسونر»، «ساحر»، «طلسم شده»، «دجال»، «شیطان پرست»، «منحرف»، «یهودی صفت»، «اباحه گر»، «بی توجه به احکام الهی» و…
اینها اتهامات و عباراتی است که بیشتر آنها را آیت الله مصباح یزدی، در چند سخنرانی شان در سال ۱۳۹۰ عینا یا مفهوما در مورد مشایی یا رئیس جمهور به کار بردند و راه را برای هجمه ای کمر شکن و بی سابقه علیهِ رئیس جمهور بی خواب و خدوم و دولتش باز کردند. هجمه ای که با سخنرانی ۱۳ تیر ۱۳۹۰ رهبری که مساله جریان انحرافی را به صورت ضمنی، به اختلاف سلیقه تقلیل دادند و تعبیر کردند هم از شدتش کاسته نشد. کسانی هم بودند که نه تنها به آیت الله مصباح یزدی به خاطر این عبارات اعتراضی نکردند، بلکه با افتخار در سایتهایشان این مطالب را با تیتر یک منتشر کردند و بعضی دیگر از عبارات فوق الذکر را هم از زبانِ افرادی همچون «داود احمدی نژاد»، آیت الله «آملی لاریجانی»، «پیام فضلی نژاد» و … علیه جریان به اصطلاح انحرافی در سایتهایشان بازتاب دادند*، حالا بعضی از همین حضرات، دوره افتاده اند که وا اخلاقا! و وا اسلاما! و دارند فضای کشور را به سمتِ راه اندازی کاروانهای کفن پوش سوق می دهند. جا دارد از این حضرات بپرسیم واکنش شما در برابر این توهینها به مجموعه دولتِ خدوم و انقلابی و خط امامیِ احمدی نژاد در سال ۱۳۹۰ چه بوده است که حالا دغدغه اخلاق و انقلاب و اسلام را پیدا کرده اید؟

اگر قرار است بیاناتِ تمجید آمیز رهبری در مورد یک فرد یا مجموعه، تضمینی باشد برای درستی هر سخن و عملی که از سوی آن فرد یا مجموعه سر می زند، یا دستاویزی باشد برای ممنوعیت انتقاد از آن فرد یا مجموعه، مگر رهبری در تمجید از احمدی نژاد و دولتش کم سخن گفته بودند؟

ما فراموشکار نیستیم که یادمان برود تمجیدهای رهبری از احمدی نژاد و دولتش، کماً و کیفاً از تمجیدهایی که ایشان از آقای مصباح یزدی کرده اند، بیشتر بوده است. چرا هیچ کدام از آنها که این روزها در پی اهانت اخیر صورت گرفته به آقای مصباح، بیانات رهبری در مورد ایشان را به رخ می کشند، در سال گذشته، بیاناتِ تمجید آمیز رهبری در مورد احمدی نژاد و دولتش را به آیت الله مصباح یزدی یادآوری نکردند و از ایشان با دستاویز این بیانات، درخواست سکوت نکردند؟ و اگر در جواب این سئوال گفته شود که «میزان، وضعیت فعلی افراد است» و یا گفته شود تعریف و تمجید رهبری به معنی تاییدِ تمام رفتارها نیست، ما هم می پرسیم آیا میزان فقط در مورد بعضیها وضعیت فعلی افراد است و تعریف و تمجید رهبری فقط در مورد بعضیها، به معنی تایید تمام رفتارها نیست؟ تا کی می خواهیم به هزینه کردن از مقام ولی فقیه ادامه دهیم؟ چرا یادمان رفته است جملاتی مثل «نهضت زنده است، تا هاشمی زنده است» از امام خمینی را چقدر بر سر ما می کوبیدند؟

۶- در بند آخر، بیانات رهبری را در تاریخ ۲ شهریور ۱۳۹۱، که دولت دهم را به صورت ضمنی، انقلابی و بلکه انقلابی تر از دولت نهم خواندند، به منادیان نظریه «دولت نهم انقلابی و دولت دهم منحرف» یادآوری می کنم و به این دوستان می گویم حق ندارند با جنجال سازی و پیراهن عثمان کردن یک مطلب توهین آمیز در یک سایت گمنام، لکه ننگِ انحراف یک سال و نیمه خود را بپوشانند و از معذرتخواهی بابت آن، فرار کنند. با توجه به آنچه تاکنون گفته شد، به نظر بنده، رویکرد درست آن است که کفنهایی که گویا قرار است از گنجه ها خارج شوند، در همان گنجه ها باقی بمانند.

خلاصه اینکه در این دعوای یک سال و نیمه، یک بی اخلاقی بزرگ و یک بی اخلاقی کوچک صورت گرفته است. آنها که با بی اخلاقی بزرگ همراهی کرده اند، چگونه می توانند به بی اخلاقی کوچک، معترض باشند و حکایتِ دعوا را از وسطش روایت کنند و نه از ابتدایش؟

پی نوشتِ مهم ویرایش دوم، مورخ ۲۵ شهریور ۱۳۹۱:
* سال گذشته، پس از اینکه برخی رسانه ها به «اقتدارگرا» خواندن تلویحی آیت الله مصباح، توسط برخی دیگر اعتراض کردند، در وبلاگم، مورخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۰ یادداشت کوتاهی نوشتم. در آن یادداشت، برخی القابِ دیگر را که همین معترضان در سایتهایشان از زبان اشخاص مختلف (و از جمله آیت الله مصباح) در مورد مشایی یا دولت به کار برده بودند، فهرست کرده بودم. از مخاطبان وبلاگ خواسته بودم نظر بدهند که لقب «اقتدارگرا»، توهین آمیزتر و زشت تر است یا القاب دیگری که فهرست کرده بودم. برای نوشتنِ «ویرایش اول» مطلب بالا به آن یادداشت هم رجوع کردم و متاسفانه در اثر بی دقتی و فراموشکاری، چون یک طرف دعوا در زمان نوشتن آن یادداشت، آیت الله مصباح یزدی بود، گوینده تمام آن القاب را ایشان تصور کردم. امشب با تذکر یکی دو تا از دوستان به اشتباه خودم پی بردم. از این رو ضمن اعلام اینکه متن بالا را ویرایش و اصلاح کرده ام، بدینوسیله از آقای مصباح یزدی، خوانندگان وبلاگ و دوستانی که به مطلب بنده استناد کرده بودند معذرت می خواهم و امیدوارم دوستانی که به مطلب بنده استناد کرده اند، اصلاح لازم را در مطالبشان انجام بدهند.

***

مطلب تکمیلی، مورخ ۲۱ شهریور ۱۳۹۱:
سایت رجانیوز، در پی مقاله مودبانه آقای عبدالرضا داوری در انتقاد به مطلب «سایت انسان کامل»، در گزارشی، احترام امروزِ ایشان به آقای مصباح در این مقاله را تلویحا ریاکارانه خوانده است. رجانیوز با یادآوری مقاله ای که داوری سالها پیش در انتقاد از آقای مصباح نوشته است، ایشان را به خاطر حمایت امروزش از مشایی، «نان به نرخ روزخور» نامیده است. در این مورد، ۲ سئوال به ذهن بنده می رسد:

۱- چرا حافظه سیاسیِ دوستان رجانیوزی، گزینشی کار می کند و فقط در مورد آقای داوری به کار افتاده است؟ و مثلا فراموش کرده اند که جناب «مهدی خانعلی زاده»، نویسنده مقاله «بازتولید رفتار منافقین/ توهین به مطهری زمان از مهاجرانی و تاجزاده تا مشایی» در انتخابات سال ۱۳۸۴، طرفدار کدام کاندیدای اصلاح طلبِ افراطی، ضد مصباح، سکولار، مورد حمایت آمریکا و بدوا رد صلاحیت شده، بوده است؟ (با تشکر از بزرگواری که سابقه سیاسی جناب «خانعلی زاده» را با استناد به نوشته های وبلاگی اش، به بنده تذکر دادند.)

۲- خود بنده، آقای «عبدالرضا داوری» را با مقالاتی که در سایت رجانیوز از ایشان منتشر می شد، شناختم. چرا آن زمان که ایشان هنوز حامی مشایی محسوب نمی شد، دوستان رجانیوز به یاد مقاله انتقادی ایشان از آقای مصباح در دوره اصلاحات نبودند و ایشان، نان به نرخ روزخور، محسوب نمی شد؟

لینکهای مرتبط:
دکتر عبدالرضا داوری: ادبیات این مطلب با گفتمان احمدی نژاد و مشایی فاصله دارد
پیراهن عثمان
آیا توهین رجانیوز به عالی ترین مقامات کشور جرم نیست؟
برابرتر
امان از تبعیض قضایی، امان!
آیا خون علامه مصباح رنگین تر از خون احمدی نژاد است؟
«مطهری زمان» بودن، ملاک «انسان کامل» بودن نیست
سایت رجانیوز و حکایت برادران حاتم طایی!!
لطفا رجانیوز را فیلتر کنید
باید تاوان قائله ای که در سال ۱۳۹۰ به پا شد، پرداخت شود
در مورد سایت انسان کامل (به قلم یکی از گردانندگان سایت)
سخن ما با آیت الله مصباح چیست؟ (متن کامل و سانسور نشده جوابیه عبدالرضا داوری به رجانیوز)

آقای رجانیوز! فکری به حال توجیه و ماستمالی کردن این جملات بکن!

ببین آقای رجانیوز! خودت را به آن راه نزن و خلط مبحث نکن! خلاصه اش این است: یک سال و نیم است داری نظریه «دولت نهمِ انقلابی و دولت دهمِ منحرف» را ترویج می کنی و خودت را هم بکُشی، از سخنرانی ۲ شهریور ۱۳۹۱ رهبری، چیزی در تایید این نظریه در نمی آید که هیچ، رد آن در می آید.

متاسفانه از سخنرانی ۱۳ تیر ۱۳۹۰ رهبری در دیدار با فرماندهان سپاه که اتفاقا محتوایش، نفیِ یک کاسه کردنِ جریان براندازِ فتنه ۸۸ با جریان به اصطلاح انحرافی و تقلیل مساله این جریان به اختلاف سلیقه بود هم تفسیرِ خلافِ نص ارائه داده اید که از آن می گذریم. هر چند نباید گذشت و به وقتش اگر به قدر کافی آن سخنرانی را به رختان کشیده بودیم، شاید کارتان به اینجا نمی کشید. منتها می گذرم چون در مقاله جدیدتان، دچار خبط و «خر پنداریِ مخاطبِ» بزرگتری شده اید که پرداختن به آن فعلا مهمتر است.

بنابراین، می شود توضیح بدهید چرا بعد از ۱۲ روز که انگار تازه از شوک سخنرانی رهبری در دیدار با هیئت دولت در آمده اید، در مقاله ماله کشانه تان، این جملات از سخنرانی ایشان را نقل نکرده اید؟ اگر هدفتان از این مقاله، نقد رویکرد امثال ما هم بوده است، تاکید ما درست روی همین جملاتی است که شما سانسورش کرده اید. پس نقدتان بیجا است. لطفا فکری به حال توجیه و ماستمالی کردن این جملات بکنید:

«خب، هر بیننده‌‌اى احساس میکند و مى‌‌بیند که تلاش دشمنان در مقابله‌‌ى با جمهورى اسلامى در این سالهاى اخیر، در “همین شش هفت سال گذشته و بخصوص در این دو سه سال اخیر”، بیشتر شده. به نظر من یکى از علل این دشمنى‌‌ها، همین پیشرفتهاى شماست. عامل دوم این دشمنى‌‌ها، زنده شدن شعارهاى انقلاب است. هرچه شما شعارهاى انقلاب را پررنگ‌‌تر کنید، آنها چهره‌‌شان عبوس‌‌تر و خصمانه‌‌تر میشود؛ این چیزِ طبیعى است.»

ولایتمداری سخت است آقای رجانیوز، نه؟ شاید این سنت خدا است که بندگانش به هر اتهامی که دیگران را با آن لکه دار کرده اند، به همانها امتحان شوند.

لینک مرتبط از همین وبلاگ:  حضور احمدی نژاد در جلسه مجمع تشخیص مصلحت و شیطنت رجانیوز

پی نوشت۱: این روزها، مساله ای بین المللی تر، جهانی تر، کلان تر، ضدآمریکایی تر و ضدصهیونیستی تر از تقویتِ احمدی نژاد و دفاع از دولت و راه او سراغ ندارم. اختلاف بنده با دوستانِ نصیحتگرِ کلان نگر و جهانی اندیش، تنها بر سر مصادیق است، نه نوع نگرش!

پی نوشت۲: در اجلاس جاری مجلس خبرگان رهبری، قرار است جناب سعید جلیلی در مورد ابعاد و دستاوردهای بین المللی اجلاس عدم تعهد، گزارش بدهد! جل الخالق! پس وزیر امور خارجه چه کاره است؟!