این جملات را تراکت کنید و ببرید خدمت جناب منصور ارضی

۱ – «قدر مقام معظم رهبری و عشق به امام را بدانید و با بقیه که سر کار آمدن کاری نداشته باشید. قدر آقا را بدانید، بیانات آقا رو تراکت کنید و پخش کنید پیامک بزنید؛ بیانات آقا را پخش کنید که فتنه جدیدی در راه است و مواظب باشید به چه کنم چه کنم نیفتید.
هیئتی حرف خودش را می زند و تا آخر پایش می ایستد! ما این یهودی امت را کافر می دونیم! بدونید تازه داره فسادشون درمیاد!
من به وکیل هم مدارک قانونیش را دادم که حتی اگر کسی سهوا به انبیا توهین کنه شش ماه حبس داره چه برسه به…» (منصور ارضی، مراسم روز عرفه، ۴ آبان ۱۳۹۱)

۲- اسفدیار رحیم مشایی: «حضرت نوح با ۹۵۰ سال عمر نتوانست مدیریت جامع کند چرا که عدالت را ایجاد نکرده است… امام زمان (عج) موفق می شود به توسعه عدالت در دنیا» (۲۰ دی ۱۳۸۸)

۳- قرآن کریم یکی از خصلتهای قوم یهود را تحریفگری معرفی کرده است. شهید مطهری هم از یهودیان با عنوان قهرمانان تحریفگری در تاریخ یاد می کند. نوعی از تحریفگری، نقل سخنان یک فرد به صورت تقطیع شده و یا با حذف بخشی از آنها است.

کسانی بودند که از جملات نقل شده از اسفندیار رحیم مشایی در بند قبلی، فقط این قسمت را نقل کردند: «حضرت نوح با ۹۵۰ سال عمر نتوانست مدیریت جامع کند» و حداکثر این قسمت را: «چرا که عدالت را ایجاد نکرده است.» اما باقی حرف او را که گفت «امام زمان (عج) موفق می شود به توسعه عدالت در دنیا.» برای امثال منصور ارضی نقل نکردند. اگر هم نقل کردند، نگفتند کدام فقیه و مرجع عالیقدری، بارها مشابه همین جملات را گفته بود و اتفاقا از سوی علمای اسلام آمریکایی در برخی کشورهای عربی، تکفیر هم شده بود. بنابراین جا دارد بگوییم جناب منصور ارضی! این شما بودید که باید مراقب یهودی صفتهایِ تحریفگری که کوکتان می کنند می بودید که نبودید.

۴- قبلا در مطلبی با عنوان «با منطق حضرات تکفیری، امام خمینی بارها به انبیاء توهین کرده است» جملاتی را از امام راحل نقل کردم که روح حاکم بر آنها، شباهت عجیبی به جملات نقل شده از مشایی که منجر به تکفیر او شده است دارد. مثل این جمله: «هر یک از انبیا که آمدند، براى اجراى عدالت آمدند لکن موفق نشدند. آن کسى که موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنیا اجرا خواهد کرد … مهدی موعود(عج) است.» (صحیفه امام، ج۱۲، صفحه ۴۸۰ و ۴۸۱، مورخ ۷ تیر ۱۳۵۹)

خوشبختانه این مطلب، به حدی که برخی تحریک کنندگانِ منصور ارضی از آن باخبر شوند در اینترنت پخش شد، اما اینطور که از سخنرانی منصور ارضی در روز عرفه اخیر برمی آید، این جملات هنوز به گوش ایشان نرسیده است. از طرف دیگر با جملاتی از ایشان در روز عرفه که در صدر مقاله نقل شد روبه روییم. از این رو از بچه مسلمانهایی که در اطراف ایشان هستند و احیانا خواننده این مطلب هستند درخواست می کنم دلشان برای حاج منصور بسوزد، توطئه یهودی صفتهای تحریف گر را در حق او خنثی کنند و اجازه ندهند که ایشان دنیا و آخرتش را بیش از این خراب کند. جا دارد این دوستان، به جز جملات نقل شده از امام خمینی در مطلب قبلی بنده، این جملات را هم از حضرت آیت الله خامنه ای به رؤیت منصور ارضی برسانند. بنا به فرمایش خود حاج منصور، چه خوب است که اصلا این جملات تراکت شود و در هیئت ایشان توزیع شود:

«اجمال مساله حضرت مهدی علیه الصلاه و السلام در اسلام این است که … در پایان دوره جهان، دوره ای وجود خواهد داشت که در آن، یک حکومت الهی کامل و جامع، با سیطره بر شرق و غرب، به عنوان حکومت مهدی تشکیل خواهد شد و در این دوران، احکام اسلامی به طور کامل و جامع اجرا خواهد شد؛ و این بدان معناست که تا قبل از دوران حضرت مهدی علیه الصلاه و السلام، اسلام به صورت کامل و جامع، در سطح جهان پیاده نشده است… بدین معنا که مقصود و هدف اصلی پیغمبر اسلام و همه نبوت ها، که بازسازی عالم و بازسازی انسان و رفع ظلم و رفع کفر و مقابله با نفاق و غلبه جنود رحمان بر جنود شیطان است، جز در زمان آن حکومت تحقق پیدا نخواهد کرد و تحقق پیدا نکرده است. و این همان مطلبی است که امام بزرگوار ما، که گذشته از جنبه شخصیت سیاسیِ جهانی، یک متفکر و حکیم برجسته اسلامی هستند، تاکنون چند مرتبه تکرار کرده اند و در گوشه و کنار، در بعضی کشورهای اسلامی، ایادی دست نشانده حکومت ها روی این مساله جنجال کردند که چرا شما می گویید که هدف از بعثت خاتم الانبیا تاکنون محقق نشده؟ و حقیقت این است که این هدف محقق نشده. اگر محقق شده بود، امروز در دنیا نباید ظلم و تبعیض و کفر و فساد و جهل و این همه نا به سامانی وجود می داشت. چون هدف پیغمبر به صریح آیه قرآن، «لیظهره علی الدین کله»، این است که آیین نبوی و الهی بر همه جوامع و بر همه برنامه ها و آیین های دیگر غلبه پیدا کند و ما به وضوح می بینیم که این کار نشده.»
(حضرت آیت الله خامنه ای، خطبه های نماز جمعه مورخ ۱۳۶۶/۱/۲۱، به نقل از «ولایت و حکومت»، صفحات ۲۵۹ و ۲۶۰، انتشارات موسسه ایمان جهادی)

۵- و در پایان جا دارد از جناب ارضی سئوال شود: حاجی! نظرتان در مورد درج کاریکاتور حضرت یوسف(ع) در نشریه وابسته به موسسه کیهان چیست؟

***

لینک مرتبط:
کلیپ صوتی امام خمینی و مدیریت انبیاء

تاملی در مراسم اعطای مدال به فرمانده نیروی دریایی ارتش توسط دکتر احمدی نژاد

زمانی یک نشانه شناس مشهور فرانسوی در مقاله ای با عنوان «پیام عکاسانه»(۱) نوشت که معنای یک عکس هنگامی که در دو نشریه متفاوت منتشر شود، تفاوت می کند. او از روزنامه راستگرای «اورور» و روزنامه کمونیستها، یعنی «اومانیته» نام برده بود.
به نظر بنده، ادعای این نشانه شناس، ادعای خاص و شق القمری نیست. توضیح امری بدیهی است که خیلی از متفکران با زبانهای مختلف و نه فقط در مورد عکس، آن را بیان کرده اند. اما در زمانه ای هستیم که برای بیان بدیهیات هم باید مقدمه چید.
تفاوت معنای ناشی از تفاوت زمینه، به عکس محدود نمی شود. یک حرف، یک عمل و یک رفتارِ واحد، در زمانها و مکانهای متفاوت، می توانند معناهای متفاوتی تولید کنند. برای همین به بنده اجازه بدهید، مراسم کم سابقه (و به نوعی شاید بی سابقه ای) را که ۶ آبان گذشته در جریان سفرِ کوتاه رئیس جمهوری به استان هرمزگان روی داد، واجد معنایی متفاوت با روی دادن این مراسم در مثلا یکی دو ماه پیش بدانم. منظورم بازدید دکتر احمدی نژاد از یگانهای نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی و اعطایِ نشان لیاقت و مدیریت به فرمانده این نیرو، امیر دریادار سیاری توسط اوست. آن هم در روزی که نه فی المثل روز نیروی دریایی بود، نه روز ارتش، نه سالگرد افتتاح ناو جماران. بلکه در بحبوحه ایامی بود که برخی تلاش می کنند رئیس «جمهوری اسلامی» را صرفا رئیس «قوه مجریه» جلوه دهند.

—–
پی نوشت:
۱- رولان بارت (۱۹۱۵- ۱۹۸۰ میلادی)، نشانه شناس ساختارگرا. به نقل «از نشانه های تصویری تا متن»، نوشته بابک احمدی، نشر مرکز، صفحه ۶۰

پیروزی

شعری از پابلو نرودا به بهانه سالروز تولد محمود احمدی نژاد
به همراه لینک وبلاگهایی که به استقبال این روز رفتند

آرمانشهر: نرودا، شاعر معروف شیلیایی، حامی دکتر «سالوادور  آلنده»، رئیس جمهورِ عدالتخواه و ضد آمریکایی شیلی بود. دولت آلنده در روز ۱۱ سپتامبر  ۱۹۷۳ در جریان یک کودتای رسانه ای – نظامی که توسط C.I.A طراحی شده بود سقوط کرد و آلنده هم در جریان این کودتا کشته شد. نرودا هم تنها ۱۲ روز پس از این کودتا در اثر عوارض بیماری سرطان در گذشت. شعر زیر را که از آخرین مجموعه شعر نرودا، «انگیزه نیکسون کُشی و جشن انقلاب شیلی»، انتخاب کرده ام به بهانه ۶ آبان، سالروز تولد دکتر «محمود احمدی نژاد» در اینجا می گذارم. انگار از حال و هوای شیلی ۱۹۷۳ تا ایران ۲۰۱۲ فاصله ای نیست. با این تفاوت که این بار تجربه عدالتخواهان ایران، بیشتر از چهل سال پیش است و نگاهشان هم به آسمان است. در شعر زیر کافی است به جای «نیکسون» بگذارید «اوباما» یا به جای «کمپانی مس برادن» بگذارید «کمپانی نفتی رویال داچ شل». یافتن سایر شباهتها با خودتان. بعد از شعر هم ان شاءالله به تدریج، لینک دوستانی را که به استقبال سالروز تولد احمدی نژاد رفته اند اضافه می کنم. اگر وبلاگی از قلم افتاده بود، ممنون می شوم که اطلاع بدهید.

افتخار بر پیروزی موعود
افتخار بر مردمی که
به دورانی رسیده اند
که حق خود را برای زیستن به ثبوت می رسانند!

ولی «نیکسون»(۱) مثل موشی معتاد پنیر
و مغموم از دست دادنش
با بوسه ای به «ادوآردو فرای»(۲) بدرود گفت
سفیرانش را عوض کرد، جاسوسانش را عوض کرد،
و تصمیم گرفت دور ما سیم بکشد
و دیگر با ما داد و ستد نکند
تا شیلی از گرسنگی بمیرد.

و هنگامی که «کمپانی مس برادن»(۳)

دم جنباند
مردنی ها به کمکش آمدند
و فریاد برآوردند: «آزادی و کماجدان»(۴)
و کله گنده ها هم تبدیل شدند به هم سرایان کلیسا
و چهره های زشتشان را رنگ محبت زدند،
و خود را پرولتاریا(۵) جا زدند
و معدن داران را به اعتصاب فراخواندند
و پول از نیکسون گرفتند،

سی سکه نقره برای خائنان.(۶)

***

پی نوشتهای آرمانشهر:

۱- رئیس جمهوری وقت آمریکا
۲- رئیس جمهوری شیلی قبل از آلنده، با گرایش به آمریکا و اشراف شیلیایی که در انتخابات سال ۱۹۷۰، کاندیدای مورد حمایت او از آلنده شکست خورد.
۳- شرکت مس آمریکایی که آلنده منافع آن را در شیلی قطع کرد. مس، مهم ترین صنعت معدنی شیلی است.
۴- «کماجدان (ماهی تابه)، سمبلی از مخالفان محافظه کارِ آلنده، زنان اشراف زاده با شعار «آزادی و کماجدان» است که در خیابان راه افتادند و در مخالفت با سیاست های اقتصادی آلنده هیاهو راه انداختند، اما بعدها معلوم شد که سیا آنها را تحریک کرده بود. این تظاهرات از ۱۹۷۱ آغاز شد و تا کودتای ژنرال ها در سال ۱۹۷۳ ادامه یافت.» (از پیش گفتار مترجمان «انگیزه نیکسون کُشی و جشن انقلاب شیلی»، فرامرز سلیمانی – احمد کریمی حکاک، نشر چشمه)
۵- طبقه کارگر
۶- اشاره به خیانت «یهودا اسخریوطی» به حضرت عیسی مسیح(ع) که به ۳۰ سکه نقره، مسیح را به رومیان فروخت.

***

وبلاگهایی که تولد احمدی نژاد را جشن گرفتند:

ما همه عمار توایم خامنه ای: رویش ماندگار انقلاب / ۶ آبان ۱۳۳۵
محب الاولیا: السلام علیک یوم ولدت
دست نوشته های یک طلبه: به مناسبت تولد سردار عدالت خواه شیعه …
همسازی: تولدت مبارک
لیلان: تولد شیرمرد عرصه عدالت مبارک
نیمه خالی لیوان: تولد احمدی نژاد در ماه عقرب مبارک باد
دولت محمود: تولدت مبارک ای مظلوم
حامد خلیلی: پوستر
رئیس جمهور ایرانیان: با هرچه خوش داری خوشم …
عبودیت: روز میلادت مبارک دکتر عزیز
طرح تمدن فردا: همه تنهایی با تو رفیق اند…
یک قارچ اقتصادی: مبارکا باشه ملت
نبردی نو: برای دکتر محمود احمدی نژاد، مردی که عاشقانه دوستش دارم + پوستر
وبلاگ حامیان دکتر احمدی نژاد: احمدی دلاور، تولدت مبارک

سلمان آنلاین: ۶ آبان سالروز تولد ماندگارترین رویش انقلاب اسلامی مبارک باد
رودخانه نقره ای: جانم فدات!
ایما: سردار عدالتخواه شیعه + پوستر
راهبرد مقاومت: پرچمدار عدالت تولدت مبارک
احمدی نژاد در محاصره: ای رسوا کننده نفاق
حامی دولت اسلامی: تولد تنهاترین سردار عدالت طلبی مبارک

لوگوساز انقلابی: ولادتت مبارک خادم جمهور مظلوم (پوستر)
گوش قرمز: زادروز خجسته
قارچی به نام صدای سکوت: مبشر عدالت … تولدت مبارک
عمار انحرافی: تولد عشقمون مبارک
ولایت ماه: تولدت مبارک دکتر!
نوشته های یک نسل سومی: تولد یک “مرد”
یک احمدی نژادی: مرد خستگی ناپذیر تولدت مبارک
صدای قدمهای مهدی فاطمه می آید: کم نیست گناه آنکه هر جای / با خلق خدای نشست گیرد
شمیم انتظار: به مناسبت تولد سردار عدالت خواه شیعه
ما می توانیم: خدا روز ششم «انسان» را آفرید
مشاور جوان: تولدت مبارک سرباز ولایتمدار و پرتلاش
عاشقان ولایت: رویش ماندگار
شهراد: تولد رابین هود ماست
مهر جاودان: تولد علمدار ولایت، دکتر محمود احمدی نژاد، ماندگارترین رویش انقلاب اسلامی مبارک باد
جبهه جوانان سوم تیر آذربایجان: ۶ آبان سالروز تولد مردی از جنس مردم مبارک باد
رهپویان عدالت: میلادت مبارک دکتر!
نجوا نیوز: میلادت مبارک ای سرباز مطیع ولایت و ای مظلوم سالهای خدمت
رئیس جمهور آسمانی: تولدت مبارک
با مردم، برای مردم، تا پیروزی: زادروز مردی از جنس مردم
روی دایره: سالروز تولد آهنگرزاده عدالت طلب دکتر محمود احمدی نژاد مبارک
صمصام: تولد دکتر و کورش مبارک
اندکی صبر سحر نزدیک است: تولدت مبارک دکتر عزیز
جنگ نرم: تولد شیرمرد عدالت مبارک
فانوس: تولد یک مرد

***

مطلب تکمیلی۱: اگر روز ۶ آبان نمی رسید، مایل نبودم که تا دو سه روز دیگر وبلاگ را به روز کنم. چون مطلب قبلی ام را مهم می دانم و دوستش دارم و قصد داشتم تا چند روز دیگر در صدر وبلاگ باشد. اگر نخواندیدش، بخوانیدش: برای آنها که رئیس جمهوری را کیسه بوکس فرض کرده اند

مطلب تکمیلی ۲: در موج جدید فیلترینگ وبلاگهای احمدی نژادی در روزهای اخیر، پس از فیلترینگِ وبلاگهای  «عبودیت»، «ضمیر خودآگاه»، «دوستدار انقلاب اسلامی و امام خمینی»، «یاران احمدی نژاد» و «دولت محمود»، دیروز وبلاگ قدیمی «نوکر مردم» و وبلاگ «پایگاه خبری تحلیلی مقاومت» هم فیلتر و سپس حذف شدند!

مطلب تکمیلی ۳، تکذیبیه: ساعاتی پیش برخی سایتهای خبری با انتشار عکسی از یک دعوتنامه پیامکی، مدعی شدند که امروز خارج از فضای مجازی، جشن تولدی برای دکتر احمدی نژاد برگزار شده است و بر اساس آن، فریاد «وا بیت المالا!» هم سر داده اند. از همه جالبتر برای من، سردادن شعار «وا بیت المالا!» در سایتی بود که حداقل دو تن از اعضای شورای سردبیری اش، وامهای چند ده میلیونی به موسسه ای متعلق به بیت المال بدهکارند و هر از گاهی آن موسسه را لانه جریان انحرافی هم معرفی می کنند!

در تماس تلفنی که با دکتر «عبدالرضا داوری» برای پیگیری صحت و سقم این خبر داشتم، ایشان ضمن تکذیب برگزاری این مراسم، درخواست کردند که تکذیبیه ایشان را در وبلاگم نیز درج کنم. ایشان گفتند اساسا امروز هیچ جلسه ای که به موضوعِ تولد دکتر احمدی نژاد ربط داشته باشد از سوی ایشان یا اطرافیانشان برگزار نشده و به خصوص در ساعت و مکان اعلام شده در این پیامک، اساسا هیچ جلسه دیگری با هر موضوع دیگری برگزار نشده است. به گفته ایشان، پیامک منتشر شده، حاصل سوءتفاهم و ناهماهنگی یکی از دوستان ایشان بوده و ایشان از ارسال پیامکی با این محتوا تا قبل از انتشار خبر آن مطلقا بی اطلاع بوده است.

برای آنها که رئیس جمهور را کیسه بوکس فرض کرده اند + هفت مطلب تکمیلی

فایل صوتی شنیدنی از حضرت آیت الله خامنه ای و نظر امام خمینی(ره) در مورد نقش نظارتی رئیس جمهوری بر سایر قوا

توضیح لازم:

مطلب زیر را قبل از انتشار نامه جدید آیت الله «صادق لاریجانی» نوشته بودم، اما در انتشار آن تردید داشتم. با مطالعه نامه جدید ایشان، تردید بنده از بین رفت. خوشبختانه، محتوای نامه جدید ایشان، نه تنها تغییری در محتوای مطلب بنده ایجاب نمی کند بلکه مناسبت آن را بیشتر می کند. البته پس از خواندن نامه جدید آقای لاریجانی، در حد دو سه سطر، به مطلب اضافه کردم.

توصیف وضعیت:

آبان ۱۳۵۹ است. ایران در وضعیت جنگی است. صدها کیلومتر از مرزهای غربی کشور، بیش از یک ماه است که در معرض هجوم سهمگین نیروهای بعثی عراق به پشتیبانی شرق و غرب هستند و شهرهای بزرگ کشور در معرض بمبارانهای هوایی دشمنند. علاوه بر این، نیروهای نظامی کشور، درگیرِ جنگ داخلی و برخورد با تجزیه طلبان «کومله» و «حزب دموکرات کردستان» در مناطق کردنشین هستند و از این رو کشور بیشتر از هر زمانی، احتیاج به آرامش و رو نکردن اختلافات و دعواهای سیاسی دارد.

دورانی است که نماز جمعه تهران، به عنوان تریبون رسمی نظام جمهوری اسلامی تلقی می شود و از این رو خواندن خطبه عربی برای مخاطبان جهان اسلام نیز در آن امری معمول است. هر هفته جمعه ها، نه تنها دانشگاه تهران، که خیابانهای اطراف آن مملو از جمعیت می شود.

امام خمینی(ره) مسئولان کشور را به آرامش و صبوری در برابر یکدیگر امر کرده اند. در سرمقاله روزنامه «انقلاب اسلامی» به مدیر مسئولی «ابوالحسن بنی صدر»، بدون ذکر نام، دقت کنید! بدون ذکر نام از لزوم محاکمه آیت الله خامنه ای که در آن زمان نه رئیس جمهوری کشور که نماینده امام در شورای عالی دفاع و امام جمعه تهران هستند سخن رفته است. واکنش به حقِ آیت الله خامنه ای را به این مقاله که به طور حتم با سبک و سنگین کردن و ملاحظه تمام شرایطی بوده است که گفتم، در اولین نماز جمعه بعد از آن بشنوید:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

(در صورتی که نمی توانید پلی کنید، فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید. ضمنا اصرار دارم خواندن متن این بیانات، جای شنیدن آن را نگیرد چون از حس آن به شدت کاسته می شود، اگر نگوییم به صفر می رسد. از این رو متن پیاده شده سخنرانی را در اینجا نیاوردم. با این حال اگر هر کدام از خوانندگان به دلیلی نتوانستند فایل صوتی را گوش دهند، می توانند متن آن را در اینجا بخوانند.)

به امروز می آییم. حالا داشته باشید یکی از صدها نمونه لینک و مطلب و خبر مشابه با آن ماجرا را که اگر همه شان را بخواهم نقل کنم، مثنوی صد من کاغذ می شود و توانایی و وقتش را هم ندارم:

سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی (ارگان غیررسمی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام)، ۸ مهر ۱۳۹۱: «رئیس جمهور باید محاکمه شود!»

آیا احتیاج به توضیح بیشتری هست؟

***

و اما آنها که بعد از نامه اخیر «رئیس» جمهوری اسلامی ایران به رییس قوه قضائیه، او را به شکستن دستور رهبر عزیز انقلاب در مورد وحدت بین سران قوا و علنی نکردن اختلافات متهم می کنند چه برداشتی از مفهومِ وحدت و منویات رهبری دارند؟

اولا نوشتن این نامه، انجام وظیفه عادی و قانونی و شرعی رئیس جمهور است و انجام وظیفه نمی تواند به اختلاف و دعوا تعبیر شود. بالاخره منِ رای دهنده به احمدی نژاد و تاریخ باید بتوانیم قضاوت درستی راجع به احمدی نژاد داشته باشیم که این وظیفه اش را انجام می داده است یا خیر؟ حضرت امام خمینی(ره) در زمانی که تازه قانون اساسی، اختیارات کمتری هم برای رئیس جمهور، نسبت به قانون اساسی فعلی قائل بود، خطاب به شهید رجایی در حکم تنفیذ ریاست جمهوری ایشان، با این عبارت بر نقش نظارتی رئیس جمهوری بر سایر قوا، صحه گذاشته اند: «امیدوارم آقای رجایی … در نظارت بر قوای ثلاثه، طرف حق را در نظر گیرند.» (صحیفه امام، جلد ۱۵، ۱۱ مرداد ۱۳۶۰)

{تکمیلی، مورخ ۴ آبان ۱۳۹۱: ممکن است گفته شود این نظر امام خمینی، بر مبنای قانون اساسی سال ۱۳۵۸ و قبل از بازنگری و تغییرات در قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ است. در جواب این شبهه باید گفت آن عباراتی در اصل ۱۱۳ و اصل ۱۲۱ که باعث شده اند احمدی نژاد بر اساس آنها، حق نظارت خود را بر سایر قوا قائل باشد، هیچ تغییری نسبت به سال ۵۸ نکرده اند. عبارت «مسئولیت اجرای قانون اساسی» در اصل ۱۱۳ و عبارت «سوگند یاد می کنم … پاسدار قانون اساسی کشور باشم و … از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است، حمایت کنم.» در اصل ۱۲۱، هم در قانون ۱۳۵۸ هست و هم در قانون ۱۳۶۸، پس تغییری در این زمینه ایجاد نشده است که بخواهیم نظر امام را برای امروز منسوخ بدانیم.

تکمیلی، مورخ ۶ آبان ۱۳۹۱: نکته دیگر اینکه دکتر احمدی نژاد در نامه اش به جناب لاریجانی، برای حق بازدیدش از زندانها به دو اصل از قانون اساسی، یعنی اصل ۱۱۳ و اصل ۱۲۱ استناد کرده است که از این دو، اتفاقا اصل ۱۲۱ بیشتر با موضوع حق بازدید رئیس جمهوری از زندانها تناسب دارد. اما در جوابیه جناب لاریجانی به ایشان، صرفا به اصل ۱۱۳ پرداخته شده و در مورد اصل ۱۲۱ سکوت شده است.}

حضرت آیت الله خامنه ای هم در تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۷۶، پس از تشکیل «هیئت پیگیری و نظارت بر اجرای قانون اساسی» توسط «سید محمد خاتمی»، رئیس جمهوی وقت، در دیدار با اعضای این هیئت، با اشاره به نظر کاملا مثبتشان در مورد تشکیل آن تصریح کردند: «با توجه به وظایف مصوبه ریاست جمهوری در قانون اساسی، انجام این مسئولیت خطیر (نظارت بر اجرای قانون اساسی) از هیچ شخصیتی جز مقام ریاست جمهوری بر نمی آید.» (منبع)

متن اخطاریه قانون اساسی احمدی نژاد، لااقل این فایده را داشت که به تاریخ سیاسی کشور نشان داد احمدی نژادی که با شعار آرمانگرایی و عدالتخواهی شروع کرد، تو زرد و مسامحه کار تمام نکرد و فی المثل از ابتدای دوره ریاستِ رئیس فعلی قوه قضائیه، وظیفه اش را در قبال ایشان انجام می داده است. مسئولیت در قبال تاریخ هم مهم است چون آیندگانی هستند که بخواهند بر اساس درس گرفتن از گذشتگان، برای خودشان خط مشی تعریف کنند. آرمانگرایی که ایستاده بمیرد، بیشتر به درد آرمانگرایانِ آینده تاریخ می خورد تا آرمانگرایی که افتاده به ورطه ذلت و مصلحت اندیشی و مسامحه کاری جلوه کند.

ثانیا نامه آقای لاریجانی، فقط در ظاهر «خیلی محرمانه» بوده است وگرنه، دقت در مفاد بیانات دادستان کل کشور، جناب «محسنی اژه ای» در روز قبل از نامه احمدی نژاد (که به لحاظ تعیین تکلیف کردنِ زیر دستِ رئیس یک قوه، برای رئیس جمهور کشور و تحقیرآمیز بودن چنین برخوردی، بازتاب گسترده ای هم داشت) از یک سو و جواب رئیس جمهوری به نامه آقای صادق لاریجانی از سویی دیگر، نشان می دهد که بیانات علنی جناب دادستان، عینا رونوشتی از نامه «خیلی محرمانه» رئیسشان بوده است. امتحانش ساده است؛ به جای عبارتهای «آیت الله صادق لاریجانی» و «رئیس قوه قضائیه» در نامه احمدی نژاد، بگذارید «حجت الاسلام محسنی اژه ای» و «دادستان کل کشور» و ببینید آیا لازم هست ذره ای تغییر در متن نامه داده شود یا خیر. پس تیر اول را در این ماجرا، قوه قضائیه انداخته است و این ژست حق به جانب که ما نامه «خیلی محرمانه» دادیم و رئیس جمهوری، نامردی کرد و علنی جوابمان را داد، ژست ناچسبی است.

ثالثا آیا وقتی رهبر حکیم انقلاب از لزوم وحدت می گویند، منظورشان این نیست که شرایط و لوازم و مبانی وحدت باید فراهم باشد؟ آیا وقتی ایشان از لزوم وحدت و آرامش سخن می گویند، منظورشان این است که به یک طرف باید مدام ظلم بشود و او اصلا دم بر نیاورد یا منظورشان این است که اساسا نباید به کسی ظلم شود؟ آیا وحدت به این معنی است که حیثیتِ رئیس جمهوری کشور در صدها تریبون از مجلس شورای اسلامی و نماز جمعه ها و دوره های بصیرت افزاییِ فلان نهاد بگیر تا صدا و سیما و روزنامه ها و سایتها لکه دار شود، برنامه ها و طرحهای او در مجلس، هفت سال پیاپی با مشکل مواجه شوند، سئوالهای پیاپی نمایندگان مجلس از وزرایش، امانشان را بریده باشد، به روزنامه تحت مدیریتش (ایران) از سوی نهادی حکومتی، حمله فیزیکی شود، سایتها و وبلاگهای حامی اش، مدام فیلتر شوند، برخی یارانش انفرادیهای بدون محاکمه بکشند، برایشان پرونده سازی شود، کاندیداهای طرفدارش در انتخابات مجلس رد صلاحیت شوند و… و… و… و او جیکش در نیاید؟ آیا این به معنی وحدت است؟

چرا بعضیها چشمشان را به صدها «هایِ» بلند بسته اند و تا یک «هوی» در جواب آن همه «های» گفته می شود، گوینده اش را وحدت شکن خطاب می کنند؟ اساسا وحدتی که از کتک خوردن مدام یک طرف و سکوت مداوم همو حاصل شده باشد، جز تصنع و دکور و نمایش و ماندن استخوان لای زخم چه وصف دیگری می تواند داشته باشد؟ و آیا می توان به پایدار بودن این وحدت و بحران زا نبودنش امیدوار بود و برایش ارزشی قائل بود؟

به طور حتم، آن وحدت و آرامشی، وحدت و آرامش است و مورد نظر رهبری است که از همدلی، ظلم نکردن، قدرشناسی، رسیدن حق به حقدار و عدالت برخاسته باشد؛ وحدت ریشه ای، نه وحدت دکوری. آیا مایی که به حکمت و عدالت رهبری ایمان داریم، می توانیم ادعا کنیم وقتی ایشان از لزوم وحدت و آرامش سخن می گویند، منظورشان این نیست که شرایط و زمینه های آن باید فراهم شود؟ آیا مخاطب دعوت به وحدت ایشان، آنها هستند که به شیوه های مختلف و بارها می گویند «های» یا آنکه گهگاه در جوابشان «هوی» می گوید؟ اگر ریختن آت و آشغالها و خاکروبه های منزل، زیر تختخوابها، نشانه نظافت یک منزل باشد، چنین وحدتی هم وحدت است. اگر بستن و قفل کردنِ در اتاقی که در آن یکی از اهالی خانه را دارند با دهان بسته و بدون سر و صدا می کُشند، جلوی مهمانها نشان دهنده آرامش آن خانه است، چنین آرامشی هم آرامش است. گیرم که توانستیم خودمان و دیگران را گول بزنیم ولی آیا واقعا خدا و امام زمان و نایبش، به ادامه این وضع به اسم حفظ وحدت و آرامش، راضی هستند؟

آخر چرا عملکرد برخی مدعیان ولایتمداری باید کار را به جایی برساند که سایت سعودی و وهابی العربیه، همین چند هفته پیش، بتواند در مقاله ای توهین آمیز به رهبری و رئیس جمهوری، اینطور تحلیل بزند که احمدی نژاد دارد به پای منافع سیاست بازانه جمهوری اسلامی، ذبح اسلامی می شود؟

و دست آخر اینکه، دوستان! برادران! عزیزان! انصافتان کجا رفته؟ به والله احمدی نژاد هم انسان است! از فولاد ساخته نشده است. مگر چهره تکیده و چشمان خسته و بی خوابش را ندیده اید؟ (گرچه از دور و از روی عکس و فیلم هم می توان تا حدی متوجهش شد ولی من همان یکی دو باری که او را از نزدیک دیده ام، بدجور جا خورده ام. خیلی از شما که بارها او را از نزدیک دیده اید و می بینید.) قبلا هم گفته ام و ناچارم باز تکرار کنم؛ به قول عزیزی، آنچه را برخی با احمدی نژاد کردند و می کنند، روا نیست که در حق یک حیوان بارکش انجام داد. شما خوش نشینان و همیشه متوقعان و طلبکارانی که بیانیه های آن چنانی صادر می کنید و در سایتهایتان می زنید واقعا چه تصوری از ظرفیت و قدرت صبر و تحملِ یک انسان دارید؟ در این یکی دو سال، اگر سنگ و کلوخ و زخمی به او نزده اید، کی برای دفاع و حمایت از او، تمام قد و با سوز و گداز به میدان آمدید که حالا هم از او توقع سکوت دارید؟ به والله اشتباه گرفته اید! احمدی نژاد انسان است و رئیس جمهور هم «رئیس» جمهوری اسلامی است، اما انگار او را با کیسه بوکس اشتباه گرفته اید. عجبا که کارد به استخوان طرف رسیده است و از او توقع سکوت دارید.

توصیه می کنم، یکبار دیگر و بلکه بارها و بارها، فایل صوتی بالا را گوش دهید و شرایطی را که این سخنان در آن ایراد شده اند در ذهنتان مرور کنید، تا قضاوت دیگری درباره برخی مواضع امروز رئیس جمهوری داشته باشید.

مطالب و لینکهای تکمیلی و مرتبط:

۱- احمدی نژاد در نشست حامیان: به مقام معظم رهبری گفتم به خاطر گل روی شما همه این حرفها را تحمل می کنیم

۲- خلاصه نامه جدید آیت الله لاریجانی به رئیس جمهوری: در دوره ریاست من به قوه قضائیه، هیئتهای خارجی هم از زندانهای ایران بازدید کرده اند ولی فعلا بازدید شما را که رئیس جمهور کشور هستید به صلاح نمی دانم.

۳- وبلاگ احمدی نژادی «ضمیر خودآگاه» هم یک روز پس از نوشتن مطلبی مفصل در ضرورت بازدید رئیس جمهوری از اوین فیلتر شد. منتظریم ببینیم با سایت «عماریون» که دیروز چنین مطلب هتاکانه و تهدید آمیزی را علیه رئیس جمهوری منتشر کرده است و البته در آن، آیت الله لاریجانی، «سروری برای مومنین» وصف شده اند، چه برخوردی می شود.

۴- وبلاگ احمدی نژادی «دوستدار امام خمینی و انقلاب اسلامی» هم فیلتر شد. آخرین مطلب این وبلاگ هم به موضوع بازدید احمدی نژاد از اوین پرداخته بود.

۵- مورخ ۴ آبان ۱۳۹۱: وبلاگ «یاران احمدی نژاد» (آدم زمینی) هم مسدود شد.

۶- یکی از دوستان یادآوری کردند که روز ۶ آبان، سالروز تولد احمدی نژاد عزیز و مظلوم است و پیشنهاد کردند بچه های احمدی نژادی در وبلاگهایشان هر کدام از زاویه دید خودشان، مطلبی به این مناسبت بگذارند. به نظرم پیشنهاد خوبی است و به نوبه خودم ان شاءالله این مناسبت را گرامی خواهم داشت. باقی دوستان را هم به استقبال از پیشنهاد این دوست دعوت می کنم.

۷- مورخ ۵ آبان ۱۳۹۱: وبلاگ احمدی نژادی «دولت محمود» هم فیلتر شد. سایت هتاک «عماریون» همچنان به کار خود ادامه می دهد. واقعا اگر مشکل این وبلاگهای فیلتر شده، توهین به مسئولان است، چرا سایتهایی که توهین هایی شدیدتر به مقامی بالاتر از مسئولان مورد نظر می کنند، فیلتر نمی شوند؟ ضمنا از آنجا که سعیم پایبندی به آیه بالای وبلاگ است، توصیه ام به دوستانی همچون مدیر این وبلاگ، این است که از به کار بردن تشبیهاتی همچون «شریح قاضی» و … در مورد مسئولان قانونی کشور، خودداری کنند که هم رعایت اخلاق و تقوا و قانون شده باشد، هم بهانه دست فیلتر کنندگان نداده باشند و هم جایی برای دفاع از خودشان بگذارند. به هر حال باید یک فرقی بین ما و منصور ارضی ها باشد دیگر.

نامه تاریخی و سانسور شده در صداوسیمای «رئیس» جمهوری اسلامی ایران به رئیس قوه قضاییه + مطلب تکمیلی

سکوت ۱۸ ماهه ای که الهام بخش وحدت نشد و فقط الهام بخشِ له کردن رئیس جمهوری و دولت و یارانش بود، بالاخره شکسته شد. برای آنها که رئیس جمهور را به صورت «کیسه بوکس» می پسندند هم متاسفم

آرمانشهر: در دو سه ماه اخیر که فیلترینگ بدون اخطار و توضیح وبلاگهای احمدی نژادی اوج گرفته بود و پرونده سازی و احضار و برخورد قضاییِ سنگین برای برخی دوستان وبلاگنویس از یک سو (به عنوان نمونه حکم یک سال زندان برای «احمد شریعت» در شرایطی که فائزه هاشمی تنها به شش ماه حبس محکوم شده است و احضار حجت الاسلام «فاطمی پور» به دادگاه ویژه روحانیت) و مماشات با هتاکان به رئیس جمهور در تریبونهایی به مراتب پربیننده تر از وبلاگها، بسیار آزاردهنده و دردآور شده بود، برخی دوستان در مورد لزوم یک حرکت هماهنگ در اعتراض به این برخوردها پیشنهاداتی می دادند. مثلا پیشنهاد می شد دوستانِ وبلاگنویس، نامه ای گلایه آمیز خطاب به رئیس قوه قضائیه بنویسند و متنش را همگی در وبلاگهایشان منتشر کنند و …

متاسفانه یا خوشبختانه، این بار هم باز خود احمدی نژاد بود که یک تنه به خط زد و می توان گفت کار ما را در این رابطه راحت کرد. از این رو به دوستان وبلاگنویس عدالتخواه و احمدی نژادی پیشنهاد می کنم به دو دلیل متن نامه احمدی نژاد به رئیس قوه قضاییه را در وبلاگهایشان بازنشر کنند:

۱- حمایت از رئیس جمهوری در قالب انتشار هماهنگ این نامه، به خصوص در شرایطی که صدا و سیما، این نامه را سانسور کرد. (انصافا جا دارد آقای احمدی نژاد، جناب ضرغامی را از هیئت دولت اخراج کند و اخراج ایشان از هیئت دولت به یک مطالبه فراگیر تبدیل شود. واقعا معلوم نیست با وجود رویکرد منفی صدا و سیما در قبال دولت، عضویت رئیس این سازمان در هیئت دولت چه توجیهی دارد.)

۲- گرچه نامه احمدی نژاد به رئیس قوه قضا، مسائلی فراتر از برخورد تبعیض آمیز در فضای مجازی را هدف قرار گرفته است ولی به مصداق «چونکه صد آید نود هم پیش ماست»، با انتشار این نامه، اعتراض هماهنگ خود را به برخوردهای دوگانه و تاسفبار در فضای مجازی هم اعلام کرده ایم.

البته این کمترین کاری است که در واکنش به این برخوردها می توان انجام داد و ان شاءالله باید به اقدامات اساسی ترِ دیگر هم فکر کرد.

و اما متن نامه تاریخیِ مورخ ۱ آبان ۱۳۹۱ «رئیس» جمهوری اسلامی ایران به رئیس قوه قضائیه:

بسم الله الرحمن الرحیم

آیت الله صادق لاریجانی

رئیس محترم قوه قضائیه

سلام علیکم

پاسخ مورخه ۹۱٫۰۷٫۳۰ جنابعالی که با مُهر «خیلی محرمانه» ارسال گردید واصل و موجب تشدید نگرانی اینجانب از نحوه اجرای اصول متعدد قانون اساسی از سوی ریاست محترم قوه قضائیه گردید. از آنجا که این مکاتبات مربوط به حقوق اساسی ملت است ضرورتی به محرمانه بودن ندارد، درباره نامه فوق نکات زیر را متذکر می گردم:

۱- بر اساس اصل ۱۱۳ قانون اساسی رئیس جمهوری به عنوان منتخب ملت بالاترین مقام رسمی کشور پس از رهبری و رئیس قوه مجریه و به علاوه مجری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. همچنین بر اساس اصل ۱۲۱ قانون اساسی ریاست جمهوری با سوگند شرعی متعهد به صیانت از حقوق اساسی ملت شده است. متن اصول فوق کاملاً‌ روشن است. صیانت از حقوق اساسی ملت از منظر تدوین کنندگان قانون اساسی آنقدر مهم بوده است که در متن سوگند شرعی ریاست جمهوری به وضوح درج شده است و تفاسیر متعدد شورای محترم نگهبان نیز بر این مسئولیت و اختیار خطیر رئیس جمهوری تاکید دارد.

۲- اینجانب بر اساس وظیفه قانونی، بررسی نحوه اجرای اصول قانون اساسی در آن قوه از جمله نحوه دادرسی را در برنامه کاری خود داشته ام. از سال ۸۸ چندین بار با جنابعالی مکاتبه و مواردی از قانون اساسی را تذکر داده ام لیکن از علنی کردن آنها خودداری نموده ام. در سخنرانی های عمومی تذکرات لازم برای اجرای عدالت و رسیدگی دقیق به حقوق مردم داده ام. به خصوص در جلسه مورخه ۹۱٫۰۴٫۰۶ مسئولین قضایی در مشهد مقدس نگرانی خود را درباره اهتمام کافی قوه قضائیه به تامین و رعایت حقوق اساسی ملت مندرج در اصول متعدد قانون اساسی از جمله اصول ۲ ، ۳ ، ۶ ، ۹ ، ۱۹ ،۲۰ ، ۲۲ ، ۲۳ ، ۲۴ ، ۲۵ ، ۲۶ ، ۲۷ ، ۳۲ ، ۳۴، ۳۵ ، ۳۶ ، ۳۷ ، ۳۸ و ۳۹ به صراحت اعلام نمودم.

۳- در نامه خود فرموده اید که رئیس جمهوری قبل از برنامه ریزی برای سرکشی به زندان باید از قوه قضائیه اجازه بگیرد. دو بار هم تاکید کرده اید که سرکشی به زندان اوین به مصلحت نمی باشد و یک بار هم فرموده اید که موافق نیستید. باید یادآور شوم که در اصول قانون اساسی لزوم اجازه یا موافقت و یا مصلحت اندیشی قوه قضائیه در اجرای وظایف قانونی رئیس جمهوری پیش بینی نشده است.

چگونه جنابعالی اجرای قانون اساسی را به مصلحت نمی دانید؟ اگر این نگاه بر کل فعالیت های قوه قضائیه حاکم باشد آیا نمی شود تصور کرد که برخی از اصول قانون اساسی و حقوق اساسی مردم با مصلحت اندیشی و تشخیص شخصی در قوه قضائیه متوقف شده و یا نادیده انگاشته می شود؟ متاسفانه جنابعالی قبلاً اعلام کرده اید که وجود هیئت منصفه مطبوعات که صراحت اصل ۱۶۸ قانون اساسی است را قبول ندارید که در این مورد حضوری تذکر دادم. اما متاسفانه ظاهراً بخشی از اقدامات قوه قضائیه درباره مطبوعات و رسانه ها با همین نگاه انجام می گیرد.

۴- در نامه فوق با استناد به عناوینی چون ضرورت رسیدگی به معیشت مردم و یا اینکه یکی از منتسبین نزدیک اینجانب (آقای جوانفکر مدیر روزنامه ایران) مشغول تحمل کیفر در زندان اوین است و یا اینکه چرا در سال هفتم ریاست جمهوری سرکشی انجام می شود و یا اینکه نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری بعدی هستیم، سرکشی از زندان اوین را دارای شائبه سیاسی و حمایت از مجرم تلقی فرموده اید:

اولاً به استناد کدام اصل از اصول قانون اساسی جنابعالی می توانید امری را تفسیر سیاسی کنید و مانع از اجرای قانون اساسی شوید؟

ثانیاً آیا به عنوان رئیس قوه قضائیه می توانید به استناد تشخیص سیاسی خود حکمی صادر نمائید؟

ثالثاً مگر بناست قوه قضائیه و یا زندان اوین در انتخابات آتی نقشی ایفا نمایند؟

رابعاً آیا جنابعالی برنامه های کاری و اجرای وظایف مندرج در قانون اساسی و اصل قضاوت را منوط به شرایط سیاسی می دانید؟

خامساً به راحتی به اینجانب اتهام «حمایت از مجرم» زده اید. گرچه اینجانب حکم علیه آقای جوانفکر را بر خلاف عدالت می دانم ولیکن محاکمه تمام شده و ایشان در حال تحمل مجازات است. چگونه ممکن است سرکشی به زندان حمایت از مجرم تلقی شود؟ به علاوه شما از کجا می دانید که دیدار با ایشان در برنامه کاری اینجانب بوده است؟

در حالی که جنابعالی به آسانی به رئیس جمهوری که نماینده ملت و مجری قانون اساسی است اتهام می‌زنید آیا می توان برای آحاد مردم که پشتیبان خاصی جز خداوند ندارند امنیت قضایی متصور بود؟ ضمن احترام عمیق به خیل عظیم قضات متعهد و کارکنان شریف قوه قضائیه باید اذعان نمایم که برخی معتقدند این رفتار به یک رویه در مسئولین بلند مرتبه قوه قضائیه تبدیل شده است. توجه شما را به برخورد سخنگوی قوه قضائیه با سئوال خبرنگار جلب می نمایم. لازم به ذکر است که آقای جوانفکر مشاور مطبوعاتی اینجانب بوده ولیکن هیچ نسبتی با اینجانب، دور یا نزدیک ندارد.

سادساً‌ آیا به نظر جنابعالی اجرای اصول قانون اساسی می تواند تحت تاثیر سالهای مختلف مسئولیت یک مسئول متوقف و یا دگرگون شود؟ آیا باید پذیرفت که بسیاری از رفتارها و مواضع در قوه قضائیه تحت تاثیر حوادث سیاسی است؟

سابعاً اتفاقاً‌ رفع ریشه ای مشکلات مزمن اقتصادی کشور ایجاب می نماید که علاوه بر اقدامات صرف اقتصادی، نحوه اعمال عدالت و برخورد با مفاسد اقتصادی و رانت خواری های عده ای خاص و ایجاد امنیت عمومی اقتصادی که در تمهید فضای سالم اقتصادی و اثر بخش بودن سیاستها و برنامه های اقتصادی دولت نقش تعیین کننده دارد، نیز مورد ارزیابی و بررسی قرار گیرد. اموری که جزء‌ وظایف اصلی قوه قضائیه بوده و از این جهت نقش این قوه را ممتاز کرده است تا جایی که به اعتقاد بسیاری از علما وظیفه قطعی و لاینفک حکومت قضاوت است. متاسفانه گزارش مستند و دقیقی از انجام این وظایف قوه قضائیه در دسترس نیست.

ثامناً در حالیکه به فرموده امام راحل(ره) زندان باید دانشگاه باشد و علی القاعده درب آن به روی اقشار مختلف از جمله حقوقدانان، روانشناسان، جامعه شناسان و محققین علوم انسانی و دانشجویان و مددکاران اجتماعی باز باشد، بازدید رئیس جمهوری که انتظار می رفت با استقبال مسئولین قوه قضائیه مواجه شود، شائبه ای ایجاد نمی کند بلکه مخالفت با این امر شائبه های زیادی ایجاد خواهد کرد.

تاسعاً آیا قابل قبول است که اینجانب نیز پرداخت بودجه های کلان به قوه قضائیه را به مصلحت ندانم؟

۵- ضمن تذکر اصول ۶۱ ، ۱۱۳ ، ۱۲۱ ، ۱۶۱ و بند ۲ اصل ۱۵۶ اعلام می دارم که به استناد اصول متعدد قانون اساسی از جمله اصل ۱۱۳ و سوگند شرعی اصل ۱۲۱، مصمم به اجرای کامل قانون اساسی و اصلاح اساسی و ریشه ای امور کشور هستم و مطمئناً با سرکشی از زندانها و برخی دادگاهها نحوه اجرای اصول قانون اساسی و رعایت حقوق اساسی ملت را مورد بررسی قرار داده و گزارش آن را به ملت بزرگ و مقام معظم رهبری تقدیم خواهم کرد. انشاء‌الله.

در انجام این وظیفه سنگین یاری همه قوا و دلسوزان و لطف خدای متعال را می طلبم.

محمود احمدی نژاد

منبع: سایت ریاست جمهوری اسلامی ایران
لینکهای مرتبط:
رئیس جمهوری در روز ۶ تیر ۱۳۹۱ به مسئولان عالی قضایی چه گفته بود؟
اشد مجازات برای وبلاگنویس احمدی نژادی و آزمون ولایت پذیری قوه قضاییه (پست قبلی همین وبلاگ)
برای آنها که رئیس جمهور را کیسه بوکس فرض کرده اند (پست جدید وبلاگ، مورخ ۳ آبان)

مطلب تکمیلی، مورخ ۲ آبان ۱۳۹۱: توجه خوانندگان را به یک نمونه رفتار تبعیض آمیز در فضای مجازی که همین امروز روی داده است جلب می کنم: دقایقی پیش، آدرس جدید وبلاگ احمدی نژادی «عبودیت»، برای دومین بار پیاپی در یک ماه گذشته فیلتر شد. از طرف دیگر، طعنه زشت سایت صراط نیوز (روزنامه کیهان در فضای مجازی!) به رئیس جمهوری را در سطر اول گزارش دیروزش ببینید: «از رسانه ها خبر می رسد احمدی نژاد هوس زندان رفتن به سرش زده!»
وجدان گردانندگان این سایت، کمیته ۱۲ نفره تشخیص مصادیق مجرمانه در فضای اینترنت (اگر واقعا این کمیته تشکیل می شود!) و یا هر کسی که دستی در فیلترینگ سایتها دارد را مخاطب قرار می دهم: آیا کسی جرات می کند با ادبیات همین گزارش، فی المثل در مورد رئیس قوه قضاییه سخن بگوید و طعم فیلترینگ یا محاکمه را نچشد؟

مطلب تکمیلی ۲، مورخ ۳ آبان ۱۳۹۱: آدرس جدید وبلاگ فیلتر شده عبودیت

اشد مجازات برای وبلاگنویس احمدی نژادی و آزمون ولایت پذیری قوه قضاییه (ویرایش دوم)

ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی می گوید:

«هر کس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروهها و سازمانهای مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغی نماید به حبس از سه ماه تا یکسال محکوم خواهد شد.»

بر این اساس، یک سال حبس، اشد مجازات برای کسی است که از نظر قاضی، مرتکب جرم «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران» شده باشد و امروز «احمد شریعت»، دانشجویِ جوانِ وبلاگنویسِ احمدی نژادی که مروری گذرا بر وبلاگش، علاقه اش به ارزشهای انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و  ولایت فقیه را نشان می دهد، بدون اینکه سوء سابقه هم داشته باشد، به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به یک سال حبس قطعی (غیرقابل تبدیل به جزای نقدی)، یعنی اشد مجازات، محکوم شد. از آنجا که این مجازات قابل تجدید نظر است، آیا دستگاه قضایی پس از اعتراض شریعت به این حکم نشان خواهد داد که شنونده این جملات از رهبری هست یا خیر:

«یکى از دوستان، اعتراضهاى صریحى کردند. خصوصیت دانشجو هم همین است. به اشخاص و دستگاه‌ها اعتراضهائى کردند – حالا آن اعتراضها ممکن است وارد باشد، ممکن است وارد نباشد؛ من روى آن نمیخواهم قضاوت بکنم – اصل اینکه دانشجو حرفش را روشن و صریح و آشکار بزند و دچار سیاسى‌کارى نشود، چیز مطلوبى است. بدترین اشکال و اشکال وارد بر محیط دانشجوئى این است که دانشجو دچار محافظه‌کارى شود و حرفش را با ملاحظه‌ى موقع و مصلحت خیالى بیان کند؛ نه، دانشجو باید حرفش را صریح بزند. البته در کنار این صراحتِ در بیان، صداقت در نیت هم باید وجود داشته باشد و در کنار او، سرعت در پذیرش خطا؛ اگر ثابت شد که خطاست. فرق شماى جوان و دانشجو و صادق و پاکیزه‌دل، با یک آدم سیاسى‌کار باید در همین باشد؛ حرفتان را صریح بزنید؛ آنچه را که میزنید، از دل بزنید؛ و اگر چنانچه معلوم شد که اشتباه است، سریع پس بگیرید؛ راحت. این، به نظر من یکى از بهترین شاخصه‌هاى دانشجوئى است.» (آیت الله خامنه ای، ۷ مهر ۱۳۸۷)

«این رسانه‌هاى الکترونیکى و اینترنتى متأسفانه موجب شده است که افراد بى‌محابا علیه یکدیگر حرف بزنند، بد بگویند. باید از طرف مسئولین کشور براى این هم یک جورى تدبیر بشود. ولى عمده این است که خود ما مردم، خودمان را مقید کنیم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقید کنیم به قانون. حالا این حرف من بهانه‌اى نشود براى اینکه یک عده‌اى بروند جوانهاى انقلابى را به عنوان جوانهاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه‌ى جوانهاى غیور کشور را، جوانهاى مؤمنِ انقلابى کشور را فرزندان خودم میدانم و پشت سر آنها قرار میگیرم؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غیور حمایت میکنم؛ منتها همه را توصیه میکنم به این که در رفتار خود، با اخلاق اسلامى رفتار کنند؛ قانون را مراعات کنند. همه باید قانون را مراعات کنند. تجسم انقلاب در قانون جمهورى اسلامى است.» (آیت الله خامنه ای، ۱ فروردین ۱۳۹۱)

«در مجموعه‌ى قوه‌ى قضائیه کارى کنید که مجازات زندان به حداقل برسد؛ این احتیاج دارد به تدبیر. البته تدابیرى اتخاذ شده؛ بعضى درست، بعضى نادرست ـ که نمیخواهیم وارد جزئیات و مسائلش بشویم ـ  لیکن مجموعا زندان یک پدیده‌ى نامطلوب است؛ مشکلات زندان، تبعات زندان، تبعاتى که براى خود زندانى پیش مى‌آید، تبعاتى که براى خانواده‌ها پیش مى‌آید، تبعاتى که براى محیط کار پیش مى‌آید. بنابراین سیاست قوه‌ى قضائیه را این قرار بدهید و دنبال کنید؛ فکر کنید، راه پیدا کنید، علاج‌جویانه؛ یکى باید این باشد که مسئله‌ى زندان حل شود؛ هم از جهت اینکه جنبه‌ى مجازاتىِ زندان تبدیل نشود به یک شى‌ء دیگر؛ دوم اینکه هرچه ممکن است، مجازات زندان کاهش پیدا کند و تبدیل بشود به مجازاتهاى دیگر، تا تبعات زندان دامنگیر جامعه نشود.» (آیت الله خامنه ای، ۷ تیر ۱۳۹۱)

«از جمله مطالبى که گفته شد، مسئله‌ى سایتها و وبلاگها و برخوردى است که در محیط دانشجوئى با اینها میشود. من اتفاقاً اخیراً یک گزارشى در این زمینه خواستم و دریافت هم کردم. البته قوه‌ى قضائیه قاعدتاً استدلالهائى دارد؛ که اگر چنانچه بیایند در جلسات جوانها و دانشجوها شرکت کنند و بشنوند و بگویند، احتمالاً بعضى از سؤالها پاسخ داده خواهد شد؛ لیکن من هم عقیده‌ام همین است که در قبال اظهارنظرِ احیاناً قدرى تند یک جوان دانشجو خیلى نباید حساسیت وجود داشته باشد. فرق است بین آن کسى که با نظام مخالف است، با نظام معارض است، قصد دشمنى دارد، قصد عناد دارد، با آن کسى که نه، از روى احساسات یک مطلبى را بیان میکند؛ ولو ممکن است آن مطلب درست نباشد، یا آن نحوه‌ى بیان کردن را هم من نپسندم – که حالا اگر ان‌شاءاللّه وقت شد، مطالبى در این زمینه‌ها عرض خواهم کرد – ولى برخورد با این جوانها، به نظر ما هم همین است؛ نباید خیلى برخورد خشن و تند و آنجورى باشد.» (آیت الله خامنه ای، ۱۶ مرداد ۱۳۹۱)

امید است که دستگاه قضا در مرحله تجدید نظر و صدور حکم نهایی، نشان دهد که شنونده بیانات رهبری است. در شرایطی که «فائزه هاشمی» با وجود حضور علنی و چند باره در اغتشاشاتِ براندازانه و توهین به رهبری، تنها به شش ماه حبس محکوم شده است و «رضا گلپور» با آن حجم از افترازنیهای شنیع و شرم آور به یاران رئیس جمهور، تنها به سه ماه حبس محکوم شده است و تشبیه کننده رهبری به «محمدرضا پهلوی» در روزنامه پرسابقه کشور، هنوز مجازات نشده است و آنها که رئیس جمهور را در تریبونهای پر شنونده و پر خواننده، «دیکتاتور»، «شیطان انقلابی نما»، «کاباره دار» و مجری «سیاستهای رابین هودی» و … خوانده اند از حاشیه امن برخوردارند و با مدیران سایتهای پربیننده ای که در قالب کامنتِ خوانندگان، زشت ترین توهین ها و تمسخرها علیه رئیس جمهوری را منتشر می کنند، برخورد قاطعی صورت نمی گیرد، روا نیست که احمد شریعت حتی به یک روز حبس محکوم شود. چه رسد به اینکه این یک سال حبس در حکم اولیه او، مصداق به مرگ گرفتن و به تب راضی شدن در حکم نهایی باشد.

و دست آخر اینکه چه زیبا نوشته است احمد شریعت که: «آقای دکتر! یکسال هم فدای یک لبخند شما!»

لینکهای مرتبط:
ادعای اولویت مسائل اقتصادی و برخورد چکشی با حامیان دولت
شریعت در قلب ما است

مخالفت رهبری با طرح توقف دولت احمدی نژاد و گوشهای ناشنوا + مطلب تکمیلی

در روزهای گذشته، در مورد سخنرانی های اخیر رهبری در سفر به خراسان شمالی دو مقاله خواندم که در هر دوی آنها با استناد به سخنانی از ایشان در طول این سفر، مخالفتشان با پروژه دولت ناتمام تبیین شده بود. در هر دو مقاله مذکور، جملاتی از رهبری که به نظر بنده صریح تر از سایر سخنرانی های ایشان، مخالفتشان با توقف دولت دهم را نشان می دهد مغفول مانده بود. جالب اینجا است آنها که در سال ۱۳۸۸، سر قضیه معاون اولی مشایی در سایتهایشان برای احمدی نژاد، کنتورِ روزشمارِ ولایتمداری گذاشته بودند و این روزها میداندارِ پروژه ناتمام گذاشتن دولت دهم شده اند، خودشان را در برابر این سخنان به ناشنوایی زده اند و تغییری در رویه شان دیده نمی شود. برای شناختن بیشتر این حضراتِ مدعی ولایتمداری، مناسب دیدم که آن جملاتِ مغفول مانده را در اینجا نقل کنم:

«زیربناهائى که ما در آنها برجسته و ممتاز هستیم، در درجه‌ اول عبارت است از ثبات سیاسى کشور. دولتهاى گوناگونى سر کار آمدند، با وجود اختلاف نظرها و سلائق سیاسى، لیکن ثبات کشور از اول انقلاب تا امروز استمرار داشته است و کشور به سمت هدفها حرکت کرده است. منازعات و درگیرى‌هاى خطى و جناحى و سیاسى نتوانسته است ثبات سیاسى کشور را از بین ببرد؛ این مهمترین زیربناست.» (حضرت آیت الله خامنه ای، ۱۹ مهر ۱۳۹۱، در اجتماع مردم بجنورد)

لینک های مرتبط:
سفر تمام شد؛ سرافکندگی ماند برای این سه نفر (شبکه ایران)
تدبیر رهبر معظم انقلاب درباره دولت / ادامه یا توقف دولت احمدی نژاد؟ (رجانیوز)

مطلب تکمیلی، مورخ ۳۰ مهر ۱۳۹۱: حکم اولیه احمد شریعت، وبلاگنویس احمدی نژادی و مدیر وبلاگ «ندایی از درون»، امروز به او ابلاغ شد. بر اساس این حکم، او به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران»(!) به یک سال حبس قطعی (غیرقابل تبدیل به جزای نقدی) محکوم شده است که اشد مجازات برای این اتهام است. شریعت، ۲۰ روز مهلت دارد تا تجدید نظر در این حکم را درخواست کند. (لینک مرتبط از شبکه ایران)

پی نوشت: قرار گذاشته بودم هر چند وقت یکبار، به این مطلب وبلاگم در پای یادداشتهای جدیدتر، لینک بدهم که بدینوسیله لینک می دهم: آقای صفارهرندی و همفکرانشان لطفا به این سئوال پاسخ بدهند

کودکی که تو را از صرافی ها دوست تر دارد

خاک از تن بِتِکان
فرصت لبخند را به کودکی موکول کن
که تو را از بازیگوشی تیترها دوست تر دارد
روزنامه ها هر صبح کودک را زیر بغل می گیرند
اندوهش را دست به دست می کنند
از صفحه ای به صفحه ای
و شانه بالا می اندازند
پاسخ سئوال کنندگان را به کودکی موکول کن
که صرف فعل تبسم خسته تو را
از تمام صرافی ها دوست تر دارد

کودکی که تو را از صرافی ها دوست تر دارد

شعری از کمال رستمعلی تقدیم به احمدی نژاد عزیز

خاک از تن بتکان
فرصت لبخند را به کودکی موکول کن
که تو را از بازیگوشی تیترها دوست تر دارد
روزنامه ها هر صبح کودک را زیر بغل می گیرند
اندوهش را دست به دست می کنند
از صفحه ای به صفحه ای
و شانه بالا می اندازند
پاسخ سئوال کنندگان را به کودکی موکول کن
که صرف فعل تبسم خسته تو را
از تمام صرافی ها دوست تر دارد


پی نوشت: کمال رستمعلی، دوست شاعری است از مازندران که چند هفته پیش به برکت حواشی مراسم استقبال از رئیس جمهوری در بازگشت از سفر نیویورک با او آشنا شدم. گهگاه لطف می کند و اشعارش را برایم پیامک می کند. امروز، این شعر زیبا را برایم ارسال کرد. از او اجازه گرفتم که شعر را در وبلاگم بگذارم که بزرگواری کرد و اجازه داد.

توضیح عکس: شرکت رئیس جمهوری در ضیافت ایتام، ۳۱ تیر ۱۳۹۱

لینک مرتبط: همه آرمیتاهای سرزمین من

افزونه: من که خودم حواسم نبود ولی محض اطلاع، دقایقی پیش یکی از دوستان، چنین پیامکی برایم فرستاد: «سلام. تولد ۱۰ سالگی وبلاگت مبارک!»

آن وقتها که رئیس جمهور، «رئیس» جمهوری اسلامی ایران بود

دیشب یکی از دوستان برایم پیامکی فرستاد که مناسب دیدم همان را به عنوان پست جدید در اینجا درج کنم:

«آی فیلم داره خانه سبز نشان میده، جالبه در صحنه دادگاه، عکس هاشمی رفسنجانی پشت سر قاضی هست، کنار عکس آقا و امام. فکر کن! در دادگاه عکس رئیس جمهور هست! پس روزگاری رئیس جمهور بودن اینجوری بود!»