«شکر الله مساعیک!» واقعا؟!

یک سئوال:
این خبر که در چند سال گذشته به صورت مکرر آن را شنیده ایم و در منابع مختلف خوانده ایم، چقدر سندیت و اعتبار دارد؟ اینکه طلبه سیرجانی، دفعه قبل به دستور رهبری آزاد شده بود و اینکه رهبری در پیامی به ایشان گفته بود: «شکرالله مساعیک»
بنده با توجه به بازداشت دوباره طلبه سیرجانی، موارد اتهامی اش و حکمی که جدیدا برای او بر اساس این اتهامات صادر شده است، به جد به این شک افتاده ام که نکند این قضیه «شکرالله مساعیک»، ساختگی بوده و سندیتی نداشته است. چون اصلا نمی توانم بفهمم چگونه یک نفر به خاطر انجام همان جنس کارهایی که تقدیر رهبری نظام را در قالب جمله «شکر الله مساعیک» در پی داشته است، به سه سال و نیم حبس محکوم شود، مگر اینکه بگوییم این جمله، جعلی بوده است و طلبه سیرجانی هم به دستور رهبری آزاد نشده بود.
اگر کسی در مورد سندیت این جمله و همینطور این خبر که دفعه قبل، طلبه سیرجانی به دستور رهبری آزاد شده بود، بنده را روشن کند، ممنون می شوم.

 

اتفاقا نباید یارانه ویژه ای به تولیدکنندگان فعلی تعلق بگیرد + مطلب تکمیلی

هدفمندی یارانه ها-۲

افزایش تولید، با «تقویت» طبقه تولید کننده یا «گسترش» طبقه تولید کننده؟

***
در این یادداشت از منظری به مساله نگاه کرده ام که متاسفانه این روزها کمتر از این منظر به مساله نگاه شده است.

***

چند سئوال مهم از فقهای محترم شورای نگهبان و دوستداران اجرای احکام اسلام در کشور:

آیا نفت و گاز و سایر منابع زیرزمینی، از نظر فقهی، جزو «بیت المال» است؟ آیا معادن نفت و گاز، جزو «انفال» هستند؟ آیا نفت و گاز، «فیء» محسوب می شوند؟ آیا «انفال» جزوی از بیت المال است؟ آیا «انفال» جزوی از «فیء» هستند و «فیء» جزوی از بیت المال است؟

***

و اما به این سئوالها هر جور جواب داده شود، نظر اسلام، که هر کودک و نوجوان مسلمانی هم از آن با اطلاع است، تقسیم «بیت المال» به صورت مساوی بین آحاد مردم است. اگر نگوییم بزرگترین چالش، یکی از چالشهای بزرگ امیرالمونین(ع) با مخالفانش، همین سیاست تقسیمِ بیت المال به تساوی بود. در روایات هم آمده است که امام عصر(عج) بیت المال را به تساوی بین مردم تقسیم خواهند کرد. البته در این مورد به جز سیره حضرت رسول(ص) و امیرالمومنین(ع) و امام عصر(عج)، احکام مسلم فقهی از فقهای بزرگ شیعه و اهل سنت هم وجود دارد که این پست وبلاگی، مجال پرداختن به آنها نیست.

در مورد فیء هم نظر اسلام، بر اساس آیه هفتم از سوره حشر این است که «فیء»، به طبقات پایین تعلق دارد و در تبیین فلسفه این تعلق، گفته شده است «کی لا یکون دوله بین الاغنیاء منکم»: «برای اینکه مال، میان ثروتمندان دست به دست نگردد.» (توجه به این آیه از این نظر مهم است که این روزها در کشور ما، برخی که نماز هم می خوانند، خواهی نخواهی، مدافع دریافت سهم ویژه ثروتمندان از بیت المال یا فیء هستند!!)

پیاده سازی نظر اسلام در مورد بیت المال و فیء در عصر ما به دو شکل می تواند باشد:

۱- در انحصار گرفتنِ مطلقِ بیت المال و فیء توسط دولت برای انجام خدمات عمومی، عام المنفعه و بدون تبعیض و به عبارت دیگر، بزرگ سازی دولت و دولتی سازی که آسیبهای خاص خودش را دارد.

۲- کوچک شدن دولت (چون به هر حال وجود دولت برای انجام اموری که مردم قادر به انجام آن نیستند لازم است) و اعطای سهم مردم از بیت المال یا فیء:

در حالت دوم، از آنجا که طبقه تولید کننده، به طور نسبی جزو «اغنیاء» به حساب می آیند بر اساس آنچه گفته شد، سهم هر کدام از آحاد این طبقه، از درآمد نفت و گاز کشور، یا هیچ است (چون فیء اتفاقا به اغنیا تعلق ندارد) و یا با ارفاق، سهمی برابر با سایر با آحاد ملت است (تقسیم مساوی بیت المال از نظر اسلام)

در این میان، آنها که به سهمی ویژه و بیشتر، از ذخایر نفت و گاز کشور برای تولید کنندگان قائل هستند باید نسبت خود را با دستورات مسلم اسلام روشن کنند و جای این سئوال وجود دارد چگونه در حکومتی که اصولِ اسلام را مبنای خود قرار داده است، قوه مجریه، ملزم به اجرای قوانینی بر خلاف اصول مسلم اسلام شده است و طبقه تولید کننده هم برای دریافت سهمی بیشتر از بیت المال یا فیء و انفال، این همه وکیل مدافع پیدا کرده است. جالب اینجا است که در برخی کشورهای سرمایه داری، از برخی تولید کنندگان و صنایع، مالیاتهای ۸۰ درصدی هم گرفته می شود ولی در کشور ما، ضمن اینکه بسیاری از تولید کنندگان و صنایع، به روشهای مختلف، از پرداخت مالیات سبک ۲۵ درصدی خودداری می کنند، وکلای مدافع آنها، خواهان سهم ویژه آنها از بیت المال و فیء و انفال هم هستند که به اصطلاح واقعا نوبر است!

از آنجا که دولت، ملزم به اجرای قانون است و باید قانون را اجرا کند و رئیس جمهوری هم بر اساس سوگندی که خورده است باید اصول اسلام را اجرا کند و نمی تواند سوگند دروغ بخورد، لازم به نظر می رسد که دولت در قالب لایحه ای، خواستار تغییر در قانون هدفمندی یارانه ها شود و سهم و امتیازِ ویژه پیش بینی شده برای تولید کنندگان از منابع یارانه ها در این قانون را لغو کند.

ممکن است برخی از قائلان به سهم و امتیاز ویژه برای تولید کنندگانِ فعلی، واقعا نیت و هدفشان خیر باشد و آرمانِ افزایش تولیدِ ملی و اشتغال را در سر داشته باشند و یا بحثِ اختیارات حکومت اسلامی را در نقض برخی احکام اسلام از طریق تقسیم احکام به دو دسته «احکام اولیه» و «احکام ثانویه» را پیش بکشند و تقسیم بیت المال به تساوی یا محرومیت تولید کنندگان از فیء و انفال را جزو احکام ثانویه ای بدانند که با توجه به احکام اولیه می توان آنها را تقض کرد. در اینجا ضمن تشکیک در ثانویه بودن این حکم، لازم است این عزیزان را به این نکته توجه دهم که آرمان عزیزِ افزایش اشتغال و تولید، به جز تقویتِ قشر تولید کننده فعلی، از راه دیگری هم می گذرد که به طور قطع، هم اشتغال زایی آن بسیار بیشتر است و هم قدرت بیشتری در بالا بردن تولید ملی دارد.

ایده احمدی نژاد این است که می گوید پول یک میلیون و هشتصد هزار بشکه نفت و همچنین گازی که روزانه تقریبا به رایگان، بخش اعظم آن به صنایع و اقشار مرفه داده می شود از آنها گرفته شود و به مردم داده شود. از این طریق، سهم یک خانواده ۴ نفری، در ماه حدود حداقل یک میلیون تومان خواهد بود.

حسابی که این یک میلیون تومان به صورت ماهانه در آن ریخته می شود، به طور خودکار می تواند ضامن دریافت وامهای کم بهره، برای احداث واحدهای کوچک تولیدی و اقتصادی باشد. چند خانواده روی هم می توانند شرکتهای بزرگتری هم تشکیل بدهند.

با آنچه تاکنون گفته شد، دو راه وجود دارد:

۱- وابسته نگاه داشتن مردم به قشر «ولی نعمت» و تقویتِ ولی نعمتانِ فعلی مردم و قوی تر کردن و ثروتمندتر کردن ولی نعمتها، به بهانه افزایش تولید و اشتغال و استفاده مردم از پس مانده های ولی نعمتها و تقویت سیستمِ «کارفرما-کارگری»

۲- تبدیل تمام مردم کشور به کارفرما. تبدیل کارگران به خویش فرمایان. گسترش واحدهای کوچک اقتصادی. اینکه هر خانواده ای، ارباب خودش باشد. چیزی که احمدی نژاد در سخنرانیهای متعددِ خویش به آن تاکید کرده است: «تبدیل تمام ۷۵ میلیون ایرانی به فعال اقتصادی.»

نگاه اول، بخواهد یا نخواهد، مردم را کارگر می پسندد و نگاه دوم، خواهان تبدیل شدنِ تمام مردم به تولید کننده و فعال اقتصادی است. روشن است که راه دوم، علاوه بر اینکه به عدالت نزدیکتر است، تولید ملی و اشتغال را نسبت به راه اول، رشد بیشتری می دهد. به قول عزیزی، راه اول، افزایش تولید «میلی» و راه دوم افزایش تولید «ملی» را در پی دارد.

نگاه اول، مبتنی بر فرضیه پوسیده، شکست خورده و امتحان پس داده «سیمون کوزنتس» است که در سال ۱۹۵۵ ارائه شد و اجرای آن به توصیه بانک جهانی و صندوق بین المللی پول طی چند دهه، دهها کشور و حکومت را به سقوط و فروپاشی و بحرانهای شدید کشاند. فرضیه ای که رشد اقتصادی را در گرو نابرابری اقتصادی و تقویتِ طبقه تولید کننده می داند و بهره مند شدن مردم و بهبود وضعیت آنها را در حد استفاده آنها از پس مانده های ناشی از تقویتِ ثروتمندان می داند و نگاه دوم به جای «تقویت» طبقه تولید کننده، «گسترش» طبقه تولید کننده را تجویز می کند. این نگاه را می توان در کتابهایی مثل «کوچک زیبا است» نوشته «ای.اف.شوماخر» و تئوریهای جدید «جوزف استیگلیتز» دید. به دوستان احمدی نژادی توصیه می کنم حتما کتاب «کوچک زیبا است» را گیر بیاورند و بخوانند.

روشن است که تغییر مسیر از دیدگاه اول به دیدگاه دوم، در کوتاه مدت، هزینه هایی هم ممکن است داشته باشد و احتیاج به شجاعت و صبوری دارد. به هر حال جراحی است دیگر! ولی فکر نمی کنم به جز این دو نگاه، راه دیگری وجود داشته باشد. باید دید که جمهوری اسلامی در این مقطع تاریخی، کدام یک از این دو مسیر را انتخاب خواهد کرد.

مطلب تکمیلی: لحظاتی پیش مطلع شدم یکی دیگر از وبلاگنویسان احمدی نژادی که از رزمندگان قدیمی دوران جنگ هم هستند، به دادسرا احضار شده اند. ایشان به روایتی ششمین و به روایتی هشتمین وبلاگنویس احمدی نژادی است که در یکی دو ماه گذشته به دادسرا احضار شده اند و خبر احضارشان به بنده رسیده است.

لینکهای مرتبط:

نقد نظریه سیمون کوزنتس (فایل پی.دی.اف)
نقد نظریه سیمون کوزنتیس (فایل ورد)
خلاصه کتاب «کوچک زیباست»

مخالفت اسلام با سیستم «کارگر-کارفرمایی» و تایید سیستم «خویش فرمایی» و «تعاونی» در بیان شهید بهشتی

هدفمندی یارانه ها و مساله توزیع ثروت در روایتی از امیرالمومنین

اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها، یک سال است متوقف شده است، نه به تازگی

هدفمندی یارانه ها-۱

ان شاءالله قصد دارم در طی چند یادداشت، نکات و سئوالاتی را که در مورد هدفمندی یارانه ها به ذهنم رسیده است بنویسم. اما نکته اول:

***

برخی چنین وانمود می کنند یا تحلیل هایشان به گونه ای است که انگار، اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها، به تازگی متوقف شده است. در حالیکه از توقفِ اجرای مرحله دومِ این طرح توسط مجلس، یک سال می گذرد. فرض کنیم سال گذشته، مجلس، اجرای مرحله دوم را متوقف نکرده بود و الان دولت در حال اجرای مرحله دوم بود و خود را برای اجرای مرحله سوم آماده می کرد. در این صورت، امروز برای ارزیابی موفقیت یا شکستِ مرحله اول، به آمار چه زمانی رجوع می کردیم؟ آمارِ انتهای سال ۱۳۹۱ یا آمار انتهای سال ۱۳۹۰؟

اگر برای ارزیابی مرحله اول، آمار امروز را مد نظر قرار دهیم (آنگونه که بعضی چنین می کنند) نه آمار سال گذشته را و سایر عوامل موثر در اقتصاد ایران را هم در بازه زمانی دو سال گذشته در نظر نگیریم، آیا به همین منوال، فی المثل در سال ۱۳۹۳ هم می توان آمار آن زمان را برای ارزیابی مرحله اول هدفمندی یارانه ها مورد استفاده قرار داد؟

هرچند نمی توان منکر اثرات طولانی مدت اجرای یک طرح در سالهای متوالی شد، اما اینکه کسانی به صورت مطلق، آمار مربوط به انتهای سال ۱۳۹۱ را به اجرای مرحله اول هدفمندی یارانه ها مربوط می کنند، نوعی بی بند و باری در اظهار نظر و نادیده گرفتن سایر عواملی است که در دو سال گذشته و به خصوص در سال ۱۳۹۱ می توانسته اند در اقتصاد ایران اثرگذار بوده باشند.

فیلتر جمله «زنده باد بهار» در سیستم پیامکی کشور! + ۲ مطلب تکمیلی

دقایقی پیش، دو نفر از دوستان پیامکی زدند که حیرت آور بود. متاسفانه با آزمایش خبری که این دوستان در پیامکشان داده بودند متوجه شدم که ادعایشان تا این لحظه (ساعت ۱ بعد از ظهر جمعه ۲۹ دی) صحت دارد. و اما پیامک این دوستان:

“zende bad bahar فیلتر شد و ارسال این جمله به فارسی در سامانه های پیامکی و حتی خطوط شخصی تلفن همراه امکان پذیر نیست.”

گفتنی است جمله «زنده باد بهار»، جمله کلیدی دکتر احمدی نژاد در آخرین نطقش در مجمع عمومی سازمان ملل بود. جمله ای که پس از وصف دوران ظهور و حکومت امام مهدی(عج)، گفته شد و به نظر می آید از عبارت «السلام علیک یا ربیع الانام» (سلام بر تو ای بهار بشریت) در زیارتنامه امام زمان(عج) اخذ شده باشد.

پس از این نطق، در مهر ماه ۱۳۹۱، در فرودگاه مهرآباد با شعار «مبشر بهاران، خوش آمدی به ایران» از دکتر احمدی نژاد استقبال پرشور و خودجوشی صورت گرفت و از آن به بعد، وبلاگنویسان احمدی نژادی از این جمله، کم و بیش به عنوان شعارشان استفاده می کنند. مدتی هم هست که سامانه ارسال پیامکی به نام «زنده باد بهار»، توسط جمعی از جوانان احمدی نژادی تاسیس شده است. این سامانه، در انتهای پیامکهایش عبارت «زنده باد بهار» را درج می کند.

گفتنی است در یکی دو ماه گذشته، حداقل شش نفر از وبلاگنویسان احمدی نژادی که وبلاگهایشان بیننده چندانی هم نداشته است به دادسرا احضار شده اند. البته هر کدام از این وبلاگنویسان به دلایلی، مایل نیستند که احضار آنها خبری شود.

توضیح تکمیلی:  اگر احتمالا هدف از فیلتر این جمله در کلِ سیستم پیامکی کشور، فقط برخورد با  سامانه پیامکی «زنده باد بهار» بوده است، چرا به جای مسدود کردن این سامانه، جمله مشهور رئیس جمهوری را فیلتر کرده اند؟ به طور مثال، یکی از دوستان، سامانه پیامکی نیمه فعالی داشت که مدتی پیش به دلیل توهین به علی مطهری(!) تعطیل شد. بگذریم که هیچ دلیلی برای تعطیلی سامانه «زنده باد بهار» و برخورد با آن هم وجود ندارد و خبرها و مطالب ارسالی آن تاکنون، کاملا در چهارچوب ارزشهای نظام بوده است و تعطیلی احتمالی آن در آینده، برگی دیگر از برخوردهای تند و یک طرفه با طرفداران احمدی نژاد در حوزه های مختلف رسانه ای خواهد بود.


مطلب تکمیلی۱، مورخ ۲۴ بهمن ۱۳۹۱:
این سامانه، سرانجام در روز ۱۹ بهمن ۱۳۹۱ به دستور مقامات قضایی مسدود شد و مدیر آن در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۹۱ به دادسرا احضار و پس از تفهیم اتهام به قید کفالت آزاد شد.

مطلب تکمیلی۲، مورخ ۱۹ اسنفد ۱۳۹۱: در روزهای اخیر، پس از حدود یک ماه و نیم، از ارسال جمله «زنده باد بهار» در سیستمهای ارسال پیامک کشور، رفع فیلتر شده است و ارسال این جمله توسط گوشیهای موبایل، مقدور است.

فراز پایانی سخنرانی رئیس جمهوری در نیویورک سال ۱۳۹۱ را بشنوید:

لینکهای مرتبط:
و باز هم زنده باد بهار + دانلود
زنده باد بهار!

افزونه: فایل صوتی جلسه هفتم از سلسله نشستهای تبیین گفتمان عدالت و پیشرفت (تحلیل سخنرانی اخیر رئیس جمهور در مجلس):

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

دانلود فایل صوتی

اصل فراموش شده ۵۹ قانون اساسی و پیشنهادی به دکتر احمدی نژاد برای مرحله دوم هدفمندیها

آرمانشهر: مطلبی که در ادامه آمده است، از وبلاگ «قارچ خطخطی» (خطخطی سابق) نقل می شود. دلیل بازنشر آن در اینجا هم جالب بودن پیشنهاد مطرح شده در آن است.

***
رییس جمهور و دولت دهم بنا دارند برای یکبار شر یارانه های بی هدف و سرازیر به جیب غیرمستحقان را از اقتصاد بردارند، اما مجلس مانند مرحله اول و بلکه تندتر و محکم تر، مقابل این اقدام اصلاحی ایستاده است. حقیر به دلیل تهیه یک ویژه نامه پرمحتوا در خصوص هدفمندی یارانه ها، به قطع می گویم که همان جبهه ای که در مرحله اول مقابل اقدام دولت ایستادگی می کرد و نظرات شاذ و کم بنیه خود را به نام “کارشناسی دلسوزانه” مطرح می نمود، امروز نیز مقابل مرحله دوم قد علم کرده است. با این تفاوت که تجربه مرحله اول را داراست، و نمی خواهد که این بار تلالو موفقیت دولت عدالتخواه، در چشم شهروندان جامعه ایرانی بدرخشد. البته یک تفاوت دیگر نیز وجود دارد، و آن تبدیل موضع “نظام” از بی طرفی و نظاره گری به  ایستادگی و چالش با دولت است. گفتنی است که منظورم از “نظام” در اینجا، اشخاص و جریاناتی است که خود را مالک الرقاب انقلاب و کشور دانسته و انگار قرار نیست در برابر کسی پاسخگو باشند. از جمله مهمترین مصادیق این “نظام”، سازمان صداوسیما و به ویژه واحد مرکزی خبر است.

مع الوصف و با وجود چوب لای چرخ گذاشتن مجلسیان، و بمبارد تبلیغاتی صداوسیمای دارابی، بهتر آن است که رییس جمهور از مسیر دیگری برای عملی شدن طرحش وارد شود.

در اندیشه سیاسی غرب و شرق، معروف است که هیچ چیز بالاتر از “رای مستقیم” نمی تواند “اراده ملی” را نمایان کند، به بیان دیگر “دموکراسی نمایندگی” یا باواسطه، بیش از آن که دموکراسی باشد، آریستوکراسی و اشرافیت سالاری است. تا به حال متفکرانی که دل در گرو به کرسی نشاندن نظر “عوام” (یا دموس) در برابر عقیده “خواص” (یا نخبگان و یا الیت) داشته اند، نقدهای کوبنده ای بر دموکراسی نمایندگی وارد آورده اند. جالب است که بدانید که قریب به اتفاق کشورهای سلطه گر و امپریالیست (اعم از سرمایه داری مانند آمریکا و یا سوسیالیستی مثل شوروی) در چنبره دموکراسی نمایندگی بوده اند. و این نکته راز ثبات سیاست های داخلی و خارجی آنان، علی رغم برگزاری انتخابات ها بوده است.

همچنین با رجوعی به تاریخ ایران و جهان، موارد متعددی از ایستادگی و سنگ اندازی برآمدگان از “دموکراسی باواسطه” در مقابل اقدامات انقلابی و اصلاحی طرفدران رای مستقیم مردم، مشاهده می شود که معروفترین آن در کشورمان، دعوای دکتر مصدق و مجلسین وقت است.

با این اوصاف پیشنهادم در اینجا، استفاده از ظرفیتی در قانون اساسی است که به هر دلیل تا کنون مغفول مانده است. در اصل ۵۹ قانون اساسی گفته شده:

“در مسایل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه‏پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد. در خواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد.”

گفتنی است اصل ۱۱۰ نیز، فرمان اجرای همه پرسی را از وظایف رهبر دانسته است. همچنین ایرادی عقلایی به اصل ۵۹ وارد است که در عمل نیز اعمال آن را بسیار سخت می کند و آن این است که تصویب آن مستلزم رای دوسوم کل نمایندگان مجلس است. بدیهی است که اگر قرار باشد دوسوم کل نمایندگان با مراجعه به آرای عمومی موافق باشند، به طریق اولی نصف حاضران در جلسه مجلس می توانند اصل موضوع را تصویب نمایند و دیگر کار به مراجعه به رای مستقیم نکشد. ولی با این حال، چنانچه نمایندگان از تقوای کافی بهره مند باشند، و کار “خلق” را به خود “خلق” وانهند، ممکن است علی رغم مخالفت نظری با مسئله ای بسیار مهم، تصمیم گیری نهایی را به رای عمومی واگذار کنند. و دیگر اینکه، در صورت همراهی و فشار افکار عمومی، نمایندگان ناچار از احاله امر مردم، به خود آنان شوند.

سوال مهمی که مطرح می شود این است که آیا اصل ۵۹ قانون اساسی، زاید و مهمل است؟ با چه توجیهی نویسندگان قانون اساسی به این نتیجه رسیده اند که ممکن است در موارد بسیار مهم، دموکراسی نمایندگی به نفع دموکراسی مستقیم، کنار گذاشته شود؟

و سوال دیگر این که بالاخره چقدر یک واقعه باید مهم باشد تا نوبت به اعمال این اصل برسد؟ آیا در این سی و اندی سال، یک واقعه مهم در حد آنچه اصل ۵۹ پیش بینی کرده، رخ نداده است تا نیازمند مراجعه به آرای مستقیم عمومی باشد؟

از نظر نویسنده، تا کنون موضوعات چندی بوده است که می توانسته در بوته آرای عمومی گذاشته شود، همچون دستیابی به چرخه سوخت هسته ای و هدفمندی یارانه ها.

به نظر می رسد که چنانچه رییس جمهور پس از سخنرانی روز چهارشنبه خود در مجلس، لایحه اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها را به “لایحه مراجعه به آرای عمومی برای اجرای مرحله دوم هدفمندی یارانه ها” تغییر دهد، مجلس و مخالفان در برابر یک دوراهی سرنوشت ساز قرار خواهند گرفت: یا تسلیم امر مردم به مردم و اعمال اصل ۵۹ را می پذیرند که آن وقت همه در یک مصاف روشن و عادلانه، می توانند ادله خود را طرح نموده و در نهایت نظر اکثریت ملت را دریابند. و یا در غیر این صورت، با زبان بی زبانی گفته اند که ذره ای اعتقاد به نظر مردم ندارند، هر چند که دائم بگویند بنویسند “نماینده مردم شریف کجا و کجا”.

به نقل از وبلاگ «قارچ خطخطی»

لینک مرتبط: تحلیل سخنرانی رئیس جمهوری در مجلس در جلسه هفتم از سلسله نشستهای تبیین گفتمان عدالت و پیشرفت، پنجشنبه، ساعت ۲ تا ۴ بعد از ظهر (از دوستان وبلاگنویس نیز درخواست می کنم به این سایت لینک بدهند تا در سرچ گوگل رتبه مناسبتری پیدا کند.)

سخنرانی احمدی در مجلس، ساعت ۸:۳۰ صبح، پخش زنده از رادیو فرهنگ

ساعتِ سخنرانی رئیس جمهوری در مجلس شورای اسلامی که به درخواست خود ایشان انجام می شود و قرار است فردا چهارشنبه ۲۷ دی ایراد شود، ۸:۳۰ دقیقه صبح است. از آنجا که «رادیو فرهنگ»، همیشه جلسات علنی مجلس را به صورت زنده پخش می کند، این سخنرانی را به صورت زنده می توانید از رادیو فرهنگ بشنوید. موجِ FM، فرکانس ۱۰۶  (شبکه ایران به اشتباه فرکانس را ۱۰۷٫۳ زده است که درست نیست.)

منبع: شبکه ایران

 

دانلود: قطعه زیبایی از ساز دودوک

حدود هفت هشت سال پیش، توجهم به ساز «دودوک»، جلب شده بود. در آن زمان، اینقدر دل و دماغ داشتم که بخواهم نواختن یک ساز را یاد بگیرم، اما هرچه جستجو کردم، جایی را پیدا نکردم که نواختن دودوک را آموزش بدهند و در نتیجه به جمع آوری برخی آلبومها و قطعاتی که با این ساز اجرا شده اند اکتفا کردم. اطلاعاتی هم که در این پستِ کوتاه در مورد «دودوک» می نویسم با اتکا به حافظه ام و چیزهایی است که از آن زمان به یادم مانده است:

دودوک، سازی بادی و زبانه (قمیش) دار است که با سرزمین ارمنستان شناخته می شود. این ساز با اندکی تفاوت در مناطق آذری زبان با نام «بالابان» و در مناطق کردنشین با نام «نرمه نای» شناخته می شود. صدای این ساز، حزین است و نواختن آن به همراه سازهای کوبه ای همچون دهل، جلوه ای مضاعف دارد. مشهورترین نوازنده معاصر دودوک، «ژیوان گاسپاریانِ» ارمنی است که در ساخت موسیقی برخی فیلمهای هالیوودی از دودوک نوازی او استفاده شده است. گاسپاریان به همراه «حسین علیزاده» کنسرتی مشترک در ایران هم اجرا کرده است که آلبوم آن با نام «به تماشای آبهای سفید» منتشر شده است. از قطعه های معروف و زیبای این آلبوم که گاسپاریان در آن با زبان ارمنی آواز هم می خواند، قطعه «ساری گلین» است. از دیگر نوازندگان مشهور این ساز، «صمد علیحانِ» آذربایجانی است که آلبوم و قطعه «سرزمین آتش» او بسیار زیبا و مشهور است و بارها از صدا و سیما پخش شده است. در ایران این ساز، با «پیمان یزدانیان» و موسیقیهایی که او برای برخی فیلمها ساخته است شناخته می شود.

مشهورترین فیلمهایی که از این ساز در موسیقی آنها استفاده شده است تا جاییکه یادم می آید «آخرین وسوسه مسیح»، «گلادیاتور» و «مصائب مسیح» است. از قطعات دودوکی این فیلمها در ساختن کلیپهای متعددی استفاده شده است و در بسیاری از برنامه های تلویزیونی هم آنها را شنیده اید.

در آرشیوم از قطعات دودوک، قطعه ای هست که نام و نوازنده اش را نمی شناسم. هرچند مطمئنم آن را در جایی شنیده ام ولی یادم نمی آید کجا. از صدای گفتاری که در برخی فرازهای قطعه شنیده می شود، مشخص است که موسیقی یک فیلم است. فیلمی که البته آن را یا ندیده ام یا به خاطر نمی آورم.

این قطعه را به چند دلیل برای قرار دادن در وبلاگ انتخاب کرده ام:

۱- زیبایی آن
۲- به دلیل ناشناس بودنش، احتمالا کمتر آن را شنیده باشید. (البته ممکن است فقط برای بنده ناشناس باشد و این ناشناس بودن را به دیگران تعمیم داده باشم.)
۳- اگر کسی از شنوندگان، مشخصات قطعه یا فیلم مربوط به آن را می شناخت، از راهنمایی اش استفاده کنم.

در ادامه می توانید این قطعه را در دو کیفیت بالا و پایین، بشنوید یا دانلود کنید:

شنیدن با کیفیت بالا:

دانلود با کیفیت بالا (۱۰٫۷ مگابایت)

شنیدن با کیفیت پایین:

دانلود با کیفیت پایین (۱٫۳ مگابایت)

مباحثی که می تواند الهام بخش کلی پست وبلاگی باشد

امروز ششمین جلسه از سلسله نشستهای تبیین گفتمان عدالت و پیشرفت برگزار شد. از آنجا که به نظرم مباحث جلسه امروز (سخنرانی آقای عبدالرضا داوری)، حاوی آمار و اطلاعات مغفول مانده و تحلیلهای مهمی بود که جا دارد مورد توجه دوستان احمدی نژادی قرار بگیرد، فایل صوتی این جلسه را در صفحه اصلی وبلاگ قرار می دهم. فایلهای صوتی جلسات گذشته را هم در این سایت یا  این صفحه می توانید بشنوید.
به نظرم بچه های دست به قلم احمدی نژادی، با گوش دادن به فایلهای صوتی این جلسات، می توانند کلی ایده و سوژه برای نوشتن مقاله و پستهای وبلاگی پیدا کنند، انگیزه ای برای تحقیقاتِ جدید پیدا کنند، از مشغول شدن به مباحث حاشیه ای و فرعی فاصله بگیرند و برای مباحثی که پیش می آید خودشان را مجهز کنند. و اما فایل صوتی جلسه ششم:

لینک دانلود

 

از این هفته، جلسه پنجشنبه ها از ساعت ۲ تا ۴ بعد از ظهر برگزار می شود

جلساتِ هفتگی تبیین گفتمان «عدالت و پیشرفت» که تاکنون ۵ جلسه آن برگزار شده است، ان شاءالله از این هفته (۲۱ دی) تا اطلاع ثانوی، از ساعت ۲ تا ۴ بعد از ظهر، برگزار خواهد شد.

 

نیاز به یک کفیل برای یکی از دوستان وبلاگنویس + یادداشت تکمیلی

به علت شکایت «رضا گلپور» و سایت «عماریون» از یکی از نویسندگان وبلاگ گروهی و احمدی نژادی «مشارق» (که تا به حال دو بار تغییر آدرس داده و فیلتر شده است)، برادری که از او شکایت شده است احتیاج به معرفی یک کفیل دارد که با ضمانت او تا زمان دادگاه، آزاد باشد. متاسفانه این برادرمان تاکنون نتوانسته است کسی را برای کفالت پیدا کند. از آنجا که ایشان نمی خواهد خانواده و اقوامش از قضیه شکایت مطلع و نگران شوند، از طریق خانواده و اطرافیانش هم نمی تواند کاری پیش ببرد. از طرف دیگر اگر تا شنبه ۱۶ دی، کسی کفیل ایشان نشود حکم جلب (بازداشت) ایشان صادر خواهد شد.
اگر کسی از دوستان در یک نهاد دولتی کار می کند و فیش حقوقی دریافت می کند و یا جواز کسب دارد و قصد کمک به این برادرمان را دارد، شماره تماسش را برای بنده بگذارد. مدارک لازم برای کفالت هم کپی فیش حقوقی یا جواز کسب، کپی کارت ملی و همراه داشتن اصل کارت ملی و اصل فیش حقوقی یا جواز کسب، در هنگام پر کردن فرم ضمانت در دادسرای فرهنگ و رسانه است.

یادداشت تکمیلی، مورخ ۱۷ دی ۱۳۹۱: الحمدلله، جناب بچه هیئتی پا پیش گذاشتند و کفالت این برادرمان را به عهده گرفتند. خدا خیرشان بدهد.