پیش از نیمه شب

نمی دانم دنیای من اینقدر خالی از شادی است یا اینکه این خبر واقعا اینقدر خوشحال کننده است. در هر صورت، چند روزی است هر چه فکر می کنم می بینم خوشحال کننده ترین خبری که در ماههای گذشته شنیده ام، خبر تولید فیلم «پیش از نیمه شب» (Before Midnight) در پی فیلمهای «پیش از طلوع» (۱۹۹۵) و «پیش از غروب» (۲۰۰۴) است. توسط همان کارگردان، یعنی «ریچارد لینکلیتر» (Richard Linklater) و با بازی همان دو بازیگرِ اصلی فیلمهای قبلی، یعنی «ایتان هاوک» (Ethan Hawke) و «جولی دلپی» (Julie Delpy) و با داستانی در ادامه داستان همان دو فیلم قبلی.

در یادداشتی که قبلا در مورد دو فیلم قبلی این سه گانه نوشته بودم به صورت گذرا به ترجمه فارسی فیلمنامه آنها اشاره کرده بودم. بد نیست در اینجا با جزئیات بیشتری به این ترجمه اشاره کنم: این دو فیلمنامه، توسط «آراز بارسقیان»، ترجمه شده اند و انتشارات افراز در سال ۱۳۸۸ در یک مجلد ۱۷۶ صفحه ای آنها را منتشر کرده است.

ضمنا با توجه به حال و هوای وبلاگم و نیز اکثریت مخاطبان آن، دیدن این فیلمها را به آنهایی که سینما و فیلم دیدن جزو علاقه مندیها و برنامه های روتین و ثابت آنها نیست به هیچ وجه توصیه نمی کنم.

لینک مرتبط از همین وبلاگ: دو فیلم پیش از غروب و پیش از طلوع

پی نوشت: در مورد سیاست، فعلا حرفی برای گفتن ندارم. از دوستانی که به امید خواندن پست سیاسی به اینجا می آیند عذر می خواهم. ان شاءالله در این مورد هر وقت حرفی بود در خدمتم. البته در لینکهای روزانه در ستون سمت چپ وبلاگ، لینکهای سیاسی به درد بخوری پیدا می شود.

برای مجیدهای تهمت خورده و مغموم این روزها + نوشته ای تکمیلی از مجید

حقیقتا حیرت زده می شوی که مجید را بشناسی و  پستِ منجر به فیلتر شدن وبلاگش را در وبلاگ همسازی هم خوانده باشی و در پی اش دیده باشی به خاطر آن پست، وبلاگش را فیلتر کرده اند و در موردش در برخی بسته های خبری هم چنین نوشته باشند:

«یکی از این قلم به دستان دولتی در اعتراضی صریح و هتاکانه نسبت به فرمایشات معظم له، وبلاگ خود را تعطیل کرده و مدعی شده تا زمانی که نتواند صحبت های رهبری را قبول کند، زین پس راه خانه نشینی را در پی خواهد گرفت.»

اینان، مدعیان پیروی از رهبری هستند که از اینگونه عبارات، فراوان دارد:

«”و ضمّ اهل الفرقه” این کسانى که از جماعت مسلمین جدا میشوند، از جماعت کشور فاصله میگیرند، کوشش کنید اینها را نزدیک کنید، مُنضم کنید. کسانى که میانه‌ راه هستند، اینها را به منزل مطلوب برسانید. نگذاریم با رفتار ما، با عمل ما، با اظهارات ما، با منش ما، کسانى که یک ایمان نیمه‌کاره‌اى دارند، بکلى از ایمان ببُرند؛ کسانى که نیمه‌ارتباطى با نظام دارند، از نظام منقطع شوند. عکس این عمل کنیم؛ کسانى که در نیمه‌ى راه هستند، اینها را جذب کنیم. مصداقهاى تقوا و شعب تقوا اینهاست.» (بیانات در دیدار مسئولان نظام جمهورى اسلامى ایران،۱۳۹۰/۰۵/۱۶)

تازه، این سخنان رهبری، در مورد کسانی است که در میانه راه هستند، ایمان نیمه کاره دارند، نیمه ارتباطی دارند و … مجید و مجیدهایی که این روزها اینگونه به نفاق و ضدیت با ولایت متهم و با فیلترینگ مواجه شدند در میانه راه هم نیستند. آخر اگر مجید و مجیدها در میانه راه محسوب شوند، پس چند نفر باقی می مانند که در راه محسوب شوند؟ و وقتی با آنها که ایمان نیمه کاره دارند، باید چنین بود، چگونه با مجید و مجیدها اینگونه برخورد می شود؟ یکبار دیگر، سخنان رهبری را بخوانید و بعد سری بزنید به کامنتدونی دو سه وبلاگی که این روزها فیلتر شدند و نظرات مشعشع مدعیان پیروی از ولایت فقیه را در آنها ببینید.

تکمیلی:
مجید، نویسنده وبلاگ همسازی برای نوشته بالا نظری نوشته است که در ادامه آن را می خوانید:

سلام بر حامد عزیز و تمامی دوستانی که در این مدت به بنده حقیر لطف داشته اند.
با تشکر از مدیر وبلاگ آرمانشهر که لطفشان همیشه شامل حال بنده بوده است، در مورد اتفاقات پیش آمده لازم است چند نکته را بیان کنم:

۱- حقیقتا در این چند روزه متحیرم از قدرت رسانه در ناحق جلوه دادن حق و سیاه نشان دادن سفید. متحیرم از دغل کاری عده ای سیاست زده که فقط و فقط تمام مسایل را از اندک روزنه دریچه بسته تفکر مدعی ولایتشان می بینند. متحیرم از ولایت مدارانی که وقتی با آنها مواجه می شوی حتی یک جمله از سخنان ولایت را در حافظه شان نگهداری نکرده اند و معروفترین و رسانه ای ترین سخنان رهبری را نیز هنوز نشنیده اند تا حداقل شاقولی برای میزان کردن آنچه می شنوند با سخنان رهبری در درونشان شکل گرفته باشد. آری حامد عزیز و حامد های عزیز، با خود عهد کرده ام تا از این به بعد با احتیاط بیشتر، کوفیان را لعن و بر بی بصیریتی شان در شناخت حقانیت امام حسین(ع) نفرین نمایم. واقعا چرا کوفیان حسین(ع) را تنها گذاشتند و پسر رسول خدا را کشتند؟ وقتی در دنیای کنونی که به عصر مدیا معروف است و با این همه مستند متنی، صوتی و تصویری می توان حق را ناحق و سفید را سیاه جلوه داد چرا این حق را برای تنها منبر مسجد کوفه قائل نباشیم وسیله ای بشود که تجسم دین، قرآن ناطق و امام برحق را، ضد دین و مرتد جلوه دهد تا کوفیان هم باور کنند. آخر کوفیانی که تفاوت عبیداله و حسین(ع) را درک نمی کنند چرا نباید باور کنند که آن وجود نازنین، مرتد شده است. با کدام فایل صوتی و تصویری باید کلامش را می شنیدند تا تفکرش را درک کنند؟ آری، «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» در همیشه تاریخ جاری و ساری است. باید ببینیم که در شرایط مشابه، ما در کدامین سو هستیم.

۲ – همانطور که یکی از دوستان در کامنتش اشاره کردند علت سکوت بنده نه اعتراض به امام عزیزم که تردیدی بود که برای بنده در نحوه ادامه مسیر دفاع از دولت پیش آمد بود. بنده دولت مستقر و شخص ریاست محترم جمهور را بازوی رهبری، برای تحقق عملیاتیِ آنچه که ایشان در این چند ساله بر منابر گوناگون بیان داشته اند می بینم. به قول آقای حائری شیرازی باید مواظب باشیم این دست آقا هم از کار نیفتد. همین درک حقانیت راه دولت بود که مرا به حمایت وبلاگی از ایشان وادار کرد اما پس از آن برخورد رهبری کمی تامل کردم که درک تاکتیک در پیش گرفته شده برایم بوجود آید. آیا ادامه مسیر عدالتخواهی همینی هست که ما الان می پیماییم؟ آیا رهبری با نهیبش به عدالتخواهان دستور عقب نشینی داده است؟ چرا آنچه که از نظر رهبری خلاف شرع و اخلاق است قبل از اینکه صریحا توسط ایشان بیان شود باعث خوشحالی عده ای که ادعای ولایتمداری دارند می شود؟ آیا اولویت اول ما مطلب نوشتن علیه سایت فلان و حمایت از آن طلبه در بند است؟ یا اولویت، تببین چگونگی ولایتمداری در اعمالمان و طی مسیر به طریقی که خلاف نظر ولی نباشد؟ مسیری که در حال حاضر برای عبور از پیچ عظیم تاریخی باید بپیماییم چگونه است؟ و مسایلی از این دست و برای همین تیتر مطلب را اینگونه انتخاب کردم: “خداحافظ تا زمانی که حق جلوه دیگر نماید.”

۳- بعد از حمله رسانه ای به وبلاگ بنده یک نگرانی دیگر بوجود آمد و آن اینکه ظاهرا در این سال ها طیفی تحت عنوان ولایتمدار شکل گرفته است و درحال رشد غلط است که به نظرم صاحب تفکر خطرناکی است. اینکه کسی بگوید تو … خوردی که دنبال دریافت حکمت سخن رهبری هستی و باید هرچه اقا گفت قبول کنی و یا دیگری بگوید: ”اگر ولایت بگوید در روی پدر بایست تو باید گوش کنی” و … مسایلی از این دست، موضوعی نیست که به راحتی بشود از کنارش گذشت. به نظرم این تفکر، برای آینده نظام به مراتب خطرناکتر از تفکر دشمنان قسم خورده نظام است. تفکری که سریع، انگ منافق و ضد ولایت می زند و سعی در خالی نمودن اطراف ولایت با خط کشی های خودساخته دارد. تفکری که در دیدار دانشجویی با رهبری سعی کرد به برخی از مسئولینِ قبلی نظام شعار مرگ بر منافق بدهد اما رهبری در همان دیدار علیه شان موضع گرفت و گفت: به راحتی شعار مرگ بر منافق ندهید. این جماعت حاضر نیستند این بخش از سخنان ایشان را بشنوند و باز هم همان حرفشان را تکرار می کنند. واقعا این جماعت بیشتر به حضرت آقا دهن کجی می کنند یا ما که در پی دریافت حکمت کلام ایشان هستیم؟ این افراد دارای استعداد عجیب و بالقوه ای برای تبدیل شدن به خوارج مدرن و راه اندازی نهروانی دیگر در نظام ایران هستند، چرا که خود قبول کرده اند که باید تفکر را در دریافت سخنان ولی تعطیل کرد.

۴- نکته اخر اینکه حساب و کتاب بنده با امثال دست اندرکاران رجا نیوز و نسیم انلاین و … بماند تا اینکه در یوم تبلی السرائر و در محضر الهی حاضر گردیم. بی شک در آنجا قدرتِ هیچ نهاد خاصی در دادگاه عدل الهی فریاد رس نخواهد بود. امیدوارم خودشان را برای آن روز مهیا کرده باشند. دوستان عزیزم! به قول امام راحل، جنگ ما جنگ فقر و غناست. ظاهرا در این روزگار هم نبرد ما نبرد وبلاگ در مقابل ده ها سایت، خبرگزاری، بولتن، تریبون، سیستم پیامکی و … است. می بینید عرصه نبرد چقدر عادلانه توزیع شده است؟

مادر جوانم!

دل من
نقشی از یک زنبور است
شاید هم
نقشی از یک پروانه.
وقت نماز
چادرت را که باز می کنی
ذوق زده باغِ گلی می شود که لای سجاده ات مخفی مانده بود

 یادداشت تکمیلی: از دوستان عزیز درخواست می کنم پای پستی که سیاسی نیست، کامنت با محتوای سیاسی نگذارند و کلا از گذاشتن کامنت بی ارتباط با مضمون پست، خودداری کنند.
یادداشت تکمیلی۲، مورخ ۳ اسفند، ساعت ۱۷:۱۵:
از این لحظه، کامنتهای بی ارتباط با این پست، برای نمایش تایید نخواهند شد.

پیغامی از مهندس مشایی به وبلاگنویسان احمدی نژادی + یادداشت تکمیلی

ظهر امروز آقای دکتر عبدالرضا داوری به من پیامک زدند که «اگر منتشر می کنی خوب است که این تیتر (تیتر فوق) را برای مطلب بزنی» (نقل به مضمون کردم، چون بعضی پیامکها را به خاطر پر بودن حافظه گوشی ام زود پاک می کنم). از ایشان پرسیدم کدام مطلب را می گویید که جوابی نگرفتم. دقایقی پیش (حدود ۴ بعد از ظهر)، گفتگویی تلفنی با ایشان داشتم. در جریان این گفتگو مشخص شد که پیامک اصلی ایشان به من نمی رسیده است. به همین خاطر ایشان ضمن ارسال دوباره پیامکشان از من خواستند که آن را در وبلاگم منتشر کنم. و اما متن پیامک ایشان:

«دیشب، پس از آنکه دغدغه های برخی وبلاگنویسان احمدی نژادی را درباره سخنان ۲۸ بهمن رهبر معظم انقلاب به آقای مهندس مشایی انتقال دادم، آقای مشایی گفتند به جوانان وبلاگنویس بگویید:

“دشمنان انقلاب و وابستگان خط شیطان، هجمه به رهبری و تخریب جایگاه ولی فقیه را هدفگذاری کرده اند و حامیان رئیس جمهور و دوستداران انقلاب اسلامی و پیروان خط امامت، وظیفه ای مهمتر از صیانت از جایگاه رهبری و تبعیت از توصیه ها و خط حضرت آیت الله خامنه ای ندارند و در شرایطی که دشمن خارجی و عقبه داخلی آنها، نهاد ولایت فقیه را هدف قرار می دهند، مهمترین راهبرد حامیان رئیس جمهور، فقط و فقط پیروی از خط روشن ولایت فقیه است.”»

یادداشت تکمیلی۱: با توجه به تماسهایی که دوستانم از احمدی نژادی و غیر احمدی نژادی با من داشتند و سوءتفاهماتی که پیش آمده است لازم است توضیح بدهم که وبلاگ من به هیچ وجه نمی تواند وبلاگی دارای وابستگی رسمی به گروهی خاص یا سخنگوی رسمی و غیررسمی آنها تلقی شود، هر چند که طرفدار یا حامی آنها باشم. نقل مطلب بالا در وبلاگم، صرفا در اجابت به درخواست شخص بزرگواری بود که حداقل به اندازه  ۸ جلسه، حق استادی به گردنم دارد. هرچند اگر طبق روال معمول، مثلا «شبکه ایران» هم در ابتدا آن را منتشر می کرد، به آن در پیوندهای روزانه ام یا ذیل آخرین پستم لینک می دادم. ضمن اینکه تشخیص دادم در فضایی که با بولد کردن گلایه های خودانگیخته سه چهار وبلاگ (که ای بسا خیلی از ما با آنها موافق نبودند)، برای تیتر «حمله سازماندهی شده جریان انحرافی به رهبری در فضای مجازی»، خوراک تهیه کرده اند، انتشار این پیام، کاری به صلاح و لازم است. من صرفا «حامد» هستم و در اینجا سعی می کنم خودم باشم.

حتما بخوانید / لینک مرتبط: مهندسی معکوس خبرسازانی که هیچ گاه خود را مخاطب رهبری نمی دانند

مهندسی معکوسِِِِ خبرسازانی که هیچگاه خود را مخاطب رهبری نمی دانند + مطلب تکمیلی

ساعتی پیش (حدود ۱۲ ظهر)، بزرگواری، پیامکی را که خبرگزاری «ن» وابسته به …، به مخاطبانش ارسال کرده بود، برایم فرستاد. متن این پیامک به شرح زیر است:

«ن:: غیرقابل انتشار/ گفته می شود جریان انحرافی در دستوری تشکیلاتی خواستار انتشار مطالبی در انتقاد از رهبری در وبلاگها و فضای مجازی شده است.»

در مورد این پیامک چند نکته لازم به ذکر است:

۱- این کدام دستور تشکیلاتی است که فی المثل به بنده که وبلاگم یکی از دو وبلاگ پربیننده احمدی نژادی است، نرسیده است و بازتابی هم از آن در وبلاگم دیده نمی شود؟

۲- روشن است که سازندگان این خبر با دیدن مطالبی که در صرفاً دو سه وبلاگ از میانِ دهها وبلاگ احمدی نژادی منتشر شده است، مهندسی معکوس کرده اند. یعنی با دیدن آن دو سه وبلاگ گفته اند بگذار چنین خبری بسازیم و اگر کسی سندش را خواست به آن دو سه وبلاگ ارجاعش می دهیم. قید «غیرقابل انتشار» را هم در ابتدای خبر گذاشته اند که مخاطبِ خبر، پیش خودش فکر کند چه خبر است و به چه اطلاعات ذیقیمتی دسترسی دارد.

۳- کمافی السابق، گردانندگان این خبرگزاری، به هیچ وجه خودشان را مخاطبِ توصیه ها و دستورهای مکررِ رهبری در مورد رعایت تقوا و انصاف و پرهیز از اتهام زنیِ بدون سند و مدرک نمی دانند.

۴- باید از این حضرات پرسید با وجود چنین خبرسازیهایی که این پیامک تنها یک نمونه از آن است، چرا وقتی احمدی نژاد به آنها می گوید علیه دولت و یارانش جوسازی می کنید، به آنها برمی خورد؟

۵- اساسا این حضرات در مورد وبلاگنویسان احمدی نژادی چه خیال کرده اند؟ احتمالا قیاس به نفس می کنند که فکر می کنند فقط با دستور از بالا می توان و باید نوشت. آیا این حضرات فکر کرده اند این وبلاگها، وبلاگهایی سازماندهی شده هستند که یک مشت مواجب بگیرِ بدون فکر آنها را می گردانند و منتظر نشسته اند تا هر توصیه و دستوری از بالا به آنها رسید اجرا کنند؟ پس داشته باشند و داشته باشید لینکِ برخی از وبلاگهای احمدی نژادی را که نشان می دهد خبرسازی به اصطلاح محرمانه حضرات، چقدر پوچ است. اینها وبلاگهایی است که من دیده ام و ممکن است بیشتر از این هم باشند و اگر باز هم دیدم ان شاءالله به آنها لینک خواهم داد. ضمنا به مطالبی لینک می دهم که قبل از تاریخ و ساعت انتشار پیامک خبرگزاری «ن» نوشته شده اند تا بهانه ای دست بهانه جویان نباشد:

محب الاولیا: لاحکم الا حکم سیدعلی

نیمه خالی لیوان: سمعاً و طاعهً

محمود صارمی: منو کشتی، خوش به حالم

مهر جاودان: مالک غلاف کن… اگر برنگردی، علی را می کشند

روح بانمک: مقصر را یافتم! (پی نوشتهای مطلب)

رئیس جمهور ایرانیان: ما تا آخر ایستاده ایم

ضمیر خودآگاه: به بهانه سخنرانی رهبری معظم در جمع مردم تبریز

عمار سیدعلی: ما همه سرباز تو ایم خامنه ای

گوش قرمز: و اینک این احمدی نژادیهای غمگین

احمدی نژاد در محاصره: رهبری، فصل الخطاب نهایی

نورالانوار: اولین کارت زرد رهبری به محمود عزیز

هویتنا: امتحان احمدی نژاد و احمدی نژادیها

سایت رایحه ظهور، مورخ ۲۹ بهمن: آنان که معنای ولایت را نمی دانند در کار ما سخت در مانده اند

باریک بین: تاملی در سخنان رهبری

مطلب تکمیلی، مورخ ۱ اسفند: وبلاگهای «همسازی» و «خطخطی» فیلتر شدند.

الهی عظم البلاء…

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم

اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ
وَ بَرِحَ الْخَفاءُ
وَانْکَشَفَ الْغِطاءُ
وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ
وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّماءُ
و اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکی
وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ والرَّخاءِ
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد
اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ
وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ
فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَریباً
کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ
یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ
یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ
اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ
وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ
یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ
الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ
اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی
السّاعَهَ السّاعَهَ السّاعَهَ
الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل
یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرینَ

***
پی نوشت: این دعای توصیه شده توسط حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه، امروز صبح، عجیب به دلم چسبید. برای این حرفها، خیلی کوچک و رو سیاهم با این حال، اول خودم را و بعد دوستان و خواهران و برادرانم را به جد، توصیه می کنم به ذکر خدا، به دعا، به استغاثه، به توسل به اهل بیت علیهم السلام به خصوص توسل به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، به استمداد از روح شهدا، به نذر و البته به لعن و نفرینِ (منافقان و ظالمان). از هیچ کدامِ اینها غافل نباشیم. همه قدرت و دارایی ما همینها است که البته بزرگترین قدرت و دارایی هم هستند.

افزونه۱: از پیوندهای روزانه در ستون سمت چپ وبلاگ هم غافل نشوید. مطالب جالبی در میان آنها پیدا می کنید.
افزونه۲: در ذیل پست قبلی که در مورد واقعه ۲۲ بهمن قم است، یادداشتی تکمیلی اضافه کرده ام که مطالعه آن خالی از لطف نیست.

در مورد حادثه ۲۲ بهمن قم + یادداشت تکمیلی

صرفنظر از قضاوت در مورد درستی یا غلط بودن وقایعی که روز ۲۲ بهمن در قم در حین سخنرانی آقای علی لاریجانی صورت گرفت و منجر به ناتمام ماندن سخنرانی ایشان شد، نحوه بازتاب این رویداد در برخی سایتهای خبری، برکات فراوانی در پی داشته و دارد. در این دسته از سایتها، این حرکت، سازماندهی شده و کار عوامل «جریان انحرافی»، وانمود شده است.
با چند نفر از دوستان قمی، اعم از «منحرف»(!) و «غیر منحرف»(!) که صحبت کردم بر خودجوش بودن این حرکت، فراگیر بودنش و بی ارتباطی مطلقش با طرفداران خاص و پر و پاقرصِ رئیس جمهوری و جریان انحرافی در قم، تاکید کردند.
به هر حال، هزاران نفر در قم به صورت مستقیم در متن یا شاهد این حادثه بوده اند و ای بسا که بسیاری از آنها از مخالفان یا منتقدان رئیس جمهوری یا جریان انحرافی هم بوده باشند. وقتی این جمعیت با بهت زدگی، می بینند یا می شنوند که حرکتشان، سازماندهی شده معرفی می شود و به جریان انحرافی منتسب شده اند، همین نوع خبرسازی، باعث خوردن جرقه تشکیک در اذهان آنها در مورد پروژه «جریان انحرافی سازی» خواهد شد.
امروز، خبرسازیِ کیلویی اینگونه سایتها، آغاز تشکیک هزاران قمی، در سندیت اخبار دیگری است که چنین رسانه هایی در مورد «جریان انحرافی» منتشر کرده اند و منتشر می کنند و این دستاورد کمی نیست. راستش را بخواهید، خود بنده هم اگرچه زمینه های انحراف را داشتم(!) ولی همین گونه خبرسازیها در مورد یکی دو رویداد و مراسمی که در آن شرکت داشتم یا شاهدشان بودم، در شکسته شدن اعتبار اینگونه خبرسازان در ذهنم و جذب شدنم به جریان انحرافی، کم تاثیر نبوده اند! پس به اینگونه سایتها می گوییم، تا می توانید هر حادثه، شخص، گروه و جماعتی را به جریان انحرافی منتسب کنید. از شما سپاسگزاریم که با این رویه، به نفع احمدی نژادِ مظلوم و یارانش کار می کنید.

لینکهای مرتبط (لینکها به تدریج اضافه می شوند):

گزارش یک شاهد عینی از قطع سخنرانی آقای علی لاریجانی در قم
و باز هم به نام احمدی نژاد و به کام دیگران (مشاهدات و تحلیل یک قمی دیگر از وقایع ۲۲ بهمن قم)
امیدوارم آنها که در متن یا شاهد حادثه دیروز قم بوده اند، با خواندن این تحلیل به عمق توهم زدگی جناب حسین شریعتمداری پی ببرند

اصلا ما چند منحرف را به داخل حرم راه ندادند تا توانسته باشیم مانع سخنرانی لاریجانی بشویم

عکس: سه خانم طرفدار رئیس جمهوری در راهپیمایی ۲۲ بهمن قم (در مملکتی که حمایت از رئیس جمهور و انتقاد از … جرم است، و وطن دوستی، کفر و انحراف است، استفاده از پرچم ایران به عنوان پوشیه، ابتکار جالبی است)

حافظه اینترنتی (کیهان ۲۳ بهمن ۹۱ / کیهان ۱۶ خرداد ۸۹)

اوج بداخلاقی رسانه ها و کمال بی انصافی دوستان/وقتی بازار اتهام و تخریب پررونق است! (توضیح علی اصغر سیجانی، کارگردان مستند ظهور نزدیک است، در مورد عکس منتشر شده از او در حادثه ۲۲ بهمن قم)

آقای شریعتمداری! تو و امثال تو، برای دشمن خیلی مفیدتر هستید / از تحلیل های چرک و کثیف حسین شریعتمداری متنفرم

تیتر سایت کلمه در مورد حادثه ۲۲ بهمن قم: فرانکنشتاین های خودسر، این بار در حرم حضرت معصومه (آیا جالب نیست که سبزها از قطع سخنرانی لاریجانی این همه عصبانی اند؟ / این لینک تقدیم به همه حسین شریعتمداریها و مقلدان چشم و گوش بسته شان)

وقتی شریعتمداری، دوستان آیت الله مصباح را منافق و کودتاچی می خواند (نوشتاری از حجت الاسلام شفیعی کیا)

فیلم (دانلود): قطع سخنرانی علی لاریجانی در مراسم ۲۲ بهمن قم (گذاشتن این لینک صرفا جهت اطلاع رسانی در مورد این واقعه و مشخص شدن میزان فراگیری آن است و به معنی ارزشگذاری در مورد آن نیست.)

یادداشت تکمیلی، مورخ ۲۵ بهمن ۱۳۹۱: برخی رایزنیها با دوستان قمی و برخی گمانه زنیها، حاکی از این است که واقعه ۲۲ بهمن قم، پشت پرده هایی هم دارد که بازگو کردن صریح آن در اینجا، چندان به صلاح نیست. با وجود این گمانه زنیها، در مجموع، دو چیز مسلم است:

۱- کسانی که استارت این حرکت را زدند، هر نیتی که داشته اند، به هیچ وجه ارتباطی با رئیس جمهوری، مشایی و «جریان انحرافی» نداشته اند.

۲- اعتراض این دسته، استقبال و همراهیِ پرشور اکثر حاضران در مراسم یا رضایت و سکوتِ رضایت آمیز آنها را درپی داشته است. به بیان دیگر، این حرکت (یا شاید هم پروژه)، بر بستر احساس نارضایتی مردم قم از عملکرد نماینده شان در مجلس، به وقوع پیوسته، بدون پشتوانه مردمی، نمی گرفته است و نشانگر ناراحتی بخش قابل توجهی از قمیها از رئیس مجلس است.

اگر گمانه زنیهای غیرقابل بیان را هم بپذیریم (که البته در مورد آن می توان حکم قطعی داد)، با این حرکت تا به اینجای کار، حداقل دو تیر که با یک نشان زده شده اند، قابل تشخیص اند:

یکم) تسویه حساب جریانی که مایل بود گزینه دیگری به جز لاریجانی رئیس مجلس شود با لاریجانی.

دوم)خراب شدن کاسه و کوزه ها بر سر احمدی نژاد، دولت یا جریان انحرافی، در این قضیه و فراهم آمدن خوراک تبلیغاتی برای کوبیدن آنها از قِبَل این واقعه.

آرمانهایی از جنس ۲۲ بهمن

پی نوشت، مورخ ۲۳ بهمن ۱۳۹۱: متن این پست را به دلیل سوءتفاهمات عجیبی که به وجود آورده بود حذف کردم. فکر کنم اگر اینطوری پیش برویم، دیگر در نقل وصیتنامه امام خمینی یا سخنان یک ماه پیش رهبری و یا قانون اساسی هم باید احتیاط و خودسانسوری پیشه کرد. بهار آزادی است دیگر!

 

گزارشی از مراسم استقبال از رئیس جمهوری پس از سفر مصر

– جمعیت حاضر در استقبال از سه جهت، جمعیت قابل توجهی بود:

۱- به طور معمول، فقط برای سفرهای سالانه رئیس جمهوری به نیویورک، مراسم استقبال برگزار می شد و استقبال برای دیگر سفرهای خارجی، معمول نبود.

۲- بسیار دیر در مورد برگزاری مراسم، اطلاع رسانی شد.

۳- اطلاع رسانی در مورد برگزاری این مراسم در سطحی محدود و عمدتا فقط در چند وبلاگ و متعاقب آنها شبکه ایران، صورت گرفته بود.

با توجه به سه نکته مذکور، جمعیت قابل توجهی در مراسم حضور داشتند و مراسم پرشور برگزار شد.

– یک اتوبوس از بچه های اصفهان، جزو جمعیت استقبال کنندگان بودند. دوستانی از سایر شهرستانها به خصوص قم و نراق نیز در میان استقبال کنندگان بودند که واقعا خدا قوت دارد.

– پس از حضور رئیس جمهوری در حلقه استقبال کنندگان و گفتگو و ابزار احساسات دو طرفه رئیس جمهوری با آنها، دکتر احمدی نژاد به درخواست استقبال کنندگان، علی رغم نبود میکروفن و بلندگو، برایشان سخنرانی کرد.

– رئیس جمهوری در سخنرانی اش بر این نکته تاکید کرد که در وضعیت خوبی قرار داریم و به لطف خدا دوران اوج فشارها و سختیها را پشت سر گذاشته ایم و دوران افولِ همه ظالمان و مستکبران، حتی آمریکا فرا رسیده است. (نقل به مضمون)

– پس از اینکه رئیس جمهوری مراسم را ترک می کند و استقبال کنندگان در حال ترک مراسم بوده اند یکی از استقبال کنندگان به طور اتفاقی متوجه خودروی مهندس رحیم مشایی می شود. با خبر کردن دیگران و پس از در حلقه گرفتن خودرو و اصرار آنها، مهندس مشایی از خودرو خارج می شود و برای آنها سخنرانی می کند و به گفتگو با آنها مشغول می شود.

– مشایی در سخنانش به این نکته اشاره کرد که ما سرباز ولایت فقیه هستیم و پیگیر خط ایشان. مشایی در مورد سفر مصر هم گفت: قبلا گفته بودم اسرائیل مرده است و فقط تشییع جنازه آن برگزار نشده است، اما با این سفر می توانم بگویم تشییع جنازه اسرائیل هم برگزار شد. (نقل به مضمون)

از جمله شعارهایی که در مراسم سر داده شد عبارت است از: «احمدی دلاور، پیرو خط رهبر» و «چپ، راست، کارگزار، علیه اسفندیار». در دست حاضران هم تصاویری از رهبر عزیز انقلاب و رئیس جمهوی و پلاکاردهایی با عبارت «زنده باد بهار!» دیده می شد. ضمنا سر دادن شعار «ما اهل ایران نیستیم، محمود تنها بماند» که سایتهایی همچون فردا و خبرگزاری مهر (که معلوم نیست کدامشان منبع دیگری در نقل این خبرِ ساختگی و موهن بوده است) و به تبع آنها سایتهایی دیگر، خبرش را منتشر کرده اند، مطلقا دروغ است و قویا تکذیب می شود. چنین تهمت و البته توهینِ شاخداری، برگ دیگری است از فهرستِ پربرگِ جوانمردی این سایتها در تنظیم خبر و گزارش در مورد رئیس جمهور و طرفدارانش.

لینکهای مرتبط:
گزارش تصویری ایسنا از مراسم استقبال
متن کامل سخنان مشایی در فرودگاه مهرآباد
سومین پیروزی (خاطره آخر مطلب هم خیلی جالب است)
دکتر احمدی نژاد به مستقبلین: بزرگواری کردید تشریف آوردید، هم ما را محکم تر کردید، هم خودتان را محکم تر کردید

استقبال از رئیس جمهور در بازگشت از سفر تاریخی به مصر + چند توصیه و پوستر

گرچه برای اطلاع رسانی کمی دیر شده است ولی ان شاءالله در زمان بازگشت رئیس جمهورِ شجاع، خدوم و مظلوم، دکتر محمود احمدی نژاد از سفر تاریخی مصر، در فرودگاه مهر آباد به استقبال ایشان خواهیم رفت. شاید این بار، آخرین برای باشد که پس از هشت سال، تهرانی ها فرصت دارند به استقبال رئیس جمهورشان بروند و از بی خوابیهایش تشکر کنند. پس نباید فرصت را از دست داد.
از دوستان عزیز خواهشمندم در این فرصت کم، به هر طریقی که می توانند، اعم از پیامک، پست وبلاگی، آگهی در شبکه های اجتماعی و تبلیغ شفاهی در مورد این مراسم، اطلاع رسانی کنند.
ضمنا از شعارهای پیشنهادی دوستان برای این مراسم استقبال می شود.

زمان: جمعه، ۲۰ بهمن، ساعت ۱۲ ظهر
مکان: فرودگاه مهرآباد، نرسیده به ورودیِ پارکینگ ترمینال ۲، سمت راست، پاویون دولت (پاویون جمهوری)

استقبال از رئیس جمهوری در مقام راس الحسین مصرتوضیح عکس: استقبال از دکتر احمدی نژاد در محل مسجدالحسین (مقام راس الحسین) در قاهره-مصر

توصیه های بنده برای مراسم استقبال:

۱- حاضران برای جلوگیری از سوءاستفاده اختلاف افکنان، پوسترهایی از مقام معظم رهبری و یا پوسترهایی که رهبری و رئیس جمهوری را همراه نشان می دهد، با خود بیاورند. به عنوان مثال، بزرگوارانی استفاده از چنین عکسهایی را در طراحی پوستر، برای فردا پیشنهاد کرده اند: +، +، +

۲- ضمن اینکه شعارهایی اثباتی سر داده شود که حمایت ما از رئیس جمهوری را در برابر هجمه های عام هفت سال اخیر و هجمه های خاص دو سال اخیر و هجمه های اخص ماهها و روزهای اخیر نشان می دهد، از شعارهای اختلافی به خصوص علیه اشخاص خاص، مطلقا خودداری شود و از همراهی با اشخاصی که ممکن است بخواهند فضا را به این سمت ببرند نیز خودداری شود.

۳- استفاده از مضمون «زنده باد بهار!» در شعارها فراموش نشود!

پوسترهای طراحی شده توسط برخی دوستان که در صورت تمایل می توانید آنها را تکثیر کنید و به همراه بیاورید:

پوستر ۱

پوستر۲

چند پوستر دیگر هم در این صفحه می توانید ببینید: +

 

لینک مرتبط: گزارشی از مراسم استقبال از رئیس جمهوری پس از سفر به مصر

خدایا از مسخ و گمراهی نجاتم بده!

حرفهایی که از یک سری از دوستان می شنوم، قضاوتها و تحلیلهایی که از آنها می بینم، مطالبی که از یک سری افراد می خوانم و بی تفاوتی هایی که از یک سری دیگر از دوستان می بینم، به خصوص در چند ماه گذشته و به خصوص در این یکی دو روز گذشته، برایم به شدت دردآور و جانکاه بوده است. دیشب، یک لحظه خواب به چشمانم نیامد. بی تعارف، دنیایم را اینقدر از این دوستان دور می بینم که به نظرم می آید یا من مسخ شده ام یا این دوستان. در قضاوتها و موضعگیریهایشان، کمپلکسِ فشرده ای از بی انصافی و نمک نشناسی و بی چشم و رویی و حرملگی و گربه صفتی و ناجوانمردی و پستی و حماقت و موقعیت نشناسی به چشمم می آید که چگالی اش آنقدر بالا است که جایی برای بحث و استدلال باقی نمی گذارد و به همین خاطر به لعن و نفرینشان اکتفا می کنم.
بی تفاوتی و آرامش و بی خیالیِ یک سری دیگر از دوستان هم به همین نحو برایم آزار دهنده و عجیب و حیرت آور است. این وسط آنها که درگیر شدن در این ماجراها را سطحی بودن و سیاست زدگی می دانند و به همین خاطر بی تفاوتند، از همه منزجر کننده ترند. می گویم «دوستان»؟ کدام دوستان؟ کدام دوستی؟ جز نفرت، حس دیگری نسبت به آنها در خودم احساس نمی کنم. خدایا اگر من مسخ شده ام، از این مسخ شدگی به تو پناه می برم.

 

از «گل و بلبلیسم» متنفرم + یادداشت تکمیلی

مرگ بر گل و بلبلیسم جای چنین تصاویری فقط روی کتابهایِ مطهر و عزیزی مثل قرآن و دیوان حافظ و بوستان و گلستان سعدی است. در جای خود که نباشند، روی هر گند و کثافتی که باشند، می شود «گل و بلبلیسم». باید خطخطی یا پاره شان کرد. کی می شود بفهمیم، کتابِ قطورِ «بی عدالتی»، لایق گل و بلبلهایی مثل «وحدت»، «همدلی»، «آرامش» و … نیست؟

یادداشت تکمیلی، مورخ ۱۶ بهمن: از دیروز، بدون اینکه دلیلش را بدانم بازدید کنندگان وبلاگم نزدیک به دو برابر شده اند. به خاطر تقارن این قضیه با نطق رئیس جمهوری در جلسه استیضاح وزیر رفاه، لازم است به عرض برسانم اگر احتمالا به امید خواندن مطلبی در مورد نطق دیروز رئیس جمهوری به این وبلاگ سر می زنید، اشتباه آمده اید و دیگر خودتان را خسته نکنید. در مورد این نطق، حرفی ندارم و مطلبی نخواهم نوشت. یعنی حرف دارم، خیلی هم حرف دارم ولی ماشاءالله، حضراتی که می شناسیدشان، جوی به وجود آورده اند که در این زمینه هیچ حرف صریحی نمی شود زد. لینکِ مرتبطش هم می شود این. اگر حوصله خواندنِ تحلیل و مطلب به سبک همین مطلبِ لینک داده شده را دارید در خدمتم و الا عذرم را بپذیرید. این روزها و ماهها، چاره و سلاحی به جز دعا و توسل و لعن و نفرین (به اسم و جدا جدا) ندارم که به امید خدا سلاحهای ضعیفی هم نیستند. شما هم در کنار سایر فعالیتهایتان از این سلاحها غافل نباشید.