آناهیتا*

آناهیتا!
آناهیتای چشم – کوثری من!
آن وقتها که جاریِ اشکهایت
صورتت را مرزبندی می کنند
خوب می فهمم که چرا می گویند
بین النهرین
منشا تاریخ انسان بوده است

——-
پی نوشت:
* آناهیتا: الهه آب، پاکی و زیبایی در ایران باستان.

 

فقط احمدی نژاد حق ندارد یک غیر مسلمان را شهید بنامد +عکس (ویرایش دوم)

در جلسه مورخ ۱۸ مرداد ۱۳۹۰ شورای شهر تهران، نامگذاری خیابان ۲۷ منطقه ۶ به نام شهیده راشل کوری تصویب شد. (منبع: خبرگزاری فارس)


در ادامه، تابلوی این خیابان را که در ناحیه ۵ از منطقه ۶ شهرداری تهران قرار دارد و از خیابان شهید خالد اسلامبولی منشعب شده است می بینید:

برای دیدن، تصویر فوق، در اندازه کامل، اینجا را کلیک کنید.

همچنین در نقشه روز تهران در سایت منتسب به شهرداری تهران و مزین به لوگوی این شهرداری می بینید که مصوبه شورای شهر توسط این شهرداری اجرا شده است:

(برای دیدن نقشه بالا در ابعاد بزرگتر و خواناتر، اینجا را کلیک کنید.)

پس در حال حاضر، در پایتخت جمهوری اسلامی ایران، خیابانی هست که نام «شهید» راشل کوری را بر خود دارد. دختر آزاده و عدالت طلبی که نه مسلمان بود، نه ایرانی بود و نه در برخی عکسهایی که از او در اینترنت موجود است، پوشش او با شرعیات و عرفیاتِ جمهوری اسلامی ذره ای سنخیت دارد.

و در ادامه، یک نمونه از چندین نمونه به کار بردن لفظ «شهید» در مورد راشل کوری، توسط یکی از سایتهایی که شهید خواندن هوگو چاوز توسط احمدی نژاد را با وجود عدالت طلبی چاوز، موحد بودنش، ضد اسرائیلی و ضدآمریکایی بودنش، خدمات وسیعش به ایران در دور زدن تحریمها، علاقه شدیدش به امام مهدی (در فیلمی که از او در حضور محمود عباس فلسطینی موجود است) و امام رضا (در فیلمی که از او پس از زیارت امام رضا موجود است) و مرگ مشکوکش، زیر سئوال بردند و دستاویزشان مسلمان نبودن چاوز بود.

منبع عکس بالا: سایت مشرق

آری، اینچنین بود برادر و خواهر گرامی! حضرات از اهل بیت برایمان نقل کرده بودند هر که بر حب اهل بیت بمیرد، شهید است و به ما گفته بودند شهدا هم از رجعت کنندگانند. اما مثل خیلی چیزهای دیگر، نوبت به احمدی نژاد که رسید، او را در تریبونهای مختلف شماتت کردند که چرا یک غیرمسلمان را شهید خواندی و از رجعتش گفتی و ذره ای هم فکر نکردند اگر این شماتتها به گوش غیرمسلمانان و به خصوص مردم آمریکای لاتین و ونزوئلا برسد، چه اثر مخربی بر ذهنیت آنها در مورد ما و انقلاب و دینمان خواهد داشت.

کاپشن احمدی نژاد

برای دوستان سابقی که نمی دانم به چه دلیلی دلشان برای کاپشن احمدی نژاد تنگ شده است و ایضا برای پادوهای سایتهای پولکی و میلیونی که مدعی اند احمدی نژاد، کاپشنی را که کنار گذاشته بود(!) به دلایل انتخاباتی در بهار ۱۳۹۲ دوباره به تن کرده است:

توضیح عکس بالا: مشهد، یکصدمین سفر استانی، مورخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۱، منبع: خبرگزاری مهر

دیدار از مناطق زلزله زده آذربایجان، 3 شهریور 1391
توضیح عکس بالا: دیدار از مناطق زلزله زده آذربایجان شرقی، مورخ ۳ شهریور ۱۳۹۱، منبع: سایت ریاست جمهوری

فریادی از زیر آب

 متن کامل فراز مهمی از سخنرانی احمدی نژاد در جمع مردم اهواز، ۱ اردیبهشت ۱۳۹۲

آرمانشهر: متنی که در ادامه می آید فراز مهمی از سخنرانی رئیس جمهوری در جمع مردم اهواز است که در روز ۱ اردیبشهت ۱۳۹۲ ایراد شده است. این سخنان به دو دلیل مهمند: ۱- مرام و مانیفست اقتصادی احمدی نژاد، یعنی پایبندی به گفتمان «عدالت و پیشرفت» و عدالت توزیعی در آن به خوبی مشهود است. ۲- به نوعی شاید صریح ترین دردنامه احمدی نژاد باشد که در جمع مردم ابراز شده است. این سخنان را به نقل از وبلاگِ قابلِ تحسین «با مردم، برای مردم، تا پیروزی» بازنشر می کنم که متن کامل برخی از سخنرانیهای رئیس جمهوری را تنها در آن می توان یافت.

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

…در اقتصاد دولت چند بار تلاش کرد که ثروت را در بدنۀ اجتماعی توزیع کند. پول را ببرد و از پائین‌ترین لایه‌های کشور تقسیم کند و بالا بیاید. یکی از این تلاش‌ها، طرح بنگاه‌های زودبازده بود. [تلاش‌های دیگر] سهام عدالت، مسکن مهر و هدفمندی است. البته به شما عرض کنم، شیاطین و بدخواهان و خودخواهان و انحصارطلبان، نمی‌خواهند کار دست ملت بیافتد؛ نه در عرصه اقتصاد، و نه در عرصه سیاست. می‌خواهند کار دست خودشان باشد. با هر طرحی که به سمت توزیع ثروت در بدنۀ اجتماعی، به سمت عدالت، به سمت فعال کردن توده‌های مردم در اقتصاد و سیاست است، مخالفت می‌کنند. جوسازی می‌کنند. بگذارید مثال بزنم. این طرح بنگاه‌های کوچک طرح موفقی بود. در عرصۀ بین المللی ارزیابی شد، موفق بود. چندین گروه به کل کشور اعزام کردیم. معمولاً طرح‌ها [در اجرا] انحراف دارد. یعنی وقتی انبوه کار می‌کنیم، یک مقدارش در محل خودش نمی‌نشیند. آن که در ایران اجرا شد کمترین انحراف را نسبت به کل کشورهای دنیا که این طرح را اجرا کردند داشت. بیش از یک میلیون و شصت هزار شغل ثابت ایجاد شد. البته معدود افرادی بودند که پنج میلیون، ده میلیون را برای اشتغال گرفتند، رفتند ماشین یا خانه خریدند. آن هم اشکالی ندارد. بالاخره توده‌های مردم‌اند. پول مال مردم است. اما چقدر با این طرح مخالفت شد. چه کسانی مخالفت می‌کردند؟ کسانی که صد و هشتاد میلیارد، دویست میلیارد، هزار میلیارد تومان از بانک گرفتند و پس نمی‌دهند. اما چون رسانه و بلندگو دارند، فریاد می زنند: ای داد، ای بیداد! این پنج میلیون، ده میلیونی که به جوانی دادید کاری برای خودش درست کند، برنگشت و اقتصاد خراب شد! آدرس غلط می‌دهند، آدرس انحرافی می‌دهند. چرا؟ برای این‌که آن‌ها نمی‌خواهند توده‌های مردم فعال شوند و قدرت پیدا کنند. البته غربی‌ها، دشمنان بیرونی هم همین‌طورند. آن‌ها نمی‌خواهند توده‌های ملت ما در عرصه‌های گوناگون وارد بشوند. معلوم است در یک کشور که هفتاد و شش میلیون جمعیت دارد، بیش از سی میلیون انسان آماده به کار هستند. اگر سی میلیون انرژی در اقتصاد فعال شود، اگر همه برای ساختن کار کنند، اگر همه به نوعی خودشان در کشور مالک باشند، چه اتفاقی می‌افتد؟ انقلاب اقتصادی خواهد شد. سهام عدالت دادیم، همین طور حمله کردند. [در] مسکن مهر، همین طور حمله کردند. هدف‌مندی یارانه‌ها که موفق‌ترین طرح تاریخ اقتصاد کشور است. می‌گوئیم آقا، سیصد هزار میلیارد تومان یارانه دارد تقسیم می‌شود، بدون برنامه. بیست درصد جامعه دارد هفتاد درصدش را می‌برد. اجازه بدهید این در توده‌های مردم تقسیم شود. چهل و پنج هزار و پانصد تومان تو جیب مردم گذاشتیم، آن را هم از خود مردم گرفتیم. از آن که بیشتر مصرف می‌کند، گرفتیم دادیم به آن‌که کمتر مصرف می‌کند. چه غوغایی راه انداختند! چرا؟ برای اینکه می‌گویند اگر توده‌های مردم توانمند شده و وارد عرصه های اقتصاد شوند، آن وقت دیگر فرصت انحصارطلبی ، فرصت انباشتن ثروت‌های بادآورده، از یک عدۀ قلیل گرفته خواهد شد. مخالفت می‌کنند. می‌خواهند از همان صفرِ کار، کار را قفل کنند و اجازه ندهند. همان طوری که غربی‌ها در موضوع هسته‌ای [عمل کردند].

سال دوم یا سوم بود، در نیویورک عده‌ای از عناصر بلندپایۀ آمریکایی -بیست و هفت هشت نفر- آمدند و با ما جلسۀ مفصلی گذاشتند. بحث هسته‌ای، سؤال، جواب، سوال، جواب. آخر کار اون مرشدشون، اون پیرشون، برگشت گفت خب آقای احمدی‌نژاد، اگر ما این موضوع هسته‌ای. شما را به رسمیت بشناسیم، دیگر شما تا همین‌جا توقف می‌کنید و دیگر جلوتر نمی‌روید؟ من گفتم یعنی چه جلوتر نمی‌روید؟ گفت: به همین قناعت کنید، بسیار خب ما قبول کنیم، همین‌جا تمام.

خب آن‌جا من چه باید می‌گفتم؟ آن‌ها چون می‌خواهند [فناوری] هسته‌ای در انحصار خودشان باشد، انرژی هسته‌ای، نیروی هسته‌ای، پزشکی هسته‌ای، کشاورزی هسته‌ای و به وسیلۀ آن دنیا را چپاول کنند، نمی‌خواهند اجازه دهند سایر ملت‌ها از این انرژی عظیم استفاده کنند. خب اگر دویست تا ملت دنیا همه از این انرژی استفاده کنند، دیگر جائی برای قلدری‌های قلدرهای بین المللی و چپاول ثروت ملت ها باقی نمی‌ماند.

من گفتم: هرگز. این حق ملت ایران است. ملت ایران انرژی هسته‌ای را می‌خواهد، همه‌اش را می‌خواهد! در داخل هم همینطور است. ثروت ملت، امکانات ملت، باید در بدنۀ اجتماعی توزیع شود. ما گفتیم این هدفمندی یارانه ها پول خود مردم است، از جیب مردم به جیب مردم. توزیع عادلانه است. گفتیم: آقا والا بلا به جای چهل و پنج هزار و پانصد تومان به خدا می‌شود دویست و پنجاه هزار تومان به هر ایرانی داد. [عکس العملشان] داد و بیداد! فرد دیگری احتکار کرده، فرد دیگری بازار ارز را به هم ریخته، فرد دیگری تحریم کرده، این‌ها را کنار می‌گذارند، همه‌اش می‌گویند مال هدفمندی است. هدفمندی چه گناهی کرده؟ هدفمندی پول مردم در جیب مردم هست.

من به شما بگویم، به خدا- حالا این رو باید بگویم دیگر، مردم خوزستان‌اند، اینجا نگوئیم کجا باید بگوئیم؟- من در سمنان گفتم، در شاهرود گفتم. گفتم دست ما رو بستی در حوض انداختی، می‌گوئی خودت بیرون بیا، کشور را هم بیرون بیاور. می‌گوئیم چشم، بسیار خب. با دست بسته هم می‌توانیم انجام بدهیم. می‌آیند یک وزنه هم به پایمان می‌بندند. می‌گوئیم آقا، دستمان را بستی، دیگر چرا وزنه می‌بندی؟ عیبی ندارد. دستمان را بستی، وزنه بستی، خب بالاخره به هر ضرب و زوری شده به کمک ملت از این حوض بیرون می‌آئیم. می بینند نمی‌شود، هی دستشان را رو سر ما گذاشتند و هی هل می‌دهند زیر آب! هی سر ما را زیر آب می‌کنند. می‌گوئیم یه خرده انصاف داشته باش! دستمان را بستی قبول! وزنه را بستی قبول! دیگر چرا سرمان را زیر آب می‌کنی؟! بگذار خدمت کنیم، دو تا کار انجام بدهیم این کشور جلو برود و اقتصاد کشور نجات پیدا کند.

عزیزان من، دشمن آمده تحریم کرده، به امید این‌که ملت ما را به زانو در بیاورد. سال گذشته را به یاد بیارید. به خدا همۀ شیاطین جن و انس جمع شده بودند برای این‌که ملت ایران را بشکنند. سنگین‌ترین تحریم‌ها از بیرون، ناجوانمردانه‌ترین اقدامات در داخل. همان که خودش احتکار کرده، همان که خودش پدرسوخته‌بازی درآورده، می‌آید در رسانه می‌نشیند، طلبکاری می‌کند و [مشکلات را] گردن ملت و دولت می‌اندازد. می‌شود با دو تا حرکت، کاری بکنیم که دیگر دشمن از این‌که اعلام کرده ما را تحریم کرده شرمنده شود. ما یک کشور بزرگیم، پر از ثروت، پر از اراده، پر از مردم خوب. راهش این است که به مردم اعتماد کنیم. کی گفته اگر ثروت ملت دست یه عدۀ خاصی باشد، کشور بهتر اداره می‌شود؟ من این‌جا با افتخار می‌گویم: اگر ثروت ملت دست ملت باشد، به خدا ایران ظرف چهار پنج سال قدرتمندترین کشور جهان می‌شود. به ملت اعتماد کنیم. بعضی‌ها از این‌که طبقات محروم یک ذره، همچین بگوئی نگوئی، یک ذره وضعشان بهتر شده ناراحتند. می‌گویند این مردم مستضعف اگر وضعشان بهتر شود، فردا چیزهای دیگر هم از ما می‌خواهند. خب بخواهند! مال ملت است. کشور مال ملت است. خب اگر ملت نخواهد پس چه کسی باید بخواهد؟

در موضوع تحریم و اینها هم همینه. اون بدخواهان بدونند. سال گذشته فشار اقتصادی رو به ملت حداکثر کردند. بدتر از فشار اقتصادی ، فشار جنگ روانی. هر روز سیاه نمایی، هر روز دروغ ، هر روز جوسازی، هر روز شایعه. هدفشون این بود که ملت ایران رو بشکنند. نوروز دیدیم چه خبر شد. ملت ایران هوشمندانه همه ی طراحی دشمن رو در هم شکست. من میخوام از زبان مردم خوزستان به نیابت از ملت ایران اعلام کنم. بابا گوشاتونو باز کنید، بفهمید:

این‌جا ایران است! به خدا برای له کردن شما فقط و فقط جوانان‌های خوزستان، عشایر لر، بختیاری، عرب کافی هستند…

منبع: +

فاطمه

شعر کمتر دیده شده ای از نزار قبانی
***

ابتدا، فاطمه بود
و بعد از او پدید شد عناصر اشیا؛
آتش و خاک،
و آب و هوا…
و هست شد زبان ها و نام ها،
و تابستان و بهار
و پگاه و شامگاه
و بعد دیدگانِ فاطمه
جهان، پی به راز گل سیاه بُرد
و بعدِ او، پس از هزار قرن
زنان پدید آمدند…

***
منبع: «عشق، پشت چراغ قرمز نمی ماند!»، نزار قبانی، ترجمه مهدی سرحدی، نشر کلیدر، صفحه ۱۶

نظرسنجی در مورد برگزاری مراسم صدهزارنفری تجلیل از فعالان نوروزی + نتایج نظرسنجی

به دلایلی ترجیح دادم این موضوع را مورد نظرسنجی خوانندگان وبلاگم قرار بدهم. روشن است که نتایج این نظرسنجی، صرفا نشان دهنده نظرات مخاطبان وبلاگ آرمانشهر است و نه هیچ گروه آماری دیگری. مخاطبانی که در نظرسنجی خرداد ۱۳۹۱ وبلاگ، ۶۹ درصدشان با ادمه ریاست «علی لاریجانی» بر مجلس به خاطر ریاست برادرش بر قوه قضائیه مخالف بوده اند و در نظرسنجی اردیبهشت ۱۳۹۱ وبلاگ، با اختلاف زیادی از سایر گزینه ها، ۳۳ درصدشان، «سعید جلیلی» و ۳۲٫۳ درصدشان، «اسفندیار رحیم مشایی» را مناسب ریاست جمهوری بعد از احمدی نژاد دانسته اند. گرچه این درصدها هم امروز، بعد از گذشت یک سال، ممکن است تغییراتی داشته باشند.
ضمنا به جز شرکت در نظرسنجی، دعوت می کنم اگر در مورد نظرتان، توضیحی هم دارید به صورت کامنت، آن را درج کنید.
نکته دیگر اینکه اگر ببینم سایتهایی که به طور معمول به وبلاگ بنده لینک نمی دهند با لینک دادن به این پست، خوانندگانشان را به این نظرسنجی سرازیر کرده اند، این پست را حذف خواهم کرد.

مطلب تکمیلی۱: این نظرسنجی تا ساعت ۲۴ روز ۲۸ فروردین ادامه دارد.

مطلب تکمیلی۲: تا ساعت ۲۴ روز ۲۸ فروردین، ۴۳۶ نظر، برای این نظرسنجی ارسال شد که به شرح زیر است:

۱۹۷ نفر، معادل ۴۵٫۱ درصد با برگزاری مراسم مخالفت کرده اند.
۱۹۴ نفر، معادل ۴۴٫۴ درصد با برگزاری مرسم موافقت کرده اند.
و  ۴۵ نفر، معادل ۱۰٫۳ درصد هم گفته اند که نظر خاصی در این مورد ندارند.

نمودار نتایج نظرسنجی را در اینجا می توانید ببینید.

رئیس جمهور وقت ایران در سال ۱۳۶۷: مطمئن نیستم ظرفیت زبان عربی به قدر ظرفیت زبان فارسی باشد

اجمالی از جملاتی را که در ادامه نقل کرده ام تا به حال یکی دو بار شنیده بودم ولی نمی دانستم گوینده محترم آنها، دقیقا در چه زمانی و در کجا آنها را بیان کرده اند و در چه منبعی می توان عین آنها را یافت. برایم عجیب بود که با جستجوی اینترنتی هم متن این سخنرانی یا نشانه ای از آن را پیدا نمی کردم. اما روزنامه «شهروند» به مدیرمسئولی «عبدالرضا داوری» در شماره مورخ ۲۸ اسفند ۱۳۹۱ خود، این جملات را به همراه آدرس منبع آنها بازنشر کرده است: مجله «نشر دانش» (از مجلات «مرکز نشر دانشگاهی»)، شماره ۴۶، مورخ خرداد و تیر ۱۳۶۷

پس از رجوع به نسخه پی.دی.اف و عکسیِ شماره مذکور از مجله «نشر دانش» در سایت www.noormags.com، مناسب دیدم این جملات را در اینجا نیز باز نشر کنم تا در فضای مجازی قابل یافتن باشند. البته نقل قولی که در ادامه آورده ام از نقل قول شهروند کامل تر است:

«زبان فارسی، زبان انقلاب است. زبان اسلام راستین است و زبان اسلامی است که می تواند ملتها را بیدار کند. قرآن و احادیث و متون اسلامی مایه حیات هر مسلمانی است، در این هیچ شکی نیست. همانطور که می دانید ما در قانون اساسی خود، آموزش زبان عربی را لازم و واجب دانسته ایم. ارادت ما و علاقه ما به زبان عربی چیزی نیست که برای کسی روشن نباشد و احتیاج به اثبات داشته باشد. اما من می خواهم بگویم آن زبانی که امروز می تواند مفاهیم اسلام انقلابی را به دنیا منتقل کند زبان فارسی است. زبان انقلابی و زبان اسلام انقلابی، زبان فارسی است. زبان فارسی ذاتا یک زبان کارساز است…
البته زبان عربی هم یقینا زبان پرظرفیتی است لیکن بنده مطمئن نیستم ظرفیت زبان عربی به قدر ظرفیت زبان فارسی باشد و در مواردی شک دارم که برخی از مفاهیمی که در زبان فارسی است در زبان عربی جا بگیرد. یعنی من نمی دانم که آیا حقیقتا می شود بعضی اشعار حافظ را در قالب عربی آورد، یا در اشعار عربی شعری پیدا کرد که دارای این همه ظرافت و معنویت باشد؟…
یک زبان کامل و به این خوبی در اختیار ماست و بهترین مفاهیم و دقیق ترین آنها را می توان در این زبان گنجاند. ما باید قدر این زبان را بسیار بدانیم، چیز فوق العاده ای است، یک نعمت الهی است در اختیار ما. همانطور که کشور ما از لحاظ موقعیت جغرافیایی یکی از استثناهای دنیا است. همچنانکه از لحاظ اقلیمی نیز کشور ما چیزهای ممتاز زیادی دارد، یکی از خصوصیات ما داشتن این زبان است و ما چه می دانیم، شاید یکی از عوامل افتخارات بزرگ این ملت همین زبان باشد. نمی توان از این نکته غافل ماند. می دانیم که در دنیای اسلام، ایرانیها به عنوان یک قوم، بیشتر از تمام اقوام دیگر مسلمان برای اسلام کار کردند و در گسترش فرهنگ اسلامی تلاش کردند. اینکه چیز واضحی است. شکی نیست که در حدیث، تفسیر و حتی در لغت عربی، بهترین آثار را ایرانیها و فارسی زبانان نوشته اند. در فلسفه و عرفان که غوغاست و غیر ایرانی، انگشت شمار و معدود است، اکثرا همه ایرانی اند. این خصوصیاتی که ما در قوم ایرانی و ملت خودمان مشاهده می کنیم شاید یک مقداری از زبان این ملت ناشی شده باشد، از ظرفیت زبانی که در اختیار داشته نشأت گرفته باشد.»

(حضرت آیت الله خامنه ای در مراسم افتتاحیه سمینار زبان فارسی در سازمان صدا و سیما، بهار ۱۳۶۷ / مجله نشر دانش، مورخ خرداد و تیر ۱۳۶۷، صفحات ۵ تا ۸ )