هنرنمایی خدای احمدی نژاد

اولین هنرنمایی خدای احمدی نژاد را در این انتخابات، آنجا دیدیم که شورای نگهبان، به سوگند علامه ای که دوست داشت این سوگند در زندگی ۸۰ ساله اش… بگذریم.
و دومین هنرنمایی اش را عصر روز جمعه ۱۰ خرداد ۹۲ در تلویزیون ملی ایران دیدیم. در طول این به اصطلاح مناظره (که البته یک ساعت و نیم اواسطش را رفتم خوابیدم و بعد از استراحت، ادامه اش را پیگیری کردم) به خودم می گفتم خدایا شکرت که مشایی در این برنامه حضور ندارد.
برنده این مناظره، بی برو و برگرد، احمدی نژاد و مشایی بودند و لاغیر. موعد مفتضح شدن آنها که به احمدی نژاد ظلم کردند یا نسبت به این ظلم سکوت کردند، فرا رسیده است. این تازه اول کار است.

به قول عزیزی: «فصل رسوایی فرا رسیده است.»

 

 

پیشنهادی به نمایندگان مجلس شورای اسلامی

رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، به تازگی گزارشی منتشر کرده است از سفر برخی از اعضای خانواده رئیس جمهوری و معاونانش به نیویورک و گفته است که به خاطر هزینه از بیت المال برای سفر این اشخاص ، شکایتی هم از این کمیسیون به قوه قضائیه در حال تنظیم است. پس از انتشار این گزارش، معاونت اجرایی ریاست جمهوری سفر برخی اشخاص نام برده شده در این گزارش را قویا تکذیب کرد. ضمن اینکه مشخص نیست سایر اشخاص نامبرده شده در این گزارش با هزینه خودشان در سفر نیویورک حضور داشتند یا با هزینه از بیت المال. با این حال به نظر می رسد، این گزارش حاکی از دغدغه دسته ای از نمایندگان مجلس در مورد نحوه هزینه از بیت المال است.

یکی از رویه های مثبت در مجلس شورای اسلامی، امضای نامه های تقدیر از عملکرد مثبت دستگاهها و مسئولان است. حالا که دغدغه نحوه مصرف بیت المال در مجلس شورای اسلامی وجود دارد و در انتهای دوره ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد هم هستیم، مناسب است گزارشی به همراه جزئیات از نحوه استفاده رئیس جمهوری از بیت المال تهیه شود و در انتها از ایشان تقدیر شود. برای کمک به تهیه این گزارش، اطلاعاتی که در ادامه می آید به ذهن نگارنده می رسد:

آقای احمدی نژاد، ۸ سال است که رئیس جمهور است. بنا به گفته خود ایشان و نیز گواهان موثق، رئیس جمهوری در این ۸ سال، حقوقی بابت ریاست جمهوری خود دریافت نکرده است و زندگی اش با حقوقی که از دانشگاه علم و صنعت دریافت می کند می گذرد. چه اینکه عضویت ایشان در هیئت علمی این دانشگاه و نیز تدریس ایشان در این دانشگاه (البته به نحوی محدودتر از قبل از سال ۱۳۸۴) هنوز ادامه دارد. خوب است در این گزارش، حقوق ۸ ساله رئیس جمهور ایران که دریافت نکرده است محاسبه شود.

آقای احمدی نژاد تاکنون فقط در داخل کشور، بیش از ۱۰۰ سفر استانی چند روزه داشته است که طبیعتا شامل حق ماموریت می شوند. ایشان در این سالها، دهها سفر خارجی هم داشته است. مناسب است در این گزارش، مبلغ حق ماموریت تمام سفرهای داخلی و خارجی رییس جمهور هم محاسبه شود.

رییس جمهوری زمانی گفته بود به معاونان و وزرایم توصیه کرده ام بابت اضافه کاریهایشان، دستمزدی دریافت نکنند. روشن است که خود ایشان وقتی حقوق ثابت خود را دریافت نمی کند، اضافه کاری هم دریافت نمی کند. همگان می دانند که ایشان در طول ۸ سال گذشته، کم و بیش هر روز تا پاسی از شب در نهاد ریاست جمهوری یا هر جای لازمی، به رتق و فتق امور کشور مشغول بوده است. لازم است در این گزارش، مبلغ این اضافه کاریها نیز محاسبه شود.

رئیس جمهوری، هدایای ارزشمندی را که در طول سالهای گذشته از سران کشورهای مختلف دریافت کرده است یکبار در سال ۱۳۹۰ و یکبار در سال ۱۳۹۱ در اختیار سازمان بهزیستی گذاشت تا به حراج گذاشته شوند و مبلغ حاصل از فروش آنها در اختیار مددجویان بهزیستی گذاشته شود. خبر نداریم روسای جمهور قبلی با اینگونه هدایا چه کرده اند. اما هدایایی که در سال ۱۳۹۰ به حراج گذاشته شد به مبلغ ۳۷۰ میلیون تومان و هدایای سال ۱۳۹۱ به مبلغ ۴۷۵ میلیون تومان به فروش رفتند. مناسب که این مبالغ هم در گزارش پیشنهاد شده در نظر گرفته شود.

مسلما، حتی اگر سفر برخی همراهان رئیس جمهور به نیویورک با هزینه از بیت المال صورت گرفته باشد، که خود این موضوع نیاز به بررسی دارد، هزینه این سفر، در برابر فقط ۸ سال حقوقی که  ایشان نگرفته است، رنگ می بازد. شایسته است حالا که در انتهای دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد هستیم به خاطر اینکه ایشان در حد حق خودش هم از بیت المال، جیبی برای خود ندوخته است از ایشان تقدیر شود. چه خوب است در این روزهای آخر، کمی حرمت چشمهای خسته و بی خواب او را پاس بداریم و از آنها شرم کنیم.

پی نوشت: این مطلب، در شماره امروز روزنامه شهروند نیز منتشر شده است. (لینک)

عبدالرضا داوری: تا زمان اعلام خبر توسط منابع رسمی، هیچ خبری در مورد تایید صلاحیت مهندس مشایی، سندیت ندارد

دکتر عبدالرضا داوری، مسئول کمیته رسانه ستاد (تعطیل شده) مهندس مشایی از بنده خواستند که این متن را در وبلاگم منتشر کنم:

«در موضوع تایید صلاحیت مهندس مشایی، تا زمان اعلام چنین خبری توسط منابع رسمی، هیچ خبری تایید شده نیست و سندیت ندارد. از دوستان درخواست می شود از ارسال و انتشار پیامک، پست وبلاگی، یادداشت فیسبوکی، کامنت و امثالهم در این مورد خودداری کنند و به دیگران هم در این مورد تذکر بدهند.»

پی نوشت: به دوستان احمدی نژادی توصیه می کنم به جای اینکه چشم به راه شایعات باشند، خدا را فراموش نکنند و امیدشان به او و حجتش باشد. آیا از دوستان احمدی نژادی کسی هست که در این وضعیت اضطرار، هنوز حداقل به سه روز روزه ای که دکتر احمدی نژاد گرفت و ۱۴ هزار صلواتی که او فرستاد، مشغول نشده باشد؟ جای تاسف است اگر در بین بچه مذهبیهای احمدی نژادی، چنین دوستانی وجود داشته باشند.

من زبون نیستم + مطلب تکمیلی

رای دادن امثال ما به هر کاندیدایی به جز مشایی، یعنی تایید ظلمی که نزدیک به دو سال است به احمدی نژاد و یارانش شده است. ظلمی که آنقدر پر زور است که من حتی نمی توانم فهرستی از مصادیق پر شمار آن را در اینجا بیاورم، چون متهم می شوم به ایستادگی در برابر قانون و دستگاههای قانونی کشور. من اینقدر زبون و ذلیل و تو سری خور نیستم که باب میل کانونهایی که این ظلمها را طراحی کرده اند، بروم به کاندیدایی به جز مشایی رای بدهم تا آنها در دلشان به ریشم بخندند که هر بلایی که خواستیم سر اینها آوردیم و آخر کار آمدند پای کاندیدای مورد نظر ما ایستادند. دوستان اگر مایل به شرکت در انتخابات هستند، رای سفید بیندازند یا روی برگه هایشان بنویسند «اسفندیار رحیم مشایی». احمدی نژادیهایی که این روزها به گزینه ای دیگر به جز مشایی می اندیشند یا دردشان نیامده، یا بی غیرت و ببو گلابی اند.

مطلب تکمیلی، بامداد ۷ خرداد: یادداشت بالا را با فرض حتمی شدن رد صلاحیت مشایی نوشته ام. اما لازم است اشاره کنم هنوز که هنوز است به تایید صلاحیت مشایی، امیدوارم. اطمینانی را که در وعده های دکتر بود فراموش نکرده ام و به این سنخ از وعده های او ایمان دارم. ضمنا امید ما هم به خدا است که دست قدرتش بالاتر از همه دستها است و خیرالماکرین است و نصرت دهنده هر کس است که او را یاری کرده است.

آرمانشهر هم فیلتر شد + مطلب تکمیلی

آرمانشهر هم فیلتر شد. تا جایی که خبر دارم بر اساس موازین فیلترینگ، مطلبی که در یک صفحه اینترنتی، مجرمانه تلقی شده است، باید قبل از فیلتر، به اطلاع مدیر سایت یا وبلاگ برسد  و در صورت حذف نشدن آن، به فیلترینگ آن صفحه اقدام شود، ولی چنین اطلاع و اخطاری پیشاپیش به بنده داده نشده است (مثل دفعه قبل که در آدرس فیلتر شده qods.info می نوشتم). به همین خاطر ان شاءالله به نوشتن در همین صفحه ادامه خواهم داد و البته سعی می کنم در آدرسی فیلتر نشده هم به نوشتن ادامه دهم.

سایتهای روشنایی، معیارنیوز، بهارنا، بهارآنلاین، برداشت نیوز، امتداد مهر، تفکر ایمانی (حجت الاسلام فاطمی پور) و صفحه ای با آدرس http://m-d.ir (که عنوان دقیقش را فراموش کرده ام)، هشت سایت دیگر احمدی نژادی بودند که در طول هفته گذشته فیلتر یا مسدود شده اند.

مطلب تکمیلی: یکی دو روزی، در سفرم و احتمالا نتوانم به موقع کامنتهای دوستان را تایید کنم. بعد از آن ان شاءالله در همینجا وبلاگ را به روز خواهم کرد. ضمنا از دوستان احمدی نژادی استدعا می کنم اجازه ندهند که یاس به آنها چیره شود و به نصرت الهی امیدوار باشند. دعا و مناجات و صلوات و روزه مستحبی را به خصوص در ایام البیض فراموش نکنید. از همان روز اول ثبت نام، مهندس مشایی در جلسات خصوصی و عمومی به زبانهای مختلف می گفت ما باید حتی برای تایید صلاحیت احتمالی در روزهای آخر تبلیغات آماده باشیم. پس تا روز آخر قبل از انتخابات، آمادگی و حضور خود را در میدان حفظ می کنیم و در هر صورت، راضی هستیم به رضای خدا.

قابل توجه آنها که نظریه «پیوند فتنه و انحراف» را باور کردند

«اعضای ستاد آیت الله هاشمی رفسنجانی ساعت ۱۱ امروز ظهر کار خود را به طور رسمی پایان دادند و ستاد وی تعطیل شد.
اسحاق جهانگیری از دیدار اعضای ستاد آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با وی خبر داد و گفت: اعضای ستاد انتخاباتی عصر امروز به عنوان حسن ختام کار، با وی دیدار خواهند کرد.
وی با بیان اینکه هاشمی هیچ اعتراضی به نظر شورای نگهبان نخواهد داشت و این خواسته خود ایشان است، افزود: هاشمی برای انجام وظیفه به صحنه انتخابات آمد و الان هم هیچ اعتراضی ندارد.» (ایسنا)

***
آیا اگر کسی شک داشت که رفسنجانیِ ۸۰ ساله، فقط به خاطر احساس خطر کردن از ناحیه  اسفندیار رحیم مشایی در صحنه انتخابات حاضر شده است، با نوع واکنش او و ستادش به نتیجه رد صلاحیتها، شکی در این گزاره دارد؟ اصلا این برخورد لایت، به رفسنجانی و ستاد به شدت امنیتی اش (یک وزیر سابق اطلاعات و یک معاون سابق وزیر اطلاعات، جزو معاونان رئیس ستاد رفسنجانی بودند) که به نظر می آمد برای مصافی سنگین در انتخابات، آرایش یافته است می آید؟

آیا طبیعی است که نویسنده نامه بدون سلام سال ۱۳۸۸ که هنوز و حتی بیشتر از قبل، به نوشتن آن نامه افتخار می کند، خطبه تابستان ۱۳۸۸ اش را شاهکار زندگی اش می داند و در روز ثبت نام هم شاهد کارناوال کشی غیرقابل پیش بینی و شعارهای غیرمعمول طرفدارانش در اطراف وزارت کشور بودیم (که بوی فتنه از این حرکت برمی آمد)، در حد مشایی و احمدی نژاد هم به رد صلاحیتش معترض نباشد؟

حالا دیگر، در غیاب مشایی، برای آیت الله، فرقی نمی کند که چه کسی رئیس جمهور شود. خطر اصلی دفع شده است و او می تواند با وجهه ای قانون مدار و  ولایت پذیر (وجهه ای که اصلا به او نمی آید) رد صلاحیت خود را بپذیرد و با خیال راحت از صحنه انتخابات کنار برود. ضمن اینکه رفتار خود را نیز در اذهان ساده لوح با تقلای احمدی نژاد و مشایی برای احراز صلاحیت مشایی، به مقایسه می گذارد و نتیجه مطلوب خود را به آنها القا می کند.

لینکهای مرتبط:

 نماینده بجنورد: بالاتر از آقای مشایی از رای شورای نگهبان تمکین کرده اند  و  رییس جمهور نباید خود را در این دست از مسائل درگیر کند

گزارش یک سایت خاص: تلاش ناموفق ضدانقلاب برای به دام انداختن رفسنجانی

بازی ماهرانه آقای اکبر رفسنجانی برای حذف ملّت؟/ جدولی که به نفع اکبر رفسنجانی پر شد 

***

پی نوشت: دوستان احمدی نژادی، از ادامه کار به هیچ وجه ناامید نباشید. احمدی نژاد و مشایی در اوج امیدواری اند. با توکل به خدا، ورق می تواند برگردد. روزه، دعا، صلوات، توسل به چهارده معصوم و دعای «الهی عظم البلاء» را فراموش نکنید. اگر اثری باشد، از همینها است.

خط مشی بچه های احمدی نژادی در روزهای آینده در صورت رد صلاحیت مشایی

مهندس اسفندیار رحیم مشایی عصر دیروز، دوشنبه (۳۰ اردیبهشت) در دیدار با شماری از بانوان استان تهران و قم، در پاسخ به سوال یکی از حضار مبنی بر اینکه اگر فردا رد صلاحیت شوید، چه کار خواهید کرد گفت:

«ما از مسیر قانون حقمان را پیگیری خواهیم کرد. ما برای خودمان یک صلاحیت کامل و کافی قائل هستیم، که اگر اینگونه نبود، اصلاً در انتخابات حضور پیدا نمی کردیم. من روز ثبت نام، قبل و بعد از آن هم گفتم، اگر صلاحیت بنده احراز نشود، از مسیر قانون حق خود را پیگیری خواهیم کرد و این به معنای شلوغ کاری نسیت، چراکه معتقد هستیم با شلوغ کردن مملکت، اتفاقی نخواهد افتاد. مملکتی که ولی فقیه دارد، ظلم را برنمی تابد و ما از این مسیر، حقمان را خواهیم گرفت.» (منبع: +)

با توجه به این سخنان، هر کدام از بچه های احمدی نژادی، به خصوص بچه های فعال در فضای مجازی (اعم از وبلاگنویسان و فعالان در شبکه های اجتماعی) اگر مطلبی منتشر کند که خارج از این چهارچوب باشد، طرفدارِ واقعی احمدی نژاد و مشایی نیست و در پازل و خط تبلیغاتی جبهه مقابل فعالیت می کند.

اسب تروای جریان انحرافی علیه بزرگترین کانون صهیونیسم؟

 آیپک (AIPAC) و به عبارت دیگر، «کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل» (American Israel Public Affairs Committee)، بزرگترین لابی صهیونیستی در آمریکا و به تبع آن در جهان است. آیپک، در کنار و در تعامل با کمیسیونها و نهادهایی چون «بیلدربرگ»، «شورای روابط خارجی آمریکا» و «کمیسیون سه جانبه»، از اصلی ترین نهادهای تصمیم گیرنده در مورد سیاستهای دولت آمریکا به خصوص سیاستهای خاورمیانه ای این دولت است. این کمیته، نماد تسلط اقلیت سرمایه دار صهیونیست بر هیئت حاکمه آمریکا است و هر سال در اجلاس سالانه آن، رئیس جمهور آمریکا هم حضور می یابد و سخنرانی می کند.

بر اساس تعلق خاطر قدیمم به مباحث مربوط به صهیونیسم، در حال جستجویی اینترنتی در مورد این لابی بودم که به ویدئویی جالب در سایت YouTube رسیدم که با عنوان Iranian regime runs anti AIPAC crusade (رژیم ایران، جنگ صلیبی علیه آیپک را اداره می کند) منتشر شده بود (لینک). این ویدئو که در اسفندماه گذشته توسط تالار ضدانقلابی ایرانیان آمریکا (Iranian American forum) منتشر شده است، همانطور که از نامش پیداست به نقش ایران در هدایت جنبش ضد آیپک با عنوان «Expose AIPAC» (آیپک را افشا کن) در آمریکا می پردازد. جنبشی که گویا سه چهار سال است کنفرانس سالانه آن برگزار می شود و آخرین کنفرانس آن هم بر اساس این ویدئو، «Accupy AIPAC» نام داشته است که محوریت آن هم افشاگری در برابر خطر حمله نظامی به ایران و اعتراض به این برنامه بوده است. اما نکته جالب، مسیری است که این ویدئو از ایران به این جنبش ضدصهیونیستی در داخل خاک آمریکا ترسیم می کند:

دفتر رئیس جمهوری اسلامی ایران (احمدی نژاد و مشایی) —–> شورای عالی ایرانیان خارج از کشور —-> شورای ملی ایرانیان آمریکا (NIAC) —->جنبش ضد آیپک آمریکا

البته اطلاعات بنده در مورد بسیاری از داده های این گزارش، محدود است و در مورد آنها بررسی بیشتر، لازم به نظر می رسد. اما بر اساس محتویات این ویدئو، سئوالات زیر به ذهن بنده رسید:

۱- آیا اقدام کسانی که می توانند از ظرفیت ایرانیان خارج از کشور (گیرم که برخی شان غیرمذهبی و دارای روابط مشکوک هم باشند) استفاده کنند و اسب تروایی را به داخل خاک آمریکا بفرستند تا به دفاع از ایران و بر علیه بزرگترین لابی صهیونیستی جهان و به عبارت دیگر، بزرگترین منبع ظلم و شرارت فعالیت کند، ستودنی نیست؟

۲- آیا جای تاسف نیست که دیدگاه تهیه کنندگان ضدانقلاب این ویدئو در مورد برنامه ای همچون همایش شورای عالی ایرانیان خارج از کشور با دیدگاه بسیاری از دوستان مدعی ارزشگرایی، یکسان است؟

۳- آیا اینکه پروژه «جریان انحرافی» سازی در ایران، تقریبا پس از اولین حرکتهای جنبش ضد آیپک در آمریکا استارت زده شده است، اتفاقی است؟

۴- آنها که به انحا مختلف، برگزاری همایش شورای عالی ایرانیان خارج از کشور را کوبیدند و دست اندرکاران آن را منکوب کردند و دست آخر هم مشخص شد، ادعاهایشان در مورد این همایش، رنگی از واقعیت نداشته است (لینک)، خواسته یا ناخواسته در زمین چه کسانی بازی می کردند؟

۵- و آنها که آرزویشان حذف … بگذرم.

پی نوشت: مجددا دوستان را سفارش می کنم به گرفتن روزه به نیت پیروزی جریان عدالتخواه در انتخابات آینده و رفع فتنه و ظلم در سرتاسر جهان به خصوص سوریه و همچنین به خواندن دعای «الهی عظم البلاء»

لینکهای مرتبط:
نایب رئیس پارلمان اسرائیل: احمدی نژاد نباید حق نفس کشیدن داشته باشد (اردیبهشت ۱۳۹۲)

ایران امروز و فراماسون یابان نابینا
باریکلا به بصیرت رئیس جمهور اسرائیل (شیمون پرز، سال ۱۳۸۷: احمدی نژاد فکر می کند یک پیامبر است)
رئیس جمهور اسرائیل، مهر ۱۳۸۹: بودن با احمدی نژاد باید به یک ننگ تبدیل شود

در مورد حضور عزت الله انتظامی در کنار مشایی و احمدی نژاد (ویرایش دوم)

عکس بالا، یکی از عکسهای منتشر شده از حضور عزت الله انتظامی در کنار رئیس جمهوری و اسفندیار رحیم مشایی در وزارت کشور است که سایت ایسنا در همان روز منتشر کرد (لینک). و متنی که می خوانید، روایتی است که سایت فارس از آن روز به انتظامی نسبت داده است و البته مورد استقبال گسترده آنها که فارس را دروغگو می خواندند قرار گرفته است. آن وقت حضرات وقیح، از پیوند انحراف با فتنه و ضدانقلاب هم سخن می گویند. خودتان قضاوت کنید که همین یک عکس، چقدر با روایت فارس همخوانی دارد:

عزت الله انتظامی:
«… به سالن بزرگی رسیدیم. آنجا یک صندلی سه نفره فلزی آبی رنگ دیدم خودم را به آن رساندم و روی صندلیِ وسط نشستم. مردِ جوانِ همراهم گفت باید برویم جلوتر. گفتم نمی توانم از اینجا تکان بخورم. بهرحال او رفت و مرا تنها گذاشت. نمی دانستم آنجا چه خبر است فقط پر از سروصدا و آدم های جورواجور بود… کمی گذشت… درب سالن ناگهان باز شد و جمعیت حمله کرد داخل. صندلی ای که من روی آن نشسته بودم یک وری شد و به زمین افتادم. فقط سعی می کردم به زحمت پاهای جراحی شده ام را حفظ کنم که لگد نخورند و زیر دست و پا له نشوم. با داد و فریاد من بالاخره دو سه نفر به دادم رسیدند. صندلی را درست کردند و من را روی آن نشاندند. جمعیت به داخل سالن هجوم برد. حیران مانده بودم چه کار کنم؟ ناگهان دیدم آقای مشایی و آقای رییس جمهور و چند نفر دیگر که همراه آنها بودند از روبرو به طرف من می آیند. آقای مشایی طرف چپ من و آقای رییس جمهور طرف راست من نشستند. ناگهان اطرافمان پر شد از دوربین های عکاسی. آقای مشایی گفت «چی شده؟ یه خرده شاد باشین! » من حرفی نداشتم که بزنم. عکاس ها تند و تند عکس می گرفتند. عکسشان را که گرفتند محل را ترک کردند و من بازهمان جا بهت زده وسط آن صندلی سه نفره تنها ماندم…» (لینک)

یکبار دیگر برگردید و به عکس بالا نگاه کنید. آیا هیچ ربطی بین روایت فوق و این عکس وجود دارد؟ روشن است که نویسنده این داستان، عکس سه نفره (بگذریم که در عکس دیگری که با کادری بازتر گرفته شده است، صندلیها هم سه تا نیستند، بلکه چهارتا هستند و نیکزاد هم در این جمع حضور دارد) عزت الله انتظامی با مشایی و احمدی نژاد را در وزارت کشور، جلوی خود گذاشته است و بر اساس آن روایت فوق را ساخته است، اما حواسش نبوده است که عکسهای دیگری هم از رویداد آن روز وجود دارد که این روایت را مخدوش می کنند.

آیا روشن نیست که فیلترینگ گسترده سایتهای احمدی نژادی در روزهای اخیر به چه خاطر صورت می گیرد؟

لینک مرتبط: عزت الله انتظامی طعمه سومین دروغ بزرگ انتخاباتی + سند

بعضیها کلاه خود را بالاتر بگذارند / یک مقام اسرائیلی: احمدی نژاد نباید حق نفس کشیدن داشته باشد


موشه فیلین (Moshe Feiglin)، رهبر جنبش صهیونیستی «رهبری یهود» (Manhigut Yehudit)، معاونِ رئیس پارلمان رژیم صهیونیستی و یکی از اعضای برجسته حزب لیکود، حزب حاکم در رژیم صهیونیستی است. وی در جدیدترین اظهار نظر خود در گفتگو با شبکه WND گفته است:

احمدی نژاد نباید حق نفس کشیدن داشته باشد. برنامه هسته ای ایران بزرگترین تهدید علیه اسرائیل نیست، بلکه اظهارات ضد صهیونیستی احمدی نژاد است که موجب مشروعیت زدایی از اسرائیل در جهان شده است.
منبع: +

لینکهای مرتبط از آرشیو همین وبلاگ:
باریکلا به بصیرت رئیس جمهور اسرائیل (شیمون پرز، سال ۱۳۸۷: احمدی نژاد فکر می کند یک پیامبر است)
رئیس جمهور اسرائیل، مهر ۱۳۸۹: بودن با احمدی نژاد باید به یک ننگ تبدیل شود