آستانه تحمل

این روزها و این ماهها فکر می کنم که من و ما و جمهوری اسلامی، کار بیشتری از دستمان برنمی آید برای مقابله با آنچه که در سوریه می گذرد که فقط یک چشمه اش قتل عام ۲۱۰ نفر عمدتا غیرنظامی در «خان العسل» بوده است؟ انصافا آستانه تحملمان زیادی بالا رفته است. بی خیال و بی رگ و سیب زمینی شده ایم. فقط کافی است به خودمان رجوع کنیم. چقدر از غصه هایی که این روزها می خوریم، چقدر از مشغولیتِ دل و ذهنمان، چقدر از گفتگوهایمان، متوجه جنایاتی است که این روزها در سوریه و عراق و پاکستان و … صورت می گیرد و متاسفانه بیشترشان هم با شعارِ اسلام همراه هستند؟
راستش را بخواهید با این حرفهای صلح کلی که از هر طرف در سوریه کشته می شوند، دل ما به درد می آید هم اصلا موافق نیستم. وقتی یک طرف از گرگِ هارِ درنده، وحشی تر است و به گله زده است، برای چه از کشته شدن او ناراحت شوم؟ جماعتی که به خونسردیِ بریدن هندوانه، سر می برند و مثل نقل و نبات، گلوله در سر اسیران خالی می کنند و تازه فریاد «الله اکبر» را هم چاشنی شاهکار شنیعِ خود می کنند، شایسته ذره ای ترحم نیستند و همان بهتر که مثل سگ هار کشته شوند.

 

یادداشتهای تکمیلی

مطلب این پست به خاطر تناسب با یادداشت قبلی، به ذیل همان یادداشت منتقل شد.

مطلب تکمیلی: بعد از ظهر امروز، «آرمانشهر» هک شده بود که خدا را شکر با کمک مسئول شرکتی که هاست و دومین را از آن خریده ام، مشکل حل شد. بخش «پیوندهای روزانه» وبلاگم را فعلا به خاطر مشکلی که مربوط به همین هک شدن است، غیرفعال کرده ام و متاسفانه برایم مقدور نیست تا مدتی به مطالب خوب دوستان لینک بدهم. خودم حواسم نبود از آرمانشهر در وضعیت هک شده عکس بگیرم. زحمتش را این دوستمان کشیده است.

مطلب تکمیلی ۲: عجیب و جالبه ها. الان متوجه شدم سایت «عدالت و پیشرفت» (pishraft.org) هم هک شده است. به همان شکل «آرمانشهر».

مطلب تکمیلی ۳: متاسفانه این هفته هم به دلیل پاره ای ناهماهنگی ها، جلسه حلقه مطالعاتی «توحید و عدالت» برگزار نمی شود.

 

آینده جریان احمدی نژاد + مطلب تکمیلی

به نظر من، بخش عمده تلاش احمدی نژاد به خصوص در چهار سال دوم ریاست جمهوری اش مصروف این بود که به بچه حزب اللهی ها بفهماند، به جز ولایتمداری، عدالت، استقلال، ساده زیستی و استکبار ستیزی، ارزشهای دیگری هم هستند که هم سنگ اینگونه ارزشها مهم هستند: آزادی، ایران دوستی، اهمیت دادن به قانون اساسی و ارزشهای مصرح در آن، دفاع از کرامت انسان و نگاه رحمانی به دین و خلق الله داشتن. برای بیشتر بچه حزب اللهی ها، دسته اول از ارزشهایی که نام بردم تا حدی درونی و ملکه شده است ولی دسته دوم ارزشها، «قرتی بازی» محسوب می شود. نمی خواهم حکم کلی صادر کنم ولی به نظرم آنها که تلاش کردند دسته دوم ارزشها را برای خود درونی کنند یا از ابتدا این ارزشها برایشان ملکه بود، مشکل چندانی با جمله «احمدی نژاد همان مشایی است و مشایی همان احمدی نژاد است» ندارند و آنها که دسته دوم شعارها را «سوسول بازی» و «قرتی بازی» می دانند، حالا حالاها در خماری احیای «۳ تیر» و احیای چهره آرمانی و البته موهوم «احمدی نژاد بدون مشایی» هستند.

آینده جریان احمدی نژاد هم کشاکش بین همین دو دسته است و احمدی نژاد با مشایی یا بدون مشایی، ویترین و ظاهر و البته شاخصِ تقریبا مناسب این جبهه بندی است. به درون خود نگاه کنید. اگر دسته دوم ارزشها را «سوسول بازی» و «درجه ۲» می دانید و در یک کلام و خودمانی «با آنها حال نمی کنید»، احمدی نژادی نیستید. زنده باد عدالت! زنده باد آزادی!

مطلب تکمیلی، مورخ ۶ مرداد:

اینکه، تبعیت از ولایت فقیه، نزد برخی تبدیل شده است به معافیت از تفکر و معافیت از نظر، برایم بسیار ناخوشایند است و کار بنده را به جایی رسانده است که سعی کنم در این وبلاگ تا می توانم برای پیشبرد مباحثم، جملاتی از ولی فقیه نقل نکنم. گاهی اما لازم است همین اشخاصی که نگاه خِضری به ولی فقیه دارند، جملاتی از ولی فقیه برایشان بازگو شود تا متوجه شوند چقدر کاتولیک تر از پاپ هستند و معافیتشان از تفکر، اتفاقا آنها را چقدر از عالَم آنکه مدعی تبعیت از او هستند، دور می کند.

***

«برای مردم یک سلسله ارزش ها جا افتاده بود و دنبال آنها بودند. در محیط رژیم گذشته هرچه نگاه می کردند، از این ارزش ها خبری نبود. انقلاب برای دستیابی به آن ارزش ها بود. و اما این ارزش ها چیست؟ من در اینجا تعدادی از این ارزش ها را عرض می کنم. [آرمانشهر: به عبارت دیگر، تازه ارزشهای دیگری هم هستند که در این بیاناتِ ایشان، فرصت نمی شود از آنها یاد کنند] البته اگر بخواهیم این ارزش ها را در یک کلمه بیان کنیم، من عرض می کنم اسلام؛ اما اسلام یک کلمه مجمل است و تفاصیل گوناگونی از آن می شود. ملت ما به دنبال ارزش هایی بود که همه اش در داخل اسلام هست و من به بخشی از آنها اشاره می کنم:
ارزش اول، ایمان است…
ارزش بعدی، عدالت است… مردم به دنبال عدالت و رفع شکاف طبقاتی و رفع فقر بودند…
مردم در اداره و تعیین حکومت، هیچ کاره محض بودند. مردم این را نمی پسندیدند. مردم می خواستند که حکومت متعلق به آنها باشد، برخاسته از آنها باشد، رای آنها در آن اثر داشته باشد.
ارزش بعدی، دین داری است…
ارزش دیگر، دوری از اسراف و تجمل، در سطح زمامداران است…
ارزش دیگر، سلامت دینی و اخلاقی زمامداران است…
رواج اخلاق فاضله، یکی دیگر از ارزش ها بود. مردم مایل بودند که اخلاق نیک و خلقیات اسلامی پسندیده در بین آنها شیوع پیدا کند و برادری، محبت، همکاری، صبر، اغماض، بخشش، دستگیری از ضعفا و کمک به ضعفا و گفتن حق بین آنها رایج شود.
آزادی فکر و بیان هم یکی از ارزش های انقلاب بود. مردم می خواستند آزادانه فکر کنند. آن روز، آزادی فکر، آزادی بیان و آزادی تصمیم گیری هم نبود. مردم این را نمی خواستند؛ می خواستند این آزادی ها باشد.
یکی دیگر از ارزش ها، استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی است…
برای اینها، مردم فداکاری کردند و جان خود و فرزندانشان را در معرض جهاد فی سبیل الله و شهادت قرار دادند و بسیاری هم شهید شدند. مردم می دانستند چه می خواهند؛ دنبال این ارزش ها بودند…
مردم اسلام را می خواستند. اسلام، فقط نماز و سجده کردن نیست، آنها هم جزو اسلام است؛ اسلام یعنی بنای یک نظام اجتماعی و یک زندگی عمومی برای یک ملت، بر پایه های مستحکمی که می تواند سعادت دنیا و آخرت آنها را تامین کند. می تواند علم و پیشرفت و صنعت و ثروت و رفاه و عزت بین المللی و همه چیز را برای آنها فراهم کند. مردم دنبال این بودند…
این ارزش هایی که در جامعه هست و پایه نظام اسلامی است، باید اولا یکجا پذیرفته شود. اگر بعضی از اینها را قبول داشته باشیم، بعضی ها را قبول نداشته باشیم، کار ناقص است. اگر به بعضی اهمیت دهیم، به بعضی اهمیت ندهیم، مقصود حاصل نخواهد شد. ثانیا خود انقلاب، حرکت و تحول و رفتن به جلوست. بر پایه این ارزش ها جامعه باید حرکت کند، تحول پیدا کند و جلو برود. باید روز به روز روش های غلط را اصلاح کند و یک قدم جدید بردارد تا بتواند به نتیجه برسد…یک مرحله انقلاب، که تغییر نظام سیاسی است، دفعی است؛ اما در طول زمان، انقلاب باید تحقق پیدا کند…
سه عنصر در اینجا اساسی است: یکی اینکه ارزش هایی که انقلاب بر اساس آنها پدید آمده است، مورد توجه باشد و به شدت از آنها حراست شود. دوم اینکه ارزش ها را با هم ببینند. این طور نباشد که یکی به استقلال سیاسی و فرهنگی و اقتصادی توجه کند، اما به دین داری توجه نکند؛ یا به دین داری توجه کند، اما به آزادی فکر توجه نکند؛ یا به آزادی فکر و بیان توجه کند، به حفظ دین و ایمان مردم توجه نکند. اگر این طور باشد، کار ناقص انجام می گیرد. باید به همه مجموعه ارزش ها توجه شود. بالاتر از همه، دستگاه های حکومتی هستند که باید به تمام این ارزش ها توجه کنند و همه آنها را مورد حفاظت و حراست قرار دهند. عنصر سوم، حرکت به جلو است. رکود و سکون و سکوت موجب می شود که جمود و تحجر و کهنگی به وجود آید و ارزش ها کارآیی خودش را از دست بدهد. کهنگی، دنباله اش، ویرانی است. اگر بخواهند کهنگی به وجود نیاید، باید پیشرفت و حرکت به جلو باشد. اگر پیشرفت و نوآوری، بر اساس ارزش های انقلاب نباشد، جامعه دچار ناکامی خواهد شد. این، آن اصول اساسی است. به ارزش ها توجه کنیم؛ در ارزش ها تبعیض قائل نشویم، در چارچوب ارزش ها تحول و حرکت به جلو را با جدیت دنبال کنیم.» (آیت الله خامنه ای، ۲۳ اردیبهشت  ۱۳۷۹ به نقل از کتاب «ولایت و حکومت»، انتشارات موسسه ایمان جهادی، صفحات ۲۳۸ تا ۲۴۳)

پی نوشت ۱: «استقلال»، «آزادی»، «جمهوری اسلامی»
پی نوشت ۲: پیامت ای امام، «استقلال»، «آزادی»، نقش جان ما است.

احمدی نژاد خوب

این روزها داریم می فهمیم که احمدی نژاد خوب، احمدی نژادیست که خطرش برطرف شده باشد،
احمدی نژاد دوست داشتنی، احمدی نژادی است که دولتش ادامه پیدا نکرده باشد و راهش در ظاهر منقطع شده باشد،
احمدی نژاد که جای خود دارد، حضرت محمدی هم که در خط امامت، راه و دولتش ادامه پیدا نکرده باشد، برای همه دوست داشتنی و شایسته احترام است.

 

با سعدی

این روزها با «غزلیات سعدی» محشورم. در بین غزلهای سعدی، دو تک بیت را مناسب حال و هوای وبلاگم و مناسب حال و هوای این روزها دیدم:

دگر به روی کسم دیده برنمی باشد
خلیل من همه بتهای آزری بشکست

***

به دود آتش ماخولیا دماغ بسوخت
هنوز جهل مصور، که کیمیایی هست

در مورد بیت دوم شاید لازم به توضیح باشد که آن را مناسب حال برخی دوستانِ هنوز خوش خیال، فراموشکار، ساده دل، جوگیر و ماله کشم یافتم.

یک نامه و چند سئوال

متاسفانه جریان عدالتخواه کشور، از ضعف تبلیغاتی و رسانه ای، آسیب زیادی خورده است. چه بسیار ماجراها و نامه هایی مشابه نامه زیر وجود دارد ولی کسانی که با آن مواجه شده اند به فکرشان نرسیده است که می شود آنها را به عنوان سندی بر حقانیت یک راه، ارائه کرد. با تشکر از دوستی که تصویر این نامه را برای بنده ارسال کرده است، سئوالهایی را که در مورد آن به ذهنم رسیده است در ادامه اش آورده ام.

متن نامه:

«به نام خدا
فرماندار محترم شهرستان {…}

احتراما اینجانب {…} ساکن {…} منطقه {…} که دارای همسر مریض و افتاده و بیکار میباشم و دو فرزند بیکار هم دارم و هیچ گونه درآمد مالی و غیره ندارم و خانه ام پنجره ندارد و فصل گرما میباشد و مار و سوسمار از پنجره وارد خانه می شوند و می خواهم یک پنجره دست دوم بخرم می گویند دویست هزار تومان و بنده جز دریافت یارانه برای مخارج زندگی ام درآمد دیگری ندارم از شما برادر بزرگوار تقاضا دارم به طریقی کمک و مساعدت شود تا بتوانم یک پنجره دست دوم بخرم تا از این مشکلات نجات پیدا کنم. می توانید از نزدیک زندگی ام را بازدید کنید.
{…}
۹۲/۴/۲۵»

و اما سئوالهای من:

۱- مشابه پیرزنِ نویسنده این نامه و همسرش چند نفر دیگر در کشور هستند؟
۲- چند سال و چند دهه طول می کشید و طول می کشد تا به بهانه گسترش زیرساختها و تقویت بنیانهای اقتصاد و یاد دادن ماهیگیری و امثالهم، این اشخاص از یارانه ها محروم باشند؟
۳- کسانی که نسخه هایی از قبیل نسخه های ذکر شده در سئوال قبل را تجویز می کنند در تمام عمرشان چند روز و بلکه چند ساعت، نداری و فقرِ مطلق را تجربه  کرده اند یا می توانند تحمل کنند؟
۴- در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، از نقش حیاتی یارانه ها در زندگی کسانی چون این پیرزن، چقدر صحبت شد؟
۵- چه سهمی از تورم یکی دو سال اخیر، محصول هدفمندی یارانه ها و چه سهمی از آن، حاصل تحریمهای بی سابقه و به قول آمریکاییها تحریمهای فلج کننده بوده است؟
۶- گیریم تحریمها هیچ اثری نداشته اند و تمام این تورم، حاصل هدفمندی یارانه ها بوده است. هفت برابر شدن ناگهانی قیمت بنزین در سال ۱۳۸۹، چه تورمی به وجود آورد که ۳ تا ۵ برابر شدن آن در سال ۹۱ یا ۹۲، مانع از آن شد که طرح احمدی نژاد در مورد اعطای ۲۵۰ هزارتومان یارانه به هر ایرانی، با مخالفت جدی مواجه شود؟
۷- یارانه ها، صدقه هستند یا سهم و حق مسلم مردم از بیت المال و انفال؟
۸- آنهایی که مدام می گویند احمدی نژاد می خواست پول نفت را سر سفره مردم بیاورد ولی نیاورد و نتوانست، یارانه ها را پولِ چه چیزی می دانند و چقدر در مورد تحقق هدفمندی یارانه ها، سیاهنمایی و مانع تراشی کردند؟

لینکهای مرتبط:
احمدی نژاد، همین دیروز، ۲۵ تیر ۱۳۹۲: اگر اجازه می دادند تمام ثروت کشور را بین مردم توزیع می کردم
این مردم در ایران چقدر می ارزند؟
تاثیر یارانه بر زندگی مردم

امیدوارم چنین مراسم چندش آوری برگزار نشود

امروز برخی خبرگزاریها، از احتمال برگزاری مراسم تقدیر از رئیس جمهوری توسط مجلس شورای اسلامی خبر داده اند. به جرات می گویم خبر تحقق یافتن این احتمال، یکی از تهوع آورترین اخباری است که در تمام عمرم خواهم شنید. امیدوارم
اولا چون این خبر به صورت گمانه زنی مطرح شده است، به قطعیت نرسد و برگزاری این مراسم در هیئت رئیسه مجلس به تصویب نرسد.
ثانیا اگر مجلس به چنین تصمیمی رسید، دکتر احمدی نژاد، دعوت مجلس را رد کند. گرچه بزرگواری دکتر، همیشه بالاتر از تصور امثال من بوده است ولی تو را به خدا یک نفر مراتب ناراحتی ما را، از حضور احتمالی دکتر در چنین مراسمی، به اطلاع او برساند.
بد نیست که سایر دوستان فعال در فضای مجازی هم به این خبر واکنش نشان بدهند، بلکه چنین مراسمی، برگزار نشود.

لینکهای مرتبط:
خواهش می کنم “همچنان” فحش دهید!

امیدوارم همینگونه باشد: بخش اعظم نمایندگان، مخالف تجلیل از احمدی نژاد هستند

یادداشت تکمیلی: امیدوارم دوستانی که برایشان مقدور است، در این فراخوان شرکت کنند.

 

فایل صوتی جلسات اول و دوم حلقه مطالعاتی «توحید و عدالت»

حلول ماه مبارک رمضان را تبریک می گویم. این روزها موضوع خاصی برای نوشتن به ذهنم نمی آید. از این رو مناسب دیدم، پست جدیدم را به فایلهای صوتی جلسات اول و دوم حلقه مطالعاتی «توحید و عدالت» اختصاص بدهم که در دوره جدید آن، درسگفتارهای دکتر «عبدالرضا داوری» با محوریت کتاب «نظریه های اقتصاد سیاسی» ارائه می شود.
برای آنها که در فضای پس از انتخابات، می خواهند شنونده تحلیل در مورد انتخابات و مباحث روز باشند، شنیدن فایل صوتی جلسه اول را توصیه می کنم که حاوی نکات جالب توجهی در این موضوعات است. گرچه هر دو جلسه، حاوی نکاتی جالب توجه است که به نظر می رسد باید انگیزه ای برای نگارش چند مقاله و تحقیق از سوی دوستان باشند تا برکات این جلسات هم بیشتر باشد.
متاسفانه فایل صوتی اصلی جلسه اول به دلایلی از بین رفته است و آنچه می شنوید فایلی است که توسط یکی از حاضران در جلسه ضبط شده است. از این رو، سئوالات حاضران در جلسه اول، تقریبا نامفهوم است که از این بابت عذر می خواهم. البته این نامفهوم بودن به کلیت فایل، لطمه نزده است. ضمن اینکه از پاسخهای جناب داوری هم کم و بیش می توان متوجه شد که چه سئوالی پرسیده شده است. ضمنا فایل صوتی این دو جلسه و همینطور جلسات بعدی و نیز دوره قبلی این جلسات (که در پاییز و زمستان ۱۳۹۱) برگزار شد را در سایت pishraft.org می توانید بشنوید و از آنجا ذخیره کنید.

فایل صوتی جلسه اول:

دانلود فایل صوتی جلسه اول (روی لینک رایت کلیک کنید و بعد فایل را ذخیره کنید.)

فایل صوتی جلسه دوم:

دانلود فایل صوتی جلسه دوم (روی لینک رایت کلیک کنید و بعد فایل را ذخیره کنید.)

 

سخنرانی روز قدس در آخرین روز ریاست جمهوری

لحظاتی پیش متوجه نکته ای شدم که برایم خوشحال کننده بود. به عکس تصوری که بسیاری از ما، در روز قدس سال گذشته داشتیم، روز قدس سال ۱۳۹۱، آخرین روز قدس در دوران ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد نبود. روز قدس امسال، چه ماه رمضان ۳۰ روز باشد و چه ۲۹ روز، مصادف می شود با ۱۱ مرداد. مراسم تنفیذ ریاست جمهوری حجت الاسلام روحانی، روز ۱۲ مرداد است. یعنی اینکه ۱۱ مرداد، آخرین روز ریاست جمهوری احمدی نژاد، مصادف شده است با روز قدس و طبیعتا طبق روال سالهای گذشته، سخنرانِ راهپیمایی این روز در تهران، دکتر احمدی نژاد است. آخرین روز ریاست جمهوری، سخنرانی در جمع مردم تهران، همزمان و به مناسبتِ روز قدس.

 

عوامل انگلستان در بانک مرکزی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی

اولین جلسه حلقه مطالعاتی، «توحید و عدالت»، دوشنبه هفته گذشته، ۱۰ تیر برگزار شد. یکی از نکات جالبی که جناب داوری در این جلسه به آن اشاره کرد، نفوذ انگلستان در سیستم بانکداری ایران از بدو تاسیس آن بود که به گفته ایشان این نفوذ متاسفانه کم و بیش بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هم ادامه پیدا کرده است و در این مورد اشاره کردند به اسنادِ محرمانه بریتانیا که بعد از ۳۰ سال از قید محرمانه خارج شده اند و جناب «مجید تفرشی»، پژوهشگر ایرانی در وبلاگ خود آنها را منتشر می کند.

در این مورد، در وبلاگ مجید تفرشی، در میان گزارشهایی که از اسناد آزاد شده سال ۱۹۸۱ میلادی (۱۳۶۰ شمسی) منتشر شده است، این دو نمونه را دیدم که در ادامه می خوانید:

مورد اول:

«ایان مکردی دبیر اول اقتصادی دفتر حفاظت منافع بریتانیا در تهران …. در یک گزارش اقتصادی… به تاریخ ۳۱ جولای (۱۹۸۱) / نهم مرداد (۱۳۶۰) به بررسی وضعیت صنعت نفت ایران پرداخت.» او در این گزارش می نویسد:
«[محمد] غرضی [وزیر نفت] مدعی است که ظرفیت تولید ایران هشت میلیون بشکه در روز است. این ممکن است قبل از انقلاب درست بوده باشد، ولی اکنون به شدت اغراق آمیز است. تخمین‌ها متفاوتند ولی باور عمومی ناظران داخلی این است که ظرفیت کنونی [نفت خام ایران] بیشتر از سه میلیون بشکه در روز نیست. همکار ترک من گفته که بر اساس تجربه شرکت نفت ترکیه، تجهیزات جزیره خارک قادر به تحمل بیش از یک و نیم میلیون بشکه در روز نیست. این مساله به دلایل مختلفی از جمله خرابی‌های جنگ و فقدان تعمیر و نگهداری بستگی دارد. یک خبررسان در بانک مرکزی اخیرا میزان سه میلیون بشکه در روز را تایید کرد.»

مورد دوم:

«یکی از معاونان بانک مرکزی ایران، روز ۱۹ سپتامبر (۱۹۸۱)/ ۲۸ شهریور (۱۳۶۰) در دیداری با مکردی به طور “بسیار محرمانه” به او گفت که از دکتر حسین نمازی وزیر اقتصاد و دارایی شنیده که ایران قرار است بهای نفت سبک خود را از ۳۷ دلار به ۳۴ دلار کاهش دهد. این موضوع دست کم از دو کانال ایرانی دیگر، یکی در تهران و دیگری در لندن به اطلاع دیپلماتهای بریتانیایی رسیده بود.»

(منبع: وبلاگ دیروز و امروز / مجید تفرشی)

پی نوشت۱: در کمال تاسف، فایل صوتی که توسط ما از جلسه اول حلقه مطالعاتی ضبط شده است، به دلیل مشکل دستگاه ضبط کننده، قابل استفاده نیست. از دوست دیگری که در جلسه گذشته، صدای این جلسه را ضبط کرد درخواست می کنم، دوشنبه این هفته لطف کنند و فایل ضبط شده را در اختیار ما قرار بدهند.

پی نوشت۲: جلسات «حلقه مطالعاتی توحید و عدالت»، دوشنبه هر هفته ساعت ۱۶ تا ۱۸ برگزار می شود و محل برگزاری آن به طور موقت، طبقه دوم ساختمان روزنامه شهروند است. در این جلسات تا ۹ هفته آینده کتاب «نظریه های اقتصاد سیاسی»، نشر ثالث مورد بررسی قرار می گیرد و حضور برای عموم در آنها آزاد است.