لزوم فعالیت و پشتوانه اقتصادی برای تامین فعالیتهای آرمانی

کارخانه ایرفو که در سال ۱۳۴۲ تاسیس شده بود یک کارخانه ریخته گری چدن و فولاد بود که تقریبا تمام مبارزان مذهبی آن زمان سهامدار آن بودند، از جمله شهید بهشتی، شهید رجایی، شهید باهنر، مرحوم مهندس بازرگان، مرحوم یدالله سحابی، مرحوم عالی نسب و آقایان هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی.
(از کتاب «اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی»، به کوشش بهمن احمدی امویی، انتشارات روزگار نو، صفحه ۱۷)
در این مورد حرفهایی هست که ان شاءالله به مرور خواهم گفت.

در مورد شعار دولت جدید

نکته ای که در مورد شعار دولت جدید تا حدی نادیده گرفته شده است این است که در فرهنگ سیاسی دنیا و در متون سیاسی، بیشتر از اینکه واژه های «اعتدال» و «میانه روی» در برابر واژه های «افراط» و «تندروی» شناخته شوند در برابر واژه هایی همچون «انقلابی گری» و «سازش ناپذیری» شناخته می شوند. معمولا می گویند «میانه رو»ها و «انقلابی»ها. بنابراین پالسی که دنیا از شعار «اعتدال» دریافت می کند و پیامی که دنیا از این شعار می گیرد، نفیِ افراطیگری نیست، نفیِ انقلابیگری و میل به سازشکاری است. «مشی اعتدال» در برابر «مشی انقلابی» شناخته می شود. البته در دنیایی زندگی می کنیم که نظام مسلط بر آن تلاش دارد انقلابیگری را افراطیگری جا بزند.

 

محل اصلی درگیری همینجا بود و باید همینجا باشد

۱- «دو چیز، سنگ زیربنای انحرافات در جامعه های سرمایه داری است: یکی از آنها خیلی علنی است (روابط غلط و غیرعادلانه و هدایت نشده در جهت قیمت گذاری صحیح)، اما دیگری خیلی مارمولکی و آب زیرکاهی است که «ربا»ست، «ربا» با دستگاههای مجهز. ربایی که برای گردش کارش، صدها مغز را به خدمت می گیرد و صدها مغز الکترونیک را به کمک او می فرستد. ربایی که امروز درباره آن صحبت می کنیم گرداننده سیاست دنیاست. سر نخ سیاست امروز در دنیا در دست رباخواران بزرگ است. حتی کارتل های بزرگ اقتصادی هم، خشت بالایی هستند و سنگ زیربنا، رباخوارهای کارتلی هستند.» (شهید مظلوم آیت الله بهشتی، «بانکداری، ربا و قوانین مالی اسلام»، نشر بقعه، صفحه ۶۳)

۲- یکی از دوستان می گفت هرگونه تلاش برای یافتن اسامی سهامداران عمده بانکهای خصوصی در ایران امروز، بی نتیجه است. به نظر بنده یکی از بزرگترین تلاشها و جهادها در ایران امروز، یافتنِ اسامی همین حضرات است.

۳- البته بانکداری دولتی هم ربوی است و مفاسد و آثار سوء خود را دارد. با این حال، طبق نص صریحِ اصل ۴۴ قانون اساسی، بانکداری، جزو بخش دولتی اقتصاد ایران است. بعد از انقلاب هم تمام بانکهای خصوصی، تعطیل شدند. اما در سال ۱۳۸۰، پس از اینکه شورای نگهبان، تاسیس بانک خصوصی را مخالف قانون اساسی اعلام کرده بود، با نظر مجمع تشخیص مصلحت نظام، اولین بانک خصوصی در ایرانِ پس از انقلاب اسلامی تاسیس شد که مقدمه ای بر تاسیس حدود ۲۰ بانک از این نوع شد.

لینکهای مرتبط از آرشیو همین وبلاگ:

سخنان منتشر نشده احمدی نژاد علیه اساس نظام صهیونی و ربوی بانکداری
واقعا ربا مهمتر نیست؟

آیا این ادعا صحت دارد؟

چند روز پیش در گوگل پلاس، یادداشت یکی از دوستان را که به نظر مطلع هم می آید دیدم. ایشان مدعی شده بود آرشیو سایت ریاست جمهوری (http://president.ir) در دوره احمدی نژاد را نه تیم رئیس جمهور جدید که همان پرسنلِ باقی مانده از دوره احمدی نژاد، محض خودشیرینی برای رئیس جمهور جدید، حذف کرده اند. باور این حرف قدری برایم سنگین بود ولی حالا که آرشیو این سایت برگشته است، آیا ادعای این دوست باورپذیرتر نمی شود؟ و اگر ادعای این دوست درست است، این خودشیرین کنهای خائن، دقیقا چه کسانی بوده اند؟ ان شاءالله اگر متوجه بشوم چه کسانی بوده اند، با اسم در همینجا بی آبرویشان می کنم.

پی نوشت: تا جایی که یادم می آید و پرس و جو کردم، آرشیو دوران ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی در آدرس president.ir، تا مدتها بعد از رییس جمهور شدن احمدی نژاد موجود بوده است ولی از تاریخی به بعد، آرشیو دوره خاتمی از این دومین حذف شده است. یکی از دوستان می گفت گویا بعد از سال ۸۸ و به دستور شورای عالی امنیت ملی، این حذف صورت گرفته است (والله اعلم). به هر حال خواستم بگویم حذف آرشیو دوران خاتمی هم به هر دلیل و در هر زمان که بوده است، کاری زشت و نابه جا بوده است. سایت ریاست جمهوری، متعلق به شخصیت حقوقی رئیس جمهور کشور است نه شخصیت حقیقی او و مطالب موجود در آن سند تاریخی هستند.

 

یادی از دوستان وبلاگنویس احضار شده / جهت ثبت در حافظه سیاسی مان + مطلب تکمیلی

لیست در حال تکمیل / در تکمیل این لیست کمکم کنید

خیلیها نفهمیدند در این یکی دو سال به بچه های احمدی نژادی، چه گذشت. چوب دو سر طلا بودیم و از صاحبان رسانه، تقریبا هیچ کس هوایمان را نداشت.
این فهرست شامل آنهایی است که فقط بابت وبلاگشان به دادسرای رسانه احضار شدند وگرنه هستند احمدی نژادیهایی که از حیث روزنامه نگار بودن یا مدیریت سایت یا فرض کنید بالا بردن پلاکاردی خاص در یک تجمع و راهپیمایی یا دعوت از مشایی برای کاندیداتوری و امثالهم به دادسرایی احضار شدند یا بازداشت موقت شدند، محکوم شدند یا از مدرسه علمیه شان اخراج شدند و …  همچون جوانفکر، محمدرضا تقوی فرد، عبدالرضا داوری، حسین نوبختی، محمد رحمانی، محمدرضا سرودلیر، «میلاد خ»، «محمدصادق. خ»، «عبدالرضا.س»، ، «سعید. آ»، «م.ح»، «محمدجواد.آ» و…
همچنان این فهرست اگر قرار بود شامل وبلاگها و سایتهای فیلتر شده، مسدود شده و حذف شده ای باشد که مدیرانشان به دادسرا احضار نشدند، فهرست بسیار طویلتری بود.
این فهرست در حد اطلاعات بنده است. ممکن است وبلاگنویسان احمدی نژادی دیگری هم باشند که محاکمه شده اند و خبر احضار و محاکمه آنها، با واسطه یا بی واسطه به بنده نرسیده است و بنابراین ممنون می شوم در تکمیل احتمالی این فهرست مرا کمک کنید.
بچه هایی که اسمشان آمده، وجه مشترکشان احضار شدن به دادسرا، بازپرسی شدن و پرونده دار شدن است. بعضی یک اتهام داشته اند و بعضی دو اتهام و بعضی سه اتهام. بعضی در یک شعبه پرونده داشته اند و بعضی در بیشتر از یک شعبه. بعضی تبرئه شده اند، بعضی به مجازات مالی و بعضا حبس محکوم شده اند و بعضی هنوز مراحل محاکمه را می گذرانند. بعضی قبل از دادگاه در بازداشت موقت بوده اند و بعضی دوره بازداشت موقت را نداشته اند. آنهایی را که اسم کاملشان را نیاورده ام، به این دلیل بوده که از رضایتشان مبنی بر اینکه اسمشان به طور کامل بیاید مطمئن نبوده ام. اگر راضی به درج اسم کامل خودشان و وبلاگشان هستند، ممنون می شوم که پای همین پست به اطلاع بنده برسانند.

۱- «یاشار توحیدی» وبلاگ «یاران احمدی نژاد»
۲- «محمدحسین جوادی» وبلاگ «انتخاب مردم، جریان عدالتخواهی»
۳- «مرتضی رحیمی یگانه» وبلاگ «عدالت طلب»
۴- «علیرضا رضایی» وبلاگ «عدالت نیوز»
۵- «کاووس رکوفیان» وبلاگ «احمدی نژاد در محاصره»
۶- «احمد سعیدی» وبلاگ «خطخطی»
۷- «احمد شریعت» وبلاگ «ندایی از درون»
۸- «محمود صارمی» وبلاگ «محمود صارمی»
۹- «محمد فاطمی پور» وبلاگ «تفکر ایمانی»
۱۰- «حامد» وبلاگ «آرمانشهر»
۱۱- «محمد نوروزی» وبلاگ «مشارق» (البته ایشان شاکی خصوصی داشتند، منتها چه شاکی خصوصی ای!)
۱۲- «هادی مالامیری» وبلاگ «مرد بهاری»
۱۳- «حمید مشایخی راد» وبلاگ «دست نوشته های یک طلبه»
۱۴- ش ت وبلاگ «حافظه سیاسی»
۱۵- م ت وبلاگ «رئیس جمهور ایرانیان»
۱۶- مجید ف وبلاگ «همسازی»
۱۷- م م وبلاگ ع
۱۸- «حامد درودیان» وبلاگ «دوستدار انقلاب اسلامی و امام خمینی»
۱۹- ه ع وبلاگ «گوش قرمز»
۲۰- ش ا وبلاگ ش
۲۱- م ا خ وبلاگ پ
۲۲- ا ر وبلاگ ر
۲۳- م آ وبلاگ د
۲۴- وحید ک وبلاگ و
۲۵- «رضا واعظی راد» وبلاگ «فرزند آزادی»
۲۶- «ابوالفضل ع» وبلاگ «دولت مهر»
۲۷- س پ (اسم وبلاگ ایشان را نمی دانم.)
۲۸- ع ی وبلاگ «حزب اللهی»
۲۹- «مجتبی باقریان»، وبلاگ؟

مطلب تکمیلی، مورخ ۳۰ مرداد ۱۳۹۲: بنده از ارائه این فهرست نه قصد ناله کردن داشتم و نه قصد مظلوم نمایی. ولی به نظرم لازم بود این واقعیت مکتوم نماند و در گوشه ای ثبت شود که در دوره ای از تاریخ سیاسی ایران، تنها از میان صنف وبلاگدارها، در عرض حدود یک سال، حداقل ۲۹ نفر از حامیان رییس جمهور وقت دادگاهی شدند. این کار نه مظلوم نمایی است، نه ناله کردن، نه خودنمایی، ثبت واقعیتی است که در هیچ رسانه ای ثبت نشده بود.

لینکهای روزانه:
متاسفانه جلسه مورخ ۲۸ مرداد، برگزار نخواهد شد

نقش ایوان

یعنی این چند روز که وزرای پیشنهادی رئیس جمهور جدید در مجلس بررسی می شدند، به جز مواقعی که رانندگی می کردم و احیانا رادیوی ماشینم روشن بود، پیگیر آنچه در مجلس می گذشت نبودم. خیلی برایم مهم نبود چه کسی وزیر می شود، چه کسی وزیر نمی شود، مخالفان وزرای پیشنهادی چه می گویند، موافقانشان چه می گویند، آنکه وزیر می شود چقدر رای میاورد، آنکه وزیر نمی شود چقدر رای می آورد. با اتفاقاتی که در دو سه سال گذشته و ۸ سال گذشته روی داد و پایانی که این دو سه سال و هشت سال داشتند، مشغول شدن به چنین ماجراهایی، برایم به مشغول شدن به نقش ایوان می ماند.

لینکهای روزانه:
تغییر آدرس جلسات حلقه مطالعاتی توحید و عدالت
متاسفانه جلسه مورخ ۲۸ مرداد، برگزار نخواهد شد

 

واقعا نمی فهمم چرا تحلیل این دوستان با تحلیل بنده اینقدر متفاوت است

بسیاری از وبلاگهای احمدی نژادی پس از فیلتر شدن یا محاکمه شدن گردانندگانشان در یک سال گذشته، دیگر فعال نشدند و از این رو در ماههای گذشته، معدودی وبلاگ فعال احمدی نژادی  در اینترنت باقی مانده بودند. در این فضا، پس از انتخابات و پس از تمام شدن دولت احمدی نژاد هم مدیران حداقل سه چهار تا از این وبلاگها با وبلاگنویسی خداحافظی کرده اند. واقعا نمی فهمم چرا تحلیل من از شرایط با تحلیل دوستانی که تصمیم به تعطیلی گرفته اند اینقدر متفاوت است؟

با تعطیل شدن دولت احمدی نژاد، همین تریبونهای معدود و نیم بندی هم که در اختیار او و دولتش بود از دست او خارج شده اند یا به زودی خارج خواهند شد و به دست منتقدان و مخالفانش خواهند افتاد:

احمدی نژاد و همراهانش دیگر بعد از جلسات هفتگی هیئت دولت، دیداری با خبرنگاران ندارند،
تلویزیونی که به صورت نیم بند در اختیار او بود دیگر در اختیار او نیست،
روزنامه ایران، سایت ریاست جمهوری، سایت شبکه ایران و امثالهم دیگر در اختیار او و دولتش نیست،
خبرگزاری ایسنا که به احمدی نژاد گرایش داشت با تغییر مدیریت مواجه شده است،
تیم گرداننده روزنامه های شهروند و خورشید که به احمدی نژاد گرایش داشتند دیر یا زود تغییر خواهند کرد و…

خوب به نظر شما در شرایطی که احمدی نژاد بی رسانه تر و مخالفانش با رسانه تر می شوند، باید وبلاگنویسی را تعطیل کرد یا اتفاقا باید بیشتر از قبل در این عرصه فعال بود؟ البته اگر تعطیل کردن این وبلاگها به دلیل مصروف شدن همت گردانندگانش در عرصه هایی کاراتر باشد، می توان توجیهی برای آن یافت. فرض کنید کسی به این نتیجه رسیده باشد که باید در عرصه نشریه مکتوبی که روی کیوسک می رود کار کرد، یا دنبال کار عمیق تر و گفتمانی بود، مثلا باید موسسه فرهنگی زد، کتاب چاپ کرد، فیلم تولید کرد، کلاس برگزار کرد و… یا مثلا به جای وبلاگ، بهتر است با همت چند نفر، در سایتی درست و درمان فعال بود، ولی اگر تعطیل کردن وبلاگ، معادل بی عملی این دوستان باشد چطور؟

واقعا نمی فهمم چگونه بی رسانه شدن احمدی نژاد می تواند دلیلی برای ترکِ حداقلِ حضوری باشد که طرفدارانش می توانند در عرصه رسانه داشته باشند. خیلی از این دوستان با تنها دیدن و بی رسانه دیدنِ احمدی نژاد بعد از فتنه ۹۰، فعال با فعالتر شدند، حالا که احمدی نژاد از سال ۹۰ به بعد هم بی رسانه تر است و مخالفانش با جاده یک طرفه عریضتری برای شبهه پراکنی و سیاهنمایی در مورد ۸ سال گذشته مواجهند، راز این کنار کشیدن چیست؟

 لینکهای روزانه:
جلسه پنجم حلقه مطالعاتی توحید و عدالت، امروز ۲۱ مرداد برگزار می شود
فایل صوتی جلسه پنجم حلقه مطالعاتی توحید و عدالت

عکسهایی که یک دنیا حرف دارند

این عکسها، مربوط به احمدی نژادی هستند که دیگر رئیس جمهور ایران نیست. در شبی گرفته شده اند که چند شب از پایان ریاست جمهوری او می گذرد. این عکسها یک دنیا حرف و پیام دارند. می ترسم بعضی از آنها که حرفِ این عکسها را می فهمند ما را از کوچه هدایتِ میدان ۷۲ نارمک محروم کنند. حالا دیگر در آنجا، خانه ای هست که خانه امید بسیاری از مردم ایران است، گرچه ساکن آن خانه، دیگر رئیس جمهور ایران هم نیست.

مرا به خاطر اینجور تشبیهات به شیفتگی بیش از حد و مایه گذاشتن از مقدسات متهم نکنید. بارها شنیده ام که شهید عزیز، «محمد بروجردی» را با عبارت «مسیح کردستان» توصیف کرده اند. آن شب، شبِ بعد از مراسم تحلیف رئیس جمهور جدید را می گویم، که به میدان ۷۲ رفته بودم، محمود احمدی نژاد را که در حلقه مردم دیدم و دیدم که ساعتها بر پا ایستاده بود و برایشان حرف می زد و حرفهایشان را می شنید، با آنها عکس می گرفت، با گوشیهای موبایلشان صحبت می کرد و … احساس می کردم که انگار در گوشه ای از شهر تهران، خانه ای هست که در آن، مردی مسیح گونه زندگی می کند…

برای میدان ۷۲ نارمک و کوچه هدایتش دعا کنیم.

لینک مرتبط: میدان ۷۲، قلب جنبش مدنی عدالتخواهان + تصاویر
این لینک را هم چون ستون پیوندهای روزانه ام فعلا خراب است در اینجا قرار می دهم: ویدئویی جالب و دیده نشده از چاوز و احمدی نژاد

گشت ارشاد؛ پروژه لولوسازی از احمدی نژاد

از آنجا که تلاشهای ۵، ۶ ساله احمدی نژاد برای محدود کردن یا جمع کردن گشت ارشاد به هیچ جا نرسید (و امپراتوری رسانه ای غربگراها هم به گوش مردم و جوانان نرساند که احمدی نژاد، مخالف جدی این گشت است، در حالی که همین امپراتوری، توانست ظرف مدت کوتاهی برای مخاطبان خود جا بیاندازد که «میرحسین موسوی»، مخالف این گشت است) به این نتیجه می رسیم که رئیس جمهوری، به هیچ وجه مقامی نیست که توانایی جمع کردن اینجور گشتها را در ایران داشته باشد. از سوی دیگر، از بعد پیروزی حجت الاسلام حسن روحانی، با وجود اینکه در فصل تابستان هم هستیم (یعنی فصل تشدید فعالیت این گشت در سالهای اخیر)، تقریبا اثری از این گشت در محلهای استقرار همیشگی و معروفشان دیده نمی شود. شما از این رویه چه بویی استشمام می کنید؟

من نمی توانم بگویم چه بویی استشمام می کنم ولی خلاصه اش می شود اینکه قرار بود در تاریخ ایران بماند که احمدی نژادی که شعار عدالت می داد، آدمی بود که پس از استقرار او، گشت ارشاد به وجود آمد و با رفتن او گشت ارشاد جمع شد. به جد هم معتقدم اگر مهمترین علت گل کردن فتنه ۸۸ که پایگاهش شهر تهران بود، گشت ارشاد نبود، حداقل یکی از عوامل اصلی آن، همین گشت بود.

لینک مرتبط: گشت ارشاد ناپدید شد؟

 

دست روی دست نمی گذاریم

قرار نیست با رفتن احمدی نژاد و تمام شدن دوره ریاست جمهوری او، دست روی دست بگذاریم. یکی از کارهای کوچکمان می تواند کمک به فعال کردن رسانه هایی همچون سایت «دولت بهار» باشد که جمعی از دوستان قرار است رونق بیشتری به آن بدهند. بچه های احمدی نژادی، این سایت را سایت خودشان بدانند. به آن لینک بدهند، از طریق لینک «ارسال خبر» سایت، مطالب خود را به سایت ارسال کنند. برابش مقاله بنویسند و اگر مقاله می نویسند عکسِ پرسنلی خود را هم همراه آن برایمان ایمیل (info@dolatebahar.com) کنند. اگر در وبلاگها، سایتها و شبکه های اجتماعی، مطلب خوبی دیدند که انتشار در سایت یا لینک دادن به آن در بخش «وبلاگستان» سایت مناسب است، لینک آن را ارسال کنند.
بالشخصه در این فضایی که جبهه عدالتخواهی تقریبا در فقر رسانه ای به سر می برد، این سایت و هر سایت احمدی نژادی دیگری را رقیب هیچ سایت و رسانه احمدی نژادی دیگری نمی بینم و رسانه های معدود و موجود احمدی نژادی را در یک جبهه می بینم و امیدوارم این رسانه ها مقوم یکدیگر در دفاع از گفتمان عدالتخواهی باشند نه رقیب یکدیگر. حداکثر این است که هر کدام از این سایتها، سلیقه های متفاوتی را در یاران احمدی نژاد پوشش می دهند.
دولت بهار، تنها حوزه فعالیت دوستان نیست و ان شاءالله به یاری خدا خبرهای دیگری نیز در راه است…

مطلب تکمیلی۱: جلسه چهارم حلقه مطالعاتی «توحید و عدالت» در روز ۱۴ مرداد برگزار می شود

مطلب تکمیلی ۲: یکی دو روزی دسترسی مناسبی به اینترنت ندارم. در این مدت ممکن است نتوانم کامنتهای دوستان را به موقع برای نمایش تایید کنم. در مورد کامنتهایی که در وبلاگم گذاشته می شود لازم است اشاره کنم تایید یک کامنت برای نمایش در وبلاگ من به معنی تایید محتوای آن نیست. رویه بنده این بوده است که صرفا کامنتهایی را که حاوی توهین و فحاشی و تمسخر و مطلب کذب هستند، برای نمایش تایید نکنم و خوانندگان وبلاگ را برای ارائه تحلیلها و نظراتشان هر چند برخی از آنها را اشتباه بدانم، آزاد بگذارم. بنده حفاظت از جمهوی اسلامی را واجب، حرکت برای اصلاح آن را واجب، تبعیت عملی از ولی فقیه را واجب و و استقلال نظر از ولی فقیه و انتقاد از ایشان را جایز می دانم. در منظومه فکری رهبری نظام هم چیزی غیر از این ندیده ام و کاسه داغتر از آش نیستم.

 

خدا قوت گویی به خادم مظلوم جمهور، امشب در نارمک (ویرایش ۲) + مطلب تکمیلی

جمعی از دوستان تصمیم گرفته اند امشب بعد از مراسم تنفیذ ریاست جمهوریِ رییس جمهور جدید و پایان یافتنِ دوران ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد و بلافاصه بعد از زمان افطار، با حضور در مقابل منزل ایشان در نارمک، از زحمات ۸ ساله ایشان تقدیر کنند و به ایشان خدا قوت بگویند. ان شاءالله تصمیم دارم در این مراسم حضور داشته باشم. زمان برنامه، بعد از افطار است و محل آن هم میدان ۷۲ نارمک که بین خیابان سمنگان و خیابان سرسبز است. دسترسی با مترو به این محل، از طریق خط ۲ مترو (خط فرهنگسرای اشراق)، ایستگاه سرسبز میسر است. گویا چند نفر از دوستان قرار گذاشته اند در وقت افطار، در محل ایستگاه سرسبز باشند تا پس از صرف افطار در همان حوالی، به میدان ۷۲ بروند.
از دوستانی که این متن را می خوانند در خواست می کنم به هر نحو که می توانند (پیامک، وبلاگ، شبکه های اجتماعی و …) در مورد آن اطلاع رسانی کنند.

مطلب تکمیلی: جلسه چهارم حلقه مطالعاتی «توحید و عدالت» در روز ۱۴ مرداد برگزار می شود