حقه ای تازه

بیرون باد می آید
روی زانوی توام
بیرون باز حقه ای تازه سوار کرده اند
انگشتت میان موهایم نرم می لغزند
درب خانه به صدا آمد
یا باد است یا حقه ای تازه
چراغ ها را خاموش کن
مرا در آغوش خود بفشار …

 

برای ۹ دی باید عزاداری کرد!

تعجب می کنم وقتی می بینم برای ۹ دی بزرگداشت می گیرند. بزرگداشت چه چیزی؟ هدر دادن بزرگترین و بهترین فرصت برای حذف ناخالصی ها و منحرفان از بدنه جمهوری اسلامی بزرگداشت دارد؟ فرصتی که ای بسا غیرقابل تکرار هم باشد.

 

ما سر شکستن نداریم

ما پرندگانیم بی شمار
کوچ هایی بی شمار
پنجره هاییم که بستن، آسمان را از قابمان پاک نمی کند
نور دست از شانه هامان نمی کشد
ما بی شمار بغضیم که سر شکستن نداریم
ما سر شکستن نداریم
تکرار می شویم
بی شمار می شویم
هم چنان که بهار …

(خرداد ۱۳۹۲)

 

ملعبه ای به نام تاریخ

تاریخی که نه برای عبرت گرفتن که برای توجیه بدیهی ترین ظلمها و اشتباهات یا چشم بستن و سکوت در برابر آنها به آن رجوع می شود، تاریخ بی شکل و بی هویتی که از هر گوشه آن می شود تحلیلی برای تعطیلی عقل جور کرد، همان بهتر که لای کتابهای قطور خاک بخورد.

پی نوشت: ان شاءالله برنامه اربعین هیئت منتظران را می روم. یکشنبه، ۱ دی از ساعت ۱۹ با سخنرانی دکتر عبدالرضا داوری و حجت الاسلام شفیعی کیا. آدرس: میدان بهارستان، کوچه شهید جورکش، بن بست یکم، پ ۴

 

مباهله

ما آهنگرزاده می آوریم
شما آقازاده
ما کودکان رنج و شرافت
شما سران قبایل
ما شکوفه، باران، بهاران
شما و عکس های یادگاری با زمستان
مناظره نه
که ما هر روز با شما در مباهله ایم…

(۱۳ آذر ۱۳۹۲)

 

اسفار اربعه

سفر اول لبخند زدم
اگر چه از پشت پنجره دست تکان دادن هایت را ندیدم
سفر دوم غمگین بودم
بی آن که حتا از دور چین های صورتت را بشمارم
سفر سوم گریستم
بر شانه های شریفی که خم نشد
حالا کجایی مرد؟
وقتش رسیده شهرها به تو سفر کنند …

 

رابطه اعطای یارانه نقدی با رشد اقتصادی

 بعد از کتاب خواندنی «نیکوکاران نابکار» اثر «هاجون چنگ»، اقتصاددان کره ای که در دانشگاه کمبریج به تدریس «اقتصاد سیاسی توسعه» مشغول است، کتاب جدیدتری از او منتشر شده است با عنوان «بیست و سه گفتار درباره سرمایه داری». خوشبختانه این کتاب هم به تازگی به فارسی منتشر شده است (ترجمه ناصر زرافشان، انتشارات مهرویستا). توصیه نگارنده به دوستان عدالتخواه، مطالعه هر دو این کتابها است. البته نقل فراز زیر از کتاب چنگ نمی تواند حق مطلب را در مورد آن ادا کند، با این حال مناسب دیدم به بهانه معرفی کتاب، این فراز را نقل کنم:

«… دلایل متعددی وجود دارد که بپذیریم توزیع مجدد در آمد رو به کاهش* اگر از راه درست و در موقع مناسب انجام شود، بهتر می تواند به رشد یاری رساند. برای مثال، در شرایط رکود اقتصادی، یعنی همین شرایطی که امروز با آن دست به گریبانیم، بهترین راه برای تقویت و ترقی اقتصاد، توزیع مجدد ثروت رو به کاهش است، به طوری که مردمان فقیرتر تمایل پیدا کنند بخش بزرگ تری از درآمد خود را خرج کنند. وقتی یک میلیارد دلار اضافی از طریق مخارج رفاهی بیشتر، به خانوارهای کم در آمد اختصاص یابد، تاثیر آن در تقویت اقتصاد به مراتب بیشتر از وقتی است که همین یک میلیارد از طریق کاهش مالیات ها به ثروتمندان اختصاص یابد. علاوه بر این اگر دستمزدها را در سطح حداقل معیشت یا پایین تر از آن نگاه ندارند، درآمد اضافی می تواند سرمایه گذاری کارگران را در امر آموزش و بهداشت و درمان خود تشویق کند، چیزی که می تواند قابلیت تولیدی و بهره وری آنان و به این ترتیب رشد اقتصادی را افزایش دهد. افزون بر این، برابری بیشتر در درآمدها می تواند با کاهش اعتصابات صنعتی و ارتکاب جرائم، صلح و همزیستی اجتماعی را ارتقا بخشد که به نوبه خود سرمایه گذاری را تشویق می کند، زیرا خطر اختلال در روند تولید و بنابراین اختلال در روند ایجاد ثروت را کاهش می دهد. بسیاری از دانش پژوهان بر این باورند که در عصر طلایی سرمایه داری، یعنی دوره ای که نابرابری کمتر درآمدی با رشد سریع اقتصادی همراه بود، یک چنین سازوکاری جریان داشت.»

البته چنگ در طی این کتاب و نیز کتاب قبلی، ادله خود را نیز در مورد این ادعا بیان کرده است که برای جلوگیری از تطویل در کلام از بازنشر آنها خودداری می کنم.

به طور خلاصه از آنچه چنگ گفته است به نتایج زیر می رسیم:

۱- اگر اقتصاد ایران آن چنان که گفته می شود در شرایط رکود است، بهترین سیاست، اجرا و تقویت سیاستهایی همچون اعطای یارانه نقدی به مردم است نه اجرای سیاستهایی در جهت عکس این سیاست.

۲- بحث «انعطاف پذیری دستمزدها» که این روزها برخی به بهانه تقویت اقتصاد ملی آن را مطرح می کنند، اتفاقا به ضرر رشد اقتصادی خواهد بود.

۳- با اجرای سیاستهایی همچون کاهش یا قطع اعطای یارانه نقدی به مردم و اجرای سیاستهای انقباضی (آن چنان که در بودجه ۹۳ دیده می شود) اگر احیانا نرخ رشد در آینده بالا رفت می توان ادعا کرد که یا:

الف)آمار سازی شده است یا
ب) این افزایش نرخ رشد از عاملی به جز اجرای این سیاستها ناشی شده است یا
ج) ناشی از ترکیبی از دو عامل فوق بوده است.

همچنان که در مورد نرخ رشد سالهای اخیر، به خصوص با وجود ساخت و سازهای انبوهی که در عرصه تولید مسکن انجام شده است (که این ساخت و سازها به معنی رونق در دهها صنعت مهم مرتبط با ساختمان سازی و از این طریق افزایش نرخ رشد اقتصادی است) می توان ادعا کرد که یا:
الف) این آمارها سیاسی، غیر علمی و ساختگی بوده اند یا
ب) کاهش نرخ رشد از عاملی به جز اجرای مسکن مهر و اعطای یارانه نقدی و … ناشی می شده است یا
ج) ناشی از ترکیبی از دو عامل فوق بوده است.

پی نوشت:
*«توزیع مجدد درآمد رو به کاهش» به معنی توزیع درآمد به نفع مردم و فقرا است که نمونه ای از آن می تواند اعطای یارانه نقدی به مردم باشد. «توزیع مجدد در آمد رو به افزایش» به معنی، سیاستهای حمایت از سرمایه داران است که می تواند در قالب طرحهایی مثل کاهش مالیات و تسهیل شرایط کسب و کار و … تبلور پیدا کند.

 

به نظر شما چرا این طرح در ایران پیروز شد ولی در ونزوئلا شکست خورد؟

آرمانشهر: مطلب خواندنی و البته دردآور زیر نوشته دوست و برادر عزیزم «احمد شریعت» است. به نظر شما چرا اجرای یک طرح، در ایران به نتیجه می رسد ولی در ونزوئلا به نتیجه نمی رسد؟

***

«اقتصاد را هدف بگیرید، بحران ارز و سپس تورم ایجاد کنید، با کمک امپراتوری رسانه‌های خود ضدامپریالیست‌ها را دارای سوءمدیریت نشان دهید، آن‌ها را بحران‌آفرینانی معرفی کنید که در پی دشمن تراشی در جهان هستند، مورد هتاکی قرار دهید تا اعتبار سیاسی آن‌ها از بین برود، و سرانجام اخبار دروغ اقتصادی منتشر کنید و جو جامعه را بهم بریزید».

موارد بالا دستورالعمل‌های رورتی و لدین و سوروس و… نیستند، اما در سال‌های منتهی به انتخابات برای ما آشنا هستند. روشن است که هدف از این برنامه‌های کوتاه یا بلندمدت، تاثیر روی نتایج انتخابات است. هدف این است که مردم رای‌دهنده بر سر دوراهی “ادامه حضور ضدامپریالیست‌ها در قدرت” و ادامه بحران اقتصادی، یا “انتخاب اهل تعامل” و رهایی از فشار اقتصادی قرار دهند.

ونزوئلا، نبرد بازار آزاد و انقلاب بولیواری

در ونزوئلا با ظهور چاوز، شکاف اصلی سیاست میان سوسیالیسم و کاپیتالیسم شکل گرفت و میدان دو طرفه شد. در یکسو انقلابیون که بر اجرای “برنامه‌های ملی به سود جامعه” در قالب احزاب سوسیالیستی تاکید دارند و در طیف دیگر جریان لیبرال و حامیان بازار آزاد قرار دارند. ناگفته پیداست که در شکاف جامعه‌گرایی و بازارگرایی، قدرت اقتصادی و رسانه‌ای در اختیار بازارگرایان و بانکدارانی قرار دارد که شریان‌های اصلی اقتصاد را از آن خود کرده‌اند. با این وجود، امکانات لیبرال‌ها در مقابل مردمی بودن چاوز کافی نبود و آن‌ها در انتخابات بطور متوالی شکست می‌خوردند. اما با مرگ چاوز در سال گذشته، لیبرال‌ها به پیروزی و از آن مهمتر “توقف اصلاحات چاوز” امیدوار شدند. این برای آن‌ها یک فرصت بی‌نظیر بود تا بار دیگر به قدرت بازگردند، بخصوص که در گذشته بدترین شرایط هم برای متوقف کردن چاوز کافی نبود.

ونزوئلای مادورو

چاوز پیش از مرگ خود، نیکلاس مادورو را فرد مورد اعتماد و امین خود خواند و از مردم خواسته بود در صورت مرگش به او رای دهند. پس از مرگ چاوز، مدتی بعد، انتخابات ریاست جمهوری ونزوئلا برگزار شد و در انتخاباتی با بیشترین فشار رسانه‌ای داخلی و خارجی، مادورو توانست علیرغم کاهش نسبت آرا (نسبت به پیروزی نسبتا مقتدرانه چاوز در سال گذشته)، در یک رقابت سخت با بیش از یک درصد اختلاف آرا به پیروزی رسید. این نسبت آرا (۵۰.۷) یک پیام روشن برای مخالفان چاوز داشت: با کمی افزایش فشارهای اقتصادی و رسانه‌ای می‌توان پیروز انتخابات بود.

بلافاصله پس از پیروزی نزدیک مادورو در انتخابات، اولین گام برای تضعیف وی با آشوب مخالفان آغاز شد. لیبرال‌ها با شعار “تقلب در انتخابات” دست به آشوب زدند تا وجهه بین‌المللی و داخلی دولت مادورو را تضعیف کنند. با تنش‌های انتخابات ریاست جمهوری، مادورو شروع خوبی نداشت و فقط ۷ ماه بعد، انتخابات شوراهای مشورتی و شهرداری‌ها برگزار می‌شد، انتخاباتی که با توجه به ساختار فدرالی ونزوئلا، اهمیت بسیار زیادی داشت.

۷ ماه تعیین کننده

با شروع ریاست جمهوری مادورو و در حدفاصل دو انتخابات، حمله‌ای همه جانبه در ابعاد مختلف اتفاق افتاد. مخالفان چاوز که از گذشته مهمترین پایگاه خود را در اتاق‌های بازرگانی بنا کرده و از آنجا شریان‌های اقتصاد ونزوئلا را در اختیار گرفته بودند، بار دیگر فعال شدند. کمی قبل از انتخابات ریاست جمهوری، بحران دلار ایجاد شد و بعد از انتخابات به همه بخش‌های اقتصاد ونزوئلا کشیده شد. پس از انتخابات، دلار در بازار ونزوئلا ناگهان کمیاب شد تا بولیوار (واحد پول ملی ونزوئلا) یک سوم ارزش خود را از دست بدهد و به پایین‌ترین ارزش خود در برابر دلار برسد. رشد اقتصادی کاهش یافت و تورم به همه بخش‌های ونزوئلا رسید تا مخالفان، سوءمدیریت‌های دولت مادورو را عامل این اتفاقات معرفی کنند. در این میان دولت مادورو شوک ارزی را ناشی از یک توطئه داخلی و خارجی می‌دانست و با کشف یک محموله بسیار بزرگ از دلار، صحت گفته‌هایش تا حدی ثابت شد.

در این میان رسانه‌ها مهمترین بخش و موتور محرک مخالفان محسوب می‌شدند. امپراتوری رسانه‌ای مدام به مردم ونزوئلا بابت ادامه یافتن “سوءمدیریت و بی‌تدبیری‌های مادورو” هشدار می‌داد و با انتشار اخبار غیرواقعی سعی در ملتهب نگه داشتن جامعه داشت. یک روز یکی از کارشناسان اقتصادی در مصاحبه‌ای اعلام می‌کرد “در چند ماه آینده ونزوئلا دچار قحطی می‌شود” و روز دیگر روزنامه پرتیراژ مخالف دولت، به دروغ مدعی کمبود گازوئیل و سوخت در کشور می‌شد. مخالفان حتی مدعی قحطی و خالی بودن فروشگاه‌های برخی مناطق و هجوم مردم به فروشگاه‌ها و غارت آن‌ها شدند، اما به زودی مشخص شد عکس مورد استناد برای خبر، مربوط به زلزله چند سال قبل شیلی بوده و نه وضعیت فعلی ونزوئلا!

واکنش مادورو

اما واکنش انقلابیون ونزوئلا در سر دیگر میدان هم بااهمیت بود. در وهله اول دولت مادورو توانست با افشای دروغ‌های مخالفان و دعوت از دادگستری برای پیگیری دروغ‌هایی که امنیت روانی و معیشت مردم را هدف قرار می‌دهند (مانند خبر کمبود گازوئیل)، تا حدی از رواج انتشار اخبار خلاف واقع بکاهد و حقانیت خود را نشان دهد. دومین اقدامی که مادورو با انجامش خود را به همگان ثابت کرد، ادامه دادن برنامه‌های چاوز در حمایت از محرومین بود. مادورو ساخت “خانه‌های ارزان قیمت دولتی” را ادامه داد و با وجود مخالفت لیبرال‌ها بر اجرای برنامه‌های اجتماعی تاکید کرد.

باارزش‌ترین کمک به مادورو، میراث چاوز بود: “یک شبکه بزرگ اجتماعی”. چاوز در سال ۲۰۰۷ برای اولین بار یک جنبش اجتماعی را در قالب یک تشکل حزبی به نام “حزب سوسیالیست متحد ونزوئلا” پایه‌گذاری کرد، حزبی که مبنایش فعالیت اجتماعی بود تا فعالیت سیاسی. این تشکل برخلاف دیگر احزاب، از مردم جدا نشد و در میان مردم باقی ماند. حزبی که از جمعیت ۱۹ میلیونی واجد شرایط رای دادن، ۵ میلیون و ۷۰۰ هزار عضو رسمی دارد و بیشتر به یک “جنبش اجتماعی” شباهت دارد.

مبارزه با رباخواری و فرار مالیاتی

اما مهمترین اقدام مادورو برای مقابله با کارشکنی‌های اقتصادی مخالفان، ارائه لایحه “قانون اختیارات ویژه” بود. مادورو که وضعیت اقتصادی تحمیل شده بر ونزوئلا را “جنگ اقتصادی” نامیده، از پارلمان ونزوئلا درخواست اختیارات ویژه برای مقابله با رباخواری، فساد اقتصادی، دلالی و فرارهای مالیاتی {ثروتمندان} کرد. با توجه به اینکه اکثریت پارلمان از حزب سوسیالیست متحد (حزب مادورو) هستند، با وجود جو رسانه‌ای بسیار سنگین لیبرال‌ها و حامیان غربی آن‌ها، این قانون به تصویب مجلس رسید. لیبرال‌ها که مهمترین پایگاه آن‌ها اتاق بازرگانی ونزوئلاست، ابتدا این مصوبه را غیرقانونی و شرم‌آور خواندند و سپس شفاف شدن درآمدها را موجب نقض حریم خصوصی افراد دانستند.

و سرانجام پیروزی بزرگ

سرانجام روز موعود یعنی ۸ دسامبر فرا رسید و مردم ونزوئلا به پای صندوق‌های رای رفتند. در روزی که مشارکت ۵۹ درصدی در انتخابات شوراهای مشورتی و شهرداری‌ها رکوردشکنی کرد، پیروزی بزرگی نصیب انقلابیون ونزوئلایی شد. در این انتخابات از ۳۳۷ شهرداری، ۲۳۰ شهرداری به حزب مادورو و ۱۲ شهرداری به متحدان آن‌ها رسید تا ۷۳ درصد شهرداری‌ها به جبهه انقلاب بولیواری برسد. ۷۱ درصد شهرهای بزرگ به جبهه انقلاب بولیواری رسید و پس از انتخابات نزدیک ریاست جمهوری، فاصله آرا با جبهه مخالفان به رهبری کاپریلس به بیش از یک میلیون رای رسید. طبق آخرین خبرهای رسمی، پس از انتخابات نیز دو شهردار به جبهه انقلاب بولیواری پیوستند. در مقابل کاپریلس تنها توانست نسبت به همراهی مادورو با ۳ نامزد شهرداری هنگام رای دادن اعتراض کند و آن‌ها را تخلف انتخاباتی بنامد.

اینگونه بود که انقلاب بولیواری در سخت‌ترین شرایط و بیشترین فشارهای اقتصادی و رسانه‌ای به پیروزی رسید. با این حال جنگ فقر و غنا (که حسین فدایی، لیدر انصار حزب‌الله آن را یک “دوگانه انحرافی” معرفی می‌کند) و انقلاب بولیواری و کاپیتالیسم در قلب آمریکای جنوبی همچنان ادامه دارد و این انتخابات ثابت کرد مردم هنوز پای کار انقلاب هستند. شکی نیست که اوباما بسیار دوست داشت تا همچنان که می‌گوید “تحریم‌ها باعث رئیس‌جمهور شدن روحانی شد” بگوید “فشارهای اقتصادی باعث رویگردانی مردم ونزوئلا از میراث چاوز شد”، اما ظاهرا وی باید در آرزوی تحقق این رویا باقی بماند.

منبع: وبلاگ عدالتخواه

برای محله ای در نارمک

از پشت این پنجره ها
تبسمی سر می کشد
که قطعنامه ها نتوانستند تحریمش کنند
اینجا از نقشه ها و نقش ها خبری نیست
نهایتش نقش بازوی جوانی
که از میان خاک پاشی سال ها
چشم هایش را برای تو مهربان نگه داشت
از چه پیچ و تاب ها گذشت
تا مستقیم با تو حرف بزند
حالا حتی این دیوارها و کوچه ها هم میل غنچه دادن دارند
وقتی هر لحظه مهمان تازه ای در محله ات
سال را تحویل می کند…

(مرداد ۱۳۹۲)