چشمه

یادم می آید در یکی از سفرهایمان به جریان آبی رسیدیم و تو گفتی که چشمه است. و شروع کردی به منی که باورم نمیشد چشمه باشد، چون محل جوشش آن مشخص نبود، با چیدن یک سد ثابت کنی که درست تشخیص داده ای.
گفتی اگر بعد از اینکه جلوی آب را سد کردیم جریان آب ادامه داشت معلوم میشود که درست حدس زده ام…
و جریان آب قطع نشد.
***
یک آنارشیست میگوید: حکومت دست خود را جلوی چشمه ای که در جامعه هست میگذارد و آن را از جریان باز می دارد. (وودکاک، جورج، آنارشیسم، ص ۹۹)

مهم نیست محل جوشش چشمه مشخص باشد یا نباشد، هر سدی جلوی آن گذارده شود جریان آب قطع نخواهد شد. و حتی چه بهتر که محل جوشش نامعلوم باشد.

تحریف سخنرانی احمدی نژاد در تبریز

ویرایش دوم

روز جمعه اول اسفند، به همت دوستداران دکتر احمدی نژاد در تبریز، مراسم ترحیمی برای مرحوم سیده فاطمه قادری، مادر ایشان در مسجد نظیروندی تبریز برگزار شد. در این مراسم دکتر احمدی نژاد به اصرار حاضران در مراسم به ایراد سخنرانی برای آنها پرداخت. در حاشیه این سخنرانی و در پی اصرار حاضران به اینکه احمدی نژاد سکوتش را بشکند، احمدی نژاد جملاتی به زبان آورد که بسیاری از سایتها با تغییر دادن آن، تیتر خود را نیز از این متن تحریف شده انتخاب کردند. تیترهایی از قبیل: «صدها احمدی نژاد فدای انقلاب و رهبری»، «صدها امثال احمدی نژاد فدای یک لحظه عزت و عظمت ملت ایران و رهبری» و …
در صورتیکه مراجعه به فیلم این مراسم نشان می دهد، جمله ای که احمدی نژاد بیان کرده است از این قرار است:
«صدها امثال احمدی نژاد، فدای یک لحظه عزت و عظمت ملت ایران»
در لینک زیر می توانید فیلم مربوط به این قسمت از سخنان احمدی نژاد را ببینید:
http://www.aparat.com/v/lG0pQ
بررسی ها نشان می دهد اولین سایتی که دست به این تحریف زده است، سایت فارس نیوز است و مابقی سایتها گویا با استناد به خبر این سایت بوده است که مرتکب این تحریف شده اند.
از آنجا که این تغییر اساسی، به تیترهای انتخاب شده از حضور احمدی نژاد در تبریز راه یافته بود و از این لحاظ، تحریفی عمده به حساب می آمد، در پاسداشت دقت در نقل خبر، لازم دیدم که به این نکته اشاره کنم.

لینکهای روزانه:
پاسخ آماری به اظهارات جهانگیر: ۱۱۸ میلیارد دلار درآمد نفتی سال ۹۰ کجا خرج شد؟

منطق پوچ و برده دارانه برخی مخالفان اعطای یارانه نقدی به مردم

«توزیع پول به عنوان یارانه، فساد، بیکاری و بی‌مسئولیتی می‌آورد. یک کشاورزی که زحمت می‌کشید، ما به جای اینکه وسیله در اختیارش بگذاریم، به آن پول دادیم. ما باید به آن روستایی ابزار کار می‌دادیم تا تولید بیشتر کند. نه اینکه پول نقد بدهیم بیاید بازار جنس بخرد. این کارها در کوتاه مدت، محبوبیت می‌آورد اما در دراز مدت به اقتصاد ما لطمه می‌زند و نه تنها این دولت، بلکه‌ دولت‌های دیگر هم نمی‌توانند این یارانه را قطع کنند. اقتصاد کشور از یارانه ها ضربه اساسی خورد؛ ضربه ای که موجب شد بخش مولد ما کارایی‌اش را از دست بدهد.»

***

تناقض و سردرگمی جمله های بالا، چندان مورد نظر من نیست؛ اینکه گوینده این جمله ها متوجه نیست که جمله «این کارها در کوتاه مدت، محبوبیت می‌آورد» با جمله «نه تنها این دولت، بلکه‌ دولت‌های دیگر هم نمی‌توانند این یارانه را قطع کنند» تناقض دارد.

به اینکه گوینده جمله های بالا چه کسی است هم اشاره نمی کنم چون مشابه این حرفها را در سالهای گذشته از طیفهای مختلفی که مخالف اعطای یارانه نقدی به مردم هستند بارها شنیده ایم؛ از اصولگرا بگیر تا اصلاح طلب و از مدعیان اقتصاد اسلامی و عدالت اقتصادی تا منادیان اقتصاد سرمایه داری.

در این یادداشت قصد دارم منطق حاکم بر ادعای اصلی این جمله ها را نشان بدهم. این ادعا که تاکنون به زبانهای مختلف بیان شده است: «دریافت یارانه نقدی، کم کاری، بیکاری و تنبلی می آورد، نیروی مولد کشور را از بین می برد و از این طریق به اقتصاد و تولید ملی ضرر می زند.» ان شاءالله باری دیگر، متوجه خواهیم شد در کشور ما، هزینه به زبان آوردن حرف مفت، چقدر پایین است و از آن ناراحت کننده تر اینکه، حرف مفت می تواند بارها و بارها با فیگور کارشناسی و روشنفکری نیز بیان و منتشر شود.

***

از پیش فرض های ادعای یاد شده این است که ما در کشوری زندگی می کنیم با فرصتهای شغلی فراوان؛ فرصتهایی به تعداد جمعیت جویای کار و بلکه بیشتر از جمعیت جویای کار. تو گویی فرصتهای شغلیِ فراوانی هستند که با بی رغبت شدن افراد به کار، معطل می مانند و معطل ماندن آنها، موتور پویای اقتصاد کشور را لنگ می گذارد.

با این حال، واقعیتِ آشکار این است که ما با صدها هزار جویای کار و اشتغال، چه در روستاها و چه در شهرها مواجهیم که طبعا به محض خالی شدن یک فرصت شغلی مناسب، آن فرصت شغلی را در هوا می قاپند.

مشخص نیست در شرایطی که با معضل جدی بیکاری مواجه هستیم و به اندازه جمعیت جویای کار، شغل وجود ندارد، نگرانی از اینکه کسانی باشند که به علت دریافت یارانه نقدی به بیکاری یا کم کاری روی بیاورند، اساسا چه موضوعیتی دارد؟

***

پیش از ورود بیشتر به بحث، لازم است به این نکته اشاره شود که در علم رایج اقتصاد که بیشتر مخالفان اعطای یارانه نقدی مدعی آن هستند، اساسا انسان، موجودی حریص به انباشت سرمایه و مصرف است و همین حرص اوست که موتور محرک اقتصاد تلقی می شود. مشخص نیست این دوستان مدعی اقتصاددانی، چگونه می توانند این پایه از علمی را که مدعی آن هستند نادیده بگیرند و قائل باشند به اینکه با دریافت مبلغ ناچیزی یارانه نقدی، حرص انسانها به کسب درآمد و انباشت پول، فروکش می کند و روی به بیکاری یا کم کاری می آورند.

***

بر اساس آخرین اطلاعات مرکز آمار ایران(۱)، تعداد خانوارهای ایرانی، ۲۱ میلیون و ۷۸۵ هزار و ۶۴ خانواده است. به عبارت دیگر اگر فرض بگیریم به حساب تمام سرپرستهای خانواده ها در ایران یارانه پرداخت می شود به حساب ۲۱ میلیون و ۷۸۵ هزار و ۶۴ نفر ایرانی، ماهانه یارانه نقدی واریز می شود.

از سوی دیگر، بر اساس آخرین بررسی های بانک مرکزی(۲)، ترکیب جمعیتی خانواده های ایرانی به شرح زیر است:

۶ درصد از خانواده های ایرانی، یک نفره هستند.
۱۸ درصد از خانواده های ایرانی، دو نفره هستند.
۲۷٫۴ درصد از خانواده های ایرانی، سه نفره هستند.
۲۹٫۸ درصد خانواده های ایرانی، چهار نفره هستند.
۱۲٫۳ درصد از خانواده های ایرانی، پنج نفره هستند.
۴ درصد از خانواده های ایرانی، شش نفره هستند.
۱٫۶ درصد از خانواده های ایرانی، هفت نفره هستند.
۰٫۴ درصد از خانواده های ایرانی، هشت نفره هستند.
۰٫۳ درصد از خانواده های ایرانی، نه نفره هستند.
۰٫۲ درصد از خانواده های ایرانی، ده نفره و بالاتر از ده نفره هستند.

به عبارت دیگر:

۱ میلیون و ۳۰۷ هزار و ۱۰۴ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان یارانه نقدی به حساب آنها واریز می شود.
۳ میلیون و ۹۲۱ هزار و ۳۱۲ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۹۱ هزار تومان یارانه نقدی به حساب آنها واریز می شود.
۵ میلیون و ۹۶۹ هزار و ۱۰۸ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۱۳۶ هزار و ۵۰۰ تومان یارانه نقدی به حساب آنها واریز می شود.
۶ میلیون و ۴۹۱ هزار و ۹۴۹ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۱۸۲ هزار تومان یارانه نقدی به حساب آنها واریز می شود.
۲ میلیون و ۶۷۰ هزار و ۵۶۳ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۲۲۷ هزار و ۵۰۰ تومان یارانه نقدی به حساب آنها واریز می شود.
۸۷۱ هزار و ۴۰۳ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۲۷۳ هزار تومان یارانه نقدی به حساب آنها واریز می شود.
۳۴۸ هزار و ۵۶۱ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۳۱۸ هزار و ۵۰۰ تومان یارانه نقدی به حساب آنها واریز می شود.
۸۴ هزار و ۱۴۰ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۳۶۴ هزار تومان یارانه نقدی به حساب آنها واریز می شود.
۶۵ هزار و ۳۵۵ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۴۰۹ هزار و پانصد تومان به حساب آنها واریز می شود.
۴۳ هزار و ۵۷۰ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۴۵۵ هزار تومان یا بیشتر از این مبلغ به حساب آنها واریز می شود.

به عبارت دیگر:

۹۳٫۵ درصد از سرپرستهای خانواده در ایران، ماهانه تنها بین ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان تا ۲۲۷ هزار و ۵۰۰ تومان یارانه نقدی دریافت می کنند.
تنها ۲٫۵ درصد از سرپرستهای خانواده در ایران، ماهانه بیشتر از ۳۰۰ هزار تومان یارانه نقدی دریافت می کنند.
تنها ۰٫۵ درصد از سرپرستهای خانواده در ایران، ماهانه بیشتر از ۴۰۰ هزار تومان یارانه نقدی دریافت می کنند.

به عبارت دیگر:

از آنجا که در سال ۱۳۸۹ (اولین سال واریز یارانه نقدی به حساب خانواده ها) حداقل دریافتی مقرر شده در قانون برای کارگران، با احتساب حق اولاد آنها، ۳۹۳ هزار تومان بوده است(۳)، تنها ۰٫۵ درصد از سرپرستهای خانواده، بیشتر از حداقل دریافتی یک کارگر، یارانه نقدی دریافت می کرده اند که اتفاقا و اساسا، بخش قابل توجهی از این نیم درصد، به احتمال زیاد از قشری نیستند که از آنها توقع کار و اشتغال برود تا میل آنها به بی کاری یا تنبلی، خسارتبار باشد؛ می توان فرض کرد نسبت قابل توجهی از ۰٫۵ درصدی که بیشتر از ۴۰۰ هزار تومان یارانه نقدی دریافت می کنند و بلکه نسبت قابل توجهی از ۲٫۵ درصدی که بیشتر از ۳۰۰ هزار تومان یارانه نقدی دریافت می کنند پا به سن گذاشتگانی هستند که یا به سن بازنشستگی نزدیک هستند یا سن بازنشستگی را می گذرانند و اساسا توقع اینکه آنها مولد اقتصادی یا شاغل یا نیروی مفید و پرتوان آماده به کار باشند، توقع بی جایی است؛ هم به لحاظ فرهنگی و هم به لحاظ بیولوژیکی، احتمال اینکه شخصی سرپرست یک خانواده هفت نفره، هشت نفره، نه نفره، ده نفره و بالاتر از آن باشد و سنین جوانی یا میان سالی را بگذراند، احتمال بسیار کمی است. دقت دارید که داریم در مورد ۰٫۵ درصد از سرپرستهای خانواده ها صحبت می کنیم و حتی اگر فرض ما در مورد سالخورده بودن آنها بالکل و تماما غلط باشد، تغییر چندانی در نتیجه حاصل نخواهد داشت.

نکته دیگری که باید در نظر گرفت این است که با توجه به اینکه مسئولیت قانونی تامین هزینه های یک خانواده با سرپرست آن خانواده است، این تصور که دریافت ماهانه ۲۰۰ هزار تومان یا ۳۰۰ هزار تومان یا حتی ۴۰۰ هزار تومان، سرپرست آن خانواده را بی نیاز از اشتغال می کند تصوری خام است. مگر کسی که این مبالغ را دریافت می کند، فقط مسئول هزینه های شخص خودش و نه دیگران است و قرار است آن را صرفا برای شخص خودش خرج کند؟ شاید یک نفر به سختی و با قناعتگری و خویشتنداری فراوان با ماهانه ۲۰۰ هزار تومان یا ۳۰۰ هزار، بتواند روزگار خود را به صورت انفرادی بگذراند اما آیا خانواده ای چهار، پنج نفره و پرجمعیت تر از آن را هم می توان با چنین هزینه ای اداره کرد؟

***
نکته دیگر، مساله خط فقر است. بر اساس میزان خط فقر اعلام شده برای سال ۱۳۸۹، خط فقر در مناطق شهری برای هر نفر ماهانه ۹۴ هزار و ۶۰۰ تومان و در مناطق روستایی برای هر نفر ۵۸ هزار تومان بوده است. به عبارت دیگر، ساکنان مناطق شهری در آن سال، تنها نزدیک به نیمی از مبلغ خط فقر خود را به صورت یارانه نقدی دریافت می کرده اند و ساکنان روستاها نیز تنها نزدیک به هشتاد درصد خط فقر خود را به صورت یارانه نقدی دریافت می کرده اند. چه رسد به سالهای اخیر (که بر خلاف طرحی که محمود احمدی نژاد در نظر داشت و با سنگ اندازی هایی که صورت گرفت ناکام ماند) که میزان یارانه نقدی، متناسب با افزایش قیمت سوخت و حاملهای انرژی، افزایش پیدا نکرده است.(۴)

نتیجه اینکه دریافت یارانه نقدی، گرچه خانواده ها را به نحو مطلوبی از شرایط اضطرار مالی و اقتصادی خارج می کرده است، اما به تنهایی هیچ خانواده ای را به خط فقر هم نمی رسانده است، چه رسد به اینکه او را به سطح مطلوب و متوسطی از رفاه اقتصادی برساند. خانواده ها تنها با داشتن حداقل یک منبع مالی دیگر در کنار یارانه ها می توانستند و می توانند از خط فقر عبور کنند. بر این اساس، این تصور که دریافت یارانه نقدی، کسانی را از اشتغال بی نیاز کرده است، تصوری بی مبنا است.

دوباره به ادعای مطرح شده در ابتدای یادداشت برمی گردیم. معنای اینکه یارانه نقدی، بیکاری یا کم کاری یا تنبلی می آورد چیست؟

آیا معنای این ادعا جز این است که سرپرست یک خانواده، باید به قدری بی نوا، فلک زده، ضعیف و در شرایط اضطرار باشد که توانِ تحمل مدت کوتاهی بیکاری را نداشته باشد و اضطرارش او را مجبور کند شغلی با دستمزد ماهانه ۲۰۰ هزار تومان یا ۳۰۰ هزار تومان را هم غنیمت بداند و بابت داشتن آن، شکرگزار کارفرمای خود نیز باشد؟

آیا جز این است که نیروی کار، باید آنقدر از گرسنه ماندنِ بلافاصله خانواده اش در پیِ بی کار شدن در هراس باشد که ترس از دست دادن شغلش، موجب شود جسارتِ چانه زنی برای افزایش دستمزدش را نداشته باشد؟ آیا منظور این دوستان غیر از این است که یک کارگر یا کشاورز، باید به قیمتِ صفر شدن امکان انتخاب شغلش و از دست دادن کامل قدرت چانه زنی اش، بخاطر هراس از گرسنگی، شاغل بماند؟ آیا تجویز چنین شرایطی، تئوریزه کردن خودآگاه یا ناخودآگاه برده داری و استثمار نیست؟

پی نوشت:
۱- به این منبع رجوع کنید:
http://www.amarestan.com/vdcjfxevzuqev.sfu.html
۲- به این منبع رجوع کنید:
http://www.iscanews.ir/news/136295/80
۳- به این منبع رجوع کنید:
http://www.tabnak.ir/fa/news/90229
۴- به این منبع رجوع کنید:
isna.ir/fa/news/91041106576/946–89

لینکهای روزانه:

پاسخ محکم و مستدل معاون اسبق سازمان محیط زیست به ادعاهای ابتکار در مورد نقش دولت احمدی نژاد در مساله ریزگردهای خوزستان

حضور سیدحسن خمینی در منزل دکتر احمدی نژاد برای ابراز تسلیت

حضورهایی که برخی غیبتها را پررنگتر می کنند

در مراسم ترحیم مادر دکتر احمدی نژاد، چه در مراسم سوم ایشان (۲۴ بهمن) و چه در مراسم ۳۰ بهمن، بودند مردمی معمولی که از استانهای مازندران، آذربایجان، کهکیلویه و بویر احمد، خوزستان، سیستان و بلوچستان و … کوبیده بودند و آمده بودند تا تسلیت خودشان را به دکتر ابراز کنند. نه هزینه سفرشان را کسی داده بود نه پذیرایی خاصی در انتظارشان بود. فکرش را بکن! از زاهدان، از اهواز، این همه راه… اینها به قول دوستی، حاشیه هایی هستند که دوربینهای عکاسی نمی توانند و نتوانستند آن را ثبت و بازگو کنند.
می دانم دکتر احمدی نژاد راضی نیست که طرفدارانش چنین تاسفهایی داشته باشند یا اگر دارند آن را ابراز کنند. ولی چه کنیم که ما هم دلمان مثل دل دوستمان آقا حامد کوچک است:
سربسته بگویم، آقای دکتر سعید جلیلی! جناب دکتر کامران باقری لنکرانی! برادر حاج سعید قاسمی! برادر نادر طالب زاده! به خصوص برای شما چهار نفر و امثال شما چهار نفر بسیار متاسفم. از خیلیهای دیگر اصلا انتظاری نبود که حالا برایشان متاسف باشیم یا نباشیم، اما برای شما چهار نفر…
برای آن عزیزی هم که مایل نیستم اسمش را بیاورم متاسفم. دکتر به ختم مادر شما آمد، شما در ختمهایی مثل ختم مادر دکتر ظریف حاضر شدید، اما شما را در مراسم ختم مادر دکتر احمدی نژاد ندیدیم. می دانیم سرتان شلوغ است. اما مثل خیلیها، پیام کتبی یا تلفنی که می توانستید بدهید.
حالا صبر ما هم زیاد است. شاید در روزهای آینده یا در مراسم چهلم مادر دکتر، نظرمان را عوض کردید. :)

لینک مرتبط:
هدیه ویژه احمدی نژاد

پی نوشت:
مراسم ترحیم مادر دکتر احمدی نژاد، یکشنبه ۳ اسفند در مسجد «دو طفلان مسلم قم» برگزار می شود. این مسجد در محله نیروگاه قم قرار دارد و ساعت این مراسم از ۱۶ تا ۱۷:۳۰ است. گفته می شود خود دکتر احمدی نژاد در این مراسم شرکت خواهد داشت.

یارانه نقدی برای همه مردم است، چه غنی چه فقیر!

یارانه، سهم مردم از بیت المال است و آنقدر که ما از اسلام فهمیده ایم از مسلمات حکومتداری حضرت محمد(ص) و امام علی(ع)، تقسیم بیت المال به طور مساوی بین همه مردم بوده است، صرفنظر از فقیر یا غنی بودن آنها. اینجور نبوده که به فقیر سهم بیشتری از بیت المال بدهند و به غنی کمتر. رسیدگی به فقرا در حکومت اینان روش دیگری داشته است. در مورد حکومت امام مهدی(عج) نیز چنین وعده ای داده شده است. مثل ارث. مگر در تقسیم ارث بین فرزندان یک پدر، به فقیر یا غنی بودن آنها نگاه می کنند؟
معلوم نیست اعطای یارانه نقدی به تمام مردم، موجب شده است سهم کلان و ویژه و رانتی چه کسانی از بیت المال قطع شود که بعضی با قیافه حق به جانب، اعطای یارانه را به همه مردم بی عدالتی می دانند. شما اگر خیلی دغدغه عدالت دارید، با اصلاح نظام مالیاتی و پافشاری برآن، عدالت را برقرار کنید نه با بریدن سهم مردم از بیت المال. مالیات دهک اولِ پردرآمد جامعه و بلکه یک درصد اول جامعه، جبران کار را خواهد کرد. لازم نیست به بهانه عدالت، فقط دو سه دهک پایین را مستحق دریافت یارانه نقدی بدانید. ضمنا چه کسی تضمین داده است کسی که امروز ثروتمند است الی الابد ثروتمند است و ممکن نیست یک ماه دیگر ورشکست شود و به خاک سیاه بنشیند که بر اساس ثروتمند بودن خود نباید یارانه بگیرد؟

پی نوشت:
مراسم ترحیم مادر دکتر احمدی نژاد، بانو سیده فاطمه قادری، امروز پنجشنبه ۳۰ بهمن در مسجد جامع نارمک واقع در خیابان سمنگان از ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷ برگزار می شود.

لینک روزانه:
کریمی اصفهانی، دبیرکل جمعیت اصناف و بازار و از فعالان اصولگرا: احمدی نژاد باید اعدام شود
علی یونسی، وزیر اسبق اطلاعات و دستیار ویژه روحانی: احمدی نژاد نه به اصولگرایی تعلق داشت و نه به اصلاح طلبی

منتظرم که فردای نارمک و یکشنبه آینده قم را ببینم

فردا، پنجشنبه، ۳۰ بهمن، دومین مراسم ترحیم مادر دکتر احمدی نژاد در مسجد جامع نارمک برگزار می شود. یکشنبه ۳ اسفند نیز در مسجد «دو طفلان مسلم» شهر قم، مراسم ترحیمی برگزار خواهد شد.
از انبوه مردمی که علی رغم سانسور مطلق صدا و سیما، در مراسم ترحیم ۲۴ بهمن شرکت داشتند بگذریم، خیلی از دوستان (دوستان سابق؟) و مدیونان به احمدی نژاد که بر اساس بدیهیاتِ اخلاق و مروت و انصاف و انسانیت، احتمال داشت در این مراسم شرکت کنند، در این مراسم حضور نداشتند. همینطور خیلی هایشان که احتمال داشت پیام تسلیتی برای دکتر احمدی نژاد بفرستند از این کار خودداری کردند. خوب از اول هم اعلام شده بود که در روز پنجشنبه ۳۰ بهمن، مراسم دیگری برگزار خواهد شد. شاید این دوستان، بروز انسانیت و اخلاقشان را گذاشته اند برای فردا یا یکشنبه آینده. به همین دلیل برای قضاوت و حکم صادر کردن زود است.
دکتر ما البته احتیاجی به تسلیت این دسته از شخصیتها ندارد. آنقدر هم بامرام هست که چنین حضوری را ملاک دوستی و دشمنی قرار ندهد. طرفدارانش هم ذوق زده حضور این دسته نخواهند شد. اما شخصی مثل من اگر منتظر مراسم فردای نارمک یا یکشنبه آینده قم است به این دلیل است که برایش جالب است ببیند انتظاری که از بعضی مدعیان عدالتخواهی و آرمانگرایی و انقلابیگری و اصولگرایی و مقاومت داشته تا چه حد درست بوده است. معدودی شان هستند که اگر فردا و یکشنبه بیایند، خوشحال خواهم شد که تصورم نسبت به آنها درست بوده است و کثیری شان هم هستند که با نیامدنشان خوشحالم می کنند. باز هم به این دلیل که متوجه می شوم قضاوت و شناختم در مورد آنها درست بوده است. از خیلی هایشان مدتها است که قطع امید کرده ایم. برای تغییر و هدایتشان دعا می کنیم و البته مادام که تغییری نکرده اند و چنان اند که الان هستند، بسیار خوشحالیم که خطشان از احمدی نژاد جدا است و ای کاش که برای همیشه جدا بماند.

پ.ن:
مراسم ترحیم مرحوم سیده فاطمه قادری، فردا پنجشنبه ۳۰ بهمن در مسجد جامع نارمک واقع در خیابان سمنگان، از ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷ برگزار می شود.
مراسم مسجد دو طفلان مسلم قم هم در روز یکشنبه ۳ اسفند از ساعت ۱۶ تا ۱۷:۳۰ برگزار خواهد شد.

لینکهای روزانه:
تماس تلفنی و ابراز تسلیت رئیس جمهوری ترکیه به دکتر احمدی نژاد
ملاقات طنزپرداز جنجالی فرانسه با دکتر احمدی نژاد
کریمی اصفهانی، دبیرکل جمعیت اصناف و بازار و از فعالان اصولگرا: احمدی نژاد باید اعدام شود

کینه داعش از احمدی نژاد

آرمانشهر: قسمتی از متن زیر، چند ماه پیش در برخی سایتهای اینترنتی منتشر شده بود. به تازگی در یکی از شبکه های اجتماعی، نسخه کاملتر آن را دیدم. از آنجا که نسخه کاملتر این متن در سایتهای اینترنتی منتشر نشده است، آن را در اینجا باز نشر می کنم. این متن، فرازی از کتاب «شام برفی» نوشته «محمود محمودی نورآبادی» است. این کتاب، شامل خاطرات اسرای آزاد شده ایرانی است که در سال ۱۳۹۱ در سوریه به اسارت داعش در آمده بودند. شام برفی با مقدمه و بازنگری «سعید عاکف»، توسط انتشارات «ملک اعظم» منتشر شده است.
***
«…مترجم دوباره شروع کرد. می پرسد: در انتخابات به چه کسی رای دادید؟ طرفداران احمدی نژاد دست بلند کنند…
فکر این قلم سوال را هیچ وقت نکرده بودم. حتی وقتی که روبان های سبز را در گوشه آن کارت های آنچنانی دیدم، به فکرم هم خطور نکرد که روزی با چنین پرسشی مواجه خواهیم شد. دلم می خواست بگویم: این دیگر چه ربطی به شماها دارد؟ در کشور خودمان به هر کس دلمان خواست رای دادیم!
نگاهی به بچه ها کردم و نگاهی به توفیق. منتظر بود طرفداران احمدی نژاد دست بلند کرده و خود را معرفی کنن. اما هر کس به کاندیدایی غیر از احمدی نژاد پناه برد! اسامی کاندیداهای انتخابات نهم و دهم قاطی شده بودند؛ چیزی که دار و دسته توفیق از آن سر در نمی آوردند.
بله من به دکتر معین رای دادم…
منم به قالی باف رای دادم…
رضایی…
– منم به موسوی رای دادم…
دیدم هوا دارد پس می شود، فورا دست بلند کردم و گفتم: آقا من به احمدی نژاد رای دادم.
سمیر انگار که یک لحظه ماجرای معزولیت خود را فراموش کرده باشد، پرید بالای سرم. درست مثل لاشخوری که بخواهد طعمه ای را جمع کند، پشت یقه ام را چنگ زد و بلندم کرد. کابل را که در دستش دیدم، درد در همه جای بدنم دوید. حالا دیگر می توانست عوض عدم اعترافم به قناسه کشی، به خاطر رای به احمدی نژاد کتکم بزند و عقده گشایی کند.
چرا به احمدی نژاد رای دادی؟
این را توفیق پرسید و سید چشمک زد که یعنی بزن به حاشا و خودت را نجات بده. گفتم: جناب توفیق! احمدی نژاد دوبار کاندیدا شد… من فقط بار اول به خاطر شعارهای عدالت خواهانه اش رای دادم…
بر و بر نگاهم کرد. چشم های سیاهش پر از خشم بود. گفت: پس دفعه بعد به که رای دادی؟
-رای ندادم، اصلا پای صندوق نرفتم…»

لینک های روزانه:
خسرو معتضد: برنامه تلویزیونی مرا به خاطر رفتن به مجلس ختم والده دکتر احمدی نژاد قطع کرده اند
محسنی اژه ای، ۲۷ بهمن ۹۳: مگر دولت سابق نبود که مطرح می‌کرد لیست مفسدان در جیب من است خوب اگر هست ارائه دهید

شرکت در تشییع مادری که به او بسیار مدیونیم

مرتضی حیدری: آقای دکتر من چند تا کلمه دارم، اینا رو می گم دوست دارم حستون نسبت به اینا رو در قالب یه جمله یا عبارت بگید.

«فاطمه»
دکتر احمدی نژاد: فاطمه … هم مادرمونه، جدمونه، هم مادرمون.
مرتضی حیدری: «فاطمه قادری»
دکتر احمدی نژاد: مادر عزیزمون هست که عاشقشم.

(از آخرین مصاحبه تلویزیونی دکتر احمدی نژاد مورخ ۱۱ مرداد ۱۳۹۲، دقیقه ۳۱ تا ۳۲ فیلم)

***

فقط در یک جمله می گویم به مادر دکتر احمدی نژاد بسیار مدیونیم، به خاطر پرورش چنین فرزندی در دامن خود.
ان شاءالله فردا در مراسم تشییع او شرکت می کنم و امیدوارم دوستان هم دینشان را به ایشان فراموش نکنند.
مراسم تشییع بانو «سیده فاطمه قادری»، فردا پنجشنبه ۲۳ بهمن، ساعت ۹ صبح از مقابل مسجد انصارالحسین(ع) واقع در بزرگراه ارتش، شهرک شهید محلاتی، خیابان آزادگان برگزار می شود.
مراسم سوم ایشان نیز روز جمعه ۲۴ بهمن ماه از ساعت ۱۶ تا ۱۷:۳۰ در مسجد حضرت ولی عصر(عج) شهرک شهید محلاتی برگزار خواهد شد.
همچنین مراسم یادبودی روز پنجشنبه ۳۰ بهمن ماه ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۷ در مسجد جامع نارمک واقع در نارمک، خیابان سمنگان برگزار می گردد.

 

لزوم اعلام برائت احمدی نژادیها از حکم سلیمی نمین و درخواستی از آقای احمدی نژاد

نوشته احمد سعیدی

اخیرا آقای سلیمی نمین به دلایلی چند توسط دادگاه بدوی به زندان و جریمه نقدی محکوم شده اند. + یکی از این موارد که منتهی به مجازات حبس برای وی می گردد، توهین به رییس جمهور سابق، آقای احمدی نژاد است. در این زمینه هر چند آقای احمدی نژاد شکایتی نداشته (و من اطمینان دارم که به هیج وجه راضی به شکایت و مجازات آقای سلیمی نیستند) و دادستان به عنوان مدعی العموم ورود کرده اند، اما طی یک شیطنت رسانه ای وانمود شده که محکومیت سلیمی نمین به دلیل شکایت احمدی نژاد بوده است.

من به عنوان یک احمدی نژادی که طعم تلخ برخورد قضایی و حبس را با فعالیت رسانه ای چشیده ام، از صدور چنین حکمی بسیار متاسفم. وانگهی حتی اگر این گونه برخوردهای سخت با انتقاد و حتی توهین را بجا بدانیم، آتشی را افروخته ایم که روزی دامان خود ما را هم خواهد گرفت.

من از همه احمدی نژادی ها فعال در عرصه رسانه که در سالهای اخیر مظلومترین گروه جامعه بوده اند، می خواهم به حکم صادره علیه آقای سلیمی نمین معترض شوند. همچنین اگر دسترسی به آقای احمدی نژاد دارند، از ایشان بخواهند که به تاسف قلبی اکتفا نکرده و با صدور اطلاعیه ای، از دادگاه تجدیدنظر بخواهند از اتهام توهین به رییس جمهور صرف نظر نماید.

منبع: وبلاگ خطخطی

صرفا جهت اطلاع: رئیس دفتر بازرسی روحانی و صرافی + سند

بازنشر مطلبی از فیس بوک:

آیا می‌دانستید «حسین فریدون»، برادر رئیس جمهور [و رئیس دفتر بازرسی رئیس جمهور]، عضو هیئت مدیره یک شرکت صرافی است؟!

این شرکت صرافی چند ماه قبل از شروع بحران ارزی سال ۹۱، با نام «شرکت تضامنی صدقی و شرکا»، با هدف “خرید و فروش نقدی ارز غیرالکترونیکی و مسکوکات طلا و نقره” و با سرمایه اولیه ۲ میلیارد ریال در روزنامه رسمی به ثبت رسیده است.

سایر اعضای هیئت مدیره این شرکت صرافی نیز شخصیت‌های قابل توجهی هستند.

رئیس هیئت مدیره این شرکت صرافی «مانی مهاجان» است که جستجویی ساده در اینترنت نشان می‌دهد وی به عنوان کادر علمی در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام که «حسن روحانی» تا سال گذشته ریاست آن‌را برعهده داشت، مشغول به فعالیت بوده است.

«علی صدقی» مدیرعامل شرکت صرافی مذکور نیز سابقه مدیرعاملی بانک ملی را در کارنامه کاری خود دارد و اخیراً نیز زمزمه‌هایی درباره انتصاب وی به سمت مدیرعاملی بانک رفاه کارگران به گوش می‌رسید.

***
مطلب بالا را که صرفا جهت اطلاع نقل کردم ولی از مطلب بالا که بگذریم، مدتی پیش یک بابایی جوری از خروج هنگفت ارز از کشور توسط یک صرافی در زمان احمدی نژاد حرف زد که انگار پشت گوشهای ما مخملی است و اصلا نمی دانیم صرافیهای کشور من حیث المجموع تحت نفوذ و هم پیمان کدام جریان سیاسی کشور بوده اند و هستند.