نام طرف اسرائیلی در سند رسمی دولت آمریکا + سند (اختصاصی آرمانشهر)

در گزارش روزنامه یدیعوت آحارونوت از دیدار مورد ادعای این روزنامه در هتل پاریزین پاریس در ۸ شهریور ۱۳۶۵ که در پست قبلی به آن اشاره شد، نام طرف اسرائیلی، «امیرام نیر» (Ammiram Nir) است:


صرفا محض اطلاع و بدون هیچ قضاوتی لازم به اشاره است که در سند رسمی و ۵۵۰ صفحه ای دولت آمریکا، مشهور به گزارش «کمیسیون تاور» (Tower Commission) که در اسفند ۱۳۶۵ و به صورت کثیرالانتشار در آمریکا منتشر شده است نام یکی از اسرائیلیهای حاضر در مذاکرات مخفی و چند ماهه ایران و آمریکا (که احتمالا در پوشش آمریکایی در مذاکرات حاضر می شده اند)، مشهور به ماجرای مک فارلین (یا ایران – کنترا)، همین نام است که بارها در این ۵۵۰ صفحه از او یاد شده است. در ادامه صرفا دو مورد که به صورت تصادفی انتخاب شده اند را می بینید:

پی نوشت۱: تاکنون در چند منبع منتشر شده فارسی و داخلی به نام «امیرام نیر» اسرائیلی در مذاکرات مک فارلین اشاره شده است. در یادداشت بالا صرفا به نام او توجه داده ایم، اما تصاویر سندها اختصاصی هستند. از دوستی که مدتی پیش با زحمت فراوان، توانست متن کامل گزارش کمیسیون تاور را تهیه کند و در اختیار ما بگذارد تشکر می کنم.

پی نوشت۲: مطالب منتشر شده در مورد «ماجرای مک فارلین» را که در آرمانشهر منتشر شده است در آدرس زیر می توانید مطالعه کنید:

http://www.armanha.tk/?tag=mcfarlane

روایت حسن عباسی از دیدار یکی از مقامات با نماینده رژیم صهیونیستی در سال ۱۳۶۵ + مطلب تکمیلی

آرمانشهر: با تذکر این نکته که به نظر بنده، جناب حسن عباسی سئوالات مطرح شده در سخنرانی خود را به جای جناب روحانی، باید از دیگران و از جمله مسئولیت دهندگان به ایشان و تشخیص دهندگان صلاحیت ایشان برای این مسئولیتها از سال ۱۳۶۵ تاکنون بپرسند، متن زیر را که گزارشی از یکی از سخنرانی های جدید حسن عباسی است، صرفا جهت اطلاع بازنشر می کنم. مطالب مرتبط با موضوع سخنرانی عباسی را هم در برچسب «ماجرای مک فارلین» که در پایین همین پست آمده است می توانید بخوانید:

«حسن عباسی در برنامه ای که انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر [در ۲۵ فروردین ۱۳۹۴] برگزار کرد، از خبری پرده برداشت که حاکی از جلسه محرمانه حسن روحانی با مقامات اسرائیل است. حسن عباسی در این نشست گفت: در سال ۱۳۶۵ یعنی دو سال مانده به آخر جنگ در هتل پاریزین پاریس جلسه ای برگزار می شود. دو نفر از ایران از مجلس شورای اسلامی وقت و یک نفر ظاهرا آمریکایی که اخیرا معلوم شده مشاور ضد تروریسم نخست وزیر وقت اسرائیل بوده، جلسه ای برگزار می کنند.

عباسی در سخنان خود اشاره نمی کند که یکی از این افراد ایرانی حسن روحانی رئیس جمهور فعلی کشور است، اما در تصویری که [از سایت اینترنتی روزنامه یدیعوت آحارانوت] در این جلسه بر روی پرده آمفی تئاتر منتشر می شود آمده که حسن روحانی در آن جلسه از انعطاف بیش از حد غرب در مقابل امام خمینی شکایت می کند. عباسی در ادامه افزود: ابتدا خبر این جلسه در روزنامه های اسرائیلی به زبان عبری منتشر می شود و سال گذشته بعد از ۲۷ سال، اسرائیلی ها این مسئله را به زبان انگلیسی منتشر می کنند. سوال من این است که چطور به این مذاکرات هسته ای اعتماد کنیم؟! با توجه به این ادعایی که در این سند شده است چه طور به مذاکرات فعلی اعتماد کنیم؟

وی ادامه داد: به نظر من اسرائیلی ها می خواستند دولت ما را زمین بزنند. می خواستند دولت ما را مسئله دار کنند. لذا ما نسبت به این مسئله تردید داریم. دولت موضع خود نسبت به این مسئله را روشن کند. آیا این نشست آن روز برگزار شده است یا خیر؟! در ۱۳۶۵ در هتل پاریزین پاریس مقامات دولت جمهوری اسلامی با اسرائیلی ها دیدار داشته اند یا خیر؟! چشم بیدار انقلاب مگر باید خواب باشد که دشمن سر این انقلاب را زیر آب ببرد؛ این انقلاب دستاورد عمل انبیاء و ائمه است. دولت رسما بیانیه بدهد و مشخص کند که این اجلاس در شهر پاریس در اواخر دوران دفاع مقدس برگزار شده یا نه؟! چه میزان حرف هایی که اینجا علیه امام زده شده، واقعیت دارد؟!

این کارشناس مسائل استراتژیک ادامه داد: اگر این گزارشی که اسرائیلی ها منتشر کردند حتی یک درصد صحت داشته باشد، دولت باید مشخص کند که مذاکره کنندگان چه نسبتی با این قضیه دارند؟! حرف هایی که ۲۷ سال پیش با اسرائیلی ها در مورد امام و انقلاب و اعتدال گرایی زده شده، چه معنایی دارد؟ امیدواریم دولت تکذیب کند. دولت محترم لطفا این مطالبی که اسرائیلی ها منتشر کرده اند و ما معتقدیم از خباثت و شیطنت آنهاست را برای تثبیت دلهای مردم و برای اینکه نگران و دلواپس نباشیم تکذیب کند!

لینک دانلود فیلم بخش مربوط از سخنرانی حسن عباسی: http://armanclip.blog.ir/post/48»

منبع: صفحه KEIVAN EBRAHIMI در گوگل پلاس

توضیحات تکمیلی آرمانشهر:

۱) بر اساس ادعای روزنامه یدیعوت آحارانوت این دیدار در تاریخ ۳۰ آگوست ۱۹۸۶ مطابق با ۸ شهریور ۱۳۶۵ صورت گرفته است. این روزنامه می نویسد گزارش تفصیلی این دیدار را هشت سال بعد از آن، در سال ۱۹۹۴ میلادی مطابق با ۱۳۷۳ شمسی منتشر کرده بود و انتشار این گزارش بعد از رئیس جمهور شدن روحانی، بازنشر گزارش سال ۱۹۹۴ این روزنامه است. در این گزارش از حسن روحانی با عنوان «دست راست هاشمی رفسنجانی» یاد شده است. روحانی بر اساس این گزارش از طرف مذاکره خود می خواهد که این دیدار محرمانه بماند و به آنها می گوید نماینده حکومت نیست و آنچه می گوید، مطالبی است که رفسنجانی از او خواسته است که مطرح کند. یکی از محورهای سخنان روحانی در این دیدار، تاکید بر جداسازی جریان سیاسی متبوعش از خط امام خمینی و برائت از ایشان است. ضمنا بر اساس این گزارش، روحانی در این دیدار بر اساس گفته منوچهر قربانی فر (واسطه این دیدار) تصور می کرده است که طرف مقابل او یک مامور امنیتی دولت آمریکا است نه یک اسرائیلی.

۲) مطلب جدید وبلاگ: نام طرف اسرائیلی در سند رسمی دولت آمریکا + سند (اختصاصی آرمانشهر)

رسانه ها و شعور مخاطب

مطلبی از صفحه «نگاهی نو به احمدی نژاد» در فیس بوک

در چند سال آخر ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد در اثر فضاسازی های رسانه ای آنچنان جامعه (حتی بخش های غیر سیاسی آن) دچار یاس و ناامیدی شده بود که گویی گرد مرگ پاشیده اند، روزی نبود که در رسانه ها (چاپی و مجازی) اخبار مرگ و زلزله و اعدام و گرانی و جنگ و … با حجم بالا و بصورت هماهنگ و مسلسل وار به جامعه تزریق نشود اما در دوسال اخیر که دولت در دست صاحبان همان رسانه ها قرار گرفته است بطرز شگفت آوری رویکرد این رسانه ها تغییر کرده است.

اگر خارج از فضاسازی این رسانه های وابسته، اخبار دو سال اخیر را مرور کرده باشید تصدیق خواهید کرد که متاسفانه نه تنها حجم این اتفاقات ناگوار کاهش نیافته است بلکه به شدت افزایش داشته است.

از تصادفات رانندگی گرفته تا اعدام زندانیان (مواد مخدر، امنیتی)، از خودسوزی ها تا زلزله و سیل و سقوط هواپیما، در بعد اقتصادی هم اگرچه تورم تا حدی مهار شده اما سقوط بازار بورس در دو سال گذشته رکورد های کم سابقه ای از خود بجای گذاشته است!

اما اگر به سراغ تیترهای روزنانه ها و سایت های زنجیره ای بروید دیگر کسی پیگر اینگونه اخبار نیست و کسی خواهان استعفا و استیضاح وزیر و مدیر و … نیست.
در گذشته اگر نتانیاهو از حمله نظامی به ایران سخن می گفت بعنوان یک تهدید بالقوه معرفی می شد اما امروز همان سخنان از سوی هما رسانه ها دستمایه جوک و طنز قرار می گیرد.

در گذشته بصورت روزشمار از شمار کشته شدگان آزادیخواه مخالف بشار اسد می شنیدیم و تصاویر کودکان مظلوم و بیگناه کشته شده توسط {…} (اسد) در مقابل چشمانمان رژه می رفت اما امروز از قهرمانی ها و دلاوری های سردار سلیمانی و فتح الفتوح لشکریان سپاه امپراتوری شیعی آریایی می شنویم.

در گذشته لغو و یا ممانعت از برگزاری کنسرت های موسیقی در بوق و کرنا می شد اما امروز انتشار اینگونه اخبار اهمیتی ندارند.

در گذشته حتی مرگ یک نوزاد در بیمارستانها بخاطر سوءمدیریت دولت در تهیه داروهای اساسی و تحریمهای غرب بود اما امروز مرگ ۹ نوزاد در یک بیمارستان در ام القرای جهان اسلام، تنها ناشی از عفونت های مرسوم بیمارستانی ست.

در گذشته حمایت نظامیان از دولت امری مذموم بود و افشاکننده کودتای نظامی ها اما امروز حمایت های مردی که قبلا [به تمسخر] گروهبان گارسیا نامیده می شد از رییس جمهور، امری طبیعی و نشانه قوام مردمسالاری دینی ست.

در گذشته ممنوع القلمها و محصورین و زندانی های سیاسی حاصل عملکرد دولت و شخص رییس جمهور بودند اما امروز دست هایی فراتر از دولت مسبب تمام مشکلات و نابسامانی هاست.

درگذشته حمایت نمایندگان مجلس از دولت نشاندهنده وکیل الدوله بودن آن نمایندگان بود اما امروز نشانه آزاده و شجاع بودن آن نماینده است.

در گذشته اختلاف نظر بین وزرا و مسئولان دولت و ارائه آمارهایشان نشانه دروغگویی و فریبکاری رییس جمهور بود اما امروزه اختلاف نظر امری طبیعی و لازمه دموکراسی ست.

خلاصه کلام در گذشته رسانه ها و صاحبان شان برای شعور مخاطب ارزشی قائل نبودند و امروز هم ارزشی قائل نیستند.

در فروردین موهایت…

در فروردین موهایت
عطر گل هایی است
که نام هیچ کدامشان را به خاطر ندارم
تو تنها گلی هستی که اسمت را می دانم
چای که می نوشیم کنار هم
نام همه شب هایی که بی تو گریستم را هم به خاطر می آورم
بلند شو کتاب هایت را بریز میان مان!
شعرهایی را که دوست داری
با لحن خودت بخوان
و کلمات را مثل بچه های روی هم سر بده
عین روزهای اول کمی دست پاچه شو
نامم را آهسته صدا بزن
تا حتا تو هم
که همه فروردین را میان موهایت داری
اسم گلها را فراموش کنی …

 

برچسبهایی برای آکبند ماندن ذهن

یکی از رویه هایی که در کشور ما شایع شده است، برچسب زنی ها، مجموعه بندی ها و خط کشی های متعدد است؛ نسلی با این روش تربیت شده اند. به همین خاطر است که در حین یک گفتگو زیاد پیش می آید که افراد سریعا فرد مقابل خود رو با انواع و اقسام برچسب ها طرد می کنند بدون اینکه دقیقا معنای آن برچسبی که زده اند را بدانند.
مثلا کافی است عبارتی از یک متفکر اروپایی بیاوری، اگر آن عبارت باب طبع طرف مقابل نباشد، سریع تو  را غرب پرست معرفی کنند و انواع و اقسام سوابق منفی و توضیحاتی که در مورد آن متفکر به خوردش داده اند را حواله شما می کند.
اما اگر دست بر قضا آن عبارت را بپسندد، سریعا در پی یافتن یک مورد در تاریخ اسلام یا احادیث می گردد تا حرف او را موجه کند. مثلا به احادیث “انظر الی ما قال و لاتنظر الی من قال” یا “خذالحکمه ولو من المنافق” و از این قبیل تمسک می جوید و…
اساسا این نسل به سختی قادر است به تفکر در باب یک عبارت بپردازد.
تمام اینها را گفتم تا بگویم می خواستم عبارتی را در مورد «فرد انقلابی» از زبان سارتر بنویسم، اما چون دیدم سریعا خودم و جمله با برچسب الحاد مچاله شده و دور انداخته می شویم، از نقل آن صرف نظر کردم.

 

جنسیت و دو گونه احمدی نژادی بودن

به بهانه روز زن

در یک تقسیم بندی کلی، احمدی نژادیها به دو دسته تفسیم می شوند:
– احمدی نژادی هایی که در آرزوی ریاست جمهوری دوباره او در سال ۱۳۹۶ هستند.
– احمدی نژادیهایی که در صورت باقی بودن شرایط و مناسبات فعلی و گذشته کشور، با ریاست جمهوری دوباره او به شدت مخالفند.
در یک پژوهش آماری وقتی جوابهای پاسخ دهندگان از نظر جنسیتی تفکیک شود و نتایج این تفکیک، حتی مثلا پنج درصد هم با یکدیگر تفاوت داشته باشد به این معنی است که جنسیت پاسخ دهندگان در دیدگاه آنها موثر است.
خیلی دوست داشتم در مورد رابطه جنسیت احمدی نژادیها و دسته بندی اشاره شده در اول یادداشت، پژوهشی آماری صورت بگیرد. به صورت شهودی و تجربی و نه با آمارگیری دقیق، بر این نظرم که در دسته دوم احمدی نژادی ها، نسبت زنها به مردها، نسبت بیشتری است تا دسته اول. به عبارت دیگر، در میان علاقه مندان به «شخص احمدی نژاد»، زنان بیشتری حضور دارند تا در میان علاقه مندان به «پرزیدنت احمدی نژاد».
اینکه چرا اینگونه است تا جایی که به ذهن بنده (و البته دوستی که در این مورد با من هم نظر است و در این مورد گفتگویی با هم داشتیم) می رسد به این دلیل است که زنها به دلایل روانی، فرهنگی و اجتماعی:
– اولا نسبت به مردها میل کمتری به قدرت و سلطه اجتماعی به طور فی نفسه دارند.
– ثانیا به خصوص در ایران، امید و طمع کمتری به رسیدن به سطوح میانی و کلان مدیریتی و گرفتن پست و مقام دارند. زنها نسبت به مردها، شانس و امید بسیار کمتری برای به عهده گرفتن مسئولیت ستادهای انتخاباتی، فرمانداری، استانداری، مدیرکلی در یک استانداری و بالاتر و پایین تر از آنها و استفاده از منافع این مناصب دارند.
نتیجه اینکه:
اثرگذاری تفاوت جنسیت احمدی نژادیها در میل بازگشت احمدی نژاد به قدرت، موید آن نظر است که مدعی است بین میل بازگشت احمدی نژاد در یک احمدی نژادی و طمع خودآگاه یا ناخودآگاه به گرفتن پست و مقام یا نزدیک شدن به قدرت، رابطه مستقیم وجود دارد. به دو دلیل گفته شده، احتمال بیشتری وجود دارد که زنها در قضاوت و تحلیل خود در مورد بازگشت احمدی نژاد، دندان طمع به گرفتن پست و مقام خرد و کلان را کنده باشند. از این رو می توان قضاوت آنها را واقع بینانه تر و دلسوزانه تر نیز دانست. «چون غرض آمد هنر پوشیده شد، صد حجاب از دل به سوی دیده شد.» گاهی غرض و طمع، باعث می شود انسان واقعیات مسلم را هم نادیده بگیرد.
در پایان این یادداشت لازم است نکات زیر را تذکر دهم:
– لطفا به تفاوت چند در صد که در ابتدای این یادداشت به آن اشاره کردم دقت داشته باشید.
– این یادداشت طبعا مدعی نیست که «همه» مخالفان بازگشت احمدی نژاد زنها هستند یا همه طرفدارن بازگشت احمدی نژاد مرد هستند یا روحیه مردانه دارند.
– این یادداشت مدعی نیست که «همه» طرفداران بازگشت احمدی نژاد طمع و حب قدرت و پست و مقام دارند.
– این یادداشت مدعی نیست که «همه» مخالفان بازگشت احمدی نژاد، به قدرت و پست و مقام بی علاقه اند و دنیا طلب نیستند.

بازنشر سه سروده از کمال به مناسب این روزهای ما

با تو دست ندادند تا از همه چیز دست بکشند

ترانه های مهر خواندی
گوش هایشان را گرفتند
به مسافران در راه، چشمه دادی و
بر چشمت خاک پاشیدند
آغوش گشودی و دشنام شنیدی
پل ساختی که بگذریم
بازگشتند
از شوقِ قله سرودی
به دره های عمیق فرو شدند
با تو دست ندادند
تا از همه چیز دست بکشند…

(منتشر شده در ۱۱ آذر ۱۳۹۲)

***

دیگر فریب نمی خوریم

نه فریب گل های مصنوعی را می خوریم
نه این تصاویر مات و بی جان
نه لبخندهای گرمی
که شب ها موقع خواب از صورتتان جدا می کنید
دیگر فهمیده ایم بیرون برف می بارد …

(منتشر شده در ۱۱دی ۱۳۹۲)

***

شب به خیر سرزمینم!

شب به خیر سرزمینم!
کاش ما را
قبل از این خواب طولانی
دعا کرده باشی …

(منتشر شده در ۹ اسفند ۱۳۹۲)

ای کاش احمدی نژادی ها وارد این بازی نشوند

امروز قرار است معترضان به توافقنامه لوزان، همزمان با سئوال از محمد جواد ظریف در مجلس، در اعتراض به این توافقنامه در برابر مجلس، تجمع کنند.
ای کاش بچه های احمدی نژادی متوجه باشند که وارد شدن آنها به این منازعه، هیچ لزومی که ندارد هیچ، به صلاح هم نیست. کمترین دلیلش هم این است که توافق چی ها از خدایشان است که احمدی نژاد یا کسانی با پرچم احمدی نژاد، علیه این توافق موضع بگیرند تا از این مخالفت، خوراک تبلیغاتی برای توجیه شکستی که دیر یا زود در پیش دارند تهیه کنند.
خوب است در رسانه های نیم بندی که داریم، توافق را تبیین کنیم، نقد کنیم، اما تبلیغ برای چنین تجمعاتی یا حضور در آنها با عنوان احمدی نژادی بودن اصلا به صلاح نیست.  امثال ما خوب است کناری بنشینیم و به دو طرف این منازعه پوزخند بزنیم. به دلواپسان از این بابت که «خود کرده را تدبیر نیست» و به توافق چی ها از این بابت که دیر یا زود، فصل رسوایی شان خواهد رسید.

 

کسی همیشه درست همان جا

کسی آن گوشه
توی دادگاه مصدق نشسته است
کسی پشت بخارهای حمام فین
در سرمای آخر نفس های میرزا کوچک
پای چوبه دار شیخ
در هیاهوی شادمانه جماعت
پشت دروازه هایی که وقتی همه خواب بودند
گشوده شد
کسی که کبوترهای نامه بر را عوض کرد
کسی همیشه درست همان جا
کسی همیشه پشت به شعله های قلعه ای که می سوخت
کسی خارج از کادر عکس های یادگاری
کسی که نامش
همیشه میان سوت و کف هایتان گم می شود

ترانه یغما گلرویی به مناسبت توافق هسته ای

زنده باد باد!

تیتر اخبارِ ماهواره شده: «زنده‌باد باد» و «هر چه باداباد».
یادمون رفته اون هواپیما که یه روز تو «خلیج فارس» افتاد.

گرگ‌ها شاخه گُل فرستادن، بره‌ هم با یه عشوه عاشق شد
دیگه فرقی نداره دستای کی قاتلِ دولتِ «مصدق» شد.

من فقط گوش می‌کنم به خودم، به خودی که دچارِ تردیده
به میان‌سالگی رسیده ولی معنیِ سازشو نفهمیده

صورتِ مُجریا شبیه همه، با یه لب‌خندِ فِیکِ مصنوعی
حرفاشون بوی ناخوشی می‌ده، عین بوهای توی دست‌شویی

مثلِ مار بوآی ذله‌ای که دُمشو جای طعمه بلعیده
شکلِ تنهاییِ سی و سه پُلم روی زاینده‌رود خشکیده

تنمو از رو این کاناپه ببر،
از خبرهای لعنتی خستم.
کمکم کن تلوتلو نخورم!
کنترل رو بگیر از دستم!

از همون دورها نگاهم کن، یه درختو ببین که خشکیده
بس‌که دائم به جای میوه فقط تبرای گرسنه زاییده

{…}

خوش دارم نقشِ رو به روت توی یه سکانسِ بدون کات باشم
قزل‌آلای رو به سرچشمه توی دلتای سینه‌هات باشم

{…}

شب به نیمه رسید و کل جهان رقص شیرا رو توی سیرک دیدن
اون سگایی که پارس می‌کردن مثلِ یه قهرمان فراریدن

دعوتم کن به سمتِ بی‌سمتی،
از تماشای مُردنم خسته‌م.
دنیا رو آف کن با یه بوسه!
کنترل رو بگیر از دستم… //

منبع: صفحه یغما گلرویی در فیس بوک

پی نوشت: از قدیم الایام به سیاوش قمیشی ارادت وافری داشتیم که امروز یکی از رموزش بر خودمان مکشوف شد. (یغما گلرویی، ترانه سرای بسیاری از آلبومهای قمیشی است.)

لینک مرتبط: لایک کردن عکسی آپلود نشده (یادداشت یغما گلرویی در مورد توافق هسته ای)