وکیل احمدی نژاد: شکایت از جهانگیری اولین اقدام است و البته آخرین اقدام نخواهد بود

اظهارات «سیدعادل حیدری»، وکیل دکتر محمود احمدی نژاد در گفتگو با سایت «دولت بهار»:

«آقای اسحاق جهانگیری [معاون اول رئیس جمهور فعلی] در سال های اخیر با هدف تخریب باورهای مردم و تشویش در اذهان عمومی، اقدام به طرح اتهامات بی اساس علیه دولت قبل کرده که در سطح وسیعی در رسانه های مکتوب و شبکه های مجازی و صوتی و تصویری منتشر شده است.

مقامات مسئول در دولت قبل بر این باور بودند که با سکوت و مدارا در قبال اینگونه اتهامات و اجتناب از هرگونه حاشیه سازی، به فراهم آمدن بستر مناسب و شرایط لازم برای کار و تلاش و خدمت رسانی دولت کنونی به مردم، کمک کنند لیکن حجم وسیع افتراهای زده شده از یک سو و تداوم این رفتارهای ناهنجار از سوی دیگر، اثبات کرد که استمرار این رویکرد اخلاقی و انسانی از سوی مقامات مسئول در دولت قبل، متاسفانه برخی تبعات سوء را برای مردم و نظام اسلامی، به دنبال داشته است.

مدارا و سکوت مقامات مسئول در دولت قبل نسبت به افتراها و اکاذیب نسبت داده شده، اولا این تصور نادرست را ایجاد می کند که گویا هیچ پاسخی در برابر اتهامات مطروحه، وجود ندارد، ثانیاً نشر وسیع اکاذیب علیه دولت قبل، دستمایه ای برای تبلیغات سوء دشمنان بیرونی علیه نظام اسلامی قرار گرفته و ثالثاً سلامت افکار عمومی را تهدید کرده و آن را به طور مستمر با آسیب های گسترده روحی و روانی مواجه ساخته است.

دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور سابق به دلیل ادامه سکوت وحدت بخش خود، از پاسخگویی به افتراها و اکاذیب مطروحه علیه دولت قبل در سطوح رسانه ای پرهیز دارند اما برای پیشگیری از تداوم رفتار ناهنجار برخی مقامات مسئول در دولت کنونی و در موافقت با درخواست های مکرر مردم، تصمیم گرفته شد تا علیه اتهام زنندگان در دستگاه قضایی اقامه دعوی شود. به همین منظور شکایتی مبنی بر افترا و نشر اکاذیب علیه آقای اسحاق جهانگیری که بیشترین اتهامات را به دولت های نهم و دهم وارد کرده است تنظیم و تسلیم دستگاه قضایی گردید که امیدواریم در اسرع وقت مورد رسیدگی قرار گیرد.

اقامه حق و عدالت و پیشگیری از تداوم تشویش و تخریب اذهان مردم، یک مطالبه عمومی و قانونی محسوب می شود، بنابراین از دستگاه محترم قضایی انتظار می رود که نسبت به اعاده حیثیت موکل اینجانب و همکاران ایشان در دولت قبل اقدامات لازم را معمول دارد.

شکایت قضایی علیه آقای اسحاق جهانگیری، اولین اقدام در مواجهه قانونی با تبلیغات مسموم و اتهام زنی های ناحق علیه دولت قبل محسوب می شود و البته آخرین اقدام نیز نخواهد بود و علیه دیگر افترازنندگان، در هر موقعیتی که باشند، اقامه دعوی خواهد شد.»

امیرکبیر، مصدق، ظریف

خیلی به توافق کاری ندارم. ان شاالله به همین خوبی هست که می فرمایند. فقط با دیدن تصویر وزیر محترم خارجه در کنار مصدق و امیرکبیر چند نکته به ذهنم رسید؛
این بزرگوارانی که به خیابان آمدند و خوشحالی کردند و آن دیگرانی که در شبکه های اجتماعی از برقراری رابطه با آمریکا ابراز خرسندی کردند و پیشاپیش ورود کالاهای آمریکایی به ایران را جشن گرفتند، قطعا همان دوستانی هستند که در طول این سال ها مدام مطالبی از کوروش و گاندی و مصدق و ماندلا برای این و آن ارسال می کردند. همان ها که فتحعلی شاه – به اسمش توجه کنید تو رو خدا فتح علی شاه – را شماتت می کردند و دل شان برای عباس میرزا می تپید.
بعد ور می دارند کلاه امیرکبیری را که اصلا بدجور تابلو ضد اجنبی ست و در زمان صدارتش در سیاست خارجی تز موازنه منفی را در پیش گرفته بود، می گذارند بر سر وزیر محترم خارجه. موازنه منفی یعنی نه به انگلیس امتیاز می دهیم ، نه به روسیه و نه هیچ قدرت دیگری. آخه عزیز دلم، اگر امیرکبیر هم از این جور لبخندها بلد بود بزند که کل صدارتش نمی شد ۳سال و ۳ماه. اصلا کسی را برای لبخند زدن و توافق، که نمی برند گوشه ی تاریک حمام رگش را بزنند که قربان شکل ماهت برم.
میان هیاهو و جشن و شلوغی اما نمی شود رفت به آن آبجی که عکس وزیر محترم را گذاشته کنار عکس دکتر مصدق، گفت که این بنده خدا مصدق توی همین عکسی که تو بر سر دست گرفتی هم سرش پایین است و غمگین است و کلی قیافه ش فرق دارد با چهره ی ماشاالله بشاش و خنده روی وزیر محترم. صدا که به صدا نمی رسد توی شلوغی که بهش بگوییم همشیره! این جناب مصدق اساسا تمام مصیبتش از آمریکایی بود که تو دقیقا همین الان به خاطر توافق با او داری جشن می گیری. و الان اون دنیا دکتر مصدق بنده خدا متحیر مانده است که توی خیابان های تهران دقیقا چرا عکس من در جشن آمریکاسوری بر سر دست گرفته شده است؟

و به این روشنفکرانی که این همه گاندی گاندی کردند این همه سال و حالا با خوشحالی از برقراری ارتباط با غرب می گویند و سرازیر شدن کالای آمریکایی، یکی بگوید که گاندی و پیروانش پارچه لباس هایشان را از نخی که خود می رشتند تهیه می کردند و دیگران را نیز به این کار تشویق می نمودند و درحالی که کارگران هندی لباس های مورد نیازشان را از تولیدی های صنعتی تحت تملک انگلیسی ها خریداری می نمودند، گاندی معتقد بود چنان که هندی ها لباس های خود را خودشان تهیه کنند ضربه اقتصادی سنگینی بر پیکره استعمارگران انگلیسی در هند وارد خواهند آورد. متعاقبا علامت چرخ نخ ریسی بر روی پرچم کنگره ملی هند نقش بست.
و البته که این خانوم ها و آقایون همان ها هستند که آنقدر از کوروش و عظمت او ذوق زده بودند که وقت و بی وقت، با بهانه و بی بهانه از او جمله ارسال می کردند و نشر می دادند. تا جایی که تاریخ به خاطر دارد کوروش به هیچ زورگوی مستکبری امتیاز نداد.
اخیرا هم که ورد زبان شان ماندلا بود. الان سر و صدای جشن کمی خوابیده و می شود گفت دوستان خوب من. این ماندلایی که شما این همه درباره اش می گفتید همان ماندلای معروف است یا صرفا یک مشابهت اسمی ست؟ چون ماندلا ی معروف ۲۷ سال – تکرار می کنم ۲۷ سال – در زندان بود و لبخند نزد. محکم و استوار و بدون سستی مقاومت کرد تا پیروز شد.
من جدا و بدون هیچ کنایه ای به توافق کاری ندارم. واقعا امیدوارم همان طور که گفته می شود زندگی مردم بهتر و بهتر شود. اما خدایی ش خودتان احساس نمی کنید، بعدها آیندگان با دیدن عکس مصدقی که با کودتای آمریکا سرنگون شد، در جشن خیابانی توافق با آمریکا، خنده شان بگیرد؟!

نقشه توزیع شهری جشنهای خیابانی توافق ایران و آمریکا در تهران

از صفحه گوگل پلاس مصطفی آهنگر:
این تصویر گویای خیلی چیزها در خصوص جشن توافق هسته‌ایه.
ساعت ۲۳:۵۸ دقیقه تهران ۲۳ تیر ۹۴
از بزرگراه همت به بالا فقط ترافیکه.
چهارراه جهان کودک به ونک مسدوده
پارک‌وی، ولنجک، قیطریه، فرشته، مراکز شلوغ نقشه‌اس
صادقیه و هفت‌حوض نارمک هم در نقشه به صورت نقطه پراکنده شلوغن.
این خوب نشون میده که قشر متوسط و ضعیف تهران واسش مهم نیست. رفته بخوابه. اکثریت قاطع شهرستان‌ها هم همینند.
تصویر تکمیلی، از یک ساعت و نیم بعد از تصویر بالا، به نقل از صفحه گوگل پلاس «مالک شریعتی»:

پی نوشت ۱ آرمانشهر: “الله اکبر”های شبانه سال ۸۸ هم همینطور بود. از شمال تهران هرچه می رفتی پایین تر، طنین کمتری داشتند به نحوی که در محله های پایین شهر اساسا الله اکبری گفته نمی شد. دقیقا منطبق با آماری که از صندوقهای محلات توسط وزارت کشور منتشر شد.

پی نوشت۲ آرمانشهر: روزی روزگاری، یه بابایی بود به اسم مهدی ابریشمچی که از سران به اصطلاح مجاهدین خلق بود. نام همسرش مریم قجر عضدانلو بود. این ابریشمچی به دستور مسعود رجوی، همسرش را طلاق داد. مسعود رجوی با مریم ازدواج کرد. در مراسم عروسی مریم و مسعود، ابریشمچی در ردیف اول جلوی سن حضور داشت و کف می زد، شاید هم بیشتر از دیگران.
همینجوری یهویی، یاد این ماجرا افتادم.

لینک مرتبط: نامه منتسب به دکتر سعید زیباکلام مورخ صبح ۲۳ تیر ۱۳۹۴

نقش احمدی نژاد در شروع مذاکرات

تا حالا هرچه احمدی نژادیها می گفتند مذاکره به شکل فعلی، همان چیزی نیست که احمدی نژاد دنبال آن بود و آقای صالحی اگر در کلید زدن این مذاکرات، مشارکتی داشته است به عنوان «وزیر خارجه احمدی نژاد» نقش نداشته است، خیلیها در این ادعای ما ان قلت می آوردند.
***
دکتر علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، در سخنرانی روز قدس، مورخ ۱۹ تیر ۱۳۹۴:
«در مقطعی آقای صالحی وزیر امور خارجه وقت با همه کارشکنی‌هایی که با آن مواجه بود تلاش کرد و مراحلی از کار را به پیش برد اما در دولت جدید این کار با جدیت و پشتکار قوی دنبال شد و رئیس‌جمهور،‌ وزیر امور خارجه و تیم مذاکره‌کننده زحمت زیادی در این باره کشیدند تا این کار به سامان برسد.»

منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940419000338

پیشنهادی به دکتر احمدی نژاد: اعلام حمایت از سیپراس و رفراندوم در یونان و البته ایران

نوشتاری از احمد سعیدی

نتیجه همه پرسی برای پذیرفتن شرایط اتحادیه اروپا در یونان به ضرر جریان سرمایه داری تمام شد. این مسئله از دو جهت حائز اهمیت است:

اول اینکه یونان به به رغم جثه کوچک جغرافیایی و ضعف های سیاسی سده های اخیر، به عنوان مهد تمدن غرب از اعتبار نمادین بالایی برخوردار است که در صورت شکل گیری و تقویت جریان ضدسرمایه داری در آن می تواند الهامبخش دیگر کشورها باشد. چه اینکه تاریخ نشان داده است که دنیای سرمایه داری، نسبت به پاگرفتن سوسیالیسم در یونان حساسیت فوق العاده ای داشته و هر اقدامی از جمله کودتا را فرو نخواهد گذاشت.

نکته دوم این است که نمونه یونان به دلیل فرهنگ دموکراتیک دیرپای آن نشان داد که توده های مردم بیش از نخبگان و طبقه خواص به استقلال، عزت، برابری و عدالت در سطح داخلی و خارجی بها داده و حاضرند برای آن هزینه دهند. از این رو استقلال خواهان و عدالت طلبان باید با آغوش باز به استقبال همه پرسی و رفراندوم به عنوان بالاترین مرحله دموکراسی بروند. معمولاً تحمیل ها و زیر پا گذاشتن حقوق ملت ها در فضایی رخ داده که توده های مردم از معادلات به کناری گذاشته شده اند. این امر برای ما که در آستانه توافقی درباره حقوق و عزت ملی خود هستیم، درسهای بسیاری دارد و می تواند الگویی درس آموز باشد. به راستی چرا نباید توافق نهایی را به همه پرسی گذاشت؟ و چه کسی برای تصمیم گیری درباره رد و قبول توافق نهایی، ذی حق تر و شایسته تر از تک تک شهروندان ایرانی است؟

و بالاخره اینکه برای کاستن از فشارهای غربی ها و دلگرمی دادن به روندی که ملت یونان در پیش گرفته، برخی از رهبران آمریکا لاتین حمایت خود را از نتیجه همه پرسی اعلام کرده اند. گرچه امروز دکتر احمدی نژاد در قدرت نیست؛ اما ایشان همچنان به عنوان یکی از رهبران ضدامپریالیست دنیا شناخته می شود و حداقل در جهان اسلام شاخص ترین وجهه را در این زمینه دارد. آیا جا ندارد که ایشان نیز درباره همه پرسی یونان اعلام حمایت نماید؟

پی نوشت آرمانشهر: تا جاییکه خبر دارم حداقل چند ماه پیش یک نشریه سوسیالیست اسپانیایی وابسته به حزب “ما می توانیم” این کشور و به قصد تمجید سیپراس (نخست وزیر یونان) و به تازگی سایت ضداحمدی نژادی خودنویس، به قصد حمله به سیپراس، از او با لقب “احمدی نژاد یونان” یاد کرده اند.

آن گوشه، روی خاک اره ها، زیر پای چند نفر مست، «نه!»

هر توافق ضمیمه ای دارد
نه نوشته می شود
نه در نشست خبری خوانده
ما ضمیمه هر توافقیم؛
دیده نمی شویم اما هستیم
مثل رنگ های یک فیلم سیاه و سفید
پیوست هایی از انسان و شیء و خاطره
که دوست نداریم آزادی
مثل کندن چوب پنبه از روی بطری الکل باشد
که پرت شویم گوشه ای روی خاک اره ها
که بیفتیم زیر پای چند نفر مست
ما کلماتی هستیم که در جلیل
آوازه خوان دوره گرد
برای مسیح خواند.
ما پیوستی از نه هستیم
پرتره ای از نه
شعری سرشار از نه
موسیقی نه
گروه کر نه
ما تمام روز در مزارع نیشکر
آفتاب را خسته می کنیم
پس جناب نظم جهانی، نه!
بمب را می چسبانند به خودروی مان
و فقط آن قدر وقت داریم
که چهره کودک مان را برای آخرین بار مرور کنیم
پس آقای دلار و بورس و سایر شرکا، نه!
ما می نوازیم
ما می خوانیم
دست هایمان را فقط به سمت خوشه های گندم دراز می کنیم
پس جهان میزهای مذاکره چند کیلویی
پس جهان بمب های چند تنی، نه!
ما ضمیمه همه بله های دنیا هستیم
پس آن گوشه، روی خاک اره ها، زیر پای چند نفر مست، نه! …

(شب ۲۱ رمضان سال ۱۳۹۴ شمسی)