تطهیر القاعده، حزب بعث و داعش؟!!

بسیاری از بازداشت شدگان در زندانهای ابوغریب و گوانتامو، قبل از بازداشت، عضو گروه تروریستی القاعده و حزب جنایتکار بعث و گروههای تکفیری و آدمکش و بمبگذار مشابه بودند،
بسیاری از زندانیان این زندانها پس از آزادی، از گروههای زرقاوی و داعش و امثالهم سر در آوردند و جنایاتشان را در سرتاسر کره زمین می بینیم و بنابراین در حبس باقی ماندنشان به نفع بشریت بود،
با این حال ما به درستی به روند حاکم بر زندانهای ابوغریب و گوانتانامو معترض بودیم و هستیم و این اعتراض به معنای تطهیر القاعده و حزب بعث و داعش، نبود و نیست و اگر هم کسی آن را به این معنا تلقی کند منطقش آمریکایی است.

تحریف در معنای کلمه اسلام

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّهً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ»
(سوره بقره، آیه ۲۰۸)

کلمه «اسلام» کلمه ای چند وجهی یا حداقل دو وجهی است. «تسلیم خدا بودن» تنها یک وجه آن است و وجه دیگر آن، صلح خواهی و رحمت و سلام و سلامت خواهی است.
با این حال اگر نگویم در «همه» ترجمه ها و تفسیرها، فقط وجه اول این کلمه راه یافته است در «بیشتر» آنها فقط وجه اول راه یافته است.
آیه ای که در بالا آمده است، نمونه ای است که بیشتر از بسیاری آیات دیگر، این وجه از کلمه «اسلام» را نشان می دهد.
اگر ابهامی در معنای دقیق «سِلم» در زبان عربی داریم، متونی همچون زیارت عاشورا، به خوبی چنین ابهامی را برطرف می کنند:
«انی “سِلم” لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم»
این جمله و البته متونی دیگر، سلم را در برابر حرب (جنگ) بیان می کند و روشن می کند که معنای سلم، صلح و دوستی است. با این حال نگاهی به ترجمه ها و تفاسیر موجود از قرآن نشان می دهد که حتی در مورد این آیه نیز بیشتر مترجمان و مفسران، سلم را «تسلیم بودن در برابر خدا» بیان کرده اند و تمایل داشته اند وجه دیگر این کلمه را نادیده بگیرند.
می توان تصور کرد اگر به یک مسلمان، از کودکی گفته شده بود تو مسلمانی و مسلمان بودن یعنی «تسلیم امر خدا و صلح طلب بودن»، روحیات و اخلاق و نوع مسلمانی او چه تفاوتی می کرد با وقتی که به او از کودکی گفته می شود مسلمان بودن یعنی «تسلیم امر خدا بودن.»
سوای اثر تربیتی چنین ترجمه ها و تفاسیری، مشکل بعدی، تصویری است که از اسلام در در چشم و دل غیرمسلمانان شکل می گیرد. تصویری که با اصلی ترین متنی که مورد رجوع مسلمانان است همخوانی ندارد و از عوامل این ناهمخوانی، ترجمه ها و تفاسیر هستند.

در مورد نامه جدید احمدی نژاد به اوباما

به طور حتم محبوبیت و شهرت بین المللی احمدی نژاد از اشخاصی همچون ماهاتیر محمد (رئیس جمهور سابق مالزی) بسیار بیشتر است.
وقتی ماهاتیر محمد، سالها بعد از پایان دوره ریاست جمهوری اش، خود را شخصیتی در اِشل بین المللی می بیند و از ظرفیت بین المللی و شهرت خود استفاده می کند و در سوابقِ همین چند سال اخیرش، نامه نگاری به «باراک اوباما»، «بنیامین نتانیاهو»، «مردم ایران» و… را می بینیم، اینکه محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۹۵ به باراک اوباما نامه بنویسد به هیچ وجه عجیب و نامتعارف نیست.

نمونه ای از سیاست خاورمیانه ای استعمار در خاورمیانه

الکساندر هیگ وزیر امور خارجه آمریکا در ملاقات آریل شارون (وزیر دفاع وقت رژیم صهیونیستی) با وی در آمریکا در ماه می سال ۱۹۸۲، چند بار تکرار کرد که سیاست ایالات متحده در جنگ عراق و ایران این است که هیچیک از طرفین پیروز نشوند.
(رجوع کنید به اندرو و لسلی کاکبورن، «ارتباط خطرناک»، ترجمه محسن اشرفی، انتشارات اطلاعات، چاپ اول: ۱۳۷۱، صفحه ۵۱۳)
***
«خواست آمریکا در مورد جنگ عراق با ایران برای هر دو طرف، “نه پیروزی، نه شکست” بود.
بر اساس این سیاست، هنگامی که به نظر می رسید ایران در میدان های جنگ با شکست روبه رو شده است، با فروش اسلحه از جانب […] به ایران و تقویت رژیم اسلامی موافقت می کرد.»

(کنت آر. تیمرمن، «سوداگری مرگ» – The Death Lobby – ترجمه احمد تدین، موسسه خدمات فرهنگی رسا، چاپ اول: ۱۳۷۳، صفحه ۱۹۲)
توضیح: لازم به اشاره است که موضوع اصلی کتاب تیمرمن، تجهیز صدام توسط غرب و آمریکا برای مقابله با خطر انقلاب اسلامی است اما در قسمتهایی از کتابش به نحوه اجرای سیاست فوق الذکر (جلوگیری از پیروزی یکی از دو طرف) هم پرداخته است.
***
«من نقشه ای فراهم ساختم که مسیرهای جدیدا پیشنهاد شده برای احداث خطوط لوله جدید [صادرات نفت عراق از طریق عربستان] را نشان می داد و نموداری هم درست کردم که احتمال و شانس یک نفت کش را برای عبور سالم از خلیج فارس بررسی می کرد. در این هنگام این شانس حدود ۳۰ درصد بود. سیاست این بود که چنانچه این شانس به بالاتر از ۴۸ درصد می رسید موساد اطلاع دادن موقعیت نفت کش های هر یک از طرفین درگیری [ایران و عراق] را به دیگری آغاز می کرد. یک نفر را در لندن داشتیم که به سفارت هر دو طرف دعوا تلفن می کرد و با گرفتن ژست طرفداری هر یک از آنان اطلاعات را رد می کرد. هر دو طرف خواستار دیدن وی و پرداخت حق الزحمه اش بودند زیرا اطلاعات بسیار ذی قیمتی به آنها می داد. اما وی همیشه اظهار می داشت این کار را نه به خاطر پول، بلکه به خاطر میهن دوستی انجام می دهد. اجازه می دادیم بسیاری از نفت کش های دو طرف به سلامت بگذرند، اما به هنگام ضرورت کاری می کردیم که طرفین محل نفتکش یکدیگر را تشخیص داده و آنرا هدف قرار دهند. به این ترتیب تنور جنگ را گرم نگه می داشتیم. تا وقتی طرفین مشغول جنگ با یکدیگر بودند کسی به سراغ ما نمی آمد.»
(صفحه های ۱۷۶ و ۱۷۷ از ترجمه فارسی By Way Of Deception – «راه نیرنگ» – نوشته ویکتور استروفسکی – Victor Ostrovsky – مامور اطلاعاتی سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی، موساد که در سال ۱۹۹۰ در آمریکا منتشر شده است و چاپ اول ترجمه فارسی آن که محسن اشرفی آن را انجام داده در سال ۱۳۷۰ توسط انتشارات اطلاعات منتشر شده است.)
***
پی نوشت: از نظر برخی انحراف یابان، پرداختن به قضیه مک فارلین وقتی چماقی علیه رفسنجانی و روحانی باشد، ثواب و واجب و هنگامی که در تایید یکی از دیدگاههای احمدی نژاد (تمایل استکبار به شعله ور بودن جنگ در خاورمیانه و تضعیف دو طرف هر درگیری در این منطقه) باشد حرام و ضدانقلابی و  تقدس زدایی از دفاع مقدس است.