ناگفته های جدید احمدی نژاد در مورد حواشی اعتراضات سال ۸۸

چه کسانی با تلاش برای برطرف کردن دوقطبی ها همراهی نکردند؟!

آنچه در ادامه آمده است بخشی از سخنرانی محمود احمدی نژاد در دیدار جمعی از اهالی قلم با وی در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۹۵ است که متن کامل آن را سایت رسمی وی در تاریخ ۵ مهر ۱۳۹۵ منتشر کرده است. البته خود بنده نیز جزو حاضران در این جلسه و شنوندگان این جملات بودم:

«من به نظرم دوستانِ ما، برادران و خواهرانِ عزیزِ ما که دست به قلم می برید، هدف ارشاد است. حتی وقتی نقد می کنید. ما حق نداریم راه را بر هیچکس ببندیم. طوری حرف نزنیم که این دیگر امکان بازگشت ندارد. حق نداریم. آخر به چه حقی ما می توانیم به خودمان اجازه دهیم؟
یادم است بعد از انتخاباتِ هشتاد و هشت ما رفتیم خدمتِ بعضی از این آقایان گفتیم آقا بالاخره این یک مشکلی در جامعه است و باید درمانش کنیم. هر دفعه یک پرچم بلند می شود و سیزده، چهارده میلیون پای ثابت دارد. این برای کشور خطرناک است. اصلا دو قطبی است و جامعه دو بخشی می شود و ممکن است در آینده مشکلات سنگینی ایجاد شود. این را باید یک طوری حلش کنیم.
چیست مشکل؟ مشکل از آن هاست؟ از ماست؟ مشکل اعتقادی است؟ رفتاری است؟ برخوردِ بدی شده است؟ ضعفی در جایی هست؟ بی توجهی ای شده است؟ خواسته حقی هست که جلویش گرفته شده است؟ چه هست؟ بالاخره ده ها احتمال است. یکی از آن عزیزان گفت آقا دیگر ول کن این ها خراب شدند رفته و تمام شده است. من گفتم متوجهی چه می گویی عزیزِ من؟ یعنی سی و خرده ای سال از انقلاب گذشته است. چهارده میلیون رای دهنده یعنی با خانواده هایشان بیست و پنج میلیون جمعیت فاتحه؟ پس کارمان تمام شده است و باختیم! ما گفتیم هفت میلیارد را می خواهیم پایِ این پرچم بیاوریم. وقتی می گویی خراب شده اند یعنی باید پاکشان کرد.
بعد گفتم یک نگاهی به خودمان بیاندازیم. ما اشکال نداشتیم؟ ضعف نداشتیم؟ بد برخورد نکردیم؟ چرا فکر می کنیم ما مطلقیم؟ چون یکی از من بدش آمد می گویی بی دین! از تو بدم می آید می گویی ضد ولایت فقیه!
آقا من تو را قبول ندارم! نه اینکه آن شصت کیلو، هفتاد کیلو، نود کیلوی تو را قبول ندارم! آن فکرت را قبول ندارم. اینجا حوزه، حوزه اندیشه و نظر است. تبر که نیست بزنی درب و داغان کنید. باید بنشینی و قانع کنی! با فرمان هم درست نمی شود. نخیر انسان است و باید قانع بشود. باید باور کند. استدلال می خواهد.»

لینک به متن کامل: +

مازوخیسم

نتیجه حضور خیابانی آنها:
دیگر به بهانه ترس از حضور خیابانی آنها، نماینده محبوب ما حق حضور در قدرت را ندارد

نتیجه حضورهای خیابانی ما:
چون هر بلایی سر ما بیاورند باز هم به حضورهای خیابانی مان ادامه می دهیم، مثل آب خوردن، می توانند نماینده محبوب ما را حذف کنند
***
و ما کماکان به حضورهای خیابانی مان و هر حضور دیگری که مطلوبشان است ادامه خواهیم داد.

پیام یک آزاده جانباز به بنده

این پیام رو کسی برام فرستاده که در دوران دفاع مقدس، رزمنده داوطلب بوده و سالها در اسارت رژیم بعثی بوده، در اونجا شکنجه کشیده و جانباز هست. سالها است با بیماریها و دردهای جانبازیش سر می کنه.
ایشان در آموزش و پرورش معلمی می کنن و چون دغدغه فرهنگی دارن، برای نوجوانان شهرشون جلسات و برنامه های فرهنگی، تربیتی و روشنگرانه برگزار می کنن. بخونید پیامشون رو:

“آقای … عزیز سلام و احترام. آیا خبر ماجرای نهی درست است؟ اینگونه که از نوشته های اخیر شما متوجه می شوم گویا درست است. خواهشا بنده را بی اطلاع نگذار. حال و روزم اصلا خوب نیست. اگر بخواهد چهار سال دیگر […] مثل آقای رئیس جمهور روی کار باشند ترجیح می دهم بروم چند تا مرغ و خروس بخرم با آنان به سر برم و با دنیای باصطلاح سیاسی، اجتماعی نجس، پست، پلید و پلشت برای همیشه خدا حافظی کنم.”

مسیح

مسیح، سودای ریاست و حکومت نداشت. علم قیامی را بلند نکرده بود.
او فقط شهر به شهر سفر می کرد و با مردم از خدا، از مهرورزی، از آزادی، از عدالت سخن می گفت و ظهور «پسر انسان» و نزدیک بودن ملکوت خدا در زمین را مژده می داد. با این حال روحانیون یهود و حکام رومی، او را متهم به تفرقه افکنی و بدعت و انحراف کردند و دست در دست یکدیگر، قصد کردند او را به صلیب میخکوب کنند…

نیمه پر ماجرای کد

از حسنهای قضیه اخیر اینه که عمده کسانی که فقط “پرزیدنت احمدی نژاد” براشون مهم بود، کم کم دور دکتر رو خالی می کنن و اونایی که خود احمدی نژاد رو همه جوره می خوان باقی می مونن و این امتیاز کمی نیست.
دعا می کنم روز به روز کدهای بیشتری بیاد بیرون و این قضیه فروکش نکنه.