در مورد انتخابات ۱۳۹۶

 نکته اول

آزادی عمل هرچند کنترل شده و محدود احمدی نژاد و احمدی نژادیها از سال ۹۲ تاکنون، تا حد زیادی معلول این واقعیت بود که می شد از احمدی نژاد (البته بدون اینکه خودش بخواهد)، به عنوان لولو و تهدیدی روانی برای مهار روحانی و دولتش استفاده کرد.

نکته دوم

احمدی نژاد حتی اگر قصد داشته باشد دیگر هیچگاه به ریاست جمهوری نرسد در صورتیکه از سوی دیگران تهدیدی برای دو دوره ای شدن ریاست جمهوری یک رئیس جمهور اصولگرا تلقی شود، کمتر تحمل خواهد شد.

نکته سوم

در انتخابات سال ۹۶، حتی اگر یک اصولگرا به پیروزی برسد، نه برجام لغو خواهد شد، نه fatf، نه اقدامی جدی برای هدفمندی یارانه ها و حذف یارانه های رانتی و تقسیم درآمد ذخایر زیرزمینی ملی، میان ایرانیان صورت خواهد گرفت، نه نظام بانکی اصلاح خواهد شد.

 نکته چهارم

از طرفی احمدی نژاد در حد لولویی برای روحانی و اصلاح طلبان تحمل میشود و از طرف دیگر اصولگرایان و حامیانشان در مورد توانایی پیروزی شان بر روحانی و اصلاح طلبان بدون احمدی نژاد دو به شک هستند و اطمینان کافی ندارند.
این شک و فقدان اعتماد به نفس، عامل دیگری برای تحمل شدن احمدی نژاد و احمدی نژادیها و خودداری کانونهای قدرت طلب از خشک کردن ریشه احمدی نژاد و احمدی نژادیها است. روشن است که اگر این شک برطرف شود و کانونهای قدرت طلب به طریقی (مثلا پیروزی بر روحانی و اصلاح طلبان) اعتماد به نفس پیدا کنند و مطمئن شوند دیگر هیچ نیازی به احمدی نژاد ندارند، مولفه دیگر امنیت حداقلی احمدی نژادیها از بین خواهد رفت.

جمع بندی ۴ نکته گذشته

تا این لحظه و در شرابط فعلی، سیاست پیشنهادی بنده در انتخابات پیش رو، نحوه ای از مشارکت در انتخابات است که امنیت عزیزترین کسانمان با نتیجه آن بهتر تامین شود.

انا رب الابل و للبیت رب ان شاء یحفظه و یمنعه
————-
اللَّهُمَّ لا تُسَلِّطْ عَلَیْنَا مَنْ لا یَرْحَمُنَا

(احتمالا و ان شاءالله ادامه دارد)

آدرس کانال تلگرامی آرمانشهر:
https://t.me/armanha_tk
در این کانال، علاوه بر مطالبی که در اینجا منتشر می کنم، مطالب روزمره تر و مطالب فوروادی از دیگران هم منتشر می شود.

در مورد دیدار احمدی نژاد از آرامگاه کوروش در پاسارگاد

اینکه آیا بنای پاسارگاد، واقعا آرامگاه کوروش است، اینکه کوروش چه شخصیتی بوده است، اینکه آیا اساسا می توان فهمید کوروش چجور شخصیتی بوده است، اینکه آیا اساسا شخصیت کوروش، شخصیتی واقعی است یا ساختگی، اینکه آیا تاریخ ایران، تاریخی ۲۵۰۰ ساله است یا ۷ هزار ساله، اینکه چه کسانی در دوره های گذشته کوروش گرایی را ترویج کردند و قصدشان چه بوده است و سئوالهایی از این دست، سئوالهایی هستند البته مهم که بنده نیز زمانی درگیرشان بوده ام و در جای خود، پرداختن به آنها را لازم می دانم.

اما این سئوالها، سئوالهای پسینی هستند. قبل از آنها، سئوالهای دیگری هستند که وقتی به جوابی برای آنها رسیدیم و در مورد آنها به اجماع و توافق رسیدیم، تازه می توانیم بیاییم سر سئوالهای گفته شده بحث یا دعوا کنیم.

سئوالهای پیشینی و مهمتر از این قرارند:

– آیا اگر بر فرض روشن شود سابقه تاریخی ایران، ۷۰۰۰ سال است، کسانی حاضر هستند که نماد یا نمادهایی از ۷۰۰۰ سال پیش، به عنوان نماد ایرانیت مطرح باشند یا مورد تجلیل قرار بگیرند یا این نمادها صرفا باید مربوط به تاریخ ایران بعد از اسلام باشند؟

– آیا عِرق و غیرت داشتن روی ملیت و وطن و افتخار کردن به تابعیت یک کشور و غرور داشتن به آن، حسی مثبت است یا حسی منفی و تقویت آن در مردم یک کشور، لازم و حیاتی است یا خیر و آیا پرداختن به افتخارات تاریخی، یکی از راههای تقویت این عرق و غیرت و افتخار هست یا خیر؟
به استقلال کدام کشور راحتتر می توان تعرض کرد؟ کشوری که مردمش غرور ملی دارند یا کشوری که مدام به مردمش یادآوری شود تنها در صنعت بزباش توانایی دارید؟

– آیا اگر روشن شود سابقه تاریخی ایران بیشتر از ۱۴۰۰ سال است، این سابقه به گونه ای است که در تقابل با تاریخ ۱۴۰۰ ساله پس از اسلام قرار دارد یا این دو دوره، در امتداد طبیعی یکدیگر قرار دارند؟

– اگر تاریخِ هزاره های پیش از اسلامِ ایران با تاریخ ۱۴۰۰ ساله بعد از اسلام در یک امتداد هستند، چرا کسانی به اسم مسلمانی، همیشه و در همه حال باید نسبت به مطرح شدن عناصری از تاریخ ایران باستان، واهمه داشته باشند؟

– اگر به عکس، تاریخ ۱۴۰۰ ساله بعد از اسلام در تقابل با تاریخ قبل از آن است، فایده گوشزد کردن این تقابل و دمیدن در آن چیست؟ ما را با مردم کشورهای مسلمانِ همسایه مان همدل تر می کند یا منزوی مان می کند؟ و آیا این انزوا به نفع ایرانیت ماست؟
آیا تذکر این تقابل و تاکید بر آن، مسلمانی مردم ما را تقویت می کند یا به پروژه اسلام گریزی کمک می کند؟

برای بنده، جواب این سئوالها روشن است:

غیرت ملی در عین جهانی اندیشی، برای مردم تمام کشورها و از جمله مردم ایران لازم است و یکی از راههای تقویت این غیرت نیز یادآوری مدام پیشینه و افتخارات تاریخی است.

به خوبی می دانم اگر به جای مقبره کوروش، سفال هنرمندانه ای از تپه سیلک کاشان هم تجلیل و نماد شود، باز هم صدای عده ای در می آید که چرا مثلا مسجد شیخ لطف الله را رها کرده اید و رفته اید سراغ تاریخ قبل از اسلام.

ایرانی بودن را در تقابل با مسلمان بودن نمی بینم.

دامن زدن به تقابل اسلام و ایران را موجب تضعیف مسلمانی مردم ایران از یک سو و انزوای وطنم در میان مردم کشورهای همسایه و تضعیف امنیت و جایگاه ایران می بینم.

با توجه به تمام این پاسخها است که وقتی می بینم شخصیتی مسلمان، انقلابی، جهانی اندیش و امام زمانی همچون احمدی نژاد، از کوروش تجلیل می کند، جایی برای پرداختن به سئوالهای ابتدای نوشته ام نمی بینم.
صِرف تجلیل چنین شخصی از کوروش، به خودی خود نشان می دهد جوابهای شخصی چون من و آن فرد مسلمانِ انقلابیِ جهانی اندیشِ امام زمانی به سئوالهای پیشینی گفته شده، یکی است. پس لازم می شود در حد بضاعت ناچیزم، از اقدام او در بزرگداشت کوروش حمایت کنم.

می توان حدس زد وطن فروشها و اسلام ستیزان نیز در عمل احمدی نژاد، همین جوابها را به سئوالات گفته شده مستتر می بینند که نه تنها تاکنون از چنین اقداماتی در کارنامه او حمایت نکرده اند، بلکه یا آنها را بایکوت و سانسور کرده اند یا همواره با تمسخر و عصبانیت و توهین، بازتابشان داده اند.

در این میان آنچه جای سئوال و تعجب است، همراهی برخی حزب اللهی ها با استقلال ستیزان و اسلام ستیزان در این بایکوت یا عصبانیت است.

آدرس کانال تلگرامی آرمانشهر:
https://t.me/armanha_tk