روضه خوانان عدالت

این یکی دو هفته ای، خیلی منتظر حمایت برخی چهره های شاخص مدعی عدالتخواهی از احمدی نژاد و اعتراضشان به حذف کامل جریان عدالتخواه و آرمانخواه از انتخابات پیش رو بودیم. نتیجه این شد که به جز «میثم صفائیان»، مابقی را فقط مدعی دیدیم. پدیده ای که با آن مواجهیم نه «عدالتخواهی» که «روضه خوانی برای عدالت» است.
تا اینجای کار، فقط «میثم صفائیان» عدالتخواه است، مابقی تان همگی «روضه خوانان عدالت» هستید.

آنها که مارپیچ سکوت را شکستند

همچنانکه در پست قبلی اشاره شد حداقل ۱۸۰ نفر از ۶۰۰ فعال دانشجویی و حوزوی که نامه روز گذشته آنها به شورای نگهبان در حمایت از جریان احمدی نژاد منتشر شد، از مسئولان سابق بسیج دانشجویی یا از اعضای فعال آن بوده اند. از این ۱۸۰ نفر حداقل ۹۲ نفر از مسئولان، معاونان و اعضای شوراهای سابق بسیجهای دانشجویی و طلبگی بوده اند. فهرست اسامی این ۹۲ نفر به همراه سمتهای آنها در ادامه آمده است:

۱- محمدجواد خضرایی،  مسئول بسیج اسبق دانشگاه خواجه نصیر
۲- محمد مهدی میرزایی پور، دبیر سابق شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی دانشگاه‌های تهران
۳- حمید ابدی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۴- آرش عباسی، جانشین سابق بسیج دانشجویی و مسئول قرارگاه بیداری اسلامی و مسئول بسیج طلبگی
۵- محمد یلماز،  مسئول بسیج اسبق دانشگاه امیرکبیر
۶- سید محمد جواد زمانیان، معاونت سیاسی سابق بسیج دانشکده فنی دانشگاه تهران
۷- امین اکرمی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه مازندران
۸- محمد کوچک، مسئول اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه فسا
۹- سید امیر رضوی، مسئول سابق سیاسی بسیج دانشجویی شهید عباسپور
۱۰- علی اللهیاری، مسئول اسبق سیاسی بسیج دانشجویی امیرکبیر
۱۱- سید علیرضا شبیری، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۱۲- محمدرضا افشار ،  مسئول اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه شهید عباسپور
۱۳- .  دکتر سید علیرضا هاشمی گلپایگانی، مسؤول اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر
۱۴- جمال هادیان، جانشین سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر
۱۵- حسن قربانی، جانشین اسبق مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت ایران
۱۶- احمد شربتیان،  مسول سابق سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف
۱۷- پروین تیموری، مسئول خواهران سابق بسیج دانشجویی
۱۸- محدثه کارگر، مسئول اسبق بسیج خواهران دانشگاه شیراز
۱۹- مجید طیبی، مسئول سابق رسانه بسیج دانشگاه امیر کبیر
۲۰- محمد حسن پور، جانشین اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف
۲۱- حمیدرضا دریکوند، جانشین بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر
۲۲- رضا پیامی،  معاون فرهنگی اسبق بسیج دانشکده فنی تهران
۲۳- محمد مهدی آقاجانی، مسئول اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه ساری
۲۴- محمدپورامین،جانشین اسبق حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد شهرقدس
۲۵- احمد کرمی نژاد، عضو شورای مرکزی بسیج دانشجویی دانشگاه‌های خلیج فارس بوشهر و باقرالعلوم(ع) قم
۲۶- محمدجواد ورکش،  مسئول سیاسی اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر
۲۷- امیرحسین گلزاری، جانشین اسبق بسیج دانشگاه خواجه نصیر
۲۸- علی نورایی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد
۲۹- عباس دانش طلب، معاون سیاسی اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت
۳۰- محمد بهمن آبادی، مسئول اسبق بسیج پردیس فنی دانشگاه تهران
۳۱- احمد قدسی، عضو اسبق شورای مرکزی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی خواجه نصیر الدین طوسی
۳۲- امیرپویان صبوحی، مسئول اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه شیخ بهایی اصفهان
۳۳- جواد رضایی پور، مسئول سیاسی سابق بسیج و عضو سابق شورای مرکزی بسیج امیر کبیر
۳۴- امیر حمزه مهدیان،  مسئول اسبق سیاسی بسیج دانشجویی خواجه نصیر
۳۵- حامد اسمعیلی، مسئول سیاسی اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه امیر کبیر
۳۶- حمیدرضا شادابکیا، معاون علمی سابق بسیج امیرکبیر
۳۷- بنت الهدی یزدان بخش، معاونت سابق خواهران حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه اصفهان
۳۸- اشکان شاه محمدی، مسئول سابق مطالعات راهبردی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۳۹- بنت الهدی منوچهری، مسئول سابق بسیج خواهران دانشگاه پیام نور مشهد
۴۰- رضا یوسف وند،  مسئول سابق بسیج اساتید دانشگاه پیام نور استان کهگیلویه و بویر احمد
۴۱- .  سیدرضی کریمی آکندی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشکده کشاورزی دانشگاه های باهنر و تربیت مدرس
۴۲- داوود درستکار، مسئول سابق مطالعات راهبردی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۴۳- حمید جلالی،  مسئول فرهنگی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف
۴۴- سپهر آذرشب،  معاونت سیاسی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۴۵- سید اسدالله محمدی،  مسئول اسبق بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز
۴۶- سلمان همایونی،  معاونت سابق امور دفاتر بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۴۷- سهیل شمس، معاونت روابط عمومی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۴۸- حبیبه تک دهقان، مسئول سابق سیاسی بسیج دانشجویی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران
۴۹- حمید برزگر، معاونت فرهنگی سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۵۰- امیر مهدی‌زاده، مسئول اسبق بسیج دانشکده نفت دانشگاه صنعتی امیر کبیر
۵۱- علی صانعی،  عضو شورای مرکزی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیر کبیر
۵۲- سعید رضایی، معاونت سابق طرح و برنامه بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۵۳- محمدرضا وهابیان تهرانی، مسئول بسیج دانشجویی دانشکده مهندسی پلیمر
۵۴- محسن کاشانی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۵۵- محسن رضوی، مسئول سابق فرهنگی و هنری بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۵۶- محمد امین سرخی، مسئول مرکز مطالعات اقتصادی بسیج  دانشگاه شریف
۵۷- اسماعیل طالبی، عضو سابق شورای حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۵۸- علیرضا صادقی، معاون سیاسی اسبق بسیج دانشکده فنی دانشگاه تهران
۵۹- مرتضی ناصری نژاد، مسئول اسبق بسیج دانشکده های معدن، صنایع و نقشه برداری دانشگاه تهران
۶۰- محمدحسن ملک ثابت، عضو اسبق شورای مرکزی بسیج دانشجویی دانشگاه شریف
۶۱- فاطمه زین الدینى، عضو  سابق شوراى مرکزى بسیج دانشجویى دانشگاه امیرکبیر
۶۲- فرشاد قلایی، عضو سابق شورای مرکزی بسیج امیر کبیر
۶۳- مجتبی یاسبلاغی، معاونت سابق پشتیباتی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۶۴- محمد صالح سلطانی، عضو شورای مرکزی و مسئول واحد فرهنگی بسیج دانشگاه شریف
۶۵- محمد کاظم داوودی، مسئول سابق بررسی و تحلیل سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۶۶- محمدهادی طاهری، معاون علمی اسبق بسیج علم و صنعت
۶۷-  مهدی امینی،  مسئول سابق بسیج دانشکده کامپیوتر دانشگاه صنعتی امیرکبیر
۶۸- .  مهدی تشکری، مسئول سابق کانون فوق برنامه بسیج دانشجویی دانشگاه صنهتی اصفهان
۶۹- .  ولی علی زاده، مسول اسبق بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
۷۰- علیرضاجلالی، دبیرسیاسی سابق بسیج دانشجویی ثارالله
۷۱- زینب طلاییان، مسئول سابق بسیج خواهران دانشکده داروسازی تهران
۷۲- دانیال تونی، مسئول سابق نیروی انسانی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۷۳- امین یوسفیان، عضو شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی
۷۴- عسگری نجفی اندارگلی، عضو شورای پایگاه بسیج حوزه علمیه
۷۵- مصطفی پورخسروانی، مسئول سابق بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
۷۶- حمید رضا قائد، مسئول بررسی و تحلیل بسیج دانشجویی دانشگاه زابل
۷۷- حسن ایزانلو، سردبیر نشریه بسیج دانشگاه حکیم سبزواری
۷۹- عبدالرضانوری راد، مسئول سابق حوزه بسیج دانشجویی پیام نور دولت آباد
۸۰- هاجر اخشیک، عضو سابق شورای بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی
۸۱- مسعود الطافی، سردبیر نشریه بسیج دانشجویی شهید عباسپور (دانشگاه شهید بهشتی)
۸۲- مهدیه عبا باف، مسئول سیاسی بسیج دانشگاه عالی شهید مطهری
۸۳- هادی شریفی، عضو سابق شورای حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۸۴- رامین تقی زاده، معاون سیاسی سابق بسیج دانشکده تغذیه شهید بهشتی تهران
۸۵- محمد محسن نداف، مدیر مسوول نشریه میدان انقلاب بسیج دانشجویی دانشگاه شریف
۸۶- محمدرضا زمانی، عضو سابق شورای سیاسی بسیج دانشکده فنی دانشگاه تهران
۸۷- امیر محمد صدری، عضو سابق شورای مرکزی بسیج دانشگاه صنعتی امیرکبیر
۸۸- امین جعفر نودهی، مسئول سابق کانون فرآن و عترت بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی اصفهان
۸۹- زینب زمانیان، مسئول سابق سیاسى بسیج دانشجویى دانشگاه شریعتى
۹۰- سید صادق دیباجیان، معاون سابق پایگاه بسیج شهدای خمینی شهر
۹۱- سید عباس موحد، مسئول سابق حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه علوم بهزیستی تهران
۹۲- علی احمدی، مسئول سابق کانون فرهنگی هنری بسیج دانشگاه صنعتی اصفهان

نامه مهم ۱۸۰ مسئول و عضو فعال سابق بسیج دانشجویی و حوزوی به شورای نگهبان

یکی از نکات جالب توجه در مورد نامه حدود ۶۰۰ نفر فعال دانشجویی و حوزوی به شورای نگهبان (در مورد روند تایید صلاحیتها در انتخابات پیش رو)  این است که حداقل حدود ۱۸۰ نفر از امضا کنندگان نامه، مسئولان و اعضای فعال سابق بسیج های دانشجویی هستند. متن کامل این نامه به نقل از کانال تلگرامی رویش https://telegram.me/rouyesh/5:

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم

اعضای محترم شورای نگهبان
سلام علیکم

🔴  ما دانشجویان و طلابِ آرزومندِ تحققِ آرمان‌های انقلاب اسلامی، به عنوانِ قطره‌ای از اقیانوسِ ملتِ مومن و انقلابی ایران، در حالی علاقمندیم این نهادِ قانونیِ کشور را با نام اولیه‌اش یعنی «شورای نگهبان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران» مورد خطاب قرار دهیم که فضای سیاسیِ امروزِ کشور به گونه‌ای شکل یافته است که گویی با حذفِ پس‌وندِ «قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران» از نام این نهاد، رسالتِ مورد انتظار از آن نیز تغییر یافته و فراموش گردیده که این نهاد و دیگر ساختارهای تعبیه شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی، جملگی ابزارهایی بوده‌اند جهتِ تحققِ آرمان‌هایی که ملت ایران در جریانِ انقلاب بزرگ خود در سال ۵۷ خواهان آن بوده و در مقدمه‌ی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ذکر گردیده‌اند: حق و عدل، آزادی و استقلال، حاکمیت مردم بر سرنوشتِ خویش، مبارزه با ظالمین و مستکبرین، حمایت بی دریغ از مستضعفین، و… آن هم با تأکید بر این چارچوب مهمِ مندرج در مقدمه‌ی قانون اساسی که: «با توجه به ماهیت این نهضتِ بزرگ، قانون اساسی تضمین‌گر نفیِ هرگونه استبداد فکری و اجتماعی و انحصار اقتصادی است و در خطِ گسستن از سیستم استبدادی، و سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان تلاش می‌کند (و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم)».

🔴  در شرایطی که در همه‌ی حکومت‌ها به طور طبیعی، دولت و حاکمیت بین صاحبان ثروت و قدرت و رسانه (به عبارت آشناتر به فرهنگِ مردم انقلابی ما: زر و زور و تزویر) دست به دست می شود، و از حاکمیت اراده‌های مردمی مستقل و مومن به آرمان‌های ملت و خواهانِ پیگیریِ منافعِ عمومِ مردم در برابر منافعِ صاحبانِ قدرت و ثروت جلوگیری می‌گردد، و عملاً انتخابات ها به «نمایش» مردم‌سالاری و بازیِ جابجاییِ قدرت و ثروت بین اشراف چپ و راست، یا جمهوری‌خواه و دموکرات یا… (به تعبیر قرآن کریم «دوله بین الأغنیاء منکم») تبدیل گردیده است، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران خواهان به هم زدن این نظم باطل سیاسی-اقتصادی شده و ساختارهایی را برای جلوگیری از پیش آمدن این وضعیت پیش‌بینی نموده که مکانیسم حقوقی تأیید و رد صلاحیت نامزدها توسط شورای نگهبان را می‌توان در رأس آن‌ها دانست. مکانیسمی که کارکرد اصلی آن را باید حمایت از خواست و اراده‌ی عمومِ مردمی دانست که از ابزارهای ناشی از قدرت و ثروت محروم‌اند و اگر چنین اهرم‌هایی وجود نداشته باشد، تسلطِ اشراف ناصالحِ جامعه بر مقدراتِ آن‌ها تسهیل خواهد شد.

🔴  در حالی که فلسفه‌ی وجودی تأیید و رد صلاحیت نامزدها توسط شورای نگهبان بر اساس آرمان‌های قانون اساسی دارای چنین جایگاه مردمی و مترقی و پیشرویی است و می‌تواند به عنوان یکی از مزایای مهمِ نظامِ حکومتیِ ما در جهان تلقی گردد، متأسفانه به مرورِ زمان عمده‌ی تفسیرها و تلقی‌ها از این جایگاه به سمتی رفته است که تأیید و رد صلاحیتِ کاندیداها به عنوانِ ابزاری جهتِ چیدمانِ صحنه‌ی انتخابات طبقِ منافع و مصالحِ جریاناتِ سیاسیِ حاکم دیده شود؛ به گونه‌ای که کارکرد این نهاد در جهتِ عکسِ فلسفه‌ی وجودیِ خود قرار گیرد و حذف اراده‌ی مزاحمِ (!) مردم پیش از انتخابات صورت گرفته و خیالِ قدرتمندانی که منافع‌شان به منافعِ ملت ترجیح داده شده راحت گردد که کسی نمی‌تواند در این نظم اخلالی صورت دهد. به تعبیرِ دیگر، برای حذفِ اراده‌ی ملت و شکل دادن نظامِ دوحزبی در ایران که در کشورهای دیگر با حاکمیت سرمایه‌داری و رسانه‌های وابسته به آن شکل گرفته، از مکانیسم ردّ صلاحیت‌ها به عنوان یارِ کمکی استفاده گردد.

🔴  مشاهده‌ی اِعمال برخی معیارهای دوگانه و باورناپذیر برای مردم در احراز صلاحیت‌ها در انتخابات‌های اخیر، نگرانی دلسوزان از موفقیتِ تلاش‌های این ذی‌نفوذان، و از بین رفتنِ این نقطه تمایزِ مهمِ جمهوری اسلامی نسبت به دیگر حکومت‌ها را جدی‌تر کرده است.

🔴 نامه‌ی روزِ دوشنبه‌ی آقای دکتر احمد توکلی (نماینده‌ی سابق مجلس شورای اسلامی) به شورای نگهبان تنها نمونه‌ای علنی‌شده از تلاشِ همه‌جانبه و هماهنگ دو جریانِ اصولگرا و اصلاح‌طلب برای ممانعت از حضورِ جریانِ دکتر احمدی‌نژاد در عرصه‌ی انتخابات و تلاش قلدرمآبانه‌شان برای حذف رقیب، آن هم نه با روشِ اقناعی و در مبارزاتِ انتخاباتی و تمکینِ نهایی به نتیجه‌ی تصمیم‌گیریِ عمومِ مردم در صندوقِ رأی، بلکه قبل از رقابت و عرضه شدن نگاه‌هایِ مختلف به مردم، و با اعمالِ قدرت و سوء استفاده از نهادِ شورای نگهبان است.

🔴 اهمیت این موضوع وقتی بیشتر می شود که توجه کنیم که این حجم از نگرانی و تلاش از سوی اشراف سیاسی چپ و راست برای حذف آقای احمدی نژاد و نماینده‌ی ایشان توسط شورای نگهبان، در حالی است که تقریباً کلیه‌ی رسانه‌های عمومی کشور از جناح‌های مختلف و با بودجه‌های میلیاردی در چند سال اخیر کمرِ همت به تخریب دکتر احمدی‌نژاد و دولت نهم و دهم و خط فکری ایشان بسته، و بدون وجود هرگونه معارضی از زدنِ هیچ اتهامی به ایشان فروگذار نکرده‌اند، و قاعدتاً ایشان باید آن قدر بین مردم منفور شده باشد که شکستِ سنگینی در انتخابات در انتظارش باشد؛ اما این تلاطم‌ها و تلاش‌های سنگین خبر از این می‌دهد که تحلیل و پیش‌بینی این فرد شاخص جریان اصولگرا و دیگر اشرافِ سیاسیِ کشور نیز همین است که در صورتِ حضورِ آقای احمدی نژاد یا نماینده‌ی ایشان در انتخابات، اراده‌ی ملت بر انتخابِ این خط فکری و اجرایی تعلق خواهد گرفت، و باید قبل از مرحله‌ی صندوقِ رأی جلوی آن را گرفت.

🔴 جمهوری اسلامی ایران مفتخر است که آرای مردم را حق‌الناس می‌داند و رأیِ مردم -هر چه که باشد- را به مصلحت‌اندیشی های اشراف و اصحاب قدرت و ثروت ترجیح می‌دهد، و این ادعا را در انتخابات سال ۸۸ با متحمل شدن هزینه‌های سنگین برای حراست از اراده‌ی ملت به اثبات رسانده است؛ و البته حق‌الناس بودن رأی و نظر مردم برای تعیین سرنوشت خویش، فقط مربوط و محدود به بعد از رأی‌گیری و شمارش آرا نیست، و اساساً تفاوتی بینِ حذف اراده‌ی مردم قبل و بعد از رأی‌گیری وجود ندارد. انتظار توده‌های مردم از شورای محترم نگهبان این است که همان طور که در شمارش آرا پاسدار حق‌الناس بوده و زیرِ بارِ فشارها برای تقلب در شمارش آرای نامزدها نمی‌رود، در مراحلِ قبل و به خصوص احرازِ صلاحیت‌ها (که در تعیینِ نتیجه‌ی نهایی انتخابات چه بسا بسیار مهم‌تر و تعیین‌کننده‌تر است) نیز تسلیم فشارها و جوّ حاکم نشده و زیرِ بارِ تقلب در احراز صلاحیت‌ها نرود و حق‌الناس را ضایع نکند، و اراده‌ی بخشِ عمده‌ای از مردمِ مومن و فهیم و انقلابی و به واقع اصول‌گرا و حقیقتاً اصلاح‌طلب ایران که خواهان سپردن مقدراتِ خود به فردی غیر از نامزدهای دو حزبِ حاکم هستند را از صحنه‌ی سیاسیِ کشور حذف ننماید.

🔴 حتی اگر از این موضوع که شورای نگهبان در احرازِ صلاحیت‌ها طبق وظیفه‌ی ذاتی مجریِ اصل ۱۱۵ قانون اساسی است، و نه تشخیص‌دهنده‌ی این‌که مصلحتِ کشور در چینشِ کدام ترکیبِ نهایی برای صحنه‌ی انتخابات است نیز صرفِ نظر کنیم، امروز برای مصلحت نظام و کشور هم که شده باید منصفانه به مرّ قانون، آن هم نه با معیارهای دوگانه و غیرقابل قبول برای مردم عمل کرد، و صلاحیتِ مجریان قانون نزد ملت را احراز نمود.
با آرزوی توفیق روزافزون در پیگیری رضایت خدا و حراست از حقوق و اراده‌ی بندگانِ آن ناظرِ قادرِ متعال،

🔹 جمعی از دانشگاهیان و حوزویان و دغدغه‌مندانِ آرزومندِ تحققِ آرمان‌های انقلاب اسلامی
۳۰ فروردین ۱۳۹۶
ربّنا فاکتبنا مع الشاهدین

فقط یک نفر

سیاست ورزی که سالها است هر روز، وقتی صبحها از خانه اش بیرون می آید چند نفر از هموطنانش، بدون فیلتر و گزینشی، تنها یا با خانواده شان، بیرون خانه منتظرش ایستاده اند تا از انواع مشکلاتشان برای او بگویند و شبها وقتی به خانه اش برمیگردد، دوباره جمعیتی دیگر منتظرش هستند تا انواع مشکلاتشان را برای او بگویند، در ایران امروز، فقط یک نفر است.
قضاوت در مورد تصمیمات و احساسات چنین کسی، آسان نیست. معادلات حاکم بر ذهن و دل او، با “همه” متفاوت است.

آدرس کانال تلگرامی آرمانشهر:
https://telegram.me/armanha_tk

یک سئوال احتمالا مهم: دنبال چه هستید؟

به نظرم یکی از مشکلات اساسی در مدیریت کشور در ایران این است که از سه سئوال:
– برای چه اهدافی باید مدیریت کرد؟
– چگونه باید مدیریت کرد؟
و
– چه کسی باید مدیریت کند؟
به جای آنکه سئوال اول، مهمترین سئوال باشد، سئوال سوم مهمترین یا تنها سئوال مهم است. شخصیتها و گروههای سیاسی و هوادارانشان بیش آنکه حواسشان به این باشد که اساسا به چه علت دنبال قدرت هستند، صرفا برایشان مهم است که چه کسانی در قدرت باشند یا نباشند.
شاید اگر خیلی از سیاست ورزان (البته آنهایی که به قصد و هدف کاسبی سیاست ورز نیستند)، لحظه ای درنگ می کردند و به این سئوال پاسخ میدادند که با فعالیت سیاسی، دنبال چه چیزی هستند و بر فرض که مثلا رییس جمهور شدند، بعدش چه، وضعیت بهتری میداشتیم.
بالشخصه اگر طرفدار احمدی نژاد هستم به این دلیل است که برایم روشن است از فعالیت سیاسی، دنبال چه اهداف و آرمانهایی هستم و البته معتقدم در ایران امروز اگر کسی واقعا بخواهد برای رسیدن به آن اهداف تلاش کند، کم و بیش به جز روش و مسیری که احمدی نژاد رفت و میرود، مسیر دیگری ندارد مگر اینکه نخواهد به آن اهداف برسد و به محافظه کاری تن در دهد. و البته چنین کسی، هر که باشد، سرنوشتی مشابه احمدی نژاد در انتظار اوست.
ما شخص پرست نیستیم، ما آرمانگراییم و برای رسیدن به آرمانها، روش مشروعی به جز روشی که احمدی نژاد رفت نیافته ایم. اگر روش دیگری سراغ دارید بگویید.
۳۰ سال به درستی در گوش ما نسل انقلاب خواندند که دشمنی آمریکا و استکبار با جمهوری اسلامی به خاطر ماهیت دو طرف است و این دشمنی صرفا با تغییر ماهیت یکی از دو طرف پایان می یابد.
آیا در داخل کشور نیز اینگونه نیست؟ می شود کسی دنبال عدالت و آزادی و احقاق حق مردم و اصلاح امور باشد، اما آهسته برود و آهسته بیاید و با اشخاص و ساختارها و رویه های فاسد و غلط و تصلب یافته، تقابل پیدا نکند و این تقابل، تنش آفرین و حاشیه ساز نشود؟
گیرم که علی علیه السلام را هم حاکم کردید، از حاکم کردن او دنبال چه چیزی هستید؟ و آیا او بدون تنش میتواند به آنها برسد؟ سعی کنید برای این سئوالها جواب داشته باشید.

آدرس کانال تلگرامی آرمانشهر:
https://telegram.me/armanha_tk

یکی از سئوالات بنده از کاندیداهای ریاست جمهوری

با همین اوقاف ما فقرا را غنی می کنیم

«وزارت اوقاف می‌خواهید درست کنید، باید وزارت اوقاف از ما باشد، نه اینکه شما تعیین کنید. تعیین شما قبول نیست؛ شما ارزش ندارید که تعیین کنید؛ ما باید تعیین کنیم. بگذارید تعیین کنیم ما یک نفر را، یک آقایی را رئیس فرهنگش کنیم، یک نفر هم وزیر اوقافش بکنیم؛ اوقاف را، آن وقت ببینید که اینطوری که الآن دارد لوطی خور می‌شود نخواهد شد؛ تمام مطالب به خودش خواهد رسید. دست ما بدهید تا ببینید چه خواهد شد. آن وقت ببینید که ما با همین اوقاف این فقرا را غنی‌شان می‌کنیم؛ با همین اوقاف، با همین اوقاف، ما فقرا را غنی می‌کنیم.»

امام خمینی(ره)، ۱۸ شهریور ۱۳۴۳، سخنرانی در مسجد اعظم قم
منبع: صحیفه امام، جلد ۱، صفحه ۳۹۲

یکی از سئوالات جدی بنده از کاندیداهای ریاست جمهوری این است که چه برنامه ای برای عملی شدن این وعده عملی نشده امام خمینی دارند و کاندیدایی را که برای این امور، دغدغه و برنامه و عزم جدی نداشته باشد، کمتر قابل اعتنا نمی دانم.

آدرس کانال تلگرامی آرمانشهر:
https://telegram.me/armanha_tk

چند یادداشت کوتاه به بهانه روز جمهوری اسلامی

چپاندن قاعده لطف در نظریه ولایت فقیه را از مهمترین عوامل انحطاط کنونی مان میدانم.
***
حتی قرآن، وقتی بر سر نیزه لشکر معاویه باشد، قداست و حرمتی ندارد.
از دیگر عوامل انحطاط کنونی ما، ارتقاء امور طریقی، به امور موضوعی است.
***
کاش حضرات یک لحظه آرام میگرفتند و به این دو سئوال جواب میدادند:
گیرم که فلان فرد یا فلان گروه، منافق و وحدت شکن و ضدانقلاب و فتنه گر است و گیرم که منافقان و وحدت شکنان را حذف کردید.
ثم ماذا؟!
خیالتان که از بابت آنها راحت شد دنبال چه هستید؟ و به چه روشی؟
***
وحدت مهم است اما در حد خود. وحدت برای آزادی و عدالت است.
هر انقلابی که وحدت، به دال مرکزی آن تبدیل شود، در مسیر انحطاط افتاده است.
انقلابها برای اقامه عدالت و آزادی برپا میشوند اما وقتی وحدت (و امنیت) به دال مرکزی آنها تبدیل میشود، به انحطاط میروند. چون دیگر وحدت برای عدالت و آزادی نیست، عدالت و آزادی برای وحدتند و طبعا در چنین وضعی دیری نمی پاید که جز رنگی از این دو نمی ماند.
زمانی فرموده بودند “محافظه کاری، قتلگاه انقلاب است.”
در تکمیل این جمله کلیدی باید گفت حفظ وحدت و امنیت و آرامش، مهمترین توجیه محافظه کاری است. به عبارت دیگر: “اولویت یافتن وحدت، قتلگاه انقلاب است.”
***
وحدت و امنیت وقتی به مهمترین ارزشها تبدیل شوند، در دراز مدت و میان مدت، بر ضد خود عمل می کنند.
از قضا بزرگترین دشمنان وحدت و امنیت، کسانی هستند که جایگاه آنها را بالاتر از حد خود می برند. وحدت و امنیتی که بر عدالت و آزادی اولویت داده شوند و در هر چالشی، عدالت و آزادی به پای آنها ذبح شوند، جامعه ای به ظاهر آرام و در باطن بحرانی می پرورند. طبعا چنین بحرانی در باطن نمی ماند و هرچه دیرتر به صحنه بیاید، به علت انباشتگی بیشتر، شدیدتر خواهد بود.
***
از غم انگیزترین ماجراهای تاریخ ما آن است که فرقه “عدلیه” وقتی بعد از قرنها حکومت تشکیل داد، دسته ای پیدا شدند و تئوری حکومت داری اش را با آموزه های “اشعری” آمیختند؛ عدلیه ای که اساسا در تقابل با اشاعره، به “عدلیه” مشهور شده بودند.
***
از دو حال خارج نیست:
یا هنوز جمهوری اسلامی تشکیل نشده است یا سالها است که برافتاده است:
در جهان خارج، سیستمی را که بیش از پنجاه درصد با متن “قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران” مطابقت داشته باشد سراغ ندارم.
جمهوری اسلامی، یعنی سیستمی که حداقل با ۵۰ درصد از متن مذکور مطابقت داشته باشد. غیر از این است؟

از کانال تلگرامی آرمانشهر. به کانال آرمانشهر بپیوندید:
https://telegram.me/armanha_tk