بله، شجاعت را همگانی کنیم

بالشخصه و در حال حاضر، برای شعار “شجاعت را همگانی کنیم” مصداقی بزرگتر از حمایت از تحرکات احمدی نژاد و یارانش سراغ ندارم.
با خطر بازداشت، آن هم احتمالا بدون احضاریه و به صورت هجوم ناگهانی به خانه که مواجه میشوی، رشد شغلی ات (اگر شغلت خصوصی نباشد) از حدی بیشتر نخواهد بود، به مشتی برچسب ناجور متهم می شوی، کسی از تو قهرمانی نخواهد ساخت، در داخل هیچ رسانه، شخصیت، نماینده مجلس، حزب و نهادی به یادت نخواهد بود و از تو حمایت نخواهد کرد، زندان رفتنت، هیچ نان و آب و ویزا و اقامتی برای آینده ات نخواهد داشت، از آن طرف هم در بایکوت بی.بی.سی، وی.او.ای، آمدنیوز، کمپین ها و موسسات حقوق بشری (مگر به ندرت و بنا به اقتضائات سیاست بازانه) و امثالهم خواهی بود.
****
فعالان رسانه ای احمدی نژادی که در حال حاضر در بند هستند:

#عبدالرضا_داوری
#محمد_غلباش
#حسین_شاملو
#امید_دلفانی
#عبدالسلام_صالحی
#سجاد_یوسفی_سوره
#پوریا_حسین_زاده
#سعید_علی_بیگی

در حاشیه مباحث اخیر پیرامون پاشویی زن و شوهر/ جهت اطلاع

حضرت محمد(ص) فرمود:
«هنگامى که عروس‏ را به خانه خود ‌آوردى‏، کفش او را از پایش بیرون بیاور تا بنشیند و پاى او را با آب بشوى و آن آب را از در خانه ات تا دورترین نقطه خانه ات بریز. زیرا اگر چنین کنى خداوند هفتاد هزار نوع تنگدستى را از خانه ات ببرد و هفتاد هزار نوع برکت را به آن وارد کند و هفتاد هزار رحمت بر تو نازل کند که از صدقه سر عروس هستند، تا جاییکه برکت او به تمام زوایای خانه ات برسد.» (حضرت محمد صلی الله علیه و آله / به نقل از وسائل الشیعه، جلد ۲۰، باب ۱۴۷)

متن عربی حدیث:
«إذا دخلت العروس بیتک فاخلع خفیها حین تجلس واغسل رجلیها و صب الماء من باب دارک إلى أقصى دارک، فانک إذا فعلت ذلک أخرج الله من دارک سبعین ألف لون من الفقر  و أدخل فیها سبعین ألف لون من البرکه و انزل علیک سبعین ألف رحمه ترفرف على رأس العروس حتى تنال برکتها کل زاویه فی بیتک»

اگر همه گنجشکها
نیازمند اجازه وزیر کشور بودند
برای پرواز،
و اگر تمام ماهیان
نیازمند گذرنامه
برای سفر،
نسل ماهیان و گنجشکان منقرض می شد!

(نزار قبانی / به نقل از “درخت آتش”، ترجمه عبدالرضا رضایی نیا، صفحه ۲۷)

کدام مردم هم هوشیارند، هم وطن دوست و مصلح؟ / رویه جدید حکومت سعودی و آزمون پیش روی مردم عربستان

حکومتها، از حیث مردمی بودن به دو دسته تقسیم می شوند:
حکومتهای مردمی و حکومتهای غیرمردمی.
فعلا در مورد حکومتهای مردمی بحثی نداریم.
حکومتهای غیرمردمی نیز به دو دسته تقسیم می شوند:
حکومتهای غیرمردمی عاقل و حکومتهای غیر مردمی غیر عاقل.
حکومتهای غیرمردمی عاقل، اهل باج، رشوه و حق السکوت دادن به مردمان خود هستند. مثلا به مردم خود، آزادیهای اجتماعی و فرهنگی می دهند. روشن است که این آزادی تا زمانیکه به مردم، اجازه نفوذ واقعی و اساسی در هسته بسته اداره کشور داده نشود، حکم رشوه و باج و حق السکوت دارد. مانیفست چنین حکومتهایی این است:
“به مردم، امتیازی درجه ۳ (آزادی و برابری اجتماعی) بده تا برای کسب امتیازات درجه ۲ (توانمندی و آزادی و برابری اقتصادی) و امتیازات درجه ۱ (توانمندی و آزادی و برابری سیاسی) ساکت بمانند.”
حکومتهای غیرمردمی عاقلتر، اهل رشوه دهیهای بزرگترند. آنها امتیازاتی از نوع امتیازات درجه ۲ (توانمندی و آزادی و برابری اقتصادی) را نیز به مردم خود می دهند؛ البته و “حتما” به صورت محدود و کنترل شده.
می گویم “حتما” چون تمام دعوا بر سر همین منافع اقتصادی است و قدرت سیاسی نیز برای گسترش و حفظ این منافع است که موضوعیت دارد.
تکلیف حکومتهای غیرمردمی غیرعاقل روشن است:
هیچگونه باج و رشوه و حق السکوتی به مردم خود نمی دهند و طبعا سرنوشت چنین حکومتهایی سقوط است.
به هر حال هیچ حکومت غیرمردمی، تمام امتیازات اقتصادی و سیاسی را به مردم خود واگذار نمی کند که اگر واگذار می کرد، غیرمردمی محسوب نمی شد.

در سوی دیگر، مردم تحت حکومتهای مردمی و غیرمردمی به دو دسته تقسیم می شوند: عاقل و غیرعاقل.
موضوع بحث ما همچنانکه اشاره شد حکومتهای غیر مردمی هستند. مردمی که تحت حکومت غیرمردمی زندگی می کنند، اگر عاقل باشند وقتی حکومتشان امتیازی اعطا می کند می توانند تشخیص دهند که این امتیاز، در حکم رشوه است یا آغاز یک فرایند اصلاحگرایانه واقعی است. راه تشخیص آن هم، نوع امتیازی است که واگذار می شود (اگر صرفا اجتماعی یا صرفا اجتماعی و کمی اقتصادی بود، رشوه و حق السکوت است.)
مردم عاقل، اهل تشخیص رشوه از اصلاح واقعی هستند. و مردمی علاوه بر اینکه عاقل هستند، مصلح و وطن دوست هستند که علاوه بر تشخیص رشوه از اصلاح، به رشوه قانع نشوند و با حق السکوت، ساکت نشوند و به مطالبه گری شان تا حد اصلاحات اساسی در حوزه های اقتصاد و سیاست ادامه دهند.
به نظر می آید در ماههای گذشته، حکومت عربستان سعودی نشان داده است که می خواهد حکومتی غیرمردمی ولی عاقل باشد. باید دید مردم عربستان در کجای دسته بندی ما می گنجند.

ساده زیستی کاریکاتوری و کاپشن احمدی نژاد

اسفندیار رحیم مشایی، در نامه ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ خود به سیدمحمد خاتمی متذکر گستردگی مفهوم اشرافیت شد.
به همین سیاق می توان متذکر گستردگی مفهوم “ساده زیستی” شد. ساده زیستی یک مسئول، اگر تنها در دکوراسیون منزل، نحوه لباس پوشیدن و نهایتا خودروی شخصی او متجلی شود، ساده زیستی کاریکاتوری و نمایشی و ریایی است.
مسئولی ساده زیست است که در درجه اول، مردم به راحتی و با سرعت معقولی به او دسترسی داشته باشند، به راحتی و بدون لکنت و ترس، بتوانند او را نقد و بازخواست کنند، به راحتی با او شوخی کنند، در برخورد با او احساس تکلف نکنند، مسئولی که جسارت داشته باشد با کمترین گارد حفاظتی بین مردم برود، مسئولی که علاوه بر خودش از ساده زیستی اطرافیان و منصوبانش صیانت کند و…
اگر اینها نباشد، صرف ساده پوشی و در خانه مبل نداشتن و امثالهم، کاریکاتوری از ساده زیستی است.
البته احمدی نژاد بالکل کاپشن خود را کنار نگذاشت اما قبول دارم که سالها است “در بند” اینکه حتما با کاپشن ظاهر شود نیست. به نظرم او از زمانی، اجمالا متوجه مفهوم ساده زیستی کاریکاتوری و زشتی آن شد و برای دهن کجی به آن، قواعدش را زیر پا گذاشت.
در سبک رفتار و زندگی اسفندیار رحیم مشایی نیز، دهن کجی به ساده زیستی کاریکاتوری و ریایی را می یابم. چیزی که وقتی جوانتر بودیم، قدری آزارمان میداد.

لینک مرتبط / متن کامل نامه اسفندیار رحیم مشایی به سیدمحمد خاتمی:

https://t.me/dolatebahar/22251

ولایت مومن غیرفقیه در شرایط بن بست / لزوم تغییر دوباره قانون اساسی

در بدو تاسیس جمهوری اسلامی، یکی از شرایط ولایت فقیه، مرجعیت تقلید بود. در اواخر دوره حیات امام خمینی، نگاه واقع بینانه حکایت از این داشت که اگر بنا به مرجع تقلید بودن ولی فقیه باشد، تقریبا هیچ گزینه ای در میان مراجع تقلید پس از امام خمینی وجود ندارد که حداقل بینش سیاسی، اشراف به مسائل روز داخلی و بین المللی کشور، شجاعت، حسن تدبیر، سابقه و توانایی مدیریت کلان و… را برای نشستن در جایگاه ولایت فقیه، داشته باشد. از این رو با تغییر قانون اساسی، شرط مرجعیت ولی فقیه به شرط اجتهاد ولی فقیه تغییر کرد.
آیا تکرار این واقع بینی، جرم است؟
بی تعارف مروری بر گزینه های بالقوه فعلی جانشینی ولی فقیه داشته باشید. شرط اجتهاد فقهی برای احراز این سمت، موجب شده با گزینه هایی مواجه باشیم که اگر سابقه و توانایی مدیریت کلان دارند، حداقل تقوای لازم را در آنها نبینیم و اگر حداقل تقوای لازم را دارند، نهایتا سابقه و توانایی اداره یک موسسه فرهنگی یا مدرسه علمیه را داشته باشند.   به نظر می آید بسیاری از دعواهای سیاسی سالهای اخیر در کشور نیز حاصل همین بن بستی باشد که شرط اجتهاد برای احراز سمت رهبری سیاسی ایجاد کرده است و جنگ قدرت پشت پرده و دعوای پنهان گزینه های بی تقوای موجود است که کشور را به تلاطم کشانده است.
از این رو است که در شرایط فقدان گزینه های مطلوب، به شدت طرفدار نظریه “ولایت مومن غیر فقیه” که آیت الله مصباح یزدی مدتی پیش آن را مطرح کرد هستم و آن را راه حلی دلسوزانه و شجاعانه برای آینده کشور می دانم.

پی نوشت: برای اینکه کسی نگوید نویسنده این سطور، احمدی نژاد را در نظر داشته است اعلام می کنم حتی بسیاری از سرداران فعلی سپاه را از تمام گزینه های فقیه موجود، برای اداره کلان کشور، مدیرتر و باتقواتر می دانم.

همین شیخ حسن آقای کلیدساز

فیلم جدید منتشر شده از جلسه انتخاب آیت الله خامنه ای به رهبری، بیش از آنکه اثبات کننده ضعفی در ایشان در سال ۱۳۶۸ باشد نشان دهنده وجود سه خصلت نیکوی “تواضع”، “فراری بودن از پست و مقام” و “توجه به قانون” در ایشان در آن زمان است.
اما آنچه به نظر می آید در این برهه از زمان، هدف انتشار این فیلم باشد، آماده سازی ناخودآگاه اذهان عمومی برای چنین چیزی است:
وقتی کسی که در سال ۱۳۶۸ نظرش این بوده که مناسب رهبری نیست و ولی فقیه شدنش “اشکال فنی” دارد، اما سه دهه در چنین سمتی قرار داشته، پس گزینه های دیگری که ولی فقیه شدنشان به نحو بارزی “اشکال فنی” دارد نیز می توانند مثل ایشان در این جایگاه قرار بگیرند. می فرمایید کدام گزینه ها؟
همین شیخ حسن آقای کلیدساز.
بعید نیست هدف این باشد که از جایگاه ولی فقیه به قدری قداست زدایی صورت بگیرد که نشستن گزینه هایی چون شیخ حسن نیز در این جایگاه، طبیعی به نظر بیاید.
****
لینک منبع اولیه انتشار فیلم در تلگرام:
https://t.me/AlaviShahed/174

مرگ استفاده ابزاری از امر مقدس

با اینکه در جریان اعتراضات اخیر، چندین امامزاده و حسینیه در نقاط مختلف کشور به آتش کشیده شده اند، برای نشان دادن خباثت برخی معترضان، بیشتر روی آتش کشیده شدن پرچم کشور مانور داده می شود. چنین امری چهل سال بعد از انقلاب اسلامی، نه نشانه پررنگ شدن رویکردهای ملی گرایانه که نشانه ته کشیدن نیروی استفاده از مقدسات دینی برای تحریک عواطف و بسیج مردمی است. روشن است که در چنین شرایطی استفاده از نمادهای ملی، برای تحریک عواطف نیز به سرعت نیروی خود را از دست خواهد داد. زمامداران کشوز هنوز نفهمیده اند مردم، استفاده ابزاری از هر امر مقدسی را متوجه می شوند و پس می زنند.

چرا آمدنیوز و ری استارت قوی ترین حافظان وضع موجود و خائن به مردم ایرانند؟

در مورد اعتراضات سیاسی و اقتصادی، نموداری افقی را در نظر بگیرید که یک سر آن سکوت و ملایمت و مدارا و سر دیگر آن نهایت خشونت و رادیکالیسم و تندروی است. روشن است که یک حرکت اصلاحی اعتراضی، اگر نزدیک به سر ملایم این نمودار باشد، مسئولان کشور را وادار به اصلاح اساسی امور نمی کند و با بی اعتنایی آنها مواجه خواهد شد. از سوی دیگر اگر شدت اعتراضات به انتهای رادیکال نمودار نزدیک شود، ضمن اینکه بهانه کافی برای جمع کردن اعتراضات را به مسئولان خواهد داد، همراهی بدنه مردم را نیز با خود نخواهد یافت و از این رو اعتراضات، ناکام و معطل خواهند ماند.
جایی در میانه این طیف است که به اصلاح امور می انجامد: جایی که هم مسئولان با شدت واقعی نارضایتی مردم مواجه می شوند و نیز همراهی فراگیر توده مردم با اعتراضات، به جای جمع کردن اعتراضات، مسئولان را به اصلاحات اساسی وادار خواهد کرد.
با توجه به این نمودار است که بر این نظرم سازمانها، حرکتها و رسانه هایی همچون گروهک منافقین، ری استارت و آمدنیوز برخلاف ادعا و ظاهرشان، قوی ترین حافظان وضع موجود ایران و بزرگترین خائنان به مردم ایران هستند و تا زمانی که مطرح هستند و شیر فلکه دعوت و اطلاع رسانی و جهت دهی اعتراضات دست آنها یا حامیانشان در صدای آمریکا و امثالهم است، بن بست و انسداد در اصلاحات سیاسی و اقتصادی برقرار است.
ایران امروز به جنبش و رسانه هایی مربوط به آن احتیاج دارد که اولا بدانند مشکلات کشور فقط اقتصادی نیستند و مشکلات اقتصادی، معلول عوامل سیاسی هستند،
ثانیا به حمایتهای امثال ترامپ و نتانیاهو و رجوی روی خوش نشان ندهند و اصلا با شعار علیه آنها همراه باشند و بدانند که مبارزه با انواع استکبار داخلی و بین المللی از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و تفکیک آنها از یکدیگر، راه به آزادی و عدالت نخواهد برد. (چیزی که در رسانه ای همچون آمدنیوز عکس آن دیده می شود)
ثالثا تا می توانند از حملات به اماکن و المانهای مقدسی مثل حسینیه ها، امامزاده ها، پرچم، تصاویر و اسامی شهدا جلوگیری کنند،
رابعا با هر حرکت خشنی همچون دعوت به شلوار از پا کشیدن و فراتر از آن (مثل تهدید به قتل و آتش زدن اماکن و…) برخورد کنند.
خامسا ضمن اینکه به تغییرات زیربنایی و اساسی (همچون رفراندوم و تغییر قانون اساسی که خواسته هایی غیرقانونی نیستند و در خود قانون اساسی فعلی به آنها مشروعیت داده شده) التفات دارند، به جای شعارهای گریزاننده مرگ و نفی، شعارهای ایجابی و شعارهای دعوت به استعفا و عزل و امثالهم در آن محوریت داشته باشند.