فهرست فعالان رسانه ای و محلی هوادار احمدی نژاد که در ماههای گذشته بازداشت شده اند

۱- #عبدالرضا_داوری (در حال گذراندن دوره محکومیت)
۲- #محمد_غلباش (در بازداشت موقت)
۳- #حسین_شاملو (در بازداشت موقت)
۴- #امید_دلفانی (در بازداشت موقت)
۵- #سجاد_یوسفی_سوره (در بازداشت موقت)
۶- #پوریا_حسین_زاده (در بازداشت موقت)
۷- #سعید_علی_بیگی (در بازداشت موقت)
۸- #روح_الله_ندرلو (در بازداشت موقت)
۹- #سیدعلی_سیدزاده (در بازداشت موقت)

۱۰- #عبدالسلام_صالحی (آزاد شده به قید وثیقه و در حال محاکمه)
۱۱- #محمد_حسین_حیدری (آزاد شده به قید وثیقه و در حال محاکمه)
۱۲- #مهدی_مهرشریف (آزاد شده به قید وثیقه و در حال محاکمه)
۱۳- #سعید_ابراهیمی (آزاد شده به قید وثیقه و در حال محاکمه)
۱۴- #محمد_فاطمی_پور (آزاد شده به قید وثیقه و در حال محاکمه)

پی نوشت: در صورتیکه نامی جا افتاده است یا فهرست بالا نیاز به اصلاح دارد به من اطلاع دهید.

احمدی نژاد و عملکرد انتخاباتی شورای نگهبان

تاکنون در ایران ۱۲ انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده است.
اولین انتخابات در زمانی برگزار شد که هنوز شورای نگهبان قانون اساسی تشکیل نشده بود. می ماند ۱۱ دوره بعدی:
۵ دوره اولی را که با نظارت شورای نگهبان برگزار شدند به دلیل تفاوت جنس آنها از بررسی ام کنار می گذارم.
اما از سال ۱۳۷۶ تا سال ۱۳۹۲، نزدیک به دو دهه و در چهار دوره متوالی، انتخابات ریاست جمهوری، هویت متفاوتی نسبت به قبل پیدا کرد. در این دوره ها ضمن اینکه کاندیداهای ثبت نامی تنوع قابل اعتنایی داشتند، انتخابات در شرایطی برگزار می شد که اگر رد صلاحیتی وجود داشت، رد صلاحیت شدگان از کسانی بودند که لااقل در زمان ثبت نام برای کاندیداتوری به نظر می آمد حتی اگر تایید صلاحیت شوند احتمال بسیار ناچیز و در حد صفری برای پیروزی در انتخابات دارند.
آیا در نقض این ادعا، شخص یا اشخاصی را در این دوره ها می توانید نام ببرید که در زمان ثبت نام برای کاندیداتوری، احتمال قابل توجهی برای پیروزی شان متصور بوده اما رد صلاحیت شده باشند و هیچ گزینه ای هم که مورد حمایت آنها قرار بگیرد در میان تایید صلاحیت شدگان نباشد؟
در سال ۱۳۹۲ اما با رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی و اسفندیار رحیم مشایی شرایط دو دهه گذشته تغییر کرد. با این حال اگر هاشمی رفسنجانی رد صلاحیت شد، اشبه الناس به او و نماینده و گزینه مورد نظر او، یعنی حسن روحانی تایید صلاحیت شد. ضمن اینکه شاید کسانی قائل به این باشند که رحیم مشایی اگر هم از فیلتر شورای نگهبان می گذشت، “هیچ” احتمالی برای پیروزی اش وجود نداشت. (که البته نگارنده به این گزاره قائل نیست، اما در حال حاضر ترجیح می دهم به این موضوع نپردازم.)
انصاف باید داد که در انتخابات ۹۶ با ادامه و تشدید روندی که در انتخابات ۹۲ آغاز شد، با نوع متفاوتی از انتخابات در ۲۲ سال گذشته مواجه بوده ایم: کاندیدایی که “احتمال” قابل توجهی برای اقبال مردمی و پیروزی داشت (احمدی نژاد) رد صلاحیت شد و نماینده و گزینه مورد نظر او (بقایی) نیز رد صلاحیت شد.
کسانی که می گویند چرا احمدی نژاد در نامه جدیدش به رهبری، به “مهندسی” انتخابات اشاره کرده، در حالیکه خودش در انتخاباتی با نظارت شورای نگهبان به ریاست جمهوری رسیده است آیا به این تفاوت توجه دارند؟ آیا این دوستان می توانند از سال ۱۳۷۶ تاکنون به جز احمدی نژاد شخصیتی را نام ببرند که در زمان کاندیداتوری، شانس قابل توجهی برای پیروزی داشته اما هم خودش و هم گزینه مورد نظرش ردصلاحیت شده باشند؟ اگر می توانند چنین شخصی را نام ببرند می توانند احمدی نژاد را محکوم کنند که چرا وقتی نوبت به رد صلاحیت خودش رسید از “مهندسی” انتخابات سخن گفت.

پی نوشت: البته که لازم و بهتر بود احمدی نژاد در زمان ریاست جمهوری اش نیز کارنامه شورای نگهبان را مورد توجه قرار میداد و نقدش به این کارنامه را بیان می کرد. اما اینکه چنین رفتاری بهتر یا لازم بود به معنی این نیست که انتخابات سال ۹۶ شبیه انتخابات دوره های قبلی بوده است. خیر، انتخابات ۹۶ و تا حد قابل توجهی انتخابات ۹۲، از حیثی که گفته شد انتخاباتی بالکل متفاوت در دو سه دهه گذشته ایران بوده است.

تکمیلی: دوستانی اشاره کرده اند که آیا احتمال پیروزی نهضت آزادی در انتخابات های گذشته، “صفر” بوده است؟
خیر. اما لابد گزینه های رد شده از فیلتر شورای نگهبان در تمام انتخاباتهای بعد از سال ۷۶ تفاوتی با دوره های قبلی داشته اند که نهضت آزادی به هر حال در هر کدام از این دوره ها، یک کاندیدای حداقلی معرفی کرده است. اگر اینطور نبود، نهضت آزادی همچون سالهای ۷۲، ۶۸، ۶۴ و… از هیچ کاندیدایی حمایت نمی کرد.
تاکید می کنم در یادداشت بالا، به روال دو سه دهه گذشته پرداخته ام نه دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰٫ همچنین اشاره کردم در دوره جدید، به جز سال ۹۶ و تا حدی ۹۲، اگر کاندیدایی با احتمال اقبال مردمی رد صلاحیت شده، به هر حال کاندیدایی که مورد حمایت او قرار بگیرد وجود داشته است. (نمونه اش رد صلاحیت عزت الله سحابی و تایید صلاحیت خاتمی در سال ۷۶ و رد صلاحیت رفسنجانی و تایید صلاحیت روحانی در سال ۹۲ است.)
رد صلاحیت احمدی نژاد در سال ۹۶ تنها با رد صلاحیت مهدی بازرگان در سال ۱۳۶۴ قابل مقایسه است که امری مربوط به ۳۲ سال گذشته است، نه دو سه دهه گذشته.

مهمترین دلیل قوم نوح برای تکذیب او: چون بی کلاسها اطرافت هستند تو را باور نمی کنیم / با سوره شعراء-۲

“…آنگاه که برادرشان نوح بدیشان گفت: آیا پرهیزگاری نمی ورزید؟ من برای شما پیامبری امینم. پس از خداوند پروا کنید و از من فرمان برید. و من از شما برای این پاداشی نمی خواهم. پاداش من جز با پروردگار جهانیان نیست. پس، از خداوند پروا کنید و از من فرمان برید.
گفتند: آیا تو را باور کنیم در حالیکه مردم فرومایه تر، از تو پیروی می کنند؟”
(قرآن کریم، سوره شعراء، آیه های ۱۰۶ تا ۱۱۱)

متن اصلی:
“کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ (١٠۵) إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلا تَتَّقُونَ (١٠۶) إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ (١٠٧) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ(١٠٨) وَمَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ (١٠٩) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِیعُونِ(١١٠) قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَکَ وَاتَّبَعَکَ الأرْذَلُونَ (١١١)”

@armanha_tk

چون تو را بزرگ کرده ایم حرف حق نزن / با سوره شعراء – ۱

فرعون به موسی گفت: “آیا در کودکی تو را نزد خود نپروراندیم و سالهایی از عمرت را نزد ما نگذراندی؟” (قرآن کریم، سوره شعراء، آیه ۱۸)

متن اصلی:
“قَالَ أَلَمْ نُرَ‌بِّکَ فِینَا وَلِیدًا وَلَبِثْتَ فِینَا مِنْ عُمُرِ‌کَ سِنِینَ”

یک تناقض

از نظر روانی، امکان ندارد کسی که با کودتا و تقلب رئیس جمهور شده، “توهم” محبوبیت پیدا کند و از این بابت اعتماد به نفس داشته باشد.
بنابراین آنها که همزمان معتقد به کودتا بودن انتخابات ۸۸ و توهم زدن احمدی نژاد هستند (که هر دو اتهامی غیر تازه است) باید از یکی از این دو گزاره صرفنظر کنند.

@armanha_tk

نه به هر ادبیاتی که بوی عطش خون بدهد

“در زمان دولت همین حزب دمکرات، در زمان ریاست جمهوری شوهر همین بانوئی که حالا اظهار نظر میکند (بیل کلینتون شوهر هیلاری کلینتون)، هشتاد و چند نفر از وابستگان فرقه داوودی را زنده زنده در آتش سوزاندند. این که دیگر جای انکار نیست. همین حضرات، همین دمکراتها این کار را کردند. فرقه داوودی ها به قول خودشان دیویدی ها- به دلیلی مورد غضب دولت آمریکا قرار گرفتند و به منزلی رفتند و در آنجا متحصن شدند. هر چه کردند، بیرون نیامدند. اینها خانه را آتش زدند و هشتاد تا مرد، زن، بچه تو این خانه، زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر می فهمید یعنی چه؟!” (رهبر معظم انقلاب، خطبه های نماز جمعه ۲۹ خرداد ۱۳۸۸)

آیا می دانستید فرقه دیویدیان، مشکوک و متهم به نقض قوانین در خصوص اسلحه بود و شروع ماجرایی که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کرده اند مقاومت دیویدیان در برابر اجرای حکم ورود پلیس به مرکزشان بود که منجر به کشته شدن ۴ نفر نیروی پلیس شد؟
در نهایت، این ماجرا همچنانکه آیت الله خامنه ای اشاره کرده اند به کشته شدن ناگوار رهبر فرقه و ۸۰ نفر از پیروانش انجامید. اما این پایان ماجرا نبود. دو سال بعد (۱۹۹۵)، تیموتی مک وی، از هواداران این فرقه، به تلافی کشتار سال ۱۹۹۳، ساختمان فدرال اوکلاهاما را منفجر کرد که ۱۶۸ کشته و ۸۰۰ زخمی بر جای گذاشت.
***
نفهمیدم شایعه بود یا واقعیت اما اینکه گفته شد سردار جعفری برای مذاکره با قطب دراویش، به منزل او رفته اگر واقعیت داشته باشد خبر خوبی است. آنها که از “مشت آهنین”، “کور کردن چشم فتنه”، “قاطعیت”، “لزوم ویران کردن مرکز دراویش”، “عاقبت مماشات”، “زمان پایان مدارا”، “اعدام همه دراویش”، “شناسایی دراویش توییتر”!! ( اینها را دیده ام که می گویم) و از این قبیل عبارات دم می زنند و ادبیاتشان بوی خون و کشتار و پرونده سازی و رواداری اجحاف و زیاده روی میدهد، می خواهند منطق مخالف حقوق بشر پلیس آمریکا را داشته باشند که به تلافی کشته شدن ۴ پلیس و البته پس از ۵۰ روز محاصره مرکز فرقه دیویدیان، بالاخره “مشت آهنین” خود را به کار برد. اینها در ظاهر اولویتشان امنیت است اما نمی فهمند منطق “مشت آهنین”، نا امنی های بزرگتری را در آینده نوید می دهد.
و اما حرف برخی از دوستان من این است که نسخه آمریکایی تجویز نکنید و به عواقب آن فکر کنید. باید دنبال جمع کردن غائله “به نرمترین شکل ممکن” و البته محاکمه قاتلان و مجرمان در حد قانون و نه برخورد با هر طرفدار فرقه بود. اما طرفداران “مشت آهنین” بار دیگر با نشان دادن روحیه برچسب زنی و پرونده سازانه شان ادعا می کنند ما دنبال جمع شدن غائله نیستیم و از جنایت کشته شدن مظلومانه ۳ نیروی پلیس کشورمان دفاع می کنیم!!

@armanha_tk

در مورد غائله دراویش

رد شدن با اتوبوس آن هم از روی سرباز وظیفه و گروهبانان درجه داری که به احتمال زیاد از سر نداری و ناچاری به شغل پلیسی روی آورده اند قطعا محکوم است.
بحث سر این است که مگر ماجرا از همین قتل وحشیانه و از امروز شروع شده است؟
کسی نمی گوید وقتی قتلی رخ داده نباید غائله را جمع کرد و مرتکبان قتل را مجازات نکرد.
ادبیاتی از این قبیل که “باید چشم فتنه را کور کرد”، “وقت آن رسیده که بساط دراویش جمع شود”، “وقت مشت آهنین رسیده”، “ای کاش می شد برویم پدر درویشها را در بیاوریم” و… بوی رفتار همان راننده اتوبوس را می دهد. بوی مهار نکردن خشم و غضب، بوی دیدن ماجرا از وسط آن، بوی اینکه انگار دوست داری آنهایی که باب طبعت نیستند به جایی برسند و عملی انجام دهند که بهانه برای ریشه کن کردن همه آنها داشته باشی، بوی یک کاسه کردن حساب همه آحاد یک نوع، بوی زیستن در عهد زندگی قبیله ای.
موضعگیری ما، نایس بازی و حد وسط گیری و عشوه برای اصلاح طلبان نیست. عقده ای بازی هم نیست.
ماهها و سالها است داریم با گوشت و خونمان لمس می کنیم که چنین رویه هایی چه بر سرمان آورده است. از ما که گذشت، اما دوست داریم لااقل فرزندانمان در چنین فضایی بزرگ نشوند.

تفکیکی بین وضع موجود با آنچه باید باشد

“یک آگاهی انقلابی، یک کمال سیاسی، در ملّت ایران به توفیق الهی به وجود آمده است که میتوانند تفکیک کنند بین نظام انقلابیِ «امّت و امامت» و بین تشکیلات دیوان‌سالاری؛ [بااینکه] در یک جا انتقاد دارند، امّا از اصل نظامی که به وسیله‌ی انقلاب به وجود آمده است، با همه‌ی وجود دفاع کنند. اینکه میگوییم انتقاد داشته باشند، نه‌فقط انتقاد از دولت یا قوّه‌ی قضائیّه یا مجلس؛ نه، ممکن است کسی از شخص این حقیر هم انتقاد داشته باشد. این انتقاد هیچ منافاتی ندارد با ایستادگی پای نظام اسلامی، نظام انقلابی، نظام «امّت و امامت»” (رهبر معظم انقلاب، ۲۹ بهمن ۱۳۹۶)

خوانش حقیر از جملات گهربار بالا این است که کمال سیاسی ملت ایران آنجا است که ملت ایران توانسته اند بین وضع موجود با وضع مطلوب، بین آنچه هست با آنچه که باید باشد تفکیک کنند و به خاطر وضع موجود از وضع مطلوب رویگردان نشوند.
آنچه باید باشد و آنچه مطلوب است، نظام امت و امامتی است که در عمل و نه روی کاغذ یا در حرف، بتوان آن را از تشکیلات دیوان سالاری جدا کرد و جدا دانست. به طور حتم مردم ایران برای رسیدن به چنین ایده آل و مطلوبی فداکاری کرده اند و لعنت به ما اگر با چنین ایده آلی (نظام امت و امامتی که قابل تفکیک از تشکیلات دیوان سالاری است) مخالف باشیم.

در مورد تفکیک انقلاب و نظام

“این هم که ما خیال کنیم انقلاب بدون نظام معنی میدهد، یک خطای دیگری است که از آن طرف، بعضی تصوّر میکنند انسان باید به همه چیز، به همه‌ی حوادث، به همه‌ی بخشهای نظام اسلامی زبان اعتراض و انتقاد و مانند اینها پیدا کند به اسم انقلاب؛ نه، این [صحیح] نیست. انقلاب یعنی نظام انقلابی؛ این نظام اسلامی، همین نظام امّت و امامت، نظام مردم‌سالاری دینی باید باشد با هدفهای انقلاب، با حرکت انقلابی، با جهتگیری انقلاب؛ این باید اتّفاق بیفتد.” (رهبر معظم انقلاب، ۲۹ بهمن ۹۶)

رهبر معظم انقلاب در آخرین جمله از جملات بالا فرموده اند:
“این باید اتفاق بیفتد.”
در جمله مذکور، ضمیر اشاره “این” به چه چیزی اشاره دارد؟ چه چیزی اتفاق نیفتاده یا به طور کامل اتفاق نیفتاده که باید اتفاق بیفتد؟

جواب در جملات قبلی است:

“اینکه نظام مردمسالاری دینی باید با هدفهای انقلاب، حرکت انقلابی و جهتگیری انقلاب باشد.” (یا با توجه به فرازهای دیگر سخنرانی ایشان اینکه نظام دینی باید مردمسالار- نه طاغوت سالار- و با حرکت و هدف و جهتگیری انقلابی باشد.)

پس از نظر رهبر معظم انقلاب، می شود متصور شد که نظام، هدف و حرکت و جهت گیری انقلابی ندارد یا نداشته باشد و از این رو امکان تفکیک نظام و انقلاب وجود دارد. امکانی که خود ایشان به آن قائلند.
دقیقا همه بحث سر این است که “انقلاب، یعنی نظام انقلابی” نه نظام غیر انقلابی. فکر نمی کنم کسی بتواند ادعا کند که احمدی نژاد یا احمدی نژادیها با نظام انقلابی و نظامی با جهتگیری انقلابی (یعنی نظام مردمسالار، عدالت گستر و آزادی گستر) مشکلی دارند که بعضی اصرار دارند مصداق جملات نقل شده را احمدی نژادیها بدانند.

گرچه چشمم آب نمی خورد، ولی قابل توجه پرونده سازان و عمارها و انحراف یابان:

«انتقاد مردم، فقط از دولت و مجلس و قوه‌ی قضائیه نیست؛ نه، ممکن است از شخص حقیر هم انتقاد داشته باشند، اما این انتقاد منافاتی ندارد با ایستادگی پای نظام اسلامی و نظام انقلابی» (رهبر معظم انقلاب، ۲۹ بهمن ۱۳۹۶)

@armanha_tk

اراجیف گویی

از آنجا که یهودیت صرفا از طریق نژاد و خون منتقل می شود (و تبلیغ و تبشیر و تشرف ندارد)، از دوستانی که ادعا کرده اند سید کاووس سید امامی، یهودی مخفی بوده است می پرسم:
اشکالی ندارد از این به بعد، سیادت مابقی سادات را هم در بوته شک قرار دهیم و احتمال بدهیم که سیادتشان قلابی است و حتی ممکن است یهودی باشند؟

متوهمی را می شناختم که ادعا می کرد بسیاری از ساداتی که نام خانوادگی شان موسوی است، موسایی که در نام خانوادگی شان است در ظاهر امام موسای کاظم و در باطن موسی، پیامبر بنی اسرائیل است.

با اراجیفی که این روزها به عنوان واقعیت دارند تبلیغ می کنند به نظر می آید باید در توهمی بودن ادعای آن آدم تجدید نظر کنم.

@armanha_tk

اختلافی قدیمی که برخی تلاش می کنند آن را جدید جا بزنند

علی لاریجانی در گفتگو با جمعی از اصحاب رسانه، بهمن ۹۴:

“علت انصراف [عزل؟] من از دبیری شورای عالی امنیت ملی [در مهر ۱۳۸۶] وجود یک اختلاف مدیریتی با رئیس‌جمهوری وقت [احمدی نژاد] بود. البته این موضوع و دخالت‌ها منحصر به موضوع هسته‌ای نبود، بلکه مسائل مختلف دیگر را نیز در بر می‌گرفت.” (خانه ملت، ۲۹ بهمن ۹۴)

@armanha_tk