2 دیدگاه در “هوای تو

  1. وای اگر الان کسی این شعر را گفته بودشاید! به جرم شباهت به مباحث مربوط به «انسان کامل» فتوایبریدن زبانش داده میشد.

    جان آمده در جهان ساده
    وز مرکب تن شده پیاده
    سیل آمد و درربود جان را
    آن سیل ز بحرها زیاده
    جان آب لطیف دیده خود را
    در خویش دو چشم را گشاده
    از خود شیرین چنانک شکر
    وز خویش بجوش همچو باده
    خلقان بنهاده چشم در جان
    جان چشم به خویش درنهاده
    خود را هم خویش سجده کرده
    بی‌ساجد و مسجد و سجاده
    هم بر لب خویش بوسه داده
    کای شادی جان و جان شاده
    هر چیز ز همدگر بزاید
    ای جان تو ز هیچ کس نزاده
    می‌راند بسوی شهر تبریز
    جان چون شتر و بدن قلاده

    مولوی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<