حلول روح کیهان در یک سایت احمدی نژادی! + لینک تکمیلی

 سایت «دولت بهار» مطلبی منتشر کرده است در مورد دکتر اکبر جباری. شیوه تنظیم این گزارش و به خصوص پاراگراف آخر آن به قدری کیهانی است که باعث شد تصمیم به حذف لینک این سایت از وبلاگم بگیرم. در پاراگراف آخر این مطلب چنین آمده است:

«گفتنی است اکبر جباری در مقطع ۹۰ تا ۹۲ که جریان حامی دکتر احمدی نژاد زیر سنگین ترین فشارهای سیاسی قرار داشت در هندوستان اقامت گزید و با وجود آسودگی خاطر در آن سوی مرزها، کلامی در دفاع از دکتر احمدی نژاد به زبان نیاورد. جباری اما پس از بازگشت به ایران علی الخصوص طی هفته های اخیر روند مشکوکی را به طور جدی در دستور کار قرار داده است. نکته حائز اهمیت اینکه حتی یک مورد انتقاد از ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام در نوشته های پرشمار فیسبوکی وی دیده نمی شود. شنیده ها حاکی است وی در یک دستگاه دولتی در دوران دولت یازدهم استخدام شده است.»

اصلا اکبر جباری کافر. بی انصافی با کافر، شیوه مسلمانی و احمدی نژادی بودن است؟ با این «حسین شریعتمداری» های چاق و چله ای که درونمان لانه کرده اند به کجا می خواهیم برسیم؟

لینک تکمیلی: نامه اکبر جباری به مهندس مشایی در اردیبهشت ۱۳۹۰

47 دیدگاه در “حلول روح کیهان در یک سایت احمدی نژادی! + لینک تکمیلی

  1. شرمنده جناب آقاب فتاحی.
    این خط کشی باید بالاخره یک روز صورت می گرفت.
    کسی هم نیت خوانی نمی کند و نسبت های غیر منصفانه نمی دهد. بلکه کافیست شما سری به مطالب آقای جباری بزنید تا مطمئن شوید مشکل ایشان حتی نه با ولایت فقیه بلکه از اساس با خود شریعت محمدی صلی الله و علیه و آله است.
    اتفاقا اگر کسی مطالب او را بخواند و فکر کنید اینها نظرات حامیان احمدی نژاد است تردید نمی کند که همه آنچه شریعتمداری علیه احمدی نژاد و مشایی می نوشت و نسبت می داد باید حقیقت داشته باشد.
    جباری با چه مشکل دارد؟ با اصلی به نام هدایت انسان. او معتقد است آنچه او عدالت می نامد باید اجرا شد ولو مردم آن را نخواهند یا به اشتباه آن را ظلم تصور کنند.گر چه اساسا آن چه او عدالت می داند عین ظلم است.
    جباری با چه مشکل دارد؟ با خود شریعت و مرز بندی میان کافر و مسلمان. آنچه او می گوید عین پلورالیسم و سخن سروش است منتهی خود را خامی فردید و مخالف سروش هم می داند!
    الان مطالب سراسر هتاکی او علیه فقاهت شیعه و مخلوط کردن راست و دروغش را دیدم. مخصوصا دیدم که چگونه رسما مبارزات شیعیان علیه فرقه های صوفیه با جنایات داعش یکسان انگاشته است! البته نباید نیت خوانی کرد اما با ملاک های وی از اساس کسی نباید با بابیها و بهاییها هم مبارزه می کرد را که این هم نوعی تکفیر و آدم کشی است!با منطق او جنگهای پیامبر خدا و مثلا کشتن مشرکان و یا اجرای حدود و .. همه منطق تکفیری است!!
    و هر کس سخنی از اجرای حدود یا جهاد بگوید تکفیری است.

    اما به شکل تفصیلی با یک مقدمه طولانی: اگر خسته می شوید بیشتر نخوانید اما اگر دنبال فهمیدن اشتباهات عمیق تفکر آقای جباری هستید لطفا این متن را بخوانید.
    اشتباه بزرگ جباری کجا است؟
    اشتباه بزرگ جباری در یکسان تلقی کردن معنای ذو واژه “فعل” و “عمل ” است. ما این دو را هم معنی می دانیم حال آنکه معنای متفاوتی دارد.
    فعل ریشه اش در جوارح است و از دست و پا و اعضای بدن صدر می شود. مثل خوردن. دیدن. خوابیدن. حرف زدن. سر بریدن و کشتن و… فعل یک جنبه فیزیکی و کاملا مکانیکی است. فاقد هر نوع حسن یا قبح ذاتی است.
    اما عمل ریشه اش در جوانح است و نیت. که انما الاعمال بالنیات. یعنی آنچه مصدرش از روح است. مانند دوست داشتن و دشمن داشتن. عشق. اعتقاد. حسد. بخل. کینه و ترس و شادی و…
    و این عمل است که باعث می شود افعال صورت گیرد. برای همین اعمال است که در ترازوی سنجش قرار می گیرد. حسن و قبح اعمال ذاتی است بر اساس نیت آنها.

    پس اگر کسی فعل خواندن حمد و سوره و رکوع و سجود را به حا آورد هیچ عملی برایش ثبت نمی شود. باید عمل پشت این حرکات باشد. والا این حرکات ارزشی ندارد . حالا عمل یک نفر فقط برای آن است که دستور معبودش را اجرا کرده باشد. این مقدار رجه دارد. عمل شدت عشق و علاقه به معبود است. این درجه دیگری. یک نفر از ترس جهنم این کلمات و افعال را اجرا می کند. برای این عمل و ترس او درجه متفاوتی است.
    پس ممکن است ظاهرا عده زیادی نماز بخوانند و روزه بگیرند با افعال کاملا مشابه اما بااعمال کاملا متفاو.ت. و این عمل هم دقیقا بر اساس ارزش نیت شخص ثواب یا عقاب داده می شود.

    اصلا برای همین است که معتقدیم اگر کسی تمام عمرش را روزها روزه باشد و شبها تا صبح در نماز و هر سال حج کند و بین صفا و مروه یا رکن و مقام بمیرد اما حب علی بن ابیطالب علیه السلام را نداشته باشد برای او هیچ حسنه ای وجود ندارد. چرا؟
    چون ادعا و نیت آن شخص دروغ بوده است. محال است کسی از خدا بترسد و یا عاشق خدا باشد و یا علاقمند به بهشت رفتن باشد و محبت مومن حقیقی در دلش نباشد. علاقه به مومن هم دستور خود خدا است! و البته علی علیه السلام تجلی همه ایمان است. اما اگر کسی به مومنین درجات پایینتر هم بواسطه آنکه مومند علاقه نداشته باشد و یا مثلا از آنها به خاطر اجرای برخی از دستئرات خدا بیزار باشد او هم برایش هیچ چیز نیست. مثل کسی که به دلیل مخالفت احمدی نژاد با قلدرها و استمبار جهانی و حمایاتش از مستضعفین از او بیزار است. چنین کسی اگر هم نماز بخواند و روزه بگیرد دروغ گفته است. واقعا برایش چیزی نیست.

    و اصلا برای همین این است راز افضل الاعمال حب علی بن ابیطالب. ممکن است بگویید پس کسانی که ادعا می کنند ما به شریعت اعتقاد نداریم اما علی را دوست داریم پس اهل نجاتند، جو.اب این است که اینها دروغ می گویند. آدم بچه ای را هم دوست داشته باشد به حرفش گوش می کند. چگونه ممکن است کسی علی علیه السلام را دوست داشته باشد و دستور او را که اجرای شریعت است اجرا نکند! پس ادعای دوستیش دروغ است.

    البته انکار نمی کنم ممکن است کسی باشد که واقعا علی را دوست داشته باشد اما مرتکب گناهان یا ترک واجبات شود. اما اگر ثابت کند واقعا علی را دوست دارد – جایی که حدا او را امتحان می کند- اهل نجات می شود. مثل وقتی که جر با وچود آن گناه بزرگ یک لحظه خالصانه به حضرت زهرا علیهاالسلام جایی ابراز ارادت می کند که قاعدتا باید جواب امام حسین علیه السلام را بدهد. یا مثل مرحوم شهید طیب حاج رضایی که به صرف سیادت امام خمینی می گوید آقای نصیری من از روی مادر ای سید خجالت می کشم.
    پس حب علی ابیطالب علیه السلام اگر واقعا حقیقی باشد شخص را نجات می دهد ولو در آخرین لحظه.

    اما این مقدمه طولانی را برای این بود که بگویم آقای جباری اشتباه می کند سر بریدن داعش را با سر بریدن عمربن عبدود توسط امام علی علیه السلام یا کشتار فرقه های ضاله یکی می کند. با نظر قای حجباری اینکه حضرزت موسی علیه السلام دستور کشتار قدمش را می دهد- در ماجرای گوساله پرستی- با اقدام داعش یکی است.
    آری. ظاهرا هر دو فعل مشابه هستند. اما افعال حسن و قبح ذاتی ندارند.
    مهم این است آنها دارند افرادی را می کشند که نفس محترمه هستند و ما کسی را می کشیم که مفسد فی الارض است. .

    ما در بیشتر ظواهر مشکلی نداریم با داعش. آنها ظاهر بسیاری از احکام شرع را به درستی اجرا می کنند. – گر چه ادعاهایی مانند جهاد نکاح و نزدیکی در طهر واحد را ما حرام می دانیم- اما مشکل ما با اعمال آنها است نه افعال آنها.
    این است معنای اینکه ما هدف ما از اسلام پوسته و ظواهرش نیست.
    اعمال آنها ملاکش چیست؟ برائت از امام علی علیه السلام. ملاک ما چیست حب علی بن ابیطالب عیه السلام. برای همین ما آنها را کافر می دانیم و آنها هم ما را کافر می دانند.
    گما با آنها بر سر ثار می جنگیم. و البته آنها می کشیم.

    شما کتاب ثار دکتر شریعتی را بخوانید. چرا امام علی علیه السلام و امام حسین علیه السلام را ثارالله می نامیم؟
    اصلا ثار یعنی چه؟خیلی ها ثار را با خون یکی می کنند! در حالی که ثار معنایش روح کشته ای بود که اعراب جاهلی معتقد بودند روی قبله اش می نشیند و از افراد قبله خود طلب خون می کند. و افراد قبیله بایستی برای گرفتن این ثار به اندازه کافی از افراد قبیله قاتل می کشند. برای آنها مهم نبود که مثلا برادر قاتل بیگناه است. بلکه همینقدر که متلق به آن قبیله بود کافی بود که کشته شود. و البته تا هر دو قبیله راضی می شدند که ثار یکدیگر را گرفته اند گشتارها ادامه یافت! می دیدی دو قبیله چهل سال بر سر یک نزاع کوچک با هم جنگیدند!

    اسلام آمد و این ثارها را همه را باطل کرد.همه قبیله گرایی ها را حذف کرد و به جای ثار قصاص را گذاشت. یعنی فقط شخص قاتل مسوول عمل خود است و نه حتی برادرش یا پسرش.
    امام اسلام همه قبیله گرایی ها را حذف کرد الا دو قبیله. قبیله خدا و قبیله شیطان. یعنی حزب الله و حزب الشیطان.
    تمام آن قبایل اختلافاتشان دروغی قرارداری و اعتباری است اما این دو قبیله اختلافشان کاملا مطلق و حقیقی است. برای همین ثار برای این دو قبیله باقی مانده است و هنوز جنگ صفین و عاشورا ادامه دارد. ادامه گرفتن همان ثار. روسای حزب الله و روسای حزب الشیطان کشته شدند اما قبیله شیطان پا بر جا است. مختار ثقفی صرفا قاتلان را قصاص کرد اما ثار را نگرفت. خودش به دست حزب الشیطان کشته شد.
    ما جزو کدام کدام قبیله ایم؟ راه سومی نیست. آری. ما اگر کدعی هستیم حزب الله هستیم و شعارمان یا لثارات الحسین است باید همه قبیله شیطان را نابود کنیم. ولو آقای جباری اتسمش را تکفیر بگذارد.
    اما ممکن است بپرسید از کجا ما یقین کنیم که کسی جز حزب الله یا است حزب الشیطان؟ پاسخ این است که برای همین شعار حضرت مهدی علیه السلام همین یا لثارات الحسین است. او کسی است که منافق و مومن و خبیث و طیب را با علم الهی می شناسد و همه خبیث ها را که حزب شطان هستند از میان خواهد برد ولو اسما مسلمان شیعه باشند و همه طیب ها را حمایت و هدایت خواهد کرد ولو اسما بت پرست باشند.اما تا زمان حضرت مهدی ما ابتدا به ساکن کسی را نمی کشیم مگر در مقام دفاع از خودمان یا دینمان.
    برای همین هم روایات متعدد داریم در مهربانی فروان امام زمان علیه السلام با مردم دنیا و هم روایات زیاد در مورد کشتن افراد. همان خضر علیه السلام که دیوار دو طقل یتیم را تعمیر می کند ، نوجوانی را که خبیث است می کشد.
    تمییز خبیث از طیب همین است. امام زمان علیه السلام حتی هرگزخبیثی را که مومنی در نسلش تا روز قیامت باشد نمی کشد. چرا که آن طیب ولو بدنیا نیامده است عضو حزب الله است.
    اما وقتی ظهور حاصل می شود اتفاقی می افتد شبیه اتفاقی که در زمان حضرت نوح علیه السلام افتاد. در نسل خبیثان جز خبیث نمی ماند. به قول حضرت نوح ” ویلدوا الا فاجرا کفارا”
    . در ایجا طوفان شروع می شود.
    اما وقتی شروع شد کسی حق ندارد برای خبیث ها ابراز ترحم کند ولو فرزند خود نوح علیه السلام باشد.

    پس نتیجه این بحث طولانی
    آدم کشتن و سر بریدن و شلاق زدن و سایر افعالی که آقای جباری ملاک تفکر تکفیری می داند هیچکدام به خودی خود حسن یا قبح ندارند. ممکن است کار خوبی باشد یا کار بدی. این بسته به عمل پشت این افعال است.
    آری. اگر ما هم روزی بر دشمنان علی علیه السلام و نواصب یا غالیان – که آنها دقیقا پشت سکه نواصب هستند- دست یابیم همین رفتارها را با آنها خواهیم داشت و این کاملا دستور خود خدا و شرع است.
    حالا اگر ایشان دوست دارد می تواند ما تکفیری بنامد.
    اما او با این تفکر هیچ جایی در میان معتقدان به اسلام ندارد چه رسد به مدعیان برقراری حکومت مهدوی.

    • سلام
      اینهایی که گفتید هیچ ربطی به پرونده سازی برای یک نفر و مخلوط کردن دروغ و واقعیت و ظنیات به شیوه کیهان ندارد. هدف وسیله را توجیه نمی کند. این شیوه چه تفاوتی با سایت رجانیوز دارد که تا زمانی که جناب عبدالرضا داوری با آنها هم خط بود مطالبش تیتر یک سایت می شد و تا به مشایی گرایش پیدا کرد در موردش مطالب پرونده سازانه با استفاده از سابقه اش منتشر کردند؟

      • حواسم هست بنای کیهان و رجا نیوز بر نیت خوانی بود و تهمت زدن.
        اما در پاراگراف مورد نظر شما سه حقیقت و فکت وجود دارد:
        ۱-حضور آقای جباری در هند در زمان ۹۰ تا ۹۲ و عدم حمایت از احمدی نژاد.
        ۲- عدم هر نوع موضع گیری وی در مقابل هاشمی.
        ۳- روند مشکوک و اظهارات وی و اینکه خود را در جریان احمدی نژاد می داند.
        اینها نه پرونده سازی است و نیت خوانی و نه تهمت. کجایش رفتار کیهان است؟ یا جزو قرائن و شواهد موجود در گاو صندوق است؟

        هر انسان عاقلی با دیدن این حقیقت ها به نتایج واضحی در مورد آقای جباری می رسد. حداقلش این است که نمی شود به او اعتماد کرد.

        اما تنها چیزی که شما می توانید به آن ایراد بگیرید این جمله است :
        “شنیده ها حاکی است وی در یک دستگاه دولتی در دوران دولت یازدهم استخدام شده است”
        که این مساله هم باید تحقیق شود و قابل رد یا تایید نیست. استخدام دولتی که مثل رمالی و جن گیری جرم نیست و به آسانی هم قابل تحقیق است. اما بهتر آقای داوری دقیقا نوع شغل ایشان را ذکر می کند تا حرف و حدیثی نباشد.

        اما در مجموع این مرز بندی آقای داوری صرفنظر از این اشکال کوچک بسیار عالی است و کاملا این تذکراتشان مورد نیاز بود.

        • ۱- ایشون تنها رسانه ای که در اختیارش بوده چه در ایران و چه در هند اینترنت و شبکه های اجتماعی بوده است و مطالب ایشان در حمایت از احمدی نژاد در سالهای قبل از ۹۲ در صفحه فیس بوکشان موجود است.
          ۲- بنده در جریان سفر ایشان به هند بودم. جالب است که وقتی ایشان به هند می رفت متهم به این بود که توسط مهندس مشایی تدارک سفر او به هند صورت گرفته است.
          ۳- بنده از ضدیت شدید ایشان با رفسنجانی چیزهایی می دانم که بیانش به احتمال زیاد ممکن است برایشان دردسر درست کند. فقط اینجوری براتون بگم که ضد هاشمی ترین آدمی که می شناسم ایشون هست. ضمنا بنده اولویت پرداختن به رفسنجانی در مقطع فعلی را در شرایطی که بزرگترین ضربه ها را در سالهای اخیر از جاهای دیگر خورده ایم نمی فهمم. هاشمی از ضربه ای که دیگران به ما زدند نفع برد نه اینکه او آن ضربه را به ما زده باشد. ضمن اینکه بعید نمی دانم در ضدیت با رفسنجانی در یکی دو سال اخیر هم مطلب نوشته باشند. کما اینکه در حافظه ام مطالبی که علیه بدیل رفسنجانی یعنی حسن روحانی نوشته اند موجود است.
          ۴- بنده مدتها کارمند نهاد کتابخانه های عمومی بوده ام و آقای جباری هم در استخدام این نهاد است. اولا که این نهاد یک نهاد غیردولتی است. ثانیا ایشان قبل از سفرش به هند نیز با نهاد کتابخانه ها قرارداد همکاری داشت. ثالثا بعد از مراجعت از هند توسط مدیر احمدی نژادی مشهور این نهاد، یعنی مهندس منصور واعظی به استخدام نهاد در آمد و استخدام ایشان هیچ ربطی به دولت فعلی ندارد.خیلی جالب است که استخدام ایشان در یک پست معمولی می شود سند بند و بست با دولت فعلی ولی مجوز نگرفتن تمام کتابهای ایشان در یک سال اخیر توسط وزارت ارشاد دولت فعلی، مورد توجه قرار نمی گیرد.
          ۵- هر کس با هر نظری حق دارد احمدی نژاد را دوست داشته باشد و از او طرفداری کند.

          • آقای فتاحی عزیز
            اولا این مواردی که بر شمردید نفی آن فکتها را نمی کند. انتظار نداشته باشید که شناخت شما از یک نفر به طور خصوصی معیار شناخت از او در عموم باشد. جباری هیچ محدودیتی برای این ابراز ضدیت با هاشمی با حمایت از احمدی نژاد در مدت اقامت در هند ندارد و نداشت. اتفاقا باید شک کنید که چرا رفتار خصوصی ایشان با شما با رفتار عمومیشان اینقدر متفاوت است. ضمن اینکه آدمها تغییر می کند و دلیلی نیست که از سال ۹۰ تا الان عوض نشده باشد. شما که ادعای نیت خوانی ندارید؟ ضمنا در مطالب قدیمی تر او هم چنان چیزی که شما می گوید حداقل الان نیست یا حذف شده است.

            ثانیا در مورد استخدام هم ما شاهد هستیم که رفتار دولت حاضر با افرادی کوچکترین نظر مثبتی نسبت به احمدی نژاد داشتند چگونه بوده است. اینها مجدالدین معلمی را هم تحمل نکردند. چگونه ممکن است آقای جباری با اینهمه ضدیت با هاشمی را – بر اساس شناخت شما- تحمل کنند؟

            ثالثا: هر کسی از ظن خود شد یار من
            از درون من نجست از اسرار من
            اینکه می گویید هر کسی با هر عقیده ای حق دارد احمدی نژاد را دوست بدارد حرف حقی است. اما به شرطی که این این ابراز محبت واقعی و در جهت آرمانهای احمدی نژاد باشد نه سیاسی و برای وارونه کردن او. امام علی علیه السلام را هم مسیحی دوست دارد تا هندو تا شیعه.
            اما آیا شما ادعای دوستی ابوسفیان با امام علی علیه السلام را در فردای سقیفه را قبول دارید؟

            نمی دانم آن کامنت طولانی که گذاشتم را خواندید یا نه. اما آقای جباری مسیرش درست در نقطه مقابل هدف احمدی نژاد و جامعه مهدوی است. او برای این از احمدی نژاد حمایت می کند که از او یک تیر بسازد به سینه اسلام و ولایت فقیه. تمام نوشته های او برای جنگ درست کردن بین احمدی نژاد و رهبری است. یعنی تایید همه آن حرفهای کیهان.
            آیا شما معتقدید او در این ابراز دوستی صمیمیت دارد؟ اگر صمیمیت هم باشد از جنس دوستی خرس خاله ها است و نبودنش بسیار بهتر است.

            آیا براستی با توضیحات مفصلی که داده شد، می توان آدمی مانند جباری اساسا خودی دانست؟

            ما نباید اجازه دهیم مرزهایمان کمرنگ شود. والا مطمئن باشید اشتباه میرزا کوچک خان را تکرار خواهیم کرد. مبادا به خاطر علاقه های شخصی و دوستی های قدیمی به چاه بیفتیم. دوستی و دشمنی فقط باید برای خدا باشد.

          • خیلی از بچه های احمدی نژادی یا حزب اللهی دیگر هستند که هنوز در نهاد کتابخانه ها مانده اند و برکنار نشده اند. مثلا ابراهیم شمشیری که معاون رئیس نهاد کتابخانه هاست و برکنار نشده، به این معنی است که با دولت روحانی ساخته است؟ جباری که سمتش از معاونت هم خیلی پایین تر است.

          • با سلام
            ضمن محترم دانستن دغدغه جناب حامد عزیز برای مراقبه از خود در برابر رفتار کیهانیان.
            درست نمیدانم هر کسیکه برای خود دارای وزن اجتماعی قابل توجهی است چنانچه از اشخاص سیاسی طرفداری میکند عقاید و افکارش با ان شخص تفاوت های بنیادین داشته باشد.
            مگر بگوید من فلانی را تنها در این موارد قبول دارم. نه بصورت کلی
            بنابراین در این شرایط خیلی سخت درست نیست امثال بنده برای مطرح شدن خود له و یا علیه کسی موضع بگیریم که فقط ماهی خود را صیدکنیم .و عواقب نوشته جات ما گریبان دیگران را بگیرد.
            برادر حامد موضوع وقتی بحث بر انگیز میشود که همان نیرو هائی که آن ضربات را به عدالت خواهان زدند . و در کمین هستند تا کوچکترین گافی از طرفداران واقعی این جبهه بگیرند .تا آنها را محکوم و به زندان بفرستند. هرگز با این افراد مشکوک کاری ندارند.
            چون چوب دوسر طلا هستند هم میشود از قبل آنان گزک گرفت. هم میتوان با نسبت فامیلی آنان با برخی افراد در برهه مناسب بهترین نتایج را صید نمود.
            برادر حامد باز هم با احترام به دغدغه شما عقیده دارم در این فقره رو دست خوردید. برادر عزیز درست است نیت خوانی غلط است ولی نمیشود چشممان را به رفتار زیگزاگی مفتشان ببندیم.لابد حکمتی دارد که احمد سعیدی با مطالب کمتر از این دو سوته میرود کنج زندان ولی برخی آزادند.
            کم از این دست آدم های نفوذی خوردیم که بخواهیم همینطوری فله ای هر کس را که گفت احمدی نژادی است رو سرمان بگذاریم؟
            خدا وکیلی بنده شخصی را از اردوگاه احمدی نژاد راضی نیستم برانیم .بنده در این اردوگاه فرهاد جعفری را در کنار خود میپذیرم ولی اگر بخواهد افکارش را در زیر این پرچم جار بزند. دو ریال افکار او را قبول ندارم.
            خودمان را که نمیخواهیم گول بزنیم. باید جای سرباز و فرمانده در هر حرکتی معلوم باشد.
            البته طبیعی است که سرباز بودن اختیاری و فرمانده شدن ضوابطی دارد.

          • جواب سئوالتان در مورد بازداشت نشدن ایشان را در کامنت دیگری داده ام.

  2. سلام،
    حامد جان عقیده بنده این است که وقت کسی دارد اشتباه می‌گوید،‏ نباید مماشات کرد و باید صراحتا گفت حرفت مبنای درستی ندارد.‏ آن قضیه فقه فتیانی‌اش علاوه بر این‌که بدعت هست،‏ چرند هم هست.‏ خوب چه اصراری داریم که این نوع حرف‌ها را به احمدی‌نژاد بچسبانیم؟
    جناب برود و با برند خودش هر چه خواست بگوید و مسئولیتش را هم بپذیرد.‏ نه این‌که از اعتبار احمدی‌نژاد و احمدی‌نژادی‌ها برای خودش خرج کند تا حرف‌های شاذ و بعضا عجیب و غریبش را پخش کند.
    واقعا روی دلم مانده که چرا حمایت پررنگ امثال طالب‌زاده که موجب افتخار ما و احمدی‌نژاد و البته خود آقای طالب‌زاده است را به خاطر دیر بودنش یا هر دلیل دیگر محکوم کردید اما این بنده خدا…
    بگذاریم.
    خدا ‏
عاقبت همه ما را به خیر کند.
    یا علی

    • سلام
      کدام حمایت دیر هنگام؟ در زمانی که کسی امثال آقای شریف زاده را نمی شناخت، تنها شخص شاخصی که بنده می شناختم و حامی سفت و سخت مهندس مشایی بود جناب جباری بود.

      • منظورم اعتراض به آقای طالب‌زاده در جشن خداحافظی با دکتر است. چرا ایشان باید به خاطر حمایتش (هر چند دیر یا به نظرت بی‌اثر) مورد اعتراض قرار می‌گرفت؟
        من هنوز معترض ِ آن اعتراض‌ام!

        • حسین جان شما باید به ماها، حتی امروز، چه برسد به تیر ۱۳۹۲ به چشم جانبازان اعصاب و روانی که دو سال با روانشان ور رفته بودند و دست آخر همه چیز را بر باد رفته می دیدند نگاه کنی و نگاه می کردی. بر جانباز موجی اعصاب و روان که حرجی نیست.

  3. آقای فتاحی
    آخرت خودت را به دنیای اکبر جباری نفروش. اکبر جباری نماد تفکرات شیطانی است. چرا می خواهی موضع نگرفتن او علیه هاشمی را ماست مالی کنی؟ او جز فحاشی علیه رهبری دیگر چه می گوید؟ اینکه در گوشی به شما ها علیه هاشمی بگوید چه ارزشی دارد وقتی فحاشی هایش علیه آقای خامنه ای علنی است؟ من شما را آدم منصفی می دانم. یک مدتی سکوت کن و کناری بنشین و مطالب جباری را مرور کن ببین جایی برای دفاع باقی می ماند؟
    آقای فتاحی
    اگر دولت بهار تند رفته این تندروی واکنشی طبیعی در برابر تندروی ها و افراط گری های اکبر جباری است. چقدر در این مدت به نام یک هوادار احمدی نژاد به آقا توهین کرد و دل امثال مرا که هم آقا را دوست داریم و هم دکتر را خون کرد. کلوخ انداز را پاداش سنگ است آقای فتاحی!
    ضمنا این نکته را هم به شما می گویم: دایره احمدی نژاد اینقدر گل گشاد نیست که برخلاف نظر شما هرکسی با هر فکری بتواند در آن قرا بگیرد. آیا یک همجنس گرا هم می تواند بگوید من احمدی نژادی هستم ؟ آیا کسی که صراحتا منکر امام زمان باشد می تواند بگوید من احمدی نژادی هستم؟ آیا فردی که مدافع سرمایه داری باشد می تواند بگوید من احمدی نژادی هستم؟ پس حتما برای احمدی نژادی بودن شاخص هایی وجود دارد که نباید از آنها عدول کرد. 

    • کلوخ انداز را پاداش سنگ است ضرب المثل است و ضرب المثل حجیت ندارد. حجیت با آیه قرآن است که می فرماید و لایجرمنکم شنئان قوم…
      موضع گیری های ایشان علیه هاشمی، در گوشی نبوده است. بنده نمی توانم بیان کنم چون برای ایشان خطر امنیتی و قضایی به وجود می آورد. ضمنا اینکه با ایشان تاکنون برخورد نشده احتمالا به این برمیگردد که هنوز قوه قضائیه برای برخورد با احمدی نژادیها به سوی فیس بوک روی نیاورده است که البته با گراهایی که دوستان اخیرا دارند می دهند احتمالا قرار است آن فضا هم برای بچه ها نا امن شود. شما یک نفر از احمدی نژادیها را به بنده نشان دهید که به خاطر مطالب فیس بوکی محاکمه شده، در صورتیکه مطالب بسیار تندتری در صفحات فیس بوک به نسبت وبلاگها و سایتها وجود دارد.

      • یکی از مواردی که من به دادسرای روحانیت احضار شدم در اردیبهشت پارسال به خاطر یکی از پستهای فیسبوکی طنزم بود که ۴ خط هم بیشتر نبود.
        توی اون پست به طنز نوشته بودم که بعد از تنفیذ رئیس جمهور بعدی (آن زمان هنوز تایید صلاحیت ها هم اعلام نشده بود) فرماندهی کل قوا رو رهبری به احمدی نژاد تنفیذ میکنه.
        بلافاصله دادسرا بابت این پست احضارم کرد و بعد از چند ساعت بازجویی با تعهد کتبی آزاد شدم. تعهد گرفتند که هیچ فعالیت رسانه ای دیگه نداشته باشم. منم پس از خروج از دادسرا از روزنامه شهروند استعفا دادم، فعالیتهامو کنسل کردم و اکانت فیسبوکم رو هم دی اکتیو کردم.

        • باشه. ولی من منتظرم ببینم بعد از اینکه جباری به زندان افتاد چه تحلیل جدیدی با توجه به زندان رفتن او می خواهید داشته باشید.

          • ان شالله که هیچوقت همچین اتفاقی برای هیچکس نیفته، این مسئله رو از باب یادآوری خواستم عرض کنم که به همه فضای مجازی حساسند
            بالاخره همه مسائل رو باید با هم سنجید

  4. گفته سال ۹۰ تا ۹۲ احمدینژاد زیر شدیدترین فشارها بوده
    ولی نگفته در عوض آن زمان رییس جمهور هم بوده و اختیارات فراوان داشته
    خب هر عاقلی حمایت در زمان ریاست جمهوری را سود آورتر میدان تا حمایت در زمانی که رییس جمهور نیست

  5. آقا چقدر سر وصدا و کل کل زیاد شده اینجا!!
    البته من شناختی نسبت به آقا یجباری ندارم.
    ولی اعتقاد دارم
    ۱- محبوبیت احمدی نژاد عمومی است (( یادم می آید از یکی دوستانم شنیدم فکر میکنم تو دوره اول احمدی نژاد بود که به من میگفت حامد این احمدی نژاد رای میاره چون بعضی از افراد که تفکر کمونیستی هم دارند حامی اون شدن…))
    این به معنی ضد خدا بودن احمدی نژاد نیست بخاطر مواضع مردمی اوست
    ۲- خیلی از بحثها وقتی خود متن (آقای احمدی نژاد هست ) هست بیخوده، یکنفر یک حرفی زده یکنفر دیکر ابراز برائت کرده و یکسری هم نقد داشتند شنونده باید عاقل باشه بستر کار باید سنجیده بشه.باید یاد بگیریم ملاک حق و باطل افراد نیستند

  6. در اینکه عده ای از محبوبیت دکتر احمدی نژاد برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکنند شکی نیست. اصلاً وجود به اصطلاح تشکیلات چند نفری–نارمک٬ هما٬ ۱۵ بهمن … نشان میدهد نفوذیها آماده اند در فرصت مناسب زهر خود را بریزند. و یک سوال: دکتر داوری و جباری همدیگر را قبول ندارند. پس چگونه است که بعضیها هر دو را قبول دارند؟ ضمناً٬ آیا جباری در«برگزاری هم اندیشی دکتر علی شریعتی و احیاء اندیشه عدالت در روز ۳ تیر» شرکت کرد؟

    «مصلحت دید من آن است که یاران همه کار // بگذارند و» به دهن دکتر٬ این انسان پاک و خردمند و باهوش کم نظیر بدوزند.

    • تا جاییکه خبر دارم ایشون مایل به شرکت در هم اندیشی بود ولی مقاله آماده ای در این زمینه نداشت.

  7. آقای فتاحی این نمایش مسخره رو تموم کنید. مخصوصا نمایش عدالتخواهی و انصاف رو. علت اصلی حمایت شما از اکبر جباری اینه که خودتون هم یکی مثل جباری هستید و درباره … مثل جباری قضاوت می کنید. اکبر جباری بارها و بارها زشت ترین اهانت ها رو به … انجام داد اما شما حتی برای یک بار هم که شده در فیسبوک اعلام مخالفت نکردید بلکه به بیانی دیگر متلک های امثال جباری به …. را تکرار کردید. حالا دم از انصاف می زنید؟ میخواهید اینجا فهرست هتاکی های ایشون رو به … ردیف کنم؟ و اینکه گفتید: “ضمنا بنده اولویت پرداختن به رفسنجانی در مقطع فعلی را در شرایطی که بزرگترین ضربه ها را در سالهای اخیر از جاهای دیگر خورده ایم نمی فهمم. هاشمی از ضربه ای که دیگران به ما زدند نفع برد نه اینکه او آن ضربه را به ما زده باشد.” دقیقا تایید مشی اکبر جباری در حمله و هتاکی علیه … است! برای تان متاسفم! کیهانی کاری است که آقای جباری در ماجرای اون گروه … انجام دادند. می دانید که به چند نفر از احمدی نژادی ها تهمت زدند! می دانم که می دانید! امان از بغض و حسد! ماستمالی هایی که در باره پاراگرافی که اوردید انجام دادید بسیار کودکانه بود.

  8. آقای فتاحی این نمایش مسخره رو تموم کنید. مخصوصا نمایش عدالتخواهی و انصاف رو. علت اصلی حمایت شما از اکبر جباری اینه که خودتون هم یکی مثل جباری هستید و درباره … مثل جباری قضاوت می کنید. اکبر جباری بارها و بارها زشت ترین اهانت ها رو به … انجام داد اما شما حتی برای یک بار هم که شده در فیسبوک اعلام مخالفت نکردید بلکه به بیانی دیگر متلک های امثال جباری به …. را تکرار کردید. حالا دم از انصاف می زنید؟ میخواهید اینجا فهرست هتاکی های ایشون رو به … ردیف کنم؟ و اینکه گفتید: “ضمنا بنده اولویت پرداختن به رفسنجانی در مقطع فعلی را در شرایطی که بزرگترین ضربه ها را در سالهای اخیر از جاهای دیگر خورده ایم نمی فهمم. هاشمی از ضربه ای که دیگران به ما زدند نفع برد نه اینکه او آن ضربه را به ما زده باشد.” دقیقا تایید مشی اکبر جباری در حمله و هتاکی علیه … است! برای تان متاسفم! کیهانی کاری است که آقای جباری در ماجرای اون گروه … انجام دادند. می دانید که به چند نفر از احمدی نژادی ها تهمت زدند! می دانم که می دانید! امان از بغض و حسد!

    • از کجا فهمیدید منظور من از اون جمله چه کسانی هستند؟ و این جمله کجاش حمله و هتاکیه؟ بفرمایید دهنمون رو ببندیم و خفه شیم دیگه.
      راستی اگر مصداق خاصی برای جمله من به ذهنتون رسیده، میشه بدونم چرا اون مصداق و نه مصادیق دیگه به ذهنتون رسیده؟ و اگر اون مصداق به ذهنتون میاد تقصیر من چیه؟ ضمنا فردی به اسم مهدی موسوی سراغ ندارم که از ماجرای آن گروه مطلع باشد. مرد باشید و با اسم خودتون کامنت بگذارید. هرچی کشیدیم تو چند ماه گذشته به خاطر همین رو راست نبودنها و مخفی کاریها بوده.

  9. رفتارها با دکتر جباری زننده است و باز هم ثابت شد که هیچ چیز هیچ چیز هیچ چیز با سال گذشته تفاوت نکرده. تفکر همان تفکر سابق است. دوستانی هم که دلشون رو به بازگشت به قدرت در سال ۹۶ خوش کرده اند بروند و این دام بر مرغ دگر نهند

  10. اینایی که به جباری میتوپند بگن چطور میشه آدم عاشق رهبر باشه ولی با تصمیمات و انتصابات رهبر مخالف باشه ؟

  11. اگر بخواهیم به این اختلاف با نظر مثبت نگاه کنیم فکر کنم اینطوری خلوص و ناخالصی افراد در همراهی با احمدی نزاد و عدالتخواهی اش بیشتر خود را عیان می کند… این اختلاف اتفاقی بود که باید می افتاد… پرهیز از آن در واقع پرهیز از حقیقت و راستی بود. محور این اختلاف هم هم مسیری احمدی نژاد و ایضا عدالتخواهان رادیکال(در معنایی ممدوح) با مسیر {حذف شد} است. حال این واقعیت که همواره یا ترفندها و تعارف ها و هراس های سیاسی همواره پنهان می شد و عیان نمی شد گوشه ای از اندازه خود را در این اختلاف و دعوا نشان داد. کمااینکه هنوز هم واقعیت و اندازه و حد خود را آنچنان که باید آشکار نکرده…
    گمانم می کنم اصرار دکتر {حذف شد} که می گفت احمدی نژاد اراده معطوف به قدرت ندارد بیشتر تمنای حضرتش برای بازگشت به قدرت بود. که البته هر بچه ممیزی امروز می داند بازگشت به قدرت یکی از امهاتش هم مسیری با {حذف شد} است.

  12. سلام
    اقای فتاحی شمارو به سکوت توصیه میکنم
    هیج صلاح نیست که بر این اتش بدمیم
    اگرچه من سابقه هجمه توسط همین دوستان رو بخاطر چند کامنت مخالف اقای دکتر داوری دارم
    بحث بیشتر دشمنی و کینه میاره

    • اتفاقا سکوت شما تنها نفاقتان را نشان می دهد. اگر آزادگی دارید باید خط خود را جدا کنید . ظاهرا بعضیها احمدی نژادی را در ذهن خود تراشیده اند طوری که انگار یک کسروی جدید است.

      • ۱-اولا این کامنت رو تذکر داده بودم که خصوصی هست و منتشر نکنید و خلاف امانت انجام دادید
        ۲-من نه در گروه جباریون هستم نه داوریون
        ۳-این جور بحث ها رو بصورت علنی صلاح نمیدونم
        ۴-اتفاقا منافق نیستم چون همیشه انتقاداتمو کردم و علاوه بر اینکه شمارو به سکوت دعوت کردم از اون طرف هم همین درخواستو داشتم

        • سلام
          احتمالا اشتباه در خاطرتان مانده. در مورد خصوصی بودن کامنتتون تذکری نداده بودید. اگر لازمه غیرقابل نمایشش کنم.

  13. برادر بزرگوارم جناب فتاحی عزیز
    بنده هم مثل شما فکر می کنم و این شیوه برخورد را بسیار زشت و پلید می دانم. اگر با عقیده ای یا نظری مخالف هستیم باید بطور دقیق و منطقی آنرا نقد کنیم نه صرفا مجموعه ای از شایعات و مهملات را ردیف کنیم تا شخصیت یک انسان را خرد کنیم تا به این بهانه وی و افکارش را نقد کنیم! این شیوه دقیقا ترور شخصیتی است و فکر نمیکنم گناهی کمتر از قتل نفس داشته باشد.
    شاید به برخی نظرات دکتر جباری نقد داشته باشیم ولی نباید فراموش کنیم که ایشان متخصص فلسفه و عرفان هستند و اینچنین خطاب کردن یک عالم یا دانشمند بسیار زننده و مطرود است. البته من در شرایط کنونی ایشان (دکتر جباری) را بسیار خالص ، بی ریا و منصف یافتم و حداقل در بسیاری موارد حق بطور کامل با ایشان است و به نظرم بیهوده در پی ساختن یک رابطه عاطفی بین دو شخصیت شناخته شده این نظام نیست!

  14. با سلام:
    حاج آقا حامد باید حقیقتی را در نظر بگیریم اینکه در درجه اول ممکن است دوستانمان در سایت دولت بهار در مورد جباری نتیجه گیری های غیر منطقی و بر داشت های غیر کارشناسی را از جباری انعکاس داده باشند و اینکه می توانستند دست به سیاه نمایی شدید نسبت به ایشان نزنند و تنها به آنچه که باید اشاره می نمودند اشاره می کردند از آن طرف هم شما هم یک طرفانه نسبت به جباری قضاوت صد درصدی ننمایید که حتما” ایشان در همان بسته ای که مد نظر شما می باشد قابل توصیف می باشد انسان گاه از شناخت خودش هم باز می ماند و آنچه در مورد خودش متصور است با حقیقت فاصله دارد و لذا داشتن نظری صد در صدی در مورد دیگران جایگاه آنچنانی ندارد هر چند که باید از دیگران در حد مقدور به نیکی یاد کرد

    آنچه این وسط لازم است بر روی آن توجه نمود اینکه ایشان نسبت به رهبرمان با بی ملاحظه گی و تیکه انداختن به رهبرمان به قول دوستانمان در سایت دولت بهار رفتار می کند که اگر درست باشد این قابل بخشش نیست و من شخصا” اگر چنین چیزی درست باشد رد نمودن جباری را تأیید می نمایم و جدا کردن صفمان را از او لازم می بینم ، خط قرمز همه ما باید حفظ حریم رهبرمان باشد حالا بعضی از دوستان ممکن است در مورد رهبرمان دچار تصورات منفی شده باشند به علت اینکه در سایه رهبری معظم له اژدهای هفت سر شکل گرفته است و خود رهبرمان نیز به این اژدهای هفت سر معترف شده اند و مطالب دیگری ، خوب ما سعی می کنیم تنگناهای رهبرمان را برای دوستان تبیین کنیم ولی اینکه دوستانمان ابهاماتی که درمورد رهبرمان در ذهنشان شکل گرفته است را بخواهند با تکیه بر نگاه ها و قضاوت های محدود خود انعکاس بدهند و بعد ازعبور از خط قرمز حفظ حریم رهبرمان در همان حال داعیه طرفداری از احمدی نژاد را داشته باشند قابل قبول نمی باشد و باید رو در بایستی را کنار گذاشت و مواضع خودمان را صریحا” نسبت به این دوستان مشخص کنیم من متعجب هستم از شما چرا نسبت به تند روی سایت دولت بهار اعتراض نموده اید ولی سعی ننموده اید موضع خودتان را نسبت به خط قرمزی که جباری عبور کرده است (البته اگر درست باشد ) آشکار کنید سعی کنید این ضعف را جبران کنید.

    موفق باشید

  15. آقای فتاحی چرا هر چه می خواهید می گویید، ولی هنگامی که دوستان از هتاکی های علنی جباری به {حذف شد} می نالند، جای کلمه {حذف شد}، … می گذارید؟

    آدم فاشیست هم باشد، حق ازادی بیان دارد. من از دولت بهاری ها خوشم نمی اد. با شما موافقم که به شدت کیهانی برخورد می کنند. اما این دلیل نمی شه که غش کنم تو بغل اکبر جباری!
    چرا شما فکر می کنید، انتقاد از دولت بهار فقط با دفاع از جباری ممکن است؟

    متاسفانه همیشه خط کشی خود را با ضد انقلاب، به شدت در هاله ای از ابهام می گذارید.
    به همین دلیل شخصا با گفت و گوهای قبلی با شما و احمد شریعت، بعید نمی دانم که حقیقتا آنقدرها هم از فحاشی های اکبر جباری به {…} ناراحت باشید. چیزی که اگر موضع گیری شفافی خلافش را می دیدم نمی گفتم.

    اشتباه نشود. این تفتیش عقاید نیست. تفتیش عقاید وقتی است که شما را بابت داشتن یا نداشتن عقیده ای مورد اذیت و آزار قرار دهند آن هم از نوع نیت خوانی. کاری که کیهان می کند.
    ولی من یا خیلی از دوستان احمدی نژاد می خواهیم بدانیم که شما چگونه فکر می کنی؟ آیا {…} را ظالم می دانی؟ آیا فحاشی های اکبر جباری را می پسندی؟ آیا کنایه های احمد شریعت را به {…} به رسمیت می شناسی؟
    من و بقیه دوستان احمدی نژادی نه قدرتش را داریم، و نه شخصا در مواقعی که قدرتش را داشته ام هم علاقه ای ندارم که کسی را بابت اعتقادش اذیت کنم. ولی دانستن مبانی نظری هر کس، جزو حقوق مخاطب آن شخص است.
    این را تبیین بفرمایید لطفا.

    • یعنی شما فکر می کنید آزادی اینکه من در اینجا به سئوالهایتان جواب بدهم هست؟ جواب این سوال، راز نقطه چینهایی است که شما را ناراحت کرده. متاسفانه بنده حوصله ندارم به خاطر کامنت دیگران بروم دادگاه. شرمنده شما هم هستم.
      ضمنا بنده همیشه با ضدانقلاب خط کشی داشتم به همین دلیل مثلا سر انتخابات ضدانقلابی سال ۹۲ که بی بی سی بر خلاف همیشه از آن سوی آبها مردم را به حضور پررنگ در آن دعوت می کرد، خیلی دلخورم.
      ضدانقلاب بودن یک مرام است که ممکن است در مدعیان انقلاب هم دیده شود.

  16. این افرادی که مدتها بعد از روی کار اومدن روحانی در روزنامه و شبکه ایران موندند وخود نون خور دولت بودند و هستند حال دست به زیر سوال بردن دکتر جباری زدند

  17. مخالفت با {..} گرچه جرم نیست، ولی به خاطرش شما را به زندان می اندازند.
    این را می دانم.
    اما هنگامی که شما می گویی از زندان می ترسی یعنی احتمالا از {…} دلخور هستی.
    این جواب ندادنت از صد تا جواب گویا تر هست. شاید برای دادگاه محکمه پسند نباشد ولی برای من کاملا شفاف بود.

    خیلی متشکرم از اینکه در جمهوری اسلامی مسئولیتی هر چند اندک قبول می کنید ولی به خاطر منش سیاسی تان و رد صلاحیت شدن محبوب تان که خدا شاهد است با زبان روزه محبوب من هم بوده و هست، {…} را ظالم می دانید.

    متشکرم.
    ولی بدانید شما آزادید هر اعتقادی داشته باشید. ولی اگر همانند اقای جباری فکر می کنید، شرعا دچار اشکال هست که وارد مناصب دولتی شوید ولو ابدارچی اداره ثبت احوال باشد.
    چون با عدم موضع گیری نسبت به فحاشی های اکبر جباری، معلوم است که مشکل شما با نظرات خاص {…} نیست.
    مشکل شما با این حکومت حکایت مشکل شیعه با مامون است.
    مامون باهوش بود.
    تمدن اسلامی روی دوش حمایت های پدرش هارون و خودش رشد کرد.
    اما دل شیعه با او صاف نمی شود.

    • سلام
      من که در حال حاضر در حد آبدارچی هم منصب دولتی ندارم ولی مگر دولت و حکومت از ارث پدرش به پرسنلش حقوق می دهد که چنین شرطی برای استخدام در دستگاههای دولتی قائل هستید؟
      ضمن زیادی به بنده بدبینید. دفاعی از خودم نمی کنم، چون همان دفاع هم توش باید حرفهایی بزنم که آزادی بیانش وجود ندارد.

  18. با سلام
    برادر حامد
    واقعا متاسف شدم از عدم موضع گیری صریح در برابر کنایه زنی به رهبری عزیز.
    تا بحال میپنداشتم خوب سر موضوعی شما از رفتار کیهان گونه برخی دوستان ناراحت شده و تذکر داده اید. ولازم هم نبود در مورد تمام ماجرا موضع گیری کنید.
    ولی وقتی از طرف مخاطبان مورد تحدی قرار گرفتید که نظرتان در باره تیکه پرانی های آقایان چیست . انتظار داشتم صریحا موضع گیری نمائید.
    واقعا حتی اگر تبعات دارد یک معتقد به کار سیاسی باید تبعاتش را بپردازد و موضعش را با مخاطب صادقانه بگوید.
    اکنون مانده ام بنده که به صاحب این وبلاگ ارادت داشته ام ایشان از متلک پرانان و توهین کنندگان و حتی مخالفان با ادب رهبری میباشد . بنده تا بحال اشتباه میپنداشته ام ایشان مانند خودم یک فدائی ولایت(امام خامنه ای است)؟؟؟؟؟؟؟؟
    یعنی بقیه مخاطبان الان دهانشان باز است که من چقدر گاگول بوده ام که شما را ولائی میدانسته ام!!!!! :(:(:(:(:(
    یا برعکی میپندارند چقدر گاگول هستم که با این چند تا کامنت به فدائی بودن شما شک نموده ام؟!!!!!!! :(:(:(:(
    اگر فردا روزی خود احمدی نژاد در این معرکه طرف یک طرف را گرفت آیا ما ها نصف مان که انتظار نداشتیم طرف مقابل را بگیرد از احمدی نژاد بودن استعفا نمیدهیم؟
    برادر حامد روی سخنم با شما نیست . بخدا آتش میگیرم وقتی میبینم کسانی پیدا میشوند و پیش خود میپندارند در احمدی نژاد ظرفیتی برای اپوزیسیون شدن برای رهبری و انقلاب وجود دارد.
    نه برای اینکه من نمیپسندم. برای اینکه اصلا وجود خارجی ندارد. تمام سختی ها و زخم شمشیر خوردن ها برای این بود که ظرفیت هاشمی و ارتش دانا و نادانش از حوزه در اختیار استکبار و ضد انقلاب نیافته . حالا برخی افتادن انورش میخوان احمدی نژاد را طعمه استکبار کنند.
    خدا رحمت کند امام خمینی را براحتی سیفون منتظری (مرجع اعلم – انقلابی – دارای نفوذ در سپاه و حوزه و ….) کشید و حتی یک مرجع تقلید مانند مرعشی و گلپایگانی و .. کمترین ان قلتی نیاوردند.
    و خدا بر درجات رهبری کنونی بیافزاید که سیفون هاشمی را نه بلکه سیفون موسوی و کروبی را کشید . چند تا مرجع و حضرات آیات عظام چپ کردند. ونه تنها ساکت فتنه شدند بلکه کار به استعفا از مناصب نیز رسید.
    بعد برخی که تا نوک دماغ خود را بیشتر نمیبینند . به رهبری خورده میگیرند چرا انقلاب برآمده از خون صدها هزار شهید را قربانی احمدی نژاد نکرده.
    گیرم که میخواست بکند ! آیا چیزی از انقلاب و کشور باقی میماند.؟ آنگاه که ساز مخالف مراجع و آیات عظام بلند میشد امثال دکتر جباری و ….. میتوانستند عمار گونه مردم را توجیه کنند که مراجع اشتباه کرده و فریب خوردند مردم شما چپ نکنید.
    وقتی عمارهائیکه باید فتنه را جمع میکردند خودشان شدند عامل فتنه دیگر باید از کی توقع داشت.

    بخدا برخی انتظاراتی از رهبری دارند که حتی جرئت ندارند این انتظارات را از خداوند قادر مطلق بخواهند.
    از ما گفتن بود جناب حامد
    روزیکه به غیرت ما به ولایت کمترین خدشه ای وارد شود روزی است که نفاق در ما آغاز میگردد.

    • ” بخدا آتش میگیرم وقتی میبینم کسانی پیدا میشوند و پیش خود میپندارند در احمدی نژاد ظرفیتی برای اپوزیسیون شدن برای رهبری و انقلاب وجود دارد.
      نه برای اینکه من نمیپسندم. برای اینکه اصلا وجود خارجی ندارد.”

      من هم موافقم جناب فتاحی. آتش نمیگیرم اما با این جمله دوستمان شدیدا موافقم به همان دلیلی که زیرش نوشته . “نه برای اینکه من نمیپسندم. برای اینکه اصلا وجود خارجی ندارد”. این را مطمئن باشید برادر عزیز که چه من و شما بپسندیم و چه نه، محال ممکن هست که احمدی نژاد روزی خلاف رهبری و انقلاب علمی بلند کند. هویت او با انقلاب گره خورده و تمام هدف او پالایش انقلاب هست و زدودن موانعی که در مسیر رسیدن انقلاب به هدف بزرگش یعنی زمینه سازی ظهور مهدی (عج) وجود دارد.

  19. جالبه! من هم کامنتی به مضمون پست شما، در ذیل مطلب دولت بهار آوردم، ولی این سایت حاضر به انتشار آن نشد.

  20. آقای فتاحی عزیز

    من خودم کسی هستم که در حیطه های نظری، اصل انقلاب را مورد پرسش قرار داده ام. و از جماعت کیهانی که هیچ از جماعت مهربان انقلاب هم چوب خورده ام.
    این را برای این می گویم که که سوء تفاهم نشود.
    اگر قرار باشد بین من و شما یکی را به اتهام واهی ضد انقلاب اعدام کنند، قطعا این اتهام بیشتر متوجه من میشود.
    من آقای جباری را هم هیچ گاه به خاطر اعتقادشان نکوهش نکرده ام. شاید به خاطر زبان بی پروا و گاهی بی ادبشان از ایشان دلخور باشم. ولی صرفا به خاطر تفاوت عقیده، فاصله ام را با ایشان حفظ می کنم. نه این که دادگاه تفتیش برایشان برگزار کنم.

    اما کامنت آخر رو کاملا بر اساس نظر فقهی رهبری گفتم. نه یک بحث عقلی که شما ارث پدر ج ا ا رو به رخ من می کشید.

    رهبری می گوید هر کس در جمهوری اسلامی مسئولیتی دارد به فراخور دسترسی اش برای محقق کردن آرمان های انقلاب، باید به آن ها اعتقاد داشته باشد.
    اتفاقا ایشان می گوید که مخالفان نظام در ایران حق فعالیت انسانی دارند. اما حق حضور در بدنه نظام را ندارند و حضورشان شرعا حرام است. چیزی که در دولت شیخ حسن به وضوح دیده می شود.

    حالا این عدم اعتقاد برای یک مدیر بالادستی بسیار حساس و ظریف تر است. یعنی یک سیاستگذار باید به اصول کلی سیاست های رهبری، پایبند باشد. و قبول شان داشته باشد. و اگر ابهام یا بحثی دارد این ابهام را سریعا با رهبری رفع و رجوع کند.

    اما یک آبدارچی در همین حد که بالادستی را ظالم بداند برایش کفایت می کند که حضورش در نظام واجد حرمت شود.

    البته این ها برداشت شخصی من از یک حکم فقهی رهبری بود.
    شاید اگر از دفتر رهبری بپرسید این قدر سختگیرانه جواب ندهند.

    موفق باشید و در مسیر حق طلبی استوار

  21. قصد جسارت ندارم
    ولی اون روز تو میدون۷۲ که بودیم آقای شفیعی کیا باز اونجام تذکر دادن
    این اختلافای کوچیکیو بین خودمون بزرگ جلوه دادن بین دوستداران بهار و دکتر فکر نمیکنم خوب باشه

  22. جریان عدالت خواهی رهبرش اول امام خامنه ای
    و بعد دکتر و مهندس
    والسلام
    اینا که دارن دعوا راه میندازن تو بهاریا بهاری نیستن
    شک ندارم
    حواسم رفت پیش اونی که برا اولین بار گفت جریان انحرافی
    حواسمون باشه بینمون دعوا راه نندازن
    دسته دستمون نکنن
    حواسمون به اکبر باشه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<