بازخوانی یک سخنرانی و چند سئوال + پی نوشت شیرین

«آقای دکتر احمدی نژاد دیگر برنامه ای برای فعالیت سیاسی ندارد. ایشان هیچ برنامه ای برای بازگشت به حاکمیت و قدرت ندارد. در مصاحبه ای که چندی پیش با روزنامه قانون داشتم به صورت سربسته در این مورد صحبت کردم اما موضوع عمیق تر از چیزی است که در آن مصاحبه گفتم. نکته اول این است که آقای احمدی نژاد دیگر انگیزه ای ندارد که بخواهد به ساختار فعلی برگردد. دلیلش هم این است که بعد از ۸ سال تلاش، اینقدر کارشکنی در مسیر ایشان انجام شد که خود ایشان به لحاظ شخصی دیگر انگیزه ای برای فعالیت سیاسی ندارد. مگر اینکه اتفاقات دیگری بیفتد ولی شخصا انگیزه ای در ایشان نیست. نکته دوم این است که ایشان برای اینکه خودش و تیمش به قدرت برگردد ضرورتی نمی بیند. نکته سوم این است که ظرفیتی برای اینکه اندیشه ها و آرمانهای عدالتخواهانه ایشان بتواند پیاده شود وجود ندارد. این را می توانید از قول من منتشر کنید که در چنین جلسه ای، این حرف را گفتم. حتی اگر فرصتی بشود خوب است که این موضوع را اعلام عمومی کنیم. بنابراین آقای احمدی نژاد دیگر هیچ برنامه ای نخواهد داشت. ایشان کاملا به حوزه اجتماعی، فرهنگی و علمی برگشته است. ممکن است ایشان مثلا یک پروژه عمرانی را هم خودش در گوشه ای از کشور شروع بکند ولی ایشان قطعا دیگر برنامه ای برای حضور سیاسی نخواهد داشت؛ نه برای مجلس، نه برای شوراهای شهر، نه برای ریاست جمهوری. از این به بعد آقای احمدی نژاد کاملا به یک نیروی اجتماعی تبدیل شده است.

این مطلب را از این جهت گفتم که بدانید از این به بعد جنس و جهت بحثهایمان کلا از این جنس خواهد بود؛ یعنی حضورمان در عرصه عمومی، حضور سیاسی نیست، دیگر دعوای سیاسی نداریم و دعوای سیاسی نمی کنیم. البته انتقادات و نقطه نظراتمان را در حوزه های اقتصادی و اجتماعی و… می گوییم اما اراده معطوف به قدرتی، پشت اینها نیست. بنابراین فکر می کنم لازم است کم کم خودمان را برای این فضا تنظیم کنیم. یعنی افرادی که می خواهند حول و حوش این جریان باشند باید بدانند که ته این جریان کجاست. ته این جریان دیگر «قدرت» نیست. مثلا دیدم یکی از دوستان در فیس بوک، کمپینی زده بود با عنوان کمپین احمدی نژاد ۹۶ یا نزدیک به چنین عنوانی. در صورتیکه قطعا آقای احمدی نژاد با تحلیلی که امروز دارد، یعنی اگر امروز، خرداد ۹۶ باشد، دیگر نمی آید. ممکن است در سه چهار سال آینده مسائل دیگری اتفاق بیفتد، اما امروز آقای احمدی نژاد به این نتیجه رسیده است که کرکره فعالیت سیاسی را پایین بیاورد و معطوف بشود به حوزه دانشگاه، مسائل اجتماعی و مباحث فرهنگی. ممکن است حتی فعالیت اقتصادی و عمرانی هم از باب اینکه خدمتی به بخشهایی از جامعه بشود در برنامه ایشان وجود داشته باشد اما یقینا آقای احمدی نژاد و تیمشان، کار سیاسی به مفهوم اراده معطوف به قدرت نخواهند کرد.» (دکتر عبدالرضا داوری، ۱۸ شهریور ۱۳۹۲)

خانم! آقا! من نظر و تحلیل و روایت ده ماه پیش استاد عزیزم جناب آقای عبدالرضا داوری را از مواضع فعلی ایشان بیشتر می پسندم. حتی اگر جناب دکتر احمدی نژاد امروز نظرشان چیز دیگری است من دوست دارم نظر ایشان چیزی باشد که ده ماه پیش آقای عبدالرضا داوری گفته است. آیا این به معنی ضدیت با انقلاب، القای حاکمیت دوگانه و امثالهم است؟ پس چرا کسی ده ماه پیش چنین اتهاماتی به دکتر عبدالرضا داوری نزد؟ آیا ترجیح من به معنی این است که احمدی نژاد را دوست ندارم؟ آیا چون این تحلیل را بیشتر دوست دارم حق ندارم تبیینش کنم؟ آیا باید با تشخیص احمدی نژاد همچون تشخیص معصوم عمل کنم؟ آیا ده ماه پیش رفسنجانی در آرزوی بازگشت احمدی نژاد به حاکمیت بود و الان نیست که ده ماه پیش چنین موضعی وحدت استراتژیک با رفسنجانی محسوب نمی شد و امروز محسوب می شود؟ حداقل آیا ما حق نداریم برای توجیه شدن در مورد  چرخشی ۱۸۰ درجه ای و هضم و درونی کردنش، آن هم در موضوعی به این مهمی و در چنین مدت کوتاهی، از دوستان مهلت و فرصت بخواهیم؟

یک بار دیگر بازگردید و تک تک جملاتی را که نقل شد بخوانید. برای بنده که به صورت اجمالی این سخنرانی در حافظه ام مانده بود، خواندن تفصیلی اش در این روزها و در خلال برخی دعواهایی که این روزها صورت گرفته است بسیار جالب بود.

پی نوشت: دیروز دوران محکومیت دوست و برادر عزیزم احمد سعیدی به پایان رسید و شکر خدا ایشان آزاد شد. ان شاءالله که سلامت باشد و پرتوان تر و صبورتر از قبل. چشم همسرش که در حمایت از احمد اگر نگویم بی نظیر، کم نظیر بود، چشم دخترش مشکات و چشم خانواده اش روشن!

39 دیدگاه در “بازخوانی یک سخنرانی و چند سئوال + پی نوشت شیرین

  1. خیلی ببخشید آقای فتاحی
    اما مطلقا به نظر نمی رسد که سخنان آقای داوری در ده ماه پیش منافاتی با حرفهای امروش داشته باشد.
    البته به نظر می رسد که شما به عنوان یک پیش فرض ذهنی پذیرفته اید که گفته ده ماه پیش آقای داوری در مورد عدم دخالت در امور سیاسی و ایجاد جریان اجتماعی معادلیا مشابه حرفهای الان آقای جباری و یا حداقل نوعی ابراز مخالفت با ذات حقوقی نظام است!!!در حالی که به هیچ وجه اینطور نیست.
    انصافا کجای صحبتهای منطقی آقای داوری در ده ماه پیش بوی مخالفت با ولایت فقیه و یا فقه فتیانی یا زیر سوال بردن فقاهت شیعی در طول تاریخ را می دهد؟

    ما الان هم اصراری نداریم که احمدی نژاد بخواهد وارد فعالیت سیاسی مجدد بشود یا اینکه صرفا جریان اجتماعی بماند. این البته بسته به شرایط کشور در سال ۹۶ دارد. البته در حال حاضر و تا اطلاع ثانوی وضیت صرفا بر فعالیت اجتماعی و نه سیاسی متمرکز است. فعلا هیچ برنامه سیاسی در کار نیست. پس عملا تا الان چیزی از ده ماه گذشته تا به حال تغییر نکرده است. داوری هم دقیقا همین حرف را ده ماه پیش زده است. پس از کدام چرخش ۱۸۰ درجه حرف می زنید؟ آیا کسی گفته که احمدی نژاد می خواهد سال ۹۶ ثبت نام کند؟؟

    به عنوان توضیح بیشتر:
    افراد بسیاری هستند که بنابر مصالحی ترجیح می دهند و یا مجبور می شوند عرصه فعالیت سیاسی را رها کنند در حالی که قلبا به مبانی آن نظام سیاسی کاملا وفادار هستند. در نظام پهلوی شاهد هستید که بنابر مصالح حکومت، دکتر امینی به طور کامل از صحنه کنار گذاشته می شود در حالی او دلیلی بر عدم وفاداری او به حاکمیت نیست. تنها تیپ انگلیسی حاکم بردربار پهلوی ، مایل نیست ناگهان به سوی یک تیپ آمریکایی تغییر کند. همینطور برای مصلحت همین حکومت هویدا زندانی می شود!
    در بعد از انقلاب هم شخصی مثل شهید اسدالله لاجوردی به هیچ عنوان با خود امام خمینی و یا ولایت فقیه مشکلی ندارد – گر چه عده ای در مورد او هم همینطور می خواستند وانمود کنند – اما او به دلیل اختلافات سیاسی با خط سه و سلطه همه جانبه آنها، به دکان خیاطی خود کنج عزلت می گزیند.
    حتی در شوروی هم شاهد بودید با وجود حذف خروشچف از قدرت و اتهاماتی که علیه وی زدند، اما او وارد هیچ نوع برخوردی با دستگاه اتحاد شوروی نشد.
    حکایت همان مادری که حاضر نشد فرزندش نصف شود.

    اینکه شما تصور کنید هر نوع جدا شدن از حاکمیت با به نتایجی از جنس منتظری یا عبدالحلیم خدام دچار شود ، انتظار بجایی نیست.

    احمدی نژاد حتی به فرض هم که در انتخابات ۹۶ ثبت نام کند و رد صلاحیت بشود بازهم وارد فاز اپوزوسیونی نخواهد شد. در این خصوص کمترین شکی نیست و اگر شما تفکر دیگری دارید بهتر است آن را مورد تجدید نظر قرار دهید.

    البته آمدن یا نیامدن او بستگی مستقیمی به فضای حاکم بر قم در سال ۹۶ دارد. احمدی نژاد می داند که نباید آن گسل تاریخی فعال شود . برای همین در سال ۹۲ هم بی هیچ اعتراض یا هزینه تراشی کوتاه آمد.
    احمدی نژاد عبدالخلیم خدام نیست.
    خیلی سعی کردم طوری بنویسم که مجبور به سانسور یا نقطه چین نشوید.

    • سلام
      ۱- احتمال میدهم شما از بسیاری مباحث مطلع نباشید.
      ۲- این پست بنده حاوی دغدغه کلی تر و عمومی تری از قضیه دکتر جباری بود. منحصر کردنش به ماجرای جباری بحث را منحرف می کند هرچند یکی از مصادیقش می تواند همین اولویت شدن برخورد با جباری آن هم با تز هدف وسیله را توجیه می کند باشد.
      ۳- اگر بنا به اجتماعی بودن احمدی نژاد و نه سیاسی بودن او باشد، خیلی از حساسیتها، برخوردها و دعواهای این روزها اصلا اولویت و موضوعیت ندارند. در حالیکه تبدیل شده اند به اولویت اول این روزهای ما.
      ۴- یک نکته هم بگم. تا مدتی پیش، طیفهایی از احمدی نژادیها بودند که اولویت اولشان زدن دکتر داوری بود و بنده همیشه در برابر آنها مدافع داوری بودم. اما الان دکتر داوری ناگهان برایشان محبوب شده است. چرا؟ چون او را در برابر جباری و به اصطلاح دشمن مشترک می بینند. مطمئن هستم مدتی که از حذف این دشمن مشترک بگذرد، همینها هم و غمشان می شود حذف و زیر آبزنی داوری. من این آینده را هم دارم می بینم که باعث می شود این روزها اولویتهایم متفاوت باشد. جباری که برود، نوبت خود داوری است.

      • آقای فتاحی
        ۱- یادم افتاد در ماجرای مشایی هم هر گاه با امثال بصیرتمداران و حامیان آقای مصباح حرفم می شد پاسخشان این این بود که تو خیلی چیزها را نمی دانی!
        فکر نمی کنم حتی اگر داوری به شما گفته باشد که احمدی نژاد قطعا کاندیدا هم می شود مباینتی داشته باشد با حرف ده ماه پیش او.

        ۲- اتفاقا الان دیگر احمدی نژاد فعالیت سیاسی ندارد و حرف سیاسی نمی زند اما اینهمه تهمت و فشار و فحش می شنود.
        شهید آوینی مگر فعالیت سیاسی داشت که اینهمه مورد فشار و اتهام بود؟
        اتفاقا آنهایی که باید بترسند بیشتر از همین جنبه اجتماعی او می ترسند. چرا که تا وقتی کسی جزو نظامات قدرت است از طریق نظامات قدرت می شود با او برخورد کرد. اما وقتی شد شخصیت اجتماعی و یک گفتمان را رهبری کرد، نه می شود با روشهای عادی به او حمله کنند و نه می توانند او را رها کنند.
        روزی امام کاظم علیه السلام به هارون گفت مگر من علیه ته شورشی داشته ام یا قیام کرده ام؟ هارون که پاسخی نداشت که “وچودک ذنب”. اصلا بودن تو گناه است!
        این یعنی وجهه اجتماعی. پس گمان نکنید اگر بنا به اجتماعی بودن احمدی نژاد باشد دیگر آن دعوا ها تمام می شود.اتفاقا کینه ها و حسدها شدیدتر می شود.
        تنها فایده هشت سال ریاست جمهوی احمدی نژاد هم معرفی وی به عنوان نماد و پرچم این گفتمان بود. می بینید که اثر هم داشته شدید. کجا قبل از احمدی نزاد رییس جمهور به فکر دیدار با خانواده شهدا و ایتام بود؟ همینکه رییس مجلس از پشت صندلی می آید می تنشیند کنار بچه ها یعنی واقعا این گفتمان خود را دارد تحمیل می کند ولو اینها نخواهند.

        من فکر می کنم شما سیاست را به عنوان یک مفهوم مستقل در ذهن خود در نظر می گیرید. در حالی که از نظر ما سیاست فقط یک نوع عمل به تکلیف است. نه علم رسیدن به قدرت.
        حالا اگر تکلیف ورود به مناسبات قدرت باشد باید به این مناسبات وارد شد و اگر تکلیف سکوت باشد هم باید سکوت کرد.

        ۳- این هم یک نوع نیت خوانی بود و روش کیهانی!
        یاد بگیریم که حرف حق حرف حق است حال می خواهد آقای داوری یا هر کس دیگری با هر نیتی آن را بگوید. ما هم موظفیم تابع حق باشیم نه تابع اشخاص. اینکه کسی طرفدار داوری باشد یعنی چه؟ یعنی طرفدار هیکل داوری و عاشق چشم و ابرویش؟ نه.
        داوری این حرفش حق است. معلوم نیست همه حرفهایش حق باشد یا حق بماند.
        حتی جباری هم همه حرفهایش باطل نیست. بعضی از حرفهایش درست است. اما الان در موضوع مورد اشاره رویکردی کاملا باطل و غیر قابل دفاع دارد.

        • اینکه گفتم چیزهایی را نمی دانید به این خاطر است که مباحثی در شبکه های اجتماعی به خصوص فیس بوک از سوی دوستان مطرح می شود که نمی دانم خودشان تمایل دارند در اینجا مطرح شود یا خیر. منظورم آنها بود. بنده هم اولویتم این بود که اینجور بحثها را از شبکه های اجتماعی بیرون نکشم ولی به دو دلیل رفتارم را تغییر دادم:
          ۱- برخورد حذفی که با بنده صورت گرفت و باعث شد دیگر نتوانم صدایم را به دوستان برسانم.
          ۲- قابلیت شدید شبکه های اجتماعی برای ایجاد دلخوری بین دوستان که واقعا نفهمیدم از کجا می آید و بنده را به شدت خسته کرده بود.
          این روزها حس می کنم در فضای مجازی، خانه من همین وبلاگ است، نه فلان صفحه و گروه و پیج در فیس بوک.

  2. برادر خوبم سلام
    اصلا منظور امثال من از مخالفت با دکتر جباری گفتن این حرف که” احمدی نژاد دیگر برنمی گردد” نیست. خب هر کسی نظر خودش را میتواند بگوید،دکتر داوری هم ابتدا تحلیلش این بود که دکتر دیگر برنمی گردد و الان با توجه به شرایط و برنامه های دکتر به نتیجه ای عکس قبلی رسیده، مسئله ما که این نیست.
    مسئله من و امثال من این است که دکتر جباری چرا مخالفتهای خودش را با رهبری زیر پرچم احمدی نژاد اعلان می کند، چرا بدین وسیله بهانه دست مخالفان دکتر می دهد،چرا من هر روز از یکی از سوپر انقلابیها!!! باید این را بشنوم که ” جباری مخالف رهبر طرفدار احمدی نژاد است” و روی این آنقدر مانور دهد؟
    برادرم، من با حرف دکتر داوری موافقم چون هر کسی با هر تفکری نباید خود را به دکتر احمدی نژاد بچسباند، میتواند طرفدارش باشد، ولی نمیتواند نظراتش را به نام طرفداری از دکتر احمدی نژاد بگوید، نمیدانم منظورم را خوب رساندم یا نه؟
    این خیلی زور دارد که دکتر احمدی نژادی که همه زندگیش ولایت است به همین بهانه های واهی از طرف عده ای در ولایتمداریش تشکیک ایجاد شود. به خدا در هر دیداری که با ایشان داشتم ایشان توصیه می کردند که مهمترین کار، الان حفظ اساس انقلاب و ولایت است.

  3. جناب فتاحی!
    شما که از مابیشتر با دکتر داوری محشورید چرا این سوالات را می کنید؟ دکتر احمدی نژاد ۶ ماه پیش تصمیمش برای بازگشت قطعی نبود و دکتر داوری سعی می کرد عدم بازگشت ایشان را تئوریزه کند الان شرایط تغییر کرده و دکتر احمدی نژاد عزم بازگشت دارد و حالا هم دکتر داوری تلاش میکند مواضع دکتر احمدی نژاد را توجیه کند و توضیح دهد. من ۳ سال است مواضع دکتر داوری را دنبال می کنم و به خوبی متوجه شدم که دکتر داوری مواضعش کاملا با رفتارهای دکتر احمدی نژاد تنظیم شده است. یعنی اگر می خواهیم خط سیر دکتر احمدی نژاد را تحلیل کنیم کافی است مصاحبه ها و مقالات دکتر داوری را دنبال کنیم. حالا اگر شما با این همه رفاقت و نزدیکی که با دکتر داوری دارید هنوز در موضوع بازگشت دکتر احمدی نژاد توجیه نیستید لااقل سکوت کنید تا مواضع دکتر را زیر سوال نبرید. من هم در مورد بازگشت دکتر توجیه نیستم و نمی دانم با چه مکانیزمهایی قرار است این اتفاق بیافتد اما به دکتر احمدی نژاد اعتماد دارم و کارش را خراب نمی کنم.

    • سلام
      بنده در متن عرض کردم حتی اگر تصمیم خود احمدی نژاد بازگشت باشد، نظر بنده به عنوان یک شهروند معمولی و دوستدار احمدی نژاد خلاف این تصمیم است و طبیعتا حق اظهار نظر دارم.
      بنده نمی فهمم در شرایطی که فلان مقام مهم و به شدت تاثیرگذاری که کینه شدید از احمدی نژاد دارد به همراه کلی تعریف و تمجید، در مقامش ابقا می شود ، رئیس جمهور فعلی قسمهای محکمی می خورد که معلوم می کند به اینکه حاکمیت بازگشت احمدی نژاد را در سال ۹۶ نمی پذیرد مطمئن است، صدا و سیما هم کم و بیش کنایه هایش به احمدی نژاد ادامه دارد، برخورد قضایی با بچه های رسانه ای احمدی نژادی با شدتی بیشتر از قبل ادامه دارد و… شرایط با ده ماه پیش چه تفاوتی کرده است؟ اتفاقا شرایط، موید تحلیل ده ماه پیش است. اگر هم احتمالا خرده اقبالهایی به احمدی نژاد می شود یا چراغ سبزهایی به او نشان داده می شود به نظر بنده برای استفاده ابزاری از او در برابر روحانی و رفسنجانی است نه اینکه خود احمدی نژاد یا جریان عدالتخواهی موضوعیتی داشته باشد. بعید می دانم خود دکتر احمدی نژاد متوجه این قضیه نباشد.

      • چرا هر گاه اسم شرایط می آید شما شرایط را بر اساس اشخاص و سران قدرت تعریف می کنید؟ آیا التفات ندارید که منظور از شرایط مردم هستند؟؟
        ما شاهد بودیم که زیر فشارهای رسانه ها بسیاری از مردم نسبت به احمدی نژاد و عملکردش دچار تردید بودند. لیکن اگر با گذشت زمان این تردیدها از بین برود و مخصوصا با ادامه فشارها و تهمتها به احمدی نژاد و سوء عملکرد افراد حاضر، این تردیدها از بین برود، دوباره شرایط مهیا می شود؟
        شک ندارم احمدی نژاد از بسیاری از صحبتهای مردم آگاه است. چنانچه قبلا از فحشهای آنها آگاه بود.
        اما خیالتان را را راحت کنم که اگر به فرض احمدی نژاد مجددا وارد مناسبات قدرت بشود نه تنها شرایط نظم قدرت برایش بهتر نخواهد شد که صد برابر بدتر و سخت تر از آن هشت سال خواهد بود.
        مجددا تاکید می کنم که بحث موفقیت سیاسی برای کسب قدرت مطرح نیست. بحث نهادینه شدن یک گفتمان است که این نیاز به مردم دارد. اگر گفتمان را حاکم کردید خود را بر سیاستمداران تحمیل کرده اید. در نتیجه ولو آنها قلبا مایل نباشند مجبور می شوند در ریلی که شما گذاشته اید و به قول خودشان زمین مین گذاری شده است حرکت کنند. مجددا اشاره می کنم به این الان رییس جمهور چاره ای جز دیدار با خانواده شهدا و ایتام ندارد و رییس مجلس هم باید با آنها سر یک سفره بنشیند!! این حداقلی ترین شکل سلطه یک گفتمان است.
        اگر احمذدی نژاد چه با جریان اجتماعی و یا چه با حضور مستقیم در قدرت بتواند این گفتمان را به طور کامل مسلط بر فضای سیاسی کشور بکند موفق شده است.
        هدف ما کسب قدرت که نیست! هدف سلطه گفتمانی است. قدرت فقط می تواند ابزار باشد یا نباشد.
        البته به نظر من هم هنوز زود است که بگوییم شرایط احتماعی عوض شده است اما می توان گفت که در حال عوض شدن است.
        آثارش را داریم می بینیم.
        البته دوست داریم این تغییرات به فرصت بازگشت احمدی نژاد به ریاست جمهوری منجر شود، اما هدف این نیست.

  4. جناب فتاحی عزیز!
    درود بر شما بخاطر صداقت و بی ریا بودنتان؛ بخاطر اینکه به هیچ عنوان حاضر نیستید بخاطر قدرت و لوازم آن هضم در شرایط شوید. امثال شما، دکتر جباری، فرهاد جعفری و … تنها افراد قابل اعتماد و اتکا در خیل کاروان به اصطلاح احمدی نژادی ها هستید. تنها کسانی که بخاطر قدرت و رسیدن به آن رنگ عوض نمی کنید و تنها و تنها دغدغه عدالت ومردم را دارید حال هر کدام به شیوه و منش خود….
    درود بر شماها…درود…

    • سلام برادر
      این طور نیست که افراد قابل اعتماد فقط اینها باشند. این حرف شما متاسفانه کنایه به دیگران را در ذهن متبادر می کند. من امثال آقای داوری را در عین اینکه انتقاداتی بهشان دارم انسانی دلسوز می دانم. ایشان اگر قدرت طلب بود در سال ۹۲ طرفدار کاندیدای مطرود حاکمیت نبود.

      • برادر عزیزم جنا آقای فتاحی!
        قصد ندارم این بحث را ادامه دهم ولی در این سالهای عمرم آنقدر نیرنگها و حیله ها و آنقدر ریاکاریها دیده ام که نمی توانم براحتی این تلون و رنگ به رنگ شدن را از سر دلسوزی و صداقت و نیت خالص بدانم. شما بهتر از بنده دکتر داوری را می شناسید من هم روی این بحثی ندارم حتی با قبول حرف شما مبنی بر دلسوز بودن ایشان، آیا نمی توان اندک احتمالی داد که فضای حاکم، فردی مثل ایشان را به سمت و سویی که می خواهد سوق می دهد و بهره لازم را نیز از این ماجرا می برد؟ اگر کمی به برخی از افراد تیم رسانه ای ایشان بنگرید شاید بیشتر روی ایشان و افکارشان تامل کنید. من ایشان را فردی یافته ام که دوست دارد در سپهر سیاسی کشور نقش ایفا کند آنهم نقشی پررنگ! بواسطه همین مساله هم بعضا اظهارات متناقض از ایشان می شنوم. در حالیکه از نظر من دکتر جباری، فرهاد جعفری و خود جنابعالی همانی هستید که همیشه بودید بدون اینکه من مخاطب از اظهار نظرهای شما حیرت زده شوم.
        مثلا ایشان (دکتر داوری) به یکباره به یک مدافع سینه چاک ولایت فقیه تبدیل شده است و در همین اثنا هم برای ایشان به دلایل عجیب چند روزی زندانی می برند! آیا همه چیز بیش از اندازه در جهت القای مظلومیت ایشان و امثال ایشان در بین طرفداران دکتر احمدی نژاد نیست!؟ آیا اینچنین القا نمیشود که امثال دکتر جباری هر چه می خواهند میگویند کسی هم با ایشان کاری ندارد چون دستشان با بعضی ها در یک کاسه است ولی امثال داوری را ببینید چقدر مظلومند! از ولایت دفاع می کنند و به زندان هم می افتند!
        این قضیه بشدت قابل تامل است. اینکه بنظرم عده ای می خواهند ما اینگونه تصور کنیم که جباری فاسد است و داوری صالح !
        آیا واقعا اینطور بنظر نمی رسد؟….

        • سلام
          اول خواستم کامنت شما را برای نمایش تایید نکنم بعد دیدم انصاف نیست که کامنتهای تندتر و پر شمار علیه طرف دیگر دعوا را منتشر کرده باشم ولی چنین کامنتی را منتشر نکنم.

          • تشکر فراوان بابت انصاف و حسن نظر شما. جز این هم انتظاری از شما نیست…

        • سید مهدی طوری رفتار می کند که انگار احمدی نژاد و داوری قبلا یک ضد ولایت فقیه بوده اند و حالا ناگهان طرفدار آن شده اند!!

          آقای سید مهدی!!
          دیگر یک حداقلی از شعور و حافظه را برای ما قایل باشید. احمدی نژاد از رو اول شعارش این بود که خاکریز و سپر بلای ولایت فقیه است. مگر غیر از این بود؟ هنوز مقالات داوری در رجا نیوز را فراموش نکرده ایم. پس اینطور نیست اینا ناگهان سینه چاک ولایت فقیه شده باشند! عقیده ما این است و چیزی عوض نشده است حتی با دیدن ناملایمات و مشکلات. دیگر بدتر ماجرای شهید لاجوردی که نشده ایم.

          بر عکس، امثال آقای جباری هیچ گاه تا پیش از سال ۹۰ این حرفهای شرم آور را نمی زد. اما از آن سال ذات خودش را روکرد یا نظرش عوض شد و شروع کرد به تایید حرفهای کیهان!!

          واقعا نمی فهمم چرا شما به زور می خواهید خودتان را پشت سر کسی قایم کنید که از اول به مرامش اعتقادی نداشتید؟
          خوب بروید برای خودتان یک گروه ضد ولایت فقیه تشکیل بدهید مثل نهضت آزادیها و بقیه. با احمدی نژاد چه کار دارید؟

          مشکل شما از بی صداقتی و رفتار ویروس وار شما است. ویروسها تا بیرون از بدن جاندار هستند کاری نمی کنند ولی وقتی وارد بدن شدند زنده می شوند. شما هم ظاهرا تنها زیر پرچم احمدی نژاد می خواهید ابراز وجود کنید.
          و این حقیقتا یعنی زندگی انگلی و ویروس وار.

          متاسفانه ساختار حقیقی حاکمیت هم از وجود امثال شما مطلع است و نه تنها کاری با شما ندارد که می گذارد به اسم احمدی نژاد حرف بزنید. حتی بی بی سی هم به عنوان نماینده حامیان احمدی نژاد سراغ فرهاد جعفری می رود!! حالا بی بی سی کیست؟ همان دشمن قسم خورده و ابدی احمدی نژاد..

          پس
          برو این دام بر مرغ دگر نه
          که عنقا را بلند است آشیانه

          • خیلی تند می روید. بنده به هیچکس انگ نزدم و نگفتم فلانی ضد ولایت بوده و حالا به یکباره ولایتی شده است. آنچه من گفتم این تغییر موضعها بوده است. دوست ندارم بحث درباره این موضع گیریها و اشخاص را ادامه دهم ولی آنچه مسلم است این است که اگر در سراسر جهان مردم حقیقت جو و مظلوم فراوانی پیدا می شوند که طرفدار احمدی نژاد هستند به خاطر ولایتمداری و تبعیت کردن یا نکردن او از ولایت فقیه نیست بلکه فقط و فقط به خاطر پرچم عدالت طلبی است که افراشته است. در حقیقت اگر امروز طیفهای گوناگونی از افراد مختلف زیر پرچم وی جمع می شوند همه شان ولایتمدار یا حتی مسلمان نیستند. بلکه هندو و لیبرال و سکولار و حتی لائیک هم هستند ولی یک نقطه آرمانی مشترک دارند و آن همان عدالت است. آنچه مشایی هم میگفت در رابطه با اسلامگرایی منظورش همین بود او میخواست بفهماند که اصل عدالت است و همه حتی اسلام و … زیر پرچم عدالت معنا می یابد. منتها عده ای از سر لجاجت یا نادانی می خواهند ثابت کنند همه چیز زیر بیرق ولایت فقیه معنا دارد نه عدالت! یعنی عدالت را ذیل ولایت فقیه می بینند. برای این عده خدا هم نعوذ بالله با ولایت فقیه معنا دارد. بحث ما ریشه ایست. ما ولایت فقیه را نوعی حکومت سیاسی می دانیم ولی عده ای آنرا اصل و اساس آفرینش! می دانند. البته عمده این افراد هم نان چربی از قِبَل این به اصطلاح ولایتمداری به دهان می گیرند ولی برای ما طرفداران یک لا قبای دکتر احمدی نژاد اصل عدالت است و همه چیز نیز تحت آن معنا می یابد. اصلا فلسفه ظهور مهدی موعود هم بسط کامل همین عدالت است. لذا ما احمدی نژاد عزیز را فقط بخاطر همین عدالطلبی دوست داریم

          • به سبد مهدی
            این شمایید که تند می روید و اصلا متوجه نیستید که عدالت برای خدمت به انسان است نه انسان برای ایجاد عدالت.

            اولا قبلا این پاسخ را به آقای فتاحی دادم که:
            اینکه می گویید هر کسی با هر عقیده ای حق دارد احمدی نژاد را دوست بدارد حرف حقی است. اما به شرطی که این این ابراز محبت واقعی و در جهت آرمانهای احمدی نژاد باشد نه سیاسی و برای وارونه کردن او. امام علی علیه السلام را هم مسیحی دوست دارد تا هندو تا شیعه.
            اما آیا شما ادعای دوستی ابوسفیان با امام علی علیه السلام را در فردای سقیفه را قبول دارید؟

            نمی دانم آن کامنت طولانی که گذاشتم را خواندید یا نه. اما آقای جباری مسیرش درست در نقطه مقابل هدف احمدی نژاد و جامعه مهدوی است. او برای این از احمدی نژاد حمایت می کند که از او یک تیر بسازد به سینه اسلام و ولایت فقیه. تمام نوشته های او برای جنگ درست کردن بین احمدی نژاد و رهبری است. یعنی تایید همه آن حرفهای کیهان.
            آیا شما معتقدید او در این ابراز دوستی صمیمیت دارد؟ اگر صمیمیت هم باشد از جنس دوستی خرس خاله ها است و نبودنش بسیار بهتر است.

            آیا براستی با توضیحات مفصلی که داده شد، می توان آدمی مانند جباری اساسا خودی دانست؟

            ما نباید اجازه دهیم مرزهایمان کمرنگ شود. والا مطمئن باشید اشتباه میرزا کوچک خان را تکرار خواهیم کرد. مبادا به خاطر علاقه های شخصی و دوستی های قدیمی به چاه بیفتیم. دوستی و دشمنی فقط باید برای خدا باشد.

            ثانیا: عدالت هدف نیست.
            ببنید در این خطبه امام علی علیه السلام چه می گوید از بی عدالتی هایی که دید و سکوت کرد!
            http://www.porseman.org/q/show.aspx?id=133629
            چرا؟
            چون عدالت هم برای خدمت به انسان و کرامت انسان است و نه برای تحمیل به انسان. جایی که مردم عدالت را متوجه نشوند و ظلم تعبیر کنند عدالت هم باید تعطیل شود.
            هر عملی هر چند بزرگ و با ظاهر مقدس، باید ابتدا سنجیده شود که آیا باعث هدایت مردم خواهد شد یا برعکس آنها را از هدایت دور می کند؟
            همین علی حتی در ایام قدرتش از بازگرداندن فدک به فرزندانش خودداری می کند و می گذارد ین ظلم بزرگ برجا بماند. چون مردم را آن را دنیا پرستی تلقی خواهند کرد.

            اما در مورد مساوات در بیت المال قیام می کند. چرا؟ چون مساوات در بیت المال یک امر حسی است. همه می دانند که حق است. هیچ کس به علی نگفت کاری تو می کنی ظلم است همه می دانستند علی دارد عدالت را اجرا می کند اما می گفتند یک مقداری باطل چاشنی اش کن! این است
            معنای اختیار انسان. انسانی که می خواهد باطل را انتخاب کند هم باید آگاهانه انتخاب کرده باشد.
            این هدایت است که ارزش دارد.

            ثالثا: ولایت فقیه که ولایت شخص فقیه نیست. بلکه ولایت فقه است. یعنی فقط خدا است که حق حکومت بر انسان و امر و نهی به او را دارد نه کس دیگری. منکرین ولایت فقه – مثل آقای جباری- عملا منکر ولایت خدا هستند.
            خود رسول الله هم فقط برای این ولایت دارد که دارد سخن خدا را منتقل می کند.کار فقیه هم همین است. منتهی بر اساس قرآن و عترت.

            این هم که شما گمان کنید مثلا ولی فقیه باید حتماعدالت را اجرا کند حرف باطلی است. به همان دلیل که گفته شد.

            همه این مسائل از اینجا نشات می گیرد که شما حرف احمدی نژاد نفهمیدید که انسان همه موضوع و هدف خلقت است. شما هنوز این نکته را نگرفته اید.

  5. شما و هرکس دیگه ای میتونید دوست داشته باشید که تحلیل ده ماه پیش آقای داوری صحیح باشد، ولی نمیتونید آن را معیار عدالت داشتن یا نداشتن احمدی نژاد قرار بدید

      • پس معلومه خیلی از اندیشه های آقای جباری و حلقه مریدانشان اطلاعی ندارید.
        یک بار از آنها بپرسید که اگر احمدی نژاد بخواهد به حاکمیت برگردد و بالطبع مجبور به رعایت لوازم آن هم باشد نظر آنها نسبت به ایشان چطور میشود؟ آنوقت متوجه حرفی که زدم میشید

        • خب پس نقل قول هاتون از احمدی نژاد هم به همین سیاق نقل قول هاتون از آقای جباری و مریدهاشون (!) هس!!!

          آ.جباری که خودشو خفه کرد از بس گفت هرکس آزاد به گفتن و نظر و بیان خودشه!

  6. سلام
    ولی من یادمه چند وقت پیش ایشان (دکتر داوری) نقل به این مضمون فرمودند: آقای دکتر احمدی نژاد خودشان به هیچ عنوان تمایلی به آمدن به صحنه سیاسی ندارند ولی ما باید کاری کنیم که ایشان به صحنه بیاد..

  7. جسارت مرا ببخشید شما استاد من هستید اما فکر نمی کنید اصولا دکتر احمدی نژاد کسی نبوده و نیست که پیام و خواست و نظرش را از طریق دیگران به مردم برساند؟ دکتر احمدی نژاد بر خلاف روش مرسوم سایر سیاستمداران همیشه صریح و رک آنچه را می خواسته و می اندیشیده با مردم در میان می گذاشت به طوریکه برای اولین بار مردم ایران را به طور کامل در جریان جز به جز پرونده هسته ای ایران قرار داد و مردم را برای حمایت از آن به صحنه کشید. پرونده ای که امروز جزو اسرار مگو شده است. در جریان انتخابات هم به صراحت و به واضح ترین شکل ممکن خواست و نظرش را هر چند با انتقادات فراوان مواجه شد و به قانون شکنی متهم شد به مردم اعلام کرد و جمله ای صریح و بدون هیچ گونه تاویل و تفسیر اضافی بر زبان آورد که در تاریخ ماندگار شد. پس از انتخابات در صحبت هایش با مردم از تنها موردی که بعد از کنار رفتن از ریاست جمهوری دنبال می کند یعنی تاسیس دانشگاه سخن گفت و در تمام یکسال گذشته و در فرصت هایی که در مواجهه با خبرنگاران داشت هرگاه از بازگشت به عرصه سیاسی کشور از او سوال شد یا گفت برای آمدن امام عصر دعا کنید یا سکوت کرد یا با خبرنگاران احوالپرسی کرد. آقای فتاحی عزیز این هفتاد و شش هفت میلیون نفر دکتر احمدی نژاد را می شناسند نه آقای داوری و دیگران را و دکتر احمدی نژاد هم نه تنها همیشه و در تمام لحظات به مردم اعتماد داشته و فارغ از هرگونه سلیقه و عقیده حتی ایرانیان مقیم خارج از کشور را که شاید دلبستگی چندانی هم به این نظام نداشتند توانست به عشق ایران پای کار بیاورد بلکه اصولا ارزش های انسانی را فراتر از این می دانست که در یک فرد یا طرز فکر خاص منحصر شود و محکم ترین اصلش همیشه این بوده که حتی والاترین ارزش ها را به زور نمی توان منتقل کرد و باز از محکم ترین اصولش این بوده که همه در اظهارنظر آزاد هستند و…چطور می توان پذیرفت دکتر امروز بر خلاف رویه شان یک سخنگو برای خودشان انتخاب کرده اند که از طریق او پیامشان را به مردم برسانند و پیش از آن هم به مردم وجود چنین سخنگویی را به صراحت اعلام نکرده باشند و بدتر از آن چطور می توان پذیرفت دکتر احمدی نژاد حتی تلویحا تایید بکنند کسی ولو هر عقیده ای داشته باشد از زیر پرچم حق طلبی و عدالتخواهی که چندین سال است تبلورش را در احمدی نژاد می بینیم خارج شود چه برسد به اینکه خودشان دستور به این کار داده باشند. هیهات هیهات هیهات

  8. سلام و درود
    خوبی برادر حامد؟ حال و احوال؟
    می بینم که هنوز هم از این سنگر کوچک ولی تاثیرگذار، صدای عدالت طلبی و آرمانخواهی می آید… یک روزی به شما عرض کردم که فعالیت اینجا به اندازه چند سایت می ارزد… اما شما قبول نداشتید و می خواستید تعطیل کنید! بگذریم…
    بنده نمی دانم که در فضای مجازی و آن پیج های عجیب و غریب فیس بوک چه می گذرد… نمی دانم که با شما چه برخوردی شده است… نمی دانم چه چیزهایی برای شما اتفاق افتاده یا نیافتاده است… فق به خوبی می دانم که هنوز برای ما، ملاک و معیار، سید علی خامنه ای است و بس.
    نه احمدی نژاد، نه مشایی، نه داوری، نه جباری و نه کذا و کذا… همه اینها در دایره آقاست که برای ما دارای معنا و مفهوم می شوند… قبول ندارید؟
    با وجود این ملاک روشن، بنده به هیج وجه علت این دعواهای مسخره را نمی فهمم! نمی فهمم که بچه های این انقلاب، چرا این قدر هزینه الکی می دهند؟
    مرا به خوبی می شناسی و می دانی که چقدر هزینه برای مشایی و آله داده ام… اما همه اینها به خاطر این بوده است که او را یار و یاور آقا دانسته ام، حتی اگر همه دنیا چیزی غیر این را بگویند… اگر روزی او و حتی خود دکتر عزیز بر ضد آقا حرفی بزنند، دیگر بیعت برداشته می شود… بگذریم که حرف بسیار است و دم افطار است و خون به مغز دیگر نمی رسد… :wink:
    التماس دعا دارم از شما برادر صادق و عدالت طلبم در این ماه عزیز

  9. سلام حامد عزیز
    یاد چند سال پیش افتادم
    فکر کنم اواسط دولت دهم بود
    در اوج حملات بودبم، تو که یکی از پرچمداران جریان عدالت طلبی محسوب می شدی ناگهان نوشتی که دیگر نیستی!
    همه بچه ها دل نگران شدند و سعی کردند قانعت کنند که برگردی
    از جمله خودم که از مشرب عرفانی دکتر برایت نوشتم
    و الحمد لله برگشتی
    ولی آن چیزیکه نگاه مثیتم را به تو مثبت تر کرد ، دلیل رفتنت بود…
    گمان میکردی حمایت آقا از دکتر کم شده است و این تنها دلیل برای رفتنت بود.
    با اینکه من و سایر دوستان سعی کردیم این شبهه را از تو دور کنیم ولی
    در دلم به ولایتمداریت احسنت می گفتم.
    من در شبکه های مجازی فعال نیستم و دکتر جباری را نمی شناسم
    اما تورا به ولایتمداری می شناسم و امیدوارم همیشه ولایتمدار بمانی.
    در این شبها ما راهم دعا کن

  10. سلام
    برگشتن دکتر به عالم سیاست یا عدم آن در دست خودشان نیست۔ اگر قضایا رو الهی تر ببینیم خواهیم فمید که دکتر مامور است و معذور۔

  11. دیدی رئیس دولت چی گفت و تا کجاش توی این ۸ سال سوخته بود:
    ‘والله بالله تالله سال‌های ۸۴ تا ۹۲ گذشت و دیگر تکرار نمی‌شود’

  12. سلام حامد عزیز . نماز و روزه هات قبول
    ما احمدی نژاد رو دوست داریم و ازش حمایت می کنیم . هر تصمیمی هم که گرفت پاش وای می ستیم ، حالا خودمون هر تحلیل و نظری داشته باشیم …
    از مرام و مردانگی به دوره که دکتر رو تنها بگذاریم …

  13. سلام مجدد
    حاج آقا حامد پاسخ هایتان را خواندم و حدس قوی ای که می زدم در مورد آنچه در تصور شما دوستان می گذرد درست وصحیح بوده است

    توضیح مطلب پیچیده و طولانی است ولی واضح و سر راست البته واضح و سر راست برای من نه برای شما دوستان انقلابی

    در اجتماع زیاد بر خورد نموده ام که عده ای می گویند آنکه مسئولیتی قوی تر در کشور دارد چرا اعمال قدرت نمی کند و بساط فلانی و بهمانی که با انقلاب در باطن همسویی ندارند را جمع نمی کند و این نقطه ضعف را به همسویی آن دارای مسئولیت با آنها نسبت می دهند و یا به ضعیف بودن آن مسئولیت دار نسبت می دهند ولی تا به حال نشده است بتوانم نفری از این معترضین را قانع کنم که آن مسئولیت دار در تنگنای قانونمندی عالم خلقت گیر افتاده اند و آنانی که نا همسو با انقلاب در باطن می باشند دارای چهره ای به مراتب نزدیک شده حتی به پیامبر می باشند و در کار خود استاد استاد می باشند و از طرفی هم قدرت و معادلات کشور دست آنان می باشد و بر خورد ناشیانه و غیر ممکن با آنها جز تضعیف همین مقدار جایگاه آن مسولیت دار را در پی نخواهد داشت آن مسئولیت دار حتی بر حزب الله نیز تأثیر آنچنانی ندارد زیرا خواسته او مبتنی بر اصلی نکردن فرعیات توسط حزب الله زیر پا گذاشته شد و خواسته آنان که وجه ای تقیربا” در حد پیامبر برای خود دست و پا کرده اند بر کرسی نشست (مبنی بر اصلی کردن فرعیات) و حزب الله عملا” تحت نفوذ و تأثیر این افراد قرار گرفتند حالا آن مسئولیت دار جلوی اینان بایستد ببینید حزب اللهی که ادعای جانفشانی برای آن مسئولیت دار می نمایند نه اینکه بد بین می شوند بلکه بععید نیست خواهان جایگزین برای او می شوند

    جالب هم می باشد حتی با رزمه هایی که این افراد جایگاه دار ( دارای جایگاه هایی که اعتبار آن را نزدیک جایگاه پیامبر رسانده اند) از خود بر جای گذاشته اند ، آن مسئولیت دار را در تگنای تعریف از خود قرار داده اند و توانسته اند اینگونه تعاریف سنگین و دهن پُر کنی را در سبد اعتبار خود بریزند حالا در کنار این حقایق ، این حقیقت را هم دقت کنید که وقتی عالی ترین مقام فهم و کمال “امام خمینی” فرموده باشند عده ای با سالوس بازی باعث شدند من از آنها تعریف کنم و لذا شما ملاک را وضع فعلی افراد قرار بدهید نه تعارف من ، انوقت شما در مورد ان مسئولیت دار این را هم اضافه کنید ببینید حقیقتا” پیش بردن کار در بین افرادی متبحر و کار کشته ای که توانسته اند اعتماد حزب الله را به خود متمرکز کنند ولی در اصل وام دار هاشمی و فلانی هستند کار بسیار بسیار سخت و نیز دقت و ظرافت های زیاد و گیج کننده ای ( گیج کننده برای امثال ما) را می طلبد

    به راستی چرا من نتوانستم حتی یک نفر از آن معترضین را با همه توضیحاتی که دادم تحت تأثیر قرار بدهم و آنان تنها تحت تأثیر آنچه در ذهنشان نهادینه شده بود قرار داشتند

    تکه ای از کامنت یکی از دوستان را که در سایت رایحه ظهور گذاشته است را برایتان می گذارم جالب است :

    اشعث کسی بود که قطام را با ابن ملجم ملعون اشنا کرد . شورش خوارج را دامن زد . در خیانت صفین نقش اساسی داشت .
    دختر ملعونش قاتل امام حسن ع و پسر ملعونش از قاتلان ابا عبدالله ع بود .
    اما
    اما خود حضرت على ع برایش حکم حکومت آذربایجان را زده بود.
    اشعث هاى زمان را بشناسید که خطرشان از معاویه و روم هم بیشتر است .
    خط را گم نکنید .
    اشعث کارى کرد که مالک دیگر نتوانست از زمین بلند شود .
    اما اینبار بلطف حق کمر اشعث اکبر و دیگر اشعثها خرد خواهد شد.

    • سوال: چرا شما تحت تأثیر معترضین قرار نمیگیرید؟ آیا جنابعالی هم تنها تحت تأثیر آنچه در ذهنتان نهادینه شده است قرار دارید؟

      • .
        آخه حاجی جون می بینم کسانی که معترض هستند خودشان در زندگی هایشان تنگنا ها و مصلحت ها را علی رغم میلشان لحاظ می کنند ولی به آن مسئولیت دار که می رسند انتظار دارند او بی پروا و بدنه هیچ ملاحظه ای ببرد و برود جلو

  14. سلام
    یه سوال شما مگه دکتر داوری رو رو در رو نمی بینید که مشکلاتتون رو رو در رو باهاش حل کنید؟
    البته اصلا کاری ندارم راستش من عشق ساده و عوامانه به دکتر رو به همه حرفای غلمبه سلمبه ترجیح می دم و اصلا وارد بحثاتون نه بلد بشم نه دوست دارم بشم

    ولی این سوال برام ایجاد شده شما و دکتر داوری، دکتر جباری و دکتر داوری مگه نمی تونن هم رو ببینن و با هم گفتگو کنن
    حزب و گروه و ….. هیچ وقت مشکل رو حل نمی کنه
    ببخشید

    • مشکلات شخصی را می شود با گفتگو حل کرد. اما اگر مشکلات اعتقادی در میان باشد به این آسانیها احتلافات قابل حل نیست.

  15. سلام
    به نظر میرسه انتهای این تفکر اگه درست فهمیده باشم در اخر به یک انقلاب بر ضد انقلابی باشه که کارایی خود در مورد شعارهای حمایت از مستضعفین و امثالهم را از دست داده ختم می شود. البته پایگاه اجتماعی اقای احمدی نژاد مناسب هست اما باید متوجه باشیم شخصیت ایشان هرگز کاریزماتیک به معنی همراه سازی توده ها به صورتی که امام راحل و یا رهبری دارند نبوده و نیست لذا برعکس ان چه گفته شده لزوم فعالیت سیاسی اقای احمدی نژاد بیشتر از بیش ارزش خود را نشان می دهد ایشان باید اصلاحات را در قالب فعالیت های سیاسی و البته با شیب ملایم!صورت دهند.
    والعاقبه للمتقین

    • مطمئنید که نفر دومی که از ایشان یاد کرده اید، شخصیت کاریزماتیک دارند؟ شما “کاریزماتیک” را چگونه معنا میکنید؟

      • به این همه فدایی و استشهادی نگاه کنید تا ببینید وجهه کاریزماتیک دارد یا نه.
        اگر خیال کرده اید منظور از کاریزماتیک جذب کل ملت است اشتباه کرده اید. خود امام خمینی هم هرگز کل ملت را جذب نکرد. همینطور سایر مردان کاریزماتیک دنیا.
        مائو کلا فقط با یک میلیون نفر در جمعیت سیصد میلیونی چین راه پیمایی بزرگ را انجام داد اما همه دنیا او را کاریزما می داند.
        اتفاقا مخالفان این افراد هم در دشمنی بسیار شدت دارند. اگر شما صرفا به حرف این مخالفان توجه کنید آن رهبران را نخواهید شناخت.

      • حالا یوفی جان ! شما کاریزماتیک را تعریف بفرما . و ضمنا یک مصداق :(مصاحبه آن جوان داش مشدی جنوب شهری در راهپیمایی ۲۲ بهمن ۸۸) را با تعریف خودت برای ما تحلیل کن . صدالبته معنای این گلایه بنده به تعریض شما ، نفی وجود کاریزمای قوی در شخصیت احمدی نژاد نیست .

        • تا جایی که یادم است و در آثار اهل اتیمولوژی دیده ام، کاریزما با فرّه همریشه و هم معنی است. اگر این مطلب درست یادم مانده باشد، نتیجه میشود که کاریزماتیک یعنی دارای فرّه ایزدی.
          از جنابعالی عذر میخواهم که دیر پاسخ دادم. وقتی نظرتان را دیدم، آقای فتاحی پست جدیدی گذاشته بودند و هدفشان را از گذاشتن آن بد بودن فضای بین دوستان و تلاش برای بهبود این فضا عنوان کرده بودند. گفتم شاید ادامه دادن به بحث مخل آن هدف باشد و صبر کردم تا الآن.

          • به نظرم بهتر است وقتی متوجه اشتباه خود می شوید آن را بپذیرید. کاریزما هیچ ربطی به فره ایزدی ندارد خوب یک جستجو در ریشه این کلمه در این اینترنت کافیست!
            قدیمی ترین معنای کاریزما – که الان اصلا مصطلح در سیاست نیست- مربوط به روح مقدس در تعالیم مسیحی است که نیروی روحانی و جذبه الهی را معرفی می کند.
            معنای رهبری کاریزماتیک هم مال ماکس وبر است که قدرت رهبری و توان جذب پیروان متعهد اطلاق می شود.

            فره ایزدی در تعالیم ایران باستان مربوط به حق الهی پادشاهی است به اینها معنا که دوست داشته باشید یا نه فلان شخص حق پادشاهی دارد ولو در زندان باشد یا هیچ پیروی نداشته باشد. نوعی مفهوم مشابه مفهوم انسان کامل و صاحب ولایت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<