جهت یادآوری به خانم نسرین ستوده و دوستانشان

خانم نسرین ستوده اعلام کرده اند از صبح امروز ۲۹ مهر ۱۳۹۳ به خاطر محدودیتهای جدیدی که به وکلا اعمال می شود قصد دارند در برابر کانون وکلا تحصن کنند. مناسب دیدم به ایشان و دوستانشان که حالا حالاها باید چوب شکل گرفتن ذهنیاتشان با رسانه های وابسته به مافیای داخلی و خارجی قدرت و ثروت را بخورند، نامه ای از دکتر احمدی نژاد را یادآوری کنم و بعد از آن نامه هم، به یکی از شاهکارهای حسن روحانی اشاره کنم:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای رحیمی

همان گونه که پیشتر تأکید کرده‌ام در دادرسی عادلانه، ‌باید دست‌کم سه رکن مستقل وجود داشته باشد، قاضی، دادستان و وکیل مدافع باید از سه موضع مستقل رفتار کنند تا این امر، امکان دفاع از حق و احقاق حقوق مردم را بیشتر نماید. متأسفانه امروز قاضی و دادستان از یک موضع برخورد می‌کنند و از یک مرجع منصوب می‌شوند که شرایط تحقق عدالت و حقوق مردم را تضعیف می‌نماید. اگر وکیل مدافع هم تحت امر همان مرجع قرار گیرد و یا به نوعی مدیریت شود، زمینه احقاق حق تقریبا از بین خواهد رفت و خدا می‌داند چه بر سر ملت خواهد آمد. لازم است پیشنهاد ارائه شده توسط قوه قضاییه برای دخالت قوه قضاییه در امور وکالت و کانون وکلا را از دستور دولت و کمیسیون‌های مربوطه خارج نمایید. ما سوگند خورده‌ایم که مدافع حقوق مردم و حافظ قانون اساسی باشیم و این پیشنهاد با هر دو مغایرت اساسی دارد.

محمود احمدی نژاد

منبع: + مورخ ۱ تیر ۱۳۹۲

***

پی نوشت: از اولین اقدامات حسن روحانی پس از نشستن بر کرسی ریاست جمهوری، ابلاغ همین لایحه بود که احمدی نژاد از ابلاغ آن خودداری کرده بود.

38 دیدگاه در “جهت یادآوری به خانم نسرین ستوده و دوستانشان

  1. اساسا احمدی نژاد چند قدم جلوتر را میدید که خیلی ها ایچنین نیستند که هیچ؛ باید دعا کنیم که عقب تر از زمان نمانند.
    نوش جانت ستوده جان

  2. خانم ستوده ان موقع که احمید ن‍ژاد چنین مطلبی را بیان کرد همراه با دوستانشان در زندان بودند چگونه می توانستند در حمایت از احمدی نژاد کارناوال راه بیاندازند؟

    • حامیان و همراهان و دوستان فعلی شان که زندان نبودند. یعنی می گید اگر زندان نبودند حمایت می کردند؟

      • بردار گرامی و عدالت خواه سلام
        شما شیفته احمدی نژادید و همه چیز را با او معنا و تفسیر می کنید. احمدی نژاد در سال های آخر ریاست جمهوری بدلایلی به مخالفت با رویه ها و کارهایی در جمهوری اسلامی پرداخت که افرادی مثل نسرین ستوده سال هاست به آن مشغول اند و برای آن زندان هم کشیده اند. البته احمدی نژاد با هر نیتی این کار را کرده باشد باید آن را به فال نیک گرفت ولی نامه احمدی نژاد به رحیمی را بر سر نسرین ستودن کوبیدن دور از انصاف است. احمدی نژاد در زمانی که نسرین ستوده ها را بدون رعایت ضوابط قانونی محاکمه می کردند، چه اعتراضی کرد؟ این رویه های غیر قانونی در این ممکلت سی و چند سال است که وجود دارد. در تمام این سال ها احمدی نژاد چه می کرده است؟ در دوره اول ریاست جمهوریش چقدر به این رویه ها اعتراض کرده است؟ در سال ۸۸ مورد حمایت کسانی نبود که مبدع وو منشا بسیار این رویه ها بوده اند؟ خود او بارها از این رویه های غیرقانونی استفاده نکرده است؟ من فقط به یک نمونه اشاره می کنم و آن سخنرانی الهام عضو شورای نگهبان و سخنگوی دولت در میتینگ مصلا است. احمدی نژاد پس از اتمام دوره اش چه قدمی برای مبارزه با این رویه ها برداشته است؟ آیا کاری جز این کرده است که دانشگاه ایرانیانش را از او نگیرند؟ شاهکار حسن روحانی را هم به سر نسرین ستوده نکوبید. حسن روحانی سیاست بازی مثل احمدی نژاد است و افرادی مثل نسرین ستوده با افرادی مثل حسن روحانی و احمدی نژاد قابل مقایسه نیستند. نسرین ستوده و امثال او فخر ایران و ایرانی ها هستند. این را اگر قبول ندارید، در آینده به آن خواهید رسید.
        عزت زیاد

        • آقای یا خانم نابغه!
          شما خیال کرده اید احمدی نژاد با اصل النقلاب اسلامی مشکل پیدا کرد و یا با انحرافات آن؟

          اگر واقعا احمدی نژاد به قول شما” مورد حمایت کسانی بود که مبدع وو منشا بسیار این رویه ها بوده اند” پس چرا پس چرا در همان سال ۸۸ ماجرای معاون اولی پیش آمد؟ چرا دو سال قبلترش ماجرای ورزشگاهها درست شد؟ چرا مسکن یکشبه در تهران در ستال ۸۷ گران شد و کسی کار به کار عاملانش نداشت؟ چرا از روز اول آن همه بحران فقط برای تعیین کابینه اش درست شد؟ چرا حتی اختیار تعیین ساعت رسمی کشور از او سلب شد؟ چرا ماجرای کردان درست شد؟ چرا کردان دزد پرونده کرسنت نامیده شد؟
          بله شما ها با سوء استفاده از حاقظه کوتاه مدت مردم دارید اینطور وانمود می کنید که رابطه احمدی نژاد با ساختار حاکم گل و بلبل بود و فقط دو سال آخر خراب شد!

          فقط دیوانه می تواند بگوید روحانی مثل احمدی نژاد است.

          تازه الهام چه ربطی به این بحث دارد؟ آیا الهام مسوول قضایی بوده است یا دادستان یا عامل دستگیری کسی؟ شما به چه حقی مدعی هستید یک عضو شورای نگهبان حق ندارد نقطه نظر سیاسی داشته باشد؟ آنهم در کشوری که سیاسی ترین وزیرش یعنی وزیر کشور می شود رییس سازمان بازرسی کل کشور!
          یک پیراهن عثمان علم کرده اید به اسم الهام و چند جمله صحبت او در میتینگ! و اصلا گیرم و سلم که الهام عامل تبلیفات احمدی نژاد هم بوده است! مگپر چه فرقی دارد؟ مگر شورای نگهبان کارش چیست؟ شورای نگهبان کارش فقط این است که نتیجه انتخابات را تایید یا رد کند و یا فلان و فلان صندوق را باطل کند. شمارش آرا که توسط او انجام نمی شود. حتی اعلام نتیجه هم بر عهده او نیست. پس
          والله بالله تالله
          اگر یک رای ، فقط رای، ازموسوی ابطال شده بود و یا مثلا موسوی رد صلاحیت شده بود به شماحق می دادم که بگویید مثلا الهام اعمال نفوذ کرده و فلان رای را باطل کرده است یا فلانی را رد صلاحیت کرده است . اما وقتی همه آرا تاییدشده است کدام اعمال نظر توسط الهام می تواند اتفاق افتاده باشد؟

          اما در مورد ستوده هم یاوه گفتید. چطور شما انتظار دارید دست به براندازی بزنید و رسما و با افتخار از طرف بیگانه حمایت شوید و بعد هم برایتان فرش قرمز پهن کنند و یا کاری به کارتان نداشته باشند؟
          آن کسانی که جمهوری اسلامی را بر پا کردند بهایی معادل دهها هزار شهید و چند برابر آن زندانی و مجروح برای برپایی این حکومت دادند.
          شما ترسوها و نازک نارنجی هایی که از شدت کمبود کشته می روید پشت سر امثال آقاسطان قیام می شوید و یا افرادی مانند ستوده را که سر و مرو گنده از زندان مرخص شده اند را مورد ستم تلقی می کنید خیلی غلط کرده اید که به فکر براندازی هستید.

          • دوست ناشناس سلام
            ۱- گرچه شما مرا متهم به سوءاستفاده از حافظه کوتاه مدت مردم (و به طور ضمنی خیانت به مردم) کرده و نیز توسو و برانداز تلقی کرده اید، ولی من شما را مثل خودم فردی می دانم که دغدغه دین و وطن دارید. امیدوارم این بحث اثر مثبتی برای من و شما و خوانندگان محترم داشته باشد.
            ۲- فرض کنیم حرف شما درست است و رابطه احمدی نژاد با ساختار حاکم نه تنها گل و بلبل نبوده بلکه از سال ۸۴ خراب بود. اولا بفرمایید منظور از این ساختار حاکم چیست؟ ثانیا این چه ساختار فاسدی است که احمدی نژاد از سال ۸۴ با او بد بود ولی سال ۸۸ به جای مخالفت با احمدی نژاد و تلاش برای عدم انتخاب مجدد او (علیرغم همه تلاش های قبلی برای مخالفت با او)، تمام تلاشش را به مبارزه با میر و شیخ مشغول کرد؟
            ۳- شما معتقدید احمدی نژاد با انحرافات انقلاب مشکل پیدا کرد. اتفاقا من هم معتقدم که بسیاری منجمله بازرگان و منتظری و کروبی و موسوی هم با انحرافات انقلاب مشکل پیدا کردند. ظاهرا هر دو در اصل با هم موافقیم. من با اینکه احمدی نژاد با انحرافات انقلاب مشکل پیدا کرد، هیچ مشکلی ندارم فقط سوالم این است که در این سی و چند ساله چه تلاشی برای مبارزه با این انحرافات کرده است؟ نگویید این انحرافات از سال ۸۴ شروع شد. حداقل در مورد سیستم ناعادلانه قضایی، از دهه ۶۰ این مشکلات وجود داشته اشت و منتظری سابقه درخشانی در این مبارزه دارد.
            ۴- کسانی که در حاکمیت بوده و مبدع و منشا روش های غیرقانونی بودند و احمدی نژاد در نامه به رحیمی به آن اشاره کرده، در سال ۸۸ چه می کردند تا شما قبول کنید از احمدی نژاد حمایت کردند؟ اگر از احمدی نژاد حمایت نکردند، از چه کسی حمایت کردند؟
            ۵- مثال الهام من نمونه ای از رویه های غیرقانونی است که قوه قضاییه و شورای نگهبان سال های سال است که در پیش گرفته اند. فکر می کنم کاملا بدیهی است که حمایت و تبلیغات یک عضو شورای نگهبان از یک کاندیدا (حتی در کسوت مقام دومی مثل سخنگویی دولت) کاملا مخالف ماهیت ذاتی عضو شورای نگهبان بودن است. مثال بچه گانه ای آورده اید وقتی گفته اید که وظیفه شورای نگهبان شمارش آرا نیست و خواسته اید الهام را تطهیر کنید. استدلالتان در مورد الهام آنقدر ناوارد است که اصلا نیازی به پاسخ ندارد.
            ۶- شما حق دارید مرا به یاوه گویی متهم کنید ولی حق ندارید ستوده را به چیزی بیش از آنچه نظام قضایی (که احمدی نژاد منتقد جدی عدالت آن بود) او را به آن محکوم کرده، متهم کنید. در کجای پرونده نسرین ستوده (سمبل شرف زن و مرد ایرانی) براندازی بوده است؟ در دستگاه قضای اسلامی مورد نقد احمدی نژاد، مجازات براندازی ففقط چند سال زندانی بوده است که ستوده تحمل کرده است؟
            ۷- بخش اعظمی از کسانی که جمهوری اسلامی را بپا کردند و شهید و مجروح و زندانی دادند، اکنون معترض سیاست های غلط نظام بوده و در این نظام هم زجر کشیده اند ولی دست از حمایت از اصل نظام و تلاش برای زدودن انحرافات آن نکرده اند که نمونه اش میر و شیخ شجاع است.
            ۸- حداقل من یکی ترسو نیستم و از زدن این حرف ها در هیچ کجا منجمله محل کارم ابایی نداشته ام و آقای فتاحی هم مرا می شناسند.
            ۹- ما کمبود کشته نداریم و دنبال کشته هم نیستیم و ندا آقاسلطان هم اصلا معترضی نبود که به خاطر اعتراضش کشته شود او فقط یک مظلومی بود که بدلیل عدم احترام اقتدارگرایان به حق طبیعی اعتراض مردم کشته شد و سمبل مظلومیت معترضین شد. همین و بس. در ضمن ما نه تنها در فکر براندازی نیستیم که حاضریم جانمان را هم برای اصلاح انحرافات انقلاب بدهیم.

          • علیک سلام
            گرچه سلام {…}
            ۱- این اداها را برای خودت نکهدار و برای کسانی که مزه جنایات و {…} را نچشیده اند. اتفاقا واقعیت این است که شما به خون ما و همه مسلمانان تشنه اید و وقتی آب باشد شناگرهای بسیار ماهری هستید. نظیر آنکه در سال ۸۸ نشان دادید. نظیر آنکه همین الان که یک سادیستی اسید پاشی کرده فئرا آن را به حساب متدینان و حزب اللهی ها می گذارید.
            منتهی به حکم اینکه الان می خواهید مظلوم نمایی کنید البته ماسک دوستی می زنید.
            متاسفم. می توانید این اداهای را بیست سال دیگر به نسلی نشان دهیدذ که سال ۸۸ را ندیده است. حداقل شرم کنید و در وبلاگی که نویسنده اش خود از شاهدان مستقیم جنایاتتان بوده این حرفها را ننویسید.
            البته فرق ما با شما این است که ماسک نمی زنیم. بلد نیستیم از این اداها در آوریم و با دشمن دشمنی می کنیم. پس بیخود ادعای دوستی نکنید.

            ۲- این ساختار {…} همان ساختاری است که با شانتاژ و فشار مانع از بررسی دادگاه قتل رجایی و باهنر می شود. این ساختار همان ساختار است که دیالمه و آیت را به خاطر افشاگری خرد می کند. این ساختار همان است که ۲۴ سال عزیزان شما یعنی موسوی و هاشمی و خاتمی را بر این کشور مسلط کرد. این ساختار همان ساختاری است که تمام نلاش خودش را برای ابطال انتخابات ۸۸ به کار گرفت. این ساختار همان ساختاری است که مانع اصلی بر سر محاکمه عزیزان شما است. جون واضح است که موسوی با حضور در دادگاه اسمهایی را به زبان خواهد آورد!! که نباید بیاورد. این ساختار همان ساختار است که ترس اینکه مبادا موسوی به انتقام مردم انقلابی کشته شود او را در حصار آهنین قرار داده تا در عین حفاظت از او به شما هم مستمسک مظلوم نمایی داده باشد.
            این ساختار همان گروهی است که نامه های خصوصی بالاترین مقامات کشور را لو می دهد. این ساختار همان ساختاری است که بازی انحراف را به راه می اندازد. ساختار همان است که سالها با بازی چپ و راست مردم را سرگرم کرد و نتوانست کسی که این بازی را شکست تحمل کند. ساختار همان کسانی هستند که یک روز خودشان تجسم سرکوب هستند و فردا بی آنکه ذره ای ابراز پشیمانی کنند می شوند فرشته آزادی و باز هم شما را جذب می کنند تا زیر علمشان سینه بزنید! مگر موسوی یا هاشمی یکبار از سوابق خودشان در دهه شصت و هفتاد ابراز پشیمانی کردند؟ نه.
            ساختار همیشه طرف شما بوده است و به نفع شما. کی را گول می زنید؟

            ۳- آری. ما بر سر انحراف توافق داریم! اما هریک از نقطه نظر خودمان! مثلا منتظری انحراف را این می دانست که دامادش و برادر جنایتکار دامادش که آنها را اسوه دیانت و انقلاب می دانست دستگیر و محاکمه شوند! و البته حرکت صحیح را این می دانست که به قول هاشمی رفسنجانی ، سید مهدی هاشمی به جای محاکمه و اعدام ، به سفارت در یک کشور خارجی منصوب شود! در این صورت دیگر انحرافی از نظر آقای منتظری در کار نبود! اما وقتی آقای امید نجف آبادی نور چشم آقای منتظری افراد را به واهی ترین بهانه ها می گرفت و اعدام می کرد آقای منتظری نگران انحراف نبود!!
            آقای موسوی هم نه در دوره هاشمی و نه در دوره خاتمی نگران هیچ انحرافی نبود!! تنها وقتی احمدی نژاد آمد یاد انحراف در انقلاب افتاد!!

            ۴- آنها که تمام قد از موسوی حمایت کردند! خیال می کنید اگر هر کس دیگری حای موسوی بود و این حرکات را انجام می داد با او چه می کردند؟ اگر احیانا موسوی انتخابات را می برد و احمدی نژاد ادعای تقلب می کرد و حامیانش را به خیابانها می خواند چه بر سرش می آوردند؟ چگونه در اوج فتنه گری موسوی کار را به جایی رساندند که کهریزک و کوی سبحان را مهمتر از فتنه شمردند؟ چه کسانی در اوج فتنه یک بحث ساده معاون اولی را به بزرگترین بحران در کشور تبدیل کردند؟ چه قدر شما باید پررو و {…} باشید که با آنهمه ظلمی که کردید و آنهمه محبتی که ساختار در حقتان کرد بازهم با کمال وقاحت طلبکار هستید؟ دیگر چه باید می کردند که نکردند؟ لابد باید رسما می گفتند رای مردم باطل، احمدی نژاد رد صلاحیت و موسوی رییس جمهور است چون استوانه ها و باندشان می خواهند! خوب این را هم که سر چهار سال به شما دادند. فقط اقلا حفظ آبروی خودشان را کردند.

            ۵- آخر آقای روشنفکر! اگر راست می گویی جواب بده. به تو دارم می گویم اگر الهام احیانا به خاطر حمایت از احمدی نژاد گناه کرده باشد باز هم کمترین تاثیری در انتخابات نداشته است. بر عکس تاثیر در انتخابات جایی است که نماینده احمدی نژاد به صرف اتهام انحراف حتی فرصت شرکت در انتخابات را نمی یابد اما شما نتیجه چنین انتخاباتی را نه تنها می پذیرید بلکه با بیشرمی هر چه تمامتر نتیجه آن را بر سر مخالفانتان می کوبید و آنها را افراطی و قانونشکن و بی شناسنامه و امثال آن می نامید. حالا می گویی استدلال من وارد نیست؟ بنازم به این منطق مشعشع شما. صد رحمت به موسولینی.

            ۶- یعنی دیگر آخر احمق فرض کردن ما. یعنی ” اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام ” اسمش چیست؟ اتفاقا در این همراهی شدید ساختار با حضرات شما اینکه ستوده باید اعدام می شد. اما چه باید کرد وقتی مصلحت همه چیز ساختار است.
            اگر مثلا یکی از حامیان مشایی چنین اتهامی پیدا می کرد چه بر سرش می آمد؟

            ۷- آن حضراتی که از نظر شما اعتراض کردند به چه اعتراض کردند؟ آیا تا زمانی که دور دور خودشان بود اعتراضی داشتند؟ آیا جز این است ه فقط در زمان احمدی نژاد یاد اعتراض افتادند؟ البته یک عده از افراد کمونیستها و مجاهدین خلق و امثال آنها هم بودند که از روز اول اعتراض داشتند!! شاید شما آنها را معترض واقعی می دانید!

            ۸- البته که تو ترسویی. اگر ترسو نبودی حداقل نمی ترسیدی و بعد از آنهه دشمنی تازه ادعای دوستی نمی کردی! این رفتار یک فرد شجاع نیست. اگر ترسو نبودید مردانه می ایستادید وکشته می شدید. اگر ترسو نبودید یادتان نمی رفت که همین آقای فتاحی خودش از شاهدان فتنه و جنایات امثال شما است.

            ۹- پس لابد این من بودم که برای ترحیم افراد زنده پیام می دادم و سر مجلس ختمشان می رفتم! لابد این من بودم که هر روز از یوتیوب و توئیتر اعلامیه کشته شدن یک نفر جدید را می دادم! لابد!
            این درد برای شما بس که خیال می کنید شتر سواری دولا دولا می شود.

  3. با سلام
    درباره اسیدپاشی اصفهان که چیزی ننوشتید٬ ممکنه لینکی به مطلبی یا مطالبی خوب بگذارید؟

    • سلام
      در صفحه فیس بوکم البته یادداشتی نوشتم. اینقدر در این مورد مطلب نوشته شده که با کمی جستجو می توانید مطالب احتمالا خوب را هم پیدا کنید. الان مطلبی که مورد نظر خودم باشه به ذهنم نمی رسه که لینکش رو بذارم. شرمنده شما.

      • سلام.چرا تو وبلاگتون مطلب نمیذارین؟ هربار میایم اینجا و میبینبم به روز نشده. :( ..یادش بخیر یه زمانی هرروز به روز میشد :(

  4. سلام
    تولد دکتر از روی ماه های قمری ۲۳ ربیع الاول است. امسال این روز ۲۴ دی میشه . خوب است حالا که مراسم یک آبان به خاطر فوت آیت الله مهدوی کنی برگزار نشد به جایش این روز برای دکتر دوست داشتنیمون تولد بگیریم

  5. پاسخ به ناشناس
    سلام
    ۱- تحلیل جالبی در مورد باندهای قدرت در جمهوری اسلامی کرده اید. ظاهرا هاشمی و موسوی و کروبی همه کاره این مملکتند. فقط لطف کنید بفرمایید آقای خمینی و آقای خامنه ای در این وسط چه نقشی دارند؟
    ۲- در مورد اینکه چه کسی در سال ۸۸ از احمدی نژاد حمایت کرد و چه کسی از میر و شیخ، قضاوت را به خوانندگان می سپارم.
    ۳- آقای فتاحی را در یکی دو مورد (منجمله جنایت ما معترضین) به شهادت گرفته اید. من ایشان را به انصاف می شناسم. اگر صلاح دیدند اظهار نظر خواهند کرد.
    ۴- نظر احمدی نژاد در مورد معترضین سال ۸۸ هم لابد شنیدنی است. ایشان بعد از جمله معروف خس و خاشاک هرگز اظهار نظر علنی نکرده اند ولی چیزهایی از اظهار نظرهای غیرعلنی ایشان مبنی بر اعتراض شدید به نحوه برخورد با معترضین و روند غیرقانونی دادگاه ها و حصرها وجود دارد که لابد علاقمندان ایشان بهتر می دانند.
    ۵- ادبیات شما هیچ ربطی به ادبیات انسانی و بهاری سال های اخیر احمدی نژاد ندارد. کاری نکنید اسباب سرشکستگی ایشان را فراهم آورید.
    ۶- مرا و ما را متهم کرده اید که به خون دشمنانمان تشنه ایم. من به قرائت رحمانی از دین اعتقاد دارم و اساسا نمی توانم تشنه به خون هیچ کس حتی دشمنانم باشد و در ضمن شما و امثال شما را دشمن نمی دانم. با وجود این به یک روانشناس مراجعه فرمایید نکند خدایی ناکرده شما تشنه خون دشمنانتان باشید.
    ۷- ادبیات شما به جز اینکه بی ادبانه و خشن است، تا حدی مخوف هم هست. راستش را بخواهید ادبیات شما مرا که اصلا ترسو نیستم، ترساند. ادبیات شما سرشار از کینه و خشونت نسبت به مخالفان و دگراندیشان است و آدم را یاد باندهایی می اندازد که برای حفظ آنچه مقدس می دانند حاضرند دست به هرکاری بزنند. برای آرامش روحتان عمیقا برایتان دعا می کنم.

    • ۱- اگر بنویسم که آقای فتاحی درج نمی کند واگر درج کند لابد دوباره کارش به جای باریک می کشد. پس از نوشتن این تحلیل به خصوص معذورم. ساختار دنبال بهانه می گردد. فقط اشاره می کنم به آخرین مورد بند پایانی وصیت نامه امام خمینی. همچنین ماجراهای آقای ملکزاده. و همچنین ماجرای قباد و مزدک.
      ضمنا به یادتان می آورم که چرا وقتی عکس رهبری را هم آتش بزنند و علیه خود جمهوری اسلامی شعار دهند همان بزرگان و وابستگان ساختار ساکتتد اما اگر یک نفر مثلا سخنرانیش به هم بریزد و مورد پرخاش مردم قرار گیرد از همه طرف از راست و چپ و از اصلاح طلب و اصولگرا جیغ بنفش می کشند. از هر توضیح بیشتری معذورم.

      ۲- لازم نیست! هرگاه از دستتان از استدلال و منطق تهی می شود مظلوم نمایی می کنید. و الا تاکنون این ما بوده ایم که در مقابل همه ادعاهای شما پاسخ قاطع داده ایم و در عوض این شما بوده اید که هر بار به جای پذیرش خطا ، با فرار به جلو سوالات دیگری را مطرح کرده اید. و بعد که باز جواب گرفتید مجددا مانند ضبط صوت همان ادعاهای قبلی را تکرار می کنید! درست همان رفتار اربابان صهیونیستتان در آژانس جهانی اتمی و برخوردی که با ایران دارد! می گویند تره به تخمش می رود و صهیونیست ایرانی هم به صهیونیسم بین الملل.

      ۳- مهم نیست چه کسی را به انصاف بشناسید یا نشناسید. مهم این است که همه اعمال و جنایات شما در دفتر عدال الهی ثبت شده است. البته حواسم بود که طیفی که لاییکها و بی خداها پای علمش سینه می زنند و به مساجد یورش می برند و قرآنها را می سوزانند اعتقادی به خدا و قیامت ندارد.

      ۴-اتفاقا همین ماجرای خس و خاشاک مثال زنده ای بود از نمونه جنایات شما. البته این بار از نوع ترور شخصیت و سانسور و تحریف و تقطع آنهم از مدعیان آزادی اطلاعات بیان و مخالفان سانسور! کسانی که رسما و با وقاحت هر چه تمامتر گفتند احمدی نژاد سیزده میلیون نفر را خس و خاشاک نامید! درست همانها که گفتند احنمدی نژاد مخالفانش را بزغاله نامید! حال آنکه احمدی نژاد گفته بود کسانی که امام زمان و وعده های الهی را باور ندارند به اندازه بزغاله نمی فهمند. البته نکته همین است. فحش را که زمین بیندازی صاحبش آن را بر می دارد!
      و نکته دیگر هم همین است که خود شما دیکتاتورترین افراد تاریخ هستید. برایتان فرق ندارد در چه انتخاباتی و کجای دنیا شرکت می کنید. هر جا کاندیدای مورد نظرتان رای نیاورد و گزینه محرومان و مستضعفان انتخاب شود انتخابات را مخدوش می دانید. چه ریاست جمهوری در ایران باشد چه ونزوئلا و چه زیمبابوه و چه هر جای دیگر. آمریکا و بوقهایش هم همه جا حامی شما هستند. حتی اگر در انتخابات بسیار کوچک و بی اهمیت انتخاب رییس شورای شهر هم رای نیاورید آن را مخدوش می نامید! یا رای مردم رای رای توده ناآگاه و بی سواد و رای به سیب زمینی می نامید.
      اما خدا نیاورد روزی که رای بیاورید! آن وقت طرف مقابل است که باید پیام رای مردم را درک کند! طرف مقابل باید دست از افراط و قانون شکنی بردارد! باز هم هزار رحمت به موسولینی. حقا که خودتان تجلی فاشیسم هستید اگر چه با با بیشرمی مخالفتان را فاشیست می نامید!

      اما جهت اطلاع شما ، احمدی نژاد از مهمترین مخالفان حصر و حامیان دادگاهی شدن فتنه گران بود. اما به همان دلیلی که توضیحش داده شد همان ساحتار برای حفظ خودش نمی گذارد. احمدی نژاد دلش برای خس و خاشاک نسوخته است. دارد عقبه بزرگ فتنه را می بیند که کار خود ساختار بود و میرحسین موسوی فقط دم مارمولک این ساختار بود. احمدی نژاد و هوادارانش بحق مخالف ادامه این وضعیت و حامی اصلاحات ساختاری و بنیادی هستند. اصلاحاتی که تا ابد ریشه هر استعمارگر و وطنفروشی را از ایران خواهد کند.

      ۵- البته که ندارد. مدل رفتاری سلمان و ابوذر هم یکی نیست. اگر چه هدفشان یکی است. اجمدی نژاد مرد بسیار بزرگواری است با جنسی از آرامش عارفان و چیزهایی را می داند که ما نمی دانیم. اگر جز این بود که مردی به عظمت مرحوم آقای بهجت که هیچ سیاستمداری رابه حضور نمی پذیرفت سه بار با او ملاقات نمی کرد.
      اما ما ابوذر وار بر سر شما ستمگران فریاد می زنیم.

      ۶- این قرائت ها را برای خودتان نگهدارید. قرائت ما که تنها قرائت صحیح از اسلام است همان قرائت علی بن ابیطالب علیه السلام است. همان قهرمان ذوالفقاری که در میان نبرد احدی جرات رویارویی با او را نداشت و همان کسی که چهار دست و پا می شد و کودکان یتیم را سوار خود می کرد. اسلام ما بر خلاف شما یک بعدی نیست. بگذاریم که ادعای قرائت رحمانی شما هم دروغ است. این رحمانیت شما فقط تا کنون نصیب لاییکها و بهاییان و جاسوسان شده است! اما امان از وقتی که با این قرائت رحمانی با مخالفان خود رو به رو شوید! آن وقت آنها باید بروند به جهنم! باید له شوند. باید تهمت بخورند. باید حتی اگر آبدارچی اداره هستند از کار برکنار شوند. این است معنای قرائت رحمانی شما.

      ۷-این ادبیات ادبیات خدا است خطاب به دشمنانش. و البته این فرمان خدا است که شما را به وحشت انداخته است. در حالی که تاکنون رسم بر این بوده است که شما ایجاد وحشت کنید. رسم این بوده است که شما در هر انتخابات که دلخواهتان نباشد آشوب کنید. رسم بوده که شما هر روز تشنج ایجاد کنید. رسم بوده که شما هر بار اتفاقی در جامعه می افتد متدینان را متهم کنید. اما خوب، عوض گله ندارد.
      ما دست شما را خوانده ایم. البته برای حفظ مقدسات خود از جان مایه می گذاریم اما یقین داشته باشید همین دین اجازه نمی دهد هر کاری بکنیم. والا ما هم می توانستیم از روشهای کثیف شما برای رسیدن به قدرت استفاده کنیم.
      اما پاینده باد خشم راستین و مقدس ما. دشمنان ما می خواهند همین خشم را از ما بگیرند. خشمی که انگیزه آزادی نوع بشر از سلطه طاغوتها است.
      آرامش روح ما تنها با تحقق کامل توحید و عدالت در سراسر جهان محقق خواهد شد و تا زمانی که فقط یک مستضعف در این عالم باشد روح ما در آرامش نخواهد بود. دعایتان را برای خودتان نگه دارید.

      • سلام علیکم
        ۱- فرموده اید: “اگر یک نفر مثلا سخنرانیش به هم بریزد و مورد پرخاش مردم قرار گیرد”. بیچاره مردم که هر کس دلش خواست یک عده را مردم بنامد و جمعیت ۳ میلیونی ۲۵ خرداد را مزدور.
        ۲- خطاب به من نوشته اید: “درست همان رفتار اربابان صهیونیستتان در آژانس جهانی اتمی و برخوردی که با ایران دارد! می گویند تره به تخمش می رود و صهیونیست ایرانی هم به صهیونیسم بین الملل”. مرا صهیونیست ایرانی دانسته اید. اشکالی ندارد. روز جزایی هم هست.
        ۳- نوشته اید: “طیفی که لاییکها و بی خداها پای علمش سینه می زنند و به مساجد یورش می برند و قرآنها را می سوزانند اعتقادی به خدا و قیامت ندارد” چقدر تهمت؟ چقدر نفرت؟ چقدر بی تقوایی؟
        ۴- احمدی نژاد در جشن غیرقانونی ۲۴ خرداد در میدان ولی عصر کسانی را که به نتایج انتخابات معترض بودند خس و خاشاک نامید. اگر بعدا از حرفش پشیمان شد می توانست استغفار کند. ما را مظهر فاشیسم نامیده اند ولی سراسر حرفهایتان فاشیستی است.
        ۵- مقایسه خودتان و احمدی نژاد و آیت الله بهجت با رفتار سلمان و ابوذر ارزش پاسخ ندارد. کار پاکان را قیاس از خود مگیر.
        ۶- فرموده اید: “قرائت ما که تنها قرائت صحیح از اسلام است همان قرائت علی بن ابیطالب علیه السلام است.” بسیار عالی. شما صاحب قرائت صحیح. فقط بفرمایید با امثال مصباح و طرفدارانش نیز که خود را صاحبان تنها قرائت صحیح می دانند چه می کنید؟ هم چنین فرموده اید: “این رحمانیت شما فقط تا کنون نصیب لاییکها و بهاییان و جاسوسان شده است!” من نمی دانم شما اگر با جاسوسان بدید، اگر توجیهی برای ضدیت با بهاییان دارید، با لائیک ها چه خصومتی دارید؟ در قرائت شما لائیک بودن هم جرم است؟
        ۷- باز هم مرا و ما را به تشنج و ایجاد وحشت و آشوب متهم کرده اید. اشکالی ندارد. روز جزایی هست. لابد در قرائت شما اصل هم بر برائت نیست. اشکالی ندارد. ولی من باز هم برای رهایی روح شما از این همه خشونت و نفرت دعا می کنم.

        • سلام
          فقط اجازه بدید بنده وسط دعوا نرخ تعیین کنم و عرض کنم جمعیت معترضین ۲۵ خرداد ۸۸ به هیچ وجه سه میلیون نفر نبود. البته بارها هم گفته ام با همین سبک جمعیت سنجی که مورد استناد بنده است، مشکلی در این نمی بینم که جمعیت راهپیمایان راهپیمایی هایی که به نفع نظام هم بوده است محاسبه شود.

          • با سلام
            تخمین شما از حاضران راه پیمایی ۲۵ خرداد و ۹ دی در تهران چقدر است؟

          • در خوشبینانه ترین حالت، ششصدهزار نفر. اگر حوصله دارید حتما این مطلب رو بخونید:
            http://armanha.tk/?p=457
            اعدادی که ممیز دارند، طرفین ممیز رو برعکس بخونید. در کپی پیست، برعکس شدن.

          • سلام
            در جوابم به یکی از کامنتهای همان پست گفته ام جمعیت ۹ دی را بیشتر می دانم، چون ۲۵ خرداد تنها در یک مسیر میدان انقلاب تا میدان آزادی بود ولی راهپیمایی ۹ دی چهار مسیر منتهی به میدان انقلاب داشت و دیگر اینکه، تایم راهپیمایی ۹ دی طولانی تر بود. ضمنا بنده در هر دو راهپیمایی حضور داشتم. اولی را بنابر کنجکاوی و دومی را به خاطر تحقیر و دهن کجی که چند ماه متوالی به من و امثال من روا شده بود.

        • ای بابا
          من از اول بحثتون رو دنبال کردم .ولی این شماره ۴ فک نمیکنی خیلی خز شده؟ فکر نمیکردم هنوز بعضی ها این خس و خاشاک براشون سوال باشه از شما بعید بود واقعا !
          اول بحثتون فک نمیکردم به همیچن موردی اشاره کنید

  6. قضیه انحلال هما و تکذیبش و بعدش حرف های دولت بهار چیه؟
    کسی میگه چه خبره؟
    چرا حامیان دکتر با هم اینجوری می کنن؟

  7. بحث در مورد خس و خاشاک
    برادر عزیز آقای فتاحی سلام. در کامنتی در بالا نوشته اید: “ضمنا بنده در هر دو راهپیمایی حضور داشتم. اولی را بنابر کنجکاوی و دومی را به خاطر تحقیر و دهن کجی که چند ماه متوالی به من و امثال من روا شده بود.”
    من مفهوم تحمل ماه ها تحقیر و دهن کجی را می فهمم و احساس شما را درک می کنم. همین احساس را من در موارد زیادی در این سال ها داشته ام و یک مورد آن در این مورد است که ۵ سال است مرا و ما را به تحریف حرف اقای احمدی نژاد در مورد خس و خاشاک متهم می کنند. اکنون وجدان و انصاف شما و همه احمدی نژادی های عدالت طلب را به شهادت می گیرم تا استدلال مرا خوانده و نظر خود را در این مورد بگویید.

    متن دقیق سخنرانی احمدی نژاد در حوالی ظهر روز یکشنبه ۲۴ خرداد ۸۸ به شرح زیر است: “ملت ایران یک ملت متحد است، امروز خبرنگاری سؤال کرد، گفت بعضی‌ها گوشه و کنار، کارهایی انجام می‌دهند، اغتشاش است، شورش است، اعتراض است، واژه‌های تندی را به کار برد، من یک مثال زدم، یک نتیجه‌گیری کردم، برای شما عرض می‌کنم، گفتم شما اشتباه می‌کنید، ملت ایران یکپارچه است، در یک مسابقه‌ی فوتبال، ۵۰ هزار، ۷۰ هزار تماشاچی می‌روند، آن کسی که تیمش باخته، وقتی می‌آید بیرون، عصبانی است و به هر دری می‌زند.در ایران، در انتخابات ۴۰ میلیون نفر، خودشان بازیگر اصلی و تعیین‌کننده اصلی بودند، حالا چهار تا خس و خاشاک این گوشه‌ها کاری می‌کنند، بدانید این رودخانه‌ی زلال ملت جایی برای خودنمایی آنها نخواهد گذاشت.”

    می گویند هر حرفی را باید در ظرف زمانی و مکانی خود تحلیل کرد و با توجه به context موجود آن را تفسیر کرد. من اکنون از دید خودم و معترضین شرایط آن روزها را توصیف می کنم.
    ساعات اولیه روز ۲۳ خرداد نتایج اعلام می شود. سه کاندیدا از ۴ کاندیدا به شدت به نتایج اعتراض دارند و بخشی از طرفداران آنها در عصر و غروب و شب ۲۳ خرداد در خیابان ها تجمعات و تظاهرات اعتراضی برگزار می کنند و حرف از اعتراضات خیابانی در روزهای آینده می زنند. روز ۲۴ خرداد بدون اینکه نتایج انتخابات توسط شورای نگهبان تایید شده باشد، آقای احمدی نژاد جشن پیروزی برگزار می کند و آن جملات را می گوید.

    بحث من بر قانونی بودن یا نبودن تجمعات نیست. در انتخابات قبلی هم حرف از تقلب و تخلف همواره بوده است ولی هیچگاه نبوده است که همه کاندیداهای شکست خورده به شدت به آن اعتراض داشته باشند و تظاهرات خیابانی به عنوان اعتراض شکل گرفته باشد.. حال با این شرایط من معترض جملات احمدی نژاد را باید چگونه تعبیر و تفسیر کنم؟ او به جای اینکه از حق قانونی اعتراض معترضین دفاع کند، به جای اینکه اعلام پیروزی را به بعد از بررسی اعتراضات موکول کند، به جای اینکه فکر کند که ۶۷۸۲۴۰ رای دهنده به محسن رضایی + ۳۳۳۶۳۵ رای دهنده به مهدی کروبی + ۱۳۲۱۶۴۱۱ رای دهنده به میرحسین موسوی به این انتخابات اعتراض دارند و بخشی از آنها به خیابان آمده اند، می گوید: “در ایران، در انتخابات ۴۰ میلیون نفر، خودشان بازیگر اصلی و تعیین‌کننده اصلی بودند، حالا چهار تا خس و خاشاک این گوشه‌ها کاری می‌کنند، بدانید این رودخانه‌ی زلال ملت جایی برای خودنمایی آنها نخواهد گذاشت.” به نظر شما وقتی کاندیداهای ۱۴ میلیون از ۴۰ میلیون به شدت اعتراض دارند، باز هم می توان حرف از ملت متحد زد؟ آقای فتاحی و دوستان عزیز احمدی نژادی، شما می توانید کماکان انتخابات را ۱۰۰ در ۱۰۰ بدون تقلب و تخلف بدانید ولی شما را به وجدان و شرافت و انصافتان قسم، خود را جای ما بگذارید و حرف احمدی نژاد را در شرایط آن روز تفسیر کنید. امید وارم بپذیرید که ما داریم تحقیر و دهن کجی که چند سال متوالی به من و امثال من روا شده بود را تحمل می کنیم.

    • سلام
      اتفاقا به شما هم توصیه می کنم این سخنان را در ظرف زمانی خودش ببینید. این سخنان در ظهر ۲۴ خرداد ۱۳۸۸ ادا شده است. تا آن زمان اعتراضات پراکنده ای که به نتایج انتخابات صورت گرفته بود تنها سر و شکل شورش، اغتشاش و خشونت آمیز داشت. تا جاییکه یادم است در روز ۲۳ خرداد در تهران حداقل دو دستگاه اتوبوس (یکی در خیابان مطهری و دیگری در اطراف میدان ونک) و چندین بانک به آتش کشیده شده بود. از آنجا که محل کارم در آن زمان به میدان ولیعصر نزدیک ولیعصر بود، بخصوص در زمان برگشت به منزل از طریق خیابان مطهری، شاهد بقایا و آثار این خرابیها بودم. فکر نمی کنم شما هم مخالف باشید با اینکه مسببین چنین خرابیهایی خس و خاشاک هستند. تبریک و پذیرفتن نتایج انتخابات بعد از اعلام نتایج آن و قبل از تایید شورای نگهبان هم امری معمول است. کما اینکه در انتخابات سال ۱۳۹۲ هم هواداران جناب روحانی در شامگاه روز بعد از انتخابات در خیابانها جشن پیروزی گرفتند و پیامهای تبریک و تشکر هم بلافاصله بعد از اعلام نتایج و قبل از تایید شورای نگهبان صادر شدند. من ندیدم کسی به جناب روحانی که به صورت ناپلئونی هم حائز اکثریت آراء شده بود ایراد بگیرد که چرا قبل از تایید شورای نگهبان، پیروزی خود را در انتخابات حتمی گرفته است و پیام صادر کرده است.
      اینکه فرض گرفته اید همه رای دهندگان به سه کاندیدای دیگر جزو معترضین به نتایج انتخابات بوده اند هم فرضی غلط است. در اقوام خودمان نمونه هایی از رای دهندگان به موسوی سراغ دارم که به نتایج انتخابات معترض نبودند و جالب است بدانید که در تظاهرات ۹ دی هم حضور داشتند. اتفاقا به جد معتقدم بخش عمده ای از معترضان به نتایج انتخابات در تهران، جزو ۳۵ درصدی بودند که اساسا در شهر تهران در انتخابات شرکت نکرده بودند و مهر انتخابات در شناسنامه هایشان نبود. نمونه اینجور اشخاص را هم کم سراغ ندارم.
      به نظرم خوب است اسیر بازیهای رسانه ای نشویم. عبارت خس و خاشاک اگر هم حاوی توهین است، آقای روحانی به مراتب شدیدتر و به کرات به کسانی که به ایشان رای نداده اند به بهانه ها و مناسبتهای مختلف، توهین کرده اند ولی هیچ کدام از توهینهای ایشان مثل عبارت “خس و خاشاک” ماندگار نشد. برای تحریک رای دهندگان به جناب موسوی و به صحنه آوردن آنها لازم بود که عبارت “خس و خاشاک” بولد شود، که شد.

    • میخواستم جوابی بنویسم که دیدم اقای فتاحی نوشتند
      فقط شما به مابگویید که چه طور نتیجه گرفتید آن ۱۴ میلیونی که به دکتر رای ندادند همه گی به نتایج انتخابات معترض بودند و اینکه اگر معتقدید منظور خس و خاشاک آن ۱۴ میلیون بودند آن کلمه ۴۰ میلیون را چه جوری تفسیر میکنید ؟
      متاسفانه ۵ سال است که دوستان شما مارا به انصاف وجدان دعوت میکنند اما ای کاش اول خودشان انصاف به خرج میدادند

    • با سلام
      جناب شمس الهی بخدا فردای روز انتخابات صبح که به اداره رفتم تمام همکارانم که تا قبل از انتخابات کلی با هم کلکل داشتیم انتخاب احدی نژاد را به من تبریک گفتند.
      فردای آنرز همه آنها مدعی تقلب شدند.
      برای اینکه واقعا خودشان مستقلا اعتقادی به تقلب نداشتند. و فقط بخاطر ادعای تقلب از سوی کاندیداهای مورد علاقه شان آنها نیز هراه شده بودند.
      جناب شمس الهی مراکز نظر سنجی غربی نیز با کمتر از دو درصد پیروزی احمدی نژاد را از قبل تائید کرده بودند.
      وحتی شایعه بود که اوبا ما بخاطر همین اطمینان از پیروزی احمدی نژاد دو ماه قبل از انتخابات به رهبری نامه داده بود رای حل اختلافات. ولی از همین داخلی به آنها پیام دادند که دست نگهدارد.
      وشد آنچه که نباید میشد.
      شما فکر کرده اید در شرایط برابر اگر کاندیداهای اصولگرا نیز نظام را به تقلب متهم کنند همین بساط تکرار نمیشد؟
      برادر عزیز شایعه تقلب خصوصا در انتخابات مجلس همواره نقل محافل است. خصوصا در شهر های کوچک.
      اگر مردم بخواهند با هر ادعای تقلب بیرون بریزند که سنگ رو سنگ بند نمیشود.
      ولی در تهران مسئله اصلا تقلب نبود. بلکه مستمسکی برای بیرون ریختن عقده های فرو خورده جمعی از مرفهین و ضد انقلاب و … بود.
      والبته در آن میان بودند افرادی خارج از اینگونه افراد که واقعا فکر میکردند موسوی و کروبی واقعا سند محکمی دارند.
      ولی از شما متعجبم که حتی اعترافات مسئولین ستاد انتخاباتی همین حضرات مبنی بر غیر ممکن بودن تقلب ۱۱ میلیونی را در نظر نمیگیری. و حتی عقب نشینی حضرات را از ادعای دست بردن در رای مردم به مستمسک هائی چون سیبزمینی و سهام عدالت را نیز ندیدی؟
      که آقایان وقتی در سند جور کردن کم آوردن زدن به سهام عدالت و..
      واقعا اگر آنان تا آخر سر حرف خود میماندند. میگفتیم شما بخاطر اعتماد به آنان هنوز مدعی تقلبید. ولی با عقب نشینی آنها از موضع اولیه خود باعث تعجب است که شما هنوز همان ادعا های بچه گانه اولیه آنان را تکرار میکنید

  8. سلام
    جناب آقای فتاحی، قرار شد خود را جای من و معترضین بگذارید و حرف احمدی نژاد را تفسیر کنید. حرف من این است که ۳ کاندیدا از ۴ کاندیدا صبح ۲۳ خرداد به شدت به نتایج اعتراض دارند و در آن روز هم اعتراضات شروع شده است. شما به مشاهدات خود از چند اتوبوس سوخته اشاره کردید. خوب من هم به چشم خود در عصر ۲۳ خرداد معترضینی را دیدم که سر کوچه امان شعار می دادند و یا حمله برادران بسیجی و لباس شخصی فرار کردند و به چشم خود دیدم که برادران بسیجی درب پارکینگ خانه ای را که یک نفر به آنجا پناه برده بود شکستند. اینکه شدت اعتراضات و نوع اعتراضات در روز ۲۳ خرداد چگونه بود خیلی با دقت قابل توصیف نیست. ولی از احمدی نژاد رییس جمهور انتظار نمی رود به گزارش من یا شما توجه کند. ۳ کاندیدای معترض یعنی نماینده ۱۴ میلیون نفر اعتراض دارند. حالا شما در جشن غیرقانونی می آیید و اعلام می کنید: “ملت ایران یک ملت متحد است، امروز خبرنگاری سؤال کرد، گفت بعضی‌ها گوشه و کنار، کارهایی انجام می‌دهند، اغتشاش است، شورش است، اعتراض است، واژه‌های تندی را به کار برد، من یک مثال زدم، یک نتیجه‌گیری کردم، برای شما عرض می‌کنم، گفتم شما اشتباه می‌کنید، ملت ایران یکپارچه است، در یک مسابقه‌ی فوتبال، ۵۰ هزار، ۷۰ هزار تماشاچی می‌روند، آن کسی که تیمش باخته، وقتی می‌آید بیرون، عصبانی است و به هر دری می‌زند.در ایران، در انتخابات ۴۰ میلیون نفر، خودشان بازیگر اصلی و تعیین‌کننده اصلی بودند، حالا چهار تا خس و خاشاک این گوشه‌ها کاری می‌کنند، بدانید این رودخانه‌ی زلال ملت جایی برای خودنمایی آنها نخواهد گذاشت.” به من حق بدهید که خس و خاشاک را توهین به معترضین و سه کاندیدای معترض و رای داهندگان به آنها بدانم خصوصا وقتی این سه کاندیدای شکست خورده حرف از مهندسی انتخابات می زنند. در ضمن توهین روحانی توجیه توهین به احمدی نژاد را نمی کند. من گرچه به حسن روحانی رای دادم ولی از بسیاری از حرف ها و کارهای او شرمسارم خصوصا وقتی به منتقدین و مخالفین خود توهین می کند. در ضمن وقتی روحانی ناپلئونی پیروزاعلام شد، همه کاندیداهای بازنده بلافاصله به او تبریک گفتند و وقتی احمدی نژاد با ۶۳ درصد پیروز اعلام شد همه کاندیداهای شکست خورده به شدت (تاکید می کنم به شدت) اعتراض کردند و هیچ یک حتی پس از اعلام نهایی شورای نگهبان هم دست از اعتراض خود برنداشتند، دو نفر به حبس رفتند و رضایی فقط تمکین کرد. آیا شما واقعا بین این دو حالت فرقی نمی گذارید؟ البته در هرحال اگر به مر قانون بخواهیم عمل کنیم، برگزاری جشن قبل از تایید رسمی شورای نگهبان غیرقانونی است. نکته آخز اینکه برای من روحانی و احمدی نژاد هر دو سیاست مدار یا سیاست یازی هستند که در صحنه سیاست چندروزی حضور دارند ولی شما که احمدی نژاد را انسان بهاری و امام زمانی می بینید، آیا از او انتظار ندارید که در روز ۲۴ خرداد به جای استفاده از واژه خس و خاشاک، حداقل اشاره به اعتراض شدید سه بازنده و طبعا طرفدراران آنها بکند و از حق اعتراض آنها دفاع کند؟ حسنات الابرار سیئات المقربین
    اما برادر عزیز حسن آقا، بحث من در اینجا اصلا درستی یا نادرستی ادعای معترضین نبود بلکه بحث بر سر این بود که آیا ما حق داریم خس و خاشاک را توهین به معترضین بدانیم یا خیر. اما در مورد انتخابات هم اگر بخواهید با هم بحث می کنیم. من بارها در همین جا بر سر این موضوع بحث کرده ام. اگر وبلاگی دارید بفرمایید به آنجا بیایم تا مفصلا از دلایل اعتراض خود برایتان بگویم. اگر هم خواستید حضوری می توانیم بحث کنیم.

  9. حامد جان نعل وارانه می زنی؟ یک بام و دو هوا؟
    اصلا مشخص نیست تو به چه چیزی اعتقاد داری.

    مگر نه اینه نظام جمهوری اسلامی نظامی الهی است؟ مگر نه اینکه تمام دشمنان و مخالفانش، مخالفان یک حکومت الهی هستند؟ مگر تکلیف نسیرین ستوده مشخص نیست؟ یعنی اگر نسرین ستوده از احمدی نژاد طرفداری می کرد آدمی مثل تو با او مشکلی نداشت؟؟؟؟
    تکلیفت را با خودت روشن کن بعد در مورد نسرین ستوده حرف بزن. تو جمهوری اسلامی را قبول داری یانه؟ ولایت فقیه را قبول داری یانه؟ ریئس قوه قضایه را که توسط فقیه عادل جامع الشرایط مشخص شده قبول داری یانه؟ قید مطلقه کنار ولایت فقیه می دانی معنی اش چیست؟ رئیس قوه قضایه می خواهد چنین لایحه ای تصویب شود، او که فقیه است مصلحت را بهتر از تو و احمدی نژاد می داند.
    نسرین ستوده چه تیپ آدمی است که تو امروز به او آدرس نشان می دهی که اگر فرضا احمدی نژادی ها سرکار بودند تو محدود نمی شدی؟
    نسرین ستوده و حامینانش یعنی محمد ملکی، محمد نوری زاد تکلیفشان مشخص است. مخالف نظام الهی جمهوری اسلامی هستند. معنی ندارد که مخالف حکومت الله اجازه فعالیت داشته باشد. هر جوری که بشود باید دم و زبانشان را چید.
    شده ای شتر مرغ. نصفت طرفدار جمهوری اسلامی – نصفت با مخالفین آن.
    مگر در دادگاه های سال ۵۷ – ۵۸ – ۵۹ – ۶۰ – ۶۱ مخالفین و معاندین نظام جمهوری اسلامی وکیل داشتند؟ این طور باشد تو پس فردا نکات مشترکی با ابراهیم یزدی، مادر ندا آقا سلطان و هدی صابر و هاله سحابی هم پیدا می کنی بعد با یک لحن عاقل اندر سفیه آنها را نصحیت می کنی که احمدی نژاد برای شما بهتر از روحانی بود.
    یعنی کل مرز بندی جنابعالی با آدمی مثل نسرین ستوده (و دیگران) بر سر این است که چرا او روحانی را به احمدی نژاد ترجیح داده؟ یعنی وزارت اطلاعات زمان احمدی نژاد نباید او را جلب می کرد؟ نباید زندانش می کردند؟
    لابد پس فردا زندانیان منافق ، عباس امیرانتظام جاسوس، ابراهیم یزدی و منافقان از خدا بی خبر تروریست را نصیحت می کنی که اگر احمدی نژاد سرکار بود اوضاع شما در زندان بهتر بود.

    • آقا حامد کاش کنار نظرات قابلیت لایک و دیسلایک وجود داشت بعضی حرف ها رو ادم نمیتونه بگه فقط میتونه موافقت یا مخالفتش رو با این ابزار اعلام کنه!!!

  10. به شمس اللهى
    برداشت بنده ازخلاصه صحبتهاى شما این است که ایراد اصلى به احمدى نژاد عدم درنظر گرفتن جو احساسى شماست. احساسى که موجب برداشت اشتباه وعجولانه تان از واژه اى که اساسا خطاب به شما نبود می شد. پس لزوما اذعان دارید که توهینى نسبت به شما صورت نگرفته تا با مقایسه با توهینهاى روحانى انرا کمتر بدانید.
    نتیجتا ملاحظه مى فرمایید که مراتب مقربین و(ابرار به زعم شما)، نیز کاملا رعایت شده.

    • سرکار خانم یا جناب آقای حسینی
      سلام. برداشت شما از حرف من غلط است. حرف من بسیار ساده است. در آن شرایط ، معترضین نمی توانستند از خس و خاشاک خواندن یک عده، چیزی جز توهین به خود برداشت کنند. دلایل آن را دوباره عرض می کنم.
      همه کاندیداهای بازنده (یعنی نماینده ۱۵ میلیون نفر) به شدت به نتایج اعتراض دارند و روز شنبه اعتراضات خیابانی شروع شده است. روز یکشنبه کاندیدای برنده قبل از بررسی اعتراضات جشن پیروزی برگزار می کند و چنین می گوید: “ملت ایران یک ملت متحد است، امروز خبرنگاری سؤال کرد، گفت بعضی‌ها گوشه و کنار، کارهایی انجام می‌دهند، اغتشاش است، شورش است، اعتراض است، واژه‌های تندی را به کار برد، من یک مثال زدم، یک نتیجه‌گیری کردم، برای شما عرض می‌کنم، گفتم شما اشتباه می‌کنید، ملت ایران یکپارچه است، در یک مسابقه‌ی فوتبال، ۵۰ هزار، ۷۰ هزار تماشاچی می‌روند، آن کسی که تیمش باخته، وقتی می‌آید بیرون، عصبانی است و به هر دری می‌زند.در ایران، در انتخابات ۴۰ میلیون نفر، خودشان بازیگر اصلی و تعیین‌کننده اصلی بودند، حالا چهار تا خس و خاشاک این گوشه‌ها کاری می‌کنند، بدانید این رودخانه‌ی زلال ملت جایی برای خودنمایی آنها نخواهد گذاشت.” همین که ۴۰ میلیون را یک طرف قرار می دهد و معترضین را طرف دیگر، بزرگترین توهین به ۱۵ میلیون معترض است وقتی کاندیداهای آنها به شدت اعتراض دارند. انتظار ندارم استدلال مرا بپذیرید ولی انتظار دارم استدلال مرا بفهمید و قبول کنید که ما معترضین با درد دین و وطن اعتراض داشته و داریم. همین و بس.

  11. به سرکار خانم یا جناب آقاى شمس اله ى یا شمس الله ى(مسأله املائى)
    بله شرایط شما قابل درک است ونیاز به تکرار فرمایش نبود.(ولذا عمده ایراد ما، به بوجود اورندگان ان شرائط وهمچنین مسامحمه کنندگان در برخورد با انها یعنى ساختار نظام است).
    _قبول کنید که ما معترضین با درد دین و وطن اعتراض داشته و داریم_
    ما وارد مقوله نیت خوانى نشدیم واگر به مسائلى خارج از نوشتارتان پرداخته شده عمدتا وقایعى تاریخى بوده.
    _در آن شرایط ، معترضین نمی توانستند از خس و خاشاک خواندن یک عده، چیزی جز توهین به خود برداشت کنند_
    پس لطفا در شرایط طبیعى به باز خوانى بپردازید.

  12. جناب آقای حسینی
    سلام. اولا بسیاری از افراد در بوجود آوردن آن شرایط نقش داشتند که به نظر ما معترضین، یکی از آنها و شاید مهمترین آنها شخص آقای احمدی نژاد است و بعد هم افرادی از اعضای شورای نگهبان که به جای بی طرفی یک طرف دعوا شدند و ….
    ثانیا اگر در شرایط عادی هم بخواهم حرف احمدی نژاد را تحلیل کنم به چیزی جز آن چه گفتم نمی رسم مگر اینکه وارد نیت خوانی او از این حرف شوم که فرموده اید نیازی به ورود آن نیست.

  13. جناب اقای حسینی
    در ضمن اسم مرا با یک لام می نویسند و با دو لام می خوانند، به ضم سین.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<