نامه رحیمی به احمدی نژاد را اینگونه بخوانید!

آرمانشهر: در ادامه، متن کامل نامه محمدرضا رحیمی به دکتر محمود احمدی نژاد، منتشر شده در روز ۷ بهمن ۱۳۹۳ را آورده ام. به اضافه تیترهایی که بعضا طولانی هستند و داخل کروشه آمده اند. این تیترها، خوانش بنده از نامه هستند که در ابتدای هر قسمت از نامه، آنها را قید کرده ام. با چنین خوانشی از نامه رحیمی است که از ابتدای مطالعه آن، بر این نظرم که نامه برخلاف ظاهرش، به ضرر مخالفان احمدی نژاد است نه احمدی نژاد. رحیمی، آگاهانه یا ناآگاهانه، با نوشتن چند کنایه به احمدی نژاد، کاری کرد که نامه اش انتشار گسترده تری پیدا کند و حرفهای اصلی اش به گوش مخاطبان بیشتری برسد. ای بسا که هوشمندی احمدی نژاد در کار بوده است تا با صدور چنان بیانیه ای توسط دفترش، رحیمی را به نگاشتن چنین نامه ای وادارد؛ شخصی که به وقتش دلش برای خودش نسوخت و بارها در زمان تصدی معاونت اول احمدی نژاد، به درخواست احمدی نژاد برای شکستن سکوتش در مورد جزئیات پرونده اش و اطلاع رسانی در مورد آن توجه نکرد.

به هر حال آنچه در نامه رحیمی، پیش فرضی ناگفته است این است که با وجود تمام ظلمهایی که جناب رحیمی مدعی است دیگران در حق او کرده اند، تنها کسی که می توان اینگونه بی پروا با او سخن گفت و از او توقع جوانمردی بیشتر داشت، احمدی نژاد است وگرنه، نه می توان ذره ای به آن ظالمانِ مفروض جناب رحیمی، تشر زد و آنها را اینگونه مخاطب قرار داد و نه از دیگران، ذره ای همراهی و جوانمردی انتظار می رود.

لازم به اشاره است اینکه از متن نامه، چنین خوانشی دارم، الزاما به معنی تایید تمام محتوایی که از نامه برداشت می شود نیست.

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر احمدی نژاد، رئیس جمهور محترم دولت های نهم و دهم
سلام علیکم

[به جز احمدی نژاد، بقیه دشمنند]

این مختصر را چگونه می‌توانم آغاز کنم جز آنکه بگویم: چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟
البته شما دشمن نبوده‌اید و مرا با شما دوستی و رفاقت دیرینه ایست که مربوط به سال‌های اخیر نیست. نیک می دانید و دیگران هم خوب است در این مجال مطلع شوند که رفاقت من و شما به سال‌های دوری بر می‌گردد که در کردستان و آذربایجان غربی بودید و سپس به اردبیل رفتید تا تقدیرمان این باشد که هر دو استانداری دولت ششم را تجربه کنیم. گذر زمان شما را به ریاست جمهوری و بنده را به خدمتگزاری در دیوان محاسبات کشور رساند.

[اصولگرایان ربطی به احمدی نژاد نداشتند، از همان ابتدا سنگ اندازی می کردند و از همان اول، قبول همکاری با احمدی نژاد، برابر بود با خریدن خشم آنها]

از ابتدای آشنایی، هم من و هم شما همواره حق رفاقت بجا آورده‌ایم و در برخی مواقع هم اختلاف دیدگاه‌هایمان مانع از تداوم رفاقت‌هایمان نشد، در همان دوره البته افراد منتقد با بهانه جملات مقلوب شده جریان رسانه‌ای، تخریب بنده را کلید زدند و متهم به اغراق و تملق شدم. چندی گذشت و اصرار کردید که به جمع دولت بپیوندم؛ پاسخم منفی بود با این استدلال که اگر در دیوان بمانم بیشتر منشأ کمک و خدمت به کشور خواهم شد. نپذیرفتید و بدون اطلاع من حکمی صادر کردید و با حفظ سمت به عنوان معاون حقوقی منصوب نمودید که خلاف مقررات بود. چاره ای نداشتم جز آنکه از دیوان محاسبات استعفاء بدهم و به همین خاطر باعث رنجش برخی از دوستان قدیمی و صمیمی‌ام شدم و آغاز رنجش‌ها هم از همانجا شروع شد. به دولت آمدم و آنچه در توان داشتم در طبق اخلاص گذاشتم و در انجام وظایف محوله بویژه ترمیم روابط دولت و مجلس کوتاهی نکردم. در اواخر دولت نهم بود که به دلایلی که هنوز هم برخی از آنها برای من نامعلوم است، چند تن از اعضای دولت را کنار گذاشتید و حتما خاطرتان هست که من از باب مشورت مخالف بودم و دلایلی آوردم و وقتی نپذیرفتید، یادآوری کردم که دولت از نصاب می‌افتد و نیازمند رأی مجدد اعتماد مجلس می‌شود.

ماجرای معاون اولی پیش آمد. بعد از ناکامی گزینه اول، به بنده پیشنهاد دادید. و همان موقع گفتم که با وجود کینه‌های سیاسی و برخی زخم‌های کهنه، از من بگذرید، زیرا عاقبت کار را می‌دانستم که برخی مخالفان سیاسی با عنادورزی به دنبال هتک حیثیت و بر باد دادن آبرویم خواهند بود؛ اما باز هم مخالفت با تصمیم شما سخت بود.

[دولت احمدی نژاد، دولتی بود که در آن یک معان اول، حداقل از ۶ صبح تا ۱۲ شب، کار می کرد.
رحیمی گزینه ای بود که ای بسا برای احمدی نژاد ایده آل نبود ولی برای تعامل مثبت با مجلس، او را به معاون اولی برگماشت.]

آقای دکتر احمدی نژاد؛ دوست عزیز و قدیمی!
در دولت دهم همه اعضاء شاهد و گواهند که جز کار و کار به چیزی نمی‌اندیشیدم و ۶ صبح تا ۱۲ شب، حداقل زمانی بود که مصروف خدمت در دفتر کارم می کردم. و این جدیت در کار از نگاه منصف نمایندگان محترم وقت مجلس شورای اسلامی پنهان نماند و در نا مه‌ای به امضاء ۲۱۱ نفر تقدیر خود را از انتصاب شما اعلام نمودند.

[اینکه در این سالها، گفته می شد عزل و نصبها در دولت احمدی نژاد، تحت تاثیر القائات مشایی است یا اینکه رحیمی، جزوی از جریان انحرافی به سرکردگی مشایی است یا اینکه رحیمی هم پیمان مشایی است، یا اینکه احمدی نژاد خودرای است، مزخرفاتی بیش نبوده اند. چرا که رحیمی به عنوان یکی از منتقدان جدی مشایی، چهار سال و تا پایان دوره، معاون اول احمدی نژاد بود.]

زمان گذشت و رفته رفته احمدی‌نژاد و رفتارهایش متفاوت از سال‌های گذشته شده بود. هربار که به مشورت می‌نشستیم به سروش آسمانی کذایی بیشتر توجه می‌کردید تا مشورت‌های ناشی از تجربه های مختلف من. در سال آخر دولت اصرارتان بر کاندیداتوری فرد مورد نظر چنان بود که گویی از جایی به شما الهام می‌شده است و حاضر نبودید حرفی غیر از آن بشنوید و نظر بنده و جمعی از همکارانم در دولت را نپذیرفتید و وقعی ننهادید تا جایی که اینجانب با همفکری برخی از اعضای کابینه چاره‌ای نداشتم جز اینکه در شرایط سخت عمل جراحی همسرم برای ثبت در آینده تاریخ و برای دلگرمی همکارانم در دولت خطر کنم و به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری ثبت نام نمایم تا به طور نمادین اختلاف نظرم را با رویکرد شما بیان کنم و البته در نهایت باز هم به اصرار شما، بازی را بار دیگر در صحنه رفاقت باختم و باز هم حرفتان را گوش کردم و علیرغم میلم انصراف دادم.

[در جریان قضیه آقای مصلحی، در پشت پرده، توطئه ای جدی برای ساقط کردن دولت احمدی نژاد در جریان بود که رحیمی در برابر آن مقاومت کرد و آماده تاوان پس دادن برای این مقاومت بود]

آقای دکتر احمدی نژاد!
در جریان قهر شما پس از ماجرای آقای مصلحی بسیاری از دوستان شما تلاش کردند که من هم کار را رها کنم تا دولت بخوابد و بسا کسانی که به من گفتند آماده باشم برای عهده دار شدن کفالت ریاست جمهوری. اما گفتم حوصله کنید احمدی نژاد باید برگردد که من میانه او و خودم را با خدمت به نظام آزموده‌ام که:
ما را سریست با او که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم.

[احمدی نژاد، خانم دستجردی را به دلیل تعلل در عزل محمدباقر لاریجانی، برادر روسای قوای مقننه و قضائیه از سمت وزارت بهداشت عزل کرد.]

ذکر یک نمونه دیگر از خاطرات تلخ این دوره شاید خالی از فایده نباشد. به یاد دارید که خودم را در فضای سیاسی و رسانه‌ای سپر کردم تا خانم دکتر دستجردی که پرتلاش و مردانه در میدان کار بود از دولت خارج نشود؟ اما متاسفانه شما لجبازی کردید و به بهانه تعلل در عزل رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران که فردی توانمند و متعهد بودند، او را عزل کردید و مرا هم نزد رسانه‌ها و افکار عمومی سکه یک پول ساختید و البته همان موقع در جریان قرار گرفتم که با مشورت اطرافیان پیش‌نویس عزل بنده را هم آماده کرده بودید.

و اما اینک که از هر سو مورد هجمه قرار گرفته‌ام و نا آگاهان نیز گمان کرده‌اند که درهای رحمت خدا به روی بندگان، راه در دالان‌های سیاست دارد و رسانه‌ها عرض و آبرو و حیثیت ۳۵ ساله خدمت و امنیت و آسایش همسر بیمار و دختران رنجورم را به باد داده‌اند و بی آنکه اصل ماجرا را بدانند و تبیین کنند حدیث مدعی را با کینه بر سر بازار جار می‌زنند و بر سر تقسیم غنائم این آبروریزی و هتک حیثیت، مسابقه و مناظره راه انداخته‌اند.

[نمونه هایی از دروغپردازی ها و تهمت پراکنی های رسانه های مخالف احمدی نژاد]

شما بهتر از هر کسی می‌دانید که در ۵ سال گذشته، مگر به ضرورت، در مقام پاسخگویی به رسانه‌ها برنیامده‌ام. مگر آنجا که استانداری کردستان، تراکتورهایی را که دولت به کشاورزان منطقه هدیه داده بود و با ابتکار خودشان بطور نمادین آرم مقدس الله مندرج در پرچم جمهوری اسلامی ایران را طراحی و به نمایش درآوردند و برخی رسانه‌های مغرض آن آرم مقدس را تعبیر به جمله‌ای از باب مداهنه نمودند، و تا امروز از سر جهل مرا مورد طعن و شماتت قرار می‌دهند، پاسخی داده‌ام؟!

آیا وقتی در حضور رئیس کمیسیون آموزش مجلس، وزیر علوم وقت و جمعی از اساتید دانشگاه از رساله دکتری خود دفاع کردم و فرد مدعی را به خاطر ادعای کذب در دادگاه محکوم نمودم، سخنی به رسانه‌ها کشاندم تا دفاعی کرده باشم؟!

[چوب افشاگری در مورد فساد در بیمه ایران و اعتراض به قرارداد ننگین کرسنت را خوردم]

آیا وقتی با تلاش همکارانم در دیوان محاسبات، فساد موجود در بیمه ایران را افشاء کردم و با یک مهندسی معکوس، خود متهم آن شدم، جمله‌ای در دفاع بر زبان آوردم؟!

یا وقتی برای نخستین بار مفاد قرارداد ننگین کرسنت را در حضور رسانه‌ها بالای دست گرفتم و آن را متوقف کردم، کسی در برابر انتقام گیری مخالفین، حتی آخ از زبان من شنید؟!

همه آنچه ظرف چندین سال بر من رفته است، یک طرف ماجرا است و البته این زخم وقتی “کاری” می شود که جنابعالی نیز مصلحت را در آن می‌جویید که دامن خود را از آن برچینید!

[ریالی از آنچه ادعا می شود، به معاون اول احمدی نژاد نرسیده است.]

آقای احمدی نژاد؛ دوست عزیز و قدیمی!
آیا بهتر نبود با اطلاعی که به صحت و سلامت زندگی من که از نزدیک با آن آشنا هستید داشتید، گواهی می‌دادید؟ و شهادت می دادید که من به بیت المال خیانت نکرده‌ام و زندگی‌ام به ریالی مال حرام آلوده نیست؟ آیا نباید می‌گفتید که رحیمی پس از عمری خدمت چون حقوق و مزایای بازنشستگی‌اش برقرار نشده، برای گذران زندگی به سختی افتاده است؟

آقای احمدی نژاد، براستی نمی‌دانید یا فراموش کرده‌اید که ماجرای این پرونده چیست؟

[در پرونده رحیمی آنچه مهم نبوده است، برخورد با فساد بوده است. بلکه این پرونده و سرانجام آن، انتقام گیری از احمدی نژاد به دلیل افشاگری های گاه و بی گاهش بوده است.]

شاید فراموش کرده‌اید که رحیمی محکوم امروز، چوب لجبازی‌ها و آبروبری‌های گاه و بیگاه شما را می‌خورد.

یادتان می آید در ماجرای یکشنبه سیاه چقدر اصرار کردم که نکنید و آبرو نبرید و بگذارید از مجاری قانونی، ماجرا پی‌گیری شود.
من با توکل بر خداوند و به گواه وضعیت دیروز و امروز زندگی‌ام که تغییری نکرده و شاهد سلامت زندگی من است تا لحظه آخر و تا جایی که قانون اجازه می‌دهد در پی اعاده حیثیت و اثبات بی‌گناهی خود و خانواده‌ام هستم. اما شما نیز گویا مانند برخی رسانه‌های معاند خارجی وناآگاه به این نتیجه رسیده‌اید که هرچه هست همین فضای غبار آلود رسانه‌ها و دعواهای سیاسی است؟

گیریم که امروز در منظر مردم محکوم و در آینده نیز با استناد به همین اخبار و اطلاعات آمیخته حق و باطل و منازعات دور از حق و عدالت اصلاح طلب و اصول گرا، تاریخ را نیز اینگونه نوشتند، اما دیر نخواهد بود که روزنامه اعمال ما نزد خدای متعال گشوده می‌شود و حق و باطل نمایان می‌گردد. از آنکه جاهل است و یا مغرض است، توقع و یا اعتراضی ندارم. بر رسانه ملی که با تغییرات جدید متاسفانه در پی جلب و جذب مخاطب به هر قیمتی، برآمده و به بهانه تبیین راهکار مبارزه با مفاسد اقتصادی، میدان‌هایی فراخ برای عقده گشایی علیه ارگان‌ها و نهادهای انقلابی و تریبونی برای تطهیر فتنه گران فراهم می آورد، حرجی نیست. اما از دوستی که از ۵ سال پیش در جریان رنج‌هایی که بر خود و خانواده‌ام رفته است، و از نزدیک اشک دختران، رنجوری همسر، سکته منجر به مرگ مادر، سکته خواهری که افتخار دارد شهیدی را نثار انقلاب اسلامی کرده است و اشک چشم برادری که هنوز از ترکش خصم التیام نیافته است را دیده، و من بخاطر تداوم دوستی با او از خودگذشتگی‌ها کرده ام و تا امروز که بیانیه دو پهلویش را در دفاع از خودش دیدم، کلامی در تضعیفش بر زبان نیاورده‌ام، این انتظار نمی‌رفت که از مضمون بیانیه دو صفحه‌ای اش، جز برائت از رحیمی، استنباط نشود.

[پرونده من در مورد مساله ای است که اولا روال همیشگی کشور بوده است، ثانیا برای سال ۱۳۸۶ است، یعنی یک سال قبل از آنکه معاون پارلمانی شما و دو سال قبل از آنکه معاون اول شما بشوم.]

آقای احمدی نژاد عزیز!

برای آگاهی ملت شریف ایران و یادآوری مجدد بار دیگر می‌گویم که:
همواره در آستانه برگزاری انتخابات مجلس، کمیته‌هایی برای برنامه‌ریزی و راهبری امر انتخابات توسط جریانات سیاسی تشکیل می‌گردد. در این راستا برای انتخابات مجلس هشتم نیز کمیته‌ای متشکل از برخی چهره‌های اصولگرا برگزار و بنا شد از کاندیداهای اصولگرا در سطح کشور از طریق کمک‌های غیردولتی پشتیبانی مالی شود.

[در مورد سلامت کسی که از او به نمایندگی از اصولگرایان، کمک نقدی برای انتخابات مجلس دریافت کردم، از نهادهای مربوطه استعلام گرفتم که این نهادها سلامت او را در آن زمان تایید کردند. بنابراین علم غیب نداشتم که او، این مال را از راه اختلاس تامین کرده است. ضمن آنکه تمام آن کمک نقدی، بین ۱۷۰ نفر از کاندیداهای نمایندگی مجلس هشتم تقسیم شد. با توجه به اینکه ریالی از این پول به بنده نرسیده است، چرا من باید محاکمه شوم ولی کسی سراغ این ۱۷۰ نماینده نمی رود؟]

در میان افراد کمک کننده فردی به نام جابر ابدالی که از سوی برخی نمایندگان مجلس و مقامات قضایی و اجرایی به اینجانب معرفی شده بود، برای کمک اعلام آمادگی نمود. بنده نیز به واسطه حساسیت و اطمینان خاطر از سالم بودن کمک‌های نامبرده همچون سایر موارد در خصوص ایشان از طریق حراست دیوان محاسبات از مجاری ذیصلاح، در خصوص وی استعلام کردم که پس از اطمینان و پاسخ مثبت که اسناد آن ضمیمه پرونده است، برای دریافت کمک از وی اعلام آمادگی نمودیم و از وی خواستیم که به کاندیداهایی که ما معرفی می‌کنیم از محل حساب شخصی و با چک بانکی خودش کمک نماید. در نهایت نامبرده مجموعاً یک میلیارد و دویست میلیون تومان را به این امر اختصاص داد و البته کلیه اسناد و کپی چک‌های صادره که به قریب ۱۷۰نفر از کاندیداهای مجلس هشتم پرداخت شده است در پرونده ثبت و ضبط است و همه آن به مصرف انتخابات رسید. بنابراین کل این مبلغ یک میلیارد و دویست میلیون تومان بوده و عینا به حساب نامزدها پرداخت گردیده است.

آیا شما اطلاع نداشتید که کل ماجرا همین است که متاسفانه در اثر اطلاع رسانی نادرست و مغرضانه و نگاه سیاسی خصمانه به موضوع یک کلاغ چهل کلاغ کردند که فلانی برده است و خورده است. وقتی کمک کننده این یک میلیارد و دویست میلیون تومان و نیز دریافت کنندگان، مشخص و معلوم هستند، لذا باید پرسید ارتباط این موضوع با بنده چیست؟ و آیا به اندازه همه جرائمی که برای اینجانب تعیین شده است، می‌توان عمل مجرمانه از ماوقع آنچه گفته شد، استخراج نمود؟ آیا آسیبی که ظرف ۵ سال گذشته در افکار عمومی و بطور گسترده در تیراژ میلیون‌ها بار در رسانه‌های داخل و خارج به خود و خانواده‌ام وارد شده است، کمتر از مجازاتی است که در این حکم برایم تعیین شده است؟
درپایان توفیق و عاقبت بخیری همگان را از خداوند متعال خواستارم.

والسلام
محمد رضا رحیمی

21 دیدگاه در “نامه رحیمی به احمدی نژاد را اینگونه بخوانید!

  1. احتمال کمی دارد که حقیقت منظور رحیمی همین باشد که شما از نامه اش برداشت کردید. اما مهم آن انعکاسی است که نامه در جامعه باقی می گذارد نه منظور نویسنده.
    قبلا گفتم باز هم تکرار می کنم که همه نامه رحیمی را به عنوان اثبات فساد و انحراف احمدی نژاد اعلام کردند نه فساد در قضاوت.
    پس اگر براستی رحیمی از سر دوستی و به خیال افشای حقایق هم چنین نامه ای را نوشته باشد مرتکب دوستی خاله خرسه شده است و عملا ضربه بیشتری را به احمدی نژاد زده است.
    این جمله را که در فیلمهای پلیسی تکرار می کنند یادتان باشد که :« هر چه بگویید علیه خودتان مورد استفاده قرار خواهد گرفت». پس بهتر است ساکت باشید.
    اما به گمان من رحیمی آنقدر ساده نیست که این حقیقت را نفهمد. او براستی انتظار نداشت احمدی نژاد او را از تنها بگذارد. رحیمی می توانست خیلی زودتر از اینها این نامه را بنویسد و تبرئه خود را دریافت کند و ضمنا حرفش را هم زده باشد. اما اگر می بینید رحیمی این نامه را بعد از آن بیانیه کذایی احمدی نژاد نوشته است تنها بدان معنی است که براستی آن بیانیه دلش را شکسته است.

    نشنیده اید داستان منصور حلاج را که هر چه سنگ زدند آخ نگفت اما وقتی شبلی گلی به سمتش انداخت آه کشید؟ گفت آنانکه نمی دانند معذورند از او سختم می آید که می داند نباید انداخت.
    گر چه در بخشی از بیانیه دفتر احمدی نژاد به طور ضمنی از رحیمی حمایت شده بود اما ناگهان اعلام می کند که اتهامات رحیمی ربطی به احمدی نژاد ندارد و مال قبل از دولت او است. این حرف صحیح است اما این سوال مطرح می شود که اگر احمدی نژاد فرضا هم این اتهامات را نمی دانست پس چرا وقتی فهمید رحیمی را برکنار نکرد؟ حوابش این است که احمدی نژاد به بیگناهی رحیمی اطمینان داشت. پس چرا الان می گوید به من مربوط نیست؟ احمدی نژاد با اصلا نباید بیانیه می داد و اگر داد باید صریحا از رحیمی حمایت می کرد و تاکید می کرد که در تمام طول مدت دولت دهم به حقانیت و بیگناهی رحیمی یقین داشته است و هنوز هم یقین دارد.

    ما باید از همه کسانی بیگناه کیفر دیدند و کیفرشان بیش از جرمشان بود حمایت کنیم. اقدام احمدی نژاد در اعلام برائت از گروه امیرمنصور آریا هم غلط بود. برائت از بابک زنجانی هم غلط است. الان هم برائت از رحیمی غلط بود. احمدی نژاد باید شجاعانه از آریا حمایت می کرد و می گفت که او صرفا به دلیل فساد حاکم بر بانکداری ایران به ارتشا دچار شده است و ضمنا جرمیه اعدام ابدا متناسب با ارتشا یا جعل سند نیست. بخوانید متن جالب رحیمی پور از غدی را در خصوص اینکه چگونه تولید کنندگان داخلی را به سوی تخلف می کشانند تا نابودشان کنند ( گر چه متاسفانه ازغدی خودش هم اهل هزینه دادن و دفاع از مظلوم نیست اما از میانه متن تا آخر آن بسیار جالب و دردآور است)
    http://www.teribon.ir/archives/292979
    ببینید محکومیت آریا به نفع چه کسانی شد و چه کسانی آنهمه اموال را هاپولی کردند.
    به احمدی نژاد بگویید مواظب دفترش باشد. دارند او را به سیمت سیاستبازی و قربانی کردن مظلوم می برند. حالا جدا حق دارم به جدا کردن دفتر مشایی هم شک کنم.
    نکند احمدی نژاد در این دوسال اخیر از آرمانهایش عدول کرده باشد؟

    • حقیقت مهم است نه آنچه که شما خوشتان می آید و مهمترین چیز این است که احمدی نژاد پای حقیقت ایستاده است. این نامه و انتشار گسترده آن در تمام فضاهای مجازی و غیر مجازی مصداق آیه و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین بود. به امید رسوایی بیشتر ظالمان و مفسدان.

      • ان شاء الله که احمدی نژاد تا آخرین نفس در راه حق و حقیقت ثابت قدم باشد و البته نفوذیهایی که می خواهند او را وادار به سیاستبازی و کوتاه آمدن از آرمانهایش کنند از خود براند.
        اما با حلوا حلوا کردن شما دهان کسی شیرین نمی شود. متاسفانه نامه رحیمی گر چه به اصولگرایان ضربه زد اما ضربه سنگین دیگری را متوجه احمدی نژاد کرد و سکولارهای اصلاح طلب برنده اصلی این نامه بودند.

        • در این مقطع، در تنبیه شدن اصولگرایان، خیر بیشتری می بینم تا چیزی عاید سکولارهای اصلاح طلب شدن.

  2. برای تشفای دل داغدیده احمدی نژادی ها توجیه و خوانش ( تأویل من عندی) جالبی است! مانند خوانش شیطان پرستان از عدم سجده شیطان بر آدم، که حمل بر توحید ابلیس می کنند که حتی حاضر نشد به غیر خدا ولو به حکم خدا سجده کند! جناب فتاحی عزیز! برای شیدائیان احمدی نژاد مگر خوانش و توجیه دیگری هم از نامه ای این چنینی متصور است؟!

  3. با سلام
    دو اقدام نابجای محمدجواد ظریف در پیاده روی با جان کری (نماینده شیطان بزرگ) و سفر به پاریس همزمان با توهین گستاخانه یک نشریه تحت حمایت دولت فرانسه به پیامبر اعظم(ص)، علاوه بر اعتراض مردم، علما و مراجع، نخبگان و مسئولان مختلف کشور، به صفحه نخست پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه ای نیز باز شد.
    وزیر خارجه دولت یازدهم که طی ۲۰ ماه گذشته، بیشتر زمان و انرژی دستگاه دیپلماسی را به مساله مذاکرات پرضرر و بی خاصیت هسته ای متمرکز کرده، در مقاطع مختلف این مذاکرات نیز اقدامات نابجای مختلفی را مرتکب شده است.

  4. احسنت

    پرمغز و کامل نوشتید

    نکته های جالبی رو رحیمی خواسته یاناخواسته اعتراف کرده در این نامه
    اون دوستی که حرف از منصور حلاج میزنه یا قضیه حلاج رودرست نمی دونه و یا بیانیه دکتر رونخونده

  5. برادر حامد , داداش , زدی همه چیز را منفجر کردی ….
    این تحمیل دیدگاه و تلقین اعتقاد که شما بکار بردید در جهان یکبار ماکیاولی در ایتالیا و یکبار روبسپیر در انقلاب فرانسه بکار برد و شما سومین نفر هستید , میخواهید شما یک نامه بنویسید و تا رحیمی به اوین نرفته من خواهش کنم که بگوید اصل نامه همان نوشته شماست ؟
    برادر من کجا در اول نامه همه دشمن هستند و فقط احمدی دوست ؟
    برادر من رحیمی یک مزخرفی گفت که از ساعت ۶ تا ١٢ کار میکرده …هر سخنرانی او را ببینید چشمانش پف دارد و انگار همین دودقیقه پیش از خواب بیدار شده !!!
    دوست عزیز منتقد مشائی بود ولی پاچه خواری از دکتر را بدانجا رساند که لقب پیامبر به او داد که حداد بر دهان متملق خاک پاشید !!
    دوست عزیز بگذارید دیگران دیدگاه خودشان را داشته باشند , ممنونم

  6. به بعضی‌ها بر بخورد یا نخورد، امروز دوازدهم بهمن است… و خمینی می‌خواهد راس ساعتی که خدا مقرر کرده، ایران باشد. کوچه‌ها را با گل بیارایید! کدخدا به درک که راضی نیست! مهم رضایت روح خداست. مهم رضایت خداست. این چیزها به آمریکا ربطی ندارد. «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.» طیاره به زمین خواهد نشست! به ضمیر دل ما. خمینی خواهد آمد…

  7. حامد آرمانشهری عزیز، تو چون خودت شخصیتی آرمانگرا داری طبیعتأ برای خودت قهرمانی ذهنی مثل احمدی نژاد میسازی. در حالی که این قهرمان آرمانی تو اصلأ متأسفانه و بدبختانه وجود خارجی ندارد. در واقع امثال شما دوست عزیز ترجیحأ به یک خواب خودخواسته فرو رفته اید و ای کاش زودتر بیدار شید و متوجه بشید که دعوای غارتگرها بر سر اینه که کدوم بیشتر غارت کرده و کدوم سهم اون یکیو نداده. غارتگر غارتگر است. حالا یکی بیشتر خورده و یکی کمتر! بیدارشید زودتر وگرنه نگران این هستم که افسردگی شدید بگیرید. جدی میگم.

    • درود بر شما ,
      درست زدید وسط خال و بهترین و برادرانه ترین نصیحت را به آرمانگرایان خیالپرداز کردید…
      من که دو سه سال هست که میگم ولی گوش نمیکنند شاید دم شما در آهن سرد خیال آنها اثر کند .
      تندرست و شاد و پاینده باشید

  8. به نظر من اون بیانیه و این جوابیه شاید مربوط به مسائلی باشه که ما زیاد ازش خبر نداریم مثلا تاثیر گذاری روی نتایج انتخابات بعدی مجلس :D خب کسانی که زیاد به پاچه احمدی نژاد بپیچن باید منتظر جوابش هم بمونن دکتر که دیگه چیزی برای از دست دادن نداره از صحنه سیاست حذف شده کاندیداش و خودش انحرافی خطاب شدن اونی که چند سال خودش رو به خاطرش سپر کرد به یه مشت ریشی احمق به اصطلاح انقلابی که جمعیتشون به زحمت به ۲ میلیون نفر برسه فروختش و مردمی که هر روز میشنون دولت پاکدست در واقع چرک ترین دولت بوده حتی از عالیجناب بدتر!!
    این ادم چرا نباید بخواد یه مشت {…} رو بکشه پایین؟ درسته که به جای اون ۱۷۰ نفر آدم هایی به مراتب بدتر ممکنه بیان سرکار اما دست کم دیگه قیافه انقلابی پشت {…} نیست بلکه ژست روشنفکری و نوکری امریکاست هر شکستی هم که بخورن پای همون ها نوشته میشه نه انقلاب و مذهب!
    چیزی که من دارم یبینم (حداقل تو شبکه های اجتماعی) اینه که مردم به اون ۱۷۰ تا حساس ترن تا خود دکتر و رحیمی ! چون اینا رو که از قبل گفته بودن فاسد و دزدن دیگه بحث نداره که:) برای همینکه که اگر دقت کنید اصولگراها ترجیح میدن سر تشخیص فساد دولت قبل با اصلاحات مسابقه بذارن تا کسی یاد اون ۱۷۰ تا نیوفته
    البته اصولگراها مثل کبکن کاری نداره اگه شکست بخورن میتونن بازم بندازن گردن محمود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<