منطق پوچ و برده دارانه برخی مخالفان اعطای یارانه نقدی به مردم

«توزیع پول به عنوان یارانه، فساد، بیکاری و بی‌مسئولیتی می‌آورد. یک کشاورزی که زحمت می‌کشید، ما به جای اینکه وسیله در اختیارش بگذاریم، به آن پول دادیم. ما باید به آن روستایی ابزار کار می‌دادیم تا تولید بیشتر کند. نه اینکه پول نقد بدهیم بیاید بازار جنس بخرد. این کارها در کوتاه مدت، محبوبیت می‌آورد اما در دراز مدت به اقتصاد ما لطمه می‌زند و نه تنها این دولت، بلکه‌ دولت‌های دیگر هم نمی‌توانند این یارانه را قطع کنند. اقتصاد کشور از یارانه ها ضربه اساسی خورد؛ ضربه ای که موجب شد بخش مولد ما کارایی‌اش را از دست بدهد.»

***

تناقض و سردرگمی جمله های بالا، چندان مورد نظر من نیست؛ اینکه گوینده این جمله ها متوجه نیست که جمله «این کارها در کوتاه مدت، محبوبیت می‌آورد» با جمله «نه تنها این دولت، بلکه‌ دولت‌های دیگر هم نمی‌توانند این یارانه را قطع کنند» تناقض دارد.

به اینکه گوینده جمله های بالا چه کسی است هم اشاره نمی کنم چون مشابه این حرفها را در سالهای گذشته از طیفهای مختلفی که مخالف اعطای یارانه نقدی به مردم هستند بارها شنیده ایم؛ از اصولگرا بگیر تا اصلاح طلب و از مدعیان اقتصاد اسلامی و عدالت اقتصادی تا منادیان اقتصاد سرمایه داری.

در این یادداشت قصد دارم منطق حاکم بر ادعای اصلی این جمله ها را نشان بدهم. این ادعا که تاکنون به زبانهای مختلف بیان شده است: «دریافت یارانه نقدی، کم کاری، بیکاری و تنبلی می آورد، نیروی مولد کشور را از بین می برد و از این طریق به اقتصاد و تولید ملی ضرر می زند.» ان شاءالله باری دیگر، متوجه خواهیم شد در کشور ما، هزینه به زبان آوردن حرف مفت، چقدر پایین است و از آن ناراحت کننده تر اینکه، حرف مفت می تواند بارها و بارها با فیگور کارشناسی و روشنفکری نیز بیان و منتشر شود.

***

از پیش فرض های ادعای یاد شده این است که ما در کشوری زندگی می کنیم با فرصتهای شغلی فراوان؛ فرصتهایی به تعداد جمعیت جویای کار و بلکه بیشتر از جمعیت جویای کار. تو گویی فرصتهای شغلیِ فراوانی هستند که با بی رغبت شدن افراد به کار، معطل می مانند و معطل ماندن آنها، موتور پویای اقتصاد کشور را لنگ می گذارد.

با این حال، واقعیتِ آشکار این است که ما با صدها هزار جویای کار و اشتغال، چه در روستاها و چه در شهرها مواجهیم که طبعا به محض خالی شدن یک فرصت شغلی مناسب، آن فرصت شغلی را در هوا می قاپند.

مشخص نیست در شرایطی که با معضل جدی بیکاری مواجه هستیم و به اندازه جمعیت جویای کار، شغل وجود ندارد، نگرانی از اینکه کسانی باشند که به علت دریافت یارانه نقدی به بیکاری یا کم کاری روی بیاورند، اساسا چه موضوعیتی دارد؟

***

پیش از ورود بیشتر به بحث، لازم است به این نکته اشاره شود که در علم رایج اقتصاد که بیشتر مخالفان اعطای یارانه نقدی مدعی آن هستند، اساسا انسان، موجودی حریص به انباشت سرمایه و مصرف است و همین حرص اوست که موتور محرک اقتصاد تلقی می شود. مشخص نیست این دوستان مدعی اقتصاددانی، چگونه می توانند این پایه از علمی را که مدعی آن هستند نادیده بگیرند و قائل باشند به اینکه با دریافت مبلغ ناچیزی یارانه نقدی، حرص انسانها به کسب درآمد و انباشت پول، فروکش می کند و روی به بیکاری یا کم کاری می آورند.

***

بر اساس آخرین اطلاعات مرکز آمار ایران(۱)، تعداد خانوارهای ایرانی، ۲۱ میلیون و ۷۸۵ هزار و ۶۴ خانواده است. به عبارت دیگر اگر فرض بگیریم به حساب تمام سرپرستهای خانواده ها در ایران یارانه پرداخت می شود به حساب ۲۱ میلیون و ۷۸۵ هزار و ۶۴ نفر ایرانی، ماهانه یارانه نقدی واریز می شود.

از سوی دیگر، بر اساس آخرین بررسی های بانک مرکزی(۲)، ترکیب جمعیتی خانواده های ایرانی به شرح زیر است:

۶ درصد از خانواده های ایرانی، یک نفره هستند.
۱۸ درصد از خانواده های ایرانی، دو نفره هستند.
۲۷٫۴ درصد از خانواده های ایرانی، سه نفره هستند.
۲۹٫۸ درصد خانواده های ایرانی، چهار نفره هستند.
۱۲٫۳ درصد از خانواده های ایرانی، پنج نفره هستند.
۴ درصد از خانواده های ایرانی، شش نفره هستند.
۱٫۶ درصد از خانواده های ایرانی، هفت نفره هستند.
۰٫۴ درصد از خانواده های ایرانی، هشت نفره هستند.
۰٫۳ درصد از خانواده های ایرانی، نه نفره هستند.
۰٫۲ درصد از خانواده های ایرانی، ده نفره و بالاتر از ده نفره هستند.

به عبارت دیگر:

۱ میلیون و ۳۰۷ هزار و ۱۰۴ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان یارانه نقدی به حساب آنها واریز می شود.
۳ میلیون و ۹۲۱ هزار و ۳۱۲ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۹۱ هزار تومان یارانه نقدی به حساب آنها واریز می شود.
۵ میلیون و ۹۶۹ هزار و ۱۰۸ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۱۳۶ هزار و ۵۰۰ تومان یارانه نقدی به حساب آنها واریز می شود.
۶ میلیون و ۴۹۱ هزار و ۹۴۹ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۱۸۲ هزار تومان یارانه نقدی به حساب آنها واریز می شود.
۲ میلیون و ۶۷۰ هزار و ۵۶۳ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۲۲۷ هزار و ۵۰۰ تومان یارانه نقدی به حساب آنها واریز می شود.
۸۷۱ هزار و ۴۰۳ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۲۷۳ هزار تومان یارانه نقدی به حساب آنها واریز می شود.
۳۴۸ هزار و ۵۶۱ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۳۱۸ هزار و ۵۰۰ تومان یارانه نقدی به حساب آنها واریز می شود.
۸۴ هزار و ۱۴۰ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۳۶۴ هزار تومان یارانه نقدی به حساب آنها واریز می شود.
۶۵ هزار و ۳۵۵ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۴۰۹ هزار و پانصد تومان به حساب آنها واریز می شود.
۴۳ هزار و ۵۷۰ نفر سرپرست خانواده داریم که ماهانه ۴۵۵ هزار تومان یا بیشتر از این مبلغ به حساب آنها واریز می شود.

به عبارت دیگر:

۹۳٫۵ درصد از سرپرستهای خانواده در ایران، ماهانه تنها بین ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان تا ۲۲۷ هزار و ۵۰۰ تومان یارانه نقدی دریافت می کنند.
تنها ۲٫۵ درصد از سرپرستهای خانواده در ایران، ماهانه بیشتر از ۳۰۰ هزار تومان یارانه نقدی دریافت می کنند.
تنها ۰٫۵ درصد از سرپرستهای خانواده در ایران، ماهانه بیشتر از ۴۰۰ هزار تومان یارانه نقدی دریافت می کنند.

به عبارت دیگر:

از آنجا که در سال ۱۳۸۹ (اولین سال واریز یارانه نقدی به حساب خانواده ها) حداقل دریافتی مقرر شده در قانون برای کارگران، با احتساب حق اولاد آنها، ۳۹۳ هزار تومان بوده است(۳)، تنها ۰٫۵ درصد از سرپرستهای خانواده، بیشتر از حداقل دریافتی یک کارگر، یارانه نقدی دریافت می کرده اند که اتفاقا و اساسا، بخش قابل توجهی از این نیم درصد، به احتمال زیاد از قشری نیستند که از آنها توقع کار و اشتغال برود تا میل آنها به بی کاری یا تنبلی، خسارتبار باشد؛ می توان فرض کرد نسبت قابل توجهی از ۰٫۵ درصدی که بیشتر از ۴۰۰ هزار تومان یارانه نقدی دریافت می کنند و بلکه نسبت قابل توجهی از ۲٫۵ درصدی که بیشتر از ۳۰۰ هزار تومان یارانه نقدی دریافت می کنند پا به سن گذاشتگانی هستند که یا به سن بازنشستگی نزدیک هستند یا سن بازنشستگی را می گذرانند و اساسا توقع اینکه آنها مولد اقتصادی یا شاغل یا نیروی مفید و پرتوان آماده به کار باشند، توقع بی جایی است؛ هم به لحاظ فرهنگی و هم به لحاظ بیولوژیکی، احتمال اینکه شخصی سرپرست یک خانواده هفت نفره، هشت نفره، نه نفره، ده نفره و بالاتر از آن باشد و سنین جوانی یا میان سالی را بگذراند، احتمال بسیار کمی است. دقت دارید که داریم در مورد ۰٫۵ درصد از سرپرستهای خانواده ها صحبت می کنیم و حتی اگر فرض ما در مورد سالخورده بودن آنها بالکل و تماما غلط باشد، تغییر چندانی در نتیجه حاصل نخواهد داشت.

نکته دیگری که باید در نظر گرفت این است که با توجه به اینکه مسئولیت قانونی تامین هزینه های یک خانواده با سرپرست آن خانواده است، این تصور که دریافت ماهانه ۲۰۰ هزار تومان یا ۳۰۰ هزار تومان یا حتی ۴۰۰ هزار تومان، سرپرست آن خانواده را بی نیاز از اشتغال می کند تصوری خام است. مگر کسی که این مبالغ را دریافت می کند، فقط مسئول هزینه های شخص خودش و نه دیگران است و قرار است آن را صرفا برای شخص خودش خرج کند؟ شاید یک نفر به سختی و با قناعتگری و خویشتنداری فراوان با ماهانه ۲۰۰ هزار تومان یا ۳۰۰ هزار، بتواند روزگار خود را به صورت انفرادی بگذراند اما آیا خانواده ای چهار، پنج نفره و پرجمعیت تر از آن را هم می توان با چنین هزینه ای اداره کرد؟

***
نکته دیگر، مساله خط فقر است. بر اساس میزان خط فقر اعلام شده برای سال ۱۳۸۹، خط فقر در مناطق شهری برای هر نفر ماهانه ۹۴ هزار و ۶۰۰ تومان و در مناطق روستایی برای هر نفر ۵۸ هزار تومان بوده است. به عبارت دیگر، ساکنان مناطق شهری در آن سال، تنها نزدیک به نیمی از مبلغ خط فقر خود را به صورت یارانه نقدی دریافت می کرده اند و ساکنان روستاها نیز تنها نزدیک به هشتاد درصد خط فقر خود را به صورت یارانه نقدی دریافت می کرده اند. چه رسد به سالهای اخیر (که بر خلاف طرحی که محمود احمدی نژاد در نظر داشت و با سنگ اندازی هایی که صورت گرفت ناکام ماند) که میزان یارانه نقدی، متناسب با افزایش قیمت سوخت و حاملهای انرژی، افزایش پیدا نکرده است.(۴)

نتیجه اینکه دریافت یارانه نقدی، گرچه خانواده ها را به نحو مطلوبی از شرایط اضطرار مالی و اقتصادی خارج می کرده است، اما به تنهایی هیچ خانواده ای را به خط فقر هم نمی رسانده است، چه رسد به اینکه او را به سطح مطلوب و متوسطی از رفاه اقتصادی برساند. خانواده ها تنها با داشتن حداقل یک منبع مالی دیگر در کنار یارانه ها می توانستند و می توانند از خط فقر عبور کنند. بر این اساس، این تصور که دریافت یارانه نقدی، کسانی را از اشتغال بی نیاز کرده است، تصوری بی مبنا است.

دوباره به ادعای مطرح شده در ابتدای یادداشت برمی گردیم. معنای اینکه یارانه نقدی، بیکاری یا کم کاری یا تنبلی می آورد چیست؟

آیا معنای این ادعا جز این است که سرپرست یک خانواده، باید به قدری بی نوا، فلک زده، ضعیف و در شرایط اضطرار باشد که توانِ تحمل مدت کوتاهی بیکاری را نداشته باشد و اضطرارش او را مجبور کند شغلی با دستمزد ماهانه ۲۰۰ هزار تومان یا ۳۰۰ هزار تومان را هم غنیمت بداند و بابت داشتن آن، شکرگزار کارفرمای خود نیز باشد؟

آیا جز این است که نیروی کار، باید آنقدر از گرسنه ماندنِ بلافاصله خانواده اش در پیِ بی کار شدن در هراس باشد که ترس از دست دادن شغلش، موجب شود جسارتِ چانه زنی برای افزایش دستمزدش را نداشته باشد؟ آیا منظور این دوستان غیر از این است که یک کارگر یا کشاورز، باید به قیمتِ صفر شدن امکان انتخاب شغلش و از دست دادن کامل قدرت چانه زنی اش، بخاطر هراس از گرسنگی، شاغل بماند؟ آیا تجویز چنین شرایطی، تئوریزه کردن خودآگاه یا ناخودآگاه برده داری و استثمار نیست؟

پی نوشت:
۱- به این منبع رجوع کنید:
http://www.amarestan.com/vdcjfxevzuqev.sfu.html
۲- به این منبع رجوع کنید:
http://www.iscanews.ir/news/136295/80
۳- به این منبع رجوع کنید:
http://www.tabnak.ir/fa/news/90229
۴- به این منبع رجوع کنید:
isna.ir/fa/news/91041106576/946–89

لینکهای روزانه:

پاسخ محکم و مستدل معاون اسبق سازمان محیط زیست به ادعاهای ابتکار در مورد نقش دولت احمدی نژاد در مساله ریزگردهای خوزستان

حضور سیدحسن خمینی در منزل دکتر احمدی نژاد برای ابراز تسلیت

8 دیدگاه در “منطق پوچ و برده دارانه برخی مخالفان اعطای یارانه نقدی به مردم

  1. الان کسی که اون جملات رو گفته اگر متن شما رو بخونه جوابش اینه: ما نمیگیم که اون پول برای مردم قابل توجه بوده بلکه منظورمون اینه که اون پولها وقتی روی هم جمع میشد میتونست به بخش های تولید کمک کنه
    یعنی خیلی واضح دروغ میگن اول با اسم اوردن از کشاورز و پایین ترین بخش های اجتماع جوری حرف میزنن که مردم خصوصا بخش متوسط به پایین تصور کنه خودشه که در دراز مدت ضرر میکنه اما وقتی که مجبور میشن توضیح بدن تازه معلوم میشه منظورشون از تولید چی بوده و اصلا قرار نیست به کشاورز و امثال اون یارانه ای برای کمک به تولید بیشتر داده بشه
    این آقایون جوری حرف میزنن که انگار کشاورزی که الان داره ۵۰ تومن یارانه میگیره قبلا به جای این بلغ وسیله یا کمک برای تولید دریافت میکرده!! اگر این کشاورز از گرسنگی گوشه مزرعه اش هم میمرد آیا کسی سراغی از اون میگرفت؟ یارانه ها به جز عده ای مفت خور مثل امثال ایران خودرو و پتروشیمی ها و باغ پسته بعضی ها به چه کسی تعلق میگرفت؟
    این همه سال به بخش مثلا تولید یارانه دادید چه شده ؟تناقض رو ببینید از یه طرف تولید داخلی رو چنان تحقیر میکنن که میگن فقط در ابگوشت بز باش و قورمه سبزی توان رقابت داره و از طرف دیگه میخان چندرغاز مردم رو بدزدن بدن به همین بخش بدردنخور!!! :lol:

  2. من گریه های زنی که تو ثبت درخواست مجدد برای یارانه موفق به ثبت نشده بود و واقعا احتیاج هم داشت را دیده ام…..
    اشکهایی که شاید خیلی از اقتصاد دانهای ما نبیند….

  3. نکته دیگه…. محل مصرف این یارانه ها و به قول اقایون جنس خریدن از بازار است.
    جنس بازار از کجا می اید؟…. ایا این همان افزایش عمومی مصرف و رونق بازار نیست؟

    این روزها دوباره برای حذف حقوق مردم در تلاشند و دوباره در پی اینند که به مردم بگویند این کار از اول اشتباه بود.
    اما مردم( توده مردم) با حقوق خودشون تا حد کمی هم که شده اشنا شدند

  4. آقای آقا فرهاد سلام ,
    مثلا با این نوشته و یا در اصل با این مغلطه خواستی چی رو ثابت بکنی؟
    قسمت اول که اعلام نکردی گفته چه کسی هست و از کجا و کدام منبع برداشت کردی !! گفته بسیار درست و خردمندانه ای هست . پول دادن الکی یعنی گداپروری …
    و این یارانه ها که دکتر شما بدعت گذاشت در اصل بخاطر بالا بردن قیمت ها و تورم حساب شده بعدی بود که با حیله و نیرنگ و با دادن چندرغاز دهان ملت را ببندند که بلافاصله دیدیم که صدها برابر آنرا با گران کردن مایحتاج مردم از جیبشان بیرون کشیدند …
    یارانه ها اگر عقلانی وحساب شده بود باید فقط بدست مردم فقیر میرسید و با شرایط و ضوابط خاصی صورت میگرفت نه آنکه حتی بطور مساوی به نمایندگان دزد اختلاسگر و ثروتمندان هم تعلق بگیرد !!
    شما این کشف مهم را کی و کجا کردید که حرص و آز موتور محرک اقتصاد است ؟!!
    برادر من حرف را یکی دوبار بالا و پائینش کن و بعد بنویس …
    خودت بگو یعنی کشورهای ژاپن و یا کره و یا آلمان که دارای اقتصادی قوی و زیربنائی هستند و اقتصادی شکوفا دارند , یعنی مردمی حریص و طماع داشتند که به آنجا رسیدند ؟!!
    آقای محترم خودت خنده ات نگرفت ؟
    ولی بدان یک اقتصاد سالم که از فرهنگ سازی درست و وجدان کاری نشات گرفته موتور محرکه آن گردش پولی صحیح و درست و عادلانه میباشد.
    این کامنت مرا نشر کن وگرنه زیر آبت را پیش حاج حامد بدجوری میزنم ….سلام برسان و بیشتر در ویرایش پست هایت دقت کن !

    • توصیه می کنم برچسب «یارانه نقدی» را که پای مطلب زده شده رو کلیک کنید و یادداشتهای دیگر رو هم بخونید. مثلا جواب این سئوالتون که چرا به همه باید یارانه نقدی داده بشه داده شده. من هم نگفتم موتور اقتصاد حرص مردمه، اقتصادی که حضرات ازش دم می زنن چنین چیزی می گه. خواستم تناقضشون رو نشون بدم.
      ضمنا ممنون میشم به این سئوال جواب بدید که اگر یارانه نقدی برای بستن دهن مردم در برابر آزادسازی قیمتها داده می شده امسال که قیمت حاملهای انرژی افزایش پیدا کرد، چرا به مبلغ یارانه ها اضافه نشد؟ چرا سال دیگه که قرار قیمت حاملها تغییر کنه، مبلغ یارانه ها نه تنها قرار نیست افزایش پیدا کنه، بلکه الان صحبت از اینه که به جای ماهی یکبار، هر ۳۵ روز یکبار یارانه بدهند؟

  5. دوست عزیز لطفا خودت نوشته خودت را یکبار با دقت بیشتری بخوان …
    این یکی را قبول کردی به بقیه پرسش های شما پاسخ میدهم .
    [[ پیش از ورود بیشتر به بحث، لازم است به این نکته اشاره شود که در علم رایج اقتصاد که بیشتر مخالفان اعطای یارانه نقدی مدعی آن هستند، اساسا انسان، موجودی حریص به انباشت سرمایه و مصرف است و همین حرص اوست که موتور محرک اقتصاد تلقی می شود.]]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<