با میرحسین موسوی در نازی آباد

حاشیه نگاری

امشب در مراسم سخنرانی میرحسین موسوی در حسینیه حجت نازی آباد، شرکت کردم. حسینه تقریبا پر شده بود. با نگاهی تخمینی، حسینیه حداکثر ۱۲۰۰ متر زیر بنا داشت و با در نظر گرفتن این متراژ، می توان گفت که حدود ۲۰۰۰ نفر، پای صحبتهای میرحسین نشسته بودند. تیپ اکثر شرکت کنندگان در جلسه، تیپ مذهبی بود. حضور مو سفیدهای بالای پنجاه سال هم در جلسه پررنگ بود.
قبل از شروع سخنرانی میرحسین، مجری برنامه گفت که امروز دوبار به دیوان حافظ تفأل زده و هر دوبار این شعر آمده است (شنیدم که پشت سرم کسی با خنده گفت دارد دروغ می گوید!):

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد

آن همه ناز و تنعم که خزان می‌فرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد

و الی آخر

دروغ یا راست ادعای مجری برنامه را فقط خدا می داند، و من دوست دارم و امیدوارم که مجری راست گفته باشد، ولی این سنخ ادعاها را فقط طرفداران احمدی نژاد هستند که اگر به کار ببرند، متهم می شوند به ادعای کرامت داشتن و مقدس نمایی و خرافه پرستی و این جور اتهامها!
پس از پایان سخنرانی، پنج شش اتوبوس در میدان مجاور حسینیه توقف کرده بودند. بنده از آنجا که فکر می کردم این اتوبوس ها، اتوبوس خط واحد هستند و در سر خط خود توقف کرده اند، از راننده یکی از آنها مقصدش را پرسیدم. راننده جواب داد: کرج! وقتی از راننده اتوبوس دوم هم مقصدش را پرسیدم، همان جواب را داد. بنابراین قید اتوبوس ها را زدم. اشاره ام به اتوبوس ها به این دلیل است که اگر کسی ادعا کند، نازی آبادیها حسینیه را پر کرده بودند، ادعایش چندان دقیق نیست.
دلیل حضورم در مراسم سخنرانی میرحسین، تلاش برای پایان دادن به تردیدی است که بین رای دادن به احمدی نژاد و رای دادن به موسوی برایم به وجود آمده است. البته در این تردید، کفه به نفع احمدی نژاد سنگین تر است و شرکت در جلسه امشب، کفه احمدی نژاد را سنگین تر هم کرد و می توان گفت که تقریبا تردیدم را از بین برد.
می گویند موسوی برای آرمانهای انقلاب، احساس خطر کرده که وارد میدان شده است. احساس مقدسی است. ولی چرا این احساس، مثلا در سالهای ۱۳۷۲ یا ۱۳۸۰ در او به وجود نیامد؟
در سخنرانی امشب، آماج کنایه های موسوی که با کف زدن مستمعان همراه می شد، سیاستهای دولت احمدی نژاد بود که در تیترهای روزنامه های دوشنبه آنها را خواهید خواند. همین که موسوی در سال ۱۳۷۲، ۱۳۷۶ یا ۱۳۸۰ کاندیدای ریاست جمهوری نشد و حالا اعلام کاندیداتوری کرده، نشان می دهد که او انحراف از آرمانهای انقلاب را بیش از همیشه در دولت احمدی نژاد احساس کرده است. درست به خاطر همین احساس اوست که دلم با او صاف نمی شود.
ضعفهای دولت احمدی نژاد را قبول دارم. اما وقتی کسی غیرتش برای آرمانهای انقلاب، نه در دوران حاکمیت لیبرال-کاپیتالیستهای کارگزاران و مشارکت، که در دوران دولت فعلی به جوش آمده باشد، فکر می کنم یک جای کارش می لنگد.
متاسفانه یا خوشبختانه من هم مثل برادر میرحسین، به اصل ولایت فقیه که ایشان امشب آن را برنامه حکومتی اسلام ناب محمدی معرفی کردند معتقدم. می بینم و می شنوم که آقای خامنه ای در سه سال گذشته، بارها و بارها گفته است که با وجود مسئولان فعلی، آرمانهای انقلاب و امام، زنده تر از گذشته است. در نوروز ۱۳۸۶، ایشان در سخنرانی حرم امام رضا(ع) گفت که حمایتش از دولت فعلی، حمایت “خاص” است. در شهریور گذشته هم آقای خامنه ای در دیدار با اعضای هیئت دولت گفت که وظیفه رهبر، حمایت از دولتهای منتخب مردم است ولی حمایتش از دولت فعلی، با “دلگرمی” همراه است. در این شرایط، اگر کسی بیاید که منتقد انحرافهای پیش آمده در سالهای بعد از امام و جنگ باشد، ولی نوک پیکان حمله اش، به جای دولت هاشمی و خاتمی، دولت احمدی نژاد باشد، دلم به او گرم نمی شود.
در جلسه سخنرانی، ویژه نامه ای یک برگی در قطع A3 پخش شد که در قسمتی از آن، نظرات مثبت سه اصولگرا و سه اصلاح طلب در مورد میرحسین با فونت درشت درج شده بود. دو نفر از سه نفر اصلاح طلبی که نظرشان درج شده بود، حبیب الله پیمان و عزت الله سحابی بودند! آقایان پیمان و سحابی حق دارند که در مورد آقای موسوی نظر بدهند و نظر جانبدارانه این دو نفر، چیزی از قدر میرحسین، لااقل در نظر من کم نمی کند، ولی اینکه اطرافیان جناب موسوی تعریفی از اصلاح طلبی دارند که «عزت الله سحابی» و «حبیب الله پیمان» در آن می گنجند، تاسف آور است.
یکی دو نفر از فعالان جوان ستاد انتخاباتی آقای موسوی را از نزدیک می شناسم. بچه های خوبی هستند، ولی تا جایی که به یاد دارم، مفاهیمی مثل «خط امام»، «ولایت فقیه»، «پیوند دین و سیاست» و «استکبارستیزی» را ذره ای قبول نداشتند. دکتر سروش، مرادشان بود. حضور اینان، دور و بر کسی که ظاهرا برای احیای آرمانهای امام آمده است، نشانه خوبی نیست.
موسوی، امشب برای چندمین بار، انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی را اشتباه دانست و در تبیین مولفه تحجر ستیزیِ اسلام ناب محمدی گفت که «اسلام ناب محمدی، با انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی نمی سازد.» یعنی اینکه انحلال این سازمان، تحجر است. ای کاش آقای عبدالله شهبازی در دیدارش با میرحسین، نظرش را در مورد انحلال سازمان مدیریت برای او تبیین کرده بود!
میرحسین را دوست دارم و رای ندادن به او برایم سخت است. ای کاش میرحسین، چهار سال دیگر صبر می کرد یا سالها پیش آمده بود.

17 دیدگاه در “با میرحسین موسوی در نازی آباد

  1. بسیاری از مردم به سیادت این آقا رآی دادند ولی مگر در تاریخ, مردانی (که چه عرض شود نامردانی) مانند سید حسن تقی زاده و سید ضیاءالدین طباطبائی, سید نبودند. با عرض احترام و عذرخواهی به ساحت مقدس پیامبر اعظم, باید عرض کنم که احترام سیادت به جای خود اما مملکت امام زمان را نباید به دست جعفر کذاب ها سپرد.

  2. آقا حامد سلام
    نقد مطلب شما را در وبلاگ حزب الله نو خواندم با تجربه ای که از این فرد داشتم که معمولا نقد عادلانه ای ندارند مطلبش را دقیق خواندم اتفاقا ایشان سابقه خوبی در متهم کردن افراد و منحرف کردن مسیر اتتقادی فرد از جان کلام نویسنده دارند مطالبی که ایشان بر علیه یکی دیگر از وبلاگنویسان ارزشی حاج رضا داشتند از همین مقوله است وی که از دارودسته سایت بازتاب و عناصر فعلی در سایت آینده نیوز می باشد با اسم مستعار دهقان مطلب می نویسد و در حال حاضر برای رای نیاوردن دکتر احمدی نژاد حاضرند با شیطان هم پیمان ببندند آقای میرحسین هم بواسطه عقبه مناسبش فعلا بهترین گزینه برای آنها می باشد اینها امید دارند با انتخاب میرحسین طرح دولت ائتلافی البته همان اشخاصی که مد نظر آنها هست در دولت شرکت کنند اینها در سایت بازتاب و تابناک و آینده نیوز و شهاب نیوز و… همین خط را دنبال می کنند عقبه مالی اینها نیز کاملا مشخص است مجمع تشخیص مصلحت نظام و شهرداری و …
    در ضمن بنده نیز با شما موافقم که کاش مهندس میر حسین موسوی ۴ سال دیگر صبر می کرد یا اینکه حداقل سالها پیش آمده بود به هر صورت اینها را نوشتم که بدانی اینها آبشخورشان کجاست بنده نیز در خصوص این وبلاگ مطلبی را نوشته ام این فرد یکی از خصوصیاتش این است که هر چه بخواهد می نویسد اما نظرات مخالفین خود را تایید نمی کند البته این رویه در سایتهای خبری وابسته به آنها هم مشمولیت دارد.

  3. فکر کنم دلیل احساس تکلیف میرحسین در همین ادعاهای دولت نهم باشه که شما باورش داری. آخه تکلیف دولت هاشمی و خاتمی که معلومه. هیچ کدوم هم ادعای عدالت و مستضعفین رو نداشتن. اما وقتی چهار سال یه نفر همه آرمان های یه عده رو به دروغ بگه که میخواد اجرا کنه و در خفا “آن کار دیگر” رو انجام بده خوب معلومه هر کسی که به آرمان عدالت و آزادی اعتقاد داره باید احساس تکلیف کنه دیگه…اتفاقا دوست عزیز حمایت امثال پیمان و سحابی که هرگز برای قدرت در این دیار کیسه ای برای خودشون ندوختن خیلی با ارزش تر هست از داشتن حمایت قدرتمندان در قدرت که به چیزی کمتر از آن راضی نیستند…من برعکس شما ۱۲ سال صبر کردم تا انتخاباتی فرا برسه و بتونم به میرحسین رای بدم…و امیدوارم تندروهای راست و اصلاح طلبان لیبرال نتونن در وادار کردن میرحسین به انصراف موفق بشن این بار


    ببینید حرفی که من زدم خیلی واضح است. من نگفتم که حمایت آقایان سحابی یا پیمان از آقای موسوی خوب است یا بد است یا اینها حق ندارند از کسی حمایت کنند، من گفتم اینکه طرفداران آقای موسوی این دو نفر را اصلاح طلب می دانند و از حمایت آنها خوشحال هستند نگران کننده است.
    بین خودمان باشد، آقای سحابی سال ۱۳۷۶ کاندیدای ریاست جمهوری شد و رد صلاحیت شد. برنامه های ایشان برای ریاست جمهوری، در مجله ای که به نام فردا منتشر می کردند چاپ شده بود. راستش را بخواهید در آن زمان از دیدگاههای اقتصادی آقای سحابی خوشم آمد. ولی ایشان را اصلاح طلب نمی دانم. به هر حال ایشان در طیف همان لیبرالهایی هستند که امام فرمودند تا زنده هستم نخواهم گذاشت مملکت به دست آنها بیفتد.

  4. سلام. مطلبتان را خواندم. به هر حال توصیه می کنم راجع به میر حسین بیشتر فکر کنید. از طرفی این را هم میطمئن باشید حمایت آقا از جناب احمدی نژاد مثل همه رئیس جمهورها بوده است. نباید انتظار دیگری نیز داشت. برادر خیلی از اطرافیان آقای احمدی نژاد به هیچ وجه قابل دفاع نیستند و چنان ضربه هایی به انقلاب زده اند که بعدها صدایش در می آید.

  5. ریاست محترم جمهوری

    ریاست محترم قوه قضائیه

    ریاست محترم بازرسی کل کشور

    دادستان محترم کل کشور

    دادستان محترم انقلاب تهران

    ریاست محترم بازرسی ویژه رهبری

    ریاست محترم دفتر نظامی کل قوا

    ریاست محترم دادسرای نیروهای مسلح

    جناب آقای دکتر فیروزآبادی

    نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی

    دفتر مقام معظم رهبری

    وزیر محترم اطلاعات

    ریاست محترم سازمان حفاظت اطلاعات ارتش

    ریاست دادسرای کارمندان دولت

    و……

    با عرض سلام

    چگونه است که تمامی شما بزرگان در حرف و شعار , حراست از جایگاه ولایت و رهبری را از وظایف اصلی خود بر میشمارید و در برخورد با ایشان چنان خود را واله و شیدا نشان میدهید که تصور میرود حاضرید جانتان را برای حفظ شان ایشان فدا نمائید اما با اطلاع از مدارک خیانت عده ای سود جو در سازمان حفاظت اطلاعات ارتش را که با ایجاد بنیادی جعلی بنام ((( بنیاد تعاون ارتش شماره ۴ ))) تحت شماره ۹۶۳۲ در تاریخ ۱۹/۵/۷۶ سو’ استفاده های چند ده میلیاردی نموده اند و از تهمت بزرگ این گروه به ولی امر مسلمین مبنی بر دادن امریه و موافقت به آنها که خیانت بزرگی به مقام عظمای ولایت میباشد مطلع میباشید, اما هیچکدام از شما بزرگواران حاضر نیستید در دفاع از آبروی ولی امرتان اقدامی شایسته انجام دهید.

    آیا آبروی رهبر انقلاب به اندازه مهر یک اداره دولتی ارزش ندارد که اگر کسی این را جعل کند همه سربازان گمنام و صاحب نام احساس مسئولیت کرده و فرد خاطی را دستگیر نموده به مجازات میرسانند , اما در مورد کسانی با جعل امریه و موافقت مقام معظم رهبری با آبروی ایشان معامله نموده اند سکوت اختیار میشود.

    رهبر بزرگوار
    ما تعدادی از سربازان بی ادعای شما تا رسوا کردن این گروه افسار بریده که متاسفانه در حساس ترین سازمان نظامی لانه نموده اند از پای نخواهیم نشست و با همه تهدیدات این گروه تا به آخر ایستاده ایم .

    سربازان گمنام رهبری در شهرک قائم

  6. میر حسین موسوی ریس جمهور بشو نیست.. کسی که در دوران نخست وزیریش یه روز در میان با رهبر معظم جهان اسلام درگیر بود؛ باید خیلی خوش خیال باشد که ابر و باد و مه و خورشید و فلک ساکت بشینند و نگاه کنندتا ایشان رای بیاورد.

  7. سلام
    میرحسین رای شهرهای بزرگ را خواهد گرفت اما در مجموع بعیده که رای بیاره
    این که میرحسین چرا حالا احساس وظیفه کرده برمیگرده به برداشتش از آرمان های انقلاب کاش منظورش از این واژه را دقیق تر میگفت

  8. میر حسین بسیار اشتباه کرد که دور پیش کامندید نشد و اجازه داد دولت رو آقای احمدی نژاد به دست بگیره.
    ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیریم تازست!
    حمایت از نیر حسین , حمایتن از انقلاب و یک رفراندوم دیگه برای انقلاب هستش.چون تنها کسی که آرمانهای انقلاب رو میدونه و برای احیای اونا تلاش خواهد کرد میر حسین موسویه.

  9. مطلب فوق العاده خوبی بود . اینهمه آشکاری رفتار چه جایی میذاره که دوسش داشته باشی ؟ میزان حال افراد است محبت کسی رو که محبت مخالفان ولایت فقیهی و انقلاب را و البته حمایت آنها را دارد در دلت جا نده . بسی شیخ ساده لوح بسی طلحه و زبیر که بعد از عمری خدمت خیانت کرده اند . آخر الزمان است و بناست که غربال شویم . دلت را خالص کن وگرنه کار می دهد دستت .

  10. در مورد ابهام اول, خود آقای موسوی جوابتون رو دادند که فکر می کنم تا حالا خونده باشید:
    http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=44441
    من هم این سوال رو داشتم اما بر خلاف شما هیچ تردیدی ندارم. قطعا احمدی نژاد کسی نیست که بهش رای می دم.
    در مورد سوال دوم هم مثل سوال اول.
    حتما خودتون شنیدید.
    به نظرم دلیل آقای موسوی برای حضور کاملا منطقی بود. وقتی مسائلی مثل مسائل مذهبی که مردم روش حساسند دچار انحراف می شه, همه مردم صداشون در میاد اما یک سری مسائل هست که اگر خدشه دار بشه چون محسوس نیست و همه مردم روش حساس نیستند, مدتها زمان می بره تا درست بشه. مثل همین قانون مداری. شاید برای همینه که الان باید احساس وظیفه کرد.
    قبول کنید که رفتار دولت فعلی, رفتار دولت یک کشور انقلابی و آرمانخواه و مسلمان نیست. دولت باید مظهر تعقل باشه.
    متاسفانه تلاش زیادی که این دولت می کنه با بی فکری و بعضی رفتارها به باد می ره. اشتباهات این دولت هم اصلاح شدنی نیست چون این اشتباهات تبدیل به یک جور اخلاق این دولت شده و حتی به نظر می رسه که خود دولت هم قصد تغییر در این رفتارها رو نداره.

  11. کلیپ میر حسین در نازی آباد چیز دیگری می گه … فکر نمی کنید تعصب و حب زیاد شما نسبت به احمدی نژاد باعث این نوشتار شما شده؟؟؟ تا جایی که من می دونم دولت احمدی نژاد تنها دولتیه که توش کسی مثل کردان(با اون سابقه که حتما اطلاع دارید) روی کار میاد!!! تنها دولتیه که میلیاردها تومان سرمایه ی ملت رو معلوم نیست کجا برده!!! تنها دولتیه که فقط به اقوام و دوستان و رفقای خودش پایبند بوده و حتی دوستان منتقد خودش رو دشمن دونسته!!! تنها دولتیه که این همه به مردم دروغ گفته ( کابینه ۷۰ میلیونی، ساده زیستی، عدالت، پول نفت … ) و جالبه که به نوه و فرزندان امام هم توهین کرده … توی کدوم دولت بوده که قرآن رو با دف و نی بیارن جلوی معاون یک رئیس جمهور؟؟؟ توی کدوم دولت بوده که مراجع رو مرتد بدونن و شایسته ی گردن زدن!!! توی کدم دولت بوده که دم از رهبری بزنه و رهبری گلوشو برای حمایت پاره کنه و از خودش مایه بذاره، اما باز هم بر خلافش عمل بشه …
    من هم اگر جای میر حسین بودم برای اسلام و انقلاب دقیقا همین حالا اعلام خطر می کردم …

  12. دیشب وسط های مناظره(؟؟) آقایان کروبی و موسوی حافظ باز کردم:
    ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم / جامه کس سیه و دلق خود ارزق نکنیم
    آسمان کشتی ارباب هنر می شکند / تکیه آن به که برین بحر معلق نکنیم!
    گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید / گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم!

    باور کنید همین اومد! نمی دونستم حافظ هم احمدی نژادیه!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<