احمدی نژاد: با پوشاندن حق، انقلاب حفظ نمی شود / هدف امام(ع) حکومت کردن نیست

آرمانشهر: آنچه در ادامه آمده است، منتخب بنده است از متن سخنرانی دکتر احمدی نژاد در بابل در شامگاه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
***

«خیلی ها می گویند با پوشاندن حق انقلاب حفظ می شود. امکان ندارد حق را بپوشانیم و بتوانیم انقلاب را حفظ کنیم.

از نظر امام(ع) ناحق را حتی برای یک ثانیه نمی توان پذیرفت.

از نظر امام (ع) اگر نتوانیم حق را حفظ کنیم حکومت از عطسه بز بی ارزش تر است. عامل حفط دین و ارزش ها پافشاری بر حق، عدالت، حمایت از مظلوم و ایستادگی در برابر ظالم است.

در نظر امام، شکست کوتاه آمدن از حق است و پیروزی پافشاری بر حق. مهم نیست چه اتفاقی می افتد. آقا آنچه دین را حفظ می کند پافشاری بر حق است. خیلی ها هستند، شما می شناسید من هم می بینم می گویند اینجا را بگیر، آنجا را ول کن، انقلاب حفظ می شود! بابا انقلاب ذاتش حق است و حق با پافشاری بر حق حفظ می شود ولا غیر. امکان ندارد با پا فشاری بر ناحق و تظاهر به ناحق شما بتوانید حق را حمایت کنید، نشدنی است. اصلا جز با این منطق شما نمی توانید زندگی پیامبران و امیرالمومنین (ع) و امام حسین (ع) را تصویر کنید.

آقا چه خبر است در کربلا؟ ۷۲ نفر آمدند تکه و پاره شدند، زن و بچه، آن ها هم که دارند هلهله می کنند. چه کسی پیروز است؟ چه کسی شکست خورده؟ آن کس که ظاهر را می بینید می گوید این ها شکست خوردند و تکه تکه شدند. روی بدن هایشان هم اسب تازاندند! آن کس که عمق را می بیند می گوید و ما رایت الا جمیلا؛ حضرت زینب سلام الله علیها. کدام زیبایی است که حضرت زینب سلام الله علیها این طور به آن افتخار می کند و جلوی آن طاغوت می ایستد؟ زیبایی پافشاری بر حق. حق پیروز است، پیروزی در ذات حق است. پیروزی، ایستادگی بر حق است و شکست کوتاه آمدن از حق. مهم نیست چه بشود، کسی که از حق کوتاه آمد، آیا پیروز شده است؟ از حق کوتاه آمد همه دشمنانش را نابود کرد، آیا پیروز شده است؟! خیر.

اگر می خواهی حق را یاری کنی، باید بدانی که با حق باید حق را یاری کرد. هدف امام(ع) حکومت کردن نیست. شما حکومت را بگیر داشته باش! امام حکومت را برای حکومت نمی خواست. حکومت برای امام (ع) ابزار بود. ابزار احقاق حق و اجرای عدالت، دفاع از مظلوم و مقابله با ظالم. فرمود اگر ما نتوانیم عدالت را اجرا کنیم افسار شتر حکومت را رها می کنیم، اگر نتوانیم حق را احقاق کنیم حکومت در نظر ما از عطسه بز بی ارزش تر است. چه ارزشی دارد؟ یا از کفشی که هیچ قیمتی ندارد بی ارزش تر است. حکومت را می خواهیم برای ایستادگی در برابر ظلم، برای پافشاری بر حق، برای عدالت.»

لینک مرتبط:
دکتر احمدی نژاد: یک زمان نبینیم که انقلاب اسلامی کردیم اما بعد شده حکومت عباسیان و امویان. خیال نکنیم که ما ضمانت شده هستیم

22 دیدگاه در “احمدی نژاد: با پوشاندن حق، انقلاب حفظ نمی شود / هدف امام(ع) حکومت کردن نیست

  1. احمدی نژاد تازه داره عدالتطلب واقعی میشه . قیام برای الله تنزل داده شد به پرستش فراعنه معمم . که لعنت خدا بر آنان باد .

  2. با سلام و عرض ادب
    هدف امام (ع) حکومت کردن نیست…از نظر امام (ع) اگر نتوانیم حق را حفظ کنیم حکومت از عطسه بز بی ارزش تر است…
    حفظ نظام از اوجب واجبات است…از نان شب واجبتر است…
    اگر میخواهید بدانید چه کسی الهی فکر میکند و الهی عمل میکند و هیچ چیزی جز رضایت خداوند متعال برای او اهمیت ندارد, فقط کافیه ببینید تحلیل او و موضع رسمی او درباره این دو گزاره بالا چیه…آیا موضعی میگیره که هم دل گواهی آن را بدهد و هم عقل آنرا تایید میکند یا نه؟….
    به راستی حفظ نظام از اوجب واجبات است یعنی چی؟؟؟
    @};-@};-@};-

  3. جمله “حفظ نظام از اوجب واجبات است” به صورت دقیق در صحیفه امام نیست. البته در جایی از صحیفه مضمون چنین عبارتی از امام خمینی آمده که آن هم دارای قیود و شروطی می باشد و مسلما با این تقریر و تفسیر مشهوری که باب شده، نمی خواند.
    از لحاظ اصولی، حکومت کردن در اسلام مطلوب ذاتی نیست بلکه مطلوب آلی یا وسیله ای است. حکومت کردن هر چند می تواند هدف باشد، اما همین هدف نسبت به هدف اصلی که برپایی عدالت و ایجاد شرایط مناسب برا کمال انسان است، نقش وسیله را دارد.

    • ۱۴۰۰ سال شیعه خودش کشته تا تونسته یک حکومت برپا کنه بعد شما دارید در مورد برتری عدالت بر نبودن آن حکومت حرف می زنید!
      اصلا نمی خواستم درباره این پست نظر بذارم ولی دیدن این نظرات منو رو مجبور کرد
      می دونید با دیدن این تیترها به یاد چه چیزی افتادم؟ یاد تیترهای جهان نیوز، الف ، فردا نیوز تو دوسال آخر احمدی نژاد!
      مواظب باشید راه رفائه تو مختارو نرید!
      آقایانی که از نبود حکومت حرف میزنن خوب بگن اگه این حکومت نباشه جاش چی می خواد باشه ؟
      هیچ کس موافق بی عدالتی نیست ولی اینکه شما به خاطر وجود بی عدالتی بگید حکومت نباشه واقعا عجیبه!خراب کردن که هنر نیست!خوبه جولان داعش رو اطراف ایران دارید می بینید.

      • شما هم مواظب باشید راه اصحاب بعد از پیامبرصلى الله علیه واله در تبعیت از اولى ودومى را نروید! جالب اینکه ان دو ملعون نیز دو نقش داشتند یکى تظاهر به نجابت وتبعیت از سنت ودیگرى فعالیت شدید در راستاى منحرف کردن مسیر.
        به هر حال این تمثیلها ومقارن سازیها پایانى ندارد، دلیلى بر موضع غلط ما دارید بفرمایید تا اصلاح کنیم وگرنه تشابهات تاریخى زیادند واز اساس به علت یکى نبودن صد درصدى شرائط، مقایسه صحیح نمى باشد که از ان جمله است بعضى از توجیه خلاف شرعها وبایمال کردن حقوق ومصلحت سنجى ها با سیره خاص معصومین در شرائطى خاص.
        بارها این مطالب را عرض کرده ام ولى تعجبم از این است که نه جواب مى دهید تا مورد غلطش برایم منکشف شود ونه اذعان مى کنید واز این مشابه سازیهاى توجیهى دست بر میدارید.
        واما مساله عدالت: اکر حکومتى از اصولش تهى شد ایا هنوز به همان حالت سابق(مورد ارزوى ۱۴۰۰ ساله) باقى مى ماند؟!
        بله در مقام مقایسه همه چیز نسبى است حکومت مفسدین(اصلاح طلبها!)بدون شک بهتر از حکومت ملى مذهبى هاست وانها نیز بهتر از منافقین خلق وانها بهتر از پهلوى وخود محمدرضا پهلوى ملعون بهتر از رضا خان ملعون واو بهتر از وهابیها وانها بهتر ازیهودیها و……….اخرش که چه؟

        • با سلام
          واقعا آدم تعجب میکند از نوع مسلمانی شما
          برادر عزیز اگر رنگ خانه شما خراب باشد و شما به هر دلیل قادر به تعویض رنگ نباشید. هیچ عقل سلیمی اجازه نمیدهد که چون نمیتوانید رنگ را اصلاح کنید پس نسبت به حفظ ستون و دیوار و سقف خانه نیز بی توجه باشید.
          اگر از نظر شما این خانه مشکلش فقط در رنگ و لعاب آن نیست و آنقدر مخروبه است که باید بکل ویران شده و بنای مجددی بر آن ساخته شود.
          خوب بفرمائید انقلاب مجدد نموده و بنای بهتری علم نمائید.
          در غیر اینصورت اگر خانه آنقدر خراب نیست که لازم به تخریب باشد پس عقلا ترجیح به حفظ وضعیت موجود و تلاش برای اصلاح آن است.
          این موضوع آنقدر پیچیده نیست که فهم آن نیاز به مشابهت سازی تاریخی داشته باشد.
          امیرالمومنین نیز هرگز دارای چنین دیدگاهی نبوده است که اگر صد در صد نبود به نود درصد راضی نباشد.
          اگر امیرالمومنین در مقابل برخی از انحرافات ایستاد بخاطر این بود که آن انحرافات نقش اساسی در ستون حکومت داشت. وگرنه کیست که نداند مشکل حکومت امیرالمومنین تنها در معاویه خلاصه نمیشد.
          امیرالمومنینی که در مقابل یک روز حکومت معاویه راضی نبود. در خیلی از موارد اصلاح امور را در طی زمان دنبال نمود.
          هیچ سند تاریخی وجود ندارد که مولا در همان روز اول حکومت همه افراد ثروتمندی را که مشکوک به دست اندازی به بیت المال بودند. دستگیر کرده و به زندان افکنده باشد.
          ولی در تاریخ وجود دارد که خطبه خواند و فرمود بیت المال را اگر در کابین زنانتان باشد پس میگیرم.

          • بله مطلب فقره اول شما کاملا صحیح است (نیاز به تشکیک در اسلاممان نیست) منظور من هم اصلاح بود ولى مشکل شما این است که نقد بعضى ها را نه اصلاح بلکه زیر سؤال بردن کل ارمان مى دانید در حالیکه قائم به شخص نیست به خصوص انکه شروع محوریت او با یک انتصاب وفقط یک انتصاب هر چند شوروى بوده وبعد از ان وقتى نوبت به عملکرد وسنجش کارنامه براى تثبیت ایمان به منصوب رسید دیگر تمام درها بسته وقفلها زده شد وهر فکر اصلاحى فریاد وا انقلاباه را در پى داشت.
            انقلاب یک فکر است وایده، وقتى مؤسسش نیز که بنابر عرف متداول جهان صاحب امتیازى ویژه است خود را اینچنین نمى دانست دیگران چه مى گویند؟؟!!
            تصور کنید بجاى این حزب (بال)ان حزب (بال) به این منصب مى رسید اتفاق است دیگر می افتد!انوقت با افکار عجیب انها چه مى کردیم.
            ضمنا یار۶۰ ساله نیز همین عقیده را دارد یعنى معادل سازى از خود با انقلاب.
            پ ن:چب وراست دو بال انقلابند!
            شوخى : سر که معلوم، بدنه ومنقار وچنگالها هم هکذا، سهم مردم شهید پرور چیزى نمى ماند جز دم یا اجزایى که از ان قسمت فرو مى ریزند!

          • فقره دوم:
            عجب پس حضرت عمل نکردند وفقط سخنرانى کردند؟!
            خوب پس با این دیدتان به شما حق مى دهم اقا را على زمانه بدانید!

      • سلام. کسانی که میخوان حکومت شیعه رو سرنگون کنن کیان الان؟ من میگم مثلا بی بی سی و اهالیش. شما هم لطفا نشید مثل کسانی که میگن منتقدان توافق همسنگر اسرائیلن. با این استدلال که هردوشون به توافق انتقاد دارن. یه زمانی که اسحاق رابین ترور شد، اکبر هاشمی تو نماز جمعه گفت بلاخره این کفتار پیر به درک واصل شد. بعدش بی بی سی و اهالیش هجمه راه انداختن که رفسنجانی با حزب لیکود همسنگر شده. چون صهیونیست های تندرو هم مخالف اسحاق رابین بودن و آخرشم ترورش کردن. پس در نتیجه رفسنجانی و صهیونیستهای تندرو در یک جبهه قرار دارن! الان کسی نیست اینو یاداوری کنه به رفسنجانی. حتی کیهان و شریعتمداریم زبون ندارن بگن اکبرآقا با این استدلالی که الان نسبت به منتقدان توافق دارین خودتون گیر بودین یه زمانی. اگه یه استقلالی به باختن یا ضعیف بودن تیم یا بازیکنش اعتراض کنه نباید بهش بگی تو هم پرسپولیسی شدی. این ازین. موضوع صحبت این رفیقامون اینه که اینجور که پیش میره فردا به اسم حفظ نظام اسرائیل رو به رسمیت نشناسیم. نشیم مذل المومنین. من که عددی نیستم ولی شما مطمئن باش وقتی بشه که به احمدی نژاد حمله کرد و زدش، فردا میشه بزرگترا رو هم کتک زد. یعنی اصولا بی بی سی و اهالیش حتی خنگ تراشون اینو فهمیدن که حالا یواش یواش اگه لازم باشه میشه خود طرف رو کتک زد. خود طرف از دید اونا ولایت فقیه و رهبره. الان که ترسوهاشونم جسارت پیدا کردن و جون گرفتن. این خط این نشون داداش من.

  4. آری! آقای آرمانشهر همان مسیر کسانی را انتخاب کرد که ادعای مخالفت با آنها را داشت.
    حذف نظرات مخالف . حذف اسبها برای جولان دادن الاغها.
    آقای آرمانشهر داری کجا می روی؟

    • دقیقا یکی از دلایل تایید نشدن کامنتهات همینه که خودت رو اسب می بینی و دیگران رو الاغ. نه عزیزم، آدمایی که مسبب و تئوریسین جولان دادنشون امثال حضرتعالی هستید برای من یکی دیگه اعصاب نذاشتن که تریبونی برای ماله کشیدن به گندکاریهاشون در اختیار امثال شما بذارم. برید خودتون وبلاگ بزنید و هرچه قدر دوست دارید توش بتازید. کسی جلوتون رو نگرفته. اختیار دار اینجا شما نیستی.

      • شما اسمش را هر چه می خواهید بگذارید. اما ایجاد وبلاگ ما جلوی انتشار مطالب غلط در وبلاگ شما را نمی گیرد.من باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم هرچند افرادی مثل امثال شما آن را خوش نداشته باشند.
        .
        ضمنا اگر خودتان به این مثال اسب و الاغ باور نداشتید باید همه نظرات مخالف را سانسور می کردید مثل نظرات سلیم را. اما اینکه نظرات امثال سلیم را که از نظر استدلالی ضعیف هستند تایید می کنید و نطراتی با همان هدف اما با استدلال قوی را حذف می کنید نشان می دهید که دروغ می گویید که ” تریبونی برای ماله کشیدن به گندکاریهاشون در اختیار امثال شما بذارم” .
        بلکه دقیقا از قماش همان خودعمار پندارها و همان شورای نگهبانی هستید که خودتان را منتقدش می نامید! شما برای استدلالهای ضعیف همیشه جا دارید!

        به هر حال خوشحالم که دارد فضا شفاف می شود و شما هم دارید نقاب آزادگی و منطقی بودن را کنار بگذارید.

        • در جواب آقای حسینی باید بگم من به جز همین یک بار تا الان هم در این وبلاگ مشابه سازی دیگری انجام ندادم که پسوند «ها» به آن اضاف کردید.
          علت این مشابه سازی هم کاملا روشنه اگه آقای آرمانشهر تیترها و مطالبش را به قضاوت یک آدم منصف بزاره کاملا متوجه میشه که تیترهاش جهان نیوزی و مطالبش هاشمی پرستانه شده!عجیبه آدم برای دفاع از احمدی نژاد همان کارهای جهان نیوزی و حرف های هاشمی دوستانه بزنه.
          البته بنده به هیچ وجه در مورد شخصیت نویسنده وبلاگ قضاوت نکردم بلکه در مورد مسیری که در پیش گرفته گفتم. قلبا هم همه احمدی نژادیها را دوست دارم چون می دانم احمدی نژادی بودن چه مصائبی داره!
          در مورد قسمت دوم حرفاهتون برخلاف آن چه چیزی که شما فکر می کنید هدف اصلی حکومت اسلامی رساندن انسان به جایگاه انسان کامل و مقام خلیفه الهیه و عدالت براش یک هدف واسطه ای نه یک هدف اصلی! برای همین اگه توجه کنید می بینید توی۹دی مردم وقتی دیدن وجهه دینی حکوت در خطره به خیابان ها ریختن در صورتی که تا قبل از این هزارتا فساد و اختلاس و … رو دیده بودن ولی توی خیابان نریختن
          در پاسخ به آقای ناشناس هم که گفتن حرف های بنده از نظر استدلالی ضعیفه. بنده هیچ ادعایی ندارم ولی برای فهم اینکه داشتن حکومتی که عدالت در آن کامل اجرا نمیشه از نداشتن آن خیلی بهتره نیاز به هزار خط نوشتن نیست.
          در مورد عمار پندار و مضخرفاتی از این دست که هر روز به بنده نسبت می دید لطفا تا وقتی که طرف مقابلتان را نشناختید و از سابقه اش خبر ندارید هیچ وقت این کار را نکنید شاید یک روز پشیمان شوید فرق بنده با کسانی که این نسبت ها را می دهند در اینکه من یک احمدی نژادی هستم که نمی خوام احمدی نژاد پرست باشم ولی آنها احمدی نژاد پرست هایی هستند که نمی خوان احمدی نژادی باشن.
          در مورد عبارت:«تریبونی برای ماله کشیدن به گندکاریهاشون در اختیار امثال شما بذارم» بنده درست متوجه نشدم منظور نویسنده چه کسایی هستند؟ اگه منظورشان بنده است جواب های لازم و مفصل داده می شود.

      • این همان نسبتی که است خود نویسنده سایت و همفکرانش برای توضیح حذف کردن مشایی از انتخابات ۸۸ از آن استفاده می کردند. و البته در مثل مناقشه نیست.

        • اگر هم استفاده مى کردند توقع عدم توهین نسبت به ننگ هاى روزگار از ایشان نمى رفت. ضمنا وجه تشبیه خود به اسب از چه بابت است لابد بخاطر جوابهاى سریع وقوى ومختصرتان خود را به چالاکى وسرعت اسب تشبیه کرده اید در حالیکه مطلب به عکس است وان تفصیل واطناب مخل ناشى از حوصله وتوان تحمل ان حجم زیاد از لحاظ کمى بدون محتواى همسان کیفى مطالب، وجه تشبیه را به سوى دیگرِ مثال سوق مى دهد
          قصد توهین نداشتم همانطور که گفتید در مثل …………

  5. کلام اخر به ناشناس:
    نمى گویم در اکثر بلکه در قریب به اتفاق مسائل با شما هم عقیده ایم جز یک مورد معهود، نمى دانم چرا تحمل یک از هزاران را ندارید البته در این باب بى شباهت به مرادتان نیستید که ۲۹۰۰ روز اعتباربخشى را با چند روز انگشت شمار…بگذریم.
    نقد ما به شما این است: مطالبى را درباره انتظار وحالت مطلوب در ان عصر بدرستى وزیبایى بیان مى کنید ولى سؤال اینجاست چرا فقط در زمان نقد بعضیها یاد این مسائل حق مى افتید در حالیکه براى بسیارى از افراد خاطى نیز مى توان همین مباحث توجیهى را پیش کشید که نمى کشید ونمى کشیم!
    لب مطلبتان هم این یک جمله است: اعتراض نکنید زیرا درست شدن این مسائل منوط به(ظهور) وجود معصوم است واین اقا معصوم نیست.
    خوب چرا همین را مختصرا نمى گویید؟!
    به هر حال این مطلب غلط است واز جواب اشکالات به افراد نمى توان از اینکه: خوب معصوم نیست، فرار کرد. مگر غیر معصوم تکلیف ندارد مگر نمى تواند مرتکب خلاف شرع شود مگرنمى توان او را از منکر نهى کرد.
    در اخر بگذارید خیالتان را راحت کنم اگر یک روز به ظهور مانده باشد باز تکالیف ساقط نمى شوند باز باید از منکرى که مى بینید نهى کنید باز حق دفاع از ظلم وظالم به بهانه حفظ ارامش تا فردا را ندارید امام خمینى انگونه که معتقد به تکلیف بود در همان روز على القاعده انقلاب مى کرد ومنتظر فردایش نمى شد و……
    البته همه اینها به عنوان اولى است با عناوین ثانویه احکام عوض مى شود شما نیز سعیتان را در اثبات این عناوین ثانویه بشکل مصداقى بگذارید نه این که سطرها را پر کنید براى اثبات وجود انها در تاریخ وسیره معصومین علیهم السلام. در اینکه کسی نزاع ندارد.

      • باز میبخشید
        چون در جواب سعیم بر این است که خود را ازهر گونه کینه خالى کرده وفقط به استدلال خود وطرف مقابل بپردازم توهینهاى شما را فراموش کرده بودم. لطفا دست بردارید!
        ظاهرا گرفتن ژست مؤدبانه وحتى بعضا متواضعانه شما فقط در حالتى است که تصور مى کنید دست برتر را دارید، ودر حالت دیگر نمى توانید عصبانیت خود را مخفى کنید؟!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<