قمارسازان

افتخار می کنم که در اسفند ۹۱، سه ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری گذشته، در وبلاگم نوشتم حضور سعید جلیلی در انتخابات پیش رو، تبدیل آن انتخابات به رفراندوم هسته ای و به وجود آمدن فضا برای عقب نشینی های هسته ای یا آشکار شدن عقب نشینی های هسته ای در فضای پس از آن رفراندوم خواهد شد. به مخاطبان محدود ولی تاثیرگذاری که نوشته هایم را می خواندند توصیه کرده بودم جوزدگی را کنار بگذارند و بساط قمار روی مساله هسته ای را با ورود جلیلی به آن انتخابات درست نکنند. (نقل به مضمون. متن کامل آن یادداشت را که در تاریخ ۲۸ اسفند ۹۱ منتشر کردم در این آدرس اینترنتی:

نکته ای مغفول مانده در دعوت از جلیلی برای کاندیداتوری در انتخابات ۹۲


می توانید بخوانید)

حالا پس از این تجربه تلخ، همان جماعت با مطرح کردن سردار قاسم سلیمانی، دارند رفراندومی دیگر را رقم می زنند و بساط قمار سنگین دیگری را پهن می کنند. قمار روی مساله فلسطین، قمار روی مقاومت اسلامی، قمار روی سیاست حمایت جمهوری اسلامی از نهضتهای آزادیبخش.
آیا با وجود تجربه گذشته می توان رفراندوم سازی دوباره این دوستان را از روی ناآگاهی و غفلت و جوزدگی دانست؟ متاسفانه دیگر به سختی می توان اینگونه قضاوت کرد.

6 دیدگاه در “قمارسازان

  1. واقعا از اینکه بعد از سه سال تماشای سقوط همه دستاوردهای مقاومت و سقوط گفتمان آن تا حد بحثهای احمقانه ای نظیر اینکه وابستگی خوب است یا بد ، هنوز متوجه خطای استراتژیک خود نشده اید متحیرم.
    اینکه از روز روشنتر بود که آمدن جلیلی یعنی رفراندم هسته ای. اما به هر حال وقتی جلیلی آمد باید این رفراندم به هر قیمت رای آری می آورد. نه اینکه بفرمایید چون احمدی نیست پس بگذار سر سگ در دیگ بجوشد. این کجایش عدالتخواهی است؟ کسانی که آن روز به این بهانه ها رای سفید دادند و یا روی برگه ها مشایی نوشتند و چه بسا به خود روحانی رای دادند نه تنها در ماجرای خیانت هسته ای که حتی در ماجرایی مانند در به در شدن بورسیه مظلوم و بدبخت و یا راننده های کامیون بندرعباس مسوولند.
    آری. آمدن سردار سلیمانی یک اشتباه بسیار بزرگ و وحشتناک است. چه بسا اصلا برنامه خود مافیا باشد. اما در صورتی که این خریت را مرتکب شد و به صحنه آمد دیگر جای این بحثها نیست و باید از او به هر قیمت حمایت کرد.

    • اگر این حضور، جاده صاف کن حذف و رد صلاحیت حمدی نژاد باشد لزومی به رای دادن به ایشان نیست. اگر هم خود دکتر حضور داشت که دیگر جایی برای بحث نمی ماند.

      • آیا شما جدا به همان منطق سر سگ در دیگ اعتقاد دارید؟
        بگذارید صادقانه یک سوال را از شما بپرسم ” شما احمدی نژاد را برای مقاومت می خواهید یا مقاومت را برای احمدی نژاد؟

        این را هم بگویم که هر چند آمردن سردار سلیمانی به انتخابات بعید است اما اگر آمد – که معنای آمدنش حذف احمدی نژاد خواهد بود – رای ندادن شما معنایی جز همان منطق فوق الذکر وتکرار تجربه ۹۲ ندارد.

        عجالتا آیا در وجدان خودتان به خاطر آنکه در سال ۹۲ به جلیلی رای ندادید احساس گناه و عذاب نمی کنید؟ فقط خون آن دانشجوی بدبخت بورسیه دانشگاه کاشان که خودکشی کرد برای احساس عذاب وجدان کافیست. چون اگر جلیلی رای آورده بود قطعا این اتفاقات نمی افتاد. اگر واقعا چنین عذاب وجدانی ندارید دیگر من هم مزاحمتان نمی شوم.

        • نه عذاب وجدانی ندارم. ما معتقدیم وقتی چنین اتفاقاتی می افتد اساسا دیگی وجود ندارد که در مورد اینکه در آن چه بجوشد بحث کنیم.
          ضمن اینکه رای دادن ما به جلیلی تغییری در نتیجه انتخابات نمی داد و باز هم روحانی رئیس جمهور بود. امثال شما هم اگر به او رای نمی دادید متوجه می شدند که وزن واقعی شان همان ۴ میلیون نفر هم نیست. ضمنا دیگر اینکه معلوم نیست اگر جلیلی رای می آورد کسان دیگری بابت چیزهای دیگری خودکشی می کردند یا نه.

          • استدلال جالبی بود. فقط عمر سعد هم می گفت امام حسین علیه السلام کسی را ندارد و بالاخره او را می کشند. حالا چه فرقی دارد من طرف حسین باشم یا طرف یزید!

            فراموش کرده اید مساله چیزی به نام ادای تکلیف است. تکلیف ما حمایت از جلیلی بود ولو اینکه می دانستیم رای نمی آورد.هر چند یقینا اگر نیروهای احمدی نژاد برای حمایت از جلیلی بسیج می شدند اقلا جلیلی دوبرابر آن مقدار رای آورده بود.
            به هر حال از اینکه مجددا مزاحم شدم عذرخواهی می کنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<