نمونه ای از سیاست خاورمیانه ای استعمار در خاورمیانه

الکساندر هیگ وزیر امور خارجه آمریکا در ملاقات آریل شارون (وزیر دفاع وقت رژیم صهیونیستی) با وی در آمریکا در ماه می سال ۱۹۸۲، چند بار تکرار کرد که سیاست ایالات متحده در جنگ عراق و ایران این است که هیچیک از طرفین پیروز نشوند.
(رجوع کنید به اندرو و لسلی کاکبورن، «ارتباط خطرناک»، ترجمه محسن اشرفی، انتشارات اطلاعات، چاپ اول: ۱۳۷۱، صفحه ۵۱۳)
***
«خواست آمریکا در مورد جنگ عراق با ایران برای هر دو طرف، “نه پیروزی، نه شکست” بود.
بر اساس این سیاست، هنگامی که به نظر می رسید ایران در میدان های جنگ با شکست روبه رو شده است، با فروش اسلحه از جانب […] به ایران و تقویت رژیم اسلامی موافقت می کرد.»

(کنت آر. تیمرمن، «سوداگری مرگ» – The Death Lobby – ترجمه احمد تدین، موسسه خدمات فرهنگی رسا، چاپ اول: ۱۳۷۳، صفحه ۱۹۲)
توضیح: لازم به اشاره است که موضوع اصلی کتاب تیمرمن، تجهیز صدام توسط غرب و آمریکا برای مقابله با خطر انقلاب اسلامی است اما در قسمتهایی از کتابش به نحوه اجرای سیاست فوق الذکر (جلوگیری از پیروزی یکی از دو طرف) هم پرداخته است.
***
«من نقشه ای فراهم ساختم که مسیرهای جدیدا پیشنهاد شده برای احداث خطوط لوله جدید [صادرات نفت عراق از طریق عربستان] را نشان می داد و نموداری هم درست کردم که احتمال و شانس یک نفت کش را برای عبور سالم از خلیج فارس بررسی می کرد. در این هنگام این شانس حدود ۳۰ درصد بود. سیاست این بود که چنانچه این شانس به بالاتر از ۴۸ درصد می رسید موساد اطلاع دادن موقعیت نفت کش های هر یک از طرفین درگیری [ایران و عراق] را به دیگری آغاز می کرد. یک نفر را در لندن داشتیم که به سفارت هر دو طرف دعوا تلفن می کرد و با گرفتن ژست طرفداری هر یک از آنان اطلاعات را رد می کرد. هر دو طرف خواستار دیدن وی و پرداخت حق الزحمه اش بودند زیرا اطلاعات بسیار ذی قیمتی به آنها می داد. اما وی همیشه اظهار می داشت این کار را نه به خاطر پول، بلکه به خاطر میهن دوستی انجام می دهد. اجازه می دادیم بسیاری از نفت کش های دو طرف به سلامت بگذرند، اما به هنگام ضرورت کاری می کردیم که طرفین محل نفتکش یکدیگر را تشخیص داده و آنرا هدف قرار دهند. به این ترتیب تنور جنگ را گرم نگه می داشتیم. تا وقتی طرفین مشغول جنگ با یکدیگر بودند کسی به سراغ ما نمی آمد.»
(صفحه های ۱۷۶ و ۱۷۷ از ترجمه فارسی By Way Of Deception – «راه نیرنگ» – نوشته ویکتور استروفسکی – Victor Ostrovsky – مامور اطلاعاتی سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی، موساد که در سال ۱۹۹۰ در آمریکا منتشر شده است و چاپ اول ترجمه فارسی آن که محسن اشرفی آن را انجام داده در سال ۱۳۷۰ توسط انتشارات اطلاعات منتشر شده است.)
***
پی نوشت: از نظر برخی انحراف یابان، پرداختن به قضیه مک فارلین وقتی چماقی علیه رفسنجانی و روحانی باشد، ثواب و واجب و هنگامی که در تایید یکی از دیدگاههای احمدی نژاد (تمایل استکبار به شعله ور بودن جنگ در خاورمیانه و تضعیف دو طرف هر درگیری در این منطقه) باشد حرام و ضدانقلابی و  تقدس زدایی از دفاع مقدس است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<