تحریف در معنای کلمه اسلام

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّهً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ»
(سوره بقره، آیه ۲۰۸)

کلمه «اسلام» کلمه ای چند وجهی یا حداقل دو وجهی است. «تسلیم خدا بودن» تنها یک وجه آن است و وجه دیگر آن، صلح خواهی و رحمت و سلام و سلامت خواهی است.
با این حال اگر نگویم در «همه» ترجمه ها و تفسیرها، فقط وجه اول این کلمه راه یافته است در «بیشتر» آنها فقط وجه اول راه یافته است.
آیه ای که در بالا آمده است، نمونه ای است که بیشتر از بسیاری آیات دیگر، این وجه از کلمه «اسلام» را نشان می دهد.
اگر ابهامی در معنای دقیق «سِلم» در زبان عربی داریم، متونی همچون زیارت عاشورا، به خوبی چنین ابهامی را برطرف می کنند:
«انی “سِلم” لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم»
این جمله و البته متونی دیگر، سلم را در برابر حرب (جنگ) بیان می کند و روشن می کند که معنای سلم، صلح و دوستی است. با این حال نگاهی به ترجمه ها و تفاسیر موجود از قرآن نشان می دهد که حتی در مورد این آیه نیز بیشتر مترجمان و مفسران، سلم را «تسلیم بودن در برابر خدا» بیان کرده اند و تمایل داشته اند وجه دیگر این کلمه را نادیده بگیرند.
می توان تصور کرد اگر به یک مسلمان، از کودکی گفته شده بود تو مسلمانی و مسلمان بودن یعنی «تسلیم امر خدا و صلح طلب بودن»، روحیات و اخلاق و نوع مسلمانی او چه تفاوتی می کرد با وقتی که به او از کودکی گفته می شود مسلمان بودن یعنی «تسلیم امر خدا بودن.»
سوای اثر تربیتی چنین ترجمه ها و تفاسیری، مشکل بعدی، تصویری است که از اسلام در در چشم و دل غیرمسلمانان شکل می گیرد. تصویری که با اصلی ترین متنی که مورد رجوع مسلمانان است همخوانی ندارد و از عوامل این ناهمخوانی، ترجمه ها و تفاسیر هستند.

5 دیدگاه در “تحریف در معنای کلمه اسلام

  1. شما مجبور نیستید وقتی عربی نمی دانید وارد این نوع مباحثات بشوید. سلم یک فعل ثلاثی مجرد است و افعال مجرد با رفتن به ابواب مختلف ثلاثی مزید می شوند معنایشان هم عوض می شود. از همین سلم افعال اسلام و استسلام و تسلیم دو فعل ثلاثی مزید آن هستند که ابدا هم معنای مشابهی ندارند.

    سلم به خودی خود به معنای صلح نیست. به معنای انتخاب راه آرامش و پرهیز از درگیری و سالم ماندن است. این مساله لزوما به معنای چیز خوبی نیست بلکه می تواند به معنای ترس و بیعرضگی باشد. همینکه کلمه با رفتن به ابواب ثلاثی مزید معنای دقیق پیدا می کند و چگونگی و نوع انتخاب سلمر را نشان می دهد..

    وقتی سلم به باب استفعال برود، معنای طلب سالم ماندن می کند که اگر بخواهیم خیلی دقیقا آن را معنا کنیم به معنای این است خودمان به دشمن پیشنهاد می دهیم که ابدا قصد تنش نداریم و هر چه او بگوید می پذیریم. که معنای بسیار بد و تحقیر آمیزی است. یعنی خودمان پرچم سفید بلند می کنیم. این همان تنش زدایی است.

    وقتی به باب تفعیل برود معنای تدریجی می گیرد می شود تسلیم. مثلا وقتی دشمن فشار می آورد کم کم مقاومت ما را در هم می شکند. دشمن به ما دستور می دهد تسلیم شوید و بالاخره کم کم ما کوتاه می آییم و برای سالم ماندن و حفظ جانمان تسلیم می شویم. این همان کوتاه آمدن در مقابل قدرتهای بزرگ است!*

    اما وقتی به باب افعال برود، به می شود اسلام که تا حدی همان معنای باب تفعیل یعنی تسلیم را می دهد با این تفاوت که بر خلاف تسلیم که تدریجی اتفاق می افتاد اسلام یعنی کوتاه آمدن یکباره در مقابل یک پیشنهاد. ( دقیقا شبیه تفاوت انزال و تنزیل که انزال یعنی فرود آمدن یکباره و تنزیل یعنی فرود آمدن تدریجی). پس وقتی می گویید اسلم الرجل یعنی آن مرد اسلام آورد ، یعنی به یکباره شهادتین داد و پذیرفت که به تمامی دستورات خدا عمل کند. چنین کسی اگر راست بگوید از عقوبت الهی – و البته جنگ با مسلمانان – در امان می ماند. مثلا إذ قال له ربه أسلم قال أسلمت لرب العالمین سوره بقره آیه ۱۳۱٫

    در عمل تسلیم برای امور دنیایی معنی دارد – اساسا تسلیم یک رفتار فیزیکی است- حال آنکه اسلام یک معنای آخرتی دارد و یک رفتار قلبی و ادعای زبانی به این رفتار قلبی است. هر چند ممکن است این ادعا به دلایلی دروغ باشد. یعنی شخص اسلام بیاورد اما واقعا در قلبش آن را نپذیرفته باشد که این همان نفاق است.

    اما به هر حال می بینید که در تمام ابواب فوق انتخاب راه سلامتی مطرح است – حال یا در مقابل مردم یا در مقابل خدا- و شما می توانید اسمش را صلح طلبی بگذارید! اما آنچه در معنای مصطلح بین انسانها صلح طلبی معنا می شود همان استسلام است. با این معنا اساسا جایی برای صلح طلب نامیدن اسلام وجود ندارد. مسلمان به هر قیمتی دنبال صلح نیست و آنچه برایش مهم است رضایت الهی است ولو در این دنیا سلامتی جسمی اش را از دست بدهد و حنی کشته شود یا بکشد.

    پس به طور خلاصه منظور از اسلام از سالم ماندن، در امان ماندن از عقوبت الهی است و نه حفظ جان و آرامش دنیوی و اساسا ترچمه اسلام به عنوان صلح طلبی دنیوی کاملا غلط است. هدف اسلام اصلا دنیایی نیست و زندگی انسان را بین تولد و مرگ محدود نکرده است که بخواهد به هر قیمت از آرامش و سالم ماندن در در آن بازه حمایت کند.


    * نکته : سلام کردن هم را به غلط عده ای تسلیم شدن معنا کرده اند حال آنکه معنای آن سلامتی خواستن است. السلام علیک یعنی سلامتی برای تو. پس وقتی خدا می گوید سلموا تسلیما به معنای آن نیست بروید فقط سلام کنید. معنایش این است که بروید تسلیم امر بشوید و هر چه فرمان دادند را به صورت فیزیکی اطاعت و اجرا کتید.

    • سلام
      لابه لای کامنت طولانی تان، بر خلاف خواست خودتان، مضامینی در تایید دیدگاه این یادداشت وجود داشت بنابراین نیازی به بحث بیشتر نمی بینم. ممنون که نظر دادید.
      (مثلا فرموده اید “سلم… به معنای انتخاب راه آرامش و پرهیز از درگیری و سالم ماندن است. این مساله لزوما به معنای چیز خوبی نیست. بلکه می تواند به معنای ترس و بی عرضگی باشد.”
      خوب این آیه به طور خاص دارد به همین “سلم” دعوت می کند و عجیب است که فرموده اید لزوما به معنای چیز خوبی نیست و می تواند به معنی ترس و بی عرضگی باشد.)

      • فرار رو به جلو و خود را به آن راه زدن نوعی توهین است.
        اما اگر واقعا نامفهوم بوده دوباره مختصرا توضیح می دهم:

        سلم به معنای انتخاب آرامش و دوری از درگیری است اما در مقابل چه کسی؟ در مقابل انسانها یا در مقابل خدا؟
        و دقیقا تاکید شد که از نظر لغوی هم سلم با اسلام متفاوت است چرا که سلم تعیین کنننده نوع آرامش نیست. آری. مسلمان در مقابل خدا هیچ تنش و یکی به دو و اما و اگری در مقابل فرمان خدا ندارد.
        اما آیا چنین کسی در مقابل انسانها هم چنین رویکردی دارد؟
        قطعا نه.
        پس اسلام به معنای صلح طلبی با انسانها نیست. بلکه می گوید با خدا صلح کن ولو به قیمت جنگ با انسانها. یعنی جهاد.

  2. سلام
    …………
    “امر خدا ” یک مجموعه برنامه است که تحت عنوان اسلام ارائه شده، که هم جنگ رو در بر می گیره هم صلح رو، منتها هر کدوم در وقت و وضعیت مقتضی،
    صلح، زیر مجموعه کل اسلام هست. مفهومی که معمولا از صلح طلب بودن اسلام اراده میشه یه چیزی معادل اسلام رحمانی هست که فی الواقع یه اسلام خنثا و بی خاصیته، نمیشه که دشمن به ما تجاوز کنه، یا بهمون ظلم کنن بعد بگیم ما صلح طلبیم نمیخوایم عکس العمل خشن نشون بدیم، این که خودش مغایر با اسلام خواهیه، ما متجاوز نباید باشیم نه اینکه در برابر تجاوزنرم و منفعل باشیم که یه وقت چهره خشنی نداشته باشیم؛ اون قطعه از زیارت عاشورا هم تایید همین مسئله است که صلح و خشونت – هر دو – به اقتضای شرایط باید اتفاق بیوفته.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<