یک سئوال احتمالا مهم: دنبال چه هستید؟

به نظرم یکی از مشکلات اساسی در مدیریت کشور در ایران این است که از سه سئوال:
– برای چه اهدافی باید مدیریت کرد؟
– چگونه باید مدیریت کرد؟
و
– چه کسی باید مدیریت کند؟
به جای آنکه سئوال اول، مهمترین سئوال باشد، سئوال سوم مهمترین یا تنها سئوال مهم است. شخصیتها و گروههای سیاسی و هوادارانشان بیش آنکه حواسشان به این باشد که اساسا به چه علت دنبال قدرت هستند، صرفا برایشان مهم است که چه کسانی در قدرت باشند یا نباشند.
شاید اگر خیلی از سیاست ورزان (البته آنهایی که به قصد و هدف کاسبی سیاست ورز نیستند)، لحظه ای درنگ می کردند و به این سئوال پاسخ میدادند که با فعالیت سیاسی، دنبال چه چیزی هستند و بر فرض که مثلا رییس جمهور شدند، بعدش چه، وضعیت بهتری میداشتیم.
بالشخصه اگر طرفدار احمدی نژاد هستم به این دلیل است که برایم روشن است از فعالیت سیاسی، دنبال چه اهداف و آرمانهایی هستم و البته معتقدم در ایران امروز اگر کسی واقعا بخواهد برای رسیدن به آن اهداف تلاش کند، کم و بیش به جز روش و مسیری که احمدی نژاد رفت و میرود، مسیر دیگری ندارد مگر اینکه نخواهد به آن اهداف برسد و به محافظه کاری تن در دهد. و البته چنین کسی، هر که باشد، سرنوشتی مشابه احمدی نژاد در انتظار اوست.
ما شخص پرست نیستیم، ما آرمانگراییم و برای رسیدن به آرمانها، روش مشروعی به جز روشی که احمدی نژاد رفت نیافته ایم. اگر روش دیگری سراغ دارید بگویید.
۳۰ سال به درستی در گوش ما نسل انقلاب خواندند که دشمنی آمریکا و استکبار با جمهوری اسلامی به خاطر ماهیت دو طرف است و این دشمنی صرفا با تغییر ماهیت یکی از دو طرف پایان می یابد.
آیا در داخل کشور نیز اینگونه نیست؟ می شود کسی دنبال عدالت و آزادی و احقاق حق مردم و اصلاح امور باشد، اما آهسته برود و آهسته بیاید و با اشخاص و ساختارها و رویه های فاسد و غلط و تصلب یافته، تقابل پیدا نکند و این تقابل، تنش آفرین و حاشیه ساز نشود؟
گیرم که علی علیه السلام را هم حاکم کردید، از حاکم کردن او دنبال چه چیزی هستید؟ و آیا او بدون تنش میتواند به آنها برسد؟ سعی کنید برای این سئوالها جواب داشته باشید.

آدرس کانال تلگرامی آرمانشهر:
https://telegram.me/armanha_tk

10 دیدگاه در “یک سئوال احتمالا مهم: دنبال چه هستید؟

  1. سلام
    در رابطه با مطلبی که در تلگرام نوشتید؛

    هر معادله ای در ذهن احمدی نژاد باشه، اما انتظار از او این نبود که وجهه ی رهبری رو اینجوری تخریب کنه
    از محبوبیت احمدی نژاد همه اطلاع دارن، با این وجود ملاحظاتی وجود داشت که بابت اونها توصیه به عدم شرکت در انتخابات شد.

    • خیر. در واقع رهبری مدیون احمدی نژاد هم شد ولو خودش مخالف اینکار احمدی نزاد باشد. چرا که دو قطبی رییسی – روحانی دو قطبی بسیار خطرناکی بود. رییسی مرد قضاوت است نه مرد سیاست و مطلقا حریف رندی مانند روحانی نمی شد. تازه بسیار بد حرف می زند و مردم هم شناختی از او ندارند. رزومه ای هم که نداشت. اما دیدید که همه جا او را رهبر احتمالی آینده و متحد رهبری قلمداد کردند. در این شرایط رای نیاوردن رییسی و یا رای آوردن و سپس خراب شدن او در مقابل مجلس و برجام نتایج فوق العاده مصیبت باری برای شخص رهبری و کل کشور داشت.

      اما الان با آمدن احمدی نژاد – هر چند اقدامش کاملا انتحاری و زدن زیر عهد و پیمانش بود- اما رهبری از یک خطر بزرگ نجات یافت. الان اگر رییسی رای نیاورد و حتی اگر روحانی رای بیاورد دیگر این شکست را همه از چشم احمدی نژاد می بینند و نه از رهبری. خطر دو قطبی رهبر- روحتنی برای کشور بسیار بیش از خطر دو قطبی احمدی نژاد- روحانی است حتی اگر منجر به فتنه جدیدی بشود.
      راستش نمی دانم احمدی نژاد آگاهانه این فداکاری را انجام داده یا نه. اما به هر حال نتیجه به سود رهبری تمام شد. حتی اگر فرضا خود ایشان متوجه نباشد.

  2. خیر. راهی که احمدی نژاد رفت درست نبود. او وقتی دید آرمانهایش قابل حصول نیستند و مردم علاقه ای به آن آرمانها ندارند هدف و آرمانش را تغییر داد. او به طور واضح به صورت یک فرشته عدالتخواهی و چریک جبهه فقرا و برای جنگ با حاکمیت اشراف که تجلی آن در شخص خاتمی بود آمد اما الان کارش به جایی رسیده که صرفا یک فعال حقوق بشری و آزادیخواه است. کسی که به جای شایسته سالاری الان به فکر سهم دهی به اقوام و مذاهب است*. به خاتمی نامه می نویسد که مثلا خطاهایش را تذکر دهد اما آن اهریمن و گرگ باران دیده را با چنان عناوین و تعارفاتی خطاب می کند گویا برادر عزیزش را آنهم برای بار اول می خواهد ارشاد کند. مردی که تبری را از منطق خود حذف کرده است.
    آری. من با آن احمدی نژاد عدالتخواه موافق بودم حتی اگر دولتش به ششماه هم نمی کشید و یا کارش به جنگ داخلی ختم می شد. چنانچه دولت کوتاه مدت امام علی علیه السلام هم در ظاهر نتیجه ای جز جنگهای داخلی نداشت.
    ای کاش احمدی نژاد به همان اصول عدالتخواهی پایبند می ماند و دنبال سیاست ورزی نمی افتاد. آن وقت واقعا به اسطوره عدالت در هزار سال اخیر تبدیل می شد.

    ——
    *. برای بقایی نوشتم که اینکه بعد از ریاست جمهوری به یک اهل سنت در صورت داشتن لیاقت و تعهد حتی وزارت هم بدهید هیچ عیبی ندارد. اما اینکه قبل از انتخابات وعده بدهیم به شما سهم می دهیم معنایی جز طائفه ای فرض کردن ایران و انکار شایسته سالاری ندارد. تلاشی شرم آور برای کسب رای.

  3. سلام
    راستش من رسانه قدرتمندی ندارم،گفتم یه مسئله ای رو باهاتون در میون بذارم اگه دوست داشتید تو کانالتون مطرح کنید،البته احتمالا خودمم تو وبلاگم این مسئله رو بیان کنم.
    دقت کردید صدا و سیما چه تصویری رو از مهندس و دکتر نشون دادن.
    از مهندس فقط تصویر کوتاهی پخش شد که گفت همه باید به قانون احترام بگذارن
    از دکتر هم پرسیدن آیا به قانون عمل میکنید؟
    به نظرتون این زمینه سازی برای رد صلاحیت نیست
    چرا این سوال از این دو نفر پرسیده شد؟
    والبته جواب دکتر هم هوشمندانه بود که گفت از همه همین سوال رو میپرسی؟

    • سلام علیکم
      به نظرم تو وبلاگتون اگه مایل هستید همین نکته رو بنویسید. شاید فعلا به صلاح نباشه از رد صلاحیت دکتر یا بقایی حرف زدن، چون هزینه اش پایین میاد.

  4. به نظرم شما نمونه بارز یه انقلابی کور هستین!
    میگین فساد ساختاری ولی خودتونم دقیقا نمیدونین دارین چی میگین!
    اگرم بدونین،هیچ آلترناتیوی براشون ندارین!
    مگه احمدی دم از سیستم فاسد بانکی نزد؟پس چرا تو دوره ریاستش بانک ها قارچ وار رشد و نمو کردن؟!

    • حق با شما است. احمدی نژاد ساده لوحانه خیال می کرد می شود در پازل دشمن بازی کرد اما او را شکست داد! حال آنکه این نشدنی است.
      باید مستقیما پازل را به هم ریخت. نه فقط در ایران بلکه کل دنیا. و این کار احمدی نژاد نیست. فقط کار امام است و باید همه به این نتیجه برسند که هیچ راه چاره و نجاتی جز ظهور وجود ندارد.

  5. از ماهها قبل دکترشروع به برنامه تبیین مبانی انقلاب برنامه اى عظیم واینده ساز در این بین ناگهان مساله انتخابات پیش امد و بقایى با ورودش موجب بروز فرصتى بینظیر وبرنامه ریزى نشده در مسیر دکتر شد
    پیروزى ظاهرى بدست گرفتن دولت قابل مقایسه با پیروزى کنونى عدالتخواهان نیست
    مهمترین اثر ٨سال مدیریت دکتر نه صرفا قطع ید مفسدان بلکه اثبات وجود وروابط انها ورسوا کردنشان ، ونه صرفا توزیع عادلانه ثروت و احقاق حق مردم بلکه اشنا کردن انها به حق تضییع شده شان بود
    و……
    وانّ غدا لناظره لقریب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<