احترام یا رنج؟

بازخوانی آیه ای از قرآن کریم

«لقد خلقنا الانسان فی کبد» (سوره بلد، آیه ۴)

بیشتر مترجمان و مفسران قرآن کریم، این آیه را اینگونه ترجمه کرده اند:

«همانا انسان را در رنج و سختی آفریده ایم»
ترجمه غیرمشهور و غیررایجی نیز از این آیه شده است:
«همانا انسان را راست قامت آفریده ایم.»
***
پس از این مقدمه، خواننده گرامی را به نکات زیر توجه می دهم:
۱- لغت شناسان بین واژه «کبَد» و «کبِد» (به معنی جگر سیاه) ارتباط دیده اند. اولی را همانطور که گفته شد به معنی شدت و سختی می دانند و دومی را گویا به این دلیل که اندامی از بدن انسان است که خون «غلیظ» و «سخت» وارد آن می شود به این نام خوانده اند.
راغب اصفهانی در «مفردات»، «کبَد» را «درد کبِد» نیز معنی کرده است. (به عبارت دیگر، گویا در زبان عربی، با گذشت زمان، درد یک عضو بدن، به درد به معنی عام آن تغییر معنی داده است.)
اما نکته ای که در این بند به آن تاکید داریم این است که:
کبد، «بزرگترین» اندام داخلی بدن انسان است.

۲- در زبان عبری، که با زبان عربی، همریشه است، کلمه کبد (כבד) و کلمه های همریشه آن کلمه ای پرکاربرد، به خصوص در مکاتبات اداری، رسمی، دعوتنامه ها، تقدیرنامه ها و نامه نگاری ها است. در این میان البته کلمه «کابَد» (כבד) به معنی جگر سیاه و به معنی سنگین، «عظیم»، سخت، زیاد است و کلمه «کبِد»(כבד) به معنی سنگینی، فشار، سختی، شدت و کثرت نیز هست.
اما سایر کلمات پرکاربرد و همریشه با این کلمه و ترجمه آنها به فارسی عبارتند از:
– کلمه כבוד (کبود) با اعراب گذاریهای مختلف به معنی احترام، حرمت، عزت، آبرو، افتخار، محترم، گرامی، ارجمند، فاخر و مجلل است.
– فعل נכבד (نِکبد) به معنی مکرم بودن یا مکرم شدن است.
– فعل כבד (کِبِد) به معنی احترام گزاردن و محترم داشتن است.
– فعل כבד (کُبَد) به معنی مورد احترام قرار گرفتن است.
– فعل היכביד (هیکبید) به معنی محترم گردانیدن است.
– کلمه מכבד (مکُباد) به معنی محترم و ارجمند  است.
– کلمه נכבד (نکباد) به معنی محترم، ارجمند و گرامی و همچنین به معنی پر و سنگین است.
– کلمه נכבדות (نکبادوت) به معنی چیزهای عالی و مطالب بزرگ است.

(به فرهنگ عبری-فارسی حییم، چاپ ۱۳۶۰، صفحه های ۱۹۹، ۲۰۰، ۲۵۹ و ۳۳۱ مراجعه کنید.)

۳- در تورات، نام مادر حضرت موسی، یوکابد «יוכבד» ذکر شده است. این نام از دو جزء یو، یهو  (יו) +«کابد» (כבד) تشکیل شده است و «جلال گرفته از خدا» یا «خدا با شکوه است» معنی می دهد.

با توجه به نکات پیش گفته، می توان برای آیه چهارم سوره بلد، این ترجمه  را پیشنهاد کرد:
«ما انسان را در جلال/شکوه/عظمت/احترام/عزت/کرامت آفریده ایم»

این پیشنهاد وقتی پررنگتر می شود که می بینیم گویا آیه بعدی این سوره، با ترجمه پیشنهادی گفته شده، ارتباط معنایی بهتری با آیه قبل از خود پیدا می کند تا با ترجمه رایج آن:

«ایحسب ان لن یقدر علیه احد» (سوره بلد، آیه ۵)

«آیا او (یعنی انسانی که طبق آیه قبلی در شکوه و عزت و عظمت آفریده شده است) می پندارد کسی بر او چیره نخواهد شد؟»

برگرفته از کانال تلگرامی بشارتها به آدرس:
https://telegram.me/besharatha/28

4 دیدگاه در “احترام یا رنج؟

  1. برداشت زیبایی بود اما تفسیر به رای نکنید. ریشه های عبری و عربی هر چند شباهتهایی دارند اما همیشه هم معنی نیستند. همانطور که اعتدال و عدالت هر دو از ریشه عدل هستند اما دو مفهوم کاملا متضاد دارند.
    به هر حال این نظر را می توانید از نظر علمی بیشتر مورد بررسی قرار دهید و ژورنالهای علمی قرآنی هم مطرح کنید. در صورت تایید کارشناسان قدم بزرگی بر داشته اید.

  2. سلام برادر بسیار عزیز

    بنظرم این یک حقیقت است که نابرده رنج گنج میسر نمی شود؛ مادی باشد یا معنوی۔ با احترام تقدیم به شما:

    “دنیا منزلی است که به ابتلائات پیچیده شده است و کم و زیاد دارد. لذا مومنین پیهِ این ابتلائات را به دل می‌مالند، یعنی صبر می‌شوند. خداوند نیز آنها را از این عقبه‌ها رد می کند. «دار بالبَلاء مَحفوفه»؛(علی«ع »، نهج‌البلاغه، خطبه ۲۲۶) یعنی انسان را در ابتلائات جل پیچ کرده‌اند. ابتلائات خلاف میل بشر است و این تا زمانی است که ما به رضایت خدا رضا نشده‌ایم. وقتی راضی شدیم دیگر برای ما فرقی نمی‌کند.

    دیده‌اید که اگر کسی از دیگری راضی بود عیبی در کار او نمی‌بیند، در صورتی که در همه کارهای کسانی که از آنها رضایت ندارد عیب می‌بیند. نوکر اوست، ولی غُرغُر می‌کند؛ می‌گوید: این ارباب من اصلاً در زندگی نظم ندارد. در قدیم این گونه بود؛ می‌گفت: کار ارباب من بند و بار ندارد؛ مردم مالش را می‌خورند و هیچ در بند آن نیست و مرتب پشت سر ارباب دم از نارضایتی می‌زد.

    بعضی از اهل دنیا اصلاً نمی‌دانند خدا هست یا نیست، ولی با اوضاع دنیا ساخته‌اند. امّا مومنین غرغرو هستند؛ یکی می‌گوید چرا مریض شده‌ام، یکی می‌گوید وضع مالیم خراب است و … مثل این که خودی‌ها بیش‌تر جیغ و داد می‌کنند.

    مومنین حق دارند گله خدا را پیش مومنین ببرند و شِکوه کنند. به نظر می‌رسد مومنین نطقشان باز است. همه دردِ دلشان را به هم می‌گویند. مومنین و خوب‌ها هستند که از خدا گلایه و شکوه دارند. آزادند تا حرف‌شان را به دیگر مومنین بزنند ولی کفّار و اشقیا کاری به کار خدا ندارند.

    اگر ائمه(ع) فرموده‌اند در زندگی دنیا صابر باشید برای این است که به مقام رضا برسید. چون بعد از مقام صبر مقام رضاست. باید صبر کرد. زندگی دنیا همیشه همین طور بوده است. اگر هزار سال هم در این دنیا باشید همین طور است. یک شب سرد است یک شب گرم، گاهی باران هست گاهی نیست، یک شب رزق انسان زیاد است و یک شب کم است، یک شب مریض است و یک شب سالم، خاصیت عالم طبیعت این است. اگر از گذشته‌ها هم خبر بگیرید همین طور بوده است. اگر انسان چند سال از عمر خویش را در این باره تجربه داشته باشد برای همه عمرش بس است.”

    [کتاب طوبی محبت – ص ۱۸۷ – مجالس حاج محمد اسماعیل دولابی]

  3. سلام. در کانال خود نوشته اید:
    “اصلاح طلبان جوری میگویند حرفهای بقایی را در مورد وضعیت زندانها صادقانه نمی دانیم چون قبلا در مورد آنها چیزی از او نشنیده ایم که انگار در دوره فاجعه بار خلخالی و موسوی تبریزی و صانعی و… زبان اعتراض و انتقادی در مورد وضعیت زندانها و دادگاهها داشته اند یا اینان که اسم بردم از رفقای احمدی نژاد و بقایی بوده اند نه دوستان خودشان یا اینکه انگار اعدامهای دهه ۶۰ در عهد حاکمیت دقیانوس یا کریم خان زند صورت گرفته است نه در دوره نخست وزیری میرحسین موسوی و ریاست مجلس هاشمی رفسنجانی و اگر اعدامهای آن دهه به این دو نفر اخیر ربط نداشته است لابد وضعیت دادگاهها و زندانها در سالهای ۸۴ تا ۹۲ به بقایی و احمدی نژاد ربط داشته است! یا لابد احمدی نژاد بود که توانست گذشته دری نجف آبادی و ری شهری و رازینی را احمدی نژاد نادیده بگیرد و آنها را در لیست انتخاباتی اش قرار دهد و مردم را دعوت کند که به آنها رای دهند!
    لابد روشنفکری و نخبگی و سواد هم یعنی اینکه باید سکوت و همراهی و عاملیت و مشارکت اصلاح طلبان را در آن گذشته خونبار نادیده گرفت ولی در مورد بقایی و احمدی نژاد، فقط روی گذشته کاملا پاکتر آنها در این زمینه ها، ذره بین گرفت.”

    برادر بزرگوار، از شما انصاف و عدالت سراغ دارم و تعجب می کنم که چرا شما هم مثل بسیاری از اصلاح طلبان و بهاری ها، متعصابه قضاوت کرده اید. قطعا هر کس باید در مورد گذشته اش توضیح دهد ولی طبعا قبول دارید، این گذشته هر چه به زمان حال نزدیک تر باشد، اهمیت آن بیشتر می شود. رفتار قوه قضاییه و ظلم و ستم آن در تمام این ۳۸ سال کمابیش یکسان بوده است. تمام این مواردی که در مورد زندان اول و دوم بقایی گفته می شود در دهه ۶۰ و ۷۰ و ۸۰ و ۹۰ هم وجود داشته است. همانطور که من به حسن روحانی اعتراض دارم که چرا در دوران ریاست جمهوری خود به این ظلم ها اعتراض نمی کند، طبعا این انتقاد به احمدی نژاد هم وارد است که در دوران ریاست جمهوری خود چه کرده است. برادر من، من از نزدیک در سال ۸۸ و بعد از آن در جریان بی عدالتی های صورت گرفته با بعضی از زندانیان سیاسی بوده ام و احمدی نژاد هیچ کار نکرده است، تقریبا مطلقا هیچ. نگویید چند بار اعتراض کرده است، نگویید قلبا ناراضی بوده است. به با دم پایی بردن بقایی در داداگاه اعتراض می کند و عکس با دم پایی زندانیان ۸۸ را دید و هیچ نکرد. میر و شیخ در حصرند و او هیچ نکرد، به نظر من مطلقا هیچ. وزیر اطلاعات او اژه ای بود و مصلحی! لطفا نگویید وزیر اطلاعات در اختیار رییس جمهور نیست. خوب استعفا می کرد. به قوا دکتر جباری پس دوباره چرا می خواست بیاید. کاش لااقل مثل مشایی اصل انتقاد دیگران را می پذیرفت.
    نکته دوم اینکه در تمام سال هایی که اصلاح طلبان و دیگران در ظلم ها به قول شما مشارکت خونبار داشتند، او و حواریونش چه می کردند؟ لطفا دقیقا بگویید در دهه ۶۰ احمدی نژاد چه می کرد؟ آیا مشارکت نداشتن کافی است؟ آیا حتی یک بار اعتراض کرد؟ در دهه ۷۰ چه می کرد؟ شما می دانید احمدی نژاد در انتخابات مجلس ششم به عنوان بازوی شورای نگهبان در پی ابطال آرای مردم بود؟ http://borborod.persianblog.ir/post/157/

    شما را به خدا دست از تعصب بردارید. عدالت خواهی و آزادی خواهی خوب است، برای مبارزه در راه آزادی من مجبور شده ام به رفسنجانی و روحانی رای دهم و می توانم بپذیرم که شما هم با منطق خوتان هوادار احمدی نژاد باشید، اما از او قدیس نسازید و اشتباهات فاحش او را توجیه نکنید.
    عزت زیاد.

  4. در ضمن شما اشاره به لیستی کردید که در ان رازینی و ری شهری و دری بود. شما به خوبی می دانید این لیست، یک تاکتیک بود برای بیرون راندن جنتی و مصباح و یزدی. می توانید این تاکتیک را کثیف بدانید ولی نمی توانید بگویید که ما به آنها واقعا رای داده ایم. در ضمن لطفا به لیست انتخابات مجلس ششم و بسیاری از انتخابات ها بنگرید ببینید عکس احمدی نژاد در کنار عکس چه کسانی است. شما ببینید در سال ۸۸ چه کسانی حامی احمدی نژاد بودند. حرف های سردار مشفق و سردار جعفری را که در مورد انتخابات ۸۸ شنیده اید؟
    حتما صحبت های آرش موسوی؛کارشناس ارشد علوم اجتماعی را در تجمع اخیر احمدی نژاد خوانده اید. پاسخ او واقعا مضحک است. کاش قبول می کرد که تا حالا کوتاهی کرده.
    بگویید و به من ثابت کنید احمدی نژاد استحاله شده است تا من بتوانم به این فکر کنم آیا بیرق اصلاح طلبی در حال جابجایی از دستان خاتمی به دستان احمدی نژاد است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<