مرام مالکومی، مرام کینگی

“مالکوم ایکس”، زمانی به “مارتین لوتر کینگ” گفته بود “عمو توم” (نماد ظلم پذیری و ذلت پذیری در ادبیات داستانی ضد نژادپرستی) و او را سازشکار و معامله گر معرفی کرده بود.
کینگ نیز می پرسید آیا ستیزه جوییهای مالکوم به قدر روش مسالمت جویانه تر من، دستاوردی برای سیاهان داشته است؟ اصلا مالکوم، هیچ دستاوردی داشته است که به من اتهام می زند؟
اما گذشت زمان نشان داد که جنبش حقوق مدنی سیاهان آمریکا، برای پیشرفت خود، به وجود هر دو طیف نیاز داشت.
مثلا به احتمال قوی، کینگ در چانه زنیهای خود با اصحاب قدرت برای گرفتن امتیاز به نفع سیاهان، زیاد از خطر گرایش پیدا کردن هوادارانش به مرام مالکوم سخن میگفته است. باید مالکومی می بود که قدرت چانه زنی کینگ، بیشتر شود.
نکته اینکه دست آخر، اف.بی.آی، راه تروریستها را برای قتل هر دو شخص باز کرد و سرنوشت هر دو، کشته شدن بود؛ این دویی که در دوره هایی، بخشی از نیروی خود و هوادارانشان، صرف کلنجار رفتن با یکدیگر شده بود (البته که بخشی از این کلنجار رفتنها ناگزیر بودند وگرنه تفاوتها اساسا بروز نمی کردند.)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<